یکی از شیوههای اثربخش در مهارتآموزی، تمرکزِ دورهیی روی گوشهیی خاص از مهارت است.
مهارت نویسندگی را در نظر بگیریم: گسترش دایرهی واژگان، جملهنویسی، پاراگرافبندی و… اجزای این مهارتند.
آیا برای خوب نوشتن باید بهطور همزمان برای شناخت و تمرین تمام بخشها وقت بگذاریم؟ نه لزومن.
البته که شناخت کلی و اولیه از همهی گوشههای مهارت سودمند است. اما چهبهتر که دستکم نیمسال برای تمرکز لیزری رو هر گوشه نیرو صرف کنیم.
حالیا پیشنهاد من:
با جملهشناسی و جملهکاوی و جملهپژوهی و جملهنویسی و جملهورزی بیاغازیم.
شاید بپنداریم «کلمه» گزینهی بهتریست. چون بههرحال نوشتن جملههای گوناگون دایره واژگان وسیع میطلبد. اما نه، کلمه در جمله است که معنا میدهد. جمله است که وادارت میکند دنبال کلمات تازه بگردی. پس با جملهنویسی گنجینهی لغاتت را هم غنیتر میکنی.
پایاندادِ سخن مثالیست که امروز برای همسفران دورهی «واژهگردان» خاندم:
«خانهاش را بر سرش خراب کردند، خانهاش را، شوخی و بیشرمی تا این حد؟»
(فاطمه مدرسی ۱۳۸۶: ۱۱۶، از کتاب «جستارهایی در زبان فارسی»)
بنگریم به تکرار مفعول که چگونه جمله را جاندارتر میکند.
به جان جملات بیفتیم.
تمرینی برای جملهورزی: شگرد سی سی