نویساپَز

 

گفت:‌

تو منتظری خوب بشوی که بنویسی و من می‌نویسم که خوب بشوم.

این خوب گاهی ناظر بر حس‌وحال است و گاه مهارت.

در سیاهیِ سطرها شاید غیر از تاریکنای زندگی‌ام نگفته باشم اما روشنی‌ام را در سپیدیِ سطرها دیده‌ام و می‌بینم، خودم لاقل.

و نوشتن درد نمی‌خاهد و درد نوشتن می‌خاهد.

کلمه کور می‌شود اگر دروغ بگوید به تو که با قرچ‌قرچِ تمام کفگیرهایِ خورده بر ته دیگ آهنگِ نوشتن می‌کنی.

تویی که تاولانه خیال خامِ نوشتن می‌پزی.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

2 پاسخ

  1. سلام،استاد قطعا من و خیلی از افراد دیگه معنی بعضی کلمات رو نمیدونیم. چه جور متن رو درک کنیم؟ منظورم فقط این پست نیست، پست های دیگری هم کلمات ناآشنا و عتیقه داره، کلماتی که وقتی میخونی حس میکنی چند ثانیه پیش تولید شده
    معنی تاولانه و نویساپز چی میشه؟

    1. چه خوب که درک نمی‌کنید اميدرضا جان.
      چی بهتر از این‌که نوشته‌یی ما رو وادار بکنه به بالا بردن درک‌مون و سبب گسترش دایره‌ی واژگان‌مون بشه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *