یادگاری از آینده‌نویس: دورهمی آنلاین ر‌وزهای بحرانی

آن‌که از رگ و ریشه آموزگار است، همه‌چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی می‌گیرد.
-نیچه

بیش از حد معمول مهربان باشید.
-جکسون براون

اگر بخواهیم، می‌توانیم تمامی هنر زیستن را در استفاده‌ی درست از زبان خلاصه کنیم.
-سیمون وی

اندوه را نوشتن می‌شاید و شادی را گفتن.
-ابولحسن خرقانی

رشد، توانایی به تعویق انداختنِ لذت است.
-زیگموند فروید


به‌روزرسانی ۴ تیر ۱۴۰۴:

وبینار آینده‌نویس امروز به پایان رسید. خرسندم که این وبینار در بحرانی‌ترین روزها، با همراهی دلگرم‌کننده همسفران ثابت‌قدم مدرسه نویسندگی، به حرکتی سازنده و آموزنده تبدیل شد.

از همسفران خاستم تا زیر همین مطلب، چند سطری به‌یا‌دگار درباره‌ی تجربه‌ی حضور در این جلسات بنویسند.

از امروز دوباره به وبینارهای نویسنده‌ساز باز می‌گردیم.


تازه: به‌طور موقت، و به جای وبینار نویسنده‌ساز:

وبینار صوتی و رایگان آینده‌نویس

دو نوبت در روز، ساعت ۱۲ و ۱۸ هر روز (بدون تعطیلی)

بدون نیاز به فیلترشکن و اینترنت پرسرعت

برای تاب‌آوری در زیستن و نوشتن

حضور برای همه آزاد و رایگان است

با اجرای شاهین کلانتری

لینک ورود به وبینار

نکات فنی:

پس از کلیک روی پیوند بالا، گزینه‌ی «میهمان» را انتخاب کنید و سپس نام و نام خانوادگی خود را ثبت کنید. نیاز به نام کاربری و رمز عبور نیست.

اگر گوشی شما آیفون است، با مرورگر سافاری وارد شوید.

برای ورود به اسکای‌روم باید فیلترشکن خاموش باشد تا صدا را با کیفیت بالاتری دریافت کنید.

هر وقت به مشکل خوردید صفحه را ببندید و از نو بگشایید.

برگزارکننده:

مدرسه نویسندگی+نشر نویسنده‌ساز

پیوند:

برنامه‌ی آموزشی و تمرینی وبینار آینده‌نویس

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

30 شهریور 1404

30 شهریور 1404

16 پاسخ

  1. از استاد کلانتری یاد گرفتم در بحران های زندگی متوقف نکردن یادگیری یکی از گزینه های مهم روی میز باشد.
    برگزاری وبینار آینده‌نویس نقطه اوج این یادگیری ارزشمند بود.
    من در دفتر یادداشتم اسمش را گذاشتم سنگر و وبینارهای صوتی،پناهگاه امن روز‌های تلخی که گذشت.ممنون از تلاش های شما استاد کلانتری عزیز.

  2. یه روز تو آینده می‌نویسم که روزهایی، سر روی بالش و گوشی بغل گوش، چشم‌هامو می‌بستم و به استعاره فکر می‌کردم. و به کلمات. می‌نویسم که اون روزها آینده خاکی به نظر می‌رسیدند، گِلش کردم، شکلش دادم، رنگش دادم، پختمش، این شد که آینده شد و آینده رو برای خودم نوشتم.
    می‌نویسم که وبینارها، چرخ‌های آینده‌گری و کوره‌های آینده‌پزی، خاکی‌ترین مکان روزهای گذشته‌م بودند، و او خاکی بود و ما خاکی بودیم.

  3. در میان روزهای آلوده‌ی جنگ، زمانی که همه‌چیز رنگ غبار گرفته بود — از هوا گرفته تا ذهن‌هایمان — تنها دل‌خوشی‌ام پنجره‌ی اتاقم بود که از آن، کوه البرز را می‌دیدم. همان‌جا بود که دعوت‌نامه‌ای پیامکی برای شرکت در وبینار «آینده‌نویس» دریافت کردم. احساسی داشتم شبیه لحظه‌ای که ترم جدید هاگوارتز آغاز می‌شود: پر از رمز و راز، پر از هیجان یادگیری.

    شاهین، مثل همیشه، در جلسات ۱۲ و ۱۸ ذهن‌های آشفته‌مان را با آرامش و نظم، سر و سامان داد. از استعاره‌های ساده شروع کرد و در سکانس پایانی، با ضربه‌ی نهایی‌اش — مجموعه‌ای از ۱۰۱ استعاره‌ی هوشمندانه — چنان ما را شگفت‌زده کرد که گویی جادویی رخ داده باشد.

    در این روزهای تار و غبارآلود، بدون حتی یک نت موسیقی، آموزش‌های او نوری بود در دل تاریکی. همیشه مسحور جادوی آموزش این مرد بزرگوارم؛ جادویی که نه با چوب‌دستی، بلکه با واژه و بینش اتفاق می‌افتد.

  4. درود بر شما استاد نازنین،واقعا این اقدام شایسته شما در این بحرانی که گذشت ،نشان از تعهد شما دارد .و مصداق واقعی همان جمله ای است که در عنوان نوشته ها به آن اشاره کرده اید:
    آن‌که از رگ و ریشه آموزگار است، همه‌چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی می‌گیرد.
    نیچه.
    ممنون از بودتان.

    1. زنده باشید منیر جان.
      داشتن دوستانی مثل شما سبب اشتیاقه.
      ممنون از حضور و مهرتون. ❤️✨🌸

  5. با سلام و درود
    وبینار نویسنده‌ساز در شرایط سخت واقعاً برابم مفید بود.‌ امیدوارم بتوانم هر روز شرکت کنم.

  6. این که در زمان بحران، در آشفتگی و حیرانی، بتونی کاری رو با برنامه‌ریزی‌های هر چند کوچک انجام بدی، و هدف اون برنامه‌ها اتصال به افکار و احساس‌های خودت باشه، مزیت بزرگیه. و این که توی جمعی باشی که همگی یک هدف واحد رو دنبال می‌کن، به آدم قدرت و انگیزه می‌ده.
    ممنونم از کوشش و حمایت بی‌دریغ شما استاد نازنین🌻

  7. یکی از دلخوشی‌های من در این دوران جنگی و تنش‌زا ، کلاس‌های نویسندگی استاد شاهین کلانتری بود. دیدن اسم دوستان و همراهانم، شنیدن صدای استاد همه مایه شادی و آرامش بود.
    می‌دانستم استاد تمام تلاشش را می‌کند تا وبینارها برگزار شود، تا ما پابرجا باشیم و به ما روحیه بدهد. کلاسی سراسر دانش و مهارت نوشتن و زندگی.‌
    در تمام لحظه‌ای که در کلاس حضور داشتم سراسر شوق وذوق بودم. شیطنت داشتم.
    بابت این تجربه شیرین در روزهای سخت از استادکلانتری و دوستان همراهم سپاسگزار و قدردانم❤️‍🩹🌸🕊🧚🙏

  8. در نابسامانی‌ها هم میتوان به سامان رسید. آینده نویس سامانی بود در دل نابسامانی جنگ. در روزهای آشوب و پر تنش موشک باران جوهر خشکیده قلم را گرم و به حرکت درآورد.
    آینده نویس آموخت که تو چراغ خود برافروز در زمانی که حجم حمله‌های روانی بیشتر از بمب‌افکن هاست،تو آرامش را تزریق کن در نگاه ترسان اطرافیانت.
    یک هفته در دو نوبت با جمع صمیمی کنار هم بودیم و آموختیم. کلمه برداری کردیم و لغت واژه‌ اندوختیم.قصار نویسی کردیم و با قصار استعاره آشنا شدیم”یک حوزه آشنا برای بیان حوزه ناآشنا” کامل ترش را در سایت استاد میتوانید مشاهده بفرمایید.
    خود را شناختیم از طریق استعاره ها بدین گونه “من شبیه ساعت بدون توجه به حواشی در حرکتم” که به آن خود استعاره شناسی می‌گوییم و بنا شد کتابی شخصی بنگاریم از صد و یک استعاره که ما را توصیف کند.
    آینده نویس نمایی از آینده نگری بود،اینکه در شرایط حساس در زندان اظطراب حبس نشویم. هر روز تمرین کنیم برای ساخت آینده.
    بسیار آموختم و در بکارگیری آموزش‌ها کوشیدم، بهترین دوران حضورم در این دوماه در مدرسه نویسندگی آینده نویس است.

