جملهبرداری
واژه در جمله میشکوفد. در «#جملهبرداری» برونهی جمله را بیش از درونهی آن ارج مینهم. دستچین تازهام از بهترینهای نثر فارسی: «قد
واژه در جمله میشکوفد. در «#جملهبرداری» برونهی جمله را بیش از درونهی آن ارج مینهم. دستچین تازهام از بهترینهای نثر فارسی: «قد
همهی بدبختیها زیر سر همین نقطهی شروع است. بهترین نقطهی شروع کجاست؟ اصلن نقطهی شروع خوب وجود ندارد. هر نقطهی شروعی بد است. فقط
«برنامهی هفته» عنوان بخش تازهیی در ستونِ #تردیدار است و جمعهها هوا میشود. برنامهی هفته ۷ پیشنهاد برای تازهجویی و خلاقیتافزاییست. شنبه: یک
نابوکوف گفته بود: «علائق من عمیقترین علائقی است که بشر میشناسد: نوشتن و شکارکردن پروانه.» اولی را هستم اما دل دومی را ندارم و
پوشهیی دارم برای گردآوریِ جالبترین جملهها در باب نوشتن. (پارهیی از این نقلقولها از کتابهایی برگزیده شدهاند که در کل ربطی به نوشتن ندارند.)
روی بیلبورد برای تبلیغِ رنگ مو نوشتهاند: «موی تو، داستان ماست.» لابد شنیدهاند داستانسرایی مهم است، و به سیاق صمدآقا در «صمد و
ایران را دوست دارم، نه برای گذشتهاش، برای آیندهاش. با نوشتن، با آموختن، با ترویج و تقویت فرهنگ نوشتاری، برای آینده میکوشیم. ما آیندگانیم.
دست نمیکشم از کلمهبرداری. هر واژه و عبارت جالبی که ببینم بیدرنگ میانبارم توی «Microsoft To Do». دیدم بدک نیست هر هفته، چندتایی از
گوشهی دفترچهیی قدیمی نوشته بودم: «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمیانگیزد؟» زمانی سنجهی نوشتههایم بود، حالا هم.
به ویرگول عشق میورزد و از آن میپرهیزد. آب که مینوشد هوس چشمه میکند. از آنچه میهراسد انگیزهی زندگی میگیرد. بیهوده به پنجره امید
برخی دستاوردهای کنونیام (از جمله توان انجام آسان بعضی کارها) را زمانی هدفی دور از دسترس میپنداشتم. البته شاید این دستاوردها از منظری، ناچیز
حتا ۱۰ دقیقه مطالعه دگرگونم میکند. کتابهای خوب سبب شدهاند: -از انجام بسیاری از کارهای بیسرانجام دست بکشم. -صریحتر «نه» بگویم، نخست به
از وقتی تدریس آغازیدم برخی کارها را تنها برای آن جدی و بیوقفه انجام دادم که حافظِ انگیزهی همسفران مدرسه نویسندگی باشد. بارها دوستانی
یکی خستگی در میکند و سپس مینویسد، دیگری مینویسد تا خستگی در کند. اول مشتاق است دومی مجنون. تو بگو: خستگی در
بین اشیاء نام اینها بیشتر برمیانگیزدم به نوشتن: پیچ چکش کلید کفش قفسه فانوس بیل آجر ساعت عقربه دستبند صندلی کتاب مداد سوزن
دوستی از تداوم پرسید. سیاههیی از محرکهای خودم را نوشتم و در نویسندهساز امروز تشریح کردم: ۱. به واژهی «کار» عشق بورزیم. ۲.