لذت این روزهایم: تولید و تماشای خرچنگ قورباغه.
قلمشیدا بودم قلمشیداتر شدهام.
مدام ماژیک به دستم و کاغذ پُر میکنم. آرامشم میدهد. در همین هرزهنویسیها حسِ بچگی میکنم. هر کلمه، هر بار که روی کاغذ میاید شکل دیگری مییابد. دست به کلمه میزنم رگ میشود. هر واژه رگی از مغز من است.
2 پاسخ
در نوشتن،باید قلم شیدا بود، چرا که قلمِ شیدایی، با اعتماد بهنفس بالا مینویسد. قلم که شیدای شود، خواب و خوراک ندارد،مدام مینویسد، ازهرجا مینویسد، پر حرفی اش را با نوشتن خالی میکند، گاه تا چهل و هشت ساعت هم خواب به چشم قلم نمیآید. قلم که شیدایی شد ،پرش افکار میگیرد، از این شاخه به آن شاخه مینویسد. قلم شیدایی سالاد واژگان دارد، قر و قاطی مینویسد. آنقدر مینویسد که از نفس بیافتد.
زنده باد منیر عزیز. 🌸