اگر باور داری که آیندهای نداری، آیندهای نداری
پندنامه قالب مناسبی برای نوشتن انواع متنهای آموزشی است. از این قالب در نگارش طنز هم میتوان بهره برد. مطلب مرتبط: توصیههای خود را بنویسید
پندنامه قالب مناسبی برای نوشتن انواع متنهای آموزشی است. از این قالب در نگارش طنز هم میتوان بهره برد. مطلب مرتبط: توصیههای خود را بنویسید
سختیهای کار موردعلاقهتان به شما انگیزه میدهد یا سرخوردهتان میکند؟ دیروز توی لایو گفتم که نوشتن دشوار است، و برخلاف تصور، هر چه پیشتر بروی
چاپ دوم کتاب «شاهراه تأثیرگذاری» منتشر شد. برای این کتاب هیچ تبلیغی نکردم؛ فقط توی صفحات شخصی خودم چند باری لینک فروش آن را گذاشتم.
شکسپیر گفت: «دنیا صحنۀ نمایش است و مردمان بازیگران آن.» و میتوان گفت: «صفحۀ سفید صحنۀ نمایش است و واژهها نقشآفرینان آن.» امروز در لایو
هرگز تصور نمیکردم که روزی قهوه و چای را بهطور دائم ترک کنم. هرگز تصور نمیکردم که بتوانم ساعت ده شب به رختخواب بروم و
پریشان و افسرده میشویم چون هدف معینی نداریم تا به سوی آن حرکت کنیم. بیایید امروز این شیوه را امتحان کنیم: همین حالا یکی از
17:47 با کتابهای نخوانده چه کنیم؟ هر کتاب نخوانده را بگشاییم و از هر جای کتاب که دلمان خواست اندکی بخوانیم. این خیلی بهتر از
قسمتهای قبلی آموزش دستور زبان را اینجا بخوانید. فعل شخص (مفرد-جمع) فعل بیان کاری یا حالتی است در یکی از زمانهای سهگانه که به یکی از
در این صفحه فقط لینک وبلاگهای دوستانی را آوردهام که عضو گروه نویسندگی خلاق هستند و فعالانه مینویسند. (اگر از اعضای دوره نویسندگی خلاق هستید
عاشق فرهنگنامههای خاصم. دارم فرهنگ اصطلاحات عامیانۀ جوانان را ورق میزنم و میرسم به این سطرها: آب چرخ کن: دوش حمام. آبدوغخیاری: مبتذل؛ پیشپاافتاده: «عشقهای
13:10 ده واژۀ هر روزِ من 1 خواندن: ⊕ باید از سرعتم بکاهم. وقتی کتابی غیرداستانی میخوانم باید هر چهار پنج صفحه یکبار درنگ کنم،
8:52 یکی از سرگرمیهای من ورق زدن لغتنامههاست. گاهی که در ایدهیابی به بن بست میرسم دیدن چند کلمه کمی از گرفتاریام میکاهد. در فرهنگ
ساعت 11 سلام. راستش دوست ندارم اول برنامه زیاد حاشیه بروم و بگویم حالتان چطور است و روزتان بخیر و ازین حرفها. پس فقط یک
یکی از تمرینهای کلاس نویسندگان خلاق نوشتن جملات یک داستان به کوتاهترین شکل ممکن است. گاهی پس از پس از انجام این تمرین برخی دوستان
گاهی به رابطۀ استفاده نقل قول و تنبلی فکری میاندیشم. اگر خودت را به نقل قول از این و آن عادت بدهی بعد از مدتی
عنوان برخی از کتابها اسم شخصیت اصلی داستان است: مارتین ایدن مادام بوواری گتسبی بزرگ دکتر ژیواگو آقای ریپلی با استعداد و… اما گاهی نویسنده
وقتی موبایلبازی دلت میخواهد به جای پرسه در شبکههای اجتماعی دربارۀ موضوعات مختلف در گوگل جستجو کن. در سرچ کردن لااقل گرفتار الگوریتمهای شبکههای اجتماعی
اینکه آدم روی خودش مطالعه کند جالب است؛ اگر بتوانی این مطالعه صورتبندی و ارائه هم بکنی که دیگر نور علی نور است؛ بیش از دیگران هم برای خودت مفید است. چون چیزی که در چارچوب معینی قرار گرفته قابلیت بیشتری برای حک و اصلاح پیدا میکند…
اکبر رادی در یکی از گفتوگوهایش میگوید: «باران همیشه برای من وسوسهانگیز بوده است.*» نمایشنامههای رادی را که میخوانی میبینی حضور خاص باران در آثار
1 قبل از هر چیز به کاری بپرداز که در اولویت است. فقط با انجام دادن مهمترین اولویت روز است که اجازۀ رفتن سراغ بقیۀ