«آفوریسم*» که برابرنهادِ فارسی آن «گزینگویه» است، در مثل به چنین جملههایی گفته میشود:
«اگر میتوانستیم خود را از چشم دیگران ببینیم، همان دم جان میسپردیم.»
-امیل سیوران، از مجموعه آفوریسم «قطعات تفکر»
«عشق و دوستی فرشتگان محافظ دائمی انساناند.»
-رامین جهانبگلو، از مجموعه آفوریسم «ذهن زمستانی»
«از شمار انبوه آثار صرفاً نقلقولها باقی میماند. پس آیا بهتر نیست از همان آغاز فقط نقلقولها را بنویسیم؟»
-استانیسلاو یرژی لتس، از مجموعه آفوریسم «فکرهای اصلاحنشده»
«هوشمند کسی است که باهوشتر از خود را، فوری به جا آورد.»
-هرمز انصاری، از مجموعه آفوریسم «کوتاهنویسیها»
«هر نوشتنی به خلق اثر منتهی نمیشود همانگونه که با هر خوابی، رویا نمیبینیم.»
-حسین رسولزاده، از مجموعه آفوریسم «یادداشتهای بیسرانجام»
اما اگر بخاهم تنها به یک مزیت شگفتآور گزینگویهنویسی اشاره کنم، جز این نباید گفت:
آفوریسمنگاری وادارت میکند جملههایت را بهتر صیقل بزنی.
پینوشت:
در کارگاه کتابچهی این هفته روی نگارش مجموعه آفوریسم تمرکز میکنیم. شما هم میتوانید با کلیک روی این لینک به ما بپیوندید.
شاهین کلانتری
*Aphorism
2 پاسخ
انتظار را بکش قبل ازانکه انتظار تورا بکشد.
👌🙏