نویسنده: شاهین کلانتری

این ۵۰ نفر

این ۵۰ نفر از دوستان و همراهان خوش‌ذوق و سختکوش من و مدرسه نویسندگی هستند. برای انتخاب افراد چند معیار دارم: ۱. داشتن وبگاه فعال

ادامه »

رمق نوشتنت را نگیر

امروز از این‌ها می‌نویسم: رمق نوشتن ✱ دم سحر با یک ایده بیدار شدم. ایده‌ی نمایشنامه. نمایشنامه‌یی با دو شخصیت. ذوق‌زده بودم. جایی ننوشتمش. گفتم

ادامه »

فهرست کلمات دلگشا

لابلای کارها نشستم فهرستی از کلمات دلگشا نوشتم، گفتم بگذار ببینم نوشتن این فهرست تغییری در حس‌وحالم ایجاد می‌کند؟ شادی. آرامش. آینده. خوشی. حال خوب.

ادامه »

برای نقل در آینده

گاهی گمان می‌کنم هیچ چیز به‌اندازه‌ی اتفاقی بد حالم را خوب نمی‌کند. نه، این گرایشی خودآزارانه نیست. اتفاقات ناخوشایند محرک‌اند، هُلم می‌دهند. وادارم می‌کنند سریع‌تر

ادامه »

از استرس

فرشته مولوی در آغاز نخستین داستان کتاب «زرد خاکستری»‌می‌نویسد:‌ «آن روزها به روزها بی اعتنا بودم.» اما چطور می‌شود به روزها بی‌ اعتنا نبود؟ یا

ادامه »

احساس مفید بودن

وبینار تمام می‌شود. برای استراحت روانه‌ی کتابفروشی می‌شویم. توی راه با خودم می‌گویم بگذار کار مفیدی بکنم، حرفی به میان بیاورم تا با آن ایده‌ی

ادامه »

شکار روزانه‌ی ما

انگار میلی غریزی داری برای شکار روزانه. دلت می‌خواهد راه بیفتی چیزی شکار کنی. بیاوریش توی اتاقت. بگذاری جلوی چشمت. حظ کنی از انجام مهم‌ترین

ادامه »

شرح درماندگی درمانگر است

برخی ایده‌هایم هنگام تدریس شکل می‌گیرند. مثلن در واپسین لحظات کارگاه اخیر تمرین نوشتن در توضیح موضوعی گفتم:‌ «شرح درماندگی درمانگر است.» این حرف را

ادامه »

فرق کتابخوان

شوق معاشرت با فرد کتابخوان برای آن نیست که او از کتاب‌هایی که خوانده نقل کند. نه. این شاید ملال‌آور هم باشد.  فرد کتابخوان هم‌صحبت

ادامه »

روانکاوی که شیفته‌ی ادبیات است

«من می‌نویسم تا دریابم چه می‌اندیشم.»  (توماس آگدن، کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی»، ترجمه‌ی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵) توماس آگدن از روانکاوان شاخصی

ادامه »

قلقلک قلم

دنبال پرسشی باش که برای نوشتن وسوسه‌ات کند. گوش به راهِ پاسخ کدام سؤالی؟

ادامه »

طاقت نوشتن

پشت میزم نشسته‌ام و به هر طرف سر می‌چرخانم یک دسته کتابِ خوب می‌بینم. انگار لشکری از کتاب‌ها را گردآورده‌ام تا تنها به مصاف نوشتن

ادامه »