نویسنده: شاهین کلانتری

زخم‌یاد

زخم‌یاد «زخم‌یاد» سرنامِ فهرستی‌ست از خاطرات تلخم؛ ماجراهایی که خاه‌مخاه خودی می‌نمایانند.   امروز که دوستی پرسید چیست که به کارم دوام می‌بخشد، در پاسخ

ادامه »

فقط در نوشتار

  کدام واژه‌ها را در نوشتار راحت به کار می‌بری اما در گفتار نه؟   فهرست من: آغازیدن دمیدن ستردن   ادامه دارد…

ادامه »

از تپیدار قلب

  از واژه که سر می‌دواند. از ترجیح چاهِ سفید به راهِ سیاه. از خامگاهِ مغز سوخته. از فارسی که سرشار از فسفرِ حافظ‌ماهی‌هاست. از

ادامه »

تصمیم بزرگ=داستان بزرگ

  -با هر تصمیم یک داستان نصیبت می‌شود،‌ با هر تصمیم بزرگ یک داستان بزرگ.   -امروز در کلاس شعر درباره‌ی اصطلاحات عامیانه حرف زدیم

ادامه »

از تردیدها و تردیدگی‌ها

  -می‌خاستم نوشتن این مطلب را از اول روز بیاغازم و تدریجی هوایش کنم، اما پشیمان شدم، تردیدها و تردیدگی‌هایم چه‌بهتر که اندکی ته‌نشین شوند

ادامه »

بیراهه‌پیما

  -امروز این بیت کلیم کاشانی گرم نوشتنم کرد: تا نفرسوده است پا، بیراهه‌پیما می‌شوم می‌گذارم پا به راه آن دم که بی‌پا می‌شوم  

ادامه »

واژه‌های وا‌ژه‌گردان

  -امروز در «واژه‌گردان» از تفاوت دو شیوه‌ی واژه‌سازی (ترکیب و اشتقاق) حرف زدیم و کمی هم به «دساتیر» پرداختیم. بخش جالب جلسه،‌ بررسی تمرین‌ها

ادامه »

چی قرص است و چی آمپول؟

  من هم از آمپول می‌ترسیدم، اما فهمانده بودندم که قرص کم‌اثر است و باید نیش آمپول را با سوزشِ تب تاخت بزنم. با این

ادامه »

خوش‌واژه‌گی

#کلمات_هفته عنوان بخشی از #تردیدار است که در آن پاره‌هایی از کلمه‌برداری‌هایم را منتشر می‌کنم. کلمه‌برداری تمرین مؤثری برای گسترش دایره‌ی واژگان است که آدابش

ادامه »

دیدن پایان نمی‌شناسد

-امروز در داستان «مرد در راهرو نشسته» از مارگریت دوراس خاندم: «فراسوی زن و مرد سرزمینی می‌بینم بی‌درخت، سرزمینِ شمالی را می‌بینم. دریا گسترده باشد

ادامه »

بازنویسی شیرین می‌شود

  -دیشب خاب دیدم رفته‌ام به بقالی ‌کوچکی در حاشیه‌‌ی شهر. کنار یخچالی پر از بستنی‌های خرمایی (که حسرت‌به‌دل ماندم بدانم چه مزه‌یی‌ست)، یک ویترین

ادامه »

خوب از نوشتن

  -دیشب سرانجام یک ربع آخر فیلم «sons» را دیدم (به جای سریالیدن، بدبختانه فیلم‌ها را سریالی می‌بینم). از چند جهت فیلم قابل‌توجهی‌ست: ۱. انسجام

ادامه »

مقام شامخ نیم‌فاصله

  – دیشب خاب دیدم یکی از بچه‌های مدرسه نویسندگی رییس‌جمهور شده. کلی ذوقش را کردم. از آن طرف یکی از بچه‌ها آمده بود و

ادامه »

درچین و ورچین

  -امروز نخابیده بیدار شدم. یعنی دیشب یکسره بیدار ماندم تا امشب زود بخابم، بلکم خابم تنظیم شود.   -امروز صبح با ماهان رفتیم «نیکوصفت»

ادامه »

نوشتن برای سرپیچی از ذهن

  نوشتن برای ایستادن، ‌ایستادن بر فراز ذهن. نوشتن برای بیش‌بینی،‌ بیشتر دیدن از توان چشم.   آیا تاکنون با نوشتن در برابر خود ایستاده‌اید؟

ادامه »

نوشتار شوق‌افزا

  از جمله‌‌های تکرارشونده در یادداشت‌های روزانه‌ام:   «وقتی درباره‌ی چیزی می‌نویسم بیشتر به آن علاقه‌مند می‌‌شوم.»     تابه‌‌حال چنین تجربه‌یی داشته‌اید؟

ادامه »