مثل زندگی که یعنی تمرین زندگی. برای همین است که دستکم ۵ دور عمرِ ۹۰ ساله میخاهی تا شاید بفهمی چه خاکی بر سر زندگیات بریزی.
مثل عشق که همیشه تمرین عشق است و همینکه حرفهیی شوی دیگر عاشق نیستی.
نوشتن همیشه تمرین است.
بزرگترین شاهکارها، همان آثاری که بهظاهر بینقص به نظر میرسند، هم تمرینی بیش نیستند.
با تمرینانگاریِ همه چیز شاید بتوان نفس راحتی کشید و بازهم تمرین کرد و تمرین کرد و تمرین کرد.
یک پاسخ
تمرین را باید در اولین فرصت نوشت قبل ازانکه فراموشی به سراغش بیاید واورا یک لقمه چربوچیلی کندانگارنه انگار که چنین چیزی وجودخارجی هم داشته