  9. سلام استاد گرانقدر
    برای من خیلی بود برای اینکه در طی روز درگیر این بودم تمرینی که دادین رو انجام بدم شاید زیاد مشارکت نداشتم ولی خوب دفترم شاهد فعالیتم بود ولی دوران خوبی بود و از اینکه نویسنده ساز دوباره شروع میشه خوشحال هستم

  10. هر روز با کلی بی‌هم‌ریختگی و بی‌قراری، دلم خوش بود به آرامش آینده‌نویس، کنار استاد و دوستان.
    من واقعا خوش‌حالم که این جمع رو پیدا کردم. جمعی که در سخت‌ترین شرایط هم کنار هم هستیم.
    قدردان مهربانیتون هستم استاد تا همیشه.

  11. سلام استاد عزیز
    امیدوار در صحت و سلامت و ارامش باشید
    چقدر خوشحال شدم لینک اینده نویس رو دیدم
    اینترنت یارای اتصال وی پی ان رو نداره
    من بعد از دوسال پیاپی نوشتن در کانالم دیشب نتونستم موفق بشم کانالم رو به روز کنم😢😢😢

    1. وداع با روزهای دژ‌آلود
      اختر شبگرد بر بلندای آسمان می‌تابد. مهشید پهنه‌ی افق را رنگ سپید می‌پاشد. انگار اَرمَکی بر شاخه‌های درختان افتاده و رنگشان را خاکستری می‌نماید.
      ماه بر ابرهای دودی اُردَنگ می‌زند و با ابرو‌فراخی آرزوهای نو را بافیدن، می‌آغازد.
      کاش دنیایمان در حال پِدرامیدن باشد و غصه‌هامان به سمت و سوی کاهیدن.
      سایه‌ی درختان نقش‌هایی اُریب بر صخره‌ها می‌زند و بوف هرزه‌لافی می‌کند.
      فرشته‌ای مه‌سیما چوب جادویی‌اش را با منقار بوف آشنا و بی‌صدایش می‌سازد.
      گل‌های ارکیده را بر سر آهوان دشت می‌کارد، مبادا دلهره‌هاشان دشمن‌کام و کفتاران را کاموَر کند.
      این روزهای دِژَم را به دستان سترگ صبر می‌سپارم و اخگر غصه را بر اخگرستان وانهاده و بر ارابه‌ی نیستی سوار می‌کنم. باشد که روزهای خوشبخت میهمان تقویم باقی‌مانده‌ی امسال و همه سالمان شوند.
      پی‌نوشت:
      اختر شبگرد: کنایه از ماه
      مهشید: مهتاب
      اَرمَک: نوعی پارچه‌ی خاکستری
      اُردَنگ: لگدی که با پشت پا یا سر زانو به کسی زنند
      ابروفراخی: گشاده‌رویی
      بافیدن: بافتن
      پِدرامیدن: نیکو شدن، خوش و خُرّم‌شدن
      کاهیدن: کم شدن
      اُریب: ، خمیده
      بوف: جغد
      هرزه‌لافی: بیهوده‌گویی
      دشمن‌کام: مطابق کام و آرزوی دشمن
      کاموَر: کامیاب
      دِژَم: افسرده، دلتنگ
      سِتُرگ: بزرگ
      اَخگر: پاره‌ی آتش
      اخگرستان: آتشدان
      سپاس استاد کلانتری بزرگوار که در یازده روز پرآشوب و هول در کنار همسفرانتان بودید. این جا پناهگاه امن ماست.

  12. خوشحالم که باز هم می‌تونیم کنار هم باشیم. زنده باشید استاد عزیز. وجودتون نعمته💗🌺

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *