فرق دو جور نویسنده

 

یکی خستگی در می‌کند و سپس می‌نویسد، دیگری می‌نویسد تا خستگی در کند.

اول مشتاق است دومی مجنون.

 

 

تو بگو:

خستگی در می‌کنی که بعد بنویسی یا می‌نویسی تا خستگی در کنی؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

8 شهریور 1395

8 شهریور 1395

11 پاسخ

  1. می نویسم تا احساس بودن کنم. می نویسم تا به احساس رضایت و شعف برسم. فعلا اندر خم کوچه اول هستیم، با شکلات و آبنباتی خودمان را راضی می کنیم… مراتب جنون از منزلگاه های نهایی است…

  2. می نویسم تا روحم آزاد شود
    آری روحم را در بند کلمات می گیرم
    تا از زندان تن
    آسوده و رها شود
    تا روح خسته ام
    و
    خستگی روحم
    از جان بروند
    خستگی بماند
    ولی
    روح به موطن خویش
    بازگردد
    و هیچ کجای عالم
    وطن خود
    نمی شود

  3. درودبرشما استادخوب ومهربان.
    از روزی که بانوشتن ورهنمایی هایی زیباشما اشناشدم مجنون درنوشتن شدم بانوشتن احساس وآرامش واقعی را حس وتجربه میکنم.
    ممنونم بابت بودنتان.

  4. شرمنده من باید بگویم فقط شبها که دسترسی به هیچ کار دیگری ندارم به سراغ یار دوستداشنیم قلم میروم وباهم به گشت و گذار ددرعوالم ذهنیم می‌پردازم ومنتخب آنرا گلچین میکنم وبرصدر روزنامه ام مینشانمو گاها تا جایی که راه دارد به آن شاخ وبال میدهم تا جاییکه صفحه اول از دستم به تنگ می آید ولی من به او مژده درباغ سبز میدهم تا کمتر ازمن گلایه کندوهرروزمنرا تاباغی تازه همراهی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *