رسانهسازی: ۷ گام برای راهاندازی و توسعهی سایت آموزشی-۲
روز دوم: کلمه دوست دارید اسم شما در ذهن دیگران مترادف با چه کلمهیی باشد؟ برای مثال، گرنت کاردون میگوید هدفش این بوده که در
روز دوم: کلمه دوست دارید اسم شما در ذهن دیگران مترادف با چه کلمهیی باشد؟ برای مثال، گرنت کاردون میگوید هدفش این بوده که در
اگر میخواهید در تولید محتوا و وبلاگنویسی توانتان هرز نرود این برنامه میتواند برایتان مفید باشد. نکته: مقصود از وبلاگنویسی این نیست که در جاهایی
بابک روشنینژاد در پارهیی از کتاب «از نابهنگاهی فرهنگ»، پس از توصیف فضای اتاقش مینویسد «کاش مادام بوواریِ فلوبر را اینجا میخواندم. با اینکه فضای
کوتاهم. گاه میخواهم کوتاهترینِ جملهها باشم. دو کلمه یا نهایت سه کلمه. حتا گاهی یک کلمه. یک فعل. حتمن یک فعل. کدام فعل؟ (چرا بهجای
این صفحه را برای نامههای دوستانم در کارگاه تمرین نوشتن ساختهام. هدف این است که در این نامهها با نثر هم بیشتر آشنا شویم. (نامههایتان
ساعت از ۳ نیمهشب گذشته بود. برای ایجاد ترکیب درستی میان تک تک کلمهها و جملههای متن هزار بار همه چیز را جابهجا کرده بودم.
فهرستی همیشهباز دارم برای ثبت درسهایی که از تجربههای شخصی میگیرم، تا با مرور گاهبهگاه آن، جلوی تکرار برخی اشتباهها را بگیرم. یکی از نکتههای
گاهی به خودت تلنگر میزنی و میگویی ‘فلانی، هیچ حواست هست این زندگی که الان داری، یک زمانی رؤیایت بود؟ هیچ حواست هست که داری
نوشتن به خاطرآوردن است، گاه حتا «یادآوردن آنچه هرگز نبوده*». برای کسی که اصرار دارد رنجهای گذشته را زیر فرش پنهان کند نوشتن شاید به
چند روزیست که با باشندگان همهی دورههای نویسندگی خلاق همزمان با هم مینویسیم. روال کار به این شکل است که من دو سه قرار برای
به روزهای باقیمانده از سال جاری بیندیشیم. شاید باید دست بجنبانیم تا آخر سال حس نکنیم امسال هم درجا زدهایم. برای آنکه امسال به نسبت
به این پرسش بیندیشیم: وقت گرفتاری و تشویش، از نوشتن میگریزیم یا به آن میپناهیم؟ در گرداب بلا بودیم اما مینوشتیم که دوستی اعتراض کرد
هرمز ریاحی نوشته بود: «مینویسم، از ننوشتن و غمباد بهتر است.» و برای نوشتن، چه دلیلی سادهتر و زیباتر از اینکه نوشتن بهتر از ننوشتن
ساعت ۱:۳۰ نیمهشب است. دنبال چیزی برای هوا کردن در «تردیدار» میگردم. گذرم میافتد به یادداشتهای قبلیام. در میان یادداشتها هر چه در قالب «گاهشمار
اینکه آدم زندگیاش را در سخنی قصار خلاصه کند کار نامعمولی نیست، مثل این بیت مولانا «حاصل عمرم سه سخن بیش نیست/خام بُدم پخته شدم
سالها پیش با دوستی وسط بلوار کشاورز قدیم میزدیم که بحث کشید به «کلمه» و گفت: «هر کلمه جملهییست فشرده.» جوری به وجد آمدم که
چهار روز پیش یکهو کنجکاو شدم بدانم کلمهی «آسمانخراش» را چه کسی ساخته. در رابطه با خیلی از واژههایی که به نظرم جالب میایند چنین
چند روز است که این دو جمله را گذاشتهام جلویم: «زندگی پارهی کوچکی است که از مرگ به جا مانده.» -والت ویتمن «در رنجهای گذشته