آداب آزادنویسی
آزادنویسی نگارش آزادانهی جریان سیال ذهن است.
- با هر ابزاری میتوانید بنویسید. بهتر است بهطور متناوب از قلم و کاغذ و ابزارهای الکترونیکی استفاده کنید.
- بداهه بنویسید.
- بیوقفه بنویسید.
- اگر حس میکنید هیچ چیزی برای نوشتن ندارید همین موضوع را به بهانهیی برای شروع نوشتن تبدیل کنید.
- وقتی موضوع تازهیی به ذهنتان رسید موضوع قبلی را ادامه ندهید؛ حتا میتوانید برخی جملهها را نیمهکاره رها کنید.
- خودسانسوری مخل آزادنویسی است. از نوشتن هیچ چیزی امتناع نکنید؛ بعد از نوشتن میتوانید کل متن یا هر بخشی از آن را که نمیخواهید از بین ببرید.
- تا میتوانید بیشتر بنویسید. معمولن بعد از بیست-سی دقیقه آزادنویسی تازه ذهنتان گرم میشود برای نوشتن.
- نگران غلطها نباشید. در این مرحله از هر ویرایشی بپرهیزید.
- ممکن است در پایان یک نشست نوشتاری هیچ ایدهیی نصیبتان نشود، اما این نباید دلسردتان کند. آزادنویسی نوعی فیزیوتراپی قلمی است. شما آزادنویسی میکنید تا برای پروژههای نوشتاریتان ورزیده بشوید.
دو نمونه آزادنویسی:
+
یکی از ترسهای معمول در شروع نوشتن ترس از صفحهی سفید است که غالبن به خاطر کمبود ایده یا مهارت است.
چارهی کار آزادنویسی است، یک برتر از صفر است؛ بههرحال باید چیزی نوشته شود تا بتوان آن را بد یا خوب دانست و به بهبود آن پرداخت.

آزادنویسی چیست؟
آزادنویسی یعنی نوشتن بدون هیچ مانعی.
یعنی چرکنویس.
آزادنویسی را میتوان نخستین مرحلهی شکلگیری هر متنی دانست.
چهبهتر سختگیری را بگذاریم برای مرحلهی بازنویسی.
در آزادنویسی کودک باشیم و رها، در بازنویسی بالغ و مقید.
مزایای آزادنویسی چیست؟
با آزادنویسی نوشتن راحتتر میشود رضا بابایی در تعریف نویسنده میگوید:

آزادنویسی در همهی انواع نوشتن سودمند است.
آزادنویسی شکل دادن به نسخهی اولیهی دشوارترین ایدهها را هم سهل میکند.
آزادنویسی بهتدریج اعتمادبهنفس نویسنده را میافزاید تا پا بر عرصههای متنوعترین از نوشتار بگذارد.
همچنین آزادنویسی یکی از بهترین تمرینها را برای پس زدن خودسانسوری و تقویت خودابرازگریست.
آزادنویسی فاصلهی ذهن و قلم را میکاهد و بهتدریج و حتا به سطحی از توانایی میرسید که نوشتههایتان از آنچه در ذهن دارید نیز بهتر میشود.
آزادنویسی تنها کلید «هردمنویسی» است؛ نوشتن در هر زمان و هر جا، بی کمترین دغدغه.
چگونه آزادنویسی را شروع کنیم؟
شرط اول این است که منتظر هیچ ایدهای نمانید و بیمقدمه بیاغازید.
آزادنویسی شبیه طوفان فکری است. نوشتن بدون توقف و سانسور.
قلم را روی کاغذ یا دستتان را روی کیبورد بگذارید و بیوقفه بنویسید. مهم نیست موضوعی خاص داشته باشید یا ایدهای که از قبل توی ذهنتان بوده. فقط بگذارید کلمات به جریان بیفتند.
بکوشید هر طور شده از نوشتن دست نکشید. حتی اگر ایدهای ندارید و چیزی به ذهنتان نمیرسد تکراری بنویسید. هیچ اشکالی ندارد اگر بنویسید که: «نمیدانم چه بنویسم؟»
هنگام نوشتن به فکر اشتباهات املایی و نگارشی نباشید. قرار نیست فوری به نوشتهای فخیم و فاخر برسید.

چه بهتر که برای آزادنویسی زمان مشخصی در نظر بگیرید، مثل تمرین خوشهسازی.
بنابراین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه وقت تعیین کنید.
محدودیت زمانی آزادنویسی را به نوعی بازی و چالش تبدیل میکند. پس از اتمام کار میتوانید برای خودتان پاداشی در نظر بگیرید تا شانس تکرار آزادنویسی را بیشتر کنید.
از یاد نبریم که بنا نیست که کسی آزادنوشتههای ما را بخاند، ما فقط مینویسیم تا تودهای متن فراهم شود تا شاید گاهی از آن چیزی برای بازنویسی و عرضه بیابیم.
