📌 دانلود کتاب+فهرست فیلمهای سینمایی
دانلود کتاب نویسندهساز از شاهین کلانتری دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری از شاهین کلانتری دانلود کتاب چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟ از شاهین کلانتری دانلود کتاب
دانلود کتاب نویسندهساز از شاهین کلانتری دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری از شاهین کلانتری دانلود کتاب چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟ از شاهین کلانتری دانلود کتاب
نخستین دورهی کتابنقد امروز تمام شد و از شنبهی هفتهی آتی دومین کارگاه را میآغازیم. سیاق کتابنقد چنین است که درهر دورهی تازه محتوای آموزهها
«کتابگویی» نامیست که روی تمرینی شخصی نهادهام: پس از مطالعهی ۱۰ صفحه یا کمتر، کتاب و یادداشتهایم را میگذارم جلویم و بخشهای کلیدی آن
یکی از نخستین تمرینهای نوشتن دربارهی کتابها بررسی برجستهترین جنبهی یک اثر است. برای مثال، دفتر شعری را کامل میخانیم و سپس میپرسیم: «برجستهترین
ادبیات را دوست دارم چون نشانم میدهد چه چیزهایی را در خودم دوست بدارم، که یکسره متفاوتند با هرآنچه رسانههای عامهگیر دوستداشتنی جلوه میدهند.
شاید بهترین جملهقصار دربارهی جملهقصار را خولیو کوتاسار گفته باشد: «وقتی از دیگران نقلقول میکنیم، از خودمان نقلقول میکنیم.» یعنی گاه میبینی دیگری حرف دلت
۱. برای رفع دلتنگی. اگر خوشاقبال باشم، گاهی توی برخی از کتابها، یکی از آدمهای ازدسترفتهی زندگیام را در هیئت شخصیتی داستانی میبینم. و همین
عصری اولین جلسهی حلقهی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی. با قصهیی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد
دستهبندی سامان میبخشد. دستهبندی پوشیدهها و پریشیدهها را از نهان تاریکی به عیان روشنایی میآورد. دستهبندی کلید انتقال دانش است. دستهبندی نقصهایی هم دارد. گاه
شب است. نه. خود «شب» کافیست. پس از نو میآغازم: شب. مرتضا نشسته آنسو. خوب است. کوتاه در سه کلمه. اما نه. حس میکنم تصویر
رمان پلیسیِ خوب شاید بیش از هر نوع دیگری از داستان بتواند آدمها را به قصه خواندن علاقهمند سازد. کتابهای جنایی-معمایی ممکن است آثاری بازاری
کتابی را میخوانی و کیف میکنی، همان کتاب را به دیگری میدهی ولی هیچ نمیپسندد. خیال میکنی از بیذوقی و بیمایگی طرف است؟ هرمز انصاری
انگار میلی غریزی داری برای شکار روزانه. دلت میخواهد راه بیفتی چیزی شکار کنی. بیاوریش توی اتاقت. بگذاری جلوی چشمت. حظ کنی از انجام مهمترین
شوق معاشرت با فرد کتابخوان برای آن نیست که او از کتابهایی که خوانده نقل کند. نه. این شاید ملالآور هم باشد. فرد کتابخوان همصحبت
«من مینویسم تا دریابم چه میاندیشم.» (توماس آگدن، کتاب «کشف دوبارهی روانکاوی»، ترجمهی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵) توماس آگدن از روانکاوان شاخصی
بابک روشنینژاد در پارهیی از کتاب «از نابهنگاهی فرهنگ»، پس از توصیف فضای اتاقش مینویسد «کاش مادام بوواریِ فلوبر را اینجا میخواندم. با اینکه فضای
تنبلی در حاشیهنویسی. اگر به گذشته برگردم تنها یک تغییر در شیوهی مطالعهام ایجاد میکنم: بیاستثنا، گوشهوکنار هر کتابی، دیدگاههایم را مینویسم، البته با مداد.
گلایه از حافظه بهخاطر فراموشیدن کتابها بیراه است. مغز که سطل آشغال نیست؛ با همان سازوکاری که بسیاری از چیزهای اضافه و زائد را حذف
لکهای از عمر بر دیوار بود کلمهای که زندگی شما را تغییر میدهد جزیرههای معطل خالکوبی پروانه بر اژدها روزنهی آبی داستانهایی برای شب و