اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید...

اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید…

۱

من همیشه در تشویق افراد به ترک‌تحصیل کوشا بوده‌ام.

یکی از ناراحت‌کننده صحنه‌ها دیدن افراد مستعد و خوش‌ذوقی‌ست که برای قبولی در کنکور و گرفتن نمره و… چه تنش‌ها و استرس‌هایی را که تحمل نمی‌کنند.

جیم ران زمانی گفته بود: آموزش رسمی، شما را به درآمد می‌رساند؛ اما خودآموزی، شما را به ثروت می‌رساند.

با در نظر گرفتن اینکه جیم ران این جمله را سال‌ها پیش و با در نظر گرفتن فضای آموزشی ایالات‌متحده گفته، برای بومی‌سازی این جمله می‌توان چنین گفت:

آموزش رسمی شما به فقر و فلاکت می‌‌اندازند، تنها با خودآموزی است که می‌توانید به رشد خودتان امیدوار باشید.

مدرسه و دانشگاه جایی که ماییم دستگاه ابتذال است.

بالا تا پایین سیستم آموزشی ما مروج بی‌سوادی، طلبکاری، تنبلی و بی‌خردی‌ست.

۲

انگیزه‌های خودتان از ادامۀ تحصیلات رسمی را به‌دقت موشکافی کنید. تحمیل خانواده؟ ترس از آینده؟ ناتوانی در خودآموزی؟ یادگیری علم و دانش؟ آشنایی با افراد تازه؟ داشتن مدرک رسمی؟

دستیابی به هیچ‌یک از موارد بالا به حدی جدی و ارزشمند نیست که سال‌ها عمر و هزینه و جوانی خودتان را صرف آن‌ها کنید.

کل دانش که طی چهار سال کارشناسی به دست می‌آید را می‌توان طی ۳ ماه به‌راحتی به دست آورد.

برای آشنایی با افراد تازه هم فقط کافی است در شبکه‌های اجتماعی فعال‌تر شویم و کمی هم بیرون بزنیم.

تکلیف ارزش مدرک هم که مشخص است.

اما اگر تنها دلیل شما برای حضور در دانشگاه فرار از دست خانواده و ماندن در خوابگاه است که خب تا حدی حق دارید، در این یک مورد شما را سرزنش نمی‌کنم!

البته بعداً با حضور در خوابگاه به قدر و قیمت خانواده‌تان بیشتر پی خواهید برد!

۳

یکی از دوستانم ازم پرسید چرا هر چقدر کتاب دربارۀ توسعۀ فردی و موفقیت و مدیریت و … می‌خوانم تغییر محسوسی در زندگی‌ام ایجاد نمی‌شود.

در پاسخ گفتم: اگر تمام چیزهایی که خوانده‌ای تو را به این نتیجه نرسانده‌ که دانشگاه را رها کنی، یا آنچه خوانده‌ای ارزش چندانی نداشته یا از آنچه خوانده‌ای هیچ نفهمیده‌ای.

معنای تن دادن به آموزش رسمی در زمانه‌ای که به کمک وب می‌توانی به بهترین منابع آموزشی جهان دسترسی داشته باشی، چیست؟ شما حدس بزنید.

 

کارتون این پست از: یوری کوزوبوکین-اکراین

سایت رسمی مدرسه نویسندگی راه‌اندازی شد

کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام

۳٫۹ (۷۷٫۵%) ۱۶ votes

27 دیدگاه برای “اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید…

  1. مادربزرگ من(خدا حفظشون کنه)علاقه شدیدی به دیدن اخبار داره،یعنی هیچ اخباریو از دست نمیده از صبح تا خبر آخر شب،وقتایی هم که ساعت اخبار نیست میزنه شبکه شیش یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم عزیز چرا اخبار میبینی؟چه اثری رو زندگیت داره؟
    گفت:نمیدونم عادت کردم!
    حکایت من با دوستانیه که به شدت اهل خودسازی هستن و میدونن این سیستم به قول کن رابینسون خلاقیت مارو میکشه(تازه این حداقلشه)ولی بازم بچه هاشون رو مجبور میکنن که بخونن و بخونن و مدرک بگیرن و مدرک بگیرن
    وقتی هم میپرسی خب تو که میدونی هیچ فایده ای نداره براش،تو که این همه کلاس اومدی و آموزش دیدی که بچه ات دنیای بهتریو تجربه کنه پس چرا باز مجبورش میکنی؟؟؟؟
    میگن:نمیدونم،عادت کردیم!

    1. خدا حفظ مادر بزرگ نازنینت رو علی جان
      چقدر زیبا نوشتی.
      کامنتت خودش یه یادداشت کامل و خوبه.
      بهت افتخار میکنم دوست خوبم.

  2. سلام آقای کلانتری
    من تابستون امسال بعد از گذراندن پایه دهم در کشتارگاه خلاقیت، تصمیم گرفتم دنبال علاقه ام و دنبال دانش و یادگیری واقعی بروم و استفاده بهتری از عمرم داشته باشم و ترک تحصیل کردم … از موقعی که ترک تحصیل کردم حتی ثانیه ای پشیمون نشدم و هر لحظه امیدوار تر شدم.. الحمدلله
    ————–
    پیشنهاد میکنم دو تا پست زیر در اینستاگرام من ببینید
    https://www.instagram.com/p/BZYOoiFAA16
    https://www.instagram.com/p/BYqwydIAlFb
    ——————————————
    ارادتها؛ رادمهر

    1. زنده باد محمدامین عزیز
      کشتارگاه خلاقیت رو خوب اومدی.
      من برات بهترین ها رو آرزو میکنم.
      توی مسیرت روی کمک من حساب کن.

  3. حرفتون متین ولی یه دیپلمه با سواد وضعش توی جامعه بهتره یا یه دکتر بی سواد؟
    استخدام شدن مدرک میخواد
    پول درآوردن مدرک میخواد
    زندگی کردن مدرک میخواد!
    حرف شما کاملا درسته ولی واسه وقتی که خودت باشی و خودت!یا اونقدر سرمایه داشته باشی که به قول شما با مطالعه وب ها و کتاب ها اون رویاتو به واقعیت تبدیل کنی؛یا نه،اگه سرمایه ای نداری و مجبوری واسه دیگران کار کنی مجبوری مدرک هرچند بی ارزش رو داشته باشی تا بتونی سرانجام با سوادت به هدفت برسی!
    جناب!درسته نظام آموزشی ما کلا چیز مسخره ایه و شاید ۶ ساعت کلا اندازه یک ساعت هم مفید نباشه اما چه میشه کرد!؟کسی که رویاش پزشک شدنه،مهندس شدنه،کارگردان شده و…قبل از هرچیز باید این مدرک بی ارزشو داشته باشه!
    گرچه از همین کلاسایی که تقریبا عمر رو هدر میدن هم میشه چیزی رو بیرون کشید که بشه ازش استفاده کرد(البته در کنارش هم خودآموزی و مطالعه هم باشه)

    1. نه، توجیه نکن. مسیر احمقانه و چرک تحصیل هیچ تمایزی ایجاد نمیکنه. در نهایت یکسری دکتر و مهندس یک شکل میاد بیرون.
      مدرک هم مال قدیم بود، الان کار مهمه.

      1. نه جناب کلانتری واقع بین باشید توی دنیای اموز اگه بخواید بهتون اجازه واسه حرف زدن داده بشه(در اغلب موارد و برای عموم مردم)اول از همه از شما مدرک میخوان.
        این مدرک ارزشی که باید رو نداده و بار علمی یه لیسانسه قدیم از دکتر امروز خیلی بیشتره و این به خاطر اشتباهاتیه که از همون اول ابتدایی هم خودمون،هم خانوادمون و هم نظام آموزشی مرتکب میشیم.شکی در این نیست که این مدرک ها بی ارزشه و اون طور که باید باشه نیست ولی باید گاهی با موج همراه شد!شما راحت میتونید یکی از این مدرک های بی ارزش رو داشته باشید و در کنارش تمرکزتون رو بیشتر روی سواد خودتون بذارید.
        شما وقتی وارد یه جمع،اداره یا هرجایی میشید واسه اینکه به حرفتون با احترام گوش بدن اول از همه نیازه تا از پس این عقیده مسخره مردم پسند مدرک داشتن بر بیایم!
        امروز کمتر کسی به جمله”نبین کی میگه،ببین چی میگه”توجهی نمیکنه!

  4. منتظر اینجور مطلبی از شما بودم
    رشته ای که خودم علاقه دارم سینما و نویسندگی است .. الان سر دوراهی هستم که درس را تا فوق دیپلم بسنده کنم یا تا لیسانس بخونم.
    فقط ترسم این هست که اگه لیسانس نداشته باشم یه خورده تو جامعه مشکل داشته باشم.
    ( و الان دیگه واقعا برام مهم نیست چون هدفم مشخص است …
    به سوی مهاااااااارت———-

  5. در ناثی من نوعی نمیتونم اینده خودمو با ترک تحصیل به خطر بندازم هرچند میدونم سر و ته این آموزش و پرورش رو جمع کنیم واقعا هیچ چیز ازش درنمیاد ولی با این اوصاف توی این برهه برای من کنکور موضوع خیلی مهم و با ارزشیه چون توی این جامعه و این زمان بدون مدرک لازم به من اجازه ورود به کاری که دوست دارم داده نمیشه این رو هم در نظر بگیرید که برای وارد شدن توی همه شغل ها صرفا داشتن تجربه و سوادی که از روی وب و کتابای معتبر یا حتی یه سری کلاس های جدا از مدرسس،کافی نیست!
    هیچ کس به من نوعی که از روی مطالعه خودم سواد کسب کردم اجازه مثلا طبابت نمیده!
    این کار فقط صورت مسئله رو پاک اگه انتقادی وجود داره که به حق هم هست،برای مطرح کردنش با ترک تحصیل کردن کار به جایی نمیره از توی صدهزار دویست هزار نفر شاید یک نفر باشه که برای اعتراض به این قضیه ترک تحصیل کنه.بحث من سر کمیت این افراد نیست،حرف من سر اینه که با این کارا و خالی کردن صحنه کاری انجام نمیشه و چه بسا بدتر هم میشه.
    این همه دانش اموز بودن و هستن که دبیر های بی سوادشون رو با نامه و هزار مکافات از جایی که لایقش نیست بیرون کردن و خیلی از مدارس از جمله مدارس خاص دارن کتاب هایی فراتر از کتاب درسی تدریس میکنن.
    شاید کافی نباشه اما برای شروع هیچ وقت دیر نیست.

    1. مشکل میدونی چیه؟
      چون فکر میکنی آینده خودت بدون تحصیلات رایج به خطر میفته.
      این یعنی همون فکر کهنۀ نسل های قبلی که نتیجه‌ش رو وضوح تو جامعه میبینم.
      به راه عموم مردم رفتن راحته، توقعی هم از هر کسی نیست.
      به هر حال موفقیت و تمایز زحمت میخواد و خرد.

      1. بله!و “خرد”
        اعتراض همیشه با جار و جنجال نمیاد!
        ما جزوی از این نظام پوسیده ایم پس دورش نمی اندازیم میمونیم این کهنه فرش پوسیده رو ترمیمش میکنیم و اونایی که نباید باشن رو بیرون می اندازیم.

      2. به هرحال از نظر شما از من توقعی نیست قابل احترامم هست!
        به هرحال دوست دارم چیزی که توی فکرم هست رو بگم به جای تحسین و به به به همه چیز تا بقیه خوششون بیاد سعی هم کردم مودبانه بیانش کنم.به هرحال ممنون از اینکه وقت گذاشتید.

    2. سلام
      خوبه که بدونی شغل ها بر سه دسته تقسیم میشن…
      اول مثل افرادی که شغل های شریفی مانند نانوای – قصابی – فروشندگی …دارن
      دوم به مانند کسی که فعالیت های مثل برنامه نویسی – نویسندگی – بازیگر ی دارد…
      سوم مثل مهندسی – پزشکی و غیره
      دسته اول بدون دانشگاه هیچ مشکلی ندارد
      دسته دوم هم همین جور هست که نیاز به مدرک ندارند و با تــــــمرین و مطالعه به هدف خود میرسند.
      دسته سوم بدون مدرک دانشگاهی هیچ وقت نمیتونن به هدف خود برسند..

  6. خدای نکرده حرفای من حمل بر بی ادبی و بی احترامی نسبت به شما نباشه ولی خب این موضوع برام جالب بود و دیدم خوبه که نظرمو مطرح کنم و البته بحث و انتقاد نشونه یه جامعه فعال و آگاهه که قدرت فکر کردن داره و براش سوال پیش میاد و هر موضوعی رو به راحتی رد یا قبول نمیکنه!

  7. عالی بود. من کتاب دکتر علی سخاوتی رو خوندم در همین مورد بود. ولی به حرفاش گوش نکردم ولی پشیمونم. ممنونم

  8. سلام وقتتون بخیر، آقای کلانتری در تایید این مطلبتون بایستی عرض کنم که واقعا دست مریزاد.
    در حال حاضر دانشگاهی که ما مجبور به رفتنش هستیم، از سر اجبار و فرار از سربازی و عدم وجود بازار کار برای جوون ها هستش. هزینه ی تحصیل هم که فشار مضاعفی به خانه و خانواده وارد می کنه.
    یه نکته جالب اینکه، هر جایی که برای مصاحبه برای استخدام هم که میرم، میپرسن مدرک چی داری؛ مدرک هرچقدر بالاتر هم باشه، باز هم در نهایت بند پ حرف اولو میزنه؛
    پول ، پارتی ، پررویی

    نمیدونم واقعا ما داریم تحصیل میکنیم یا به قول شما ۴ سال از عمرمون رو تلف میکنیم.

    1. مغلوب نشو.
      حالا اینترنت فرصت خوبی برای رشد و پیشرفت ایجاد کرده…
      با امید و اطمینان ادامه بده و یاد بگیر.

  9. خیلی خیلی موافقم! به عنوان کسی که به اجبار خانواده وارد دانشگاه شدم و با زحمت و مشقت زیاد انصراف دادم کاملا با این صحبت موافقم! دانشگاه یعنی یه سری اطلاعات ناقص و نظری به درد نخور که در هیچ جای جهان کاربرد نداره! یک هشتم همین زمان رو میشه در فنی حرفه ای بصورت رایگان یک حرفه رو از صفر تا صد متخصص شد . میشه صدها جلد کتاب خوند و هزاران توانمندی و مهارت برای ارتقای ذهن و شغل و زندگی یاد گرفت… اما متاسفانه اینجا ایرانه و هر چقد هم که موفق بشی با برچسب بی سوادی و کلاهبرداری محکوم میشی! این رو بارها و بارها به چشم خودم دیدم… و متاسفانه مثل هزارتا آداب و رسوم کلیشه ای و دست و پاگیر دیگه مردم ما بهش مبتلا هستن… ولی خب بنظرم حرف و نگرش غلط مردم نباید باعث بشه آدم ارزشمندترین سرمایه زندگی یعنی عمرشو نابود کنه

    1. بهار عزیز
      چه خوب که مسیر خودت رو ادامه میدی.
      با قدرت ادامه بده.
      این مملکت به آدم هایی مثل تو بیشتر نیاز داره تا مدرک گرفته های طلبکار.

  10. سلام بر جناب کلانتری عزیز
    خیلی وقت بود فرصت مطالعه مطالب وب رو نداشتم و البته حوصله ای هم نبود!!! تا دیروز که با تمرکز چند تا پست اخیر رو خوندم . و این مطلب که بسیار باهاش موفقم … به عنوان کسی که عمرش رو گذاشت برای تحصیل در رشته ی دلخواه و خب الان با تمام سختی ها راضی هست و بیشتر وقتا فک میکنه چطور میتونه کارش رو از حالت کلاسیک بیاره بیرون و با این موج نو همراستا بشه … و همین طور با خوندن کامنت ها به نظرم میرسه که ما هنوز توی اون تفکر که شغل یعنی دکتر و مهندس شدن موندیم و خب چون کارآفرینی و خودآموزی از موضوعات نسبتا جدید توی کشور ماست برای همین سخت پذیرفته میشه … هنوز مدرک گرفتن و اسم دکتر مهندس رو یدک کشیدن ترجیح داده میشه.

  11. شاهین جان بنده تحصیلات دانشگاهی ندارم. از همون اول عشق کار بودم و یه راست هم وارد یه شرکت تبلیغاتی بزرگ شدم. الانم تو کار خودم بدک نیستم. منم هر چی یاد میگیرم از خودآموز ها و کتاب هاست.

    اما یه چیزی که این روزا اذیتم می کنه مدرک گرایی هست که پیش اومده. از اونجایی که با مشتریان بزرگ کار می کنیم می بینم که همشون ماشالا دکتر هستن. هر کی رو می بینم یا داره کارشناسی می خونه یا داره تز دکتراش رو آماده میکنه. من نمی دونم اینا چجوری وقت گیر میارن من خودم این ۴ تا کتاب رو به زور می خونم 😀 در هر صورت منم با دیدن این شرایط زده به کلم برم یه مدرکی بگیرم فردا تو یه جلسه ای پرسیدن جناب مهندس مدرکتون چیه نگم دیپلم. دو دلم. از یه طرف میگم پول و زمان دور ریختنه. همین زمان رو می تونم بزارم ۴ تا کتاب درست حسابی بخونم که ازش لذت ببرم، از یه طرف به این فکر می کنم هر چقدرم کتاب بخونم، بعد برم تو یه جلسه بگم مدرکم دیپلم هست همه اون دیپلم رو می بینن، کسی ۵۰۰ تا کتابی که خوندم رو نمی بینه.

    1. محمد جان
      کسی به مدرک اهمیت نمیده.
      روش حساس نباش.
      به مسیر شخصی خودت ادامه بده.
      خودت رو به ابتذال دانشگاه آلوده نکن، ارزشش رو نداره.
      دانشگاه هیچ تمایزی ایجاد نمیکنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *