وقتی نویسنده معمار میشود
اینبار از مکان به داستان برسیم. خیال کن میخاهی بنایی طراحی کنی که داستانت در آن بگذرد. بنای خیالین تو چه شکلیست؟ بگذار
اینبار از مکان به داستان برسیم. خیال کن میخاهی بنایی طراحی کنی که داستانت در آن بگذرد. بنای خیالین تو چه شکلیست؟ بگذار
دیدم یکی از ابزارهایم در گریز از بیهودگی، دستهبندی است. مثلن یک بار نشستم و واژهها را به دو گروه بیسایه و باسایه تقسیم
صبح مادرِغلام را میبرم بیمارستان. برای عملِ دست. دست دست. به «دست دست» فکر میکنم که اگر فعل «نکن» کنارش بگذاری یک معنی دارد
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژهها و عباراتی که اینوروآنور دیدهام و پسندیدهام. با هدف
گاه شعر میخانم تنها برای افزودن چیزی به فهرست «حسواژه»هام. برای مثال به این رباعی ایرج صفشکن بنگرید: نزدیک نیا که سخت مسموم
گسترش متن از خارخارهای بنیادین نوقلمهاست. اما ابتدا باید ببینیم فرق آن با درازگویی در چیست؟ گسترش متن باید انداموار (ارگانیک)باشد،یعنی هیچ جزء آن
پیوسته چیزهای تازهیی بیاموزی. هر روز عملکردت را بنویسی و تحلیل کنی. همیشه از کارت ناراضی باشی و این نارضایتی برایت رضایتبخش باشد و
هر علاقهیی را میتوان به درآمد رساند، بهشرط آنکه قید آن علاقه را بزنیم؛ نه، شوخی کردم. (اخمو نشو و نگو «مگه من با
مثل زندگی که یعنی تمرین زندگی. برای همین است که دستکم ۵ دور عمرِ ۹۰ ساله میخاهی تا شاید بفهمی چه خاکی بر سر
نخستینبار است که به این زودی تعطیل میکنم و میآیم خانه. هفت است و هوا تاریک. از نور اتاقها چنان میکاهم که تنها به
حالا آه چرا؟ از شدت شوق. از اندوهِ بیوقتی و کمحواسی. آه از کتابهای نخانده. آه چون برخی رمانها چنان خوش میآغازند که افسوس
شاید کمتر شاعری بهاندازهی بیژن جلالی دربارهی شعر شعر گفته باشد: «از آب شعر بنوشیم و از نان شعر بخوریم ما که محتاج
نه به قصد انتشار، برای خودت فقط: خیال کن بناست کتابی بنویسی با این سرنام: «۳۰ تمرین برای بیشتر و بهتر نوشتن». هر تمرین
چارده سال پیش تو ایستگاه مفتح، منتظرِ قطار آخر بودیم که گفتم: «جسم آدم برای روحش خیلی حقیره.» حرفم را شدیدن داهیانه میپنداشتم. بعدها
یکی از شیوههای اثربخش در مهارتآموزی، تمرکزِ دورهیی روی گوشهیی خاص از مهارت است. مهارت نویسندگی را در نظر بگیریم: گسترش دایرهی واژگان،
امروز با همسفران «کتابنام» تصمیم گرفتیم فهرستی بنویسیم از سرنامِ نوشتههایمان در ۳۰ روز آینده. (شما هم میتوانید به کتابنامیان بپیوندید: لینک) ۱.
کدام واژهها را در نوشتار راحت به کار میبری اما در گفتار نه؟ فهرست من: آغازیدن دمیدن ستردن ادامه دارد…
از واژه که سر میدواند. از ترجیح چاهِ سفید به راهِ سیاه. از خامگاهِ مغز سوخته. از فارسی که سرشار از فسفرِ حافظماهیهاست. از