گزارش نیک ۶۵: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟

«اگر توانسته‌ام
قلبی را از شکستن بازدارم
هرگز به بیهوده نگذشته عمرم»
-جین آستین

در سلسله‌‌پست‌های روزانه‌ی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی می‌نویسیم از کارهای نیکو و سودمندی که برای خودمان و دیگران انجام داده‌ایم.

درباره‌ی گزارش نیک بیشتر بدانید:

فهرست‌پایه‌ی روزنگاری (Journaling) | چرا چالش «گزارش نیک»؟

فهرست خود را به این شیوه سامان بدهید:

چند پیشنهاد:

  1. سال‌واژه: در آغاز گزارشتان می‌توانید به سال‌واژه‌ی خود اشاره کنید؛ تا هم نوعی یادآوری باشد هم مشوقی برای سنجش عملکرد روزتان بر پایه‌ی سال‌واژه.
  2. نمره‌ی روز: اگر معیارهایی روشنی برای سنجش روزهایتان داشته باشید می‌توانید عملکردتان را دقیق‌تر ارزیابی کنید و به آن نمره بدهید.
  3. یاری‌ جستن: ویلیام کلمنت استون می‌گوید: «به دیگران بگویید می‌خواهید چه‌کار بکنید… سرانجام، یکی پیدا می‌شود که می‌خواهد به شما کمک کند تا به خواسته و آرزویتان برسید.» می‌توانید در بخشی از گزارش نیکتان بگویید که در پی چه اهدافی هستید و به چه چیزهایی نیازمندید.
  4. هزارکلمه‌‌نویسی: چالشی در آزادنویسی. اگر اهل تایپ در برنامه‌ی وُرد هستید بدک نیست هر روز دستِ کم هزار کلمه آزادنویسی کنید. شمارش کلماتِ متن را خودِ برنامه انجام می‌دهد. مهم این است شما دست از کیبورد برندارید و مغزتان را بسپارید به جریان سیال ذهن. در دل این آزادنویسی سطرهایی شکل می‌گیرد برای ارائه‌ در گزارش نیک. ضمن آنکه نگارش همین هزار کلمه را می‌توانید به عنوان دستاوردی روزانه گزارش کنید.
  5. واژه‌گستری: با پرسه در وبگاه «واژه‌دان» برای کلماتِ گزارش نیک خود در پی مترادف‌های مناسب‌ باشید. از جریان این پرسه هم می‌توانید گزارش بدهید. بگویید با چه کلمات تازه‌ای آشنا شده‌اید و چه حسی به آن‌ها دارید.
  6. گزارش آموخته‌ها: از آنچه به‌تازگی آموخته‌ایم بگویم و حتا پاره‌هایی از کتاب‌ها یا کلاس‌ها را نقل کنیم.
  7. رسانه‌ی شخصی: اگر کانال تلگرامی عمومی و فعالی دارید،‌ پیوند آن را ته گزارش‌هایتان بگذارید. اینطوری:
    https://t.me/shahinkalantari

+از جمله‌ کارهایی که همسفران نویسنده‌ساز بیشترِ روزها انجام می‌دهند:

روزنگاری و آزادنویسی

رونویسی و کلمه‌برداری

انتشار متن در رسانه‌ی شخصی

پیاده‌روی

مطالعه‌ی داستان کوتاه و رمان

تماشای فیلم


شما هم می‌توانید این پایین بنویسید که امروز چه کارهای خوبی انجام داده‌اید.


مانیفست گزارش نیک

  • گزارش نیک می‌تواند بهانه‌ای برای فلسفیدن از راه درنگ بر رخدادهای روزانه‌ی زندگی باشد.
  • گزارش نیک یکدیگر را بخانیم تا با انبوهی از نکته‌های جالب از زندگی روزمره‌ی همسفرانمان آشنا شویم. چه خوراکی بهتر از این برای یک نویسنده؟
  • گزارش نیک خود را در کانال تلگرامتان هم‌رسان کنید.
  • شاید پس از چند روز حس کنیم گزارش‌های ما تکراری شده و نگارشش نالازم. اما دقیقن همینجاست که اهمیت چگونگیِ بیان را درمی‌یابیم. یعنی موضوع مهم نیست، مهم این است که از چه زاویه‌ای به آن می‌نگریم و چه شکلی بیانش می‌کنیم. از طرفی، شاید بهتر باشد تمرینِ حیرت کنیم و از جنبه‌های نادیده‌ی روالِ روزمره‌ی زندگی به وجد بیاییم.

