و آروینکه مرگ که اسبها که
و ده روزی گذشته. و بغض تازه امروز بیخ گلویم را میگیرد. ناگاه از خاب برمیخیزم و میبینم نه، مُردنش را برنمیتابم. و دریغ
و ده روزی گذشته. و بغض تازه امروز بیخ گلویم را میگیرد. ناگاه از خاب برمیخیزم و میبینم نه، مُردنش را برنمیتابم. و دریغ
دستهبندی سامان میبخشد. دستهبندی پوشیدهها و پریشیدهها را از نهان تاریکی به عیان روشنایی میآورد. دستهبندی کلید انتقال دانش است. دستهبندی نقصهایی هم دارد. گاه
اشاره: جمعهها از هدف هفتهام میگویم. شاید همهدف شدیم. نخستین گام تعریف فشردهی هدف است. سپس برای هر روز هدفکی برمیگزینیم. هدف هفته:
امشب در وبینار نویسندهساز از مثلث «دگرگرد» صحبت کردیم. مثلی برای تغییر و تحول در عرصههای مختلف زندگی. ۳ ضلع مثلث دگرگرد: نوشتن
به سیاق ریچارد براتیگان که گفت هر دختری را شعری باید، میتوان گفت هر آدمی را پرسشنامهیی باید. ماجرای «پرسشنامهی پروست» را میدانید لابد.
شاید مهمترین کار ما در نشستهای «تمرینجا*» گشتن پیِ کلمات اضافه است. بارها دیدهایم که گاه با حذف یک واژهی اضافه، جمله دوچندان
لابهلای زبانزدهای فرهنگ عامه میرسم به «پنج انگشت با هم برادرن اما برابر نیستن.» و باز میاندیشم به بسامد بالای تن در فارسی، و
بنا دارم شنبهها یکی از مطالب کلیدی وبگاهم را بازنویسی و فهرستی از بازنوشتهها را اینجا هوا کنم. نوشتار این هفته «فهرستی از
این فهرست شامل فهرستهایی از وبلاگ است که میکوشم هرازگاهی بهروز کنم. مطالبی که هنوز سبز نشدهاند، قدیمیترند. رنگ هر مطلب پس از اکنونیدن (بهروزرسانی)
جمعهها از هدف هفتهام میگویم. شاید همهدف شدیم. نخستین گام تعریف فشردهی هدف است. سپس برای هر روز هدفکی برمیگزینیم. هدف: زیآمیزی
این پارهییست از نامهیی که برای دوستی نزدیک نگاشتهام: …پس باید جوری بنویسم که بشود یک تکهاش را درآورد و در «تردیدار» هوا
در این حد که میگویند یادداشتهای روزانهی ماکس فریش خیلی بهتر از رمانها و نمایشنامههای اوست*. البته فریش چنان به روزنگاری علاقه داشت که
یعنی چه؟ گفتی داستاننویس را چه به برهانآوری؟ نه. حرف این نیست که قصهنویس باید استدلال کند و مخاطب را به راه راست هدایت.
اینبار از مکان به داستان برسیم. خیال کن میخاهی بنایی طراحی کنی که داستانت در آن بگذرد. بنای خیالین تو چه شکلیست؟ بگذار
دیدم یکی از ابزارهایم در گریز از بیهودگی، دستهبندی است. مثلن یک بار نشستم و واژهها را به دو گروه بیسایه و باسایه تقسیم
صبح مادرِغلام را میبرم بیمارستان. برای عملِ دست. دست دست. به «دست دست» فکر میکنم که اگر فعل «نکن» کنارش بگذاری یک معنی دارد
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژهها و عباراتی که اینوروآنور دیدهام و پسندیدهام. با هدف
گاه شعر میخانم تنها برای افزودن چیزی به فهرست «حسواژه»هام. برای مثال به این رباعی ایرج صفشکن بنگرید: نزدیک نیا که سخت مسموم
گسترش متن از خارخارهای بنیادین نوقلمهاست. اما ابتدا باید ببینیم فرق آن با درازگویی در چیست؟ گسترش متن باید انداموار (ارگانیک)باشد،یعنی هیچ جزء آن