لدوس هاکسلی هر تابلوی نقاشی را پنجرهیی به دنیاهای دیگر مینامید.
ایدهآل نویسنده: تبدیل هر پاره به پنجره.
اما قدری دربارهی پاره و پارهنویسی:
برای «Fragment» برابرنهادِ «قطعه» را هم برگزیدهاند، اما «پاره» مناسبتر است، نخست آنکه «قطعه» نام قالبی پارینه در شعر پارسیست و شاید به بدشناسی (سوءتفاهم) بینجامد، دوم: پاره پارسیست و خوشآهنگتر.
حالیا پیشنهاد: بیایید به کوتاهنوشتههای کانالهایمان بگوییم: «پاره». بهتر از «یادداشت» است که برخی بهخطا با «یادداشت روزانه» یکی میپندارندش. پاره بنا نیست تنها پارهیی از روزمرگیهای ما باشد. در پاره میتوان قصه گفت، فلسفید و هر نوع نوشتنی را آزمود.
یداله رویایی در پیشگفتار «فنومنولوژی حجم» نوشته بود:
«پارهنویسی برای من روش اندیشیدن است. مایه و متد کار است. پارهها هم خود، محصول همین شیوهاند. آزادی به من میدهند: آزادی اندیشه، آزادیِ نوشتن.
منطقی پارهها را پیش نمیبَرد، پاره خودش پیش میرود. به آسانی نوشته میشود. نوعی نویسش است که در آن، خوانش هم شیوهی خاصِ خود را میآموزد: پارهخوانی، خوانشی دیگر.»
پایهیی «پاره» بگوییم؟
در همین رابطه: پارهنویسی چیست؟
2 پاسخ
سلام استاد کلانتری
آره دوست دارم روون تر و ملیحتر از قطعه نویسی است. پاره نویسی بگوییم.
خانم کارگر عزیز، اگر کانال تلگرامی برای انتشار پارهنویسیهاتون دارید خوشحال میشیم لینکش رو با ما به اشتراک بذارید🙏😊