پیشحرف: یکی از شیوههای من برای جاانداختن موضوعات در ذهن مخاطب این است که ابتدا اصل موضوع را ساده و روشن بیان کنم؛ سپس در یک بازۀ زمانی چند ماهه (یا چند ساله) با ارائۀ دهها نقل قول جنبههای مختلف و متفاوت موضوع را آشکار کنم. ممکن است این نقلقولها ضد و نقیض باشند، که چه بهتر. این برای یادگیری دقیق و عمیق هنری مانند نوشتن ضروری است. بنابراین هر پست این وبلاگ، مدرسه نویسندگی، صفحۀ اینستاگرام خودم و مدرسه نویسندگی، کانال تلگرام و … مانند قطعهای از پازلی بزرگ است.
متن زیر هم از همین رویکرد تبعیت میکند. اینجا با دیدگاه نویسندهای پُرکار و حرفهای دربارۀ زاویه دید آشنا میشویم:
4 پاسخ
درود استاد کلانتری عزیز، وقتتون به خیر باشد. یک سوالی از شما داشتم درباب کتابی که روایتی سوم شخص دارد اما این سوم شخص نصفه نیمه و شاید در بخشهایی ناقص به نظر برسد زیرا که هر از گاهی به دفترچهی خاطرات شخصیت اصلی بازمیگردیم و بخشهایی از داستان را با روایت اول شخص و اندکی متفاوت بیان میکنیم. این تفاوت به طرز چشمگیر و آشکاری هویداست و مرا اندکی میترساند که شاید خواننده را سردرگم کند با تمام اینکه به توانایی خودم در درست و به جا نوشتن ساختاری این چنینی، اعتماد دارم. به نگاه و نظر شما، در وصف موضوعات و حوادث داستانی به این گونه چه طور میشود دچار انحراف از مسیر نشد و هنر نویسندگی را به شکلی صحیح به جا آورد؟ نمیدانم که بیان اتفاقات اطراف و شخصیتهای فرعی تا به چه حد باید محدود شود.
سلام دینا جان
تا زمانی که متن رو نخونیم نمیتونیم بگیم که آیا این درست اجرا شده یا نه.
ولی در کل رو باهوش بودن مخاطب حساب کنید. قرار نیست همیشه راحتالحلقوم فراهم کنیم براش.
سلام. استاد آیا به نظر شما ارزش داره که هر جمله از جملات یک پست اینستاگرامی رو به ۱۰شکل دیگه بنویسیم؟
۱۰ جور مشابه
گزینه ۱) لازم است
گزینه ۲) لازم نیست
گزینه ۳) لازم و کافیست
گزینه ۴) بستگی دارد
این یادداشت، من رو به همچین فضایی برد.
تمرین خوب و مفیده سارا جان. بستر اننشار اهمیت چندانی نداره، مهم نفس کاره.