استراتژی محتوای تازۀ سایت | جنبههای پولساز نوشتن
دو سال پیش از اسکات آدامز (کارآفرین، سخنران و هنرمند) راه درست اولویتبندی را یاد گرفتم: بالاترین اولویت تو در زندگی باید خودت باشد. اگر
دو سال پیش از اسکات آدامز (کارآفرین، سخنران و هنرمند) راه درست اولویتبندی را یاد گرفتم: بالاترین اولویت تو در زندگی باید خودت باشد. اگر
تصور کنید توی یک کتابفروشی خلوت من و شما اتفاقی همدیگر را میبینیم. شما کمی مرا میشناسید و من اصلاً شما را نمیشناسم. لبخند میزنید
دلم میخواهد بگویم که یادداشتنویسی روزانه بهترین نوع نوشتن است. اینجا دست نویسنده باز است تا خودش باشد. اینجا بین زندگی و نوشتن فاصلهای نیست.
در میان اختراعات بشری، نوشتن بزرگترین اختراع محسوب میشود، زیرا تاریخ را به وجود آورد. نوشتن هنری است که به واسطۀ آن نویسندگان به ارج
در این مطلب سعی شده تا در قالب جملاتی موجز و کوتاه نقشه راه یک تولیدکننده محتوا ترسیم شود. نوشتن، بازاریابی محتوا، استراتژی محتوا، وبلاگنویسی، برندسازی شخصی، توسعه فردی، کسب و کار آنلاین، سئو، شبکههای اجتماعی و تمرینهای تولید محتوا از کلیدواژههای اصلی این متن هستند…
نمیشد این یادداشت آموزندۀ حسین سناپور را اینجا بازنشر نکرد. اگر این یادداشت را خواندید و حوصله داشتید حتما نظر خودتان دربارۀ لحن را برایم
این جملهها را از کتاب «کلمهها، گزیدۀ نوشتههای محمدعلی اسلامی ندوشن» برگزیدهام. آنچه این جملات را برای من جذاب میکند شور و اشتیاق فراوان آقای
این چند سطر را برای دوستانی نوشتهام که تازه به این صفحه پیوستهاند: هشدار: در جاهایی از این متن کمی از خودم تعریف کردهام، چون
دوستی زیر نامۀ «کلید موفقیت یک وبلاگ شخصی» نوشته: «واقعاً نوشتن دربارۀ یک موضوع مشخص و ثابت بسیار سخت است، چه کنیم سادهتر شود؟» من
درک سیورز میگوید: «وقتی میخواهم دربارۀ پذیرفتن پروژهای تصمیم بگیرم، اگر آن پروژه حس «وای! این محشررر است!» در من ایجاد نکند، بیتردید آن را
از هر بهانهای باید برای تمرین نوشتن استفاده کرد؛ ممکن است برخی تمرینها چندان پرحاصل به نظر نرسند، اما همینکه دست نویسنده گرم نوشتن باشد
در بخشی از مقالۀ «گفتوگو و زیرگفتوگو» میخوانیم: یکی از بهترین رماننویسان کنونیِ انگلیس، به نام هِنری گرین، متوجه شده است که مرکز ثقل رمان
«ریچارد براتیگان به سخاوتمندی شهره بود اما وقتی مجبور بود از دوستانش پول قرض بگیرد در پسدادنش تأخیر میکرد. معمولاً سعی میکرد قرضهایش را با
در بخشی از زندگینامۀ خودنوشت سید علی صالحی میخوانیم: …در اوایل بهار 1358 به قدر چهل نفر مینوشتم؛ خبر، تحلیل، گزارش، داستان و… اما شعرم
پیشحرف: این مطلب را بهتدریج مینویسم. بنابراین با هر بار مراجعه به این صفحه احتمالا با نکات تازهای مواجه خواهید شد. کار یک نویسنده تمام
اون میگه: «هیچ وقت به یه قصه، وزنی بیش از یه قصه نده. خیلی چیزا تو زندگی هستن که جوری جلوه میکنن که انگار قصه
استفادۀ بیحساب از نشانههایی مانند ویرگول نهتنها نالازم که مضر و مانع خوانش درستِ متن است. در این باب حرفی از احمد شاملو خواندنی و
سانتاگ یک نکتهبردار حرفهای بود و کتابهایش پر بودند از تکههای کاغذی که روی آنها یادداشت نوشته بود. سانتاگ قبل از نوشتن یک رمان دفترچههای
ساعت دو سی دقیقۀ نیمهشب است. همین چند لحظۀ قبل پادکست تازهام را ضبط و منتشر کردم. این تعهد خوشایندیست. همیشه طرفدار سرسخت انتشار روزانۀ
دیشب توی لایو با نقل این حرف مجید نفیسی از اهمیت نوشتن برای مخاطبی مشخص گفتم: هر نویسنده، خوانندهای درون خود دارد که نهتنها به