نویسنده: شاهین کلانتری

به یاریِ معیارها

  گوشه‌ی دفترچه‌یی قدیمی نوشته بودم:   «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمی‌انگیزد؟»   زمانی سنجه‌ی نوشته‌هایم بود، حالا هم.

ادامه »

رسیدن و آموزاندن

  برخی دستاوردهای کنونی‌ام (از جمله توان انجام آسان بعضی کارها) را زمانی هدفی دور از دسترس می‌پنداشتم. البته شاید این دستاوردها از منظری، ناچیز

ادامه »

وامدار کتاب

  حتا ۱۰ دقیقه مطالعه دگرگونم می‌کند. کتاب‌های خوب سبب شده‌اند:   -از انجام بسیاری از کارهای بی‌سرانجام دست بکشم. -صریح‌تر «نه»‌ بگویم، نخست به

ادامه »

این خونه روشنه

  از وقتی تدریس آغازیدم برخی کارها را تنها برای آن جدی و بی‌وقفه انجام دادم که حافظِ انگیزه‌ی همسفران مدرسه نویسندگی باشد. بارها دوستانی

ادامه »

فرق دو جور نویسنده

  یکی خستگی در می‌کند و سپس می‌نویسد، دیگری می‌نویسد تا خستگی در کند. اول مشتاق است دومی مجنون.     تو بگو: خستگی در

ادامه »

چرا نوشتن از اشیاء؟

  بین اشیاء نام این‌ها بیشتر برمی‌انگیزدم به نوشتن:   پیچ چکش کلید کفش قفسه فانوس بیل آجر ساعت عقربه دستبند صندلی کتاب مداد سوزن

ادامه »

چگونه دوام بیاوریم؟

  دوستی از تداوم پرسید. سیاهه‌یی از محرک‌های خودم را نوشتم و در نویسنده‌ساز امروز تشریح کردم:   ۱. به واژه‌ی «کار» عشق بورزیم. ۲.

ادامه »

حرف تازه، درد تازه

  حرف تازه درد تازه می‌خاهد، تنها نویسندگان مجنونند که با درد کهنه هم می‌توانند حرف تازه بیافرینند.

ادامه »

هییییع

  بدیِ خوشبختی این است که هیچ امیدی به دوام آن نیست. اصلن شاید خوشبختی یعنی اطمینان از دوام خوشبختی و چون این ناممکن است

ادامه »

مسئله یا راه حل؟

  تنهایی را مسئله می‌بینی یا راه حل؟ نوشتن را مسئله می‌بینی یا راه حل؟ عشق را مسئله می‌بینی یا راه حل؟ خیالبافی را مسئله

ادامه »

برنامه‌ی یک روز ایده‌آل

  روزم را با ۱۵ دقیقه نوشتن روی کاغذ کاهی شروع می‌کنم. می‌روم پیاده‌روی. یک ساعت کتاب می‌خانم. می‌روم پیاده‌روی. با کلمات تازه‌اندوخته‌ام جمله‌های جورواجور

ادامه »

سر و ته یک کلمه

  خودبخود نوشتم: «نه پروانه نیستم نه» و این‌ها از پی‌اش آمد: «نه درمانده نیستم نه. نه پژمرده نیستم نه. نه مستانه نیستم نه. نه

ادامه »

کالمه

  کل کلمات کالند. هیچ کلمه‌یی نمی‌رسد. کلمه همیشه کال میفتد. همین است که همگی رودل کرده‌ایم.

ادامه »

لذت ترسناک

  ناگاه درمیابی از تمام زندگی بهانه‌یی ساخته‌یی برای نوشتن‌گریزی. به‌راستی چرا از چیزی که دوست داریم این‌همه می‌هراسیم؟   نوشتن همیشه از صفر آغازیدن

ادامه »

دیگر خودت ننویس

  همه همزاد ندارند. نویسنده دارد اما، نه یکی، هزار تا حتا: به اندازه‌ی تمام نوشته‌هاش.   سیروس (قاسم) سیف در مقدمه‌ی رمانش (آوارگان خوابگرد)

ادامه »