چی فکر میکردیم چی شد
این ضربالمثل به گوشتان خورده که «چی فکر میکردیم چی شد»، شعر «غول» از غلامعلی رضوی اجرایی شاعرانه از همین سخن است: «میخواستم غولی باشم
این ضربالمثل به گوشتان خورده که «چی فکر میکردیم چی شد»، شعر «غول» از غلامعلی رضوی اجرایی شاعرانه از همین سخن است: «میخواستم غولی باشم
گفتیم که در آموختن مهارت چه بهتر که هر بار مدتی بر گوشهیی از مهارت درنگ کنیم. برای مثال در آموختن مهارت نویسندگی میتوانیم چندگاهی
ابتدا این شعر شاداب وجدی را بخوانیم: «من مردی را میشناسم که خطوط همهی کتیبهها را میخواند و همهی زبانهای زنده و مرده را میداند
تاکنون معیارهایتان را در فهرستی منظم مکتوب کردهاید؟ منظورم بیانیهییست که با نگاه به آن بتوانید بخشهای مختلف زندگیتان را ارزیابی کنید؛ جملاتی که بگویند
دوست داستاندوستی چندی پیش در مصاحبهی دورهی نویسندگی خلاق گفت دو–سه صفحهی آخر هیچیک از کتابهای موردعلاقهاش را تاکنون نخوانده است، چون نمیخواهد مزهی خواندن
۱. کالبدشکافیِ جملات قصار این گزینگویهی علی خادمی چه افکار و احساساتی را در شما برمیانگیزد: «هر شکلی از پایان، یک پایانِ باز است.» در
مینویسیم چون نگرانیم از تباهی چیزها و کسانی که عزیز میشماریم. بپرس من برای جلوگیری از تباهیِ چه مینویسم؟ برای عمر و جوانیام؟ زیستگاهم؟ خاطرات
داشتم فکر میکردم یادداشتی بنویسم با این عنوان: «چی شد که عاشق احمد محمود شدم؟» عاشق آثار محمود البته، بعد دیدم جالب میشود اگر دربارهی
یکی از راههای مقابله با ترس از صفحهی سفید داشتن انبانی از جملات ناتمام است. نوشتن یک ادامهی جفنگ هم کافی است تا ببینی راه
برای بسیاری از ما نویسندگی جایگزینِ شغلهاییست که در کودکی و نوجوانی در سر داشتیم اما امکان پرداختن به آنها را نیافتیم. چند مثال: کارآگاه
«املا لباس واژههاست.*» این را مرینوریس میگوید، ویراستار معروف مجلهی نیویورکر. خیال کردهاید جملهی او را آوردهام تا از اهمیت املای صحیح و رسمالخط استاندارد
دو-سه شب است رفتنی، حین جمع کردن بساطم، کلیپی کوتاهی را میگذارم روی تکرار تا پخش شود و لحظات آماده شدن را خوش بگذرانم. فحشِ
طی ماههای پیشین بارها از دوستان نوواردم به دنیای نوشتن، از نگرانیشان دربارهی هوش مصنوعی شنیدهام: وقتی هوش مصنوعی میتواند هزار برابر سریعتر از هر
ای نوشته، مگر قرار نبود خودت خودت را بسازی؟ خب بساز دیگر. من نشستهام ببینم چی میسازی. چی؟ داری میگویی «چه رندی هستی تو.» بیخیال،
میگوید زن و مردی با پوشش و رفتاری عجیبوغریب را هر روز پشت پنجره میبینید اما در توصیف آنها ناتوان است. میگویم اینطوری که نمیشود،
نشسته بنویسد. ذهنش به هزار جا سرک میکشد. حس میکند باید کتابی ورق بزند یا نگاهی به یادداشتهای پیشینش بیندازد تا ایدهیی برای نوشتن بیاید؛
انتخاب کلمات مناسب مهم است، اما برگزیدن جای درست کلمات در جمله نیز به همان اندازه یا گاه بیشتر اهمیت دارد. سادهترین گام برای آغاز
نقشهی راه تبدیل علایق به کسبوکار اینترنتی از طریق تولید محتوا در این وبینار رایگان ۶۰ دقیقهای با الگویی ۱+۷ مرحلهای آشنا میشوید که به
بسیار خب، قرار شد که برنامهی یادآوری با ارائهی چکلیستی روزانه شروع شود. اما اول تکلیفمان را با خود کلمهی «چکلیست» روشن کنیم. یکی از