دسته‌بندی: از نوشتن

از جنون فهرست و انگیزه‌یابی

  بیا فهرست کنیم. بیا نورون‌های بیشمار مغزمان را فهرست کنیم. بیا هرچه بی‌شمار است فهرست کنیم. بیا انگیزه‌هایمان را فهرست کنیم و هر فهرستی

ادامه »

فرمول‌های شاعرانه‌ی ما

  بیا به فرمول‌های شاعرانه‌ی زندگی‌مان بیندیشیم.   یک نمونه‌اش شعر‌ی‌ست از ایرج کریمی‌ که در فیلم «باغ‌های کندلوس» هم دکلمه می‌کنندش:   «در دامنه‌ها

ادامه »

کلمات خودپو

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

برنامه‌ی هفتگی یک مجنون

  شنبه: دوشنبه یکشنبه: پنجشنبه دوشنبه: یکشنبه سه‌شنبه: جمعه چهارشنبه: شنبه پنجشنبه: سه‌شنبه جمعه: چهارشنبه   به‌گمانِ مجنونِ قصه‌ی ما خلاف‌آمدِ عادت زیستن با عصیان

ادامه »

دیگر همه پرسش

  گاه می‌پناهم به کتاب تا لرزه به اندامِ افکارم بیندازم. مثلن در «درخشش‌های تیره» می‌رسم به اینجا که «فرهنگ ما در واقع فرهنگ شبیه‌سازی

ادامه »

بعد از کلمه‌برداری

  بپندار واژه‌یی را از کتابی برداشته‌‌‌ای و می‌خاهی باهاش چیزکی بنویسی و بسپاریش به حافظه. با این پرسش‌ها بهتر راه می‌افتد روی کاغذ:  

ادامه »

مدیریت خلاقانه‌ی زمان

  «هفتک» برابرنهادی‌ست برای «تیک‌زدن» و ما در وبینار نویسنده‌ساز از آن بهره می‌جوییم تا هر روز ۷ تمرین کلیدی را با هم انجام دهیم.

ادامه »

واژه‌های هوس‌خیز

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

در گریه مکوش

  من یکی که از نصیحت‌شدن خوشم می‌آید. شیفته‌ی آنم که سراپا گوش شوم و یکی با جدیت و حلاوت نصیحت‌بارانم کند.   و گاه

ادامه »

زخمی و چسبی و کتابی

  و گاه می‌پناهم به کتابی پیِ چسبی برای زخمی. چسبی چنین:   «همه از ارتفاع می‌ترسند از پستی معدودی»   اما نه، بند نمی‌آید

ادامه »

تنفسگاهی از کلمات

  گاه دل به دریای کتاب می‌زنم تا حیات‌واژه‌ای تازه صید کنم. ماجرای حیات‌واژه را می‌دانید لابد؟ عنوان فهرستی‌ از کلمات است که هر یک

ادامه »

عشق چه تراش می‌کند

  و کتاب‌هایی را هم می‌گشایم برای دیدن پرسشی درنگیدنی؛ پرسشی که میلِ طرح پرسش‌های دیگر را برانگیزد.   و امشب شعرکی از حمیدرضا شکارسری

ادامه »

هلاک نوشتن

  هُل‌هُلکی می‌نویسم تا از مهلکه بگریزم بلکه. گذشته را مستهلک می‌کنم در نوشتن. هلاکِ گذشته نمی‌شوم. هلاکِ نوشتنم.

ادامه »

نام نانوشته‌ها

  و گاه دیوانی می‌گشایم برای یافتن نامِ کتاب؛ کتاب‌هایی موهوم برای کتابخانه‌یی خیالی، بدون میلی به نوشتنشان؛ اما همیشه با یک پرسش: چنین عنوانی

ادامه »

اشعار سپندآسا

  و گاه در پی دیداری تصادفی با آشنایی نادیده سر به کتاب می‌زنم؛ یافتن سطری و عبارتی هم‌خون و هم‌جوش.   و امشب این

ادامه »