بسيارْ كوشِ شوريده

 

بهرام بیضایی در اندوهیادِ دکتر محمد کوثر او را این‌گونه توصیف کرده بود:‌ «آن بسيارْ كوشِ شوريده!» و من شیفته‌ی بسیارکوش‌های شوریده‌ام.

«شوریده» را دوست دارم،‌ همان‌قدر که «سوختن» را در این بیت مولانا:

ای بی‌خبر از ساختن و سوختنی

عشق آمدنی بود نه آموختنی

 

در واژه‌نامه‌ی من شوریده‌ یعنی مشتاق‌ترینِ آدم‌ها، یعنی همین همسفرانم که هر روز در کانال‌هایشان می‌نویسند تا به زندگی خودشان و دیگران معنای نویی بیفزایند:

بهترین کانال‌ها

 

بسیارکوشانِ شوریده، می‌کوشم به شوق شما.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

13 فروردین 1398

13 فروردین 1398

25 اردیبهشت 1398

25 اردیبهشت 1398

2 پاسخ

  1. آه از بسیارْکوشِ بی‌خبر، با تبری کند درختی اشتباهی را می‌برد…

    اما امید دارم که زمان خبردارش کند و در جایی که باید، باشد.

    الآن این حس رو دارم، قبلا زیاد داشتم اما کمتر شده، به دنبال اینکه کاری رو که عاشقش هستی باشی اما هنوز نیافته باشی و مجبور باشی کارهایی بکنی که بد هم نیستند، اما آن کارهایی نیستند که باید.
    اما این‌طور به خودم دلداری می‌دهم که من یک عمر درس خوانده‌ام و تازه در مسیر جست‌وجو و کندوکاو هستم، پس خودم را نه یک بی‌خبری ۳۵ ساله بلکه شوریده‌ای ۱۸ ساله‌ای بدانم که فقط تازه شروع کرده… همین…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *