اول نوشتن، بعد…
کاری را بهشدت دوست داریم و راحت انجامش میدهیم، در کنارش کار مهمی هم هست که میلی به انجامش نداریم. در این شرایط میتوانیم از
کاری را بهشدت دوست داریم و راحت انجامش میدهیم، در کنارش کار مهمی هم هست که میلی به انجامش نداریم. در این شرایط میتوانیم از
میروید جایی زیبا، مثل لابی هتلی یا گوشهیی از جنگل، ناگهان در خیالتان به آدمی که دوست دارید میندیشید و اینکه اگر او نیز در
فرض کنید قرار است از بین اشیای زیر یکی را انتخاب کنید و فقط مجاز باشید همیشه دربارهی آن بنویسید: کلید چمدان لامپ فنجان آبپاش
یکی از آموزندهترین نکتهها دربارهی سبک که راهنمای مناسبی برای یادگیری نوشتن است، در دو نقلقول از محمد قائد: «تركیب معنا و حالت و انتخاب
پیش از آنکه بدانی باید از چه بنویسی مهم است که بفهمی دربارهی چه چیزهای نمیخواهی بنویسی. امروز با دیدن ناشر-کاسبهای اطراف دفتر کارم فکر
همینکه شیفتهی شعرهای مسعود احمدی شدم و کنجکاوانه نامش را گوگلیدم دیدم همین یکسال پیش جهان را ترک گفته و چه تلخ، در اثر تصادف
چقدر طاقت از صفر شروعکردن دارید؟ اگر قرار باشد هر روز از صفر شروع کنید چی؟ توماس کارلایل زمانی گفت: «نوشتن هر داستان جدید، در
1 تولید محصول آموزشی دقیقن یکی از آن تیرهاست که با آن میتوان چند نشان زد. در کتاب شاهراه تاثیرگذاری هم کمی در این رابطه
برای چه مینویسی؟ به خاطرسپردن یا فراموشکردن؟ تنهاشدن یا به جمع پیوستن؟ نزدیکشدن یا دورشدن؟ فرار یا قرار؟ خوابیدن یا بیدارشدن؟ پُرشدن یا خالیشدن؟ کاستن
با یادآوری برخی خاطرات آدم یکهو حرکتی به جسمش میدهد یا زیر لب حرفی را زمزمه میکند. انگار که یادکرد آن خاطره هم به اندازهی
در رؤیا داریوش آشوری را دیدم که مچ دستم را گرفته بود و میگفت ‘بیا برویم بالاپشتبام واژه بسازیم’😅. شاید بیش از هر کس خواب
فرض کنید از شما میپرسند: «بهتوانمندیهایت بیشتر میندیشی یا ناتوانیهایت؟» به این سؤال به چند شیوه میتوان پاسخ داد: ۱. توانمندیهایم (یا ناتوانیهایم). ۲. نمیدانم.
رضا براهنی میگوید «نویسنده مانند یک انسان عادی افسرده نیست که برای درمان نزد روانپزشک برود. وی قادر است با نوشتن بر افسردگی خود مسلط
با از دست دادن چه چیزی یا چه کسی شدیدترین احساسات را تجربه کردید (خشم، اضطراب، اندوه و…)؟ زخم کدام باختِ کهنه هر بُرد تازهیی