با همه‌ی آن سال‌های بی‌خاطره

 

امیل سیوران گفته بود: «با باخ، زندگی در فاضلاب هم قابل‌تحمل است.».

 

اگر بنا باشد به جزیره‌یی چُس‌متری تبعید شوم و فقط بتوانم ۷ جلد کتاب ببرم، دومین انتخابم قطعن «همه‌ی آن سال‌های بی‌خاطره» از علیرضا مشایخی است. اگر نویسنده هنرمند مطرحی در عرصه‌ی موسیقی نبود و اگر ‌به جای «خاطره» کتابش را «رمان» نامیده بود حتمن بیش از این‌ها تحویلش می‌گرفتند. چه کنیم که در فضای ادبیِ ما چندان که باید انواع دیگر ادبیات مورد توجه نیست، وگرنه بسیاری از عناصر اصلی ادبیات، به اعلا درجه، در کتاب مشایخی پیداست.

 

از «همه‌ی آن سال‌های بی‌خاطره» آموختم که چگونه می‌توان خود را دید و نوشت و سرگرم شد و به آرامش رسید.»

در صفحه‌ی ۲۷ کتاب می‌خانیم: «فلسفه، نوشته‌هایم را عوض کرد و نوشتن، بیشتر برای من حالت «آرام‌بخش اعصاب» پیدا کرده بود و «استراحت». اما استراحتی پر از نگرانی، ناامیدی و گاهی امید.»

 

و بگذار اعتراف کنم، بیست صفحه‌ی پایانی کتاب را نخانده‌ام، چون دلم نمی‌خاهد پروند‌اش در ذهنم بسته شود. بارها شده از کتابی خوشم آمده و با خودم قرار دوباره‌‌خانی گذاشته‌ام، اما تمام شدن کتاب همانا و تارعنکبوت بستنش همانا.

 

درباره‌ی تصویر این یادداشت: زمینه‌ی پوستر دوره‌ی «نوشتآرامی» است، به خاطر آرامش مرموزش، آرامشی از جنس نوشتن.

 

✅شما کدام کتاب را برمی‌گزینید؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

17 آذر 1395

17 آذر 1395

یک پاسخ

  1. استاد گرامی با درودهای بیکران بر شما💎🙏
    یه جسارت و شرمنده 🙏 میشه اسم ۷ کتاب مورد علاقتون رو بدونم 🙏 لطفا 🙏و بی نهایت سپاس … بی نهایت 🌸🙏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *