نوشتن ترسناک است
اولین صفحۀ دفتر که نانوشته بودنش هنوز وحشتزدهام میکرد، مثل منظرۀ زردی از ابدیت، مقابلم گشوده بود. چطور باید به لحظۀ نوشتن رمان میرسیدم؟ غرق
اولین صفحۀ دفتر که نانوشته بودنش هنوز وحشتزدهام میکرد، مثل منظرۀ زردی از ابدیت، مقابلم گشوده بود. چطور باید به لحظۀ نوشتن رمان میرسیدم؟ غرق
اشاره: این یادداشت را برای آلبومی اینستاگرامی نوشتم، اما اینجا کلمات خودم را با شما بهاشترک میگذارم. هر روز یک کلمه انتخاب کنید. در انتخاب
توضیح: متن زیر نخستین بار در اینجا منتشر شده است. من از گردانندگان «کتابخانۀ بابِل» اجازه کردم تا این مطب را در این وبلاگ بازنشر
چگونه روی مهم بودن یک چیز تأکید کنیم؟ استدلال کنیم؟ پند و اندرز بدهیم؟ قصه بگوییم؟ از تشبیه و تمثیل و استعاره استفاده کنیم؟ یا…
در بخشهایی از یکی از مقالات مهشید امیرشاهی جملاتی خواندم که از میان یادداشتهای او بر حاشیۀ کتابی دستچین شده بود. این باعث شد برای
ضربالمثلها سرشار از خلاقیت کلامیاند. اگر به نوشتن جستار و یادداشت علاقه دارید میتوانید از مثلها بهرۀ زیادی ببرید، حتی گاهی میتوانید ضربالمثلی را به
قصۀ روز: «شاندرو پتوفی» شاعر نامدار مجار زمانی دچار فقر مالی شدید بود، روزی میخواست از رودخانهای بگذرد اما پولی نداشت که به قایقران بدهد،
قصۀ روز: گروهی از شیاطین سعی داشتند تا در روح مردی روحانی که در قاهره زندگی میکرد، نفوذ کنند. آنان سعی کردند با زن، خوراک
گزارش روز: امروز یک کارگاه سه ساعته داشتم. تمام این سه ساعت با نهایت انرژی پیش رفت. قبل از اجرای کلاس تصور نمیکردم هنگام برگزاری
مونتنی با نوشتن دربارۀ نقلقولها به جستارنویسی رسید. به نظرم رسید برای یادداشتهای روزانه بهتر است همین روش را در پیش بگیرم. و صد البته
پیشحرف: مهران موسوی زیبا و خلاقانه مینویسد. کانال او (خللفرج) از معدود جاهایی است که بهمحض تازهشدن سراغشان میروم. او در معرفی کانالش نوشته: این
یادداشتهای روزانه من از پارههای بیربط تشکیل میشود. بنابراین اگر پیش شروع هر پاراگراف یک دایرۀ توخالی دیدید بدانید که موضوع عوض شده. روزانهنویسی به
بدیهیات: آیا میدانستید آدمیزاد کلا حدود 22 هزار روز ناقابل عمر میکند؟ (البته اگر این وسط بلایی سرش نیاید) خب، و چون وقتی اینجوری به
اگر قرار بود برخی کلمات را در باغچۀ قلبتان بکارید کدام کلمات را انتخاب میکردید؟ روز خوب یعنی روزی که کارهای غیر فوری و مهم
داشتن وقت کافی اصلاً اهمیتی ندارد؛ مسئله داشتن انرژی کافی است. بهرهور از تمام نیرویی که داریم باید روی کاری تمرکز کنیم که در اولویت
پل والری گفته نوشتن پیش از تناول صبحانه، عجیب جواب میدهد. در خلوتم صفحات صبحگاهی مینویسم، حالا آشکارا میخواهم یادداشت صبحگاهی هم هوا کنم. این
یک دفتر یا فایل ورد را به این ماه اختصاص بدهید و تمام ایدههایتان را در آن بنویسید. سعی کنید در تمام روزهای این ماه
سرگذشت قلم با سرگذشت قلمزن یکی نیست. قلم تراوش نهانخانۀ وجود قلمزن را رقم میزند- تراوش ژرفترین و لطیفترین و والاترین ساحت وجودی قلمزن را،
بین قطعاتی که در ادامه میخوانید ارتباط خاصی وجود ندارد. رابطۀ من و این وبلاگ هم ماجراییست. از هر طرف که میروم باز برمیگردم اینجا.