نویسنده: شاهین کلانتری

قلقلک قلم

دنبال پرسشی باش که برای نوشتن وسوسه‌ات کند. گوش به راهِ پاسخ کدام سؤالی؟

ادامه »

طاقت نوشتن

پشت میزم نشسته‌ام و به هر طرف سر می‌چرخانم یک دسته کتابِ خوب می‌بینم. انگار لشکری از کتاب‌ها را گردآورده‌ام تا تنها به مصاف نوشتن

ادامه »

جای خواندن هر کتاب 

بابک روشنی‌نژاد در پاره‌یی از کتاب «از نابهنگاهی فرهنگ»، پس از توصیف فضای اتاقش می‌نویسد «کاش مادام بوواریِ فلوبر را این‌جا می‌خواندم. با اینکه فضای

ادامه »

جمله‌ام من

کوتاهم.  گاه می‌خواهم کوتاه‌ترینِ جمله‌ها باشم. دو کلمه یا نهایت سه کلمه. حتا گاهی یک کلمه. یک فعل. حتمن یک فعل. کدام فعل؟ (چرا به‌جای

ادامه »

نامه‌هایی از دوستانم

این صفحه را برای نامه‌های دوستانم در کارگاه تمرین نوشتن ساخته‌ام. هدف این است که در این نامه‌ها با نثر هم بیشتر آشنا شویم. (نامه‌هایتان

ادامه »

بعد از ۳ ساعت جان کندن

ساعت از ۳ نیمه‌شب گذشته بود. برای ایجاد ترکیب درستی میان تک تک کلمه‌ها و جمله‌های متن هزار بار همه چیز را جابه‌جا کرده بودم.

ادامه »

وسط یک رؤیا

گاهی به خودت تلنگر می‌زنی و می‌گویی ‘فلانی، هیچ حواست هست این زندگی که الان داری، یک زمانی رؤیایت بود؟ هیچ حواست هست که داری

ادامه »

رازباخته

همه‌ش که مال نمی‌بازند، گاهی هم راز می‌بازی. یک‌هو می‌بینی رازی که سال‌ها با چنگ و دندان پنهان کرده‌یی فاش شده و جز شرم و

ادامه »

قلم‌انداز

«قلم‌انداز» یعنی نوشته‌یی که قلم شتابان انداخته روی کاغذ و رفته. گه‌گاهی که دنبال ایده می‌گردم می‌ر‌وم سراغ قلم‌اندازهای قدیمی‌ترم. جالب اینجاست که آن‌ها که

ادامه »

نوشتن و روانکاوی

نوشتن به خاطرآوردن است، گاه حتا «یادآوردن آنچه هرگز نبوده*».  برای کسی که اصرار دارد رنج‌های گذشته را زیر فرش پنهان کند نوشتن شاید به

ادامه »

با من بنویس

چند روزی‌ست که با باشندگان همه‌ی دوره‌های نویسندگی خلاق همزمان با هم می‌نویسیم. روال کار به این شکل است که من دو سه قرار برای

ادامه »

درد درجا زدن

به روزهای باقی‌مانده از سال جاری بیندیشیم. شاید باید دست بجنبانیم تا آخر سال حس نکنیم امسال هم درجا زده‌ایم. برای آنکه امسال به نسبت

ادامه »