نویسنده: شاهین کلانتری

چرخه‌ی سرخوردگی

  بپندار که توی هر کسی دستِ کم دو تا آدم هست. مثلن آدم شب و آدم روز. آغاز مصیبت.   آدم شب برای آدم

ادامه »

وجدآورانم

  این‌ها شوقم را برمی‌انگیزند:   چشمانی که همه‌گاه پرسش‌گر و پرسش‌انگیزند. کتابی که پس از سال‌ها هنوز خاندنی به نظر می‌رسد. درختی که از

ادامه »

جمله‌برداری

  واژه در جمله می‌شکوفد. در «#جمله‌برداری» برونه‌ی جمله را بیش از درونه‌ی آن ارج می‌نهم.   دست‌چین تازه‌ام از بهترین‌های نثر فارسی:   «قد

ادامه »

نقطه‌ی شروع

  همه‌ی بدبختی‌ها زیر سر همین نقطه‌ی شروع است. بهترین نقطه‌ی شروع کجاست؟ اصلن نقطه‌ی شروع خوب وجود ندارد. هر نقطه‌ی شروعی بد است. فقط

ادامه »

تغییرلازم

  دیروز در نخستین نشست «دگرگرد» فهرستی شکل گرفت از بخش‌های تغییرلازم زندگی. دگرگردیان می‌کوشند یک یا چند تا از موارد زیر را دگرگون کنند:

ادامه »

اولین برنامه‌ی هفته

  «برنامه‌ی هفته» عنوان بخش تازه‌یی در ستونِ #تردیدار است و جمعه‌‌ها هوا می‌شود. برنامه‌ی هفته ۷ پیشنهاد برای تازه‌جویی و خلاقیت‌افزایی‌ست.   شنبه: یک

ادامه »

شکار پَرواژه

  نابوکوف گفته بود: «علائق من عمیق‌ترین علائقی است که بشر می‌شناسد: نوشتن و شکارکردن پروانه.» اولی را هستم اما دل دومی را ندارم و

ادامه »

حتا خودت

  برای دوستی نوشته بودم: «معطل دیگران موندن بزرگ‌ترین خیانتیه که آدم به زندگی خودش می‌کنه.» امروز دریافتم مهم‌ترین بخش جمله را جا انداخته‌ام؛ دو

ادامه »

نوشتن برای دوست داشتن

  پوشه‌یی دارم برای گردآوریِ جالب‌ترین جمله‌ها در باب نوشتن. (پاره‌یی از این نقل‌قول‌ها از کتاب‌هایی برگزیده ‌شده‌اند که در کل ربطی به نوشتن ندارند.)

ادامه »

نانقل‌قول

  لابه‌لای کتاب‌ها گاه جمله‌هایی می‌بینی که قشنگند اما نه قابل نقل؛ مثلن: «می‌نشینیم به انتظار.»* خب این جمله واقعن چه مضمون خاصی دارد؟ هیچی.

ادامه »

مو لای درز داستان

  روی بیلبورد برای تبلیغِ رنگ مو نوشته‌اند: «موی تو، داستان ماست.»   لابد شنیده‌اند داستان‌سرایی مهم است، و به سیاق صمدآقا در «صمد و

ادامه »

اندکی عشقیدن

  ایران را دوست دارم، نه برای گذشته‌اش، برای آینده‌اش. با نوشتن، با آموختن، با ترویج و تقویت فرهنگ نوشتاری، برای آینده می‌کوشیم. ما آیندگانیم.

ادامه »

رمان من

  رمان من، زندگی‌نامه‌ی من، دفترچه‌ی خاطرات من، پژوهش من، دفتر شعر من، رساله‌ی فلسفی من، مانیفست من، لغت‌نامه‌ی من، کتاب آموزشی من کانال تلگرام*

ادامه »

به یاریِ معیارها

  گوشه‌ی دفترچه‌یی قدیمی نوشته بودم:   «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمی‌انگیزد؟»   زمانی سنجه‌ی نوشته‌هایم بود، حالا هم.

ادامه »

رسیدن و آموزاندن

  برخی دستاوردهای کنونی‌ام (از جمله توان انجام آسان بعضی کارها) را زمانی هدفی دور از دسترس می‌پنداشتم. البته شاید این دستاوردها از منظری، ناچیز

ادامه »

وامدار کتاب

  حتا ۱۰ دقیقه مطالعه دگرگونم می‌کند. کتاب‌های خوب سبب شده‌اند:   -از انجام بسیاری از کارهای بی‌سرانجام دست بکشم. -صریح‌تر «نه»‌ بگویم، نخست به

ادامه »

این خونه روشنه

  از وقتی تدریس آغازیدم برخی کارها را تنها برای آن جدی و بی‌وقفه انجام دادم که حافظِ انگیزه‌ی همسفران مدرسه نویسندگی باشد. بارها دوستانی

ادامه »

فرق دو جور نویسنده

  یکی خستگی در می‌کند و سپس می‌نویسد، دیگری می‌نویسد تا خستگی در کند. اول مشتاق است دومی مجنون.     تو بگو: خستگی در

ادامه »