نویسنده: شاهین کلانتری

این واژه‌ی با‌سایه

  دیدم یکی از ابزارهایم در گریز از بیهودگی، دسته‌بندی است. مثلن یک بار نشستم و وا‌ژه‌ها را به دو گروه بی‌سایه و باسایه تقسیم

ادامه »

هدف هفته

  می‌خاهم جمعه‌ها شما را در جریان هدف هفته‌ام بگذارم، شاید هم‌هدف شدیم.   نخستین گام تعریف فشرده‌ی هدف است: «روش‌یابی برای درهم‌تنیدگی بیشتر با

ادامه »

سنگواژه‌یی در گلو

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها و عباراتی که اینوروآنور دیده‌ام و پسندیده‌ام. با هدف

ادامه »

از حس‌واژه‌ها

  گاه شعر می‌خانم تنها برای افزودن چیزی به فهرست «حس‌واژه»هام. برای مثال به این رباعی ایرج صف‌شکن بنگرید:   نزدیک نیا که سخت مسموم

ادامه »

درجا نمی‌زنی اگر…

  پیوسته چیزهای تازه‌یی بیاموزی. هر روز عملکردت را بنویسی و تحلیل کنی. همیشه از کارت ناراضی باشی و این نارضایتی برایت رضایت‌بخش باشد و

ادامه »

آه از آغاز این رمان

  حالا آه چرا؟ از شدت شوق. از اندوهِ بی‌وقتی و کم‌حواسی. آه از کتاب‌های نخانده. آه چون برخی رمان‌ها چنان خوش می‌آغازند که افسوس

ادامه »

نوشتن شعر و نوشتن از شعر

  شاید کم‌تر شاعری به‌اندازه‌ی بیژن جلالی درباره‌ی شعر شعر گفته باشد:   «از آب شعر بنوشیم و از نان شعر بخوریم ما که محتاج

ادامه »

نوشتن، بی‌تن و باتن

  چارده سال پیش تو ایستگاه مفتح،‌ منتظرِ قطار آخر بودیم که گفتم: «جسم آدم برای روحش خیلی حقیره.» حرفم را شدیدن داهیانه می‌پنداشتم. بعدها

ادامه »

زخم‌یاد

زخم‌یاد «زخم‌یاد» سرنامِ فهرستی‌ست از خاطرات تلخم؛ ماجراهایی که خاه‌مخاه خودی می‌نمایانند.   امروز که دوستی پرسید چیست که به کارم دوام می‌بخشد، در پاسخ

ادامه »

فقط در نوشتار

  کدام واژه‌ها را در نوشتار راحت به کار می‌بری اما در گفتار نه؟   فهرست من: آغازیدن دمیدن ستردن   ادامه دارد…

ادامه »

از تپیدار قلب

  از واژه که سر می‌دواند. از ترجیح چاهِ سفید به راهِ سیاه. از خامگاهِ مغز سوخته. از فارسی که سرشار از فسفرِ حافظ‌ماهی‌هاست. از

ادامه »