گزارش نیک ۱۳۱: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟

«هر واژه، یادآور خصوصیات ناشناخته‌ای است تا قدرت روح خویش را تعریف نمایید.»
-احمد نصراللهی، یک دقیقه‌ها، ص۴۱

در سلسله‌‌‌فرسته‌های روزانه‌ی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی می‌نویسیم از کارهای نیکو و سودمندی که برای خودمان و دیگران انجام داده‌ایم.

شما هم می‌توانید این پایین بنویسید که امروز چه کارهای خوبی انجام داده‌اید.

درباره‌ی گزارش نیک بیشتر بدانید:

فهرست‌پایه‌ی روزنگاری (Journaling) | چرا چالش «گزارش نیک»؟

فهرست خود را به این شیوه سامان بدهید:

چند پیشنهاد:

  1. سال‌واژه: در آغاز گزارشتان می‌توانید به سال‌واژه‌ی خود اشاره کنید؛ تا هم نوعی یادآوری باشد هم مشوقی برای سنجش عملکرد روزتان بر پایه‌ی سال‌واژه.
  2. نمره‌ی روز: اگر معیارهایی روشنی برای سنجش روزهایتان داشته باشید می‌توانید عملکردتان را دقیق‌تر ارزیابی کنید و به آن نمره بدهید.
  3. یاری‌ جستن: ویلیام کلمنت استون می‌گوید: «به دیگران بگویید می‌خواهید چه‌کار بکنید… سرانجام، یکی پیدا می‌شود که می‌خواهد به شما کمک کند تا به خواسته و آرزویتان برسید.» می‌توانید در بخشی از گزارش نیکتان بگویید که در پی چه اهدافی هستید و به چه چیزهایی نیازمندید.
  4. هزارکلمه‌‌نویسی: چالشی در آزادنویسی. اگر اهل تایپ در برنامه‌ی وُرد هستید بدک نیست هر روز دستِ کم هزار کلمه آزادنویسی کنید. شمارش کلماتِ متن را خودِ برنامه انجام می‌دهد. مهم این است شما دست از کیبورد برندارید و مغزتان را بسپارید به جریان سیال ذهن. در دل این آزادنویسی سطرهایی شکل می‌گیرد برای ارائه‌ در گزارش نیک. ضمن آنکه نگارش همین هزار کلمه را می‌توانید به عنوان دستاوردی روزانه گزارش کنید.
  5. واژه‌گستری: با پرسه در وبگاه «واژه‌دان» برای کلماتِ گزارش نیک خود در پی مترادف‌های مناسب‌ باشید. از جریان این پرسه هم می‌توانید گزارش بدهید. بگویید با چه کلمات تازه‌ای آشنا شده‌اید و چه حسی به آن‌ها دارید.
  6. گزارش آموخته‌ها: از آنچه به‌تازگی آموخته‌ایم بگویم و حتا پاره‌هایی از کتاب‌ها یا کلاس‌ها را نقل کنیم.
  7. رسانه‌ی شخصی: اگر کانال تلگرامی عمومی و فعالی دارید،‌ پیوند آن را ته گزارش‌هایتان بگذارید. اینطوری:
    https://t.me/shahinkalantari

+از جمله‌ کارهایی که همسفران نویسنده‌ساز بیشترِ روزها انجام می‌دهند:

روزنگاری و آزادنویسی
رونویسی و کلمه‌برداری
انتشار متن در رسانه‌ی شخصی
پیاده‌روی
مطالعه‌ی داستان کوتاه و رمان
تماشای فیلم

پرسش‌نامه‌ی گزارش نیک

همچنین می‌توانید از پرسش‌نامه‌ی زیر برای نوشتن گزارش نیک استفاده کنید:

برای سال‌واژه‌ات چه گامی برداشتی؟
از یک تا ده به امروز چه نمره‌ای می‌دهی؟ چرا؟
از گفت‌وگوهای امروز چه نکته‌ای اندوختی؟
امروز در کدام کتاب‌ها پرسه زدی؟
امروز رفتی پیاده‌روی؟
امروز از خوردن چی بیشتر لذت بردی؟
امروز چه چیزهایی نگران یا ناراحتت کرد؟
امروز از رویاپردازی درباره‌ی چی کیف کردی؟
امروز با کی تماس گرفتی؟
امروز چه واژه‌ یا عبارتی در کانون ذهنت بود؟
امروز درباره‌ی داستان بلندت چه خیالی بافتی؟
امروز یاد کدام خاطره افتادی؟
امروز در وبینار نویسنده‌ساز چی بیشتر پررنگ بود؟
فیلم چی دیدی؟
نشانی کانال تلگرام را می‌گویی؟


مانیفست گزارش نیک

  • گزارش نیک می‌تواند بهانه‌ای برای فلسفیدن از راه درنگ بر رخدادهای روزانه‌ی زندگی باشد.
  • گزارش نیک یکدیگر را بخانیم تا با انبوهی از نکته‌های جالب از زندگی روزمره‌ی همسفرانمان آشنا شویم. چه خوراکی بهتر از این برای یک نویسنده؟
  • گزارش نیک خود را در کانال تلگرامتان هم‌رسان کنید.
  • شاید پس از چند روز حس کنیم گزارش‌های ما تکراری شده و نگارشش نالازم. اما دقیقن همینجاست که اهمیت چگونگیِ بیان را درمی‌یابیم. یعنی موضوع مهم نیست، مهم این است که از چه زاویه‌ای به آن می‌نگریم و چه شکلی بیانش می‌کنیم. از طرفی، شاید بهتر باشد تمرینِ حیرت کنیم و از جنبه‌های نادیده‌ی روالِ روزمره‌ی زندگی به وجد بیاییم.

همسفران ثابت‌قدم گزارش نیک

| فرشته برگی | مریم کاشانکی | سحر فرهادی | غزاله فائق | زهرا هادی | فرزانه پوربهرام | آناهیتا آهنگری | ساجده حق‌پرست | الهه علیزاده | ناهید راستی | هانا حسینی | ساحل خسروی | احسان شناسا | زهرا بلام‌پور | گیتا کلاهدوز | هاله کاشانی | آرمیتا آرین | فاطمه سربازی | فائزه‌ اعظمی | سامان مفیدی | ثمانه چیتگرها | لیلا گلستانی | منصوره بانام | ساره شوندی | مرضیه حسینی | سارا ذوالفقاری | سیمین مهرابی | یوتاب کیخا | ستایش عبدی | بدری صفایی | زهرا کردوالی | مهشید خوش‌آموز | مریم ابراهیمی کوچک | مریم ابراهیمی قندک | ریحانه ربانی | لنا امیری | مریم‌بانو صنعتی | نگار کردانی | سوین درخشانی | نرجس عظیمی | فاطمه نادریان | نعیمه صدقیان | لاله حقیقت | حدیقه شعبانلو | مهدیه کاظمی | ملیحه ناصحی | مبینا عبدلی | شکیبا اسکاف | پریسا کیانی | زینب اردستانی | زهرا تنگستانی | زهرا حبیبی | حمیده وحدتی | عاطفه قربانی | مهرداد شقاقی | فرح صداقت | زهره یوسفها | ندا احمدی | زهره بیکی | مهتاب صادقی | علی آراسته | مریم جوینده | باده علوی | الهه نصیری | شادی صفوی | عسل فاطمی | شاهین کلانتری | فریده جوریکی | سارا چگنی | نعیمه غفارپور | آذردخت حمیدی | فاطمه ذاکر | فاطمه مداحی‌پور | زینب قهرمانی | بتول آقارحیمی | مبینا ملائی | زمزمه رئیسی | زهرا فرید | مهناز روحانی | هانیه آصفی | هانیه نوبخت |‌ آرزو بابایی |‌ فهیمه سعادت | لادن شایان‌فر | دیانا عباسی | سمیرا نشانی‌فر | شیما صادقی |‌ ناهید یوسف‌زاده شوشتری | شکوه طایفی | لیلا علی‌قلی‌زاده | مریم حاجی‌کریمی | عادل صالحی | مهناز روئین‌تن | مریم جلوانی | زهرا حبیبی | زری قوام | مریم شیرازی | لیلی امیری | زهرا بهاری | الهام جامعی | میترا نعیمی | فاطمه‌حورا رحمانی | محبوبه نیری | زهرا شعله | متین چپانی | مریم احمدنژاد | نیما سلمانی | محبوبه نیری | بهار اخوت | محبوبه صداقتی | فاطمه محمودپور | آوین میرصیفی | نسیم کمالی | محبوبه گلکار | علیرضا اندیشمند شوشتری | ملیکا فولادی وندا | عاطفه قربانی | سارا کمرروستا | زینب سرخه | محمد حامدی | مریم سادات صداقت | مهسا کاظمی | معصومه روستائی | مینا طالبی | مرضیه عطار | ملیکا اجابتی | صدیقه علیزاده | کوثر علیزاده | زینب شاگردی | فرزانه فرودی | ثمین واحد | بیتا پرهام | مائده حسین‌زاده | فاطمه مهرآور | محدثه عبدی | علی شریفی | زهرا باوفا | مریم گل‌مکانی | ناعمه سجادی | آتنا پورعظیم | فاطمه آقاجانی | فاطمه محمدی | مریم باقری | زهره عسگری | حیدر چنعانی | فیروز قاسمی‌فرد | ارشین کیخا | ترانه زاجری | میترا رستگاران | 


قوانین بهره‌وری من

  • کمال‌گرا باش، کمالگرای واقعی. میلت به کمال را بهانه‌ی تنبلی نکن. کمالگرای حقیقی می‌داند که یک همواره برتر از صفر است؛ یعنی خلق نسخه‌ی ضعیف و ناقصِ یک کار خیلی بهتر از آن است که هیچ کاری نکنی. چون اگر به حد کافی کمالگرا باشی، می‌توانی در نسخه‌‌های بعدی به ایده‌آلت نزدیک‌تر شوی. پس کمالگرا عملگراست،‌ چون تشنه‌ی کمال است، تحت هر شرایطی، دست به کار می‌شود، و کمال را در بهبود تدریجی می‌جوید.
  • اول اولویت. فقط با انجام مهم‌ترین اولویت روز است که اجازه‌ی رفتن سراغ بقیه‌ی کارها را می‌یابی.
    از پس اغلب کارهای دشوار، نسخه‌ی صبحگاهی تو، بهتر بر می‌آید.
  • به جای مدیریت زمان روی مدیریت انرژی متمرکز شو. ممکن است گاهی اوقات زمان کافی داشته باشی اما انرژی کافی نه.
    توی یک ساعتِ پُرانرژی می‌توان کارِ چند ساعتِ کم‌انرژی را انجام داد.
  • پرسه‌ی بیهوده و بی‌موقع شبکه‌های اجتماعی ممنوع.
    برای خوب کار کردن به آرامش ذهنی نیاز داری. حداکثر زمان مجازِ روزانه برای حضور در جاهایی مثل اینستاگرام نیم‌ساعت است که باید این زمان را هم موکول کنی به بعد از انجام کارهای مهم.
    اینکه حرفه‌‌ی ما به اینترنت وابسته است دلیل نمی‌شود که وقت‌سوزی در آن را توجیه کنیم.
  • رُند کردنِ ساعت ممنوع.
    از هر لحظه‌ای می‌توانی کارت را شروع کنی. نباید معطل کنی تا ساعت رُند شود. شروع کردن از نه دقیقه به هفت خیلی بهتر از شروع کردن از رأس ساعت هفت است.
  • چندکارگی (چندوظیفگی) دشمنِ بهره‌وری است.
    هر وقت روی یک کار تمرکز می‌کنی فقط همان کار را انجام بده، اگر وسطش به کارهای دیگر ناخنک بزنی، انرژی ۶ ساعت کار را در ۶۰ دقیقه هدر می‌دهی.
  • حس و حال مطلوبت را با موسیقی یا پیاده‌روی بساز.
    گاهی چند دقیقه گوش کردن به یک موسیقی خوب یا یک پیاده‌روی کوتاه می‌تواند شهامت، حوصله،‌ تمرکز و انرژی لازم برای پرداختن به کارهای دشوار را فراهم کند.
  • اگر به فکرهای کهنه بیش از اندازه میدان بدهی از تک و تا میفتی. با آزادنویسی خودت را شر فکرهای تکراریِ گذشته برهان.
  • یک پارچ آب کنار دستت داشته باش و مدام آب بنوش.
    گاهی خستگی فقط به خاطر کمبود آب بدن است.
  • خوب و به‌موقع بخاب. نه زیاد، نه کم، حدود ۷ ساعت کافی است.
  • در طول روز گزارش مختصری از کارهای انجام‌شده بنویس. آخر شب آن را در صفحه‌ی «گزارش نیک» هم‌رسان کن.
  • ادامه دارد…

دانلود کتاب‌های شاهین کلانتری

دانلود کتاب فرهنگواره‌ی فارسی خلاق

دانلود کتاب نویسنده‌ساز

دانلود کتاب پنداشته‌ها

دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری

دانلود کتاب چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟

دانلود دفتر عملکرد ناب


عضویت در گروه تلگرام
وبینار نویسنده‌‌ساز

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

14 مرداد 1403

14 مرداد 1403

8 پاسخ

  1. امروز صبح ساعت ۶ باصدای پسرم که آب می خوام بیدار شدم به زور بیدار شدم دیدم کارن خوابید و من بیدار موندم تقریبن پونصد کلمه آزاد نویسی کردم .
    علی گفته بود ساعت ۱۲ تا ۲ برق می ره زودتر ناهار رو آماده کردم
    بعد از ناهار خوابیدم باصدای کارن بیا منو بشور بیدار شدم سر درد گرفتم می خواستم فصل اول رمان مادران و دختران رو تمام کنم دیدم لذتی که دیروز از خوندن بردم امروز نمی برم .
    با کارن گرگ بازی کردیم و دنبالش می کردم والان خوابه شام درست کردم.

  2. سال‌واژه: پژوهشیدن
    صبح بدبدن بودم. حس سرماخوردگی و روزخرابی داشتم. چرا باید فاتحه‌ی روز را قبل از فاتحه‌خانی‌اش خاند؟ این عادت بد حتا اگر خراب نشود روز حالت را می‌گنداند.
    ولی خاهری خاهرا املت ساخت. املت خانوادگی. بعدش ریحانه قهوه و دن کیشوت را خورد. مزه مزه. حال فراوان. سه فصل. به خود می‌قولد صد صفحه که تمام شد دیگر مدتی رمان نیاغازد. می‌داند دلش نمی‌آید.

    رمان مرهم سخت‌دوران‌هاست برایت. چرا که در کنار فشارها تنها منبع گوشه‌گزینی‌ات می‌شود. از بوق‌ها به تکاپو در سکوتش می‌پناهی و آنجاست که توانایی دوباره در بوق‌ها رفتن را میابی.
    اما من گاهی بی‌جنبه بازی می‌کنم. حالا نه. مدیریت می‌کنم که یکهو بجای وظیفه‌ام نروم سراغ صد صفحه‌خانی. که چه کیفی‌ست همه‌چی را کناریدن و فدای رمان شدن. ولی حالا نمی‌شود. فدا شدن وقتی کم باشد بیشتر به عرشت می‌برد.

    امروزم تقدیم رمان. می‌خاهم هرروزی آمدم به خاندن این گزارش نیک یادم باشد که شهریور ۱۴۰۵ را دن کیشوت مزین کرد و چه صد صفحه در روز، چه پنجاه صفحه و چه ده صفحه‌اش نگه‌ات داشت. نمی‌دانی دقیقن روی چه تأثیر گذاشت و اهمیتی هم نمی‌دهی. مهم لحظه‌هایی‌ست که تو بودی و قهوه و دن کیشوت. مهم تصور دن کیشوت در کنار مهترش در صحرا بود و ماجراهای بحران‌زایشان.
    تو در این مدت یکی از سخت‌ترین دوره‌های بِدو بِدو را گذراندی و الحق که بیکار نبودی. نه اینکه قبلن بوده باشی. آن‌موقع کم‌کار بودی. چندین ساعت وقت داشتی و نهایت بعضی روزها وقت‌دزدی را به معنای واقعی‌اش می‌تجربیدی.

    حالا اما وقت‌دزدی لای بی‌لاها برایت ارزشمندتر کرده وقتی را که پای کارها می‌گذاری. و حالاست که کارهای بی‌ارزشت یکی یکی کشف می‌شوند و جایگزین‌هایش مهم. رمان‌خانی از آن کارهاست که می‌بینی اگر نباشد انگیزه نیست‌. نباشد روح ندارد کارهایت. بدو بدویی‌ست بی‌معنا. بی‌‌اکتشاف دنیاهایی که شخصیت‌های ناشدنی را جلوی پایت می‌گذارد و اثبات می‌کند شدن فقط یک شکل نیست. شدن وقتی قشنگ و چشمگیر است که هزاران شکل باشد.
    https://t.me/ReyhaneRabani

  3. صبح در دانشکده مطالعه کردم. بیشتر همان محتوایی که می‌خواهم درس بدهم. کمی هم از «گاه ناچیزی مرگ.» از این کتاب این جمله چشمم را گرفت: «بعد فکر کردم، برای این گوشه‌نشین شده‌ام که آنان را از شر خود در امان دارم نه خود را از شر ایشان. این‌گونه دلم آرام گرفت.»

    برای ناهار منتظر برادرم و خانواده‌اش نشدم و زود ناهارم را خوردم و کمی مطالعه کردم و خوابیدم.

    اول وبینار نویسنده‌ساز را پیش خانواده بودم برای همین، اکنونم در فهرستی از کلمات 68 کلمه بیشتر نشد. خیلی از واژه‌هایم تکراری. برگشتم اتاقم و در آزادنویسی داستانی آرزویی خلق کردم که درمانگری جوان و ناشی است. سوم شخص نوشتم. این‌طوری ترس‌ها و اضطراب‌هایم را سرش آوار کردم و راه‌حل‌هایی که بلد بودم که توی دست و دامانش ریختم. حالا اگر دختر خوبی باشد ازش بهره می‌برد. امروز توی قسمتی که مبینا ملائی داشت از روزنویسی می‌گفت از دوست عزیزم شکوه طایفی هم نام برده شد و جمله‌اش خوانده شد: « من روزنویسی می‌کنم چون، می‌خواهم بی حاصلی را از روزگارم بزدایم.»

    از خواهرزاده‌هایم یاری خواستم برای شنیدن داستان کوتاهم که در دوره‌ی شش داستان کوتاه نوشته بودم. ریحانه آمد نشست برایش خواندم و در حین خواندن هم ویرایش کردم و در صفحه مخصوص دوره ثبتش کردم. خوبی شرکت در وبینار نویسنده‌ساز این است که ذوقت برای نوشتن و ویرایش بیشتر می‌شود. دیروز از بازنویسی داستانم ناامید بودم. امروز اما وقتی ریحانه خوشش آمد نظرم برگشت.

    در وبیکار سرزبان، الهه علیزاده دیدگاه را از دید زمان توضیح داد. هم خوب گوش دادم و هم یادداشت‌برداری کردم. تازه دارد لذت درک حضور آنلاین در دل و جانم می‌نشیند.

    در ادامه مطالعه خواهم کرد و شاید فیلم ببینم. دیشب از دیدن انیمه شهر اشباح خوشم آمد. صداقت و عشق دخترک همه‌ی طلسم‌ها را باطل کرد.

    1405.6.29
    قهرمانی
    #گزارش_نیک
    https://t.me/bidemajnoon9

  4. امروز به کندی گذشت؛ کشدار و سنگین. به خانه که رسیدم، خواهرها غرق تدارک مراسم سالگرد بودند؛ بغض، فهرست خرید، فهرست مهمان‌ها. همیشه میان رفت‌وآمد و حضورها، جای خالی‌شان برای من پررنگ‌تر می‌شود.

    از کجای حال بد می‌توان گزارش نیک داد؟ ساعت هفت، برای فرار از حال‌وهوای خانه، به پیاده‌روی پناه بردم. هرچه قدم زدم، دلم سبک نشد؛ بار دلتنگی همیشه سنگین‌تر به خانه برمی‌گردد.

    این لحظه‌ها، نوشتن سخت‌ترین کار دنیاست. مغز همراهی نمی‌کند. هرچه می‌گویی سیاه است . نگهبان ذهن و کلامت اجازه نمی‌دهد جاری شود. دستت تنها می‌ماند؛ بی‌حرکت و بی‌کلام. چند ثانیه مکث. تکرار.نقطه.

  5. چوب توی آستین

    ــ شخصیت داستان من نتوانست راه‌حلی پیدا کند. انگار تنها گزینه‌اش نوشتن است. که آن هم مثل مسکن عمل می‌کند. موقت. خیلی دلش می‌خاهد سرش را بکند زیر آب. شخصیت داستان من زندگی‌اش کِشمشی‌تر از این حرف‌هاست.

    ✍ فاطمه محمدی

    #گزارش_نیک

    #داستان‌ــ‌خام

  6. چوب توی آستین

    شخصیت داستان من نتوانست راه‌حلی پیدا کند. انگار تنها گزینه‌اش نوشتن است. که آن هم مثل مسکن عمل می‌کند. موقت. خیلی دلش می‌خاهد سرش را بکند زیر آب. شخصیت داستان من زندگی‌اش کِشمشی‌تر از این حرف‌هاست.

    ✍ فاطمه محمدی

    #گزارش_نیک

    #داستان‌ــ‌خام

  7. هول شدن با هول بودن فرقی نداره در ذات
    هر جفتش از زیاده‌خواهی نابجا میگه . هول کردن میخوای زیاد بگی یا باشی یه وقت کم نیاری یا کم به نظر نیای
    هول بودن هم قاعده زیادی دیدین دیگری و کم دیدن خودته
    بذاریشون کنار هم به یه ریشه میرسی: ترس از ناکافی بودن
    —————
    یوگا
    مراقبه
    قدردانی برای فرصت زیستن و تجربه کردن
    آزادنویسی
    صفحاتی از کتاب ” شکست بخورید و برخیزید” ( دلم میخواد از آموخته‌هام بگم اما جون ندارم)
    سرچ و مقایسه 12 برند و عملکردشون : شادی بعدها از خروجی گفتم.
    بازبینی حساب و کتاب اردیبهشت
    پیگیری نوبت سونوگرافی مامان ( امید به خیر بگذره)
    چند امر نظافتی و رسیدگی بهداشتی که عقب افتاده بود. از شستشوی لباس تا رسیدگی به پوست و مو و تن
    تبریک تولد دوقلوها و جشن الفباشون
    ساخت ده ویدئو
    بررسی سایت رقیب مشتری اخوان
    ساخت پست برای لینکدین و تلگرام و انتشار
    پیاد‌روی
    ساخت جمله با واژه جدید ” بلایار” : قد و بالای تو رعنا رو بنازم / چشم شهلا و بلابار رو بنازم
    شرکت در نویسنده‌ساز و آزادنویسی مسئله‌دار

  8. گزارش نیک ۲۸

    سرماخوردگی به اشکال مختلف ادامه دارد. وقتی سرفه می‌کنم، ناخواسته خود را در قالب پیرمردی می‌بینم که سال‌هاست با این مشکل درگیر است.
    حال «او» نیز بهتر است. هنوز کمی با قسمت دارو مشکل داریم. اما قابل حل است.
    بگذریم.
    با حال عجیبی که امروز داشتم، ترانه نوشتم. نمی‌دانم خوب شده یا نه. قافیه ندارد اما حسش را دوست دارم. راحت هم می‌شود خواندش.
    قافیه در ترانه اجباری‌ست؟
    مقداری نوشتم. کم‌تر از حدی که باید.
    «جنگ آخرالزمان» را ادامه دادم. آن هم کم‌تر از مقداری که می‌خواستم.
    مشق شعر کردم و شعر خواندم. با حالی که داشتم، بسیار چسبید.
    نوشته‌های همسفرانم را خواندم. کاری‌ست شیرین.
    حالم به شکلی‌ست که حس می‌کنم به خواب نیاز دارم. زیاد به کار دیگری نخواهم رسید.
    روز پرباری نداشتم. از خودم راضی نیستم. فردا برای جبرانش تلاش می‌کنم.

    کانال تلگرامم:
    https://t.me/saaye_zaad

    نمره‌ی امروز: ۷ از ۱۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *