نویسنده: شاهین کلانتری

در خدمت و خیانت مترادف

  در نثرِ حسابی چندان خبر از هم‌کناریِ انبوه مترادف‌ها‌ نیست. مترادف‌‌بازی از دقت بحث می‌کاهد و به لفاظی می‌انجامد.   اما ولخرجی از کیسه‌ی

ادامه »

پاسخت چیست؟

  از آن بنویس که بیشتر بهش نگریسته‌یی. امیدوارم نگویی درونِ خود. حاجت هیچ استعاره نیست. از همین دنیای ملموسِ پیشِ چشمت بگو.

ادامه »

پیش کایدت مرگ پای آگیش

  کدام قلمزنی‌ست که گاهِ نوشتن یادداشت‌های شخصی این پرسش گریبانش را نگرفته باشد: «وقتی مُردم و نوشته‌هایم دست دیگران افتاد، چه خاهند اندیشید؟» یادداشت‌نویسیِ

ادامه »

به فال نیک نوشتن

  نوشتن را به هر چیزی تشبیه کرده بودیم جز فال گرفتن، حالیا این هم روش. البته نه هر نوشتنی. حرف ‌درباره‌ی آزادنویسی‌ست و بداهه‌نگاری.

ادامه »

واژه‌پوک

  تا کلمه‌یی ترکیبی دیدی کنجکاو شو با اجزای آن کلمه چه ترکیب‌هایی دیگری ساخته شده است. راهِ گسترش دایره‌ی لغات این است، نه که

ادامه »

تقطیع برای تأکید

  یعنی جمله را قطعه‌قطعه کنی و هر تکه را در سطری سوا بیاوری. یادآورِ شعر سپید است که در آن سپیدی صفحه نیز به‌اندازه‌ی

ادامه »

نحوه‌ی نحوآموزی

  نخستین گام: در آزادنویسی‌ به جای نوشتن جمله‌هایی با موضوعات مختلف، تنها یک جمله را به ده‌ها شکل گوناگون بنویس.   پی‌نوشت: «نَحو (به

ادامه »

نیم ساعت شش ساعت است

  دیوید لینچ در «صید ماهی بزرگ» می‌نویسد اگر بداند ساعتی بعد جایی قرار دارد و باید خودش را برساند، نمی‌تواند روی کارش تمرکز کند،

ادامه »

بهترین اسم کتاب

  یکی از پرخاننده‌ترین نوشته‌های وبگاهم مطلبی‌ست با عنوان «چگونه اسم داستانم را انتخاب کنم؟» که البته بیشتر خانندگان آن به‌جای مطالعه‌ی مطلب و اجرای

ادامه »

اسم خوب و حس خوب

  کار نو کلمه‌‌ی نو می‌خاهد. کلماتی برای برانگیختنِ تو به حرکت.   به رابطه‌ی نامیدن و انگیختن اندیشیده‌‌یی هیچ؟ مثلن الان برای اتاق خابت

ادامه »

بگو تا بسازی

  بگو چه می‌خاهی بسازی، به خودت، به دیگری نه، که زوال ایده در نقل زودهنگام آن با دیگران‌ست. برای خودت بگو، شفاف بگو، هزارباره

ادامه »

ازیدن در خاب‌وبیدار

  در خاب‌وبیدارِ دمِ‌صبح به ایده‌یی رسیدم درباره‌ی نحوِ جمله، نه مضمون جمله، و خشنودم که توی خاب هم «نحو» است مسئله‌ام نه موضوع. ذهنم

ادامه »

گردشی در گوزوگره‌ی حروف

  گاه ایده با ترسیم هزارباره‌ی واژه به چنگ میاید. چند ده بار با قلم فلزی نوشتم «جُستارگاه» تا به خط مطلبوم برای پوستر این

ادامه »

چرا غمگین می‌نویسی؟

  و به آن دوستانم که از غم‌آلود‌گیِ‌ نوشته‌هاشان بیزارند و شگردِ شادانه‌نگاری می‌طلبند، جز این نمی‌گویم: عزیزم، هرچه هست از ناخودآگاه تو می‌جوشد و

ادامه »