مهارت نویسندگی خود را ارزیابی کنید.
با این پرسشنامه میتوانید میزان مهارت و استعداد نویسندگی خود را ارزیابی کنید.
در پایان با توجه به امتیازی که کسب میکنید راهکاری برای شما ارائه میشود.
با انجام این تست مشخص میشود که استعداد نویسندگی دارید یا نه.
حالا به موارد زیر از 1 تا 5 امتیاز بدهید. 1 به معنای بد و 5 به معنای خارقالعاده است. در پایان امتیازهای خودتان را جمع بزنید.
- من در هر حس و حالی که باشم، بدون توجه به خلق و خویم، حتماً سعی میکنم که بنویسم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من حین نوشتن به ویرایش نوشتهام فکر نمیکنم. و سعی میکنم به ندای منتقد درونم توجهی نکنم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من کتابهای آموزش نویسندگی را مطالعه میکنم و به یادگیری و بهبود مهارتم اهمیت میدهم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من به نوشتن صفحات صبحگاهی علاقهمندم و هر روز صبح به محض بیدار شدن سه صفحه کامل مینویسم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خودم دارم و ایدههای جالبی را که به ذهنم میرسد ثبت میکنم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من حین نوشتن موبایلم را کنار میگذارم و سعی میکنم عوامل حواسپرتی را از خودم دور کنم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من از روی آثار نویسندگان بزرگ و حرفهای رونویسی میکنم تا رمز و راز آثار آنها برایم آشکار شود.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- هم نوشتن روی کاغذ برایم جذاب است، هم تایپ کردن با کامپیوتر را در برنامۀ نوشتاریام دارم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من از ارائه و انتشار نوشتههایم و بازخورد گرفتن هراسی ندارم.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
- من نمیگذارم هیچ روزی بدون نوشتن سپری شود.
1 – 2 – 3 – 4 – 5
-اگر امتیاز شما بیش از 45 است، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن.
-اگر امتیاز شما بین 30 تا 45 است، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن.
-اگر امتیاز شما کمتر از 30 بود، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن.

ده روش برای پرورش استعداد نویسندگی
۱
چگونه بخوانیم؟
کتاب، بهترین معلم نویسندگی جهان است. تا میتوانید برای کتاب خواندن وقت بدزدید.
برای انتخاب کتاب به اصل لذت توجه کنید. چیزهایی را بخوانید که دوست دارید.

دربارۀ کتاب و کتابخوانی میتوانید مطلب زیر را هم بخوانید:
یک راهنمای کامل برای کتاب خرید و کتاب خواندن

۲
سخت نگیرید
نوشتن شکل گفتاری زبان است.
هیچ کسی حرف زدن را به خاطر اینکه استعداد حرف زدن ندارد رها نمیکند. ما چون از ابتدای خردسالی حرف زدن را آموختهایم هیچوقت دربارۀ حرف زدن احساس بی استعداد بودن نمیکنیم.
نوشتن هم همینطور است. درست مثل حرف زدن که برای تقویت آن مهارتهایی مثل فن بیان را میآموزیم، برای بهتر نوشتن نیز میتوان مهارتهایی را آموخت.
در هر صورت باید بدانیم که نباید به بهانۀ دشواری نوشتن دست از آن بکشیم.
ژول سالزمن میگوید: اگر میتوانید حرف بزنید، پس حتماً میتوانید بنویسید.

۳
یا یک عادت خوب و ساده شروع کنید
تقریبا در تمام منابع و کتابهای آموزش نویسندگی و تولید محتوا توصیه شده که در قدم اول برای شروع نوشتن، آزادنویسی کنید.
آزادنویسی یعنی اینکه دستتان را بگذارید روی کاغذ یا کیبورد و هر آنچه را که توی ذهنتان میگذرد بدون وقفه و سانسور روی صفحه بیاورید. این فرآیند را برونریزی ذهنی هم مینامند.
انجام این کار به طرز قابل توجهی به بروز استعداد نویسندگی شما کمک میکند.
بهترین عادتی که برای شروع آزادنویسی سراغ دارم نوشتن صفحات صبحگاهی است:
صفحات صبحگاهی: بهترین عادت برای شروع نویسندگی

۴
ابزار کار نویسنده
کار نویسنده با زبان است و ابزار کار او واژهها.
هر چقدر که گنجیۀ واژگان شما غنیتر باشد در شکل دادن به ایدهها و افکارتان بهتر عمل میکنید.
برای افزایش دامنۀ لغات لازم نیست که لغتنامه را حفظ کنید.
فقط کافی است کمی روی واژگانی که میخوانید و میشنوید حساستر شوید و یادداشتبرداری کنید.
بهترین عادتی که میتوانم به شما پیشنهاد بدهم کلمهبرداری است:
کلمهبرداری | یک روش ساده برای افزایش دامنه واژگان و تسلط کلامی+کلیپ آموزشی

۵
در قالبهای مختلف بنویسید
اگر رمان مینویسید مقاله هم بنویسید. اگر متن تبلیغاتی مینویسید شعر هم بنویسید. اگر داستان کوتاه مینویسید یادداشت هم بنویسید.
انواع گونههای نوشتن را تجربه کنید. خودتان را به یک نوع خاص محدود نکنید.
گاهی اوقات متوجه میشوید که برخلاف تصورتان عملکرد شما در گونۀ نوشتاری دیگری به مراتب بهتر است. بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان انواع مختلف نوشتن را به طور مقطعی یا همزمان تجربه کردهاند.
در همین رابطه شاید خواندن این مطلب برایتان جالب باشد:
۶
مدام آموزش ببینید
آموزش موتور نویسندگی شما را روشن نگه میدارد. هر چقدر که ذهنتان را از دانش نویسندگی پربارتر کنید، استعداد شما بیشتر صیقل میخورد.

اگر دوست دارید هر هفته برایتان یک نامۀ آموزشی رایگان ایمیل کنم فرم زیر را پر کنید:
[sibwp_form id=2]
۷
به استاد یادداشتبرداری تبدیل شوید
زندگی حرفهای نویسنده بدون دفترچه یادداشت غیرقابل تصور است.
همیشه دفترچه یادداشتی را کنار دست خودتان داشته باشید: کنار تختخواب، توی تاکسی و اتوبوس، حین تماشای فیلم، هنگام گفتوگو و… .
اگر به یادداشت ایدههایی که در لحظه به ذهنتان خطور میکنید بیاعتنا باشید و بیشازاندازه به حافظهتان متکی باشید بسیاری از ایدههای درخشان خودتان را نابود میکنید.

۸
نوشتن را وارد تمام ابعاد زندگیتان کنید
از نوشتن برای بهتر فکر کردن استفاده کنید. برای گرفتن تصمیمهای ریز و درشت زندگیتان دست به قلم شوید. برای دیگران نامه بنویسید، به این که نامهنگاری دیگر مثل گذشته باب نیست فکر نکنید، شما نامه را به بهانهای برای تمرین نوشتن تبدیل کنید.
در کلیپ زیر دربارۀ استفادۀ از نوشتن برای برنامهریزی روزانه گفتهام:
۹
استعدادسازی را جدیتر بگیرید
بیش از حد لازم به تستهای شخصیتشناسی و استعدادیابی اتکا نکنید.
روزبهروز بر تعداد پژوهشها و مقالاتی که ناقص بودن بسیاری از تست و آزمونها را اثبات میکنند افزوده میشود.
توی واقعیت اغلب این آدمها هستند که خودشان را به نتایج آزمونها نزدیک میکنند.
بنابراین نگذارید نتیجۀ یک تست شما را از چیزی که برای انجام آن اشتیاقی آتشین دارید دور کند.
دنیای هنر و نوشتن به اندازهای وسیع و متنوع است که برای هر فردی با هر نوع و سطح از استعداد فرصتهای بیشماری ایجاد میکند.

۱۰
یک برنامۀ تمرینی متنوع داشته باشید
هر روز حداقل 1 ساعت را به تمرین اختصاص دهید. در زمان تمرین آفلاین باشید و مزاحمتها را به حداقل برسانید.
باید از برنامۀ تمرینی خودتان محافظت کنید.
آداب و برنامۀ تمرینی متنوع خودتان را طراحی کنید، برای این کار مطلب زیر به شما کمک میکند:
چگونه تمرین کنیم؟ | ۱۰ فرمان تمرین مؤثر
هر از گاهی هم میتوانید چالشهایی را برای تمرین گروهی طراحی کنید.

یک یادداشت کوتاه:
هیچچیز رازآلودتر از اشتیاق نیست.
اشیاق از هر چیز دیگری مهمتر است. فرصت و استعداد، اگر با آتش اشتیاق درنیامیزد، چیزی جز هیزمِ تر نیست.
مهم نیست که توان زیبانویسی را داری یا نه؛ ممکن است در مهارت نوشتن به گَرد پای هزاران نفر دیگر نرسی؛ حتی از فهم جای درست ویرگول ناتوان باشی؛ و از فقر کلمه پوست به استخوانت چسبیده باشد!
اما تمایز تو، اشتیاق توست. آنکه مشتاق است، سرانجام دست در دست اشتیاق، زیبانویسی را خواهد آموخت.
ویرگول و نقطه و علامت تعجب را هم در جای مناسب خواهد کاشت.
و با غنای نوشتههایش زبانی را ثروتمند خواهد کرد.
شعلۀ اشتیاق حقیقی هرگز فروکش نمیکند.
شاید دوست داشته باشید با تستی هم که در لینک زیر آمده استعداد نویسندگی خودتان را بیازمایید:
استعدادیابی نویسندگی | تست آنلاین استعداد نویسندگی و تولید محتوا
اگر میخواهید دربارۀ اهمیت استعداد نویسندگی بیشتر بدانید، مطالب زیر را نیز بخوانید:
شما آتش درون ندارید+مزایای ذلت نفس!
چگونه استعدادهای خودمان را تباه میکنیم؟
کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام
ارسال درخواست برای حضور در کلاس نویسندگی:
کلاس آنلاین نویسندگی خلاق|از نوشتن داستان و کتاب غیرداستانی تا تولید محتوا و چاپ کتاب

845 پاسخ
سلام و ببشخید دوباره مزاحمتون میشم.ببخشید شما سایتی رو میشناسید یا اصلا وجود داره که من،یک طرح کلی از داستانم براش بنویسم و بفرستم و اون داستانم رو نقد کنه و نظرش رو برام ارسال کنه؟؟اگه همچین سایتی هست لطفا ادرشو بگین.ممنون
درود محمد عزیز
گویا سایتی هست با عنوان نقد داستان.
جستجو کن ببین پیداش میکنی.
بسیار متشکرم.
سلام دوستان
من خیلی دوست دارم یک کتاب بنویسم که جهانی بشه همه بخونن مثل ملت عشق هرچند که برای نوشتن همچین کتابی باید خیلی تجربه توی نویسندگی داشته باشم.
ببینید تصمیم جدی گرفتم و میخام کتاب بنویسم با موضوع فلسفی…درام…. اما قبل از اون باید چند تا کتاب دیگه هم بخونم که برای نوشتن کتاب اماده باشم.
اگر کسی میدونه
و مطمعنه که کمکم میکنه
بهم بگه خیلی ممنون میشم
سلام شهاب عزیز
این مطالب رو بخون:
نوشتن کتاب
شغل نویسندگی
بعد اگر سوالی داشتی با جزییات برام بنویس.
حس نوشتن حال خوشی را طلب نمی کند.به انسانی که از الهامات نمیگذرد باید توجه داشت.او کسی هست که با وجدانش رودررو صحبت می کند.
احساس من از نویسندگی به سادگی نیاز کودکی به بازیهای روزمره اش میباشد.
درود بر انوشیروان عزیز
چه نگاه قشنگی.
کیف کردم.
سلام ببخشید که مزاحمون شدم.من یک نوجوان هستم و سنی بیش تر از 15 سال ندارم ولی عاشق داستان نویسی هستم و تا به حال هر داستانی که از خودم در اوردم و برای فرد دیگری بازگو کردم به شدت خوشش امده.حالا میخوام یک لول برم بالا تر و چیز هایی که میاد توی ذهنم رو بنویسم ولی متاسفانه این کار سخت تر از اون چیزیست که فکر میکردم.الان دارم روی یک داستان اکشن_علمی تخیلی و کمی هم عاشقانه کار میکنم.ممنون میشم اگه راه و چاه رو بهم نشون بدید و بهم کمک کنید یک چیز نابی از این داستان در بیارم.
درود محمد عزیز
حتماً خیلی جدی ادامه بده.
مطالب زیر میتونن کمکت کنن:
نقشه راه نویسندگی
آموزش نویسندگی در مدرسه نویسندگی
سلام من از بچگی رویام نویسنده شدن بوده و هست.الان 16سالمه و متن های زیادی می نویسم اما خیلی دوست دارم که اول اینکه بدونم ایا نوشته هام قابل چاپ هستن یا نه؟ و بعد اینکه چی بنویسم که که بیشتر خوانده بشه وانگیزه منو واسه نوشتن افزایش بده؟
صدف عزیز
یه سایت بزن و نوشتههاتو به طور منظم توی وب منتشر کن.
به تدریج بازخورد میگیری و مسیر خودت رو اصلاح میکنی.
اما از همه مهمتر کتاب خوندنه. تا میتونی کتابهای خوب بخون.
من تو لینک زیر یه سری کتاب معرفی کردم، شاید بدک نباشه یه نگاهی بهشون بندازی:
معرفی کتاب
میخواهم عضو خبر نامه باشم
پیمان عزیز
سمت چپ وبلاگ، زیر عکس من قابی هست که با وارد کردن ایمیل توی اون قاب عضو خبرنامه میشید.
مطمئن بودم نتایج مثل هم اند. اما دوست داشتم انجامش بدم. ممنون
زنده باد فرشید خوب
این روزا مشغول نوشتن چه چیزی هستی؟
با اینکه شک ندارم به مسیری که انتخاب کردم و بیشتر از قبل برام این رویا پررنگ شده و همچنان دارم می نویسم،اما دلم خواست توی این آزمون شرکت کنم تا مثلا به خودم بیشتر ببالم :)) وقتی امتیازم رو دیدم گفتم چه بد!ولی وقتی نتیجه ی آزمون رو دیدم خندیدم.عالی بود.شما جزو معدود افرادی هستید که اصرارشون روی استعداد داشتن در نویسندگی نیست و تاکیدتون روی تلاش مداوم و نوشتن مستمر هست.درود بر شما آقای کلانتری.
سلام یاسمن عزیز
چه خوب که حس خوبی به این تست داری.
هر چقدر که بیشتر میگذره بیشتر به این پی مییرم که استعداد کاملاً یه بحث انحرافیه.
هر آدمی میتونه نویسنده بشه. اما اینکه بتونه نویسندۀ خوبی بشه بستگی داره که به اینکه چقدر جدی و خوب برای خوندن و نوشتن وقت میذاره.
موفق باشی.
نویسندگی هم عالمی داره ها :))
اقا من همش می ترسم کدوم چیزی بنویسم کسی بیاد بگه چرا اینو نوشتی؟ با اینکه نویسنده حرفه ای هستم ها. چیزی از زیر دستم در نمیره . ولی چون می ترسم کدوم چیزی بنویسم کسی بیاد ایراد بنی اسرائیلی بگیره و اخر سر برام داستان بشه . حقیقت ننوشتم. ایا راه حلی برام دارید؟
در این رابطه چیزهای مختلفی نوشتم قبلا.
اما در کل میشه گفت: ترس نوشتن رو باید با خود نوشتن از بین برد.
بنویس و منتشر کن. و اجازه بده که تدریجاً این ترس کمتر بشه.
سلام وقت بخیر،می شه ازتون خواهش کنم چن تا متن به قلم خودم براتون بفرستم و شما نظر بدید؟از هر طریقی که باشه مشکلی نیس(منظورم پیام رسانشه)
سلام مینا جان
از طریق زیر میتونید برای دریافت بازخورد اقدام کنید:
بازخورد به نوشتههای شما
با سپاس از مقاله جالبتون
و اینکه میشه یه ادرس سایتی رو بهم بدین که رمان و داستان های مختلفی نوشته میشه!
سلام لیلا جان
ممنونم.
سوالات رو با جزییات بیشتر بگو.
لطفا کمکم کنید… سالها بود که اشتیاق داستان ساختن تو سرم بی داد میکرد که داستنهای بزرگ و پر محتوایم نوشتم ولی جای زندگی میکنم که بی راهنما هستم. حتی نمیدونم چطوری میشه که یکی از کارامو ب ثبت برسوونم. لطفا کمکم کنید . خدا حفظتون کنه
وبلاگنویسی کن محسن عزیز
اول کار نیازی به ثبت کردن نیست.
تا میتونی منتشر کن. بذار هر چی داره از پستو بیاد بیرون و بعد به کارای تازه فکر کن.
سلام.
وقتی دیدم از این تست نمرۀ ۲۱ گرفتم، یک جورهایی به همهچیز شک کردم.
گفتم خدایا یا کلانتری دکون باز کرده، یا من و مخاطبانم توهم برمون داشته!
جواب تست عالی بود.
دمتون گرم.
نویسنده نویسنده است اگر باورش بشه که نویسندگی مثل هوا توی ریههاشه، مثل خون توی رگهاش و مثل عشق توی نگاش.
برات آرزوی موفقیت روزافزون دارم رفیق.
درود محمدرضا جان
امیدوارم تو مسیر نویسندگی محکم و استوار پیش بری و روز به روز بیشتر بدرخشی.
عالی وبسیار خوب
سلام باشناختی که از شما داشتم که معتقدید همه میتونن بنویسند، وقتی دیدم تست استعدادیابی گذاشتید تعجب کردم ولی با این حال تستو انجام دادم .و دیدم این تستی نیس که بشه ازش استعداد روسنجید ولی در انتها که تفسیرو دیرم کلی خندیدم و مطمئن شدم که درست شناختمتون. من تو دایرکت اینستا یک کامنت گذاشتم مبنی بر شروع نوشتن یک کتاب در زمینه مهندسی هستم و نیاز دارم راجع به حقوق چاپ و نویسندگی و چارچوبش بدونم چه طوری میتونم کمک بگیرم .ممنون میشم راهنمایی کنید.
درود ناهید عزیز
خوشحالم که اینجایی.
البته که اگر سوالت رو جزء جزء بپرسی من بهتر میتونم جواب بدم. چون مثلاً دربارۀ یکی بخش کوچک از سوالت، یعنی مسائلی حقوقی چاپ تا به حال چندین و چند جلد کتاب نوشته شده.
اما خیلی سلاده اگر بخوام بگم اینه که شما اول باید کتاب رو بنویسی. بعد هم باید با یه ناشر صحبت بکنی تا مجوز کتاب رو بگیره و کار چاپ رو انجام بده. ضمن اینکه معمولاً روالش اینجوریه که شما خودت باید تمام سرمایه چاپ کتاب رو تامین کنی.
دربارۀ نوشتن کتاب هم این مطلب شاید برای آشنایی و شروع کار خوب باشه:
چگونه یک کتاب غیرداستانی بنویسیم؟
ضمن اینکه این مطلب خانم عبدی، به همراه لینکهایی در آخرش داره، خیلی میتونه برات مفید باشه:
نوشتن کتاب
سلام شاهین عزیز
اشتیاق تنها چیزیه که شبانه روز من رو وادار به ادامه راه میکنه علیرغم سختیهایی که شرایط زندگیم بهم تحمیل میکنه اما تمام سعیم رو میکنم با صبوری و اشتیاق و عشق به نوشتن خسته نشم و امیدوار رو به جلو حرکت کنم. ممنونم از تو بابت همچین نوشته های سراسر انگیزه و شور و امیدی که برای ما تازه کارها خیلی نوید بخشه.
مصور جان
چقدر خوب که چنین اشتیاق سازنده و ارزشمندی درون تو وجود داره.
برای تو بهترینها رو آرزو میکنم.
حتماً برای من بیشتر و بیشتر بنویس.
من قسمت مورد علاقه این بخش برام و موردی که کمی روش فکر کردم (به اندازه چند ثانیه)(بقیه رو خوندم) همون جایی وبد که نتیجه آزمون رو گفتید!
سلامی دوباره استاد
من اطلاعات عمومیم کمه
کتاب میخونم اما تاثیری در این ضعفم ندیدم
چکار کنم ؟
سلام حلما جان
اطلاعات عمومی دیگه مثل قبل مفهومی نداره.
بسیاری از اطلاعات عمومی رو میشه با یه سرچ تو گوگل در لحظه به دست آورد.
بنابراین لازم نیست ذهنمون رو به انباری از چیزهای «عمومی» تبدیل کنیم.
اما برای مطالعه وقت بذار.
اگه کتاب بخونی به تدریج ذهنت با بهترین چیزها غنی میشه.
الان چقدر برای خوندن کتابای خوب وقت میذاری؟
سلام آقای کلانتری ممنون از سایت خوبتون من 16 سالمه و خیلی به نوسندگی علاقه دارم و تاحالا تو مسابقاتی شرکت کردم و مقام هایی رو هم کسب کردم میخواستم بدونم چه کتاب هایی میتونن به نویسندگی من کمک کنن لازمه که نوشته ی نویسنده های معروف و بزرگ باشه؟
سلام محمدرضا جان
زنده باد. بهت تبریک میگم.
توی این دو تا لینک میتونی با بخشی از کتابهای خوب آشنا بشی:
کتاب های نویسندگی
معرفی کتاب
سلام
من ۴۰ سالمه و مجردم و از دوران نوجوانی شروع به نوشتن کردم شعر ،متن،داستان و….
راستش یه رمان بلند نوشتم به نظر خودم خیلی جالب بود البته تخیلی بود و نگاشته ذهنم در مورد دختری که از دوران جوانی بعد از دست دادن مادر و پدرش دچار مشکلاتی خاص میشه و بالاخره به کمک عشقش از تمام مشکلات رهایی پیدا میکنه و ….
یکی دونفر خوندن اما متاسفانه با شنیدن حرفاشون از نوشتن بیزار شدم … البته متن مینویسم و این رو هم بگم الان چند روزی میشه دوباره علاقمند به نوشتن شدم شب که میخوام بخوابم تمام حرفا میاد توی ذهنم و صبح همه رو روی کاغذ میارم
با دیدن این سایت و خوندن دیدگاه دوستان خواستم ازتون کمکم بگیرم… که میتونم به نوشتن ادامه بدم یا بیخیال بشم….
بابت تستتون واقعا عالی بود
درود فرزانه عزیز
زنده باد. چرا که نه. حتماً ادامه بدید.
هیچ چیزی نباید مانع نوشتن شما بشه.
اگر ننویسید به ذوق و قریحۀ خودتون خیانت کردید.
سوالی داشتید حتماً برام بنویسد.
موفق باشید.
فوق العاده بود با اجازه به پیوند های روزانه ی وبلاگم اضافش میکنم
سلام، من هم شعر سپید مینویسم، هم شعر قافیه دار، من خیلی کم شعر میخونم، زمانی که توی نوشتن کلمه کم میارم سراغ خوندن شعر میرم.
زنده باد فاطمه عزیز
سلام آقای کلانتری من یه داستان کوتاه نوشتم میخواستم این داستان رو به یک ناشر نشون بدم تا در موردش نظر بده و راهنماییم کنه ممنون
عاطفه عزیز
ناشری وجود نداره که 1 داستان کوتاه رو بخونه و نظر بده.
سلام ۱۵ سالمه نمی خواد هنوز بچهام اما نمی خواد با حرف های شاد گولم بزنین من قواعد نویسندگی رو بلدم و خیلی از داستان های فیلمای معروفو ادیت کردم و دیگران ازش تعریف کردن ولی هیچ طرح خاصی به ذهنم نمی رسه با وجود اینکه اشتیاق دارم ولی حوصله نوشتن ندارم به نظرتون چی کار کنم؟
پ.ن: حرف های زرد و سرخابی خوشگل موشگل نزنین برا گول زدنم.
کتاب بخون.
همین.
من رمان به صورت آنلاین در تلگرام مینویسم و دنبال سایتی هستم تو گوگل برای نوشتن آنلاین رمان ممنون میشم راهنمایی کنید
خودت سایت بزن آرزوی گرامی.
دنبال حوصله نباش؛ فقط شروع کن،حوصله ات نباید کنترلت کنه؛تو باید کنترلش کنی.
سلام استاد، سوالی از شما داشتم، ایا عضو سایت نویسندگان شعر نو شدن، هیچ تاثیری برای رشد کردم در نویسندگی داره؟
اینا حاشیۀ کاره.
روزی چند ساعت شعر مبخونی؟
سلام آقای کلانتر من چند ماهی میشه که شروع به نوشتن کردم من 10سال دارم و بخاطر همین داستان های کوتاه می نویسم بعضی ها بهم میگن که داستان نوشتن برات زوده اما من خودم علاقه مندم من در تستی که دادم 38 امتیاز به دست آوردم از نظر شما من استعداد لازم را برای نویسندگی دارم خیلی ممنون لطفا جواب بدید
سلام مهسا جان
بنویس. اصلاً هم زود نیست.
ما نویسندههای زیر ده سال هم داشتیم که اتفاقا خیلی موفق بودن.
پیشنهادم اینه که تا میتونی کتاب بخون. سعی کن هفتهای یکی دو تا داستان رو بخونی و تموم کنی. اینا آیندۀ تو رو میسازن.
قشنگ ترین تستی که در تمام طول عمرم دادم
بهترین جوابی که دیدم
فوق العاد بود
سلام مائده عزیز
خوشحالم که حس خوب من در نوشتن این تست به شما منتقل شده.
امیدوارم که هر روز بیشتر و بیشتر بنویسید و شگفتی نوشتن وارد تمام ابعاد زندگی شما بشه.
متن عالی بود
اقای كلانتری یه سوال داشتم من تازگی برای وبلاگم كه در رابطه با گردشگری هست دارم مینویسم
اما نوشته هام خشك هست خیلی دوست دارم نوشته های من روح داشته باشه.
من تا حالا متنی را هم قبل از این ننوشتم كه واقعا عالی باشه
میخواستم ازتون كمك بگیرم برای این كار چكار كنم یه خورده روح و احساس وارد نوشته هام بشه؟؟
سلام مارال عزیز
در این پستها دربارۀ سوالی که پرسیدی حرف زدم:
خواص تولید محتوا برای پوست!
یک راهنمای بسیار ساده برای مقالهنویسی در اینترنت
سلام اقای کلانتری، من علاقه زیادی دارم به نوشتن، وقتی که مینویسم خودمو توی نوشتن گم میکنم و کاملا غرق میشم، خیلی به راهنماییتون نیاز دارم که بهم بگین، بعد از نوشتن باید این نوشته ها رو چی کار کنم، توی پرسش ها و پاسخ ها که خوندم، شما توصیه کردین که فقط بنویسید و بنویسید، خب بعد از نوشتن چطور باید از این نوشته ها بازخورد گرفت، مثبت و منفی اش مهم نیست، فقط اینکه چی کار کرد با این همه نوشته، من خودم کلی نوشته دارم که نمیدونم باید چی کار کنم، همین که نمیدونم باعث شده با خودم بگم اینقد وقت بزارم بنویسم خب وقتی نمیدونم چی کار کنم باهاشون چه فایده داره؟؟ لطفا راهنماییم کنید…
سلام فاطمه عزیز
یه سایت بزن و وبلاگنویسی منظم رو تجربه کن.
این لینک میتونن مفید باشن برات:
وبلاگ نویسی
تولید محتوا
اگر میخواهید سایت شخصی قدرتمندی داشته باشید حتماً این متن را بخوانید
با سلام خیلی دوست دارم بنویسم بیشتر خاطره نویسی کردم موضوع نوشتنم دارم ولی شروع کردنش برام سخته نمیدونم چطور باید شروع کنم
سلام فاطمه عزیز
با صفحات صبحگاهی شروع کن:
نوشتن صفحات صبحگاهی
خیلی خیلی تستتون عالی بود اول که داشتم می خوندمش فکر کردم که مثل بقیه تست های کلیشه ای هست و خیلی خیلی بدم اومد اما ادامه مطلب رو که خوندم اشک در چشمان حلقه زد به خاطر احساس امیدواری که در خواننده ایجاد می کنه، عالی عالی….
سلام فاطمه عزیز
خوشحالم که چنین حسی داری.
منم واقعاً این پست رو با احساس خیلی خوبی نوشتم.
طی این سالها همین مطلب ساده الهامبخش خیلی از دوستان بوده؛ و این یکی از ارزشمندتری اتفاقات زندگی منه.
حتماً بیشتر برام بنویس.
شاد و برقرار باشی.
سلام اقای کلانتری تستتون بسیار جالب بود ازتون ممنونم بخاطر انرژی مثبتی که منتقل کردین و اما یک سوال من 22 سالمه از بچگی به شعر و رمان نویسی علاقه داشتم و دست به قلم هم میشدم ولی بخاطر دانشگا و.کنکور کمی فاصله گرفتم ..الان هم مینویسم ولی بستگی به حال و سوژه م داره ..من نوشته هامو تو صفحه شخصیم تو اینستاگرام منتشر میکنم و متوجه بازخوردای بسیار مثبت شدم و چیزی که فهمیدم اینکه یه انرژی مثبتی تو نوشته هام هست که مخاطبو قشنگ جذب میکنه و این چیزیه که خیلی خودنمایی میکنه ( نوشته هام تو سبک طبیعت گرایی ، اخلاقی و بیشتر فلسفی هستند) من دوس دارم از این انرژی مثبتی که دارم بهتر استفاده کنم یعنی تو یک بستر وسیع تر و عضو کوچک اما قویی برای داشتن جامعه مثبت باشم کسی که حس خوب ایجاد میکنه….راهنماییتون برای من چیه؟
و سوال دوم ..چند سالی هست که یه سوژه برای رمان نویسی یا فیلم نامه نویسی تو ذهنم هست ولی تا به الان من همچین سوژه ای توی فیلما ندیدم رمان هم زیاد نمیخونم، از اونجا که رشته تحصیلم بسیار متفاوته با ادبیات آیا شانس موفقیت برای من وجود داره؟ ناگفته نماند شخصیت کمالگرایی دارم یعنی به کم قانع نیستم همیشه بهترینو میخوام و اگه دست به اینکار بزنم میخوام بهترین خودم باشم
درود فائزه جان
سپاس.
چقدر خوب مینویسی و توی اینرنت منتشر میکنی.
در کل یک قاعده بسیار مهم در نویسندگی وجود داره فائزه گرامی:
بدون خوندن نمیشه نوشت.
اگر واقعاً میخوای کار کنی، بهانه نیار. درس و اینا بهانهست. آدم که قرار نیست فقط بیکار باشه تا بتونه کتاب بخونه.
اگر خیلی جدی رمان و داستان نخونی، اصولاً نمیتونی به نویسنده شدن امیدوار باشی.
سلام اقای کلانتر. شب خوش. من سه سال پیش رتبه اول نویسندگی را در اهواز اوردم.عاشق این هستم کارگردان شوم و موضوعات را براساس ایده های فکری خودم خلق کنم یک کارگردان فیلم نامه نویس شوم…از کجا باید شروع کنم
نگار عزیز
نقشه راه نویسندگی میتونه برات مفید باشه:
نقشه راه نویسندگی
سلام روزتون پر از شادی و خوشحالی
من 15 سالمه و یه پیج داخل اینستا دارم نوشته هام رو به اشتراک میذارم و تا حالا که نظر همه اونایی که خونده بودن مثبت بوده ولی میترسم از اینکه نوشته هام رو، رو در رو به کسی نشون بدم و این باعث شده که معلم ادبیاتم این موضوع رو باور نکنه نمیدونم الان باید چیکار کنم به نظر شما باید چیکار کنم؟
نازگل عزیز
روی تمرینهای ابتدایی خودت زیاد حساس نباش.
اصولاً اولین نوشتههای ما (منظورم چند سال اول نویسندگیه) چندان ارزش هنری خاضی ندارن.
با این حساب، حساسیت رو بذار کنار. نشون بده. هیچ اتفاقی نمیفته.
سلام مجدد
وقت تون بخیر و شادی
الان متن خودم که سرشار از هیجان و ذوق زدگی و بدون فکر خاصی نوشته بودم رو خوندم:-)
گوشی ام هم خرابه بعضی از کلمات اشتباه شده،امیدوارم دیدگاه قابل فهمی باشه برای دوستان خواننده …
خوشحال میشم گام به گام منو در این مسیر “نویسندگی و نوشتن” راهنمایی کنید،قطعا تمام قسمت های اولیت دار رو در سایت خواهم خواند.
با سپاس
زنده باد زیگورات عزیز
هر وفت که سوال داشتی حتماً با جزییات بنویس.
سعی میکنم هر جواب مناسبی به ذهم میرسه برات بنویسم.
سلام
4 سالی هست که دارم یک رمان بلند مینویسم از 1000 صفحه گذاشته سر کار وقت استراحت همکارام جمع میشن و قسمت های جدید رو مثل یک خاطره بشون میگم اونا هم خیلی دوست دارن چندین داستان که همه به هم ربط دارن در یک مجموعه جمع شده ولی خیلی دوست دارم از یک نویسنده حرفهای مشاوره بگیرم
سلام محمد عزیز
زنده باد. چه کار ارزشمند و خوبی.
میتونی تو جمعهایی که نویسندهها هستن حضور داشته باشی و احتمالا بعضی افراد که فرصت دارن بتونن راهنماییت کنن.
سلام . من مدت هاست مینویسم و کلی کار ناتموم دارم. دو،سه تا رمانی هم که تموم کردم به دلم نمیشینند و حس میکنم ضعیف هستند. رمان جدیدم رو در حالِ نوشتنم ولی هیچ کمکی ندارم. دوست دارم این یکی رو به خوبی تموم کنم و برای چاپش اقدام کنم.
مدتها تو انجمن نویسندگیِ مجازی فعالیت کردم ولی بیشتر برام حاشیه سازی شد. کمک میخوام اگه میشه.
سلام آیدای عزیز
یه مقدار برای خوندن مطالب دیگۀ سایت هم وقت بگدار. تا با فضای اینجا بیشتر آشنا بشی. بعد سوالت رو با جزییات برای من بنویس تا بتوانم جواب بهتری بهت بدم.
شاد باشی.
آیدا جان . من خودم هم یک بار رمانی رو نوشتم اما به دلم ننشست . به همین دلیل هم آن را دور انداختم . اما نا امید نشدم . بدین ترتیب سراغ چند تایی رمان حرفه ای رفتم و اونا کمک های زیادی بهم کردن . بعدش هم یک لغت نامه پیدا کردم به اسم واژه یاب و از این طریق کلی از مترادف های کلمات رو آموختم و سطح سواد کلماتم چندین برابر شد . بعدش با اعتماد بنفس شروع به نوشتن رمان جدیدم کردن . و در حال حاضر هم در حال نوشتن یک مجموعه 4 را دارم می نویسم . من برات یه پیشنهاد دارم و اونم اینه که سعی کنی از انواع ژانر ها داستان ها و یا داستانک هایی رو بنویسی و برای خودت یک کلکسیون جذاب و کوچک بسازی و داستان هات رو برای بقیه هم به اشتراک بگذاری . اینطوری هم در همه ژانر ها تجربه به دست می آوری و هم اعتماد به نفست چند برابر میشه و هم بین کسانی که داستان هات رو میخونن یه محبوبیت و ارزش خاصی رو دارا میشی .
زنده باد. چه کامنت خوبی.
یه سوال داشتم
من چطوری میتونم از طریق داستان نویسی در اینترنت پول در بیارم؟
سلام محمدرضا جان
میتونی اینکار رو انجام بدی. ولی حتماً باید بازاریابی محتوا رو یاد بگیری، یادداشت زیر برای آشنایی با این موضوع میتونن کمکت کنن:
تولید محتوا
سلام
من 26سالمه.دوران دبیرستان بشدت علاقه به نوشتن داشتم و داستانهای کوتاه زیادی نوشتم حتی مقام هم اوردم ولی الان میخام رمان بنویسم نمیدونم چجوری از کجا شروع کنم
سلام سرور عزیز
مطالب زیر میتونن برای شما مفید باشن:
چگونه نویسنده رمان شویم؟ | آموزش نوشتن رمان-۱
چگونه یک رمان بنویسیم؟ | راه و روش نوشتن رمان-۲
سلام خسته نباشید.
من 20 سالمه و فکر نوشتن رمان یا داستان رو از تقریبا 13 یا14 سالگی تو سرم داشتم. وقتی 17 سالم شد علاقم شدید تر شد و اولین رمانم رو تو یه سایتی نوشتم. اغراق نمیکنم اما هر پارت از رمانم از همون اول نوشتنم بالای100تا بازدید و لایک داشت حتی به1700رسید. اما یه مشکلی بود اینکه مدیر اون سایت و برنامه واسه خودش قانون گذاشت که از یه سری کلمات نباید استفاده کرد و متاسفانه رمانم تو اوج خودش حذف شد. اونقد نا امید شدم که دیگه ادامه ندادم. اما الان میخوام شروع کنم .اما واقعا سخته بعد سه سال بخوام دباره شروع کنم چون ترس حذف شدن و نپسندیدن رمانم یا داستانم هنوز باهام هست. به نظر شما چجوری شروع کنم؟سایتی که توش رمانمو با خیال راحت بذارم و معتبر باشه پیشهاد میدید لطفا؟؟
زهرا جان
بهانهها رو بذار کنار و همین الان شروع کن. نذار دیر بشه.
خودت یه سایت بزن. بهترین کار اینه. توی اینستا هم میتونی بذاری.
سلام و وقتتون بخیر. میخواستم ازتون بپرسم برای نوشتن یک داستان باید انتها و هدف نهایی اون رو قبل از شروعش مشخص کرد ؟ من چند ماه پیش نوشتن یک داستان خاص رو برای رده سنی نوجوان به سبک رئالیسم جادویی شروع کردم ولی به دلیل کمبود وقت کارمو متوقف کردم . الان احساس میکنم از لحاظ نگارش و وصف کار قوی ای هست و دوست دارم ادامش بدم اما هیچ هدف و انتهایی براش مشخص نکردم. این درسته که بدون فکر فقط به نوشتن ادامه بدم یا از حالا باید تا اخرش رو تصویرسازی داشته باشم؟ متشکرم .
سلام بیتا جان
در پاسخ سوال شما قبلاً مطالب بسیار زیادی رو منتشر کردیم.
لینک جدیدترین مطلبی که در این رابطه نوشته شده رو براتون میذارم:
چگونه نویسنده رمان شویم؟ | آموزش نوشتن رمان-۱
سلام
مدتیه ایده ی برای داستان نویسی دارم که خیلی خیلی مشتاق اون هستم اما موضوع داستان یک جوری هستش که اگه از شخصیت های غیر ایرانی استفاده کنم خیلی جذاب تر و دستم برای روایت داستان آزاد تر میشه ..اما نمیدونم میتونم به عنوان یک نویسنده ای ایرانی یک داستان غیر ایرانی بنویسیم؟ اگر اصرار به این دارم چون یکی از معظل های اجتماعی که در کشور های خارجی بی پرده تر بیان میشه ایده ی اصلیه داستانم هستش…ممنون میشم راهنماییم کنید
تشکر
نیلوفر گرامی
بنویس. هیچ مشکلی نداره. فقط بنویس.
یه مطلبی هم تقریباً در این رابطه نوشتم قبلاً:
چرا از ایرانی بودن خودمان نفرت داریم؟
سلام،راستش من یه پزشکم البته ازپزشکهای ناموفقی که نتونستم مسیرم روپیداکنم ازوقتی که یادم میادواسه بچه های کوچکترازخودم قصه میگفتم ویه بارم که برای یه مسابقه متن نوشته بودم نوشته منتخب شدم البته اون موقع هشت ساله بودم وشرکتم توی مسابقه اتفاقی بود،یکی ازراههایی که وقتی ازچیزی ناراحت میشم آرومم میکنه اینه قصه خودم روواسه خودم تعریف میکنم،نمیدونم چقدرامکان داره بتونم یه متن بنویسم که کسی بخوادبخوندش ولی دلم میخوادبنویسم
سلام الهام عزیز
بنویس. بی وقفه به نوشتن ادامه بده.
پیشنهاد میکنم یه وبلاگ هم برای خودت بزن. به رشدت کمک میکنه.
خیلی ببخشید که دوباره وقت تون رو میگرم دوسوال داشتم ایب نداره من ته داستان باز بزارم و این که ما توی شهرمون کلاس داستان نویسی پیدا نمیشه یدونه هست که میفته تو کلاس زبانم و من مجبورم تو وبلاگ دنبال کلاس داستان نویسی بگردم و توی آکادمی شگفت انگیزان ثبت نام کردم و از اون جابیشتر درس میگرم سنم کمه و نوجوونم به نظرتون اگر با این روش برم جلو میتونم نویسنده بشم 😔
مهسا جان
هر چیزی میتونه بهت کمک بکنه، به شرط اینکه تو خودت خیلی منظم بخونی و بنویسی.
سلام آقای کلانتری راستش مربی داستان نویسی من به من گفته داستانی بنویس که جزو دغدغه های مردم باشه مثل عشق فقر جنگ و…..
راستش من ممغزم فعلا و هیچ موضوع تصور و تخیلی تو ذهنم نمیاد به نظرتان چه موضوعی انتخاب کنم یا موضوعی دارید که بهم بگید
مهسا جان
مربی شما اشتباه کرده که اینجوری به شما پند داده.
شما هر چی که خودت دوست داری بنویس.
به چیزایی هم که بهت تحمیل میکنن بی توجه باش.
سلام
من 15 ساله هستم و کتاب های چاپی و رمان های اینترنتی زیادی خوندم و تقریبا با هر داستانی که میخونم یه ایده جدید برای نوشتن به ذهنم میرسه، اما راستش نمیتونم ایده هام رو خیلی خوب روی کاغذ بیارم؛ حتی گاهی توی ذهنم تمام داستان رو کامل و بدون نقص پیش میبرم اما نوبت به نوشتنش که میرسه حس میکنم جذابیت خودش رو از دست میده؛ راه حلی برای این مشکل من هست؟ و اینکه سنم توی نوشتنم مشکلی ایجاد نمیکنه؟ چون بعضی وقت ها به خودم میگم این ایده رو چندسال بعد روی کاغذ بیاری بهتر میتونی بنویسی و از این چیزها…
نازنین عزیز
اول از همه باید توان آزادنویسی و همیشهنویسی رو در خودت تقویت کنی. بعد توانم نوشتن داستان رو هم پیدا میکنی.
این دو تا لینک میتونن برات مفید باشن:
صفحات صبحگاهی
هزارکلمه
سلام من ۳۴ سالمه کاردانی کامپیوتر دارم و ۱۴ ساله ازدواج کردم ی دختره ۷ ساله دارم و خونه دارم از وقتی یادم میاد نوشتن برام راحتر از حرف زدن بود چ ناراحت بودم چ شاد با نوشتن اروم میشدم وقتی مینوشتم انگار ی باری از دوشم برداشته میشد از زمانی که هم اینستاگرام اومد این استعداده علاقه اس هر چی که میشه اسمشو گذاشت با کپشن نوشتن بیشتر شکوفا شد الکی نمینویسم حتی برای نوشتن یک کپشن که با عکسی که میخام پست کنم باید منطبق باشه کلی سرچ میکنم تا ایده بگیرم سپس اون چیزی که میخام میشینم رو کاغذ مینویسم بعد از کلی بالا و پایین کردن بعد تایپش میکنم تو کپشن اخیرا هم تو ی کلاس نویسندگی انلاین عضو شدم و متوجه ی چیزایی شدم که خوب خیلی بیشتر ب من کمک کرد الانم که چند جلسه ایی میشه کلاس نویسندگی میزم حضوری تو کلاس بهمون گفتن یادداشت روزانه بنویسیم که این خودش خیلی ب تخیل ادم ب قدرت نوشتن ادم کمک میکنه فقط تنها مشکلی که من دارم اینه که من سوژه زیاد ب ذهنم میرسه اما پیاده کردنش رو کاغذ از زبان شخصیت قهرمان داستان سخته یعنی من فقط میتونم ب عنوان ی راوی داستان رو بنویسم اینکه ب جای شخص داستان حرف بزنم و بگم سخته اینکه چی بگم و چطور بسطش بدم مثل کتاب داستانهای دیگه میشه راهنماییم کنید که چطور بنویسم از زبان شخصیتهای داستان؟
شهرزاد عزیز
چقدر کتاب میخونید در روز؟
نازنین جان . من به تو لغت نامه واژه یاب را پیشنهاد میکنم چرا که در این لغت نامه هر کلمه ای را که سرچ کنی کلی از مترادف هایش را برایت می آورد . با این روش سواد کلماتت هزار برابر میشود . سعی کن همه آن ها را در دفترچه ای بنویسی و هر بار هم که کلمه جدیدی را آموختی به آن ها اضافه کنی . علاوه بر این هر بار که ایده ای درباره نوشتن یک رمان به ذهنت رسید آن را جایی یادداشت کن . وقتی مدت کوتاهی بگذرد وقتی به نپشته ات نگاه بیندازی ناخوداگاه با دیدن یکی از موضوعات حسی متفاوت و سراسر شور و شوق بهت دست میده . اون موضوع همون موضوعی هست که باید رمانش را بنویسی چرا که آنوقت نوشته های رمانت علاوه بر جوهر خودکار جوهر باور و علاقه را نیز شامل میشود .
سلام
من از بچگی داستان ها و خیال هایی در ذهن داشتم…
در سن ۸سالگی شروع ب نوشتن داستان ها با کشیدن تصویر کردم…
در کودکی اکثر نقاشی هایم ادامه ی داستان قبلی بود، یعنی این گونه قصه بیان میکردم…
الان ۱۸سالمه و دارم یک داستان خیالی و اموزش دهنده مینوسم اما نمیدانم که این کار درست است ؟! ایا حمایت میشم؟
چرا که نه محدثه عزیز
بنویس و توی اینترنت منتشر کن.
به تدریج که مهارتت بالاتر رفت، میتونی به چاپ کتاب هم فکر کنی.
ضمن اینکه منظورت از حمایت رو متوجه نشدم. به عنوان یک نویسنده این تو هستی که باید از خودت حمایت کنی.
تو چند سال اول کار، اصلاً به نتیجه فکر نکن. سعی کن فقط مهارت خودت رو بالاتر ببری.
سلام…من بیست و هشت ساله ام…نوشتنو دوست دارم اما بلدنیستم احساسی بنویسم..بیشتر خاطرات مینویسم .از وقتی که دخترمو باردار بودم براش مینوشتم و بعد برای پسرم..و تازگی ها هم شروع کردم به کتاب خوندن …ترس زیادی از نوشتن دارم و اعتماد بنفس پایین…اما علاقه زیاد به نوشتن و خوندن تا جایی که ساعت ها ممکنه برا اینکار وقت بزارم بدون ذره ای خستگی ..لطفا راهنماییم کنید
اسما جان
با نوشتن صفحات صبحگاهی شروع کنید:
صفحات صبحگاهی
سلام مجدد استاد عزیز
راستی یه سوال داشتم که هر چند مشغله تون خیلی زیاده ولی چون دیدم بی تکلف به همه ی سوالات پاسخ میدهید جسارت کرده و می پرسم:
جناب کلانتری عزیز، بنده چند ساله که می نویسم، بصورت غیر حرفه ای و پیش و پا افتاده.
الان هم چند ماهه که بازنشسته شده ام یعنی سن و سالم حدود 58 ساله و به فکر نوشتن بصورت جدی افتاده ام.
آیا سرانه ی پیره سری شروع به کاری بس سنگین و حرفه ای کردن باعث خستگی و ناامیدیم نخواهد شد.
لطفا واقعیت را بهم بفرمایید بیشتر خوشحال میشم.
ضمنا آدرس وبلاگم را براتون گذاشتم که اگه زحمتتون نیست یکی دو تا از نوشته هام رو بخونید بعد نظر بدهید.
واقعا سپاسگزارم.
درود به عزیز دلم، آقا بهمن نازنین
اتفاقا سن شما، تازه اول عشقه.
و یه نکته جالب براتون بگم: میانگین دوستان عزیز من که در جلسات ماه نویسندگی شرکت میکنن، غالباً پنجاه تا شصت ساله.
ما نویسندههای بزرگ زیادی رو هم داریم که از دهه ششم زندگی شروع کردن.
بنابراین شما با قدرت ادامه بدید.
وبلاگتون رو هم حتماً میخونم.
سلام استاد عزیز
معمولا به هر سایت یا وبلاگی که سر می زنم آخرین تاریخ به روز رسانیش سه، چهار و یا حتی ده سال قبله…
چقدر خوشحالم که امروز با وبلاگ شما آشنا شدم و با اجازه تون میخواهم آدرس آنرا توی واتسآپ و در جمع تعدادی از دوستان که همه دغدغه ی نویسندگی داریم بگذارم.
مطالبتون در یک نگاه اجمالی که به آنها داشتم عالی است.
امیدوارم که همیشه سلامت و موفق باشید.
سلام بهمن نازنین
خیلی خوشحالم که اینجا هستید.
بله، تمام تلاش من اینه که این سایت هر روز با یک مطلب تازه دربارۀ خواندن و نوشتن به روز بشه. و خدا رو شکر تا الان هزاران نفر از دوستان با سایت همراه شدن و جمع خوبی از علاقهمندان نویسندگی شکل گرفته. سایت الان ماهانه حدود 50 هزار کاربر داره که این هم دلگرمم میکنه و هم مسئولیتم رو بیشتر میکنه.
برای من حتماً بیشتر بنویسید بهمن جان.
واقعا خوش حالم که امروز این مطلب وخوندم❤❤
درود لیلا جان
چقدر خوب. باعث خوشحالیه.
من تا همین چند روز پیش گمان میکردم که نویسنده نمی شوم ، مثل خیلی از کَسان دیگر که هیچوفت نشدم. اما امروز فهمیدم که من نمی توانم بنویسم و این که نمی توانم بنویسم با اینکه نمی توانم نویسنده شوم فاصله اش از اینجاست تا آخر جهنم. واژه ها از پس مسولیت خطیری که به آنها می سپاریم بر نمی آیند… ساجده نوشت 🙁
سجاده عزیز و خوب
بنویس و لذت ببر. به این چیزا فکر نکن.
لازم نیست حرفه ای بنویسی تا یه نویسنده بشی همین که میتونی واژه ها رو کنار هم بیاری یعنی که یه نویسنده ای خواهرم . نویسندگی یه عشقه و تو برای آزاد کردن و لذت بردن خودت به قلم و کاغذ روی میاری . شاید دنیای قلم و کاغذ یه دنیای یک بعدی باشه ولی این واژه ها و جمله ها آنچنان قدرتی دارن که حتی نمی تونی فکرشو بکنی تا جایی که می تونن در مدت زمان خیلی کوتاهی تو رو از یه مبتدی به یه حرفه ای مبدل کنن. من در طول 1 سال اونقدر تلاش کردم تا از یه نویسنده مبتدی کلاش شدم بهترین نویسنده کلاس تا جایی که نوشته هام هوش از سر هر کسی می برد . و الان هم در حال نوشتن یه مجموعه 4 جلدی هستم . اون چیزی که منو تا این حد موفق کرد عشقی بود که به نوشتن می ورزیدم و اونقدری بهش علاقه داشتم که تمام احساساتم رو باهاش درمیون می گذاشتم و درواقع من برای دل خودم می نوشتم. فقط دل خــــــــــــــودم. هیچ چیز غیر ممکن نیست اگه تو باور محال بودنش رو تغییر بدی.
درود بر شما zari.b
دیدگاه خوبی نوشتی ممنون از جملات زیبایت…
سلام من در نویسندگی غیر داستانی مثل متن های کوتاهی با موضوع های مختلف استعداد هایی دارم و به نظر اطرافیان و چند نفر دیگر ک از آنها پرسیدم نظرشان خوب بود..اما میخواستم در متن هایم از کلمه های خیلی خیلی ساده استفاده نکنم و معنای کلمه های بزرگ تر یا مترادف همان کلمه هارا یاد بگیرم اما نمیدانم چه کارکنم..کتاب های زیادی خوانده ام و کمی بهتر شده اما باز میخواهم که زود تر بیاموزم و سطح کلماتم بالا تر برود
فلورا جان
دغدغه خیلی خوبی داری اتفاقا. و حتماً برای این موضوع وقت بذار.
تو لینک زیر من ایدۀ کلمهبرداری رو مظرح کردم. فکر کنم برات مفید باشه:
کلمه برداری
سلام و درود…
می نویسم از زبان سنگ ها
می نویسم از درون رنگ ها
می نویسم از بلندای آسمان
می نویسم از برای کهکشان
می نویسم از عشق و نور
می نویسم از تلاقی پر عبور
می نویسم از نوشتن از خودم
می نویسم می نویسم با خودم…
این یکهویی اومدن تو گوگل و سرچ کردن و باز کردن این وبلاگ برای من نشونه است… تست ارزیابی رو زدم به آخرش که رسیدم،فقط خندیدیم فقط و تو ذهنم با خودم گفتم فهیمه دنبال چی میگردی بسه…
و کلی خوشحال و ذوق زده شدم چند خط اولم که یکحورایی شبیه شعر و یک متن شدم زد به ذهنم و نوشتم…
ممنون از گردآورندگان این سایت خصوصا سبب ساز اصلی آقای شاهین کلانتری که دوست دارم بیشتر با شما آشنا بشم…
سلام دوست نازنینم
من هم خیلی خوشحالم که اینجایی.
حتماً برای من بیشتر بنویس از خودت.
سلام جناب کلانتری عزیز من فقط 18 سال دارم و تقریبا 5 سالی میشه ک مینویسم و خواننده ای جز دوستان نزدیکم ک خیلی هم استقبال می کنند ندارم.راستش گاهی انقد تشویقم می کنن ک ب فکر چاپ کردن میوفتم اما گاهی هیچ میلی به اشتراک گذاشتنشون ندارم نظر شما در این باره چیه؟
منتشر نکن فاطمه جان
نوشته اگه وقت انتشارش برسه، خودش بهت میگه.
ضمن اینکه شما الان سنی هم نداری که لازم باشه نگران انتشار کارات باشی.
بیشتر بخون و بیشتر تمرین کن.
سلام
اسانترین کلام برای ابراز هرچه که در سر داری وسر ان را تا امروز مخفی کرده بودی از اکنون سر و سرم با سلامی به تو که نمیدانم کیستی به اشتراک گذاشته میشود از نوشتن های دورم مدتهاست میگذرد انقدرکه فکر میکنم بیگانه ای با دست من نوشته امروز در پاسخ به امرار معاش در تنگنای اقتصاد مضحک سری به مشاغل خانگی زدم باورم نیست انچه دیدم و خواندم ….
ولی خدا به قلم و رازهایش قسم خورده لابد سر ان را تومیدانی ….
پس بگو انچه را نمی دانم که سراسر وجد و اشتیاقم…
به امید هر انچه مقدر خوبان
عزیزم از لغت نامه آنلاین واژه یاب استفاده کن . خیلی عالیه.
سلام. خسته نباشید. راستش من شاید چند سالی هست که به نوشتن علاقه پیدا کردم. پارسال انشاهاییو مینوشتم که به نظر خودم در سطح کلاس خوب بود. اما دبیرمون بر خلاف امسالی منو نادیده میگرفت و اشتیاقمو کم میکرد. حالا امسال به لطف یک معلم جدید توی جشنواره خوارزمی انشا رتبه اوردمو منتظر جواب مرحله بعدم. این کار خیلی امیدوارم کرد. دلم میخواد به طور حرفه ای یک رمانی که تکراری نباشه بنویسم اما میدونم که هنوز اونقدر پیشرفته نیستم. برای اینکه بتونم تو نویسندگی قوی بشم چیکار کنم؟ مرسی از وبلاگتون.
سلام مبینا جان
زنده باد. حتما ادامه بده نوشتن رو.
مطالب صفحه زیر میتونن به تو کمک کنن:
نقشه راه نویسندگی
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب استاد کلانتری ♥️
استاد من ۱۴ سال سن دارم و از حدود ۱۱ سالگی بدیهه سراینده خوبی تا کنون بوده ام … من بیشتر از اینکه شعر بسرایم ، گرایشم به سوی متون ادبی است و در مسابقات و جشنواره ها نیز افتخاراتی کسب کرده ام … اما مشکل اصلی من این است که در هر شرایطی نمی توانم دست به قلم شوم و در زمان ها و شرایط خاصی و به طور ناگهانی استعداد نوشتنم شکوفا می شود … دومین مشکل اساسی من سنگین نوشتن است … خیلی از منتقدان و استادان گرامی بنده بار ها و بار ها به من گوشزد کرده اند که دست از سنگین نوشتن بردارم و ساده و شیوا تر بنگارم در حالی که وقتی ساده می نویسم نمی توانم رضایت خودم را جلب کنم و به سوی نگاشتن ترکیب های نو و آرایه های زیبا در متن سوق پیدا می کنم …
در نهایت از شما استاد گرامی این سوال را دارم که نظر شما درباره سنگین نویسی چیست ؟ و اینکه ممنون می شوم اگر در این راه ، فانوس رهنمای من شوید ♥️
خسته نباشید …☘️
سلام نرگس عزیز
خیلی خوبه. با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
نرگس جان، نمیخوام یه جواب سطحی به سوالت بدم. به عبارتی میشه صدها یادداشت این سایت رو جوابی به سوال تو دونست.
بنابراین اگر دنبال جواب جدیتر و کاربردیتر هستی، برای مطالعۀ نقشه راه زیر و بقیه مطالب سایت وقت بگذار:
نقشه راه نویسندگی
زیبا بود
با سلام. نوجوانی هستم که از یکی دو سال پیش، علاقه به ساخت داستان های تخیلی و کمی خشن پیدا کردم. یک داستان سیصد صفحه ای، بدون ویراستار نوشتم، در حال نوشتن یک داستان سیصد صفحه ای دیگر هستم و حدود پنج ایده داستانی دیگر دارم که آنها را هر شب و هر روز، در ذهنم بررسی می کنم. بسیار به تماشا کردن فیلم و سریال و بررسی آنها علاقه دارم. اهل کتاب خواندم هستم و بزرگترین آزرویم این است که ماجرا هایی که خلق می کنم، روزی به فیلم و سریال تبدیل شود. اما به هر دری که می زنم، هیچ راهی برای رشد و یادگیری پیدا نمی کنم. راهی هست؟
صدرا جان
یه سایت بزن و وبلاگنویسی روزانه رو تجربه کن.
اگر تو این کار مداومت داشته باشی به جاهای خوبی میرسی.
قبلاً در این رابطه تو دستۀ وبلاگ نویسی و تولید محتوای سایتم چیزای زیادی نوشتم.
سلام وقت بخیر خانومی 31 ساله هستم حداقل از اول راهنمایی که برخی نوشته هایم موجود هست نشان از علاقه م به نوشتن پیداست؛ 18سالگی داستانی را نوشتم که فقط پایان را ننوشتم در ادامه فقط نوشته های کوتاه داشتم اما هنوز هم به چیزی به عنوان نویسندگی فکر نمیکردم فقط برای خودم چیزهایی می نوشتم ولی سال 97 کمی به نویسندگی فکر کردم یه داستان 5صفحه ای نوشتم ودیگه باز ننوشتم .
حال سال اینه آموزش ابتدایی را با چه دوره ای آغاز کنم؟ و آیا جایی برای مسابقه هست که انگیزه داشته باشم بدون وقت تلف کردن داستانی را بنویسم و برای داوری ارسال کنم؟
سلام
وبلاگ بزنید و نوشتههاتون رو آزادانه منتشر کنید.
دربارۀ مسابقات نویسندگی نظرم رو اینجا نوشتم:
مسابقه نویسندگی
سلام..من میخام نویسندگی رو شروع کنم و هدفم این هست ک یک کتاب علمی تخیلی بنویسم از اونجایی ک قوه ی تخیلم خیلی قدرتمنده و رشته ام فیزیکه میدونم که میتونم یه اثر فوق العاده خلق کنم شما میدونید دنبال کردن این سبک رو باید از کجا شروع کنم؟
در کل داستانای زییییییییادی تو سرم میپرورونم ولی هیچوقت ننوشتم ولی تصمیم گرفتم از الان جدی بگیرمش..ممنون میشم کمکم کنید
سلام آرمان عزیز
البته «که» رو بهتره «ک» ننویسی. چون درست نیست.
و اما جواب سوالت:
چقدر داستان میخونی آرمان جان؟
اسم 5 تا از کتابای علمی تخیلی موردعلاقۀ خودت رو برام بنویس. تا دقیقتر بهت جواب بدم.
سلام.خسته نباشید.
من مشاوره ای در همین خصوص میخواستم.اما از اون جایی که خیلی طولانیه و ترجیح میدم توی سایت نباشه اگر مقدور باشه در تلگرام و یا اینیستاگرام بنده رو راهنمایی کنید.
خیلی ممنون و خوشحال میشم جوابم رو بدید.
نرگس عزیز
صدها ایمیل و پیام تلگرامی و دایرکت اینستاگرامی دارم که به خاطر کارها و پروژههای زیادم، اصلاً امکان جواب دادن بهشون رو ندارم.
بنابراین تنها جایی که میخونم و به دقت جواب میدم همینجاست. چون اینجا از بقیه جاها برام جدیتر و مهمتره.
باسلام.میخواهم بنویسم واواهای ددونم رابیرون بریزم وخودم ودیگران لذت ببریم تاهدرنرونداماچه حاصل نه مشوقی دادم ونه مجالی برای حضوردرکلاسی.هرچندنیزمیدانم ایراداتی دارم که بایدبرطرف شوند.برایم زمان ومکان مهم نییت هرچه بگویندوهرچه بخواهندبرقلمم والبته درقلبم سیال خواهدشداگرموضوعی باشدکه رهبرشود.لطفا بگوییدچه کنم؟؟؟
الهام عزیز
با نقشه راه زیر شروع کنید:
نقشه راه نویسندگی
سلام استاد لطفا بهم بگین این سبک نوشتن من، درسته یانه؟ اصلا این نوشته ها قابلیت وقت گذاشتن دارن یا نه.
(روشنی قلب به خاموشی شب می گروید، زمزمه هایی از خنده آخرین داد و بیداد های خود را محدود می کند، خاکسترگداخته از اتش،تب و تاب ندارد،
ترنم بی قرای ساز رهایی می زند،
راه بی مسیر، جام بی شراب دست خود گرفته است،
نای فر عشق نی ندارد نوا به پا کند،
وصل در فراق، راز بی امان را صدا زند،
من مطیع عشق، او مطیع سرنوشت،
من به شمع هجر سوخته دل شوم، او برای من ختم ارزو شود،
جان بسوزد و عشق به اتش خود بنازد،
زخم کاری وداع ناتوانی مرا جوانه می زد،
از دوری در دهر او فانی بی فرجام شدم،
فرهاد من اسوده در قلبم نماند، قلبی نبود فرهاد بر ان بوسه زند،
بی او به سامان می نگر ای ناتمام خاتمه،
معشوق به عزم رفتن دمید، بانگی بزن، فریاد ده
او هم طبیب ما نشد…
فرناز عزیز
بنویس. ما چند متن اصلاً نمیشه دربارۀ چیزی نظر داد.
اول باید چند میلیون کلمهای بنویسی، تا خطوط ابتدایی عضلات نوشتاری تو پیدا بشه.
بنابراین بدون توجه به بازخوردها. مطالعه کن و خیلی جدی هم در کنارش بنویس و بنویس و بنویس.
این متن رو هم اگه دوست داشتی بخون:
دربارۀ بازخورد گرفتن برای نوشتهها
سلام.من سالهاست مینویسم.میتونم چندتا از مطالبم رو بفدستم براتون تا نظرتون رو در موردشون بدونم.ممنون
سلام فاطمه عزیز
اگر مطالبتون رو در یک وبلاگ منتشر کنید، برای خودتون بهتره. بعدش برای من هم میتونید لینکش رو بفرستید.
آسمون صاف و آبی بود.سکوت عجیبی در محله پیچیده بود همه در رفت و آمد بودند و هرکس دنبال کار خودش ،یه سگ ولگرد سرشو تا ته برده بود تو پلاستیک زباله کنار سطل وبا شوق استخون های ماهی ته پلاستیکو لیس میزند و ب دندون میزد جوری لیس میزد انگار هنوز گوشتی روی اونا باقس مونده چند نفرم سرکوچه دورهم ایستاده بودند ، قیافه های زرد و بی روحشون نشان از عوامل درونی اشان بود یکیشون هم زمان هم حرف میزد هم با سیگار گوشه لبش بازی می کردوبعد قاه قاه می خندید یه گنجشک ک در حال پرسه زدن بود از روسر اونا رد شد ومدفوعشو روسریکیشون ریخت مردی ک گوشه لبش سیگار داشت با صدای معترضانه ای داد زد”اه لعنتی “بعد درحالی که کلاهشو تمیز میکردزیر لب باهمان سیگار کنار لبش زمزمه میکردومی گفت”تو دیگه از کجا پیدات شد ”
ممنون میشم بهم بگید هنر نویسندگی دارم یانه؟ نوشته بالا قسمت کوچکی از رمان خودم می باشد ک هنوز در جایی چاپ نشده وفقط برای دل خودم نوشتم
زینب عزیز
این اصلاً کافی نیست.
گاهی باید ده تا کتاب بنویسم تا اولین نشانههای استعداد ما آشکار بشه.
پیشنهاد میکنه تا حداقل یکی دو میلیون کلمه ننوشتید، اصلاً به فکر بازخورد گرفتن نباشید.
چه قدر زیبا بود. یک حال عجیبی بود نوشته های آخر
زنده باشی کیمیا جان.
سلام شاهین جان. چه تست جالبی. من حین زدن تست به نکته جالبی پی بردم که هر کدوم از تست ها یک نکته است برای شروع کار نویسندگی است. کسی که در حال زدن این تست ها است حتی اگر همه سوال ها حداقل بزند نباید ناراحت شود. تک تک این سوالات راهنما راهکار هستند برای ادامه مسیر. ممنونم من جملات را یادداشت کردم و جایی جلوی چشمم گذاشتم
زنده باد شیوا جان
دقیقاً هدفم همین بود و خوشحالم که شما خیلی دقیق و جدی به این موضوع توجه کردی.
شاد و برقرار باشی.
سلام. خسته نباشید.
امروز صبح که بیدار شدم اولین جمله ای که اومد توذهنم این بود (تمایز تو اشتیاق توست)اولش نمی دونستم این جمله روکجا خوندم اما بعد یادم اومد که این جمله تو کانال مدرسه نویسندگی،توی اون نوشته ای که راجب اهمیت اشتیاق هست، بوده.
مدتی بود که خوندن ونوشتن روبه طور جدی شروع کرده بودم .
احساس کردم نوشته هام چندان جالب نیست ،یکم ناامیدشدم وحسابی حالم گرفته شد.
بارها وبارها نوشته ی شما رو خوندم . انگیزه ام از قبل بیشترشد وتصمیم گرفتم سرسختانه کار رو ادامه بدم.
موفق وسلامت باشین همیشه.
آلا جان
زنده باشی.
همیشه اینو یادت باشه که برای تصمیم گیری دربارۀ اینکه نوشتههامون خوب هست یا نه، باید چندین و چند سال مدام تمرین کنیم.
سلااام شاهین عزیز
اشتیاق
علاقه
ذوق
نویسندگی
باز هم مثل همیشه، عالی بود و تاثیرگذار.
ممنووونیم که انرژی های مثبت را در جهان جاری می کنید.
راستی، شما از کِی متوجه شدید که اشتیاق نوشتن در درونتان شعله ور است؟
سپاس
سپاس فرزانه مهربان و خوب
ممنونم از مهرت.
راسش با نوشتن بود که این اشیاق در من شعلهورتر شد.
عمل نوشتن، شوق نوشتن رو روز به روز بیشتر میکنه.
میشه گفت من نوشتن رو با خود نوشتن کشف کردم.
یعنی اوایل مینوشتم، اما شناخت چندانی نداشتم، و نوشتن برای عظمت الان رو نداشت، ولی رفته رفته، با بیشتر نوشتن، به این نتیجه رسیدم که نوشتن تمام زندگی منه.
سلام
من ۲۸ سالمه و متاهلم.دوران مجردی انجمن های شعری میرفتم شعر مینوشتم و پیشرفت عالی داشتم وقتی متاهل شدم به خاطر مخالفت همسرم نتونستم برم انجمن گفتم خب خودم مینویسم ..مشکلاتمون اینقدر زیاد بود که فکرم همش درگیر مسائل و مشکلات زندگی شد الان چندساله ک نتونستم بنویسم یعنی بی انگیزه، بی حوصله ،کسل شدم … مشکلم این هست که عاشق نوشتنم اما احساس میکنم مغزم ایست کرده و هیچ وازه ای کلمه ای نداره که به زبان شعر بیانش کنم .مثل قبل قادر به نوشتن نیستم منکه خیلی خوب و کامل یه غزل مینوشتم الان دیگه نمیتونم . عاشق نویسندگی ام اما انگار توانش رو دیگه ندارم .قبلن انجمن مشوقم بود اما الان مشوقی هم ندارم .تو تلگرام دنبال کارگاه شعر گشتم که بتونم کنار چندنفر انگیزه پیدا کنم اما خب اونا هم گروه های ناکارامد و ساختگی بودن و فقط اسم شعر روشون بود..دفتر خریدم ک روزانه بنویسم چون دوست دارم خودکار و کاغڋ دست گرفتن رو اما اینقدر فشار روحیم زیاده ک حتی توان اونم ندارم
به نڟرتون چکار کنم که باز بتونم بنویسم .من عاشق نوشتنم عاشق شعرم عاشق خودکار و کاغذم …انتخاب یه زندگی اشتباه دورم کرد از دنیای خودم .الان چکار کنم ب نڟرتون…
سلام خاطره جان
هر روز چقدر شعر میخونی؟
هر ماه چند تا دفتر و دیوان شعر میخری؟
سلام
راستش کمتراز قبل میخونم چون درگیری فکریم واقعا زیاده . اما تو اینترنت ، رمان ها و دیوان اشعار رو دانلود میکنم و میخونم تا جایی که بتونم . البته من عاشق اینم که کتاب دستم بگیرم و خوندن با گوشی رو دوست ندارم لدتی نداره اصلا.اینجا همه حرف از امار پایین مطالعه میزنن اما کسی نمیگه که هزینه ی خرید کتاب چقدر بالاست که خب هستن افرادی که عاشق خوندن کتاب و نوشتنن اما به خاطر هزینه های کتاب بیخیال میشن.. تو کانال شما عضو شدم و واقعا نوشته ها و پست هاتون رو دوست داشتم . دفتر صبح گاهی تهیه کردم و الان سه روز هست شروع کردم ، خیلی ذهنم قفل شده به زور مینویسم اما ادامه میدم و بیخیالش نمیشم . دوست داشتم باز شعر بنویسم اما هرکاری میکنم نمیتونم…
ادامه بده خاطره جان.
نظم نوشتن به تدریج موتور ذهنت رو روشن میکنه.
ممنون از راهنمایی ها و انگیزه دادنتون
سلااام
من هم همین مشکل رو داشتم، تازه تو وزن هم کم می آوردم. فقط دوبیت!
استاد اوستا روز اول پرسیدند که چند بیت حفظی؟
پاسخ من اندک بود و استاد فرمودند:
شاعر باید حداقل سه هزار بیت در خاطر داشته باشد و روزانه ده ها بین بخواند و حفظ کند.
و من هنوز در حفظ آنها غفلت کرده ام و بیش از سی سال ازین خاطره می گرد و من هنوز فقط می خوانم و گاهی از سر ذوق و عشق چند خطی می نویسم.
نمی دانم دل نوشته اند یا شعرند؟ ولی وزن و موسیقی دارند و عشق و شور…
خواندن و حفظ کردن شعرهای خوب، خیلی روی ذوق و قلم اثرگذارند…
سلام و درود من خیلی وقته نوشتن و شروع کردم، اما نمیدونم همینطور ادامه بدم نوشتن و به کجا میرسه، نهایتش یه دفتر های سیاه شده که هیچ هدفی دنبالش نیست، چون نویسنده شدن به هزینه های بالایییی نیاز داره که در توان من که فقط علاقه و شاید استعداد در اون دارم نیست.من 18سالمه و شور نوشتن دارم، هیچ موسسه ای جایی هست که بتونم خودمو توی نویسندگی پیدا کنم یا نه؟
دوست عزیزم
نویسنده شدن هزینۀ بالایی نداره. و شاید بشه گفت ارزانترین هنر دنیاست.
توی همین سایت صدها مطلب آموزشی رایگان هست که میتونه برای شما مفید و راهشگا باشه.
شما فقط به تلاش و همت نیاز داری. وگرنه یک قلم و کاغذ برای نویسنده شدن کافیه.
باعرض سلام خدمت اقاي كلانتري
راسيتش من نميدونم در نويسندگي استعداد خوبي دارم يا نه
اما خيلي دوست دارم مطالبي رو كه دركتاب هاي علمي مختلف ودر زمينه هاي متفاوت مطالعه كردم با ايده و خلاقيت خودم مجموع اين اطلاعاتمو رو به يك مطلب جديد ابداع كنم شايد بتواند اين شيوه نوشتن من تاثيري رو ايجاد كنه😊
واين بهترين حس دنيا براي منه…..
بنویس سمیرای عزیز
به استعداد فکر نکن.
اشتیاق رو جدیتر بگیر.
درود خسته نباشید راستش من چیزهای نو رو دوست دارم ما عشق و دوست رو قدیمی من کتاب نمیخونم چون پولش رو ندارم اما عاشق آثار چارلز بوکوفسکی هستم و چندتا نوشته کوتاه ازش خوندم راستش نخستین باری که شروع به داستان نویسی کردم زندگی خودم بود گاهی گریه کردم گاهی خندیدم با داستانم. دوست دارم آزاد بنویسم دوست دارم بدون پرده بنویسم از سانسور بیزارم اما اینجا مجبورم
گاهی چیزایی مینویسم گاهی شعرهایی متن هایی میاد به ذهنم اما خودم رو ی شاعر یا آدم کار بیست نمیبینم نوشتم اما خوب نیست
نیاز دارم به دلیل برای نوشتن نیاز دارم به عشق برای ابراز حرف های توی دلم یاری کنید تا شاید از این راه بتونم آدم بزرگی بشم بتونم از اینهمه غم رهایی پیدا کنم شب ها تا صبح بیدارم و فکر میکنم
با سپاس م. ب سی سه اصفهان
سلام بردیا
خیلی خوبه. سعی من جدی تر ادامه بدی.
بهترین کار اینه که وبلاگ نویسیِ حرفهای رو سریعتر شروع کنی و به طور منظم بنویسی.
شاید این مطلب برات مفید باشه:
اگر میخواهید سایت شخصی قدرتمندی داشته باشید حتماً این متن را بخوانید
سلام من از بچگی مینوشتم ولی سه ساله جدی راهمو رفتم.معماری میخونم ولی عاشق نویسندگیم والان در یک موسسه نویسندگی هستم و مدرک گرفتم و مطالبمم خداروشکر همیشه عالی میشه و عقیده دارم همیشه نوشتن در هرزمانی میتونه ارومت کنه و این خیلی پوچه که حالم خوب نیست و حسش نیست..!نوشتن خودش یه حسه که تمام احساس رو درگیر میکنه
زنده باد. خیلی عالیه. با همین روال ادامه بده.
سلام وخسته نباشید به اقای کلانتری من عاشق نوشتن ام ولی در واقع تا حالا بجز انشا مدرسه چیزی دیگه ننوشتم میخوام راهنمایی شم از چه راهی باید وارد شم تا به موفقیت برسم
سلام آرزو جان
نقشه راه زیر میتونه براتون مفید و موثر باشه:
نقشه راه نویسندگی
سلام خسته نباشید….
آقای کلانتری من به نویسندگی علاقه یِ زیادی دارم و گاهی اوقات برای تسلای دلم مینویسم و به نظرم دلنوشته هام تا حدودی دل نشیشنَن ….نمیدونم منظورم رو درک میکنید یا نه .
ولی من از این که خونده بشم از این که عده ای متن های کوتاه و بلندم رو بِخونند احساس خوبی پیدا میکنم..
میخواستم اگه امکان داره یه راهی به میانبُری تو مسیرم بزارید تا حرفه تر و جسورانه تر بنویسم و اگر تمایل داشته باشید میتونم چند تا از نوشته هامو در اختیارتون بزارم .
سلام فائزه عزیز
نویسندگی و اصولاً هر کار خلاقانهای نیاز به شجاعت داره.
و شما این شجاعت رو با مطالعه، نوشتن و مدوامت در خودتون رشد میدید.
حالا اگر خیلی میترسید در شروع کار میتونید به اسم مستعار متوسل بشید. ولی با مستعارنویسی چیز چندانی یاد نمیگیرد.
پیشنهاد اینه که یه وبلاگ بزنید و با اسم خودتون بنویسید.
اما در کل اینا همه بهانهست. نویسندگی مقداری جنون میخواد.
و اینکه یادتون باشه، دیگران به نوشتههای ما اهمیتی نمیدن و حواسشون به خودشونه. بنابراین نگران دیگران نباشید. فقط به رشد خودتون فکر کنید.
فيلمنامه رو بايد چجوري بنويسيم؟بايد مقدمه ،خلاصه، و..اينجور چيزها رو بنويسيم يا از همون صفحه ي اول شروع ميكنيم به نوشتن فيلمنامه؟لطفا راهنماييم كنيد ممنون ميشم
سلام
این کتابها میتونن براتون مفید باشن:
آناتومی داستان | جان تروبی | ترجمۀ محمد گذرآبادی
تکنیکهای فیلمنامهنویسی | چارلی موریتس | محمد گذرآبادی
داستان | رابرت مک کی| ترجمۀ محمد گذرآبادی | نشر هرمس
سلام خوب هستين؟ چطوري ميشه فيلمناممون رو وارد صدا و سيما كنيم؟بايد پستش كنيم؟ميشه در اين رابطه كمي توضيح بديد؟
فکر نمیکنم اینجوری بشه نتیجه گرفت. باید ارتباطات گستردهای داشته باشید.
سلام من مرضیه هستم ۳۷ ساله از اصفهان سالهاست که فقط برای خودم احساساتم را مینویسم در قالب متون ادبی ولی همیشه احساس میکنم آنچه در من گذشته برای دیگران هم پیش خواهد آمد واین غوغا تکرار شدنی است از شما خواهش می کنم من را راهنمایی کنید تا یکی از این متنها را بتوانم به شخص متخصصی ارائه دهم و بازخورد ایشان را کسب کنم یا به هر صورت دیگری که شما صلاح میدانید من از کیفیت و روند کارم اطلاع کسب کنم
سلام مرضیه عزیز
در این سایت صدها مطلب هست که میتونه راهنمای شما باشه:
نقشه راه نویسندگی و تولید محتوا
دربارۀ بازخودگرفتن هم اینجا نوشتم:
دربارۀ بازخورد گرفتن برای نوشتهها
سلام آقاي كلانتري من تقريبا از بچگي عاشق نويسندگي بودم ، الان ٢٣ سالمه و شغلي ندارم ، يعني پيشنهاد كار دارم ولي دلم ميخواد نويسنده بشم ، بيشتر وقت ها هم يك دفعه يه چيزي به ذهنم ميرسه و زود مينويسم راجع بهش ، اما الان چند وقته بخاطر مشكلات و دغدغه هاي زندگيم هيچ ايده اي براي نوشتن به ذهنم نميرسه ، امكانش هست راهنماييم كنيد ؟!
سپاسگزارم از سايت خوبتون 🙏
نفیسه عزیز
در پاسخ به دغدغههای تو صدها مطلب نوشتم که در آرشیو سایت در دسترسه.
این لینک احتمالا برات مفید باشه:
نقشه راه نویسندگی
با سلام و عرض ادب .
من اولین تجربه های نویسندگیمو از یک مسابقه ی بین کلاسی شروع کردم .پارسال بود؛ با یک داستان کوتاه . وقتی که معلم مون داستانمو میخوند ، خیلی خوشش اومد و بعد از اون هم داستان من رتبه ی اول رو آورد .معلم مون معتقد بود ادبیاتی فراتر از یک دانش آموز یا یک فرد عادی دارم. اسم داستانم “آن سوی دیوار” بود .
امسال که وارد کلاس هفتم شدم ، هنوز ذوق مسابقه ی پارسال تو دلم بود و با شنیدن انشای یکی از همکلاسی هام ، جرقه ای از جنس امید ، برای نوشتن جدی در دلم پدیدار شد. شروع به نوشتن یک رمان کردم و با استقبال دبیرمون مواجه شدم و این دلیلی شد که بیشتر بنویسم و تقریبا هر جلسه ی ادبیات مون ، من یکی از متن هایی که نوشتمو برای دوستام و دبیرمون می خونم. در ضمن دبیرمون نویسنده هستند .
من شعر هم می گم و در امتحانات مشاعره هم ، معمولا فی البداهه تک بیت هایی از خودم می نویسم .
و حالا مشکلم ، من واقعا وقت نمی کنم روزی ۲ یا ۳ ساعت ، علاوه بر مطالعه ی درسی و غیردرسی ، فقط به نوشتن اختصاص بدم و این آزارم می ده . هرچی هم تلاش کردم تغییرش بدم نشد و الان من موندمو ورق های پاره پاره ی رمانم …
خوشحال می شم اگر منو راهنمایی کنید استاد (:
دل آرام جان
لازم نیست حالا روزی یک یا دو ساعت وقت بذاری.
نیم ساعت هم باشه، کافی و عالیه. فقط هر روز انجامش بده.
با آرامش و لذت پیش برو.
خیالت راحت.
بیشتر برام بنویس.
سلام.خسته نباشید.من یه عیده ی خوب برای نوشتن دارم ولی میخوام وقتی که براش میزارم و در پایان نوشتم رو همه بخونن و چاپ بشه و خریداری بشه.نه بیافته گوشه خونه یا دست به دست بشه و گم و گور بشه.از طریقی اگه خوب بود چون علاقه مندم به اینکار بشه شغلم جای ارتقا برام بزاره .برای اینکه اینکار انجام بشه چجوری میتونم رمانم رو بفروشم یا کسی ازم بخره که دید بیاد .قبلا باید میدادیم کسی بخونه بعد از تایید انتشار بشه الان روال چطوره؟تشکر
باید یه چند سالی رایگان منتشر کنی. حسابی زحمت بکشی، خودت رو معرفی کنی و بعد از حداقل 5 تا 10 سال کار مداوم به کسب درآمد فکر کنی.
این راه میانبر نداره.
چه قدر بد.تو دوره ایی هستیم که مردم نمیتونن کاری که علاقه دارن بخاطره مخارج زندگی دنبال کنن
میشه عزیز. زحمت و طاقت میخواد.
سلام اقای شاهین من حسم ب نوشتن مث حس عاشق ب معشوقه دارم میسوزم تنا هدفم الان تو زندگی نویسندگیه و همه هم از نوشتن من خوششون میاد قالب طنز داره همشون . مثال م مودب پور . ک طرفدارشم هستم . تازگیا ی داستان نوشتم کوتاه ک در منطقه قبول شده و رفته برای استان . من الان میخام نویسنده بشم و حس میکنم تواناییشم دارم . عاشق نویسندگیم تا حالا خیچ وخت عاشق هیچ چیز نبودم ب این اندازه !!! چیکار کنم ی کمک میخام ی کسی ک اشنا بشیم باهم کمکم کنه ب روایتی پارتی میخام اصن چیکار کنم من دوس دارم نویسندگیو .دوس دارم عاشق اثارم بشن و منتظر حرکت بعدیم باشن
ریحانه عزیز
اول از همه دیگه «به» رو «ب» ننویس. که رو ک ننویس. این مدل نوشتن غلطه. کلمات رو درست بنویسید.
و اما بعد.
شما در نوشتن جدی هستی و چنین اشتیاقی داره، حیفه. بیشتر و بیشتر برای اینکار وقت بگذار. خیلی بخون و خیلی بنویس.
مطالب لینک زیر احتمالا برات مفید باشن:
نقشه راه نویسندگی
سلام اقای کلانتری وقت بخیر
من الان ۳سالی است که متوجه شدم واقعا به نویسندگی علاقه دارم دوس دارم هرچیزی که تو ذهنم هست را بنویسم توی این مدت یه رمان ام نوشتم و تموم کردم الانم مشغول یه رمان دیگ ام واقعا چون علاقه داشتم و فکر میکنم داستان پردازی و خیال پردازی عمیقی دارم شروع به نوشتن کردم اما با همه ی اینا یه سری ضعف هم دارم در نوشتن یه سری چیزایی که تو ذهنم هست یا تجسم میکنم نمیتونم خیلی خوب رو برگه بنویسم از این جور مشکلات دارم واقعا دوست دارم نویسنده و رمان نویس بشم هم بنویسم به خاطر علاقه ای که دارم هم میخوام تا جایی که شده بقیه رمان یا داستان هایی که مینویسمم بخونن میخوام ضعفام درست کنم به طور جدی رمانام چاپ و انتشار کنم میخوام شما راهنماییم کنید که ایا میتونم نویسنده موفقی شم یا نه؟
چی کار کنم که این ضعفام درست شه؟
ممنون میشم راهنماییم کنید
سلام فاطمه عزیز
این سایت برای پاسخ به همین سوالات راهاندازی شده.
صدها مطلب رایگان در سایت هست که میتونه یه شما کمک کنه؛ به نقشه راه شروع کنید:
نقشه راه نویسندگی
سلام و خسته نباشید..من استعداد نویسندگی بالایی دارم و ایده های خوبی ب ذهنم میرسه و بازخورد خوبی از کسانی ک متون کوتاه یا رمانم رو خوندن داشتم..خیلی علاقه ب فیلم شدن رمانم دارم ولی راه حلش رو نمیدونم.میشه راهنماییم کنید؟
جناب اقای کلانتری
با سلام
سال نو بر شما مبارک. هرکسی ممکن برای شانس خوب داشتن یا رسیدن به قله های موفقیت نیاز به یک مشوق یا یک همکار یا دوست خوب داره خواهشم اینه کمک کنید دوباره بنویسم و ناامید نشم چند کتاب خوب معرفی کنید بعد خوندن کتابها درباره بیانم و و داستان صحبت کنیم تا بتونم خودم خلاقانه کارکنم من عاشق نویسندگیم اما نیاز به انسان کاربلد و انگیزه میخوام.
باتشکر
رنجپور عزیز
تو این سایت صدها مطلب هست که میتونه به شما کمک کنه.
دربارۀ کتاب هم احتمالا این دو تا لینک برای شما مفید باشه:
کتاب و کتابخوانیبهترین کتاب ها
سلام من کتاب زیاد مطالعه میکنم به شعر نو خیلی علاقه دارم خیلی مینویسم اشعارو داستانام هم همیشه تو سطح استان و شهرستان مقام میارن و امسال هم در پرسش مهر استان دوم شدم ولی هیچ اتفاقی نمیوفته من دوست دارم به طور حرفه ای ادامه بدم ولی نمی دونم چطوری…
ویدا جان
به نویسندگی آنلاین بیشتر توجه کن.
رشدت میده.
یه سایت بزن و هر روز بنویس.
شاید این مطلب برات مفید باشه:
اگر میخواهید سایت شخصی قدرتمندی داشته باشید حتماً این متن را بخوانید
سلام جناب کلانتری عزیز
چقد خوووبه که اینقدر آدمها رو تشویق می کنید.اما خواهشا با من رک باشید. من هم به همه نوجوان هایی که مینویسند میگم فقط اداااامه بدید. چون به سن من (23 سال ) و تو این دوراهی که برسید خیلی سخت میشه تصمیم گیری.
من هم از همون سنین نوجوانی با ایده هایی که از چندتا خواب به ذهنم رسید و دیگه رهام نکرد( هنوز هم باهام هستند ) و نوشتنشون و انشاهای سر کلاس فهمیدم به نوشتن علاقه دارم. و همچنین به خواندن.
می نوشتم و می خوندم(البته خواندن آثار خوب جهان رو 4_5 ساله که شروع کردم قبلش هری پاتر و آثار صرفا تخیلی ) تا اینکه رشته معماری که خیلی هم دوستش داشتم و دارم قبول شدم. از اونجا به بعد همه چیز عوض شد. میدونم که میگید با وجود کار زیاد روز نیم ساعت که میشه نوشت. اما تو دوسال اول معماری واقعا شب و روزم به هم گره خورده بود و وقت کم هم میاوردم و بعدها هم زمان های تحویل(ما بهش میگیم شارت ) حتی روزی یک ربع هم نمیتونستم به نوشتن فکرهم کنم آنقدر که وقت کم بود و کا رزیاااد. چون معماری هم مثل نوشتن و ادبیات خودش یک دنیای بی نهایته که هرچقد کارکنی و بخونی و ببینی بازهم کمه. حسرت نوشتن به دلم مونده بود اما همچنان این رویا بامن بود و اول ها تابستان ها بادوستم مینوشتیم برای هم میخوندیم. خواندن روهم در کل سال ادامه میدادم ( و حتی به خاطر ناراحتیم از این حسرت دوری از دنیای نوشتن هیچ کتاب معماری نمیخوندم و فقط داستان و رمان میخوندم )اما یک جایی متوجه شدم که باید یک تصمیم گرفت. هرچند خونده بودم کافکا یا بعضی نویسنده ها شغل هایی داشتند خشک و کاملا بی ارتباط با خلاقیت هنری شون، اما به مصاحبه اورهان پاموک برخوردم. که دو سال معماری میخونده اما معماری رو رها میکنه و میره سراغ نوشتن. و گفته بود”اگه کاری رو که تو نوشتن تونستم بکنم تو معماری میتونستم بکنم ادامه ش میدادم” . و من باز احساس کردم باید بین این دو انتخاب کنم در کنارهم نمیشه.
هرچند آخرای تحصیل و حالا (که ارشد معماری میخونم ) متوجه ارتباط زیاد و گره خوردن داستان و نوشتن با معماری شدم. بارها از ما خواسته اند سناریوی طرحمان را بنویسیم بارها از رابطه نوشتن با معماری گفته شده و حتی واقعا بچه ها برای طرحشان “داستان واقعی” مینوشتند و استادانی بوده اند که به ما تاکید کرده اند بنویسید. و یکی از سال بالایی ها پایان نامه ارشدش رو(که دررابطه با خانه بود ) به صورت روایی و داستانی نوشت.
اما من بازهم احساس میکنم که هرچقدر هم معماری و نوشتن با هم گره خورده و به هم کمک هم بکنند( کما اینکه در هرد یک کاغذ خالی جلوی ماست ) اما معماری فرصتی برای جدی نوشتن و پیگیری ان(یعنی اونجوری که من دوست دارم یعنی داستان نوشتن نه فقط یادداشت روزانه و متن پراکنده و… ) باقی نمیگذاره و دنیای نوشتن هم دنیاییه که اگه بخواد ادم واقعا ادامه اش بده و توش غوطه بخوره نمیتونه معماری رو ادامه بده. در واقع میشه هم نوشت هم معناری کرد اما نمیشه هم معمار بود هم نویسنده.
من حتی به این فکر بودم ارشد ادبیات بخوانم اما قکر کردم دنیای نوشتن دنیاییه که الزاما ادبیات خوندن دروازه این دنیا نیست. اما همچنان هم در این فکرم که آیا بعد دوره ارشد برم کلاس های داستان نویسی و کلا وارد این دنیا بشم؟ یا به این پراکنده نویسی ها ادامه بدم؟ (الان مدت هاست دست به دوتا داستان نصفه ام نزدم چون میبینم باز یه زمان فشرده واسه تحویل پروژه هام پیش میاد و باید وقفه بندازم ) نمیدونم سر این دوراهی موندم. واقعا نوشتن رو دوست دارم. رمان و داستان میخونم(سرعتم بالا نیست ولی همیشه درحال خوندن یه داستان یا رمان هستم ، دوتا کتاب مربوط به داستان نویسی هم خواندم یکی از محسن سلیمانی و یکی از فورستر ) میدونم که اگه دست به نوشتن واقعی نزنم از وجودم بیرون نمیره تاابد حسرتش به دلم هست(اگه اینطور نبود این همه سال دوام نمیاورد و مثل خیلی علاقه های زودگذر نوجوانی و کودکی از بین میرفت ) اما خب نمیتونم بگم معماری روهم دوست ندارم. واقعا دوستش دارم، من رو با دنیای هنر آشنا کرد. و کار معماری رو هم دوست دارم.
آیا باید اون تصمیپ رو بگیرم و یکی رو انتخاب کنم؟ آیا راهی وجود داره؟ کاری میشه کرد؟ خواهشا راهنماییم کنید. مدتهاست این تردید،حسرت و ناامیدی خیلی درگیرم کرده.
خیلی خیلی ممنووون
نرگس جان
کامنتت خیلی کامل و خوب بود.
من خیلی لذت بردم از اینکه افکار خودت رو شفاف کردی.
ولی راستش من نمیخوام بهت جواب قطعی بدم. سلیقۀ شخصی خودم رو هم نمیگم.
بهت کتاب معرفی میکنم. فکر کنم ایدهها خوبی بهت بده:
کتاب «این راهش نیست»
وقتتون به خیر آقای کلانتری امروز من یه مطلبی خوندم اونم این بود که در حین «نوشتن جدی» کتاب نخونید. توی کتاب *درس های داستان نویسی* اینو خوندم.
من الان روی کتاب کهن الگو که معرفی کردید کار می کنم و سعی می کنم ازش مطالب کلیدی و اموزنده رو جدا کنم!
توی یه انجمن هم عضو هستم و به طور مداوم تمرین های نویسندگی اش رو انجام می دم.
می خوام بدونم آیا نوشتن رمانم رو ادامه بدم یا بذارمش کنار و فعلا روی آموزش تمرکز کنم؟
من کتاب زیاد می خونم واقعا سخته برام که خوندن رو کنار بذارم!
یه سوال دیگه هم دارم اینه یه کتاب رمان می شناسم که فقط در مرحله پیش فروش در یه مدت کوتاه به چاپ چهارم رسیده. قیمت سه جلد کتابش هم حدود سیصد هزار تومنه می خوام بدونم این جور کتاب های عامه پسند و اغلب زرد ارزش ادبی دارند و مورد تایید منتقدان هستند یا خیر؟
سلام حانیه جان
هم بخون و هم بنویس. در این زمینه هز کسی سبک و سلیقۀ خاص خودش رو داره. نمیشه حکم کلی داد.
دربارۀ سوال دوم هم خب، جواب روشنه. کتاب زرد، ادبیات محسوب نمیشه.
ولی در کل به این موضوعات فکر نکن. کار خودت رو بنویس. فقط هم برای لذت و کیف خودت بنویس.
سلام من کلا زیاد کتاب نمی خونم اما از احساسات نویسنده ها که تو کتابشون بیان می کنند بسیار لذت می برم و همچنین از نوشتن ، عاشق اشعار نو هستم عاشق بیان تمام احساسات درگیر شده ی یک فرد ، همه ی کتاب هایی که من تا حالا خوانده ام یا اشعار نو بوده یا کتاب های روانشناسی ولی خیلی دلم میخواد نویسندگی رو تجربه کنم و از آدم های اطرافم بنویسم از حس های که آدم ها با عشقشون یا نفرتشون به من القا می کنند.
خیلی ممنون میشم که راهکار بدید که چگونه متدوال شروع به نوشتن کنم
سوگند عزیز
عالیه
حتماً شروع کن.
نقشه راه زیر میتونه مفید باشه برات:
نقشه راه نویسندگی
سلام من نوشتنم خوبه حتی دوتاازداستان های کوتاه من توجشنواره ملی منتخب شد وبه چاپم رسیدولی وقتی میخوام بنویسم حواسم پرت میشه تمرکزندارم چکارکنم؟
فاطیما جان
احتمالاً این کار برات خیلی مفید باشه:
با همین یک عادت نویسنده شوید+دانلود فصلی از یک کتاب منتشرنشده
عالی بود
سلام من مال اهواز هستم فیلم نامم رونوشتم …موضوعش طنزه ….اونقدر به موفقیت فیلم نامم ایمان دارم که بخاطرش بلند شم وتاتهران بیام ولی ازونجا به بعدش رو نمیدونم چکار کنم وتحویل کی بدمش اگه ثبتش کنم ازدزدیده شدنش میترسم چون موضوعش تکراری نیست…شش ماه طول کشید تا نوشتمش …کاش یکی بود تا دست مافیلم اولی ها که مال شهرستان هستیم رو میگرفت تاماهم توموفقیت سینمای ایران نقشی داشته باشیم …محتاج راهنماییتونم ….سپاس
مریم عزیز
این موضوع تو ایران در و پیکری نداره.
باید با تهیهکنندهها روابط گسترهای رو داشته باشید؛ تا باهاتون همکاری کنن.
راستش من هیچ ایدۀ روشنی ندارم براتون.
چون سینمای ایران رو کلاً یه فاجعۀ مبتذل میدونم.
چندتایی رمان خوندم من جمله امشب اشکی می ریزدنوشته کوروس بابایی، بامدادخمار، شب سراب، ملت عشق الیف شاکاف و تو به اصفهان بازخواهی گشت که تا نیمه خوندم و اصلا خوشم نیومد
برای یه نویسنده کمه طناز جان. باید وقت بذاری و خیلی خیلی بیشتر و متنوعتر بخونی.
شاید این لیست بهت کمک کنه:
معرفی کتاب
من درکل به ادبیات اصلا علاقه ندارم ولی ذاتا استعدادشو دارم ونمی تونم هم جلوشو بگیرم وبه خاطر اینکه رمان یا نوشته هام فقط برگرفته تخیل خودم باشه وکلیشه ای نشه مطالعه نمی کنم والبته این رو هم اضافه کنم که نکات ویرایشی وجمله بندی رو کامل رعایت می کنم وبامداد خمار و بقیه رمانهایی که خوندم همگی مشکل ویرایشی وجمله بندی داشتند.
پس طناز جان، وقتی «به ادبیات اصلاً علاقه نداری» واسه چی میخوای به همین ادبیات چیز اضافه کنی؟
ضمن اینکه کتابهای زردی مثل بامداد خمار، ادبیات محسوب نمیشن. بیشتر در حد پاورقی روزنامهها هستن.
ببخشید هربار که می خوام جواب شما رو بدم خطا میده لطف می کنید یک ایمیل به من بدید که باهاتون در ارتباط باشم تشکر
madresenevisandegi@gmail.com
سلام جناب کلانتری از اینکه دیرپاسخ دادم عذر می خوام
سلام شاهین جان من علی . من یک داستان خیلی قشنگ نوشتم من الان کلاس هشتمم از کلاس هفتم دارم یک داستان رو مینویسم تا الان سه بار نوشتمش هر بار پاره شده نه به دست من به دست بچه خواهرم پاره شده من هر چی جدیدش رو می نویسم بهتر میشه ولی این دفعه دارم داستان شوالیه تاریکی رو دارم مینویسم بعدش میخوام داستانم رو بنویسم اولین بار که نوشتمنش به دوستم گفتم اون خوشش اومد ولی نمیدونم چیکار کنم تا داستانام رو به فروش بذارم
فعلاً فقط بنویس علی جان و اصلاً به فروش و اینا فکر نکن.
سلام من ۲۴سالمه ازموقعی که کتاب وشناختم استعدادعالی تونوشتن دارم توذهنم هرچی بیادبدون خط زدن مینویسم ادبیات شعریم خوبه وجمع بندی وسریع انجام میدم توانشانوشتن توچنددقیقه میتونم چندانشای متفاوت بنویسم،خیلی علاقمندبه نوشتنم ولی نمیدونم بایدازکجاشروع کنم وازاستعدادم استفاده کنم…
سلام مهسا جان
عالیه.
احتمالا مطالب زیر برات مفید باشن:
نقشه راه نویسندگی
سلام
من یه مشکلی که دارم اینه که یه داستانی توی ذهنم هست ولی نمیتونم خوب بنویسمش
کتاب هم زیاد میخونم ولی کتابای دور و برم هیچ کدوم اون طوری نبوده که بتونه کمکم کنه
اگه میشه به من چند تا کتاب فانتزی و تخیلی معرفی کنید
ممنون میشم
یکتا بخشی از کتابهای مورد علاقۀ خودم رو اینجا معرفی کردم:
معرفی کتاب
با سلام
من کارشناس زبان و ادبیات فارسی هستم و 31 سالمه و عاشق نوشتن در طول دوره دانشجویی عاشق نوشتن بودم و با کمک استادم دکتر سعید حسامپور (که گفته بودند بالقوه داستان نویس بزرگی خواهی شد) بیشتر به این کار تشویق شدم کتاب هایی معرفی شد و کتاب هایی هم خودم خوانده بودم و می خوانم البته قبلا نوشته هام به صورت نثر ادبی و شعر سپید بوده و هست که پس از انتشار نوشته هام در فضای مجازی بسیاری از دوستان مرا تشویق به چاپ و نوشتن دایتان کردند الان هم با خوندن بسیاری از کتاب های مطرح و شاهکار ادبی در سرم ایده ای شکل گرفته است با کلی کلمه که گاهن روی کاغذ میارم
اما می خواستم شما استاد بزرگوار راهنمایی کنید که چگونه می توانم این همه کلمه را استان کنم
با تشکر
ابراهیم عزیز
چارۀ کار در مطالعه و تمرین جدی و منظمه.
شاید مجموع مطالب زیر برای شما مفید باشه:
نقشه راه نویسندگی
من 14 سالمه و عاشق نوشتنم و خیلی خیلی کتاب میخونم و از هفت سالگی می نوشتم و حتی داستان هایی در حد 4 خطی الان من انقد عاشق نوشتنم که هر وقت حوصله گوش دادن به درس رو سر کلاس ندارم مینویسم و همه ی کتاب های درسیم شده پر نوشته من عاشق فوتسال هم هستم و هر وقت میرم کلاس فوتسال روز بعدش تو مدرسه شروع می کنم به نوشتن درباره کلاسم. من بعضی موقع ها که انشا می نوشتم وقتی سال بعد یا چند ماه بعد بهش نگاه میکردم میفهمیدم که چقد مسخره نوشتم در صورتی که موقع نوشتن فک میکردم عالی شده و حتی یه بار داشتم یه داستان مینوشتم و فک میکردم خیلی قشنگه ولی بعدا فهمیدم همه چیزش مزخرف شده و گذاشتمش کنار و الان هم دارم یه داستان جدید مینویسم که فعلا حدود 40 صفحه شده ولی میخوام کتابم رو برسونم بالای 100 صفحه و میترسم بعد مدت ها که بخونمش خیلی داستان چرتی شده باشه ولی به نظر خودم الان خیلی قشنگه نمیدونم باید چیکار کنم که داستانم مدت ها بعد هم قشنگ و زیبا باشه؟
سلام نرگس جان
تو آفرین داری. خیلی خوبه که انقدر فعال و پرشوری.
این نگرانی رو هم بذار کنار. اولاً هیچ نویسندهای با نوشتن یه داستان، نمیتونه یک متن خوب بنویسه. پس ممکنه 10 رمان اول تو زبالۀ محض باشه، و بعداً بتونی به حد متوسط برسی. این واقعیت این کاره و باید قبول کنی اگر میخوای جدی کار کنی.
پس بنویس. قشنگی و زیبایی به تدریج به دست میاد.
و تا میتونی بخون. کتابای خوب بخون. بدون خوندن هیچوقت نمیتونه چیز خوبی بنویسی. حتی اگر صد تا رمان پشت سر هم بنویسی.
سلام ممنون از سایت خوبتون .من پونزده سالمه استعداد خوبی در رابطه با نویسندگی دارم .جدیدا شروع کردم به نوشتن یک رمان ولی اونقدرا اعتماد به نفسم زیادنیست که بتونم خوب بنویسمش وادامه بدم .وخیلی دوست دارم تویه سایت رمانم رو بنویسم تا نظر افراد رو بدونم ولی نمیدونم چجوری تو سایت قرار بدم لطفاً راهنمایی کنید.
هدیه جان
عالیه که از این سن خوب و مناسب شروع میکنی.
منتشر بکن. ولی به بازخوردها هیچ توجهی نکن.
تا میتونی رمان و داستان کوتاه بخون. و تمرین کن.
از حالا به فکر انتشار نکن. حالا فقط خوندن، یادگیری و تمرین نوشتن برات خوبه.
ممنونم بابت راهنماییتون عالی بود
سلام آقای کلانتری :من هر بار هرمتنی مینویسم،در انتها آن متن زیبامیشود احساس می کنم استعداد نویسندگی دارم. واینکه هدفم فیلمنامه نویسیست و نمیدانم از کجا شروع کنم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
لام پروانه جان
چقدر عالی که این حس رو دارید.
با قدرت ادامه بدید.
پیشنهاد به شما مطالعۀ بیشتره.
توی منوی سایت، در قسمت معرفی کتاب، بهترین کتاب های آموزش فیلمنامه نویسی رو معرفی کردم. شاید براتون مفید باشه.
منم خیلی به نویسندگی علاقه دارم و همیشه برای خودم مینویسم ولی هیچ وقت به سراغ چاپ کردنش نرفتم با اینکه خیلی از کسایی که توی ادبیات سررشته دارن تشویقم کردن که چاپش کنم ولی نمیدونم چرا فکر میکنم نوشته هام خوب نیست
یک وبلاگ بزن زهرا جان.
بنویس و در فضای آنلاین منتشر کن.
سلام ببخشید من یه رمان را نوشتم داخل وبلاگم هم گذاشتم تااینکه چند روز پیش مطلبی خوندم که میگفت اگه نوشته ای رو شرح بدی که روی افراد تاثیر بدی بزاره گناهش تا قیامت پای تو نوشته میشه….رمانم خیلی باز نیست درواقع چیزی نداره اما من از واکنش هاو طرز فکر افراد میترسم که تا بیام یه کاری کنم…دنیا و آخرتم خراب میشه…لطفاا بگین چیکار کنم…داستانم به نظر خودم و دوستام جالبه ولی خب بازهم یه قسمت هایی داری که به داستان جذابیت بیشتری میده اگه حذف بشه که هیچی نمیشه…ممنون میشم بهم کمکم کنین که چیکار باید بکنم؟؟؟؟
سارا جان
تو رو خدا کتاب بخون. بیشتر بخون. خیلی بخون.
به هیچ دیگه ای فکر نکن. فقط بخون. خیلی بخون. زیاد کتاب بخون.
سلام آقای کلانتری
من کتاب بیست کهن الگو رو تهیه کردم و در حال مطالعه اش هستم یه چیزی که هنوز متوجه نشدم این که ما باید پیرنگ رو عینا بنویسیم و چه چیزایی رو داخلش بیان کنیم. توی کتاب بیست کهن الگو بیشتر به ماهیت پیرنگ اشاره شده.
مثلا اگه من بخوام پیرنگ بنویسم باید اینجوری باشه؟
آریا دفترچه ی یادداشت اناهیتا را پیدا می کند و جمله آخرش توجه اش را جلب می کند« من امروز با اتوبوس آقای چرخک پا به حلقه می روم»
این بخشی از طرحیه که من برای خودم نوشتم.
رمانم تخیلیه و مخاطبش نوجوانه اگه از نظرتون خوب نیست شرمنده.
حانیه
خیلی خوبه که این کتاب رو گرفتی.
من پیشنهاد میکنم اول کامل بخونش.
بعد برگرد، و چند فصل اول رو، یعنی تا جایی که هنوز شرح 20 پیرنگ رو شروع نکرده رو دوباره بخون.
و بخشی از فیلم هایی که مثل زده ببین و همینطور داستان ها رو بخون.
همزمان با این کارها، نوشتن طرحت رو هم ادامه بده.
خود موضوع به تدریج برات روشن میشه.
سلام تقریبا ۷ساله تو ذهن خودم یک رمان ساختم که هر روز بهش فکر میکنم و دوست دارم بنویسمش قبلا واسه خودم نوشتم و کسایی که توی ادبیات سررشته دارن داستانامو تایید کردن وازم خاستن ادامه بدم حتی از این مطمئنم اگه این داستان رو بنویسم ازخیلی کارا بهترمیشه اما دوتا دلیل دارم که این کار رو نمیکنم:۱.بنویسم خب بعدش چی؟واسه چی بنویسم؟۲.از ویرایش یک جورایی میترسم
رها جان
تو این 7 سال چند تا رمان خوندی؟ و چند رو رو بازخوانی کردی؟
من تو این ۷ سال انقدر رمان خوندم که قادر به شمارشش نیستم وهمچنان میخام ادامه بدم البته تو این میان شعرهای شاعرهای مورد علاقه مثل استاد اخوان ثالث و گوته رو همیشه میخونم هر رمانی که دوست دارم تقریبا دو سه بار میخونم اون قسمتایی که تورمان خوشم میاد خط میکشم بعد پایان کتاب بارها میخونم .من از نوشتن میترسم شاید به همین دلیل دیروز نوشتم بخونم که چی بشه نمیدونم شاید واقعا من نباید بنویسم ولی دوست داشتم این سوال بپرسم اگه بنویسم چی میشه؟ و امیدوار بودم شما هم بهم جواب بدید اگه روزگاری بنویسم واسه دل خودم مینویسم
رها جان
کل وبلاگ من، یعنی این نزدیک به هزار یادداشتی که نوشتم؛ در پاسخ به سوال توئه.
اگر دوست داشتی یه مقدار مطالب رو بخون.
بعد برام با جزییات بیشتر کامنت بذار.
تا به گفتگومون ادامه بدیم.
سلام آقای کلانتری.امیدوارم حالتون خوب باشه..میخواستم درمورد خودم بگم تا یکمی آروم شم.من از بچگی عاشق نویسندگی بودم.کتاب داستانهامو هرروز با ذوق و شوق میخوندم،نگاهشون میکردم حتی چنتا دفتر دارم که اونارو تو بچگی تبدیل به کتاب کردم.فهرست بندی و اینا و بعدشم داستانهای کوتاه توشون نوشتم.نزدیک دو سال هستش که احساس میکنم استعداد ندارم و علاقم بیتاثیره..یعنی دوتا از دوستام بهم گفتن که استعداد ندارم و از اون به بعد من داغون شدم.من از بچگی کل زندگیم کتابا و داستانها بودن ولی چند سالیه اندازهی ارزن هم خودم رو قبول ندارم و دارم داغون میشم.چندین بار این مسئله اشکم رو درآورده خواهش میکنم کمکم کنین.واقعا علاقه و استعداد از همدیگه جدا هستن؟بنظرتون میشه که من اصلا استعداد نداشته باشم؟:(
زهرا جان
من دهها مطلب در این رابطه نوشتم که میتونن تو رو کمک کنن. اگر واقعا به نوشتن علاقه داری، وقت بذار و تمام مطالب این سایت رو بخون.
این یکی از تازهترین نوشتههای من دربارۀ استعداده:
کی به استعداد میرسیم؟
سلام من طناز هستم 28 سالمه. دست به قلم هستم ولی اهل مطالعه نه چون نمی خوام نوشته ها ورمان هام کلیشه ای وتکراری بشه می خوام فقط از ذهن وتخیل خودم نشأت بگیره یه بار توی خواب، البته اکثرا اینطورم یه سوژه به ذهنم رسید وشروع کردم نوشتن. درعرض سه چهار روز 104 صفحه نوشتم دادم ویرایش ویراستار گفت عالی نوشتی وقتی گرفتمش یه چیزایی بهش اضافه کردم توی دفتر یه طوره توی لب تاپ یه طور دیگه الانم که توی دفتر جدید نوشتم اصلا سیرداستان عوض شد هم نوشته های قبلی رو خیلی دوست دارم و جذابه هم اینکه الان دارم می نویسم منتها یه مشکلی دارم اینکه چطور این دوساختار رو به هم پیوند بزنم که هردو روبدون کم وکاستی داشته باشم. و درواقع به هم مرتبط بشن؟؟؟
طنار عزیز
معمولاً چقدر مطالعه میکنی؟
تا حالا چند تا رمان خوندی؟
سلام من به پیج رمان توی اینستگرام دارم خوشحال میشم سربزنین و به عنوان استاد نظر بدین
Shahrzad_ghesehgoo
دوست نازنینم
صفحۀ شما رو دیدم.
نظم، جدیدت و پرکار بودن شما قابل تحسینه.
صفحه رو فالو کردم تا طی زمان داستانها رو بهم بخونم.
شما با یه استراتژی دقیق محتوایی میتونید به تدریج بدرخشید.
سلام وقتتون به خیر
من پونزده سالمه و عاشق نوشتن هستم دو ساله دارم می نویسم سال اول فقط برای دل خودم نوشتم و تا الان سه داستان یکی کوتاه و دو بلند نوشتم.
الان دقیقا یک ساله روی اصول نویسندگی مطالعه می کنم یه مشکلی جدیدا بهش برخوردم و اون هم این که متوجه شدم نوشته هام پیرنگ قوی ندارن. توی اینترنت و کتاب های نویسندگی زیاد دنبالش گشتم ولی چیزی پیدا نکردم می خوام یاد بگیرم برای رمان جدیدم پیرنگ بنویسم ممنون می شم کمکم کنید. در واقع نوشته های گذشته ام همه بدون پیرنگ بودند و اصلا درون مایه خاصی نداشتند.
سلام حانیه جان
چقدر خوب که با این سن کم، به اهمیت موضوع مهم پیرنگ رسیدی.
سه تا کتاب بهت معرفی میکنم که از بهترین کتاب های پیرنگ سازی جهان هستن که تو ایران هم ترجمه شدن:
آناتومی داستان از جان تروبی
20 کهن الگوی پیرنگ از رونالد بی توبیاس
هنر پیرنگ سازی از لیندا جی کوگل
سلام امتیاز من شد 26😢چه کنم.
وحید عزیز
اینا رو ول کن.
بنویس. فقط بنویس.
هر کار دیگهای به غیر از نوشتن یعنی اینکه ما دنبال یه بهانه برای تنبلی هستیم.
درود به آقای کلانتری
بنده سال 80 کلاس بازیگری رفتم و از 17 نفری که تو کلاس بودیم فقط 5 نفر ماندگار شدند و در این بین استاد کلاس ما رو گذاشت سال بعد و تو این فاصله من یک فیلمنامه 120 صفحه ای نوشتم و توجه استاد و بچه ها رو جلب کرد و حتی خانه سینما هم بردم و خوششون اومد و گفتن فقط فیلم فارسی هستش،یعنی تکراریه داستانش
خلاصه از آن وقت تا الان زمان زیادی میگذرد و من ازدواج کردم و یک بچه 6 ساله دارم و فرصت پیش نیامد تا اینکه تصمیم گرفتم سال 1392 به کلاس فیلمنامه نویسی بروم و بیاموزم ولی کلاسی در رشت نبود و به کلاس داستان نویسی در شهر خودم رشت رفتم و بعدش دوستانم گفتن دانشگاه علمی کاربردی دانشجو میگیرد،کلاس داستان نویسی را رها کردم و به دانشگاه رفتم و یک ترم گذراندم ولی بخاطر شهریه به اصرار یکی از دوستانم وارد شبکه بازاریابی شدم،به امید اینکه از نظر مالی ساپورت شم و به دانشگاه برگردم،ولی متاسفانه با شکست مواجه شدم و الان یک شرکت کوچک پخش پوشاک دارم و علاقه زیادی به هنر سینما و بخصوص فیلمنامه نویسی دارم،کتابهای داستان و فیلمنامه نویسی هم دارم و ولی سر در گمم
نمیدونم چیکار کنم،چند روز پیش دوباره به فکر نوشتن افتادم و در سایت ها دنبال آموزش بودم تا با سایت شما آشنا شدم
الان دیگه وقت رفتن به دانشگاه و کلاس رفتنم ندارم
از شما میخواهم کمکم کنید
بارمان جان
نگران نباش. تمام کارهایی که کردی بخشی از تجربۀ زیستۀ تو هستن و قطعاً به عنوان یه نویسنده به کمکت میان.
بهت پیشهاد میکنم که با نقشه راه نویسندگی سایت شروع کن:
نقشه راه نویسندگی
بعد به تدریج برای کم کامنت بذار. من سعی میکنم حتماً کمکت کنم.
درود به آقای کلانتری
سپاس بابت راهنمائیتون
چشم حتما
به امید دیدار
سلام من در حال نوشتن یک رمانم اما هنوز بغد دو سال اکثر جملاتم ناملموسه میشه راهنماییم کنید؟؟؟
بارن جان چقدر کتاب میخونی؟
طی این دو سال چند تا رمان خوندی؟ از چند تاشون اسم ببر، تا نکات بیشتری رو بهت بگم.
سلام. راستی خواهش می کنم اگه پیاممو می خونید جواب بدید.ممنون.
سلام. من 13 سالمه و عاشق نویسندگی ام از اول ابتدایی می خوام یه رمان بنویسم ولی تو انتخاب کردن اسم مناسب برای رمان مشکل دارم . میشه بگید چجوری می شه یه اسم خوب برای داستان انتخاب کرد؟
ممنون. راستی دلم نمی خواد کسی از اعضای خانواده ام رمان رو بخونه. چی کار کنم؟
لیلا جان
این پست رو قبلا در این رابطه نوشتم:
چگونه اسم داستانم را انتخاب کنم؟دربارۀ سوال دوم هم خب چارهای جز قایم کردن نداری دیگه. بگرد یه جای امن تو خونه پیدا کن!
سلام
بطور اتفاقی این صفحه رو مطالعه کردم. مطلب جالبی بود.
به عنوان کسی که روی مقوله تستها و آزمونهای شناختی مطالعات زیادی داشتم، منطق پشت تست استعداد نویسندگی رو درک میکنم، ولی در موضوع استعدادیابی عوامل بسیار گستردهتری دخیل هستند. برای نتیجهگیری دقیقتر در مورد استعداد فردی در هر حوزهای، بستههای استعدادیابی تخصصیتر پروفایل سنتر رو پیشنهاد میکنم.
لینک: https://profile.center/
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
من 12 سالمه و به نویسندگی علاقهی فراوونی دارم و همیشه تو مدرسه و خونه و… سعی میکنم بنویسم. ولی راستش نمیدونم چطور رمانام رو جوری شروع کنم که خواننده جذب بشه! همیشه هم دوست داشتم خواننده رو تحت تاثیر قرار بدم و به همین خاطر وسواس زیادی رو نوشتههام دارم! شما راهنماییم میکنین که چطور این کارو انجام بدم؟
خیلی ممنون
سایتتون هم مطالب خیلی خوبی داره واقعا خیلی خوشحالم که سایت شما رو پیدا کردم 🙂
سلام عزیز دلم
چقدر خوب
بهت تبریک میگم که با این سن کم انقدر هنرمندی و اهل تلاش.
حتماً برای من بیشتر و بیشتر بنویس.
من بهت پیشنهاد میکنم یه وبلاگ بزن و نوشته هاتو منتشر کن. وبلاگ بهتر از هر چیز دیگهای به رشد نوشتههات کمک میکنه.
سلام اقای کلانتری منم همین شرایط رو دارم ولی خب اگه تو وبلاگم بزارم و کسی نظر بدی بده کلا نامید میشم چیکار کنم میترسم بازده خوبی نداشته باشه
ایدین جان
درسهای عزت نفس متمم رو بخون. به عنوان یه هنرمند و نویسنده خیلی کمکت میکنه.
سلام،من بتازگی مطالب رو خوندم علاقه خاصی به نوشتن دارم امامشکلم اینه که نمیدونم ازکجاشروع کنم ودرموردچه موضوعی بنویسم که هم بتونم ادامه بدم هم جذاب باشه وخواننده روتحت تاثیربذاره وکسل کننده نباشه،لطفاراهنماییم کنین،متشکرم
سلام فاطمه جان
چقدر خوب که در مسیر نوشتن هستیی، اگر ادامه بدی قطعاً راه برات روشن تر میشه.
پیشنهاد میکنم وقت بگذار و تمام مطالب سایت رو یه مروری بکن.
پست زیر هم برای شروع جدی نویسندگی میتونه برات مفید باشه:
صفحات صبحگاهی
خیلی جیگرین کلا اعتماد بنفسه عاییییی هستین
سلام از نظر من نوشتن یکم عشق میخواد مثل شعر گفتن کاش یکی باشه منو راهنمایی کنه چه جوری میتونم شعرامو چاپ کنم یا داستان خیلی قشنگی که نوشتم و به ی فیلم ساز نشون بدم دوستانم داستان زندگی خودمه که پراز فراز و نشیبه خواهش میکنم راهنمایی کنید
آناهیتا جان
سایت بزن، وبلاگ بزن، توی شبکه های اجتماعی بنویس. انتشار از همین فضاهای شروع کن، سال ها بعد میتونی به چاپ کتاب هم فکر کنی.
سلام اقای کلانتری من ۱۵ ساله هستم و به شدت عاشق نوشتن……. بیشتر اطرافیان هم از نوشته هایم لذت می برند… بیشتر متن می نویسم و عاشق کتاب هستم….. خیلی دوست دارم که نوشته هایم رو عمومی کنم و خودم رو نشون بدم. خوشحال می شوم اگر که راهنمایی کنید که چی کار کنم…
سلام.بنده یک رمان نوشتم وکم کم دارم به پایان میرسونمش.تعریف نباشه بنده جایزه های زیاد درسطح استان با نوشتن کتاب وانشاءگرفتم .می خواهم درباره ی چاپ کتاب به من توضیح بدیم.تعداد صفحات کتاب 300 البته تقریبا وموضوع:مخفی کاری،رازآلود،ترسناک.ممنون میشم راهنمایی ام کنید.درضمن به خانم 5656 تبریک میگم.انشای خوبی بود،کارتون حرف نداشت.
بنده خدا جان. دربارۀ نشر کتاب بزودی یه مطلب مینویسیم.
سلام آقای کلانتری من نویسنده ی رمان فاصله ای بخاطر سکوتم . نقدای بسیاری برای رمانم شده و دارم روش کار می کنم می خواستمش ما هم بخونیشد و ایراد هاش رو بگید
اینم لینکش :https://forum.98iia.com/topic/1403-%D9%81%D9%80%D8%A7%D8%B5%D9%80%E2%80%8B%F0%9F%92%94%D9%80%D9%84%D9%80%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%80%D9%87-%D8%AE%D9%80%D8%A7%D8%B7%D9%80%D8%B1-%D8%B3%D9%80%DA%A9%D9%80%D9%80%D9%88%D8%AA/
سلام فاطمه جان
نوشتن رمانت رو تبریک میگم. کار بزرگی کردی. نوشتن کار سختیه و تو تونستی یه متن کامل رو بنویسی.
لینکی رو که فرستادی باز کردم و امیدوارم که به تدریج بتونم بخونمش.
موفق باشی.
راستی 5656 رو چرا انتخاب کردی؟
سلام ازتون یه در خواست دارم میشه به این وبلاگ بیاید و رمان بنده رو که از نظر خودم افتضاح نوشتم . نقد کنید و اشکالاتش رو بهم بگید
میشه نوشته هامو واسه شما بفرستم.
سلام
متاسفانه به علت حجم بالای فعالیتهایم فرصت مطالعۀ مطالب دوستان رو ندارم.
اگر وبلاگ دارید، لینکش رو بذارید. وبلاگتون رو میخونم.
من زیاد مینویسم خیلیا هم دوست دارن. مشکل من اینه که قلمم هم مثل خودم دمدمی مزاجه:/
یه موقع عااااالی مینویسم فرداش نوشته ام به درد لای جرز هم نمیخوره
و ساختار داستانم به هم میخوره
راه حلی چیزی دارین؟
کلاً مطالب این سایت در همین رابطهست.
یه مدت وقت بذارید، مطالعه کنید و تمرین ها رو انجام بدید.
اگ یک روز خوب و یک روز بد مینویسید مشکلی نیست. اون روزی که بد مینویسید باز هرچی به ذهنتون میاد و یاد داشت کنید و روزی که حس و حالتون سرجاش بود میتونید اونو بخونید و ویرایشش کنید و شاخ و برگ بهش بگید.
سلام ..من میخواستم یک نویسنده خوب بشم تا بتونم فیلمنامه های مثبت بنویسم تا تاثیر مثبتی در زندگی انسانها داشته باشه و میدونم که استعداد و توانایی بی نظیری دارم و اینکه من یک کتاب نوشتم ولی اجازه چاپ را ندادم چون میخواستم صفحات آن را بیشتر کنم.این شماره تماس منه لطفا منو بیشتر راهنمایی کنید……شاید نتونم با ایمیل با شما دوستان گلم در ارتباط باشم ..شبتون بخیر
نسترن عزیز
چه خوب که انقدر فعال و خوش ذوق هستید.
اینجا فقط از طریق کامنت میتونید دغدغه هاتون رو دنبال کنید.
به خاطر حجم زیاد پیام ها، امکان پاسخگویی به ایمیل ها و تلفن ها رو نداریم.
من یه فیلم نامه کامل سینمای نوستم اما موضوع اون طوری نیست که بشه در ایران ساختش به نظر شما سعی کنم با حالو هوای کشور خودم بنویسم یا با اوج تخیلم فیلمنامرو جلو ببرم امتیازمم تو تست 30 شد
متشکرم.
سلام مهرداد عزیز
فکرت رو آزاد بذار و بنویس.
این چندمین فیلمنامهای هست که داری مینویسی؟
دوست عزیز نوشتن تو ایران ارزشی نداره . اینجا اونقدر به فکر دزدی و….. هستن که کوچکترین ارزشی به هنرمندا نمیدن از جمله نویسنده ها اگر میدونید فیلم نامتون اونقدر خوبه که بشه از روش یه فیلم ساخت برید خارج و روش سرمایه گزاری کنید شاید شانس کم باشه ولی احتمال اینکه بهش توجه بشه به طور قطع بیشتر از ایرانه به نظرم شما ساعت ها و روزها واسه نوشتنش تلاش کردید پس نباید بخاطر شرایط کشور اونو تغییر بدید این ساخته ذهن شماست و هیچ چیز نباید باعث بشه اونو تغییر بدید اینطوری حداقل برای خودتون ارزش قائل شدید.
ولی تو همین ایران من یه عده رو میشناسم که خیلی براشون مهمهپ
سلام چجوری یک فیلمنامه یا یک داستان رو ادامه بدیم نصفشو نوشتم دیگه نمیتونم ادامه بدم
یه مدت فاصله بگیر، تا میتونی رمان و داستان بخون. بعد برگرد و ادامه بده.
سلام
ببخشید من یه رمان نوشتم ولی نمیدونم از کجا شروع به چاپش کنم
سلام ملیکا جان
میتونید به ناشرهای مختلف مراجعه کنید. یا خودتون به عنوان ناشر مولف منتشرش کنید.
سلام چطور میتونم داستانمو منتشر کنم؟
محمدامین عزیز
یک راهش اینه که به ناشرهای مختلف مراجعه کنید.
راه دیگه اینه که به عنوان ناشرمولف، خودتون برید شخصاً مجوز بگیرید و چاپش کنید.
راه دیگه هم انتشار اینترنتی داستان روی سایت و وبلاگ خودتونه.
برای برای داستانهای اول، راه سوم رو پیشنهاد میکنم.
سلام، من توی نویسندگی مهارت خوبی دارم البته اینوفقط من نمیگم همکلاسیام هم همینو میگم
فقط نمیدونم از کجا شروع کنم ؟؟
از اینجا شروع کن عبدالله جان:
نقشه راه نویسندگی
http://shahinkalantari.com/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%86/
سلامـ روزتون بخیر
نوزده سالمه و از سیزده سالگـی شعر وداستان نوشتم که درسطح استان وشهر مورد توجه بوده ومقام کسب کردم،خصوصا برای ۵+۱ شعر نوشتم که توی مجله ی مدادکم رنگ چاپ شد و درسطح کشور مورد توجه قرار گرفت مدتی بخاطر مسائلی و کنکور از نوشتن فاصله گرفتم امروز با دیدن ساییت خوبتون سعی کردم دوباره با نوشتن آشتی کنم خیلـی دوست دارم رمان و داستانم رو چاپ کنم اما نمیدونم چطور اینکارو بکنم
سلام ساردین جان
خوشحالم که اینجا هستی
و امیدوارم دیگه هرگز از دنیای شگفت انگیز نوشتن دور نیفتی.
من بهت پیشنهاد میکنم که حتماً یه وبلاگ راه اندازی کنی و به طور منظم توش بنویسی. بعد از انجام موفق این کار میتونی به چاپ کتاب هم فکر کنی.
فکر کنم لینک زیر برات مفید باشه:
اگر میخواهید سایت شخصی قدرتمندی داشته باشید حتماً این متن را بخوانید
بسیار عالی سپاس
سلام،من خیلی وقته مینویسم.شعر،داستان کوتاه یا هر چیزی که بتونم،ایده های زیادی برای نوشتن کتاب تو زمینه های مختلف دارم،فقط نميدونم از کجا باید شروع کنم،انقدر افکارم شلوغه که ذهنم رو يه موضوع متمرکز نیست.
سلام هانیه جان
پیشنهاد میکنم با مطالب رایگان زیر شروع کن. دوستان زیادی با همین مطالب به نتایج درخشان رسیدن:
نقشه راه نویسندگی و تولید محتوا
با همین یک عادت نویسنده شوید+دانلود فصلی از یک کتاب منتشرنشده
صفحات صبحگاهی: تنها راه نویسنده شدن
40 شدم!
زنده باد هانیه جان
پس با قدرت شروع کن به نوشتن.
با سلام واحترام؛
ازاینکه تجارب ارزشمندتان رادر اختیار مخاطبین قرار میدهید،سپاس گذارم.
به عنوان کسی که سالهاست برای خود می خوانم و می نویسم ، به این نتیجه رسیده ام، که قبل از هر چیز ، این نوع نگاه ما به دنیاست ،که رنگ و بوی متفاوتی به نگارش خواهد داد، نگاهی نه فقط از روزی تعمق شناختی ، بلکه یک تعمق احساسی است که شما نسبت به تجارب خود و دیگران دارید.اینکه شما بتوانید در زاویه دیگری بنشینید و به خودتان و دنیای اطرافتان نگاه کنید. یک اتاق معمولی تا بینهایت زوایای مختلفی برای عکس برداری دارد، به انداز ه تمام انسان ها ی روی زمین می تواند نویسنده وجود داشته باشد.
درود بر مائده میرزایی عزیز
چه طریف و زیبا به نویسندگی نگاه کردید.
حتماً برای بیشتر بنویسید تا با نظرات خوبتون بیشتر آشنا بشم.
سلام.خیلی عالی بود.از نتیجه تست هیجان زده شدم.قبلش حالم بد بود و تصمیم گرفتم بنویسم ولی نمیدونستم چطوری .اومدم تو گوگل سرچ کردم و وارد سایت شما شدم.حالم خیلی خوب شدبخصوص ازنتیجه تست ک با امتیاز 14 دیدم استعداد نویسندگی دارم .از همین امروز شروع میکنم
سلام لیلا جان
خوشحالم که اینجا هستید.
فکر کنم صدها مطلب تخصصی این سایت بتونه شما رو تو مسیر نویسندگی یاری کنه.
حتماً برای من بیشتر بنویسید.
شاد باشید.
باسلام خوب من هم مثل هزاران انسان دیگه
علاقمندهستم نوشتن را یاد بگیر ودرژانرهای مختلف داستان ورمان بنویسم ودراین عرصه موفق باشم اما سوالم اینجاست که چطور به این موفقیت دست پیداکنم
سلام مهدی عزیز
این سایت و سایت مدرسه نویسندگی دقیقاً با هدف کمک کردن به شما راهاندازی شدن. به نظرم صفحات زیر رو دنبال کنید. دوستان زیادی از این طریق نتیجه گرفتن:
چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفتهای برای نویسنده شدن
نقشه راه نویسندگی و تولید محتوا
سلام خسته نباشید .من الان ۲۲ساله هستم و از ۱۲سالگی شعرو ترانه و داستان مینوشتم البته بیشتر شعر.خیلی خیلی به نویسندگی علاقه دارم .میشه کمکم کنید که برای شروع حرفه ای تر و کلاسای مجازی (شهرستان هستم)باید از کجا شروع کنم
سلام دوست عزیز
خیلی عالیه که از نوجوانی تا الان نویسندگی رو دنبال کردید.
ما الان یک دوره آنلاین ویژه داریم. اگر با شماره زیر تماس بگیرید همکاران من شما رو راهنمایی میکنن:
۰۹۹۰۵۰۴۳۹۰۳
برای من که همش 1 در اومد
خیلی از اوقات خوب می نویسم. ولی گاهی اوقات نمی دونم دلیلش چیه که اصلا نمی تونم بنویسم و قفل می کنم.
فکر می کنم بر میگرده به اینکه چقدر روی موضوعی که قراره درباره اون حرف بزنم اشراف دارم…
من نویسندگی رو بسیار دوست دارم ب تمامی زبان ها
راستی از طریق گوگل وارد سایت شما و این صفحه شدم.
این قدر این سایت محتوای جذاب داره که بسیار میشه یاد گرفت و بوک مارکش کردم ک سر بزنم مرتبا.
البته نمیدونم کی فرصت میشه بعدا دوباره این حال خوب کامنت و صحبت کردن رو داشته باشم. برای همین اینجا چند خط می نویسم.
میخام خودم رو تحلیل کنم در نویسندگی! چه جوری ؟ خیلی ساده با ی شرح حال از حال اخیرم در نوشتن:
در تست های اول صفحه دیدم سوالی بود تحت عنوان علاقه مندی و برگشت به ویراستاری متن
خب من شاید ب این قضیه زیاد علاقه مند نباشم. ترجیح می دم بنویسم- قلمم را روی کاغذ بذارم و پیوسته بنویسم ب جای این که حرکت رو ب عقب داشته باشم. کلا نوشتن بدون برگشت خیلی جذابیت داره
دیگه سختی درک متن می مونه با خواننده- من راحتم!
البته این رو بگم که ویرایش انتهایی می کنم حتما. ولی ویرایش ساختاری سخته زمان بره! این که جای جملات رو عوض کنم می گم. این که اول کدوم رو بیارم. اولویت رو میگم.
اما چیزی ک میدونم این ک باید بیارم این بخش ها را ولی ترتیبش رو زیاد وقت نمی ذارم. گرچه این حس رو دارم ک اگر وقت بذارم بسیار عالی میشود.
الان که دارم مینویسم این حس بم دس داد ک نوشته یک نویسنده می تونه بازتاب اخلاقیات اون هم باشه. نمی دونم.
راستی این سایت من است . سایت نباتک که بازتاب سالیان تجربه در زمینه سئو سایت های بزرگ و کوچک است
تمامی مطالبش رو خودم شخصا نوشته ام. خیلی دوس دارم سایت من را نگاهی کنید از بعد نویسندگی ( که البته مطمئا دوست دارم جناب کلانتری در تمامی ابعاد نظر دهید) ( و البته بقیه دوستان این صفحه و این سایت و تمامی نویسندگان)
نویسندگی هم هیجان داره! بگذریم.
سپاس بی کران
سلام به علی محمد افشار عزیز
چه خوب که انقدر مفصل از رابطۀ خودت با نوشتن نوشتی.
حتماً برای من بیشتر بنویس.
سایت خوبت رو باز کردم. چه ایده های خوبی.
حتماً با دقت میخونم.
موفق باشی دوست خوبم.
48شدم من هروز باید حداقل 3صفحه داستان یا خواب هایی را که دیده ام رو باید داخل یک دفترچه یادداشت،یادداشت کنم تا بعدا انها را وارد یک کتاب کنم و…
زنده باد آرمان عزیز
به اینجا بیشتر سر بزن.
توی مسیر اگر سوالی برات پیش اومد حتماً بنویس.
موفق باشی.
نم نمك صداي پايش رو ميتوان شنيد
أرام و متين قدم برميدارد
تا به حال كسي را ديدي كه در عين ارامش دريائي از شور و شيطنت پنهاني و شيرين باشد؟!
اري…
همين پارادوكس او را بي رحمانه زيبا كرده است
در عين ارامش و نوازش به ناگاه رعدي برق اسا نويد باران مي دهد!
راستي هنوز خش خش برگ هاي خشك تورا به خاطره اي دور ميبرد؟
هنوز با بوي نارنگي ته دلت خنج ميخورد؟
عصر هاي بلا تكليف ميان سرما و خنكي در كافه اي دنج را هنوز دوست داري؟
در غروبي خسته اگر بوي نم خاك پاشد كه ديگر معركه است!!!
فصل عاشقي
فصل خاطره بازي
فصل ذوق كردن هاي بي دليل
پاييزم…
قدمت بر چشم و دل من
منتظرت هستم فصل رويش من
🍂🍁🍂🍁
علي رامين
سلام علی جان
چه خوب و با احساس نوشتی.
وبلاگ یا صفحه اینستاگرام داری؟
سلام.من وقتی به این فکر افتادم که این تست هارو جواب بدم که دیدم چندتا داستان کوتاه و یه چند تا نوشته دارم و اصلا هم به نویسندگی فکر نمیکردم ولی متوجه شدم هزاران کلمه و جمله در ذهنمه که باید نوشته شه در زمینه های مختلف و این برام عجیب هست و همچنین دردآوره وقتی به نثر در نمیارمشون
سلام شبنم عزیز
اگر میخوای گرۀ نویسندگیت باز بشه وبلاگ نویسی کن. سعی کن هر روز تو وبلاگت چیزی بنویسی. هر چند بد و ضعیف. این کار معجزه میکنه.
سلام. من 13 سالمه و به نویسندگی خیلی علاقه دارم همچنین ایده هایی هم دارم اما نمیدونم بقیه هم از اون ها خوششون میاد یا نه؟ بنظر شما برای من زوده یا نه؟ ممنون از سایت پرمحتوا و خوبتون.
نه اشکان عزیز
اصلاً زود نیست.
پیشنهاد میکنم هر چه زودتر یه وبلاگ راه بندازی و شروع کنی به نوشتن.
لینک وبلاگت رو هم برام بذار.
این کارو میکنی دیگه حتماً؟
این فوق العاده ترین تستی بود که تو عمرم دادم، چرا ک قبل انجامش و قبل اینک نتبجه رو ببینم بخودم گفتم فارغ از نتیجه حتی اگ معلوم بشه استعداد ندارم من بازم مینویسم!! بذارین بگم من بی استعداد ترین نویسنده ی دنیام، دارن میرم شروع کنم به نوشتن😀👏💪
زنده باد
چقدر کیف کردم با کامنت خوب و پرانرژیت.
اگه دوست داشتی یه نگاه هم به پست زیر بنداز:
بی استعدادترین نویسنده جهان
با این تست هر کسی میدونه در چه سطحیه
هرچند نخواستید دلشکن باشید
ولی شب و روز بایستی خود رو محک زد
یک راه آسان اینکه ؛
نویسنده ها اگر چالش های موضوعات خودشون باشند
رشد چشمگیری خواهند داشت
این فضای متعالی رو در تاسیس دوباره “رادیو کتاب” می بینم
لدفن همگی در این هدف کوشا باشید!!!
این حق مسلم همه نویسنده هاست که رادیو کتاب رو داشته باشند ولی اونو دریغ کردند به بهانه رادیو فرهنگ
لدفن در صورت امکان مقاله بنویسید که مباحث هر حوزه بهتر است در مسیر خود قرار بگیرد… به امید یک خبر خوش دیگه!
باسپاس
درود
واقعا کاش به مبحث نوشتن در کشور توجه بیشتری میشد اما به نظر میاد باید هرکس از خودش شروع کنه..
خوندن و نوشتن..
دو عنصری که سیل استعداد رو پدید میاره و اتشفشان توانایی رو فراوان!
زنده باد سامان عزیز
جمله زیبایی نوشتی.
سلام
من فکر میکنم که تست شما بیشتر میزان تلاش و پشتکار برای نویسنده شدن رو نشون میده،نه استعداد نویسندگی…سوالهاتون بیشتر حول این محور هست که شخص چقدر داره وقت برای خوندن و نوشتن میذاره…ولی بحث استعداد خیلی فرق داره. من کلاس نویسندگی رفتم خیلی از افراد کتاب زیاد میخوندن و مینوشتن ولی نوشته هاشون اصلا خوب نبود و قیافه استادمون هم دیدنی بود.
آزاده عزیز
به نظر میرسه مداومت در این مسیر مهمتر از چیزیه که به تصور میکنیم.
وقتی از خوندن و نوشتن و تاثیر اون حرف میزنیم باید به حجم و کیفیت اون هم توجه کنیم.
مسلماً کسی که ده سال تمام روی خوندن و نوشتن پافشاری میکنه، از هزاران فرد با استعداد و حتی نابغۀ تنبل جلوتره.
خیلی جالب بود و میخواستم به اون دوستانی که مینویسن بگم لازم نیست ازچیزی بترسین این شمایین شما قراره افکارو حرفای دل خودتون رو بنویسید نتیجه بده چه نده شما یه کاریو کردین اونااثر شماس حتی اگه کسی هرگز اونارو نخونه . بنویسین تا پشیمون نشید و بگین ای کاش مینوشتم. البته همه ماتازه کار ها نیاز به ادم قویی داریم که وجودنداره ولی ناامید نشینشما قرار نیس شکسپیر صادق هدایت یا هرکسی باشین شما شمایین با هر اسمی هستین و فراموشنکنین کسینویسنده به دنیا نمیاد نویسنده های بزرگ هم مثل ما تازه کار بودن
زنده باد مهسای عزیز.
بیشتر بنویس برام.
سلام خسته نباشيد
من چن ماهي هست شروع كردم به نوشتن و احساس ميكنم نسبت به گذشته دست به قلمم خيلي بهتر شده
ميتونم از نوشته هام واستون بفرستم و نظرتونو بدونم؟
ممنون
سلام سارای عزیز
چقدر خوب که تمرین کردید و به نتایج خوبی رسیدید.
من بهتون پیشنهاد میکنم یه وبلاگ یا سایت وردپرسی راه اندازی کنید و مطالبتون رو روی اون منتشر کنید.
اینطوری هم من و هم دوستان دیگه میتونن راجع به مطالبتون نظرات بهتری بدن.
سلام ،امیدوارم که حال دلتون خوب باشه آقای کلانتری.
تست خیلی جالبی بود و خیلی خوشحال شدم که دوستانی که مشکلات کم و بیش مشابهی داریم تونستن از این مطالب شما الهام بگیرن و قدرت مندتر ادامه بدن.منم مثل همه ی این دوستان دلم میخواد بتونم یه کتاب درخور و ارزشمند بنویسم.هییییچ وقت به این جریاناتی که پشت سر گذاشتم فکر نکرده بودم اما با خوندن نظرات دوستان یه سیلی از جریانات گذشته یادم افتاد .من از بچگی به نوشتن علاقه داشتم ،طوری که انشاهام خیلی خوب میشدن به تعریف دیگران و همیشه نمره ی کامل میگرفتم و تو دانشگاه درس ادبیات فارسی رو به خاطر مقاله ای که درمورد یه شاعر نوشتم بیست شدم.نوجوون که بودم یه داستان نصفه نوشتم ولی چون از نظرم زیادی مسخره بود انداختمش دور. تا الان دوبار شعر نوشتم که مورد پسند اطرافیان بود ولی به خاطر اینکه از نظرم جالب نبود انداختمشون دور.اکثر اوقات دوستانم ازم میخوان کپشن پست هاشون رو من بنویسم چون فکر میکنن ،من خوب مینویسم.با این تفاسیر من هیچ وقت از خودم راضی نبودم و اصلا نمیدونم که باید چیکار کنم.دل نوشته هم زیاد دارم اما… میدونین خیلی سرگردونم واحتیاج به کمک دارم که بفهمم باید برگردم یا مسیر رو جور دیگه ای ادامه بدم
سلام مریم عزیز
یه هنرمند واقعی همیشه از خودش ناراضیه.
نوشتن رو با بیشتر نوشتن یاد بگیر.
من پیشنهاد میکنم حتماً یه وبلاگ یا سایت شخصی راه اندازی کن و منظم به روزش کن.
برای من بیشتر کامنت بگذار.
توی این سایت هدف من اینه که همه مایی که شیفتۀ نوشتن هستیم از خظ نوشتن خارج نشیم.
سلام دوستان .کسی هست که درکش از دنیا بیش از زندگی باشه ؟
یعنی چی مهراد جان؟
بیشتر بنویس.
اصلا برا من قابل درک نیست این زندگی .از کجا اومدیم ؟برا چی اومدیم؟کجا میریم؟اخرش که چی .هدف از افریده شدن چیه ؟
کتاب «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند» رو بخون. نشر چشمه.
سلام دوستان .یه سوال کسی از بین شما هست که به موضوع بیش از درک عقل انسان فکر کنه ؟
مهراد عزیز
حرفت رو با وضوح بیشتری بنویس.
این خیلی کلیه.
خیلی باحال بوددد
با کلی استرس داشتم اعداد و ارقام رو جمع می زدم
وقتی جواب رو دیدم انگار انرژی مثبت به خونم تزریق شد
زنده باد لیدای عزیز
بنویس و از نعمت نوشتن لذت ببر.
سلام اقا کلانتری.خسته نباشید.
خوشحالم که شمارو پیداکردم.من از وقتی خوندن نوشتن یاد گرفتم هم مداوم خوندم هم نوشتم دوم سوم ابتدایی از نوشتن داستان های کودکانه شروع کردم وتنها ارزوم چاپ کتابم بود.۱۴سالگی یه رمان نوشتم وچاپش کردمبه اسم زندگی دوباره وبه ارزوم رسیدم.بعد اون هی نوشتم ونوشتم ونوشتم چندین داستان ورمان نوشته شده دارم وتو رمان عاشقانه.جنایی.تخیلی.اجتماعی خودمو ب چالش کشیدم.به این باور رسیدم که هر کتابی که مینویسی پخته تر وکامل تر از کتاب قبلیت میشه…
میتونم ساعت ها بدون وقفه درهر حالتی بنویسم وهم تایپ کنم کافیه یه موضوع بیاد تو فکرم…
الان ۲۰سالمه ولی ۴۰۰۰رمان وکتاب شعر وکتاب های روانشناسی تاریخی وعلمی خوندم.عاشق کتابای اگاتا کریستیام…
اما دیگه از چاپشون میترسم.
به یه پختگی نسبی رسیدم ولی میخوام کامل کامل باشم..
خوندن رمان ایرانی وبیشتر فیلمها برام جالب نیست چون به نیمه نرسیده میدونم اخرش چی میشه واتفاقاشو میتونم حدس بزنم.
من میخوام ومیتونم نوبل ادبی بگیرم فقط باید هرروز وهرروز پخته تر بشن نوشته هام.
ممنون که هستید
سلام روژین عزیز
چقدر شگفت انگیز
دوست دارم بیشتر بخونم ازت.
سایت یا وبلاگ هم داری؟
مطمئنم که خواهی درخشید.
برای من بیشتر بنویس.
سلام اقای کلانتری ممنون ک وقت میزارید وجواب ماهای که شیفته نوشتن وواژه واژه کتار هم چیدنیم رو میدید…
نه متاسفانه وبلاگ وسایت ندارم راستش نمیرسم.دانشگا وشیفت بیمارستان ونوشتن بی وقفم ومطالعه زیادم وخت ازاد برام نمیزارن…
گاهی حس میکنم مغزم داره از این همه واژه که تو سرمه منفجر میشه…وتا ننویسم حتی نمیتونم بخوابم…
من میخوام ب بالاترین سطح برسم میشه بگید چطوری میتونم به این مرحله برسم؟
هرچی که مینویسم راضیم نمیکنه چون فک میکنم اگه فردا باز دست ب قلم بشم از نوشته های دیروزم بهتره…
نمیدونم کیا این حسو تجربه کردن که صدا وایده های توی سرشون حرف بزنن .راه برن وکلمه ها مثل سرباز تو مغزش رژه برن.
اونقد زیاد که گوشاشو بگیره.
انقد ایده وداستان تو سرمه که گاهی سرم گیج میره از بس بهشون فکر میکنم.ایا اینا عادین؟
روژین عزیز
نگران گرفتاری ها نباش. تو دل همین شلوغی های زندگی میشه کلی نوشت.
اگر به آرشیو این سایت نگاه بندازی صدها مطلب دربارۀ نویسندگی هست که میتونه حسابی کمکت کنه.
ضمن اینکه من هر روز اینجا یک مطلب تازه دربارۀ نویسندگی مینویسم.
سایت مدرسه نویسندگی هم که هر روز به روز میشه.
برام مهم نیس اینی که میگم ممکنه مسخره باشه یا نه،ولی باور کنین که وقتی جواب تست ها رو خوندم بغض گلمو گرفت!!!!
مرسی که هستین تا امیدی باشین برای امیدخواه ها!!!!!
حست رو کاملاً میفهمم نیلوفر عزیز
خوشحالم که اینجا هستی.
با قدرت به نوشتن ادامه بده.
من هر روز دربارۀ نوشتن مینویسم. فکر کنم سر زدن به اینجا بتونه همیشه موتورت رو روشن نگه داره.
شاد باشی
با سلام:
جناب آقای کلانتری بنده به عنوان فردی که دست به قلم هستم از شما وسایت پر محتوایتان بسیار سپاس گذار هستم..بنده باعث افتخارم هست نویسندگانی هم چون شما در کشورم نوشتن را در دست دارند،چراکه می بینم هنوز افرادی هستند که به نوشتن وانگیزه دادن برای نوشتن ورشد جامعه نویسندگان اهمیت داده و هم چنین توجه می کنند،بنده متاسفانه خیلی کم موفق به نوشتن نوشته های روزانه می شوم ولی خوب من از زمانی که به دبستان می رفتم همیشه اهل نوشتن بودم چه ادبی که شامل نثر ونظم است وچه روزانه نویسی اتفاقات در دفترچه همیشه همراهم،اوایل اصلا توان نوشتن داستان های بلند را نداشتم ولی خوب ابتدا به کمک خداوند متعال و سپس تلاش فراوان توانستم در سن 16 سالگی اولین نوشته ام رو شروع کنم نوشته ای که قدم به قدم همراه با رشد تفکراتم رشد کرد و تبدیل به یک کتاب 200صفحه ای شد که با یاری خداوند مهربانم امسال بعد کنکورم بعد 2 سال تلاش می خواهم به دست ناشر بسپارم تا چاپ شود….بنده یک مشکل خیلی شدید والبته جدی درنوشتن دارم به این منظور است که خواستم از جناب عالی راهنمایی بگیرم بنده اصلا توانایی نوشتن متن طنز را ندارم وهمیشه به سبک رئالیسم والبته باچاشنی کمی رمانتیک می نویسم درضمن این نکته قابل ذکر است که تا کنون هیچ کتاب آموزش نویسندگی مطالعه نکرده ام یعنی با توجه به اینکه هیچگاه دوست نداشتم حس کنم با زور وخواندن کتاب این استعداد رادارم به وجود میاورم همچنین کتاب هایی را مطالعه نکردم البته امسال بعد از گذراندن کنکور قصد دارم در کلاس های نقد ادبی شرکت کنم این را هم بگویم که اگر با قلم برروی کاغذ شروع به نوشتن کنم نوشته ام کوتاه خواهد شد وتوانایی بلند نویسیم را از دست می دهم حال از نظر شما بنده چه کار کنم؟درضمن به نظرتان اگر کنکور هنر بدهم می توانم در زمان فارغ التحصیل شدن در بازار کار فیلمنامه نویسی ونویسندگی موفق بشوم؟یا اینکه در کنار رشته تحصیلیم به نوشتن ادامه بدهم بهتر است؟البته این سوال به این علت از جناب عالی پرسیدم چرا که شما هم اکنون در کار نویسندگی هستید واز خم وچمش درجریان ممنون میشوم من را با راهنمایتان آگاه کنید.
باتشکر از سایت مفید وخوبتان”مبارز”
مبارز جان
من تقریباً در قالب 600 پست مختلف سعی کردم به تک تک دغدغه های شما پاسخ بدم.
الان که اومدم پاسخ کوتاهی به شما بدم دیدم راه هیچ جایی نمیره.
پیشنهادم اینه به آرشیو سایت مراجعه کنید و به تدریج شروع کنید به مطالعه و تمرین.
از لطف شما ممنوم.
موفق باشید.
اين آزمون فوق العاده بود مرسي ازشما
يه سوال ميخواستم بپرسم من دوست دارم واسه نويسندگي تو يه مسابقه شركت كنم شايد اينجوري بيشتر انگيزه پيدا كنم ولي هيچ مسابقه اي پيدا نمي كنم كه توش شركت كنم شما ميدونين مسابقه ي نويسندگي الان هست يانه فرقي نميكنه كدوم شهر ياحتي بين المللي؟؟؟!
كاش يه مسابقه انلاين نويسندگي بود
بازم ممنون ميشم جواب بديد.
مارال عزیزم
خوشحالم که تست رو دوست داشتی.
من شرکت در مسابقات رو بهت پیشنهاد نمیکنم.
مسابقات ممکنه به عزت نفس تو لطمه بزنن.
انگیزه رو از درون برای خودت ایجاد کن. برای نویسندهشدن منتظر هیچ چیز نباش. فقط بنویس.
خیلی حالب بود.
من مدت دو هفته بدون وقفه صبحات صبخگاهی رو می نوشتم. خیلی منظم و مرتب. می نوستم و می رفتم و حتی خودم هم بر نمیگشنم تا نوشته هارو بخونم. عادت خیلی خوبی بود. برای اولین بار در زندگی، چیزی باعث شده بود بتونم زودتر از بقیه بیدار بشم. سحر خیز شده بودم. ذهنم هم کم کم داشت برنامه ریزی پیدا میکرد و آرام و خلوت می شد. ال اینکه…
یک روز تلخ، یک روز سیاه، متوجه شدم همسرم رفته و نوشته ها رو خونده. از یک سری حرف هایی که نوشته بودم سخت عصبانی بود و درگیری سختی بین ما در گرفت.
فردای اون روز همه چیز آرام شد. ولی هرگز نتونستم به سمت نوشتن اون صفحات برگردم. انگار یک چیزی جلوی من رو گرفته. می ترسم. از اینکه بی سانسور بنویسم می ترسم. حتی توی ورد.
امیدوارم بتونم دوباره این عادت رو در خودم بوجود بیارم و به ترسم غلبه کنم.
رسول چه تجربه قابل تاملی رو نوشتی.
این موضوع همیشه نویسنده ها رو تهدید میکنه.
البته بستگی داره که اطرافیان ما چقدر برای حریم خصوصی ما احترام قائل هستن.
من بهت پیشنهاد میکنم یه کشو یا گاوصندوق کوچولو رو به نگهداری نوشته هات اختصاص بدی.
هیچوقت، تحت هیچ شرایطی یه عادت خوب رو از دست نده.
من از چهارم ابتدایی شروع به نوشتن رمان کردم واز هجده سالگی به صورت حرفه ای مشغول نوشتن رمان شدم علاقه ورغبت شدیدی به رمانهای اجتماعی وترسناک دارم ولی بیشتر اثر هایم اجتماعی و مختص نابرابری جنسیتی زنان ومردانه واینکه زنان جامعه ام چقدر در برابر این نا عدالتی درد کشیدن و از جمله مسائل مربوط به تجاوز واثرات زیانبار روحی هدفم از نوشتن حمایت وراهی برای بهتر زندگی کردنه وهرگز هم رمانهای ایرانی رو نمی خونم چون اکثر مطالب نوشته هاش حرف های غیر واقعی و تصنعی هستن واکثر راجب عشق و مزخرفات اونه وهرکسی هم که از راه میرسه خودشو نویسنده میدونه میخواستم بگم یک نویسنده هم باید موضوع وهسته ی داستانیش جالب باشه وهم از نظر نگارشی حرف اولو بزنه من اغراق نمی کنم که نویسنده خیلی خوبم چون هنوز ام دارم یاد میگیرم ولی لااقل ابروی نویسنده هارو با نوشتن این اراجیف که توی سایت ها از جمله نودوهشتیا وغیرهه میاد نمبرم لطفا هر بی سروپایی خودشو نویسنده ندونه مثلا توی یه رمان همین ایرانی نوشته بود ارش منو بایه دست بلند کرد من وقتی خوندمش انقدر خندیدم که نگو مگه رستمه که با یه دست رخشو بلند کنه خب بگذریم امیدورام عزیزان نوشته های خوب وعالی ای بنویسین من خودم شخصا علاقه ی بیشتر ی به فیلم نامه نویسی دارم واز کارهای تهمینه میلانی در ایران خوشم میاد در رمانها ی خارجی هم علاقه ی زیادی به کارهای تنسی ویلیام مخصوصا نمایش نامه گربه روی شیروانی داغ وغروروتعصب جین استین دارم به امید انکه نویسنده های خلاق ودارای لیاقت به جایگاه اصلیشون برسن بای
زنده باد نورای عزیز
اگه دوست داشتی بیشتر سر بزن اینجا و بنویس.
راستی شاید دوست داشته باشی این نوشته رو بخونی:
چرا از ایرانی بودن خودمان نفرت داریم؟
ها؟ من نفهمیدم الان دقیقا چیشد؟؟؟
استعداد داری، خیلی هم زیاد داری.
برو همین الان شروع کن به نوشتن.
ضمن این که حلال نمیکنم چون با کلی دقت داشتم جواب میدادم 😂
میشه بگید برای شروع چه کتابایی بخونیم لطفا
نیما جان
نتیجه تست که به نفعته.
بنویس و قدرت نوشتن رو بچش.
بزودی یه لیست از کتاب های خوب میذارم روی سایت.
با کتاب حق نوشتن جولیا کامرون شروع کن.
من دارم از نوشته های شما راجب به نویسندگی بهره میگییرم اما به نظرم به یک قوت قلب نیاز دارم
«امروز نبودت بیشتر از هر روز دیگری طاقت فرساست،کجایی که به جای خودت پیچک های دلتنگی ات را در آغوش دارم…»
این بخشی از نوشته من برای روز پدر هستش،نظرتون رو راجب به قلمم بگید لطفا.من نه داستان نویس تخیلی هستم نه یک مقاله نویس بیشتر از احساساتم مینوسیم،خواستم بدونم جزو کدام گروه از نویسندگانم.
مرسی ازتون
سارا جان
بیشتر بنویسید. بیشتر نوشتن خودش به شما قوت قلب میده.
باید حداقل نیم میلیون کلمه بنویسید تا بشه دربارۀ نوشته های شما نظر داد.
پیشنهاد میکنم اگر نوشتن براتون جدیه حتماً یه وبلاگ راه اندازی کنید.
باسلام به شما دوستان با استعداد و علاقه مند به نویسندگی که الان با یک حس خواصی مطالب جذاب و دیدنی بخش دیدگاه ها را دنبال میکنید و برای کسب اطلاعات بیشتر تجربه بدست می آورید
اینجاب فرهاد مهرانی مقدم متولدتهران 63/22/11 و تازه مجرد شده
میخواستم دیدگاه خودرا با بزرگترین اعتراف زندگیم شروع کنم ولی پیش خودم گفتم شاید این واقعیت بزرگ برای کسی جذاب نباشد و یا باعث گمراهی دوستان با استعداد بشوم
ولی خلاصه میگویم و مختصر تا در جریان مشکل و اعترافم قرار بگیرید
الان ساعت7:00 صبح روز دوشنبه97/02/23 میباشدکه بعد از 115 ساعت بیخوابی به صورت کاملا اتفاقی با این صفحه اصلی استاد شاهین کلانتری آشنا شدم و خوشحالم که تونستم خودمو محک بزنم و بهتون بگم که من برای اولین باره که توی 34 سال زندگیم با بهترین روش جذب و پرورش استعداد یابی واقعا متحیر کننده آشنا شده ام و به فال نیک میگیرم این اتفاق را و
این نوید را به خودم و شما و استاد عزیزمان میدهم که در اینده نه چندان دور شاهد نوشته های جذاب بنده باشید و این روز را از یاد نبرید
با سپاس فراوان از استاد شاهین کلانتری عزیزم
سلام فرهاد مقدم عزیز
چه کامنت جالبی نوشتی.
من خیلی حوشحالم که اینجا هستی.
هدفت برام تحسین برانگیزه.
منتظر درخشش تو هستم.
به امید روزی که توی سایت با اشاره به همین کامنت به سایت تو لینک بدم و معرفیت کنم.
بیشتر بنویس برام.
سلام من خیلی وقته مینویسم. ..همیشه علاقه دارم احوالات خودم و روزمرگی هام انتقاد ها و نظرم راجع ب ادم هارو روی کاغذ بنویسم…اصلا هم خسته نمیشم واقعا لذت میبرم…اما همیشه خودمونی نوشتم عامیانه و معمولی(کوچه بازاری)
در زمینه ی خوندن هم ضعیفم خیلی ;فقط عاشق مطالب کوتاه و پر معنی هستم. هیچ وقتم دلم نمیخواست کسی متن هامو بخونه…..چند روزی بود که ذهنم مشغول شد که منم میتونم بنویسم از جایگاه یک نویسنده و تو اینرنت سرچ میکردم که سایت شما رو دیدم. ..امیدوارم بتونم بخونم و یه کار مهم انجام بدم و به خواستم برسم و برای مردم بنویسم…ممنون از مطالب مفیدتون
سلام ماه مهربون و عزیز
همینکه میل به نوشتن دارید عالیه.
پیشنهاد میکنم حتماً یه وبلاگ بسازید برای خودتون.
برای من بیشتر کامنت بگذارید.
منتظر خوندن نوشته های خوب شما هستم.
نمیدونم … در مقایسه با سنگ های گرد و صیقلی داخل رود من سنگ ریزه کج و کوله کنار رودخونم
سخته تو مسیر صیقلی شدن قرار بگیرم
اونم باانتقاد های ب مانند سیل دیگران
فائزه عزیز
مهم ترین ویژگی یه نویسنده باید انتقاد ناپذیر بودن باشه.
بنویس، برای خودت، و خودت به خودت بازخورد بده.
با سلام من هم به نویسندگی علاقه ی بسیاری دارم و هرزگاهی مقاله هایی در زمینه ی روانشناسی و معنویت مینویسم و نوشتن به من آرامش خاصی میدهد در هر صورت من در اینجا توانایی نوشتن خود را به شما نشان میدهم….. انسان این دوره از معنویت بسیار دور شده و باید گرد و غبار تیرگی و آلودگی را از خود دور کند که سعادت ابدی او نیز در این است… به دنبال معنی و مفهوم زندگی بودن و شناخت خدا و یاد آوری او در هر روز و هر لحظه بشر را به راهی هدایت میکند که سر چشمه ی همه ی خوبی ها و آرامش ابدی و زیبایی است… منشا بسیاری از بلاها و اتفاقات ناگوار در زندگی از دور بودن از خدا این عشق بزرگ هستی و زندگی بخش است جا دارد که ما این نکته را در زندگی مد نظر قرار داده تا شاهد نزول رحمت و نعمت های خداوند در زندگی خود باشیم……..پاینده و سرفراز باشید
سلام آذر خانم گرامی
چقدر کامنت شما زیبا و الهام بحش بود.
خیلی دوست دارم بخونم نوشته هاتون رو.
بیشتر بنویسید برای من.
میشه یک راهنمایی خیلی بزرک و ارزشمند بهم بکنید ؟
من عاشق رشته روانشناسی هستم و از خواسته های بزرگم خوندن این رشته در یکی از دانشگاه های بزرگ کشوره …. اما من عاشق نوشتم چه تستم جوابش صفر باشه چه صد …و من همچنان هم می نویسم …اما فکر می کنم مطاعله و نوشتن در زمینه های روانشناسانه هم تاثیر بیشتری داره هم جاودانه تر میشه چون بیشتر بهترین نویستده های جهان بهترین اثارشون رو بر پایه یک اموزه روانشناسانه قوی بنا کردن حالا یک سوال گنده ؟ من باید برم دنبال رشته ادبیات و فیلنامه نویسی و …. یا روانشناسی ؟ عشق بچگی من خبرنگاری بود که اونم خیلی بی رط نیست
در نظر بگیرید که من هرجا برم موفقم چون جایی میرم که علاقم اونجا باشه و براش نهایت تلاشمو می کنم …
انتخاب رشته و ورود به دانشگاه یکی از مزخرف ترین انتخاب های جهانه
هر چیزی که خیلی خیلی خیلی دوست داری و سرگرمت میکنه انتخاب کن.
باسلام نمره تستم ۳۲ شده، من یه کانال تلگرمی دارم برای گاهی مطالبی که مینویسمو میزارم چند ساله روز نوشت دارم و گاهی هم داستان کوتاه خواستم بپرسم برای بهتر دیده شدن و بهتر شدن در این زینه چکار باید انجام بدم دوست دارم یه کتاب متولد کنم لطفا راهنمایی و کمکم کنبد ممنونم
سلام چراغچی عزیز
یه سایت و وبلاگ شخصی راه اندازی کنید و هر کنید و هر روز بنویسید. هیچ چیز مثل این کار رو شما رو قوی تر نمیکنه توی وادی نوشتن.
ضمنن ببخشید تخلصم هم حسینچیه ولی تو شعرای غیرمذهبیم فقط اسممو بکارمیبرم(سیامک .)
سلام اقا شاهین من میخام فیلمنامه بنویسم شرایطشو نمیدونم میدونم ک استعدادشو دارم .چون من مداحم .شعرباسبک مینویسم برا ایمه .هم شعرفارسی هم ترکی،عاشقانه .عرفانی.مذهبی،انقلابی،ی شاعره مادرزادیم ک از 10سالگی شعرمیگم .منو راهنمایی کنین چکارکنم که فیلمنامه بنویسم .ممنونم
سلام سیامک جان
من کلاس های فیلمنامه نویسی آقای سعید عقیقی رو پیشنهاد میکنم.
کتاب تکنیک های فیلمنامه نویسی چارلی موریتز هم عالیه.
صد البته به گفته بزرگوارمون شاهین جان و اگه رخصت دهند و بی احترامی به ایشان نباشه متنشون اضاف میکنم.که ذهنیتتون هنوز روی امر گذشته متمرکز میباشد برای شروع میبایست فقط از تجارب گذشته استفاده کرده و مابقی را بریزید بیرون چون اینطوری شما بار گذشته را سبکتر کرده و سریعتر حرکت رو شروع میکنید.چون با کل افکار گذشته که حتی هدفی هم داشته باشید از فرط سنگینی بار گذشته به مقصد نخواهید رسید.همچنان که خودتون میفرمایدداستان زیاد دارید.ونمیشه و بیخیالش میشوید. ذهنیتتون هدایت کنید روی قلم و….
خيلي اميد گرفتم مرسي😍😊
من از نوشتن خيلي خوشم نميامد ولي اين روزا بهش علاقه پيدا كردم.
اخر اين هفته امتحان (writing) دارم 😔 و خيلي نگرانم. ميدونم كه أصلا تو نوشتن خوب نيستم.
واي خدا اين تست خيلي جالب بود من ميخوام يه نويسنده خوب شم ميخوام فيلم نامه هم بنويسم خيلي داستانا تو ذهنم هست ولي احساس ميكنم نميشه بعدشم بيخيال ميشم تازه روزاي من پرازبيكاريه نميدونم چرا نمي نويسم😔
صنم عزیز
شروع کن، که الان یکی از بهترین دوره های تاریخ بشر برای نویسنده شدنه.
من بهت پیشنهاد میکنم که کتاب حق نوشتن خانم جولیا کامرون رو بخونی حتماً.
سلام
کاش شرایطی بود که نمونه کارهامون رو ارائه میکردیم و شما نظر میدادین…اگه راهی وجود داره لطفا مطرح کنید🙏🌹
مرجان عزیز
میتونید به ایمیل زیر بفرستید:
shahinkalantary@gmail.com
فقط ممکنه به خاطر صدها ایمیلی که طی ماه های گذشته روی هم جمع شده، مقداری دیر جواب بدم.
موفق باشید.
من می نویسم فقط؟
سلام رضا جان
بنویس، زیاد بنویس، تا میتونی بنویس.
من تقریبا 400 صفحه داستان بلند و کوتاه دارم. کیست مرا کشف کند؟
سلام محسن عزیز
سایت شخصی خودت رو راه بنداز و شروع کن به نشر.
بهترین ابزار برای موفقیت نویسنده های دوران جدید فعالیت جدی توی وبه.
ممنون امیدوار شدم
چه عجب بالاخره من استعداد یه چیزی رو داشتم
خیلی جالب بود کاش همه تست های زندگی نتیجش مثل این تست بود.
فرهاد عزیز
استعداد افسانهست.
مهم اینکه اشتیاق انجام یه کاری رو داشته باشی.
با قدرت بنویس و بدرخش.
سلام من دیشب دو تا نظر گذاشتم ولی ظاهرا نگاه نکردید یا تایید نکردید فکر نکنم تایید نظر انقد زمان ببره!!!
سلام میثم جان
من معمولاً کامنت ها رو با حضور ذهن کامل میخونم. بنابراین گاهی تایید کامنت ها سه چهار روز طول میکشه.
دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
سلام خوب هستین
من دیروز ی کامنتی گذاشتم و گفت ثبت شد الان کجا وضعیتشو میتونم ببینم تازه با سایت شما اشنا شدم
درود بیکران به استاد کلانتری عزیز
بالا دلنوشته ای الان اومد به ذهنم دوست داشتم تقدیم شما و عزیزان کنم خودمم نمیتونم بگم که حتما استعداد نوشتن دارم ولی ارزوم اینه زندگی تلخ و مشقت بارمو به چاپ برسونم به دنبال انگیزم که فعلا واقعا موقعیت روحی خوبی ندارم ولی وقتی مینویسم اروم میشم به امید آرزوی موفقیت برای شما و همه عزیزانی که واقعا استعدا دارن نه متل بنده حقیر که دست نوشته کوچکی دارم یا علی
سلام میثم نازنین
من آرزو می کنم که حس و حال و روحیه تون روز به روز بهتر بشه.
بنویسید، تا میتونید زیاد بنویسد. نوشتن بهترین درمان هستش.
ارادتمندم
این جان من است که میرود به سوی خرابات
ای جام می من است که میریزد به سوی جان خرابات
آه ڱویم یا رب بنگر بمن ساده دل اینبار
آه گوید یا رب نظرم کن مانند خودت بخشنده هربار
دلنوشته حقیر
meysam_sokot@
زنده باد میثم عزیز و خوش ذوق
سلام خیلی حس خوبی داشت نتیجه این تست، مرسی بابت نگاه قشنگتون
سلام شیدا جان
ممنونم
به امید اینکه به بهترین نویسنده زندگی خودتون تبدیل بشید.
سلام. من یه دختر ۱۴ ساله ام. از بچگی استعدادم تو داستان نویسی و نویسندگی رو همه متوجه شدن.سرِ هرکلاسی که میرفتم معلما متوجه میشدن نویسندگیم خوبه بدونِ اینکه حتی متنی ازم بخونن. همیشه دوست داشتم نویسنده شم. سال تحصیلی هفتمم با تشویقای زیادی گذشت، دبیر انشا… مدیر مدرسه… بچه های کلاس… میدونم شاید بنظرتون خیلی کوچیک باشم و دلیلایی که میارم مسخره باشن /:
امسال هشتمم، سال سختیه… دبیر نگارش نه تنها قبول نمیکنه تو خونه انشا بنویسم (چون نیاز به تمرکز دارم و تو فضای شلوغ کلاس نمیتونم بنویسم) بلکه باور نمیکنه حتی انشاهام رو خودم به تنهایی نوشته باشم.
جدیدا هرچیزی که مینویسم فکر میکنم بیش از حد معمولیه
نوشتن شده چیزی که دستم بهش میرسه ولی اصلا نمیتونم جمله هامو… داستانمو … کنترل کنم.
نوشتن رو دوست دارم، تنها استعدادیه که دارم.
میشه بگین چیکار کنم؟ چاره ای برام نمونده. گاهی اوقات میخوام بیخیال نوشتن بشم
لطفا جوابمو با ایمیل بدین
من استعداد نویسندگی دارم و یک رمانم وتنها رمانم در آستانه ی چاپ قرار دارد
زنده باد الهه عزیز
کتابتون چاپ شد حتماً به من خبر بدید، دوست دارم بخونم.
سلام الهه عزیز
کتابتون که چاپ شد حتماً همینجا اطلاع رسانی کنید.
مشتاقم که بخونم.
سلام
من امسال کنکور ارشد شرکت کردم و در تلاشم برای رتبه خوب آوردن و رفتن به دانشگاه خوب که کنارش زبانم یاد می گیرم به نویسندگی علاقه مندم و از خیلی وقت پیش به صورت تفریحی می نوشتم ( نوشتن باعث آرامش و خوب شدن حالم میشه) حالا دوست دارم کتاب بنویسم اگه بشه نمی خوام داستانی باشه به نظرتون اگه یه زمان از وقت استراحتم رو به اینکار اختصاص بدم تحقیق و نوشتن تا بعد کنکورم وقت بیشتری دارم ادامه بدم بهتره یا کلا تا بعد کنکور صبر بکنم و الآن فقط روی کنکور و زبانم تمرکز بکنم؟
سلام امین جان
همین الان شروع کن به نوشتن.
توی این سایت درس های زیادی برای یادگیری و تمرین نوشتن وجود داره. بخون و با قدرت ادامه بده.
هر کمکی لازم داشتی به من بگو.
چشم حتما اینکار رو می کنم و یه بخش از وقت استراحتم رو برای اینکار میزارم برای راهنمایی و کمک حتما خدمت میرسم
ممنونم
هرز گاهی ب صفحه ای خاک خورده ای دفترخاطراتم دست نوازشی (منت) میکشم وآن راورق میزنم وبازهم تجربه نمیشوند،بازهم ورق های سفیدخط خطی میشود
سلام واقعا عالی بود دستتون درد نکنه راستش من خودم عاشق نوشتنم اما بیشتر توی ذهنم مینویسم امیدوارم روزی برسه که بتونم یک کتاب رو به چاپ برسونم
سلام تیدای گرامی
بنویس، هر چی تو ذهنت هست بیار روی کاغذ.
برای نوشتن کتاب هم کمال طلب نباش.
تا آخر سال یه کتاب کوچولو بنویس.
سلام آقای کلانتری،امیدوارم که حالتان خوب باشد و اندیشتان سبز و درخشان.
بنده به نوسیندگی،صرفا بخاطر جلوه احساساتم بر روی کاغذ علاقه دارم.و خواندن شرح نوشته توسط خواننده و همزاد پنداری با آن را.
در حین نوشتن داستان،گویا خود در میدان داستان قرار دارم،و شاهد وقایع هستم.
کتابی که به عنوان آموزش نویسندگی می خوانم.کتاب عناصر داستان از آقای جمال میرصادقی است.آیا با خواندن کتاب آموزشی،خواهم توانست علم نویسندگی را فرا گیرم،تا به توانم آنطور که باید،و شایسته است،احساساتم را جلوه دهم؟
متشکر
بله حتماً.
به شرط اینکه به شکل افراطی رمان بخونید.
هیچ چیزی به اندازه خونده رمان های ادبی و درجه یک آموزنده نیست.
گاهی برای نوشتن نیازی به تعمق نیست.کافیست افکارمان را آنطور که هست بنگریم.
جمله قابل تاملی هستش.
چرته. من عمرا استعدادشو ندارم. هرکاری میکنم استعدادم نمیاد
دقیقاً چه کارهایی کردی که استعدادت نیومده؟!
با کمال میل حتما
سپاسگزارم از حمایتتون
عالی بود.
نتیجه هرچیزی جز این بود ترغیب نمی شدم.
ممنون از هوش بالای شما.
سلام طنار عزیز
به امید موفقیت های روزافزون برای شما.
زیاد بنویسید.
وبلاگ یا کانال زدید بهم خبر بدید.
سلام آقای کلانتری
تست فوق العاده ای بود ازتون ممنونم
چقدر خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم
خیلی دوست دارم نویسنده بشم اصلا مهم نیست چی پیش بیاد من مینویسم
سلام ستاره عزیز
زنده باد، من رو هم در جریان برنامه نویسندگی خودتون قرار بدید.
سلام واقعا عالی بود ممنون واقعا اینجور تست ها هیچ وقت امید رو از ادم نمیگیرند و نشون میدن هرکس روزنه ی اون استعداد رو درون قلبش داره فقط باید بهش رسیدگی کنه تا بتونه شکوفاش کنه
کیمیا خانم گرامی
به امید شکوفایی استعداد شما در هنر نویسندگی
من هم عاشق نوشتن هستم،درمورداتفاقاتی ک درگذشته برام افتاده خیلی مینوشتم و عالی شده بودنوشته هامو پرازهیجان برای ادامه داشت اما بخاطرانرژی منفی ک بهم میداد،ادامه ندادم
خیلی وقت بود که از نتیجه انجامِ هیچ تستی راضی نبودم اما این یکی عالی بود☺👍
سلام نسیم خانم تفرشی عزیز
چه عالی
به امید روزی که کتابتون چاپ بشه و تو این صفحه خبرمون کنید.
من از امروز میخوام شروع کنم …هنوز اول راه هستم…به امید موفقیت
چه عالی
تو مسیر رو کمک من حساب کنید.
من نیاز به کمک دارم میتونید کمکم کنید واقعن ممنون میشم
سلام
بله حتماً، در خدمت شما هستیم.
به به
چه خوشایند و دل انگیز…هرگز نتیجه این تست الهامبخش رو از یاد نمیبرم.
ای شادی جان من ای دلبر و دلدار
فردا از آن ماست تقدیر بگردان
سلام حدیث جان
موفق باشید.
به امید روزی که کتاب های شما رو بخونیم.
ببخشید شما کی هستین؟؟من تا چن وقت پیش فکر می کردم واقعا استعداد دارم ولی الان گاهی فک می کنم دارم با کتاب خوندن و نوشتن و کارگاه رفتن وقتمو تلف می کنم من تا نویسندگی فاصله خیلی زیادی دارم که توی ایت مدت اگر انرژیمو سر کار دیگه ای بذارم شاید موفق تر بشم ولی تست شما منو شوکه کرد الان فک می کنم اگر این راه و ادامه ندم به خودم خیانت کردم ممنون از تلنگرت.
سمیتا بنویس، زیاد بنویس.
برای من بیشتر کامنت بذار بازم.
یعنی درهر حال میتونیم نویسنده بشیم؟ یا اشتباه نوشته؟ :/
من 25 امتیاز پیدا کردم.
امروز یه اقایی به نام شهسواری توی تلوزیون درباره ی ادمای بدون استعداد صحبت میکرد و میگفت حتی اگر خودشان را هم بکشند نمی توانند نویسندگی کنند! من کاملا با این حرفشون مخالفم و میگم تمرین و احساس عشق به هرکاری خودش انجام اون کار به بهترین صورت رو ممکن میکنه”چه برسه به توانستن اون کار!
سلام روزتون بخیر من بیشتر از پونزده ساله ، یعنی از سن دوازده سالگی می نویسم و در مدرسه و دانشگاه هم در مسابقات شعر و نویسندگی مقام اول رو داشتم
اما الان دغدغه مند پیگیری اصولی و علمی نویسندگی ، هستم و جایی که بتونم مدرک معتبری برای نویسندگی دریافت کنم، نقد بشم و مسیر چاپ کتاب و نویسنده حرفه ای شدن رو یاد بگیرم. ممنون میشم چند تا منبع ، کتاب و کلاس معتبر بهم معرفی کنید
سلام
توی خبرنامه سایت عضو بشید.
به تدریح اطلاعات بیشتری رو در اختیارتون میگذاریم.
سلام منظور از صفحات صبحگاهی چیه؟یعنی حسمون رو وقتی از خواب پامیشیم بنویسم؟هرکی به سوالم بخنده میکشمش
لینک زیر رو مطالعه کنید:
تنها را نویسنده شدن
سلام اقای کلانتری خسته نباشید. تست بسیار جالبی بود همه شگفت زده شدند از پاسخش. نمره من 41 شد. راستی کلاس نویسندگی هر روز هست یا زمان معینی داره؟ در تلگرام برای مشاوره بهتون پیام دادم. راستش در چند مورد نیاز به مشورت دارم. ممنونم از سایت بسیار عالیتون.
با چه وسواس خاصی شروع کردم به نوشتن اعداد ۵ ۵ ۵ ۴… توی دفترچه یادداشتم! غافل از اینکه ماهمگی ذاتا نویسنده ایم مگر اینکه خلافش ثابت شود! :))
برخلاف شما من به نوشتن صفحات شبانگاهی علاقه دارم و الان قریب به ۶ سالی هست که مینویسم (البته نه هر شب -دروغگوها به بهشت نمی روند-)
وقتی برمیگردم و نوشته های سالهای گذشته ام رو میخونم هم لذت میبرم هم تشویق میشم که طنابی بر قلاب سقف بسته و بر مرکب چوبین سوار شوم! نیهیلیسم نیستم اما حس پوچی و بی مصرفی چشم امیدم رو کور کرده…
با سلام و خسته نباشید
من نویسنده نیستم ولی ذهنم پر از داستان با اینکه 26 سال دارم ولی وقتی تنها میشوم رویاپردازی میکنم و شروع میکنم داخل خونه ارام ارام راه رفتن بی اختیار و داخل ذهنم میرم داخل داستان خودم که خودم نقش اصلی اون می شوم شروع به موفقیت میکنم. به جنگیدن در جنگها یا افتخار افرینی هایی که هیچ کدام داخل واقعیت یا داخل داستان هیچ شخص دیگه ایی وجود نداره و داستانهای مختلف که حالا امکان دارن بعضی ها مال 1000 سال پیش باشن و بعضی ها 1 ماه پیش ولی همه ساختار ذهن خودم می باشند وتقلید از هیچ فیلم یا سریالی نیستن شاید بعضی صحنه ها برگرفته از بعضی فیلم ها باشن ولی فقط چند صحنه کوچک و همچنین به تازگی اگر قبل از خواب داستان هام ادامه ندم و جلو نروم در داستان های داخل ذهنم خوابم نمی بره
از کودکی کارم این بوده
حال سوال اینجاست من یک ذهن بسیار عالی بسیار خلاق نویسنده شدن دارم یا خیر من مثل همه ادم ها. معمولی هستم?
(خواهش میکنم اگر کسی میدونه بهم ایمیل بزنه ممنون از سایت بسیار خوبتان)
سلام پوریا جان
چیزهایی که نوشتید نشان از استعداد نویسندگی شما داره.
بهتون تبریک میگم.
نذارید استعدادتون هدر بره، تلاش کنید تا بار بده.
من هم تو این مسیر همراهتون هستم. روی کمک من حساب کنید.
هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند.
با سلام به آقا شاهین عزیز
بدون شک بیش از هر مربی دیگری جز آقای محمدی، مورد علاقه دوستان در آکادمی مدرسان هستید. شاید چون از هر کسی بیشتر بچه های احساس نزدیکی با شما دارند.
ممنونم از لطفت سارا جان.
نميدونم اين چه حسي هست که دارم. من بايد صفحات صبحگاهي بنويسم و چيزي بگويم تا آن روز حالم خوب باشد.از اينکه کساني نوشته هايم را بخوانند ذوق ميکنم.
سلام. ببخشید کتاب قدرت نوشتن رو چطوری می تونم تهیه کنم؟
سلام و عرض ادب
در خبرنامه سایت عضو شوید.
بسمت چپ سایت.
سلام ، متشکرم. پس از اینکه در خبرنامه سایت عضو شدم ، از طریق ایمیل برایم ارسال می شود؟
ببخشید، من می خواهم امسال برای کنکور ارشد بخوانم و البته دوست دارم که در کنارش داستانی بنویسم و کتابم را چاپ کنم. اما مدام نگران این هستم که با وجود کنکورم، نتوانم داستانم را شروع کنم. میترسم هم به کنکورم لطمه بزنم و به آن نتیجه ای که دوست دارم نرسم و هم در داستان نویسی ام بمانم و به نتیجه نرسم. میخواستم از شما کمک بگیرم ، به نظر شما آیا راه اصلیم را کنکور انتخاب کنم و در کنارش (یعنی در حاشیه ) به داستان نویسی ام بپردازم درست است ؟ یعنی می شود در نوشتن موفق شد یا باید بیشتر وقت بگذارم و در واقع داستان نویسی را در اصل زندگی ام قرار دهم؟
و یک سوال دیگه، اینکه اگر در مورد داستان نویسی سوالات جزئی داشته باشم آیا از طریق همین وب سایت می تونم سوالاتم را مطرح کنم یا از طریقی دیگه باید بپرسم؟
خیلی ممنون.
سلام ریحانه عزیز
بزودی جواب مفصلی رو براتون مینویسم روی سایت.
بله همینجا مطرح کنید سوالاتتون رو.
سلام، بسیار متشکرم.
ببخشید، اگر براتون امکان داره، اسم چندتا کتاب در زمینه اخلاقی و شخصیتی و… و همچنین چند رمان جالب و آموزشی رو بهم معرفی کنین. ممنون.
سلام
حتماً
یه نگاهی به این بخش بندازید:
کتاب و کتابخوانی
سلام. ممنون از تست شما. نتیجه های آخرش خیلی خوب و جالب بودن. من از بچگی به داستان نویسی علاقه داشتم و کم و بیش داستان می نوشتم. اما الان که اون داستان ها رو نگاه می کنم خیلی می خندم. چون واقعا بچه گونه هست. اما از خوندنشون لذت می برم. الان که بزرگ شدم و مدت هاست که داستان ننوشتم ولی گاهی بهش فکر می کنم و دوستش دارم. خیلی دوست دارم که داستان بنویسم و کتابمو منتشر کنم اما نمی دونم بتونم یا نه. فکر می کنم چون فن و فوتش رو بلد نیستم ، نمی تونم . اما خیلی دوست دارم که بنویسیم. به نظر شما آیا میشه داستان نوشت و اونو چاپ کرد؟ آیا شروع کنم ؟ می ترسم شروع کنم و وقتم رو روش بذارم و بعد خدایی نکرده به جایی و نتیجه ای نرسم و پشیمون بشم. لطفا راهنمایی ام کنید. ممنون
سلام ریحانه عزیز
چرا که نه، خیلی هم عالی.
شروع کنید به نوشتن.
کتاب خودتون رو هم چاپ میکنید به امید خدا.
توی کانال ما هستید؟
خیلی ممنونم. نه متاسفانه عضو کانال نیستم. لطفا آدرسش رو بهم میگین؟
http://telegram.me/shahinkalantari
عالی بود…مخصوصا قسمت آخر مطلب…من هم دل نوشته مینویسم هم شعر نو..و داستان..
اما گاهی نیاز دارم کسی راهنماییم کنه ولی ادمای دلسوز کم هستن…همه یجورایی به جای نقد مفید و ارزشمند…سعی دارن ادمو بکوبن که حس نویسندگی ذاتی ادم از بین بره…
ماهرخ نازنین
با قدرت ادامه بده.
از نوشته ات بفرست بخونم.
سلام!
امتیاز من 35 شد!اما بعد از خودن متوجه شدم فقط لازمه خودت بخوای و تموم!
اولا خیلی مینوشتم اما الان فکر میکنم استعدادشو ندارم یا نوشته هام نمیتونن جالب باشن!
امیدوارم همه به ارزوهاشون و هدفاشون برسن!
سپاس
خیلی خوب بود مرسی. واقعا جالب بود.
مرسی دوست عزیزم
ههههه تمام اش را نوشتید شما استعداد نوشتن دارید
پس یعنی این تست بی مفهوم بوده
اینرا که خودم همچنان میدانستم
پس شروع کن به نوشتن عزیز.
وووای تستون عالی بود؛ من سی و سه شدم؛ بعضی وقتا مینویسم تو زمینه های نختلف؛بعضی ها رو هم تو صفحه ی اینستاگرامم میزارم؛ _nazaniwn_ صفحه اینستاگرامم اگر دوس داشتین دنبال کنید!
آهان…امروز پیجتونو دیدم…مرسی از اینکه سر زدین…خوشحال میشم انتقادات و پیشنهاداتتونو در رابطه با کپشنام بگین…
سلام وقت بخیر
من هم خیلی دوست دارم بنویسم ولی تا الان اصلاچیزی ننوشته ام و واقعا تمایل به نویسندگی دارم و از نوشتن اهداف خاصی دارم
کاش میتونستم تلفی با شما ارتباط و مشورت بگیرم
ممنون از وقتی که برای این پیام گذاشتید
شاد و تندرست باشید
سلام
تو تلگرام بهم پیام بدید.
telegram.me/shahinkalantary
متشکرم
یه جوری پرسیدین شک کردم پیجم ماله خودمه یا نه(خخخ)…بله
sanam_estilaf
فن پیجی هس دو ادمینه در اینستاگرام…خودم پیج شخصی دارم…ولی اینجا طنزامو مینویسم.
فاطمه جان
من فکر کردم پیج آرش استیلافهو ببخشید.
الان فهمیدم چی شد.
سلام
من تقریبا داشتم نا امید میشدم برای اینکه نصف اینکارهارو انجام نمیدم,منتها با این تست راهنمایی شدم
که چیکار کنم از کجا شروع کنم ,امید داد بهم
ممنون
بله…آیدیم دیروز عوض شد: sanam_estilaf
مطمئنی؟
داستان از زبان یه پسری به نام آرش هست که باباش تاجره و بین کشورهای چینو ایرانو دبی تجارت میکنه و پسرشو برای ادامه تحصیل میفرسته چین…آرش خیلی آدم شادو سرحالو شیطونه…دانشگاه که میره با یه دختر ایرانی به اسم صنم آشنا میشه که برعکس خودش،خیلی جدیو خشکو بی روحه که اصلا نمیخنده…این موضوع توجه آرشو جلب میکنه و آرش کم کم تصمیم میگیره که تحقیق کنه ببینه چرا این آدم نمیخنده و سعی براین داره که صنم رو یه جوری شاد کنه…در بین این ماجراها آرش درگیر یه عشق میشه که بقیه اشو هنوز ننوشتم…
این خلاصه ای از داستانه که توو ذهنمه.به نظرتون چطوره؟به نظر خودم چون اولین بارمه که رفتم سمت نوشتن،شاید یه کم نوشته ام خام باشه و باید یه آدم ماهر بخونتشو انتقاداتو پیشنهاداتشو بگه…
خود آرش واقعا هست…براساس روحیات یه بازیگر ایرانی که توو چین زندگی میکنه و اسمش آرش استیلاف هست دارم مینویسمش…اما صنم کاملا خیالیه
من هر از چند گاهی طنز مختصری هم مینویسم…نمیگم طنازم ولی هر از گاهی ذهنم یاری میکنه و یه ریز مینویسم…البته در مورد همین آقای استیلاف…براشون فن پیج زدم و در مورد اتفاقاتی که میوفته یه چیزایی میگم…
اگر دوس داشتین به پیجم یه سر بزنین:
@sanamstilaf
خوشحال میشم…
درمورد تست نویسندگی ام که گذاشتین سپاسگذارم…خیلی خوب بود…بهم انرژی داد.
فاطمه جان
صفحۀ تو توی اینستاگرام هستش؟
چشم حتما…ولی خارج از شهر خودم نمیذارن برم….
تازه من یه رمان عاشقانه شروع کردم…دارم مینویسمش…دوس دارم توو دانشگاه هم یه رشته ای رو بخونم که بیشتر درگیر نوشتن باشم
به به
چقدر عالی
پس منم در جریان بذارید
چه جوری میشه توو دانشگاه به یه رشته ای رف که بشه نویسنده شد؟من داشتم درمورد نویسندگی تحقیق میکردم،نوشته بود ادبیات داستانی یا زبان و ادبیات فارسی باید بخونیم….
فیلمنامه نویسی هم خوبه، دانشگاه سینما تئاتر تهران.
من 26 شدم و به نویسندگی علاقه دارم…
زنده باشید.
سلام
من نمی دونم چرا جدیدا نمیتونم بنویسم
یعنی مینویسما اما از نظر خودم چرت و پرته
من واقعا دوست دارم یه کتاب عالی بنویسم اما گیجم نمی دونم دقیقا باید چیکار کنم . الان دو ماهه که میخوام کتابیو شروع کنم سه صفحه می نویسم بعد میگم نه خوب نیست بازم هی همین ادامه پیدا میکنه . چیکار باید کرد؟
رها جان
برات مینویسم حتما
بله درسته منم متاسفانه همین مشکل رو دارم و نمیتونم خوب بنویسم
عاشق نوشتنم. همین کافیه که خودم با خواندنش لذت میبرم
شاهین عزیز
چند روزی میشه که با سایتت آشنا شدم. من هفت هشت سالی هست که بطور مداوم خاطراتم رو می نویسم ، ولی تعبیر تو از نوشتن باعث شد بیشتر به نوشتن بها بدم و تاثیرش رو حتی توی همین مدت کم هم ببینم. احتمالا در آینده یه وبلاگ بزنم.
راستی نمره تست نویسندگی من 20 شد !
سلام امیر منظوری گل
چقدر عالی، من بی صبرانه منتظر راه اندازی وبلاگت هستم.
به به، تست رو هم انجام دادی پس. زنده باد.
خیلی خوب بود 🙂
موفق باشید.
خخخخخ وای واقعا خنده رو لبام اورد
عالی بود وغافلگیر کننده 🙂
لطف دارید بانو
خیلی وقته یه ترسی جلوی نوشتنم رو گرفته بود.اینکه شاید استعداد ندارم و دارم مسیر رو اشتباه میرم.ترس از اینکه یه فرد عادی نوشته هاش بهتر از من باشه و بقیه مسخرم کنن که تو هم عادی هستی…تمام زندگیم نوشتنه…اما باز این ترس جلوی همه چی رو میگیره …این که میخوام واقعا نویسنده بشم نه یه فرد عادی با نوشته های عادی
پری جان
نگران عادی بودن نباش، تو با نوشتن و بیشتر نوشتن و همیشه نوشته که رو به خاص بودن میری.
جالب ترین تستی که تا حالا دادم. خیلی خوبه که به ما روحیه میدید . من همیشه خاطراتمو مینوشتم ولی الان متاسفانه خیر.همیشه به نوشتن علاقه داشتم.گاهی تو ذهنم مینویسم اما نمیدونم چرا روی کاغذ نمیارم.
بنویس فرشته جان، حیفه، بیار رو کاغذ
خدا رو شکر من هم استعداد نویسندگی دارم! اگر امتیاز 24 نتیجه دیگه ای میداد از زندگی ناامید میشدم! خیلی جالب بود و انگیزه ساز…
زنده باد پروین خانم ورزشکار و فعال
هممون استعداد نویسندگی داریم ولی بعضیامون مزه ی گس و آردی سنجد رو تحمل میکنیم
انتظار داشتم تخریب شخصیتم بکنه!
اخرش باحال بود چند بار خوندمش!
چه عالی
موفق باشید و برقرار
ممنونم از این همه امیدواری و دلگرمی🙂
به قول طاهره عزیز نتیجه تست بسیار راضی کننده و لذتبخش بود . ای کاش تمام آزمون های زندگی اینجوری ارزیابی بشه .
شاهین عالی بود😉
به قول طاهره کاشکی جواب همه تست ها همینجوری امیدوار کننده بود.
واقعیتش اینه که من به خیلی از تست ها هیچ علاقه و اعتقادی ندارم و داشتم با بی میلی میخوندم پستت رو. ولی آخرش هیجان زده ام کرد.
صفحات صبحگاهی رو امتحان کردم. جالب تر از اونی بود که فکرشو میکردم. قصد دارم یه مدت منظم ادامه ش بدم.
وبلاگم رو هم تازه راه انداختم و قصد دارم توش روزنوشته و سفرنامه بنویسم.
مرسی بابت مطالب خوبت.
شاهین عزیز.
من از نتیجه این تست خیلی خیلی راضی بودم. کاش همه تستها به چنین شکلی نتیجه رو با آدم اعلام میکردن ؛)
من از ارائه و انتشار نوشتههایم و بازخورد گرفتن هراس دارم.
به شدت هم.
هیچ عیبی نداره.
نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کنید.
به مرور این مانع هم بر طرف میشه.
فک کن با چه دقتی به سوالات جواب داشتم می دادم 😀
صفحات صبحگاهی رو می نویسم همچنان و امروز کتاب های راه هنرمند و پروازهای خلاقیت جولیا کامرون و از نوشتن اثر کافکا رسید به دستم 🙂
چه کتاب های خوبی حسین جان.
مطالعه راه هنرمند قطعا تو رو شگفت زده میکنه.
بخون و لذت ببر.
سلام اگر این گتاب ها رو خوندین میشه نظر بدین راجبش که من هم تهیه کنم
شاهین تو هم استعداد امیدآفرینی داری.
همچنان در این راه باقی بمان.
همه مان استعداد هنرمند شدن و نویسنده بودن را داریم، بعضی هایمان «باقی» می مانیم. این جمله را البته با کمی تغییر از پیکاسو قرض گرفته ام و صدالبته که من بخش مخصوص خودم را از ساموئل بکت باید به وی بیفزایم : «همه ما از بدو تولد”دیوانه” ایم، اما فقط تعداد بسیار کمی از ما همان طوری باقی می مانیم.»
یاور عزیز سلیقه تو در انتخاب جملات کوتاه رو تحسین میکنم.
آره دیوانه هایی که علیرغم سرزنش های اطرافیان ، خانواده ، دوستان و… مسیرهای کلیشه ای همچون تصاویر پیش زمینه ویندوز را که ساده با دردسر های بسیار کمتر است را کنار زده و به درون خود گوش فرا می دهند تا…. بوووووم صدای انفجار دستاوردشان گوش دنیا را کر کند
15 شدم
بنی سعید جان، شما استعداد نویسندگی داری، همین الان برو و شروع کن به نوشتن!
سلاااام سلاااام به استاد شاهین کلانتری، استاد خیلی خیلی خوشحالم که شما رواز طریق سایت پیدا کردم، استاد من 28سالمه خیلی خیلی دلم میخواد هرچه زود تر نویسنده بشم من ازبچگی همیشه درحال نوشتن هستم وعاشق نوشتن هستم 10 ساله هرکتابی میخوندم به تمام نویسندگانی که رو کتابها نوشته شده بودتودلم میگفتم خوش بحالشون ایکاش منم یه روزی مثل اینها بنویسم والان دراین سن میدونم دیگه وقتش رسیده ومیخوام بهترین نویسنده دنیا بشم، استاد عزیزم خیلی خیلی به کمک احتیاج دارم
سلام عزیز
زنده باد
خوشحالم که ایجایید.
من در خدمت شما هستم.
سوالاتتون رو با جزییات برام بنویسید.
سلام من یه رمان شروع کردن تا جایی که نوشتم همه عاشقش شدن و می کی خوام انتشارش بدم چطوری از چه سایتی این کار کنم
سلام
میتونید کارتون رو برای ناشرها ارسال کنید.
می تونید یه ناشر بهم معرفی کنید
آقای منصور سجاد در انتشارات کلیدآموزش کارشون خوبه.
سلام استاد ❤
من رشته ام تجربیه اصلا تا حالا یه دونه رمانم نخوندم فقط کتابای علمی میخوندم یکی دوسال پیش یه ماجرایی برام پیش اومد که باعث شد یه رمان بنویسم اما فقط واسهـــــخودم مینوشتم بعد یکی از دوستام دید خیلی تعریفشو کرد به بقیه دوستامم که نشون دادم خیلی خوششون اومد تشویقم کردن ادامه بدم داستانو و اینکه پیج بزنم یه پیج زدم تو اینستا تو تلگرامم کانال زدم هرکی تا حالا خونده گفته عالیه ولی نمیدونم چطور باید افراد بیش تری رو جذب کنم تا حمایتم کنن..
از وقتی این رمانو شروع کردم نوشتن خیلی علاقه مند شدم و ایده های دیگه ای اومده تو یرم که رمان های دیگه ای هم بنویسم اما اعتماد ب نفسم کمه و دوی دارم ازم حمایت بشه چون واقعا شرایط سختی دارم تو خونه واسه نوشتن
ولی هرجور شده مینویسم
ممنون میشم راهنمایی کنید چطور بازدید پیجم رو ببرم بالا و چطور بقیه رو وادار کنم بخوننش ..چون خیلیا لایک میکنن ولی نظرشون رو که میپرسم میگن نخوندیم
سلام عزیز
چه خوب که مینویسید.
پیشنهاد اول من اینه:
در سالهای ابتدایی نویسندگی جز نوشتن به چیزهای دیگه فکر نکنید. نوشتههای ما در سالهای اول اصلاً در حدی نیستن که مدام بخوایم براشون بازخورد بگیریم. ما فقط باید تولید کنیم برای تمرین و یادگیری بیشتر.
و پیشنهاد دوم:
برای یادگیری بازاریابی محتوایی وقت بذارید.
جالبه همش استعداد نویسندگی داریم
عالیه امروز روز سومه که صفحات صبحگاهی مینویسم عالیه عالیه
خیلی خوبه خیلی ممنون ازراهنماییتون
شدم ۳۱
سلام استاد من ۲۸سالمه و الان چند ساله شروع به نوسندگی کردم رمان زیاد نوشتم بیشتر رمانام فایل شده و مردم خوندن اولین بار دوست داشتم نقد کنن رمانم رو یه نقد کامل برای همین به هیچ آشنایی نگفتم بخونه و نقد کنه چون فقط تعریف می کنن به جا نقد.
از غریبه ها شروع کردم ولی بازم فقط تعریف بود. در صورتی که حس می کردم یه چیزایی کم داره ولی کوتاه نیومدم و نوشتم الان حس می کنم خیلی بهتر شده ولی باز جای کار داره خیلی دوست دارم راهنماییم کنین که چیکار کنم که عالی بشه.
درود فاطمه جان
به نظرم بهترین بازخوردها رو از کتابهای خوب میتونی بگیری.
تا میتونی رمانهای خوب رو بخون. اونا نقصهای کار تو رو بهت میگن.
یه مطلب هم در این رابطه نوشتم که شاید برات جالب باشه:
درباره بازخورد گرفتن