آیا پیاده‌روی ما را خلاق‌تر می‌کند؟

گام اول: هنر خوب گوش دادن
گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟
گام سوم: قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا
گام چهارم:آیا تکرار بی‌حوصله‌تان می‌کند؟
گام پنجم: راز تحسین کردن
گام ششم: قدرت کامنت‌نویسی: ۳۰ نکته کاربردی
گام هفتم: زمانی برای هیچ کاری نکردن
گام هشتم: چرا سؤال پرسیدن مهم است؟

گام نهم:

پیاده‌روی و ناشاد بودن غیرممکن است.

-مادر ترزا

 

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد*

این دردها را فقط با پیاده‌روی می‌توان رفع و رجوع کرد!

پیاده‌روی مثل پرواز کردن با پاهاست.

باید از کوچک‌ترین مفری برای پیاده‌روی بهره جست.

حین پیاده‌روی می‌شود به تناسب و آشتی و کمال دست یافت و والاترین صورت زندگی را تجربه کرد.

ما پیاده‌روی را مثل بسیاری از پدیدهای شگفت‌انگیز زندگی که برایمان عادی شده‌اند نادیده می‌گیریم.

جولیا کامرون می‌گوید: گام برداشتن و پیاده‌روی کردن قدرتمندترین ابزار خلاقی است که من می‌شناسم. پیاده‌روی چاه خلاق خالی‌مان را پر می‌کند و احساس پر بودن به ما می‌بخشد.

پیاده‌روی ما را کامل می‌سازد. پیاده‌روی با آزاد کردن اندروفین‌ها یعنی همان پیامبران عصبی کوچکِ خوش‌بینی، شکاف بین جسم و ذهن را پر می‌کند.

پیاده‌روی به هیچ تجمل خاصی نیاز ندارد، فن و مهارت خاصی لازم ندارد و مثل دویدن نیست که کفش مناسب بخواهد، فقط باید راه بیفتیم، ده دقیقه پیاده‌روی در روز هم کافی است.

من شیفتهٔ لحظاتی از پیاده‌روی هستم ناگهان فکر تازه‌ای در ذهنم جان می‌گیرد، چشم‌هایم را باریک می‌کنم و دفترچه یادداشت را بیرون می‌آورم و به‌سرعت تداعی‌هایم را یادداشت می‌کنم. چنین لحظاتی معمولاً در واپسین دقایق قدم زدن اتفاق می‌افتد.

چه بسیار فکرهای آنی نوآمده که حین پیاده‌روی یافته‌ام و مسیر زندگی‌ام را تغییر داده‌اند.

هر پیاده‌روی می‌تواند یک سفر جسمی کوتاه و یک سفر ذهنی طولانی و جذاب باشد.

چه خریدهای بیهوده، رابطه‌های بی‌ثمر و کارهای مزخرفی که اگر پیاده‌روی می‌کردیم، هرگز به خاطر اندکی حال خوش و آرامش به آن‌ها تن نمی‌دادیم.

بیایید امسال پیاده‌روی را به یکی از بخش‌های اصلی سبک زندگی خودمان تبدیل کنیم.

شاید دوست داشته باشید این مطالب را هم بخوانید:

همه چیز درباره پیاده‌روی

*سطر اول بوف کورِ صادق هدایت
**این یادداشت را حین پیاده‌روی زیر باران نوشتم.

دریافت کتاب قدرت نوشتنتنها راه نویسنده شدنکانال مهارت های نویسندگی در تلگرام

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

9 فروردین 1404

9 فروردین 1404

28 تیر 1400

28 تیر 1400

11 اسفند 1403

11 اسفند 1403

5 پاسخ

  1. سلام.
    منم دوست داشتم از تجربه پیاده‌روی‌‌هام بگم.
    قدم‌ زدن های من معمولا از پیش برنامه‌ریزی شده نیستن، میبینی قرار بوده به مغازه‌ای که سر کوچه‌مونه برم، ولی چندکیلومتر اون‌ورتر، سردرمیارم از اسکله و آب.
    اینجا در آبادان، چون شهر خیلی بزرگ نیست، دورترین نقطه شهر هم که باشی نهایت لازمه دوساعت قدم بزنی که برسی به مرکز شهر.
    تازه خونه ما که خیلی نزدیک‌تره.
    برای همین تقریبا همیشه، هر وقت بخوام برم بازار، پیاده میرم و سوار تاکسی نمی‌شم.

    البته من چون وقتی قراره ماشین بگیرم استرس و اضطراب زیادی تجربه میکنم، (کدومشون کلمه مناسبه؟) پیاده‌روی رو به خاطر احساس تسلط بر محیط که بهم دست میده، ترجیح میدم و عاشقانه دوست دارم.

    پیاده‌روی برای من از ابتدای دبیرستان جدی شد، یادمه نونوایی محل ما نونش بد شد یا یه همچین چیزی و من مجبور شدم هر دو سه روز یکبار سر بزنم به یک نونوایی دورتر.
    اون زمان خیلی سخنرانی و این چیزها گوش میدادم، و این نیم ساعت یه ساعت پیاده‌روی، شده بود وقت خلوت کردن من. که طبقه بندی کنم و نظم ببخشم به آخرین اطلاعاتی که وارد ذهنم کرده بودم.
    همون موقع بود که لذت احساس فهمیدن رو تجربه کردم. احساس روشن دیدن، وقتی که خوب چیزهایی که شنیدی رو مرور میکنی.

    نکته‌ای که در متن برام جالب بود جمله مادر ترزا بود که “پیاده روی و ناشاد بودن، غیر ممکن است”
    برای من اما، پیاده روی تجربه عمیق‌ترین غم‌هاست.
    هدایت اگه میگه: در زندگی زخم‌هاییست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و میتراشد؛ من اینطور ادامه میدم که: و پیاده روی تجربه نو تازه کردن و نمک پاشیدن بر این زخم‌هاست.

    اینجا به دلیل وسعت نداشته شهر، به هر نقطه و مکانی که گذرت بیوفته، یه خاطره برات زنده میشه.
    تو رو میکشونه به گذشته‌ها.
    مکان‌ هم خاطره‌ای زنده نکنه، دیدن چهره آدم‌ها کافیه که یاد نفراتی بیوفتی و گذشته‌هایی برات تداعی بشه.
    پیاده روی برای من اینطوریه که میرم تو خیابون، نگاهم می‌افته به کسی، و دیگری به خاطر میاد(هربار هم یک نفر متفاوت)
    اونچه از سر گذشته، پیش‌ چشمام زنده میشه
    و بعد بغض، بغضی خفه کننده میاد و راه نفس کشیدن رو بر من میبنده.
    این فرایند، همیشه خدا هم به همین منوال تفاق می‌افته و اخیرا یکبار که اینطور نشد -و در آخرین لحظات پیاده روی احساس خوش‌حال بودن عمیقی می‌کردم، – برای خودم هم غریب بود.
    معمولا هم پایان پیاده‌روی رو، این فرسودگی ذهنم تعیین میکنه، وقتی که آستانه تحمل قلبم زیر این غم به سر میاد، میگم دیگه بس! برمیگردیم خونه.

    نمیدونم ک تجربه معمول آدمها در این باره چیه، ولی امیدوارم که حداقل بقیه پیاده روی رو اینطور درک نکنن.
    ممنونم از نوشته لذت بخشت.

  2. به نظر من اگر به جای “اگر فقط روزی 1 سیب بخورید سلامت خواهید بود” این جمله “فقط روزی اندکی پیاده روی کنید سلامت خواهید بود” جایگزین میشد یا حداقل اینم مثل سیب سر زبون میفتاد الان کل جامعه یه سطح بالاتر از سلامت رو تجربه میکردن.

  3. پیاده روی رفیق محشریه… و طی ش میشه تمرینات زیادی انجام داد. تمرین به هیچی فکر نکردن، فقط به یه کلمه یا مفهوم فکر کردن یا تصور یه صفحه ی xyz خالی و ترسیم ذهنی اتفاقات توش یا حتی فکر کردن به یک موسیقی و تغییر ذهنیش به روش های مختلف.
    اما تمرین محبوب من صفحه ی سفیده. طوری که صفحه ی سفید مغزم باشه و هرچیزی که بخوام بهش فکر کنم یه لکه ی سیاه، یعنی باید فکرهامو طوری انتخاب کنم که ارزش کثیف شدن صفحه رو داشته باشه. یا طوری که کل صفحه به یه رنگ دیگه دربیاد. هربار که بعد این تمرین به خونه میرسم انگار یه بار صدکیلویی از روی شونه هام برداشته شده

  4. سلام شاهین عزیز
    من پیاده روی رو خیلی دوست دارم، قدرت شگفت انگیزشو حدود دوسال پیش فهمیدم. اوایل فقط برای اینکه از لحاظ جسمی خسته بشم و شب ها زودتر خوابم ببره پیاده روی می کردم اما توی اون پیاده روی های گاه خیلی طولانی متوجه شدم این کار چه قدر باعث آرامش ذهنم و روحم میشه. توی اون مدت آشفتگی ذهنیم خیلی کمتر شد. شادتر شدم. مردم و میدیدم، جریان زندگی که بی وقفه ادامه داشت رو میدیدم و همه این ها به من القا می کرد که من هم باید ادامه بدم. علاوه بر این توی نوت بوک گوشیم خیلی وقتا افکارمو می نوشتم. میتونم به جرات بگم سه ماهِ اول نودوچهار، که من تقریبا هرروز پیاده روی می کردم، زندگیم خیلی تغییر کرد.
    من با مادرترزا، جولیا کامرون و شما کاملا موافقم:) پیاده روی تاثیر فوق العاده ای روی روح و روان آدم داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *