نویسنده: شاهین کلانتری

بازنویسی شیرین می‌شود

  -دیشب خاب دیدم رفته‌ام به بقالی ‌کوچکی در حاشیه‌‌ی شهر. کنار یخچالی پر از بستنی‌های خرمایی (که حسرت‌به‌دل ماندم بدانم چه مزه‌یی‌ست)، یک ویترین

ادامه »

خوب از نوشتن

  -دیشب سرانجام یک ربع آخر فیلم «sons» را دیدم (به جای سریالیدن، بدبختانه فیلم‌ها را سریالی می‌بینم). از چند جهت فیلم قابل‌توجهی‌ست: ۱. انسجام

ادامه »

مقام شامخ نیم‌فاصله

  – دیشب خاب دیدم یکی از بچه‌های مدرسه نویسندگی رییس‌جمهور شده. کلی ذوقش را کردم. از آن طرف یکی از بچه‌ها آمده بود و

ادامه »

درچین و ورچین

  -امروز نخابیده بیدار شدم. یعنی دیشب یکسره بیدار ماندم تا امشب زود بخابم، بلکم خابم تنظیم شود.   -امروز صبح با ماهان رفتیم «نیکوصفت»

ادامه »

نوشتن برای سرپیچی از ذهن

  نوشتن برای ایستادن، ‌ایستادن بر فراز ذهن. نوشتن برای بیش‌بینی،‌ بیشتر دیدن از توان چشم.   آیا تاکنون با نوشتن در برابر خود ایستاده‌اید؟

ادامه »

نوشتار شوق‌افزا

  از جمله‌‌های تکرارشونده در یادداشت‌های روزانه‌ام:   «وقتی درباره‌ی چیزی می‌نویسم بیشتر به آن علاقه‌مند می‌‌شوم.»     تابه‌‌حال چنین تجربه‌یی داشته‌اید؟

ادامه »

سه‌شنبه بودن

  گاهی عنوانی به سرم می‌زند و می‌شوم همان پسربچه‌ی لجوجی که در کودکی نبودم، پسر بچه‌ی لجوجی که برای نوشتن باید باشم گاهی. امروز

ادامه »

شوق دریایی، اراده‌ی کویری

  از کم‌نویسی که کلافه بودم، نوشتم: «در برابر دریای شوقم یک کویر طفره‌ام.» زمانی هم برای نهیب زدن به خودم نوشتم: «اگر زیاد ننویسی،

ادامه »

واژ‌‌ه‌های چراغپا

  هم کلمه جمع می‌کنیم و هم جمع را کلمه. اولی که روشن است، اما از دومی: حضور در جمع برای دیدن، برای تبدیل دیده‌ها

ادامه »

حرکت ناگهانی اشیا

  با نوشتن فهرستی از اشیای دور و برمان می‌آغازیم:   گوشی/ساعت مچی/دستبند/سه‌پایه/میکروفن/لپ‌تاپ/قهوه‌ساز/صابون/شامپو/دوش حمام/چراغ مطالعه/ماژیک/مداد نوکی/عینک/دمپایی/صندلی/تخت/بالش طبی/کارت عابربانک/مودم/شارژر/هندزفری/دفترچه/پارچ/کیسه‌ی پارچه‌یی/سطل آشغال/جاکلیدی/شوفاژ/ادکلن/چوب لباسی   سپس به رابطه‌ی

ادامه »

نوشتآرامی چیست؟

  «نوشتآرامی» برساخته‌ی پیشنهادی ما برای واژه‌ی «نوشتاردرمانی»‌ست و عنوان کارگاه جدیدی در مدرسه نویسندگی.   نوشتآرامی فروتن است، ادعای «درمان» ندارد، اما به اثربخشی

ادامه »

توصیف مکانیکی چیست؟

  جزئی‌نگاری ضرورتِ داستان‌سرایی‌ست، حتا از حد گذراندن آن هم بد نیست، اگر نویسنده کارش را بلد باشد و توصیف «طبیعی» جلوه کند: تنیده در

ادامه »

چرا باید کلاسیک‌ها را…

  از کتابفروشیِ همکارش برگشت و گفت: «پنج ساله دارن اُفستِ* «کمدی الهی» رو می‌فروشن، نگو ۴ صفحه نداشته. تازه بعدِ این‌همه سال یه مشتری

ادامه »

برای ساختن ذهن‌ و زبانی ژرف‌سنج

  #کلمات_هفته برگزیده‌یی‌ست از یادداشت‌های اخیرم در هنگام مطالعه‌. معیار انتخابم تازگی و زیبایی ترکیب‌هاست.   هرزنوشی‌ها نرمه‌عرقی بر صورتم نشست ﻫﻤﺮﻳﺸﻪﮔﻰ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺷﺘﻰ ناچیز

ادامه »

واژه‌سازی برای اسم کتاب

از رایج‌ترین پرسش‌ها این است: «چگونه برای کتاب اسم انتخاب کنیم؟». راه‌ها بی‌شمارند، اما یکی از جالب‌ترین‌ها و درعین‌حال دشوارترین‌هایش ساختن واژه‌یی تازه است که

ادامه »

اما نوشتن، از «اما» نوشتن است

  شهرام‌ رحیمیان را با رمان درخشانش، «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد»، شناختم و گهگاه از برخی پاره‌‌‌نویسی‌هایش در فیس‌بوک چیزهایی

ادامه »