کلمه‌برداری | یک روش ساده برای افزایش دامنه واژگان و تسلط کلامی+کلیپ آموزشی

کلمه‌برداری | روشی ساده برای افزایش دایره لغات و تسلط کلامی

آداب کلمه‌برداری

۱. جرج برنارد شاو گفت:‌ «تا زمانی که حداقل پنج مترادف برای هر کلمه ندانید، نویسنده نمی‌شوید.»

۲. آیا برای گسترش دایره لغاتتان باید لغت‌نامه را باز کنید و همه‌ی کلمات را به‌ترتیب حفظ کنید؟

۳. چنین کاری هم ملال‌آور است، هم وقت‌گیر، خاصیت چندانی هم ندارد، چون اغلب کلمات پس از چندی از خاطرتان شسته می‌شوند.

۴. باید دنبال راهی برای استفاده‌ی فعالانه از واژه‌‌های تازه در گفتار و نوشتارمان باشیم. کلمه‌یی که استفاده شود بهتر در ذهن می‌ماند. تا واژه‌ها را وارد بافت گفتار و نوشتارتان نکنید نمی‌توانید به زیروبمشان پی ببرید. برای این کار، «کلمه‌برداری» تمرین ساده‌ و سودمندی‌ست.

۴. تمرین «کلمه‌برداری» تمرینی برای گسترش فعالانه‌ی دایره‌ی واژگان است.

۵. کلمه‌برداری یعنی برداشتن کلمات به‌منظور به خاطرسپردن و استفاده‌کردن. در جایی از فیلم مارتین ایدن -که اقتباسی درخشان از رمانی به همین نام از جک لندن است- شخصیت اصلی که در آغاز مسیر نویسندگی‌ست برای معشوقه‌اش می‌نویسد: «کلمات جدید را یادداشت می‌کنم. آن‌ها را به دوستانم تبدیل می‌کنم و با هم وقت می‌گذرانیم. هر جا که ممکن باشد از این کلمات استفاده می‌کنم تا چیزهایی را که می‌بینم بهتر توصیف کنم.» کلمه‌برداری چنین کاری‌ست.

۶. معیارمان برای انتخاب کلمات چه باشد؟ ابتدا با این دسته‌بندی آشنا شوید:
کلمات را می‌توان به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم کرد:
واژگان فعال: کلماتی‌اند که به‌سهولت، در گفتار یا نوشتار یا هر دو، از آن‌ها استفاده می‌کنیم.
واژگان غیرفعال: کلماتی‌اند‌ که برای ما آشنایند -حتا اگر معنای دقیقشان را ندانیم- اما در گفتار و نوشتار از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم (یا به‌راحتی در دسترس ذهنمان نیستند).
توجه جدی به این تقسیم‌بندی می‌تواند در کوتاه زمانی دایره‌واژگانتان را دگرگون کند. چرا؟ چون بسیاری از افراد، به‌اشتباه، آشنایی با کلمه‌یی را وجود آن در دایره‌واژگان فعالشان می‌پندارند. برای مثال ممکن است درجایی بخوانید «در نوشتن بیش از هر چیزی از ارزیابی نابهنگام نوشته‌هایمان آسیب می‌بینیم. تنها ارزیابی بهنگام است که می‌تواند آموزنده و مفید باشد.» در این متن دو کلمه‌ی «بهنگام و نابهنگام» احتمالن برای شما ناآشنا نیست. اما اگر در جایی لازم باشد،‌ این کلمات،‌ به‌راحتی،‌ از زبان یا قلم شما جاری می‌شوند؟ شاید استفاده از «به‌موقع و بی‌موقع» برایتان سهل‌تر باشد. پرسشی دیگر: آیا واژه‌ی «پژواک» جزو دایره‌ی واژگان فعال شماست؟ یعنی اگر در جایی لازم شد از این کلمه استفاده کنید،‌ به‌راحتی و حتا ناخودآگاه از زبانتان جاری می‌شود؟ شاید باشد، شاید نه. این موضوع نسبی است،‌ کلماتی جزو دایره‌ی واژگان فعال شماست و جزو دایره واژگان غیرفعال دیگری است و برعکس. نویسنده‌یی که در پی گسترش دایره‌ واژگان خویش است پیوسته برای افزایش دایره‌ی واژگان فعالش می‌کوشد.
نکته‌ی ظریف در گسترس دایره‌ی واژگان در این است که کلمات را همینگوی‌طور ببینیم (همینگوی: در تمام عمرم جوری به واژه‌ها نگاه کرده‌ام که انگار اولین بار است که آن‌ها را می‌بینم.).
پس به‌اشتباه مانند برخی افراد تصور نکنید که نشانه‌ی گسترش دایره‌ی واژگان به معنای استفاده از کلمات قلنبه‌سلنبه و از رده‌ خارج است. در تقسیم‌بندی کلمات فعال و غیرفعال، کاری به واژگان متروک زبان نداریم. چرا که غالبن به کار خواندن متون کهن میایند و استفاده از آن‌ها جز ایجاد معما برای خواننده سودی ندارد. برای مثال واژه‌‌ی «فژه» که در این بیت رودکی به چشم می‌خورد کاربرد امروزی ندارد: «وین فژه پیر ز بهر تو مرا خوار گرفت/برهاناد ازو ایزد جبار مرا». احتمالن شما هم «پلید» را به «فژه» ترجیح می‌دهید.
صدالبته از واژگان کهن و متروک به شیوه‌های نوینی می‌توان بهره برد،‌ از جمله ‌ در معادل‌سازی. برای مثال «رسانه» واژه‌یی قدیمی به معنای حسرت و اندوه است که در کارکرد جدید خود به معادل زیبایی برای «medium» تبدیل شده است.

۷. نه فقط از کتاب‌ها،‌ بلکه از سخنرانی‌ها و یادداشت‌ها و کلیپ‌های شبکه‌های اجتماعی هم می‌توان کلمه‌برداری کرد.

۸.چه نوع نوشته‌هایی برای انجام تمرین کلمه‌برداری مناسب است؟ هر متنی که برای شما جذاب و جالب به ‌نظر می‌رسد می‌تواند برای کلمه‌برداری مناسب باشد. بعضی افراد بیشتر از شعر و داستان کلمه‌برداری می‌کنند و برخی هم سراغ مقالات آموزشی و علمی می‌روند. به‌ هر روی بهتر است که در هر زمینه‌یی سراغ نمونه‌های شاخص و باکیفیت برویم. 

