یکی خستگی در میکند و سپس مینویسد، دیگری مینویسد تا خستگی در کند.
اول مشتاق است دومی مجنون.
تو بگو:
خستگی در میکنی که بعد بنویسی یا مینویسی تا خستگی در کنی؟
یکی خستگی در میکند و سپس مینویسد، دیگری مینویسد تا خستگی در کند.
اول مشتاق است دومی مجنون.
تو بگو:
خستگی در میکنی که بعد بنویسی یا مینویسی تا خستگی در کنی؟
11 پاسخ
مینویسم که خستگی در کنم.
می نویسم تا احساس بودن کنم. می نویسم تا به احساس رضایت و شعف برسم. فعلا اندر خم کوچه اول هستیم، با شکلات و آبنباتی خودمان را راضی می کنیم… مراتب جنون از منزلگاه های نهایی است…
پس شما مینویسید تا خستگیِ زندگی رو در کنید وقتی مینویسید تا احساس شعف و رضایت کنید.
مجنوننویسنده خانم دمیرچـــی😁🌹
عجب تعبیر دلچسب انگیزاننده ای.
می نویسم تا خستگی در کنم.
می نویسم تا افسردگی در کنم.
دقیقن خانم کارگر.
نوشتن برای درمان و بیرون کردن هر انرژیِ منفی و افسردگیای از روحوجسم معجزه میکنه.
می نویسم تا روحم آزاد شود
آری روحم را در بند کلمات می گیرم
تا از زندان تن
آسوده و رها شود
تا روح خسته ام
و
خستگی روحم
از جان بروند
خستگی بماند
ولی
روح به موطن خویش
بازگردد
و هیچ کجای عالم
وطن خود
نمی شود
👌🙂
استاد نمیشه هر دو باشیم؟ گاهی این و گاهی اون؟
درودبرشما استادخوب ومهربان.
از روزی که بانوشتن ورهنمایی هایی زیباشما اشناشدم مجنون درنوشتن شدم بانوشتن احساس وآرامش واقعی را حس وتجربه میکنم.
ممنونم بابت بودنتان.
😍خداروشکر. جه عالی.
ممنون از شما که برامون چنین کامنت خوشحالکنندهای گذاشتید🙏
شرمنده من باید بگویم فقط شبها که دسترسی به هیچ کار دیگری ندارم به سراغ یار دوستداشنیم قلم میروم وباهم به گشت و گذار ددرعوالم ذهنیم میپردازم ومنتخب آنرا گلچین میکنم وبرصدر روزنامه ام مینشانمو گاها تا جایی که راه دارد به آن شاخ وبال میدهم تا جاییکه صفحه اول از دستم به تنگ می آید ولی من به او مژده درباغ سبز میدهم تا کمتر ازمن گلایه کندوهرروزمنرا تاباغی تازه همراهی کند.