➖خاهرم به خابم آمد و گفت: حتا اگر هزار بار دیگر هم گفته باشی، خاهش میکنم حتمن بار دیگر پیوندِ مطلبی که در باب شیوهی خط هوا کردهیی، بازنشر کن. با خیشتن خیش مشورت کردم و دیدم خاهش خاهر را دریابم، و این هم آن پیوند:
shahinkalantari.com/rasmolkhat/
و حتا این پاره از کتاب نویسندهساز را هم داشته باشید:
«رسمالخطی حسابشده داشته باش. مثلن بدان که چرا بهجای «مثلاً» مینویسی «مثلن». معیار من همخانیِ گفتار و نوشتار است، پس با دلیل محکمی خاب و خاهر و خاهش را اینطوری مینویسم.»
تذکر تکراری اما مهم: من هرگز شیوهی خط خودم را برای کسی تجویز نمیکنم. انتخاب همواره با شماست.
➖پندی مکرر از بابابزرگ شاهین:
اگر نخست خودمان، سپس اطرافیانمان و در نهایت سرزمینمان را دوست داریم و به رهایی و توسعه میاندیشیم،
سیگار نکشیم، مشروب ننوشیم و در کل از هر مخدری بپرهیزیم
و تنش خود را با شکیبایی و کوشش فرو بنشانیم.
آرامش در آموختن و آموختن است.
ایرانِ ما محتاج سلامت ماست.
ما آیندگانیم.
➖پرهیزیات امروز:
-باز هم اینستاگرام (نتیجهی پرهیزِ دیروز چشمگیر بود.)
➖کلاسهای امروز:
-تمرینجا (جلسهی بازخورد نویسندگی خلاق)
-وبینار نویسندهساز
-جلسهی پنجم کلاس نویسندگی خلاق
➖دورههای توراهی:
-دورهی آنلاین نویسندگی خلاق (دورهی اصلی و پایه)
-دورهی پیشرفتهی نویسندگی خلاق (متمرکز بر نثر ادبی)
-کارگاه آنلاین کودکنویس (نوشتن داستان برای کودکان)
اطلاعات بیشتر در کانال دورهها: @kelasenevisandegi
➖این ضربالمثلها:
«یا زر یا زور یا زاری.»
«رنجِ سخت کلیدِ راحت است.»
«نه ظالم باش نه مظلوم.»
«قلم خشک شد از سوزِ بیان.»
«گر ننویسی قلمی میتراش.»
«کار عمرِ آدم را زیاد میکند.»
«از خنجرِ گوشتین کس نمیرد.»
➖پیامکنامهی نویسندهساز: دریافت جملههایی برای بهتر نوشتن
تنها کافیست نام و نامخانوادگیتان را برای سامانهی پیامکی زیر بفرستید تا عضو پیامکنامهی نویسندهساز بشوید:
50002710041185
➖امروز در کتابفروشی نویسندهساز کلی کتاب تازه خاهید دید: @nevisandesazshop
➖واژهاندوزی از دفتر شعر «رویائیها» نوشتهی فرامرز سلیمانی:
راهی رؤیاهای جهانم
گلویش به گویشی آشنا
پاچیلهی پارهی مسافر
پلکان را/عطش مینشاند/بر لبان پرسشم
گیسو به راه میسپرم
در آغوش علف
بهار در آوند سنگ
مرغ مرقع
بارش نقره/بر ابرگاه سینهام
میشکند آینه را/حوصلهی نهنگ
با پروازم/یکی میشود/جهان
میتپد/مردمک عاشقم
میخواند باز/سبزای تپیدن را
از حنجرهی بهاری
میبالد/به گاهوارهی گلوش
لرزههای حس
وردی به رؤیاش
آوازی ترد
به شکل سیببنی/در سیبزار
خون افق/شتک میزند
با چنگهیی آفتاب
میسازد نگاه/قاب پنجره را/در تکانهی آبی
میرانم/بی خان و مان
به رعشههای پنجره
خاموش هزارساله/آواز سر میدهد/زنگار گلوش
به سفری نیلوگونه
بر آوند افق
رؤیای فرابودگی
به پرسهی پروانه/میپاشد/پریشانه/جادوی رنگی
سایههای منتشر منشور
خیال خاک
میپریشد/آفتاب
میرمبد به رؤیاش
در تکانهی بانوج
نشان از فرابودگی
شکوه آمیزش حسها