۹. اما کلمه‌برداری کافی نیست، از هر آن‌چه برداشته‌اید سریع‌تر در گفتار و نوشتارمان استفاده کنید. کلمات تازه شوق بیشتری برای نوشتن ایجاد می‌کنند.

۱۰. از کلماتی که برداشته‌اید می‌توانید به هر شکلی استفاده کنید؛‌ از آن‌ها در یادداشت‌های روزانه‌تان استفاده کنید، جملات عجیب و غریب بنویسید، شعر و ترانه بگویید و…

۱۱. داشتن دفترچه یا فایلی در موبایل و رایانه برای ثبت کلمات ضرورت دارد. من برای سهولت در کار از همه‌ی ابزارهای الکترونیکی و غیرالکترونیکی برای کلمه‌برداری استفاده می‌کنم. گاهی اوقات برای نوشتن یادداشتی فقط لازم است که چند لحظه‌یی به فهرست کلماتی که برداشته‌ام نگاه کنم. کلمات تازه می‌توانند جرقه‌های خوبی برای افکار تازه باشند.

۱۲. زمانی می‌توانید بفهمید در کلمه‌برداری به مهارت رسیده‌اید که هر روز حداقل دو-سه واژه تازه به فهرست‌تان اضافه شده باشد. یک «کلمه‌بردار» فعال متفنن نیست، او مثل کسی که شیفته‌ی جمع‌آوری پروانه‌های رنگارنگ است به هر واژه خیره می‌شود و به تفاوت‌ها و شباهت‌های آن واژه با سایر کلمات میندیشد.

۱۳. اما در کلمه‌برداری قرار نیست خودمان را محدود به تک‌کلمه کنیم. برداشتن عبارات و جملات هم می‌تواند بخشی از کلمه‌برداری باشد.

۱۴. ضمن اینکه همیشه قرار نیست سراغ کلمات غیرفعال دایره‌ی واژگانتان بروید،‌ کلمات جالب (کلماتی که جزو دایره‌ی واژگان فعال شما هستند) هم می‌توانند به فهرست کلمه‌برداری راه بیابند.

۱۵. آیا کلمه‌برداری سرقت ادبی نیست؟ نه. اول اینکه کلمات ملک طلق هیچ شخصی نیستند. احتمالن نگرانی برخی افراد به خاطر عبارات و جملات است. نخست باید گفت شما از آنچه برداشته‌اید در تمرین‌هایتان استفاده می‌کنید. تقلید اگر درست صورت بگیرد بخش مهمی از یادگیری است. پس وقتی دغدغه‌ی انتشار نداریم،‌ چه باک از سرقت ادبی؟ دوم اینکه، اگر روزی خواستید عین یک عبارت یا جمله را در متنی که قصد انتشار آن را دارید بیاورید می‌توانید منبع را نقل کنید و خیال خودتان را راحت.

۱۶. مثالی از تمرین:
کلمات و عبارات و جملات زیر را از کتاب «در کوی دوست» شاهرخ مسکوب برداشته‌ شده است:
-ره‌آورد
-وسوسه‌ی سوزان
-دید راهیاب
-از دالان‌های تلاش معاش می‌گذرم
-منوال
-پشت میزی باز نشسته رسوب می‌کنم
-وارسته
-در کلاف‌دام‌های روزمره دست و پا می‌زنم
-زیستن عمر خود را جویدن و دور ریختن است
-چه ملال تاریک و پایداری
-همیاد
-دشنه‌ی غروب را در پشت روز فرو می‌کند
-جهانمند
تمرین ما با استفاده از برخی سطرهای بالا می‌تواند اینگونه باشد (هم می‌توان پیوسته نوشت، هم جملاتی به‌کل جدا، اینجا حالت دوم را برگزیده‌ام):
-ره‌آورد از سفر به دنیای رمان «دایی جان ناپلئون» نوعی از طنز است که در گفتار رومزه‌ی من هم جاری شده.
-وسوسه‌ی سوزان نوشتن داستانی درباره‌ی برادرم هیچوقت رهایم نمی‌کند.
-دید راهیاب او بود که سبب می‌شود هیچ‌یک از کلاس‌هایش را از دست ندهم.
-از دالان‌های تلاش هر طور شده می‌گذرم و خودم را قلم و کاغذ می‌رسانم تا قدری بنویسم و بیاسایم.
-هزار بار «منوال» به چشم و گوشم خورده، اما هیچوقت فکر نکرده بودم که معنی دقیقش چیست.

۱۷. یکی از بهترین کارها برای افزایش دانش‌ کلامی‌تان این است که حین استفاده از واژه‌ها معنای دقیقشان را در سایتی مثل «واژه‌یاب» ببینید.

۱۸. پیشهاد کتاب: «فرهنگ فارسی بر اساس متون معاصر» از حمزه مؤمنی‌زاده منبع مفیدی برای دیدن کلمات در جمله‌هایی از نویسندگان معاصر فارسی است. شاید با خواندن شاهدهایی که در این کتاب برای کلمات آمده،‌ ایده‌های بیشتری برای استفاده از کلمات بیابید.

۱۹. تمرین:
از کلمات زیر در ۳ متن کوتاه استفاده کنید (در هر ۳ متن، همه‌ی را کلمات به کار ببرید.):
دستیاب
افت‌وخیز
تنگنا
پی در پی
چیرگی
خویشتن‌داری
زبده

۲۰. لودویک ویتگنشتاین گفت: «هر واژه‌ی جدید، بذری تازه بر زمین گفت‌وگو است.» کلمه‌برداری زمینه‌ساز برقراری گفت‌وگویی بهتر با خودمان و جهان پیرامونمان بدانیم.

پی‌نوشت: سلسله‌ متن‌هایی که در با عنوان آداب چیزی منتشر می‌کنم، پاره‌هایی از کتابی درسی هستند که به‌طور اختصاصی برای کلاس آنلاین نویسندگی خلاق می‌نویسم.

George Bernard Shaw: Writer, Playwright and Political Activist
تا زمانی که حداقل پنج مترادف برای هر کلمه ندانید، نویسنده نمی‌شوید.

-جورج برنارد شاو

مطلب پیشنهادی: هوش کلامی | دایره لغات فارسی خودمان را چگونه افرایش بدهیم؟ + نمونه‌هایی از آثار بهترین نویسندگان ایرانی

 تمرین‌های پیشنهادی:

تمرین روزانۀ نوشتن و تولید محتوا

تمرین با استفاده از کلمات و عبارات چند دفتر شعر

به تازگی ویدیوی زیر هم در همین رابطه در کانال یوتیوب مدرسه نویسندگی منتشر شده است که شاید تماشای آن برای شما مفید باشد:

اگر در زمینۀ تسلط کلامی و دامنۀ واژگان سوالی دارید یا حس می‌کنید نکتۀ خاصی را در این یادداشت به خوبی متوجه نشده‌اید؛ کامنت بگذارید.

تمرین‌های روزانه:
تمرین افزایش دایره لغات-۱
تمرین افزایش دایره لغات-2
تمرین افزایش دایره لغات-3
تمرین افزایش دایره لغات-4
تمرین افزایش دایره لغات-5
تمرین افزایش دایره لغات-6
تمرین افزایش دایره لغات-7
تمرین افزایش دایره لغات-8
تمرین افزایش دایره لغات-9
تمرین افزایش دایره لغات-10
تمرین افزایش دایره لغات-11

کلمه برداری

 یک مقاله برای شروع نویسندگی:

یادگیری نویسندگی

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

7 اردیبهشت 1402

7 اردیبهشت 1402

29 آبان 1403

29 آبان 1403

161 پاسخ

  1. درود فراوان. خیلی ممنون بابت این پست.
    خیلی اهل نوشتن نیستم. به‌تازگی با شما آشنا شدم و گفتم یه بچه‌امتحانی بکنم تا شاید کم‌کم منم اهلش شدم.
    متن برای تمرین بالا:
    جنگ زندگی‌هامون از تنگنا رد کرد.هرروز باید آماده سقوط موشک‌های پی‌درپی می‌بودیم. امنیت و آرامش به راحتی دستیاب نبود، باید تو چسب زدن در و پنجره زبده می‌بودی.خویشتن‌داری زیادی می‌خواست تا به زمین و زمان فحش ندی. وقتی موشک تو فاصله 100 متری‌ات منفجر میشد چیرگی بر ترس میتونست شانس بقا رو بالا ببره. البته هنوزم زیر سایه جنگ و اثراتش داریم زندگی میکنیم ولی چند سال دیگه اینم میشه یکی از افت‌وخیز‌های زندگی هامون.

  2. درود و ادب
    راستش هرگز نمی دانستم لازم است برای نوشتن کارهای زیادی بکنم
    تا قبل این مقاله نمی دانستم رسانه یعنی اندوه که حالا جای medium را گرفته و…..
    رک بگویم
    مانند کودکی گرسنه ام که دوست دارد مطالب این وب سایت را ببلعد
    و بعد والد درونم به من نهیب میزند آرام آرام بخوان و نوش روانت کن این آموزه ها را
    پاینده باشید

    1. درود بهاره گرامی
      باز هم برای من بنویسید.
      به امید درخشش روزافزون شما.

  3. این روزها را در تنگنایی از نمی دانم های پی در پی و در افت و خیز غم انگیز و روان فرسایی به سر می برم؛ که تنها چیرگی خویشتن داری ست، که نمی گذاردم زار و فغان اندورن را به بیرون بتراوم. آیا من دستیابی زبده خواهم شد؟ آیا من برگزیده شده ام برای کاری بزرگ؟ نمی دانم! نمی دانم!

    با سپاس از شما؛
    متن برا واژه هایی که گذاشته بودید.

  4. سلام و درود فراوان به شما استاد عزیز
    سوالی داشتم.
    در تمرین‌های کلمه برداری، (افرایش دایره لغات) که اینجا ارائه دادید؛ بعد از نوشتم متن با استفاده از جملاتی که دادید؛ اجازه انتشار در کانال شخصی داریم؟

  5. ببخشید من دایره واژگانم خیلی خوب نیست و بعضی کلمات رو معنی شون رو نمیدونم دقیق چی هستن … جایی هست که بشه معنی این واژه هایی که پیدا میکنیم رو هم بتونیم پیدا کنیم ؟… البته این موضوع من رو خیلی اذیت میکنه !

  6. سلام آقای کلانتری
    نوشته ارزشمندی بود.
    استفاده درست از هر کلمه، هنر یک نویسنده توانمند است.
    مترادف‌ها علیرغم اینکه به ظاهر معنای یکسانی دارند اما کاربردشان متفاوت است.

  7. درود بر شما استاد کلانتری گرامی
    تمرین کلمه برداری تمرین خوب و تاثیر بخشی است. این تمرین را دارم انجام‌ می دهم. ممنون
    ممنون

  8. سلام استاد عزیز
    خیلی تمرین بجا و مفیدی بود. سپاس از شما
    فقط به عنوان شاگرد یک سوال داشتم. این علامت تعجبی که وسط متن بکار رفته، مثل این (!) به چه معناست؟ با همون علامت تعجب آخر جمله فرقی دارد؟

  9. چند وقت می‌شود که با حضرت عالی و برنامه‌های مفید و مؤثرتان آشنا شدم.
    هرچند نتوانسته ام به صورت پیوسته برنامه‌های تان را پیاده کنم، اما تأثیر عمل به همان نیمه و نصفه اش هم بسیار
    چشمگیر و فوق‌العاده بوده است.
    همواره سالم، موفق، شادکام و مؤثر باشید.

    1. سلام آقای فاضل نازنین و گرامی
      از مهر شما سپاسگزارم.
      خیلی خوشحالم که اینجا هستید.
      باز هم برای من بنویسید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  10. درود بر سلطان لغات ایران
    در طول آشنایی با مدرسه نویسندگی و شرکت در دوره‌های مدرسه اتفاقات جالبی برام افتاده. یکی از اون‌ها اینه که من بعضی از تمرین‌های شما و مطالب مقاله‌های آموزشی رو از قبل باهاش آشنایی داشتم و خیلی وقت‌ها هم این تمرین‌ها رو انجام می‌دادم. مثلاً جایی که از کلمه‌برداری گفتید؛ من خیلی وقته که داخل note گوشی موبایل‌ام لغات و حتی اصطلاحات جالب و جدید رو ثبت می‌کنم و برای تثبیت‌اش تو ذهن‌ام، سعی می‌کنم که اونارو داخل مکالمه هام استفاده کنم.
    این یعنی من راه رو درست رفته بودم.
    خلاصه که ما آیندگانیم و با همین فرمون آروم پشت شما داریم حرکت می‌کنیم 🙂

    1. سلام هادی نازنین
      چقدر عالی.
      با قدرت ادامه بده.
      برای من هم بنویس از تجربه‌های جدیدت. خوشحال می‌شم.

  11. با سلام و احترام
    مطالب و پادکست های شما بسیار سودمند و الهام بخش هست و از اینکه آنها را به اشتراک عموم می گذارید سپاسگزارم.
    مطلب فوق از این جهت برای من جالب بود که من چند سال پیش و با خواندن رمان کلیدر و رنج های ورتر جوان آنقدر تحت تاثیر قلم نویسنده و مترجم(محمود دولت آبادی، محمود حدادی) قرار گرفتم که بر آن شدم واژگان و جملات توصیفی بدیع و متفاوت این دو اثر را در دفتری یادداشت کنم. همین فعالیت را در مورد برخی آثار کلاسیک از جمله تاریخ بیهقی نیز تکرار کردم. تجربه بسیار لذت بخش و آموزنده ای است و آن را به همه علاقه مندان به نوشتن پیشنهاد می کنم.

    1. درود
      سپاسگزارم از مهر و توجه.
      چه عالی. مرسی از تجربه‌ی خودتون گفتید برام.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  12. سلام تمرین خیلی خوبیست من به تازگی اقدام به این کار کردم.. نمی‌دانم موفق شده‌ام یا نه ، چند نمونه می‌نویسم ممنون و متشکرم
    کلمات در بستر کاغذ قیل و قال به راه انداختند.
    سکوت عنان اختیارش را به شلوغی‌ها داد.
    شوربختی از سر و رویش می‌بارید
    داد از نهاد برداد

  13. سلام یعنی یک کلمه به دلخواه انتخاب کنیم ودر موردش تا میتونیم بنوسیم ؟!درست متوجه شدم!

  14. من خیلی این تمرین رو دوست دارم و تاثیر خوبی در تغییر سبک نوشتنم داشته. دوست داشتم چند نمونه از کلمه‌برداری‌هام رو بنویسم.
    از بیخوابی نشست کرده بود.
    در حافظه‌ام می‌پلکیدند.
    به زبان مخلوط حرف میز‌نند.
    چشم‌هایش نگاه نداشت.
    آسمان مثل لاک روی زمین افتاده بود.
    کله‌ی طاس و براق مثل ماهی بی‌فلس.
    حقیقت قابل تجزیه نیست.
    بیناضمیر.
    خرگردن و مردافکن.

  15. سلام وقتتون بخیر،من علاقه ی شدیدی به نویسندگی دارم و از همون بچگی هم داشتم،چنتا رمان هم نوشتم ک کامل نیستن،ولی من راهم رو گم کردم و نمیدونم چطور به هدفم برسم،ینی چیکار کنم و با چه انگیزه ای ادامه بدم ،چون از لحاظ روحی من کسی رو ندارم ک منو حمایت کنه و این کم کم داره باعث میشه رو خواسته ی من گرد زمان بشینه،میخام با یه عزم قوی شروع کنم و تا اخرش ادامه بدم،میشه منو راهنمایی کنید ک از کجا و چطوری شروع کنم ک هم تشویق بشم و هم بتونم به هدفم نزدیکتر بشم

  16. سلام. استاد وقتی که ما کلمات، ترکیبات و جملاتی که حاصل از کلمه برداری هستن رو داخل یک متن میاریم، آیا باید نوشته مون پیرنگی داشته باشه؟ برای مثال یکی از تمریناتی رو که با کلمه برداری انجام دادم براتون این پایین میذارم:
    خودم را در قالبی تعقلی وقلابی فروبرده بودم. می‌خواستم در نظر جمع سرمشقی بی بدیع و الگویی نایاب به چشم بیایم. و به هر نحوی که شده به فرم یک آدم متشخص که تمام زندگی اش را به مطالعه گذرانده وهیچ کتابی از زیر دستش در نرفته دربیاورم. کسی که نمونه ای کامل از گنجینهء رفتارهای انسانی است.
    از این رو در زیگزاگی سرگیجه آور در مقابل پرسش هاشان به دور خود میچرخیدم. باید چه می‌گفتم؟ چگونه جواب می‌دادم؟
    حتی چمن های لای سنگفرش های کنار رودخانه هم بهتر از من می‌توانستند خودشان را از میان سنگ ها عبور دهند و برویند.
    بلد نبودم نقش بازی کنم. هردم فکرم نبردی را با خودش در سر می‌پروراند و مرا به خود مشغول می‌کرد. از این رو کمی دیرتر از حد معمول جواب‌شان را میدادم یا برای دومین بار صدایم میکردند تا جواب‌شان بدهم.
    ازنظر آن ها در جهان های نامعلوم ودورافتاده ای سیر می‌کردم. اما من چیزهایی را دیده بودم که هیچ کس قادر به دیدنشان نبود. وقتی سرزده به منزل‌شان میرفتم رفتارهاشان بوی عجیب و غریبی می داد. از حرف هاشان هم چیزی سردرنمی‌آوردم. تماماً مبتذل و بی معنی. و یا از هر موضوعی که صحبت میشد اظهارعقیدهء قاطعانه ای می‌کردند و هرگز به حرف مخاطب –که من بودم- گوش نمی‌دادند.
    اگر ظاهر فریبندهء سخنان‌شان را کنار می‌گذاشتم چیز مهمی باقی نمی ماند. با آن ها احساس بیگانگی می‌کردم. احساسی که مرکب از نچسبی به چیزهای قابل لمس و یک طرد اجباری بود.
    دلیلش مشاهدهء اختلاف میان دسته‌ای بود که من جزوشان نبودم. گذشته از این‌ها من باید خودم را زندگی می‌کردم. آدم که نمی‌تواند تا آخر عمر پشت نقاب ابر، خورشیدوارانه خودش را پنهان کند.
    بیهوده سعی می‌کردم از گیر این افکار خلاص بشوم. هرچه بود همان بود. حتی به فکر افتادم علت تاخیرم را به آن ها بگویم. چه فایده داشت. هرگز از حرف های من سردر نمی‌آوردند. به علاوه همیشه قیافهء ازخودراضیانه‌ای را با خودشان حمل می‌کردند. نمی‌توانستم تغییرشان دهم.
    هر لحظه احساس دل کندگی‌ام را افزونی می‌بخشیدند. فریبم داده بودند.
    چگونه؟ با حرف زدن از کتابهایی که خوانده بودند. فکر کردم باید پرتحصیلات باشند.
    چگونه؟ با سر و وضع رضایت بخشی که هربار چشمم با آن مواجه می‌شد.
    چگونه؟ با لعاب زندگی‌ای که برپا کرده بودند. با سرمایه هایی که همه به مبل ومیز و صندلی ولوسترهای آن‌چنانی خانهشان تبدیل شده بود.
    چگونه؟ با وعده هایی که برای خرید وسایل موردعلاقه ام داده بودند.
    چگونه؟ با وعده هایی که مطابق برآن قرار بود آرزوهایم را به داشته هایم تبدیل کنند.
    چگونه؟ کافیست آدم توی چشم مخاطبش نگاه بکند، لحن شخص وارد به خودش بگیرد و چند اصطلاح مربوط به مردان اهل فن را به کار ببرد.
    هوای ذهنم هرلحظه خفه تر می‌شد. بدون معذرت خواهی برای رهایی از این افکارلزج، به اتاق دیگری پناه بردم. دیگر صدای مکالمات را که به زمزمهء واحدی تبدیل شده بود نمی‌شنیدم.

  17. داشتم کتابی رو می‌خوندم و جمله ‌ای به نظرم جالب امد. بلافاصله یاد تمرین کلمه‌برداری افتادم و سرکی به اینجا کشیدم. جدا از تمرین کاربردی چقدر لذت بردم از جمله‌هایی که خوندم👌🏻👌🏻🙏🏻🙏🏻

    1. زنده باد زهرا جان
      شما خیلی پیگیر و فعال داری پیش میری. این عالیه. با قدرت ادامه بده.

      1. شما به بنده خیلی لطف دارین ممنونم. همیشه ازتون یاد میگیریم و باعث انگیزه و با برنامه بودن هستین🙏🏻😊

  18. سلام اقای کلانتری ببخشید یه سوال
    برای اموزش نویسندگی چه کتابی پیشنهاد می کنید؟

  19. سلام بر یکی از فراخ دلان این مرز و بوم.. باور نمیکنید چقدر خوشحالم از این بابت که افتخار آشنایی با شمارو پیدا کردم.. نمیگم چند وقته به نویسندگی علاقه دارم ولی فقط میگم که یه هفتست شروع کردم برای تمرین.. و چقدر عالی شد که با شما آشنا شدم.. وقصد دارم با آموزش های شما پیش برم.. خیلی تمرین و تلاش باید بکنم و در کنارش خیلی کتاب باید بخونم و میدونم برای ساخت یه اثر موندگار نباید عجله کرد.. واسه همین قصد دارم جلد اول کتابم رو ( که اتفاقا خیلی هم براش هیجان زده هستم و کلی ایده براش دارم) در حدود 5 الی 7 سال دیگه منتشر کنم ( البته به شرط حیات)
    یه دلیل دیگش هم اینه چون خداروشکر درامد دارم و نیازی نیست زور بزنم تا یه چیزی بنویسم بلکه اون چیز فروش بره تا به درامد برسم. نویسندگی عشقمه
    *** و اما سوالم از این بخش صحبت هاتون اینه که : برای تمرین کلمه نویسی فکر میکردم باید کلمه یادداشت کنم.. ولی شما تقریبا جمله نوشتید.. (شایدم شبه جمله 🤔) خب حالا کلمات رو بنویسیم؟ یا جملات رو؟ اخه مثلا اگه معنی کلمه رو متوجه شیم احتمالا میتونیم جمله روهم معنی کنیم ( شایدم بنده بد متوجه شدم و شماهم جملات رو آوردید ولی منظورتون همون کلمات سخت درون جملاته)

    1. سلام
      امیدوارم که در این مسیر موفق باشید.
      منظور این نیست که فقط کلمه بنویسیم، می‌تونیم عبارت (همون چیزی که بهش گفتید شبه جمله) و جمله هم بنویسیم. این‌ها هم از کلمات تشکیل شدن دیگه.
      شاد و برقرار باشید.
      باز هم برای من بتویسید.

  20. چقدر خوب و تاثیرگذار همه چیز رو بیان می کنید… هر بار از گفته هاتون یه چیز نو دستگیرم میشه…

  21. درود بر شما ، استاد دلسوز عزیز
    واقعا مطالبون مفید و کاربردیه و دور از حاشیه ها و صرفا محتواسازی به هر قیمت

    فضای وبلاگ هم زیباست ، امیدوارم کارمای خوبی هاتون رو ببینید و ایزد منان بهترین ها رو براتون رقم بزنه ،
    مانا باشید…

    1. سلام محمد نازنین
      خیلی خوشحالم که اینجا هستید.
      از لطف شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
      باز هم برای من بنویسید.
      شاد و سلامت باشید.

  22. با سلام هر بار ک از متد رو نویسی و کلمه برداری استفاده میکنم
    جملات یکی پس از دیگری می آینده و وقتی چشم باز میکنم پاراگراف که چه عرض کنم
    صفحاتم پر میشود از مطالب جذاب
    میتوانم بگویم که موتور نوشتنم روشن میشود

    1. چقدر عالی خدیجه عزیز
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      با آرزوی بهترین‌ها.

  23. با سلام، ممنون از سایت و مطالب خوبتون.
    آیا بکارگیری این روش حق کپی رایت رو حفظ میکنه؟؟ منظورم استفاده از بعضی کلمات یا ترکیب های ساده در متون خودمون هست.
    با تشکر

    1. مریم جان
      کلمات و عبارات که کپی‌‍رایت ندارن.
      ما که قرار نیست کل متن دیگران رو بدزدیم.
      ضمن اینکه این یه تمرینه. همین.

  24. سلام شاهین عزیز استاد بی همتا
    برای کلمه برداری منظورتان اینه که هر کتابی که مبخونیم ازش کلمه برداری کنیم یا فقط کتاب های خاص مثل کتابها و داستان های بهمن فرسی که درکش یه جورایی سخته؟ و در مورد وبلاگ نیستی اینکه چطوری شروع کنیم من وبلاگ ساختم اما جرات نوشتن نداشتم یعنی اینکه چی باید بنویسم و چه جوری بنویسم که از وبلاگم استقبال بشه چرا دروغ بگم احساس میکنم نوشته هایم شاید ضعیف باشن در واقع استرس منو زنجیر کرده وقتی تو فضای مجازی کامنت میزارم با دلهره میزارم ولی الان بهتر شده ام از وقتی که قصد نوشتن کرده ام و با خودم عهد کرده ام که حتما و حداقل یک کتاب مفید رو بنویسم . همیشه یه چیزی همراه منه به اسم دلهره اگه نوشته هام کسی ببنند و نقد کند چه جوری از خودم و نوشته هام دفاع کنم هر وقت نقد کردم از کسی یا نوشته ای یا حرکتی تو جامعه یه عده با حرفها کوبیدن منو خیلی دلم میخواست نویسنده قسمت نقد از مدیران یک روزنامه بشم اما نمیدونم چرا به خودم نمیدم . راحت بگم خودم رو دست کم میگیرم گاهی . لطفا راهنمایی …ممنون از وجودت و بودنت .

    1. حسین عزیز
      برای کلمه‌برداری سراغ هر منبعی که دوست داری و حس می‌کنی برات مناسبه برو.
      و اما دربارۀ وبلاگ نویسی:
      تو تا شروع نکنی هیچی یاد نمی‌گیری. برای خوب بودن باید اول بد باشی.
      این مطلب تا حدی می‌تونه کمکت کنه:
      وبلاگ نویسی

  25. استاد بزرگوار راهنمایی های شما بنظر ساده می رسه ولی بسیار کاربردی و مفید هستن ممنون ازهمه تلاشهاتون

    1. سلام فریده خانم نازنین
      سپاس از مهر شما.
      بهترین‌ها رو براتون آرزو می‌کنم.

  26. درود بر شاهین جان عزیز

    امیدوارم حالتون خوب باشه، و‌ در این زمانه توسعه طلبی کرونا از گزند حوادث به دور باشین

    بادی چند بار در چند روز به سایت ات مراجعه کردم و نمی دانم من حساب روزها از دستم رفته یا چند روز است دلتنگ پست های جدیدت شده ام و راستش نگران شدم .

    و اما این تمرین کلمه و ترکیب برداری از اساتید و نویسندگان ، یک وسواس جدید در خواندن و توجه کردن در من ایجاد کرد.
    قبلا ها هم عادت داشتم زیر مطالب مهم کتاب ها خط بگیرم
    اما الان وسواس ام بیشتر شده .
    حالا هم خط می گیرم و هم در دفتر کلمه ها و ترکیب های جدید می نویسم و سعی می کنم تمرین دوران مدرسه را که در کتاب های درس بود انجام بدهم .
    تمرینی که می گفت با کلمه ها و ترکیب های زیر جمله بسازید.
    باضافه ساختن متن از جمله هایی که ساخته ام .
    در سال جدید انگار یک شخصی مدام در ذهنم می گوید حالا که نویسنده می خواهی بشوی باید مثل نویینده ها فکر کنی ، بببنی ، راه بروی ، بنویسی ، طراحی نوشته کنی و خلاصه مثل نویسنده ها زندگی کنی.

    بقول حقوقی ها به وظایف ، مسئولیت ها و تکالیف ات در مقابل نویسندگی عمل کنی . نوشتن زیباست و زیبایی را دوست دارد.

    خداوند به شما و زندگی تان سلامتی و برکت بدهد که نوشتن را یاد ما دادین و تشویق می کنین.

    برای شما تندرستی و خیر و برکت آرزو دارم.

    1. درود پرویز نازنین
      امیدوارم حالت خوب باشه.
      و مثل همیشه غرق لذت نوشتن باشی.
      من هر روز چیز منتشر می‌کنم. منتها اینجا کم‌تر. وگرنه شاهین بلاگ بی‌وقفه به‌روز شده این روزها.

      شاد و برقرار باشی.

  27. سلام و هزاران درود استاد شاهین عزیز و بزرگوار
    بسیار عالی و مفید

    وب سایت حضرتعالی را تشبیه کردم به هزارتویی شگفت انگیز
    پایدار و نویسا به مهر

    1. سلام به روی ماه شما
      خوشحال شدم از دیدن اسم زیباتون.
      محبت دارید. چه تشبیه زیبا و ارزشمندی.

  28. درود بر استاد سخن، شاهین کلانتری عزیز و مهربان!
    این تمرین کمک بسیار بسیار زیادی به من در بزرگ‌تر کردن شعاع دایره واژگان فعالم داشت
    البته در کنار کلمه‌برداری من کار دیگه‌ای به اسم “کلمه‌تکراری” رو هم انجام میدم؛ به این سبک که هر جایی بتونم (یا حتی نتونم!) از کلمه جدیدی که یاد گرفتم استفاده می‌کنم. انقدر استفاده میکنم که اون کلمه وارد قسمت زبانی مغزم بشه.
    چون ما تو دبیرستان لیستی از واژگان عجیب و با، یا بی‌کاربرد رو حفظ میکردیم و الان هیچکدوم یادم نیست 🙂
    ولی این کلمه‌تکراری (و نه کلمۀ تکراری!) رو از جایی متوجهش شدم که کلمه‌برداری می‌کردم اما موقعی که باید ازش استفاده می‌کردم مثل یک چارپا تو گِل گیر می‌کردم!
    دوستانی که این کار را نمی‌کنند، بنا به هر دلیلی، توصیه می‌کنم یک ماه هم که شده این کار رو انجام بدن و تاثیراتش رو روی سراسر زندگی و روابط‌شون ببینن .
    سپاس گریزم

    1. سلام امین جان
      مرسی که از تجربۀ خودت گفتی. عالی بود.
      برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  29. سلام وادب
    آقای کلانتر من تازه با مطالب شما آشنا شدم. من می نویسم ولی خیلی هنوز راه داره تا خوب بنویسم. میخوام کمکم کنید و راه درست رو نشونم بدید

  30. سلام و عرض ادب
    یکی از ایراداتم عدم تمرکز هست و گاه باید هنگام مطالعه چند دفعه به یک سطر مراجعه کنم تا همراه متن بشم. بنابراین برای جلوگیری از فاجعه حواسپرتی موقع مطالعه صرفاً زیر کلمات رو خط می کشم و بعد از اتمام کتاب اونها را مجدد مطالعه یا یادداشت می کنم. 🙂

  31. همونطور که خودتون هم گفته بودین تسلط کلامی خیلی مهم و مفید هست. تمرین کلمه برداری رو شروع کردم و این مطلب کمک زیادی به من کرد. ممنونم جناب کلانتری عزیز

    1. سلام زینب خانم نازنین
      چقدر عالی که جدی‌تر به این تمرین می‌پردازید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  32. این روزا دارم بی‌نهایت لذت می‌برم از این کار.
    قبلاً واژه‌هایی که برام جالب بود رو هایلایت می‌کردم، اما نوشتن و استفاده کردن ازشون واقعاً شیرین و جذابه.
    ممنونم ازت شاهین جان بابت این ایده‌ی فوق‌العاده‌ات.

    1. به به، زنده باد.
      من خودم روز به روز بیشتر عاشق این تمرین میشم محمد.

  33. سلام جناب کلانتری عزیز🌸
    چنان زیبا و رسا وروشن درباره آزاد نویسی وکلمه برداری توضیح دادید که جای هیچ پرسشی باقی نگذاشتید.
    سپاس از شما🙏🌹

    1. سلام زهرا جان
      ارادتمندم.
      خوشحالم که این مطالب براتون مفید بودن.
      شاد و برقرار باشید.

  34. سلام شاهین جان. مثل همیشه جذاب و پر از ایده بودی. من هم همیشه کتاب ها و بخصوص رمان هایی که میخوانم، جملات زیبایش را زیرش خط می کشیدم و شماره صفحه اش را در صفحه فهرست کتاب یادداشت میکردم. شاید ناخواسته همین روش تورا اجرا میکردم. یکی از جملات کتاب چشم هایش از بزرگ علوی را برایت مینویسم. چون خودم از ان لذت بردم.
    (( اما من برای خاطر عشق محتاج به شتاب بودم. ))

  35. درود بر شما استاد گرامی و نازنین. به راستی که چه جمله ی زیبایی بود زیستن عمر خود را جویدن و دور ریختن است و یا پشیمانی های پردرد . از وقتی با شما و مطالب آموزشی شما آشنا شدم دیگر در کلاف های روزمره دست و پا نمی زنم، گویا وسوسه ی سوزانی در وجود من آمده و اکنون در حال کسب دانش از گنجینه ی تجربه و وسعت اطلاعات شما هستم. بسیار خوشحال و شادمانم از این که در آسمان زندگی من شاهینی در حال پرواز است

    1. درود بر محمد امین عزیز
      منم خیلی خیلی خوشحالم که دوست نازنینی نمثل تو دارم.
      از دیدن کارات و اشتیاقت لذت می‌برم.
      امیدوارم در مسیر «استمرار» بدرخشی.

  36. سلام استاد. کلمات عالی بودن و عجیب به دل نشستن مخصوصا (پشیمانی های پر درد و زمان به اقتضای طبیعتش میگذرد). تو دفترچه کلماتم تک تکشون رو یاداشت کردم.مرسی

    1. زنده باد رقیه جان.
      این تمرین رو جدی انجام بده. نتیجۀ مثبتش رو بزودی میبینی.

  37. سلام شاهین عزیز.من باید بخاطر شغلم فن بیان خوبی داشته باشم.بخش بزرگی از کار من حرف زدن هستش اما خیلی حرف کم میارم.پیوستگی جملات رو گم میکنم.واژه آنطور که باید و شاید فی البداهه به ذهنم نمیرسه.مطلب از ذهنم دور میشه.و دوست ندارم از کلمات تکراری استفاده کنم.امکانش هست راهنمایی بفرمایین برای جلوگیری از تپق زدن چه کاری انجام بدم؟سپاسگذارم

    1. سلام فاطمه عزیز
      راستش نمیشه یه تکنیک مشخص داد که خیلی زود جواب بده.
      من دو روش مناسب رو میتونم بهت پیشنهاد بدم:
      ویدیوی مصاحبه با آدم‌های خوش سخن رو ببین. دیدن سخنرانی‌ها هم خوبی. یوتیوب و آپارت پر از این نوع کلیپ‌ها هستن. این کار خواه‌ناخواه تسلط کلامی تو رو بالاتر میبره.
      کتاب بخون. تا می‌تونی زیاد و متتوع بخون.
      و در نهایت اینکه این کتاب هم احتمالا می‌تونه برات مفید باشه:
      جادوی گفتار | آرش آبسالان

  38. سلام، خیلی خوب بود، ای کاش کلمه برداری بعدی را هم بزارید
    تنها سایت و پیجی هستین که اینقدر خوب در مورد نویسندگی خوب اطلاعات میدهد.
    موفق باشید.

    1. سلام
      ممنونم از شما.
      البته بهتره که خودتون از متن‌های موردعلاقه‌تون یا نویسنده‌های که در این لینک معرفی شدن کلمه‌برداری کنید.
      ولی من هم حتماً هر از گاهی یه سری واژه و عبارت پیشنهاد میدم.
      توی کانال هم البته این برنامه رو شروع کردیم.

  39. سلام استاد
    اگر مرتب یادداشت برداری کنم از مطالبی که مطالعه میکنم ، اینطور خیلیییییییی باید بنویسم و شاید زمانی به من اجازه ی مطالعه ی نوشته های را ندهد
    نظر شما چیه ؟

  40. در یه جمله ی کوتاه بخوام توصیف کنم شما بهترینید . یکی از الگوهای زندگیم

  41. سلام اقای کلانتری
    خیلی وقت بود که میخواستم براتون پیام بزارم، اما همیشه چیزی مانع کامنت گذاشتنم میشد. اما اینبار دل به دریا زدم و براتون کامنت گذاشتم. راستش من از شما یک راهنمایی میخواستم. که اگه بنده رو قابل بدونین و راهنمایی کنید لطف شمارو هیچوقت فراموش نمیکنم.
    شما همیشه در پست هاتون از وبلاگ و وبلاگ نویسی حرف میزدید و یجورایی فکر باز کردن وبلاگ مثل خوره به جونم افتاده، اما شک و دودلی مانعم میشه. مثلا با خودم فکر میکنم اگه یک وبلاگ باز کنم اصلا از چه چیزی حرف بزنم؟ چی بنویسم؟ ایا اصلا کسی نوشته های منو میخونه؟! و……
    الان نمیدونم در چه موردی بنویسم، مثلا من مثل شما نمیتونم اینقدر تخصصی در مورد نویسندگی و نوشتن حرف بزنم. پس الان چیکار باید بکنم؟!

  42. سلام‌من از طریق تلگرام با وبلاگتون آشنا شدم. یک سالی هست به عنوان فریلنسر تولید محتوا کار می‌کنم. در مورد مطلبتون، به نظر من قشنگی این کلمات و افزودن به دایره واژگان ما، جای خود داره؛ اما یقینا شخصی مثل من که برای سایتها مقاله مبتی بر سئو می‌نویسم، این کلمات قلمبه و سلمبه قلمداد میشن و نمی‌تونن مورد استفاده قرار بگیرند. حتی بیشتر خوانندگان عام رمانها هم از این سبک نوشتن استقبال نمی‌کنند. در واقع فقط به درد کتابهای ادبی فاخر و مخاطبین خاص میخوره

    1. سمیه گرامی
      این موضوع بدیهیه:
      هر کسی باید با توجه به سطح سواد و ذوق و سلیقۀ مخاطبان خودش دامنۀ واژگانش رو گسترش بده.
      ضمناً اگه توان به کارگیزی بعضی واژه‌های خوب رو نداریم، دلیلی بر «قلمبه سلمبه» بودن اون واژه‌ها نیست.

  43. فطانت: مشاهده فطانت دوستانم، مرا به هم کلامی و مشورت کردن با آنها ترغیب می کند.
    واهمه: برای گام نهادن در سرزمین ناشناخته ها واهمه داشتن نشانه ای طبیعی است.
    وقاد: در سخنرانی و صحبت هایش با وقاد جلوه می کرد.
    محابا: دوستم در اکثر مواقع در گفتار و عملکردش محابا دارد.
    سودا: برخی از کارمندان سودای کارآفرینی را در سر می پرورانند.

  44. فطانت: با آن همه ” فطانت” ، عاقبت در کمند سیمین روی سنگ دلی گرفتار شد. چاره ای جز تحمل ندارد و نباید از بند شدن به زلف پریشانی ” واهمه” ای به خود راه دهد.
    از مشتقات ” فطن” ،کلمه های فطین: دانا و زیرک؛ تفطن: درک کردن؛ فطان: که فکر می کنم معنی بسیار دانا را میدهد به عنوان صفت مبالغه، نظرم را جلب کرد.

    واهمه: دلم از “واهمه” تیرگی و سیه کاری و بیداد شب پاره شد.

    وقاد: هر بار که وبلاگ تو را می خوانم طبع وقاد و نگاه روشن تو را تحسین می کنم.

    محابا: دریادل باشید و بی “محابا” مهربانی و عشق خرج کنید.
    ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
    سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
    حافظ جان

    سودا: ” سودا” ی نوشتن دمی از سرم به در نمی شود.

  45. فطانت:موفقیت در چهار اصل خلاصه می شود:هدفی غیرممکن،اراده ای قوی،عشقی پاک و فطانت

  46. لغت مورد علاقه من سته هست در کشاورزی و علوم باغبانی، به میوهٔ گوشتی ساده که در آن مرز مشخصی بین میان‌بَر (mesocarp) و درون‌بَر (endocarp) وجود ندارد سته می‌گویند. مثل انواع توت و مرکبات معادل انگلیسی اش berry هست، مثلا blue berry.
    در خالی که سته نام وبلاگم هست اما با معنی متفاوت، منظورم سه تا ت هست: تفریح،تجربه،تجارت :] من به اشتباه sete خواندم در حالی که لغت اصلی sate هست.
    به همین دلیل این یکی از لغات مورد علاقه من است

  47. او با آن همه فطانت، او که در میان مردمان به عنوان فردی وقاد شناخته شده بود، سودای وصال آن فتانه شهرآشوب را در سر می پروراند. گویی از عاقبت خود هیچ واهمه ای نداشت. دل به دلّاله ای بسته بود که بی محابا پرده از جمال خود بر می داشت.

  48. واهمه: هرلحظه «واهمه» آن را داشت که به گودال گذشته سقوط کند.
    وقاد: همان ذهن «وقاد» و طبع نقادش بود که او را سخنوری ماهر کرده بود.(با کمی تقلب!)
    سودا: سپیده دم به وقت گرگ و میش، «سودای» جنون می پیچد بر سرم

    واژه پیشنهادی: آرامش آفرین

    برای آنکه کامنتم «آرامش آفرین» شود، این بیت محشر از سعدیِ جان را می نویسم:

    جامه لایق به آن دستار عریانی نبود / بر سر هرکس که سودای جنون پیچیده است

  49. واهمه : پسرک ترسیده بود ولی تمام تلاشش را به کار گرفته بود تا کاملا طبیعی جلوه کند. غافل از اینکه همه ی حرکات و سکناتش خبراز ترس و واهمه می داد.

    وقاد: ای جنس‌کرم را کف فیاض تو میزان********ای نقد هنر را دل وقاد تو معیار (قاآنی)

    محابا : در میانِ قبیله اش کم نبودند مردانی، که بی محابا دل به دریا بزنند و شکمِ سپاهِ دشمن را شرحه شرحه کنند.

    سودا: مرگِ خان عمو و ارث و میراثِ میلیونی اش باعث می شد همه اش سودای سفر به فرنگ را در سرش بپروراند.

  50. سلام شاهین جان
    بسیار جالب است که بسیاری از دوستان کتاب نخوان من همیشه این چهره تمسخر آمیز را زمانی که از رمان یا کتابی صحبت میکردم به خود میگرفتند اما همان ها زمانی که میخواستند مطلبی بنویستد به من مراجعه میکردند .
    اما از همه این حرفها گذشته تصور من بر این است که همان طوری که فردوسی زمانی چک تضمین شده زبان فارسی را با شاهنامه امضا کرد تمامی نویسندگان نیز این وظیفه ی خطیر را برای خلق یا بازخوانی یا به روز آوری کلمات به عهده دارند نشستن عده ای در فرهنگستان و خلق کلمات جدید بی شباهت با مانیفست های هنری وسیاسی که در دورانی دنیا را از نگاه …ایسم ها ومردم را با دسته بندی ….یست ها تقسیم بندی میکردند نیست، اما این نویسندگانند که در مزارع ذهن خود کلمات را پرورش میدهند و در ظرف کتاب های خود به مردم عرضه میکنند تا از این محصولات لذت ببرند.
    خوشحالم کاری که همیشه به عنوان ایده برای من بود و هیچ گاه عملی نشد ( از سر تنبلی) تو به بهترین شکل انجامش میدهی.

    1. خدارحم عزیز
      خوشحالم که ایده مورد علاقه تو عملی شده.
      ما رو تا پایان کارگاه کلمات همراهی کن.

  51. سلام 🙂
    افزایش واژگان آدمی چه سودی داره!؟
    یاد کتاب ۱۹۸۰ افتادم که واژگان را بنحوی حذف می کردند، خیلی دردناک بود! اما گسترش واژگان چه سودی می تواند بر روی زندگی شخصی، حرفه ای و سلامت روح و روان داشته باشد!؟
    به غیر از نویسندگی کاربرد دیگه ای هم دارد

    1. سلام رفیق
      بله که دارد
      اولا دامنه واژگان بیشتر باعث می شود تو غنی تر فکر کنی و گفتگوهای درونی بهتری داشته باشی.
      ثانیا باعث می شود خیلی توانمندتر و بهتر ارتباط برقرار کنی، مذاکره کنی و به دیگران گوش بدهی.
      سوماً مهارت نگارش تو را قوی تر می کند، که نگارش خوب فقط مختص نویسندگان نیست و برای هر فرد حرفه ای از ملزومات است.

      1. زمانی که کامنتم را گذاشتم لیست یک سری از واژگانت را دیدم و شهربند این دسته بندی شدم :))))) مسیرت رو ادامه بده ؛)

        امیدوارم که مورد اولا زودتر برایمان محقق شود با عمق بیشتری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *