نویسنده: شاهین کلانتری

خودم را می‌فارسی‌ام

  در گاهِ آزادنویسی رسیدم به «خودم را می‌فارسی‌ام.»، و اسم کتاب گفت‌وگو با ژولیا کریستوا یادم افتاد:‌ «خودم را می‌سفرم».   با فارسی می‌سفرم.

ادامه »

خاربوسه‌های بابا که

  گل‌بوسه. سم‌بوسه. خربوسه. شب‌بوسه. گوربوسه. گاوبوسه. نازبوسه. نوربوسه. بوس‌بوسه. همین است. بوس‌بوسه. چیزی مثل سکسکه. دچار بوس‌بوسه شدن. ولی نه. «بوس‌بوسی» رایج است. مثلن

ادامه »

از نثر نارایج

  «نثر نارایج» درباره‌ی هر چه نوشتارِ خلاف‌آمدِ عادت است؛ آثاری که گوشه‌‌های نادیده‌ی زبان را به گویشورِ کنجکاو آن می‌نمایانند و واجدِ وجدند. بهتر

ادامه »

مهلک‌ترین گفت‌وگوی درون

  باید می‌گفتی. نباید می‌گفتی. بی‌دست‌وپایی. صبوری. بزدلی. خونسردی. دم را در نمی‌یابی. حواست به آینده است.   بیا به رنجبار‌ترین گفت‌وگوی درونمان بیندیشیم، همان

ادامه »

هر یک ساعت…

  بهترین استعاره برای یک ساعت -هر یک ساعت از ۲۴ ساعت شبانه‌روز- چیست؟ هر یک ساعت… جدولی‌ست که برای پُر کردن. بادی‌ست که ناخاسته

ادامه »

سفید ترسناک

  آدم بامزه‌یی بود. ولی خب، این به چه کار شما می‌آید؟ با یک «بامزه بود» که نمی‌شود بامزگیِ کسی را تصویر کرد. نه، حالا

ادامه »

چون آدمی

  می‌گویی: «هر کاری شروع می‌کنم نیمه‌کاره رها می‌کنم.» می‌گویم: چون آدمی. می‌گویی: «نمی‌توانم روی کارم تمرکز کنم و حین کار فکرم به هزار جا

ادامه »

پرسش‌ها می‌رهانند

  چه می‌شد اگر سوقاتی سؤال می‌آوردی؟ تو بگو؛ ترجیح می‌دهی سوقاتی برایت عطر یا لباسی گران‌بها بیاورند یا پرسشی که می‌تواند جرقه‌ی بهترین دگرگونی‌های

ادامه »

ایده‌ماهی

  از صید و شکار و کشتارِ هر موجود زنده‌یی -حتا سوسک- بیزارم. از استعاره‌ی صید و شکار اما خوشم میاید. و کاش صید و

ادامه »

نثرت رسد به فریاد

  دوستی پرسید چگونه درمی‌یابی اثر نویسنده‌یی کم‌شناس ارزش خاندن دارد؟ گفتم معیار اصلی‌ام زبان است. گاه مطالعه‌ی نظراندازِ چند سطر آغازین هم کافی‌ست. نثر

ادامه »

چیست این نثر نارایج؟

  بنویسیم، متفاوت اما.   نثر نارایج نثر معیار نیست، اما نارایج‌نویس اهمیت نثر معیار را می‌داند و در نگارش آن تواناست. نثر نارایج کارِ

ادامه »

کارمایه‌داری

  گفت: «من قهوه نمی‌نوشم که بنویسم، می‌نویسم که قهوه ننوشم. سیگار نمی‌کشم که بنویسم، می‌نویسم که سیگار نکشم. نوشتن انرژی نمی‌خاهد، خود انرژی‌زاست.»  

ادامه »

نوشتن تجربه می‌شود

  مارک روتکو گفت: «نقاشی درباره‌ی تجربه نیست، خود تجربه است.» به همین سیاق می‌توان گفت: نوشتن خود تجربه است.   اما چه نوع نوشتنی؟

ادامه »

فرمول نوآوری

  اگر استمرار نداشته باشی به تکرار نمی‌افتی اگر به تکرار نیفتی حالت از کارت بهم نمی‌خورد اگر حالت از کارت بهم نخورد برای نوآوری

ادامه »

از مصاحبه تا مقاله

  در جستارگاه امروز حرف از استعاره‌های مفهومی بود و من هم برای بیان بهتر مهم‌ترین نکته‌ی کارگاه به استعاره متوسل شدم:   خیال کن

ادامه »

قصه‌ی قصه‌نویس

  قصه‌ی نویسنده‌یی را بنویس که قصه‌ی نویسنده‌یی را می‌نویسد که قصه‌ی نویسنده‌یی را می‌نویسد…* شاهین کلانتری   *واپسین جمله‌ی کتاب «نویسنده‌ساز» (در دست چاپ)

ادامه »

خودت می‌نویسی؟

  وقتی می‌نویسی خودتی یا یکی دیگه؟ این مهم‌ترین سؤالیه که باید بهش جواب بدی. خوب که فکر کنی می‌بینی بیشتر وقتا خودت نیستی؛ هزار

ادامه »

محبوس این مثلث

  خودخاسته محبوس این مثلثم: پیاده‌روی-نوشتن-خاندن   اما برای گریز از اهمال‌کاری همیشه یک ضلع مثلث را کنار می‌نهم و پیاده‌روی و نوشتن را می‌اندازم

ادامه »

گام‌واژه‌ها

  رفتی بگامی*. اما کلافه شدی. خو کرده‌یی به خریدن. برنمی‌تابی بی‌‌کتاب برگردی. هدفی تراشیدی. چشم دوختی به کاغذپاره‌های این‌‌ورآن‌ورِ پیاده‌رو، پی سطری، سخنی سرگردان.

ادامه »

قصارشکافی

  هر چه کوشیدم از چیز دیگری بنویسم، نشد که نشد. این حرف یداله رؤیایی ولم نمی‌کرد: «در قضاوت کردن چیزی از قضاوت شدن هست.»

ادامه »