نثر شاعرانه در داستان

نثر داستان هم می‌تواند شاعرانه باشد، به شرط آن‌که شعر را بشناسی و شاعرانگی‌ات با فضای داستان سازگار باشد.

یکی از راه‌های رسیدن به لحن شاعرانه استفاده‌ی درست از تکرار است. 

بنگرید به نخستین پاراگراف داستان «پایان یک عمر*»:

«فریب خورده‌ام؛ خورده‌ایم. بازهم. اگر نه این، بلدچی بلد نیست. اگر نه این، کارِ شب است؛ تقصیرِ تاریکی. گم شده‌ام؛ شده‌ایم. بازهم. اگر نه این، بلدچی زمان نمی‌شناسد. «دو ساعتِ دیگر» هیچگاه سر نمی‌رسد. «پشتِ ظلمات» را، هیچگاه نمی‌بینیم؛ قرار نیست ببینیم. هیچوقت. هیچوقت؟ فریب خورده‌ام؟ خورده‌ایم؟ بازهم؟»

انواع شیوه‌های تکرار شاعرانه را در همین یک بند می‌توان دید:

تکرار با آوردن شکل مفرد و جمع فعل (خورده‌ام، خورده‌ایم.)

تکرار با تغییر علامت پایانی جمله (نقطه و علامت سؤال)

حتا نشانه‌‌گذاری خلاقانه‌ی متن هم به بهبود حس شاعرانه‌ی آن انجامیده است؛ به «بازهم»‌هایی که بعد از اتمام جملات آمده توجه کنید.

تبحر در تکرار از شاخص‌های بنیادین زبان‌آوری‌ست.

  

*داریوش کارگر، نشر افسانه، سوئد، ۱۳۷۳، ص ۵

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

3 خرداد 1403

3 خرداد 1403

3 خرداد 1400

3 خرداد 1400

20 خرداد 1402

20 خرداد 1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *