نوشتن. لذت نوشتن با جمع. چه بنویسم؟ شروع نوشتن با پرسش همیشه هیجانانگیز است. دنبال پرسشی میگردم که راهم بیندازد. به راهی تازه محتاجم. تازگی. وسوسهی همیشگی من. وسوسه. «وسوسه»، این واژهی وسوسهانگیز. یاد حرف اکبر رادی افتادم که گفته بود: «باران همیشه وسوسهانگیز است.» چرا نمیبارد. اگر ببارد آدم بهتری میشوم. در باران قشنگتریم. در باران خرتریم اصلن. اصلن خر خوب است. دیروز به مبینا گفتم: «خر باش.» تنها اگر خر باشی میتوانی کاری صورت بدهی. آدم زیاد است. البته «آدم» را با انسان یکی نگیر. «انسان» اندک است، «خر» هم. البته که میتوان هم «خر» بود و هم «انسان». اما چه بهتر که با خر بودن بیاغازیم. در تعریف من از خر، خر کسیست که برای کوشیدن، برای رفتن، برای ساختن، برای آفریدن درنگ نمیکند. خر است و بیدرنگی. میرود جلو. وقفه در کارش نیست. خر میآغازد و میآموزد. منتظر نمیماند تا بیاموزد و بیاغازد. خر باش که خربودگی قشنگ است. هدف را که به فردا موکول کنی دود میشود میرود هوا. هدفی قشنگ است که همین امروز بیتاب اجرایش باشد. دیشب توی آزادنویسی کلمهیی شکل گرفت که دوست دارم بعدها در جایی ازش استفاده کنم: «سنگینگی». در کنار اراده: سنگینگی اراده. کاری با زشتی و قشنگیش ندارم. موضوع این است که در توصیف ارادهی آهنین و خدشهناپذیر به نظرم قشنگ آمد. سنگ و سنگین و اراده در کنار هم. بحث خر بود. بحث خر و سنگینگی اراده. خر بودگیهایم را بیشتر دوست دارم. بیدرنگیهایم. وقتی بیدرنگم بیرنگم، اصلم، نوام، خود خود خودم هستم.الان دارم توی وبینار نویسندهساز همراه با بچهها مینویسم. آنها هم دارند نوشتنم را میبینند. پس شاید دارم ادای تنگها را درمیاورم. نه ولی باور کن که در خلوت هم همین است. اوضاع چندان فجیع نیست. بعد که وبینار تمام شد چند دقیقهیی میروم بیرون کلهام باد بخورد. باد کثیف. تف به این هوا. ولش. چرخی میزنم و میآیم و کار و کار و کار. عشق و عشق و عشق. برگردم به خر؟ نه. خر بس. نه. نمیخاهم دست از روی کیبورد بردارم. بزنیم به یک خط دیگر. بله تنوع. این مرض همیشگی. اصلن چه عیبی دارد هر سطر دربارهی چیزی باشد؟ آها. پرسشگری. بله. دو روز است که در وبینار کلید کردهایم به «پرسش». شاید قدری دوای درد ناپرسایی باشد. اصلن نویسنده کیست؟ کسی که پرسشهای درست طرح میکند. پرسشهای نادیده. پرسشهایی از دل چیزهایی که جلوی چشمند و به چشم نمیآیند. چه خوب است این پانزده دقیقهها. چند روز است که دوباره اینترگریز شدهام. موضوع هم که تمام میشود دلم نمیخاهد بیایم سر سطر. بله. یادداشت امشب کانال. اصلن به نظرت بهتر نیست همین شلختهنگاری را هوا کنم؟ بله. با یک مقدمه که ما امروز در وبینار نویسندهساز همراه با هم نوشتیم و من هم این چیزی که میخانید را در همین جلسه مرتکب شدم. وبینار نویسندهساز: «خوشیجای اهل نوشتن» این شد عنوان دوم وبینارهای روزانه. دوست دارم هی تکرارش کنم. خوشیجای اهل نوشتن.
13 پاسخ
یک عمرباخریت تمام به آسمان نگاه کردم وازسوسوزدن ستاره های شب مهتابی کویر لذت بردم و غروب بینظیر خورشیدرا درساحل دریا به نظاره نشستم و هرگز ازخودم نپرسیدم اینهمه زیبایی کجا وانچه درکلاس درباره زمین و ستارگان آموختم کجاواینها چگونه باهم ربط پیدا میکنندومتعاقب آن هزاران سوال دیگر اما دوباره همچون خر سررا به زیر انداختم و به راه همیشگی ادامه دادم آخرشما بگوییدچراچراچرا
شاید اگر خر بودنم را علم کنم بهتر بنویسم و پایبند لگامی باشم که خود به گردنم آویختم تا رم نکنم .
شاید بشود خورجینم را با یادداشتهایی از جنس شاهین پرکنم.
😅با آرزوی بیشترین و بهترین یادداشتها مانسهی عزیز🙏.
سلام
استاد کلانتری اینقد که از خلوت نویسی هاتون لذت می برم بقیشو نمی گم.
دیروز توی وبینار که این متنو در معرض دید گذاشتین بخشی از اونو خوندم چون مشغول آزادنویسی خودم بودم، بعدش حسرت خوردم گفتم کاش همشو می خوندم حیف شد. الان که اینجا هم گذاشتین حسابی کیف کردم.
😍خداروشکر.
ممنون از کامنتتون خانم کارگر عزیز🙂🙏.
قشنگه: «خوشیجای اهل نوشتن»
خوشیجای اهل نوشتن
خوشیجای اهل نوشتن
😊💗.
باهرنوشتن آغاز راه را میدانی ولی درآدامه سرازکجادرمیاوری فقط خدا میداندهزارسوال درذهنت شکل میگیرد که به همین روند ادامه دهم یا به بیراهه بزنم وسراز سرزمینی تازه دربیاورم به هزار دلیل منطقی و غیرمنطقی و دلبخواهی.
که چقدر هم راه و بیراه در نوشتن لذتبخشه.
ممنون از کامنتتون😊🙏.
یادم باشد در زندگی جدیدم خر باشم تا بتوانم آزمون پر آشوب زبان انگلیسیام را با خریت پاس کنم✌🏻😁
😂هیچوقت برای خر بودن دیر نیست.
#خر_بودن_را_سخت_نکنیم ؟
نوشته منسجم و قشنگی است. خربودگیت زیباست. خر که باشی دو سه کلمه فاز نمیدهد یک صفحه مینویسی و طولانینوشتهایت خیلی بهتر خود تو را عیان میکند. ما دلمان برای خود تو تنگ شده و خریتهایت نه مگسنگاشتههای دو سه خطی…
ما گشنههای همیشه دو قورت و نیممان با این چند خطها پر نمیشود و البته این مشکل ماست نه شما. لکن گفتیم ما هم به نوعی از خریت خود سخن گوییم. دنیایی نیست.
🙏ممنون از کامنتتون خانم عزیزی گرامی🙂.