کلاف کلماتم که سردرگرم شود، از کلافگی کرور کرور کلمه را با علامتِ بهاضافه وصل میکنم به هم؛ پنداری هر واژه عددیست (که هست) و دارم ارقام را جمع میزنم، همینطوری مینویسم و مینویسم تا لحظهیی که حس کنم وقت علامتِ مساوی است. حاصلجمع همهی کلمات شاید هیچ ربطی به همهی کلمات نداشته باشد. یک نمونه:
عقربه+خار+پوست+خبر+قهوه+آنتن+بتن+سیمان+مار+چراغ+تراس+تور+ماهی+پیاز+پالتو+تمنا+تردید+تار+تیله+آبپاش+قیمه+دست+سیب+سایه+تیغ+شوق+شیر= هر آدمی زیر بار خیال خودش میشکند. هر چه خیالبازتر، خردتر خمیرتر.