چگونه آزادنویسی بهتری را تجربه کنیم؟
نوشتن برای وضوح بیشتر
یکی از مزایای آزادنویسی و برونریزی ذهنی آشکار ساختن افکار مبهم، غلط و پریشان ماست. غالبان دقایق اولیهی برنامهی نوشتاری ما به برونریزی سریع و بی تکلف همین افکار مغشوش میگذرد.
اما در گام بعدی بهتر است هسته و پوستهی این افکار را در نظر بگیرد. بهترین روش برای اینکار این است که مخاطب مشخصی داشته باشیم. مخاطبی که از چند و چون افکار ما اطلاع چندانی ندارد. آنوقت کل ماجرا را برای او بشکافیم. آنقدر واضح که هیچ جای سوالی برای او باقی نماند.
آزادنویسیهای ما معمولن رو به خود ما نوشته میشوند. اما اگر در پی وضوح بیشتر هستیم انتخاب یک مخاطب فرضی راهگشاتر است.
از آن جایی که قرار نیست این نوشتهها به دست مخاطب فرضی برسد، گزینش مخاطب از میان رفتگان هم مجاز است.
بسیاری از چیزهایی که برای خود ما واضح به نظر میرسد، پر از سوراخسمبههای گمراهکننده است.
پس اگر سعی کنیم رو به مخاطبی غیر از خودمان بنویسیم، رعایت نکات زیر ضرورت مییابد:
-فهرستکردن یک به یک نکات
-بیان کامل جزئیات
-استفاده از مثالهای روشن و ملموس از زندگی روزانه
-بهرهگیری از تشبیه و استعاره (این موضوع مثل…)
جملات زیر کلید خوبی برای بیان واضحتر هر موضوعی هستند:
- اصلن بگذار اینجوری موضوع را برایت باز کنم تا بهتر بفهمی…
- بگذار مثال دیگری برایت بزنم…
- شبیه این است که…
اینگونه میتوانیم آزادنویسی را به تمرینی برای وضوح بیشتر ذهنمان تبدیل کنیم.
مطالب مرتبط:
فکر میکنم بعد از مطالعۀ این پست، خواندن لینک زیر هم برای شما سودمند باشد:
شاهین کلانتری در تلگرام | اینستاگرام | توییتر | ویرگول | لینکدین
38 پاسخ
درود
ممنون از متن روان و جذاب و موضوع مورد پسند و بسیار کمکرسان.🙏🏻🌱
من اولین بار که شروع کرده بودم نه موضوع داشتم و نه امید که بتونم به هزار کلمه برسم. بعد از پایان محدودیت زمانی متوجه شدم تا هزار و دوازده کلمه تونستم پیش برم. 😍
درود بر شما خانم سعادت نازنین
چقدر خوب که «هزارکلمه» مینویسید.
سلام خداقوت
ممنونم از اطلاعات مفید ودل نشینی که در اختیار ما قرار دادید
نوشتن در صبح جالب بود وهزار کلمه الان که فکر میکنم چون صبح ذهن انسان حتی جسم انسان درگیر کار روزانه نشده و انرژی وشادابی و استراحت لازمه رو داشته وداره زمان بسیار مفیدی رو اشاره کردید استاد
من امتحان نکرده بودم سپاسگزارم
دقیقن همینطوره خانم صفرزاده.
چون هنوز درگیر کارها و روزمون نشدیم دغدغههامون هم از دغدغههای در طول روز و قبل از خاب متفاوته.
ممنون از کامنتتون
ممنون از مقاله بسیار خوبتون، من هر روز پیش از هر کاری آزاد نویسی میکنم اما گاهی اگر صبح ها فرصت نباشه هر زمانی تو روز باشه انجامش میدم .معمولن ۱۰۰۰ کلمه یا بیشتر می نویسم وگاهی اگر فرصتی نباشه بازهم می نویسم جتی اگر شده ۴۰۰ کلمه .برای من تعهد به نوشتن روزانه مهم تر از زمان نوشتن وتعداد کلمات هست .
سلام
من معمولا دیدگاههایم را نمی نوشتم ولی الان با خواندن این متن تصمیم گرفتم از همین لحطه و همین کادر کوچک برای برون ریزی افکارم استفاده کنم
متن ساده و جالبی بودبرخی از بخشهایش را تجربه کرده ام مثلا صفحات صبحگاهی و جاری شدن سیل افکار و شکسته شدن سد موانع نوشتن. آنجا که پس از خشک شدن بستر رودخانه سنگهای گرانبهایی میبینی که اصلا و ابدا از وجودش در بستر رودخانه خبر نداشتی و آرامشی زیبا، چون دیگر آن فشار پشت سد از بین رفته است.
چه کار خوبی کردید غزال عزیز.
و چه تعبیر زیبایی.
امیدوارم در این مسیر خوش بدرخشید.
سلام جناب آقاي كلانتري. روز و روزگار بر شما خوش. از مطالب ارزندهتون بسيار بهره ميبرم و سعي ميكنم اونا رو در اختيار نويسندههامونم بذارم. چند نكته براي بهترشدن كار:
1. ميشه از برابرنهادههاي واژههاي بيگانه استفاده كنيد؛ براي پاسداشت زبان پارسي. مثلا به جاي استراتژي/ استراتژيك/ تكنيك بفرماييد: راهبرد/ راهبردي/ شيوه.
2. بعضي جملات بايد ويرايش بشن: «جملات زیر کلید خوبی برای واضحتر هر موضوعی هستند:»
كلمة بيان بعد از براي جا افتاده.
و … .
ارادتمند؛ دكتر فرجالله نعمتي (نادر).
با بامن بنویس به آزادنویسی بیشتر روی آوردم میدونستم واقعا خوبه اما نمیشد میان کارها امتحانش کنم
چه خلاقیتی دارید استاد عزیز
زنده باد خانم خادمی خوش ذوق و عزیز.
آزاد نویسی ونوشتن صفحات صبحگاهی مثل خوردن غذا ویاخواندن نماز جز کارهای ضروری هر روزم گردیده است.
اگر گاهی به نسبت اتفاق های ناگهانی نتوانم صفحه صبحگاهی را ننوسم آن روز بی حال وکم انرژی میباشم.
آزاد نویسی یعنی همان انرژی است که به من درطول روز تزریق وسرحال نگهمدارد.
ممنونم استاد عزیزم
در حال حاضر در مسیر نوشتن کاملا گم شدم و تنها چیزی که انجام میدم آزاد نویسیه به امید اینکه راهمو پیدا کنم .
یک جایی خوندم، یکی از ترمزهای نویسندگی، ترس از خوب نوشتنه، بنظرم آزاد نویسی واقعا به این موضوع کمک میکنه. ممنون از مقالات عالی تون
کلانتری جان عزیز و دقیق، چه مطلب پروپیمانی راجع به آزادنویسی نوشتید! پایِ ثابتِ لینکهای من در نوشتهها، وبلاگ شماست.
ارادتمندم اندیشمند عزیز.
به به ،بسیار عالی و جذاب بود 👌👌👌👌👌👌
متشکرم بخاطر راهنمایی های به جا و جذاب شما جناب کلانتری 🙏🌼🌸🌼🌸
بنده طبق فرمایش شما نقشه رله نویسندگی دنبال میکنم و به این قسمت رسیدم واقعا عالی هستید که انگار می دانید وقتی به این مرحله می رسیم به چه مشکلی بر می خوریم و به چه احتیاج داریم ، واقعا بی نظیر هستید جناب کلانتری ،ممنون بخاطر راهنمایی های ارزشمندتون 🌺🌷🌺🌷🌺
سلام سحر عزیز
چقدر خوب که داری مطالب رو به دقت دنبال میکنی.
برات بهترینها رو آرزو میکنم.
باز هم برای من بنویس حتما.
اول اینکه عکسی که انتخاب کردید خیلی مناسب این مطلب بود. بعد از خواندن به علت انتخاب آن پی بردم.
دوم اینکه مشتاق ادامه متون این دسته(نویسندگی استراتژیک) از مطالبتان هستم.
سپاس
درود به محسن عزیز
ممنونم از دفت نظرت.
قسمت دوم این متن رو همین روزا مینویسیم.
شاید باشی.
درود بر استاد شاهین عزیز
مدت هاست که به حضور در دورهی نویسندگی خلاق میاندیشم. خیلی از دورههای را گذراندم اما این فرق دارد. روشهایی کاربردی برای بهتر نوشتن را بنا بر توصیهی شما به کار بردهام و عجیب موثر بودهاند. آنقدر مینویسم که انگشتان دستم بیحس میشوند ادر خالی که ذهنم تازه گرم و فعال شده و دلم میخواهد بیشتر بنویسم.
سپاس از آموزههای خوبتان
پایدار باشید.
دمت گرم عالی بود
سلام…
با حرف هاتون درمورد برون ریزی و گرفتن یک شخص فرضی به عنوان یک مخاطب کاملا موافقم و لذت این کار را با تمام وجودم حس کرده ام اما بعضی جا ها سر بعضی چیز ها هرچی بیشتر برای واضح نویسی تلاش کنی انگار که بیشتر اش شلم شوربایی را هم میزنی که صد تا آشپز دارد در حقیقت آشکار سازی بعضی از حقیقت ها به وسیله نوشتن آدم را بیشتر گیج میکند ….
گاهی فکر میکنم شاید من بلد نیستم این فکر این احساس این گرداب و هرچه که میخواهد اسمش باشد را بنویسم و گیر افتادن این موضوع در گلوی ذهنم ، حالتی مثل بغض دارد …
موفغق باشید
هر چی بیشتر بنویسی و بیشتر بخونی اوضاع بهتر میشه. خیالت راحت.
مثل همیشه مطلبتون عالی بود
آزادانه نوشتن بهترین راه برای تنظیم افکارمان است