همسفران ثابت‌قدم گزارش نیک

| فرشته برگی | مریم کاشانکی | سحر فرهادی | غزاله فائق | زهرا هادی | فرزانه پوربهرام | آناهیتا آهنگری | ساجده حق‌پرست | الهه علیزاده | ناهید راستی | هانا حسینی | ساحل خسروی | احسان شناسا | زهرا بلام‌پور | گیتا کلاهدوز | هاله کاشانی | سیما دهقان‌پور | آرمیتا آرین | فاطمه سربازی | فائزه‌ اعظمی | سامان مفیدی | ثمانه چیتگرها | لیلا گلستانی | منصوره بانام | ساره شوندی | مرضیه حسینی | سارا ذوالفقاری | سیمین مهرابی | یوتاب کیخا | ستایش عبدی | بدری صفایی | زهرا کردوالی | مهشید خوش‌آموز | مریم ابراهیمی کوچک | مریم ابراهیمی قندک | ریحانه ربانی | لنا امیری | مریم‌بانو صنعتی | نگار کردانی | سوین درخشانی | نرجس عظیمی | فاطمه نادریان | نعیمه صدقیان | لاله حقیقت | حدیقه شعبانلو | مهدیه کاظمی | لیلی مداح | ملیحه ناصحی | فاطمه عبدلی | شکیبا اسکاف | پریسا کیانی | زینب اردستانی | زهرا تنگستانی | زهرا حبیبی | حمیده وحدتی | عاطفه قربانی | مهرداد شقاقی | فرح صداقت | زهره یوسفها | ندا احمدی | زهره بیکی | مهتاب صادقی | علی آراسته | مریم جوینده | باده علوی | مهرگان معدنی‌پور | الهه نصیری | شادی صفوی | عسل فاطمی | شاهین کلانتری | فریده جوریکی | سارا چگنی | نعیمه غفارپور | آذردخت حمیدی | فیروز قاسمی | فاطمه ذاکر | فاطمه مداحی‌پور | زینب قهرمانی | بتول آقارحیمی | مبینا ملائی | زمزمه رئیسی | زهرا فرید | مهناز روحانی | هانیه آصفی | هانیه نوبخت |‌ آرزو بابایی |‌ فهیمه سعادت | لادن شایان‌فر | دیانا عباسی | سمیرا نشانی‌فر | شیما صادقی |‌ناهید یوسف‌زاده شوشتری | شکوه طایفی | لیلا علی‌قلی‌زاده | زمزمه رییسی | مریم حاجی‌کریمی | عادل صالحی | مهناز روئین‌تن | مریم جلوانی | زهرا حبیبی | زری قوام | مریم شیرازی | لیلی امیری | زهرا بهاری | الهام جامعی | میترا نعیمی | نغمه فاطمی | فاطمه‌حورا رحمانی |


قوانین بهره‌وری من

  • کمال‌گرا باش، کمالگرای واقعی. میلت به کمال را بهانه‌ی تنبلی نکن. کمالگرای حقیقی می‌داند که یک همواره برتر از صفر است؛ یعنی خلق نسخه‌ی ضعیف و ناقصِ یک کار خیلی بهتر از آن است که هیچ کاری نکنی. چون اگر به حد کافی کمالگرا باشی، می‌توانی در نسخه‌‌های بعدی به ایده‌آلت نزدیک‌تر شوی. پس کمالگرا عملگراست،‌ چون تشنه‌ی کمال است، تحت هر شرایطی، دست به کار می‌شود، و کمال را در بهبود تدریجی می‌جوید.
  • اول اولویت. فقط با انجام مهم‌ترین اولویت روز است که اجازه‌ی رفتن سراغ بقیه‌ی کارها را می‌یابی.
    از پس اغلب کارهای دشوار، نسخه‌ی صبحگاهی تو، بهتر بر می‌آید.
  • به جای مدیریت زمان روی مدیریت انرژی متمرکز شو. ممکن است گاهی اوقات زمان کافی داشته باشی اما انرژی کافی نه.
    توی یک ساعتِ پُرانرژی می‌توان کارِ چند ساعتِ کم‌انرژی را انجام داد.
  • پرسه‌ی بیهوده و بی‌موقع شبکه‌های اجتماعی ممنوع.
    برای خوب کار کردن به آرامش ذهنی نیاز داری. حداکثر زمان مجازِ روزانه برای حضور در جاهایی مثل اینستاگرام نیم‌ساعت است که باید این زمان را هم موکول کنی به بعد از انجام کارهای مهم.
    اینکه حرفه‌‌ی ما به اینترنت وابسته است دلیل نمی‌شود که وقت‌سوزی در آن را توجیه کنیم.
  • رُند کردنِ ساعت ممنوع.
    از هر لحظه‌ای می‌توانی کارت را شروع کنی. نباید معطل کنی تا ساعت رُند شود. شروع کردن از نه دقیقه به هفت خیلی بهتر از شروع کردن از رأس ساعت هفت است.
  • چندکارگی (چند وظیفگی) دشمنِ بهره‌وری است.
    هر وقت روی یک کار تمرکز می‌کنی فقط همان کار را انجام بده، اگر وسطش به کارهای دیگر ناخنک بزنی، انرژی ۶ ساعت کار را در ۶۰ دقیقه هدر می‌دهی.
  • حس و حال مطلوبت را با موسیقی یا پیاده‌روی بساز.
    گاهی چند دقیقه گوش کردن به یک موسیقی خوب یا یک پیاده‌روی کوتاه می‌تواند شهامت، حوصله،‌ تمرکز و انرژی لازم برای پرداختن به کارهای دشوار را فراهم کند.
  • اگر به فکرهای کهنه بیش از اندازه میدان بدهی از تک و تا میفتی. با آزادنویسی خودت را شر فکرهای تکراریِ گذشته برهان.
  • یک پارچ آب کنار دستت داشته باش و مدام آب بنوش.
    گاهی خستگی فقط به خاطر کمبود آب بدن است.
  • خوب و به‌موقع بخاب. نه زیاد، نه کم، حدود ۷ ساعت کافی است.
  • در طول روز گزارش مختصری از کارهای انجام‌شده بنویس. آخر شب آن را در صفحه‌ی «گزارش نیک» هم‌رسان کن.
  • ادامه دارد…

دانلود کتاب‌های شاهین کلانتری

دانلود کتاب فرهنگواره‌ی فارسی خلاق

دانلود کتاب نویسنده‌ساز

دانلود کتاب پنداشته‌ها

دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری

دانلود کتاب چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

11 آبان 1401

11 آبان 1401

8 پاسخ

  1. سال واژه: تداوم.
    1. صبح با گوش دادن به پادکستِ وقتی نیچه گریست و با ورق زدن کتاب اون هم زمان در تخت آغاز شد.
    2. امروز روز نظافت منزل بود، که برقها رفت و برنامه را کمی به عقب انداخت.
    3. دوش گرفتم و بعد وارد سایت شاهین کلانتری شدم و گزارش نیک بچه‌ها رو خوندم.
    4. ساعت پنج به وقت وبینار با استاد عزیزم شاهین کلانتری
    استاد در این وبینار به معرفی روی کاریکماتور پرداخت.
    تعریف کاریکماتور یعنی: ترکیبی از کلمات و کایکاتور.
    کاریکماتور ا احمد شاملو در وصف آثار پرویز شاپور نوشته است.
    5. شرکت در کلاس قصه قصه شرکت کردم. . که درباره نثر نثر آهنگین بود.
    6. رفتن به بیرون و هوا خوردند.
    7.به خودم نمره‌7 میدم.
    تا گزارش نیک بعدی خدانگهدار.

  2. ➖ سال‌واژه‌ام: بینجامیدن

    ✔️صفحات صبحگاهی نوشتم.

    ✔️امروز قرار بود کلاس جواهر دوزی داشته باشم و جلسه اولش باشد، توی سگ گرما رفتم و دیدم کلاس تشکیل نشده و بعد از آن تا دو ساعت هیچ کس جرئت نزدیک شدن به من را نداشت.

    ✔️زبان گفتم و خاندم و نوشتم. احساس بهتری دارم.

    ✔️غرور و تعصب را خاندم. بار اول که خانده بودم چون بین خاندنم فاصله افتاده بود داستان را درک نکرده و دوستش نداشتم اما الان که برای بار دوم میخانم خیلی دوستش می‌دارم.

    ✔️وضع حساسیت قفسه سینه‌ام دوباره بد شده است و خیلی وقت است مهمان بیلبیلک‌های قرمز رنگ است. اعصابم را خیلی خراب کرده است. به همین منوال پیش برود با خودکشی خودم و او را یکسره راحت می‌کنم.

    ✔️اندکی سپهری را ناخنک زدم.

    ✔️تصمیم گرفتم مارتین ایدن ببینم اما گوشی‌ام‌ دارد می‌میرد پس قیدش را زدم چون نباید فیلم را نصفه دید احتمالن فردا به سراغش بروم.

    ✔️رونویسی از سایه تن درشکه‌چی را داشتم. اگر اینگونه پیش بروم احتمالن تا آخر تابستان تمامش می‌کنم😩.

    ✔️نمره 5 را به امروز می‌دهم، اصلن دوستش نداشتم.

    ➖باشد که جز بینجامیدگان باشم.

    https://t.me/Jonnevice_channel

  3. گزارش نیک طلوع کرد و سال‌واژه‌ام تعهد را یاد آمد. همین که تعهد به نوشتن گزارش نیک دارم خوشحالم می‌کند. صبح بیدار شدم و قبل از حرکت برای شروع زندگی، کمی فکر کردن را ترجیح دادم که امروز چه باید کرد و از کجا آغاز کنم از ذوق نوشتن بلند شدم چند خط صبحگاهی نوشتم و شوق پیاده‌روی وادار به حرکتم کرد. در راه برگشت نان سنگک خریدم صبحانه را آماده کردم و شیپور بیدار باش زدم بر اهل خانه. خانواده‌ی ما اهل صبحانه هستند و تا ساعت هشت کار تمام است و همه به سر کار می‌روند.
    می‌ماند من و قلم و کاغذ و ساعت و یک عالمه کار در آشپزخانه که تیغ‌شان به قلم و کاغد نمی‌برد و به نوشتن و یادداشت برداری می‌پردازم. و بعداز نوشتن ناهار را آماده می‌کنم خرید می‌کنم گرما را تحمل می‌کنم. امروز پنکه‌‌مان سوخت و عرق‌ریزان کولر را روشن کردم. کولر ما جان ندارد و فوت می‌کند. در حین کار کردن اندکی از کتاب صوتی بوف کور را گوش کردم. واژه‌ی واپس را در کتاب خواندم و پسندیدم. مطالعات من پراکنده است و همیشه از این بابت ناراحتم. وبینار را دیدم و آموختم و استاد از کاریکلماتور دوستان نویسنده خواندند. بسیار هنرمندانه و زیبا نوشته بودند. همیشه نیکو نویس باشید و موفق. نمره‌‌ی هشت برایم خوب است.
    یادداشت امروزم را در کانال تلگرام می‌توانید بخوانید.
    https://t.me/notetoday1

  4. سال‌واژه‌ام، آگاهی است ولی به ندرت شده معیاری برای سنجش روزم. یادآوری خوبی است در این روزانه‌نویسی. تعهدمان به خودمان و هدفمان را فراموش نکنیم.
    هنوز عادت‌هایی از قبل نهادینه شده تا معیار سنجش روزم شود. کشیدن، پریدن، ورزیدن، گامیدن، شستن. در پی درست زندگی کردن.
    چه کارهایی امروز انجام دادم؟ برای خرید کادوی تولد خاهرم بیرون رفتم. ادامه‌ی شب هول را خاندم. اتاقم را جارو کشیدم. صد جمله نوشتم و بیش‌تر شد تخلیه‌ی نگرانی‌هایم. در وبینار شرکت کردم. مثل همیشه آقای کلانتری، مثل همیشه من و سایر شاگردانشان را حمایت کردند. از ایشان بسیار سپاسگزارم. فقط گوش سپردن به صحبت‌هایشان، راهگشاست. خوشبختی من است که با ایشان آشنا شدم.
    https://t.me/armaghannevesht

  5. ۱- «نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن.» به نظرم این آیه تقلبی است برای رسیدن به آرامش و رونق در زندگی؛ وقتی نعمت‌ها را بازگو می‌کنی احوالت و به تبع آن اوضاعت دگرگون می‌شود.
    (آیه ۱۱، سوره ضحی)

    ۲- پدر من به قدر عمر دو انسانِ کامل سیگار کشیده است؛ از شانزده سالگی تا حوالی شصت سالگی. آن هم نه به‌عنوان تفریح و شوخی، سال‌های زیادی را با دو پاکت سیگار در روز گذرانده است. شاید دلیل انزجار من از سیگار همین سیگار‌کشیدن افراطی پدرم بوده. همین آدم یک روز از خواب بیدار شد و گفت من دیگر هرگز سیگار نمی‌کشم، و دیگر هرگز سیگار نکشید. سال‌های بسیاری از آن روز می‌گذرد، گاهی گذشته را یاد می‌کند و متعجب می‌شود که چرا تن به این تن‌آزاری می‌داده. توانمندی‌های آدمیزاد همواره موجب حیرتم است. واقعن چه کاری هست که انسان بخواهد انجام دهد و نتواند؟

    ۳- رانندگی طولانی همیشه برایم فرصتی نیک است برای سر و سامان دادن به احوالات درونی.

    ۴- دیگر نه اینجا را دوست دارم نه آنجا را، دیگر همه جا غریبه‌ام.

    ۵- امروز در وبینار نویسنده‌ساز چی بیشتر پررنگ بود؟
    – کاریکلماتور، مخصوصن یکی‌شان: «اسپرسو با شکر» 🤭

    ۶- الهی شکرت…

  6. سال واژه: ماراتن معکوس.
    چند دز کتاب خاندم. «نایب کنسول. توجه شما را به قسمتی جلب می‌کنم که نایب کنسول درحال دردودل و ناله که وای چرا زنی به دلم نمی‌نشیند و فلان، می‌گوید من هنوز پسر هستم. برایم جالب بود. خب عزیزم ما داریم ملل فرانسه می‌خانیم و این بدیع بود.
    آزاد‌نویسی‌ام شده خلاصه‌ای از دق دلی‌ها.
    یک قسمت سریال.
    بعد چون« obsassion» را از قبل داشتم، تندتند دیدم. این عادت از خلاصه ‌گیری می‌آید. مرض است. آن‌هم وقتی باب دلم نیست. دوست نداشتم. مطمئنم همه‌ی مخاطبین هم به کدهایش حتی فکر هم نکنند چه بسا واشکافی. برای بار صدم آثار همه‌گیر مناسب من نیستند.
    لغت جدید واژه‌نامه شخصی‌ام؛ سگ ‌خندگی.
    (به فردی که بعد از مستی، بیهوشی و مواردی از این دست خنده اش بند نمی‌آید، می‌گویم.)
    یک سریال درباره نویسندگی، در کانالم معرفی کردم. آثار زیادی از این دست در ذهن دارم که به مرور بروزرسانی می‌کنم.
    از اینکه دوستداران بادمجان یا بادنجان رو به کاهش است، خوشحالم. احتمالا دارد منقرض می‌شود.
    از اندک آدم‌های مهربانی که نمی‌شناسم اما ممکن است در برخوردی آنی مهرشان خوشنودم کند، سپاسگزارم.
    چند شعر افغان خاندم. آن‌ها همیشه بدیع و نو هستند.

  7. گزارش نیک در قالب پرسش و پاسخ

    —از یک تا ده به امروز چه نمره‌ای می‌دهی؟ چرا؟
    نمره‌ی پنج‌. چون نتوانستم بنویسم. دو فایل صوتی را گوش دادم.

    —از گفت‌وگوهای امروز چه نکته‌ای اندوختی؟
    آموختم کمک کردن به دیگران اصول و قواعدی دارد که باید مد نظر قرار گیرد، اگر کسی از من یاری خواست این سه سوال را از خودم بپرسم:
    آیا به کمک من نیاز دارد؟
    آیا توان انجام درست آن را دارم؟
    عواقب این کمک برای هر دوی ما چه خواهد بود؟

    —امروز در کدام کتاب‌ها پرسه زدی؟
    کتاب «ترجیح می‌دهم که نه» از هرمان ملویل و شاهنامه

    —امروز رفتی پیاده‌روی؟
    در حیاط قدمکی زدم. پیاده‌روی برایم سخت است.

    —امروز از خوردن چی بیشتر لذت بردی؟
    خوردن یک لیوان آب خنک در هوایی بشدت گرم.

    —امروز چه چیزهایی نگران یا ناراحتت کرد؟
    نتوانم به علت آرتروز گردن و خشکی چشم به نوشتن ادامه بدهم.

    —امروز از رویاپردازی درباره‌ی چی کیف کردی؟
    تمام شاهنامه را بخوانم و از آن یاداشت بردارم.

    —امروز با کی تماس گرفتی؟
    با خواهرم

    —امروز چه واژه‌ یا عبارتی در کانون ذهنت بود؟
    شعر

    —امروز یاد کدام خاطره افتادی؟
    خواندن کتاب «ترجیح می‌دهم که نه» مرا یاد دوران کارمندی‌ام انداخت و اینکه اگر مثل بارتلبی در کتاب، به رئیس اداره می‌گفتم «ترجیح می‌دهم این کار انجام ندهم» چه اتفاقی می‌افتاد؟

    —امروز در وبینار نویسنده‌ساز چی بیشتر پررنگ بود؟
    تمرکز روی جمله و کاریکلماتور

  8. سال‌واژه: پژوهشیدن

    دیشب گفتم علاجِ بدروزی خاب است. برای من زودخابی‌ست. می‌خابم و صبح، یک بدروزِ ناخسته‌‌ی بهترم. بیدار شدم و حالم گرفته بود. خودم را مجبور کردم. به صبحانه‌خوری، پیاده‌روی و کتاب‌خانی. کتاب «به خیالم فقط من اینطورم» را خاندم و درباره‌ی شرم بیشتر پژوهشیدم. کنارش چیزهایی هم نوشتم. مجموعِ روزم از ناامیدیِ دیروز کاست.

    کلاس طراحی لباس داشتم و استرس. نمی‌دانستم فضا چطوری‌ست، پیرهن بپوشم یا بلوز شلوار؟ از آخر بلندپیرهنم را برداشتم که خنک باشد. اولِ کلاس استاد همین سوال را کرد. انتخاب لباس‌تان به چه دلیل بوده؟ اغلب به خنکی اشاره شد. من هم گفتم خنکی و رنگ. چون عاشق رنگ‌های روشنم. امروز سعی کردم بلندتر حرف‌ بزنم. لاکِ زرد زدم چون زرد شرمم را جلوی چشمم نگه می‌دارد.

    وقتی داشتم برای سوال آخر کلاس آماده می‌شدم(چه کرده‌اید؟) قول دادم خلاصه‌گویی نکنم. یکبار سال پیش در کلاسی چنین موقعیتی بودم و حسابی وحشت‌زده از ابرازوجود. بعدش کلی بابت ناتوانی، خودم را سرزنشاندم. اما حالا که درباره‌ی ساز و کارِ شرم می‌دانم نمی‌خاهم با شرم خودم را ساکت‌تر کنم. به نسبتِ برخورد‌های اولم راضی بودم. آزادتر و ریحانه‌تر بودم. همین کافی‌ست.
    اینطور موقعیت‌هایست که قدرِ خاندن درباره‌ی احساسات را می‌دانم. چون اگر نشناسی‌شان راحت‌تر تسلیم‌شان می‌شوی. وقتی می‌شناسی با تمرین و گفتن ازشان کمتر کنترلت را از دست می‌دهی.

    در فرهنگواره‌ی فارسی خلاق واژه‌‌گردی کردم: شدآیند، خبرهراس، بازپدید و نیستگون موردعلاقه‌هایم بودند.

    https://t.me/ReyhaneRabani

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *