فعال‌سازی واژه در ذهن: ۱۰ شاخه‌ی رنگارنگ

این تمرین تازه‌ای‌ست که می‌کوشیم گهگاه در وبینار نویسنده‌ساز انجام دهیم.

با کشیدن شاخه‌ای روی کاغذ، جوانب گوناگون یک کلمه را می‌سنجیم و برای کشف ظرفیت‌های خلاق آن می‌کوشیم.

 

 

شرح تمرین:

نخست واژه‌ای را برمی‌گزینیم و سپس برای هر یک از موارد زیر شاخه‌ای مجزا در نظر می‌گیریم و برای هر شاخه ‌دستِ‌کم سه زیرشاخه می‌نویسیم.

 

۱. کلمات مترادف

چه کلماتی هم‌معنای این واژه‌اند یا در طیف معنایی آن قرار می‌گیرند؟

 

۲. کلمات هم‌وزن و هم‌قافیه

کدام لغات با این کلمه هم‌وزن و هم‌قافیه‌اند؟

 

۳. تشبیه و استعاره

این کلمه را به چه چیزهایی می‌توان تشبیه کرد؟

چه چیزهایی را می‌توان به این کلمه تشبیه کرد؟

 

۴. خاطرات و تداعی‌ها

این واژه کدام خاطرات یا آموخته‌های مرا تداعی می‌‌کند؟

 

۵. حواس پنجگانه و حس‌آمیزی

این واژه چه رنگ و بو و بافت و مزه و آوایی دارد؟

 

۶. معنایی دیگر

اگر بنا باشد این واژه به‌کلی معنای دیگری بدهد، کدام معنا به تنش می‌برازد؟

 

۷. لغت‌نامه‌ی شخصی و خلاق

معنای شاعرانه یا طنزآمیز این واژه از نظر من چیست؟

 

۸. قصارنویسی

چه جملات کوتاه و نغزی می‌توان با این واژه نوشت؟

 

۹. شعر و ترانه

این واژه‌ در کدام شعرها و ترانه‌ها به کار رفته است؟

 

۱۰. ترکیب (کلمه و عبارت)

با این واژه‌ چه نوواژه‌هایی می‌توان ساخت؟

این واژه در آمیزش با سایر کلمات چه عبارات تازه‌ای می‌سازد؟

 

 

مثال:

واژه: سنگ

 

۱. کلمات مترادف

صخره، کوه، سنگریزه، سنگفرش، سنگِ‌پا، گرانیت، مرمر، سنگسار، خارا، سنگلاخ، ریگ ماسه، ذغال‌سنگ، سنگ کلیه، سنگک،  ترازو، سنجه، سنگ‌کوب، سنگدان

 

۲. کلمات هم‌وزن و هم‌قافیه

تنگ، ننگ، بنگ، جنگ، رنگ، زنگ، هنگ، چنگ

 

۳. تشبیه و استعاره

صبر به سنگ می‌ماند.

آینده‌ سنگی‌ست که نمی‌توانی در برابرش جاخالی بدهی.

سنگ میوه‌ی آسمان است.

 

۴. خاطرات و تداعی‌ها

چهارسالگی و پشگلی که گمان می‌کردم سنگی قیمتی‌ست.

سنگ فیروزه‌ای که دایی بزرگه بهم هدیه داد.

سنگ‌هایی که از کف رودخانه جمع می‌کردم اما دلم نمی‌آمد بیاورم خانه.

 

۵. حواس پنجگانه و حس‌آمیزی

از همه‌ی سنگ‌ها بوی لاک‌پشت برمی‌خیزد.

سنگ‌های نزدیکِ رودخانه مزه‌ی هندوانه می‌دهند.

سنگ‌ها پژواکِ خفگی‌اند. هر سنگ هزار فریادِ فشرده است.

 

۶. معنای دیگر

سنگ می‌تواند نامی برای نوعی میوه‌ی زمستانی باشد.

سنگ می‌تواند معنای «خفه» بدهد؛ سنگ شو.

سنگ می‌تواند نام یکی از رنگ‌ها هم باشد.

 

۷. لغت‌نامه‌ی شخصی و خلاق

سنگ یعنی سایه‌ی مچاله‌ی هر تنی که فرسوده‌ی گام‌هاست.

سنگ تخمِ ‌رودخانه است.

سنگ یعنی پشگلِ کوه.

 

۸. قصارنویسی

هر سنگی بُتی بالقوه است.

نثر، سنگ است و شعر، شن.

سنگ، سکه‌‌ی قلکِ طبیعت است.

 

۹. شعر و ترانه

«گلِ سنگم گلِ سنگم چی بگم از دلِ تنگم» (با صدای هایده)

«کوه با نخستین سنگ آغاز می‌شود/و انسان با نخستین درد» (احمد شاملو)

«این غم که مراست کوه قاف است نه غم/آن دل که تو راست سنگ خاراست نه دل»(رودکی)

 

۱۰. ترکیب (کلمه و عبارت)

نوواژه:

پادسنگ، بدسنگ، خوش‌سنگ، خودسنگ، سنگ‌سیر، سنگ‌تاز، سنگ‌واژه، سنگ‌زور، تب‌سنگ

عبارت:

سنگِ نقره‌ریز، حرمت‌گذارِ سنگ، سنگِ ناسیراب، سنگِ آب‌اندیش، هروله‌ی سنگ، پلکِ سنگی، سنگِ آیینه‌جو، سنگِ نازنازی

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

26 آبان 1399

26 آبان 1399

29 شهریور 1403

29 شهریور 1403

25 مهر 1399

25 مهر 1399

1 شهریور 1402

1 شهریور 1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *