این واژه‌ی با‌سایه

 

دیدم یکی از ابزارهایم در گریز از بیهودگی، دسته‌بندی است.

مثلن یک بار نشستم و وا‌ژه‌ها را به دو گروه بی‌سایه و باسایه تقسیم کردم.

واژه‌های سایه‌دار مرموزند، به معنای واحد تن نمی‌دهند. هم بار منفی دارند هم بار مثبت. مثل خود «سایه».

 

👤شما بگویید: کدام واژه را سایه‌دار می‌دانید؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

29 مرداد 1404

29 مرداد 1404

6 پاسخ

  1. سلام. اين تغبير باسايه و بي‌سايه را قبلا نديده بودم. اما واژگان را به دو دستة نشان‌دار و بي‌نشان تقسيم كرده‌اند.
    مثال:
    چاق واژة بي‌نشان است.
    اما اين واژه‌ها نشان‌دارند: كُپُل، تپلي يا تپلو، گامبو، خيكي … .
    مقاله‌اي هم از من بنده منتشر شده با عنوان:
    واکاوی واژگان نشان دار اجتماعی در غزلیات حافظ بر پایه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف.
    ارادتمندم

  2. آدم ازان دسته واژه هاییست که گاهی قد بلند وگاهی قد کوتاه گاهی زشتو كاهی زیبا زمانی خوش‌زبان گاهی بددهان وووو
    انقد رروان ا نسانها را به بازی گرفته که هرکدام نقشی را رقم زده اندوداستانی آفریده اندکه معرف شخصیت انهاست.

  3. از این منظر به واژه ها نگاه نکرده بودم ولی از امروز با این نوع نگاه واژه ها را خواهم نگریست…
    راستی چرا خودتون مثال نزدید جناب کلانتری؟

  4. درود ها استاد

    چه تفکیک ملسی!
    با سایه و بی سایه!
    برخی کلمات سایه پت و پهن و سنگینی دارن و یه ملت رو زیر چتر خودشون می گیرن. مثلن توی عالم هزارتوی حقوق، کلمه «مالکیت» از همین قماشِ دار و دسته دار ها و نوچه دار ها هست.
    برای خودش یلی شده هزار ماشاالله!
    دست صد تا کلمه دیگه رو گرفته و همه رو اتوبوسی جمع کرده زیر پر و بالِش!
    از مالکیت طِلق و مشاعی و معنوی و صنعتی و ادبی و هوا و فضا و زیر زمین و روی زمین گرفته تا مالکیت مفروز و مشروط و متزلزل و خیاری و مالکیت عین و دین منافع و….
    خلاصه قبیله اش اینقدر شاخ و برگ و خواهر برادر تنی و ناتنی و رضاعی و فک و فامیل سببی و نسبی دور و نزدیک داره که مرحومِ مغفورِ برزخ مکان، چنگیز خان مغول هم تو این یه زمینه، در برابرش سپرِ ادعا رو به زمین افکنده و دستهاشو مثل بچه آدن گذاشته پشت سرش.
    تو دنیای حقوق از این کلمات زیاد داریم، میشه گفت از این باب حقوق عالم سایه هاست.
    دنیای اشباح!
    یهو وسط معرکه، درست وقتی فکر می کنی دیگه همه چی تمومه و راحت شدی، ناغافل، یه سایه سنگین و هشت پا، جوری خر آدم رو می چسبه که صد رحمت به قلدر های رسته عنکبوتیان و بند پایان.
    و صد البته زندگی بین این همه اشباح و سایه لذت خاص خودش رو هم داره!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *