دسته‌بندی: کتاب و کتابخانی

لیموشیرین‌های خاندنی

نخستین دوره‌ی کتابنقد امروز تمام شد و از شنبه‌ی هفته‌ی آتی دومین کارگاه را می‌آغازیم. سیاق کتابنقد چنین است که درهر دوره‌ی تازه محتوای آموزه‌ها

ادامه »

کتابگویی چیست؟

«کتاب‌گویی» نامی‌ست که روی تمرینی شخصی نهاده‌ام:   پس از مطالعه‌ی ۱۰ صفحه یا کم‌تر، کتاب و یادداشت‌هایم را می‌گذارم جلویم و بخش‌های کلیدی آن

ادامه »

عشقی که با ادبیات درمی‌یابی

ادبیات را دوست دارم چون نشانم می‌دهد چه چیزهایی را در خودم دوست بدارم، که یکسره متفاوتند با هرآنچه رسانه‌های عامه‌گیر دوست‌داشتنی جلوه می‌دهند.  

ادامه »

نویسندگان ترکیبی

شاید بهترین جمله‌‌قصار درباره‌ی جمله‌قصار را خولیو کوتاسار گفته باشد: «وقتی از دیگران نقل‌قول می‌کنیم، از خودمان نقل‌قول می‌کنیم.» یعنی گاه می‌بینی دیگری حرف دلت

ادامه »

چرا این‌همه کتاب می‌خری؟

۱. برای رفع دلتنگی. اگر خوش‌اقبال باشم، گاهی توی برخی از کتاب‌ها، یکی از آدم‌های ازدست‌رفته‌ی زندگی‌ام را در هیئت شخصیتی داستانی می‌بینم. و همین

ادامه »

یک بوس خیلی کوچولو

عصری اولین جلسه‌ی حلقه‌ی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی.   با قصه‌یی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد

ادامه »

همه در اضطراب

شب است. نه. خود «شب» کافی‌ست. پس از نو می‌آغازم: شب. مرتضا نشسته آن‌سو. خوب است. کوتاه در سه کلمه. اما نه. حس می‌کنم تصویر

ادامه »

پرسشی و کتابی 

کتابی را می‌خوانی و کیف می‌کنی، همان کتاب را به دیگری می‌دهی ولی هیچ نمی‌پسندد.  خیال می‌کنی از بی‌ذوقی و بی‌مایگی طرف است؟  هرمز انصاری

ادامه »

شکار روزانه‌ی ما

انگار میلی غریزی داری برای شکار روزانه. دلت می‌خواهد راه بیفتی چیزی شکار کنی. بیاوریش توی اتاقت. بگذاری جلوی چشمت. حظ کنی از انجام مهم‌ترین

ادامه »

فرق کتابخوان

شوق معاشرت با فرد کتابخوان برای آن نیست که او از کتاب‌هایی که خوانده نقل کند. نه. این شاید ملال‌آور هم باشد.  فرد کتابخوان هم‌صحبت

ادامه »

روانکاوی که شیفته‌ی ادبیات است

«من می‌نویسم تا دریابم چه می‌اندیشم.»  (توماس آگدن، کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی»، ترجمه‌ی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵) توماس آگدن از روانکاوان شاخصی

ادامه »

جای خواندن هر کتاب 

بابک روشنی‌نژاد در پاره‌یی از کتاب «از نابهنگاهی فرهنگ»، پس از توصیف فضای اتاقش می‌نویسد «کاش مادام بوواریِ فلوبر را این‌جا می‌خواندم. با اینکه فضای

ادامه »

بزرگ‌ترین اشتباه من در کتابخوانی

تنبلی در حاشیه‌نویسی. اگر به گذشته برگردم تنها یک تغییر در شیوه‌ی مطالعه‌ام ایجاد می‌کنم: بی‌استثنا،‌ گوشه‌وکنار هر کتابی، دیدگاه‌هایم را می‌نویسم، البته با مداد. 

ادامه »

وقت‌دزدی

خیلی وقت‌ها یادداشت‌نویسی بهانه‌یی‌ست برای استفاده از نقل‌قول‌های محبوبم. شاید اصلن به عشق نقل‌قول‌هاست که ذوق نوشتنم گُل می‌کند. باری، دنبال نقل‌قولی بودم تا جرقه‌ی

ادامه »

آداب تکرار 

گلایه از حافظه به‌خاطر فراموشیدن کتاب‌ها بی‌راه است. مغز که سطل آشغال نیست؛ با همان سازوکاری که بسیاری از چیزهای اضافه و زائد را حذف

ادامه »

اسم این کتاب‌ها را دوست دارم

لکه‌ای از عمر بر دیوار بود کلمه‌ای که زندگی شما را تغییر می‌دهد جزیره‌های معطل خالکوبی پروانه بر اژدها روزنه‌ی آبی داستان‌هایی برای شب و

ادامه »