یادگاری دوستان من در دورۀ نویسندگی خلاق

📌یادگاری دوستان من در کلاس نویسندگی خلاق

این صفحه را ساخته‌ام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق دربار‌ه‌ی حس و حالشان از حضور در این دوره برایم بنویسند و بگویند پیش از این دوره به نوشتن چگونه نگاه می‌کردند و با ورود به این دوره به چه دیدگاهی رسیدند.

طی این دوره‌ها با دوستان نازنین و خوش‌ذوق بسیاری آشنا شده‌ام که همواره این جمله‌ی هنری دیوید تورو را برایم تداعی می‌کنند:

«دوستان امیدهای یکدیگر را عزیز می‌دارند و با رؤیاهای یکدیگر مهربان‌اند.»

۷۵مین دوره‌ی کلاس آنلاین نویسندگی خلاق نیمه‌ی تیرماه ۱۴۰۵ شروع می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر روی همین جمله کلیک کنید.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

18 بهمن 1403

18 بهمن 1403

1 شهریور 1397

1 شهریور 1397

31 خرداد 1400

31 خرداد 1400

572 پاسخ

  1. از آقای کلانتری بسیار یاد گرفتم، قبل از درس نویسندگی خلاق، با نام شان گوگل بر خوردم و رفتم تلگرام شأن. البته از لایو برنامه صبحگاهی شروع کردم، تمرین ها را پیش خودم انجام می دادم و کیف می‌کردم، البته برخی از آنان را. روش‌های نویسندگی، یادداشت روزانه و داستانک ماهان ابوتراپی را ب دوستان معرفی کردم و لینک نویسنده ساز را شیر کردم، البته همه اینها از سر شوق بوده، فکر میکنم بذر نوشتن را شما(حالا زاویه دید تغییر کرد) در من کاشتی، طوری که برگشتی ندارد، فقط نویسندگی را نمیشه خلاصش کرد، دوست دارم بخشی از روز را با صدای شما باشم، انگیزه بخش است برام. فکر میکنم سالهاست میشناسم تان.
    با خلوص نیت،
    شازیه اسلمی

  2. استاد کلانتری عزیز معمارِ خردمندی در دنیای نویسندگی هستند که در این دنیا قصرهایی منحصربفرد از کتاب‌ها، واژه‌ها و جملات ساخته‌اند؛ و من هربار با ورود به کلاسِ ایشون حس میکردم در یکی‌از این قصرها به مهمانی نشسته‌ام و ایشون با کتابهایی که از لابلای دیوارها بیرون میکشیدند از ما پذیرایی میکردند.
    من در دوره۶۷نویسندگی خلاق دنیای گمشده‌ی درونی‌ام را که از ۱۵سالگی میدانستم وجود دارد اما برایم ناشناخته بود، پیداکردم.
    استادِ خردمندم، آرامشِ درونی‌ام را مدیونِ سخاوتِ شما هستم.
    ارادتمند و قدردانِ شما مهناز هوشمند.

  3. استاد کلانتری عزیز معمارِ خردمندی در دنیای نویسندگی هستند که در این دنیا قصرهایی منحصربفرد از کتاب‌ها، واژه‌ها و جملات ساخته‌اند؛ و من هربار با ورود به کلاسِ ایشون حس میکردم در این یکی‌از این قصرها به مهمانی نشسته‌ام و ایشون با کتابهایی که از لابلای دیوارها بیرون میکشیدند از ما پذیرایی میکردند.
    من در دوره۶۷نویسندگی خلاق دنیای گمشده‌ی درونی‌ام را که از ۱۵سالگی میدانستم وجود دارد اما برایم ناشناخته بود، پیداکردم.
    استادِ خردمندم، آرامشِ درونی‌ام را مدیونِ سخاوتِ شما هستم.
    ارادتمند و قدردانِ شما مهناز هوشمند.

  4. استاد کلانتری عزیز معمارِ خردمندی در دنیای نویسندگی هستند که قصرهایی منحصربفرد از کتاب‌ها، واژه‌ها و جملات ساخته‌اند؛ و من هربار با ورود به کلاسِ ایشون حس میکردم در این قصر به مهمانی نشسته‌ام و ایشون با کتابهایی که از لابلای دیوارها بیرون میکشیدند از ما پذیرایی میکردند.
    من در دوره۶۷نویسندگی خلاق دنیای گمشده‌ی درونی‌ام را که از ۱۵سالگی میدانستم وجود دارد اما برایم ناشناخته بود، پیداکردم.
    استادِ خردمندم، آرامشِ درونی‌ام را مدیونِ سخاوتِ شما هستم.
    ارادتمند و قدردانِ شما مهناز هوشمند.

  5. شرکت در دوره نویسندگی خلاق برای من چیزی فراتر از یک تجربه آموزشی بود؛ آغازی برای نگاهی تازه به دنیای نوشتن و تمرینی برای دیدن دوباره‌ی چیزهایی که پیش‌تر بی‌تأمل از کنارشان گذشته بودم.
    در مسیر یادگیری، گاهی تجربه‌ها آن‌قدر طبیعی و دلنشین‌اند که تا همیشه با دل خوش از آن‌ها یاد خواهی کرد؛ این دوره برای من یکی از آن‌ها بود.
    استاد عزیز، بابت صبوری، دقت، همراهی و نگاه خلاقانه‌تان، صمیمانه سپاسگزارم. خوشحالم که این دوره، نقطه‌ی آغاز آشنایی من با شما بود. مطمئنم این مسیر ادامه خواهد داشت و با علاقه‌مندی در کارگاه‌ها و دوره‌های بعدی‌تان نیز همراه خواهم شد.

  6. سلام. نوشتن بخش کوچکی از زندگیم بود. می‌نوشتم برای گریز از روزمرگی. بعد از آشنایی با استاد کلانتری عزیز و مدرسه نویسندگی، نوشتن الویت اولم شد‌. نوشتن برای شناخت و خود‌سازی را از استاد بزرگوار آموختم. با نوشتن زندگی‌ام را می‌سازم. نوشتن گره خورد با تمام لحظه‌های زندگی.
    با سپاس از استاد کلانتری صبور و خلاق. دوست همیشگی و همراه خستگی ناپذیر نو نویسندگان.

  7. اینقدر کلاس جذاب، مفید و دوست داشتنی بود که الان افسوس میخورم چرا هر روز حس و حال و افکارم رو در طول دوره به عنوان یادبودی برای خودم نمی‌نوشتم که هروقت دلتنگ شدم بخونمشون:))))

  8. استاد عزيز و نازنين از شما خيلى اموختم .البته به علت چهل سال دور بودن از وطن و همچنين دور بودن از ادبيات فارسى نتوانستم پا به پاى هم كلاسان فعال و زرنگ خودم پيش بروم .
    ولى جذاب بودن اين دوره با وجود استاد فروتن و داناو توانايى مثل شما يكى از بهترين تجربه هاى زندگى من بود . ممنون استاد عزيز ، هميشه مانا باشيد 🙏💝

    1. مردی که نشانی رویای کودکیم را به من داد و یک جفت کفش نو. شاهین کلانتری.

  9. کنار شما یاد گرفتم وقت می‌ذارید برای بازخورد دادن به نوشته‌های ما و این برای من با ارزش بود ممنونم

  10. سلام استاد
    اینقدر دوره نویسندگی خلاق جذاب بود و عالی و برای من که مثل یه طفل نوپا شوق آموختن داشته و دارم فوق العاده بود که آرزو می کنم بتوانم در تک تک دوره هایی که برگزار می شوند شرکت کنم

    1. دوره‌ی نویسندگی خلاق از چند منظر قابل‌واکاوی و البته قابل‌تحسینه. یکی اینکه شما رو با خودتون روبرو می‌کنه و مجبور به خودکاوی می‌شید، تا مقدمه‌ای باشه برای شناخت بهتر دنیای اطرافتون. به نظرم این مهم‌ترین پیش‌نیازیه که هر قلم‌دوستی باید بهش توجه کنه.
      دوم اینکه تغییر در نحوه‌ی نگارش برای شما به شدت محسوس خواهد بود؛ مخصوصا برای افراد مبتدی. این به خاطر وسعت دیدی هست که استاد کلانتری نازنین به واسطه‌ی مثال‌ها و نکات متنوع به شما می‌بخشه.
      سوم هم اون حس همراهی و دستگیری‌ای هست که توی کمتر دوره‌ای پیدا میشه. منظورم فقط دوره‌های آموزش نویسندگی نیست. استاد کلانتری به عنوان یک معلم دلسوز «همیشه» هوای شما و قلمتون رو خواهند داشت و انگار یک توجه و لطف بی‌نهایت سمت شما معطوف می‌شه. برای من که اینطور هست.
      در نهایت می‌تونم بگم این بهترین دوره‌ی من در این چند سال اخیر بود که کلی خوش گذشت. جدا لحظاتی در کلاس حس می‌کردم توی این دنیا نیستم و جهان به واسطه‌ی زاویه دیدی که استاد می‌بخشیدن برام خیال‌انگیزتر می‌شد. دوره رو به شدت توصیه می‌کنم، حتی برای کسانی که شایدعلاقه‌ی چندانی به نوشتن ندارند و صرفا می‌خوان با فضای ادبیات و کتاب‌خوانی بیشتر آشنا بشن.

      1. چه نگاه باریک‌بینی.
        خیلی ممنون که این‌قدر دقیق از تجربه‌تون خودتون گفتید.
        بسیار ارزشمنده. متشکر از سخاوت شما عادل جان. 😍🌼🙏

    2. من همیشه به نوشتن فکر می‌کردم، اما جرئت پیدا کردن سوژه و کامل کردن متن و دست نوشته‌هام رو نداشتم. بدون تعارف آقای کلانتری جرئت نوشتن به من دادن. بهم یاد دادن چطوری سوژه‌ها رو پیدا کنم و چطوری متن‌هام رو گسترش بدم. امیدوارم روزی نوشتنم اتفاقی رو رقم بزنه که بتونم با تمام وجود از استاد تشکر کنم.

      1. هیچ دور نیست اون روز سپیده‌ی عزیزم.
        با داشتن کانال خوبی که دارید.
        خیلی ممنون که از تجربه‌ی خودتون برامون گفتید. 😍✨🌼

        1. سلام استاد 🌹
          سپاس از شما بابت آموزش ناب و خلاقانه‌تون، خدا قوت 🙏
          این دوره برای من فقط یاد گرفتن چند تکنیک نبود؛ انگار یک جور هل‌ دادن ظریف بود برای اینکه وسواس رو کنار بذارم و بالاخره بنشینم و بنویسم‌.
          از ویژگیهای خاص این دوره، ایجاد فضای صمیمانه در کلاس و بازخوردهای دقیق تمرین‌‌ها بود. از همراهی و نگاه دقیقتان ممنونم؛ واقعاً برای من شروع یک مسیر تازه بود، مسیری که مدت‌ها دلم می‌خواست جدی بگیرمش.

          1. نرگس عزیزم 😍
            دم شما گرم بابت این همت و جدیت.
            ممنون از مهر شما. 🙏🌼✨

  11. شاهین کلانتری را اگر بخواهم در سه کلمه توصیف کنم، می‌گویم: باسواد، مهربان و بخشنده. دوره‌ی نویسندگی خلاق، آغازی بود تا با مفاهیم اصلی در دنیای نویسندگی آشنا شوم و نوشته‌هایم را بهبود بدهم. البته، درحال حاضــر که دوره به پایان رسیده، کار جدی من تازه شــروع شده. مــرور این دوره هم قطعن درس‌های بیشتــری به من اضافه خواهد کرد.

    خوشحالم که در این دوره شــرکت کردم و از این اطمینان دارم که بهبود مهارت نوشتن در جنبه‌های مختلف زندگی من اثــر خواهد گذاشت.

    باز هم از شاهین کلانتری عزیز و دوستان پشتیبان مدرسه‌ی نویسندگی که در این دوره پاسخگوی ما بودند، تشکر می‌کنم.

  12. انقدر جذاب بود که شوقش را دارم در دوره‌های دیگر نیز شرکت کنم. محتوای آموزشی و انگیزشی کلاس، و آشنایی با شخصیت شما به قدری با ارزش است که با هیچ مبلغی نمیتوانم آن را بسنجم. من دوستی را در درونم یافتم که سالها بود مرا صدا میزد. نوشتن. آموختم که میتوانم بدون سانسور کردن، بدون فرار از احساساتم، آن‌ها را بیان کنم. چه بسا زیباترین آثار از دل همین خودنگری بیرون بیایند. آموختم که اشکال کارم کجاست و چه میتوان کرد. اکنون، ارزش و لذت نوشتن را که نمیتوان با کلمات بیان کرد احساس میکنم. از اینکه با دست‌ و دل بازی عاشقانه به ما آموختید و همچنان می‌آموزید سپاسگزارم. مهربانی و حمایت شما را همواره در کنارمان احساس میکنیم و این برایمان ارزشمندترین است.

  13. با سلام خدمت استاد عزیزم، خدمتتون عرض کنم که شرکت در کلاس تون خیلی برام مفید و تاثیرگذار بود و همچنین از نوع تدریس تون لذت بردم خوش رو و خوش برخورد بودید. بابت مطالب و راهنماییتون بسیار سپاسگزارم . و در آخر کلام این مرحله من را یک گام جدی به سوی نویسندگی سوق داد . موفق و پیروز باشید…
    مریم_دنیر ⚘️

  14. سلام استاد عزیزم
    من از سال ۹۹ تمام فراخوان‌های دوره‌ی نویسندگی خلاق را می‌دیدم؛ اما آنقدر از نوشتن می‌ترسیدم و خودم را فاقد استعداد می‌دانستم که جرات شرکت در دوره را نداشتم. بالاخره در دیماه امسال باز هم با شک و تردید فراوان ثبت نام کردم. با حضور در دوره توانستم ترس از نوشتن را کنار بگذارم. نوشتن بخشی از زندگی‌ام شده است . بی‌شک حضور در دوره‌ی نویسندگی خلاق نقطه عطف زندگی من است. تا همیشه قدردان‌ شما هستم.
    پایدار و سلامت باشید.

  15. سلام استاد
    شما استاد پرانرژی و خوش اخلاقی بودین که با صبر وحوصله متن های منو خوندین و نظر دادین و با تمرینات و راهنمایی خودتون باعث شد من راهم را در نوشتن پیدا کنم که در چه سبکی میتونم بنویسم. کلاس شما بسیار لذت بخش و دلنشین بود در نحوه تدریس شما با معرفی کلی فیلم و کتاب و در برخورد با من و بقیه دوستان.
    خیلی خوش حالم با شما اشنا شدم تا بهتر بنویسم
    با تشکر از تمام زحماتتان

  16. من عشق و احترام رو در ارتباط مستقیمی با هم می‌بینم و هر جایی که احترام نباشه حس تنفر از طرف مقابلم می‌گیرم و جایی که منو دوست نداشته باشند آفتابی نمیشم. این دوره به من حس عشق و احترام رو القاء می‌کرد و دوست داشتم آنلاین ببینم تا جایی که مقدور بود برام.

  17. سلام و درود به استاد عزیز🌸🌹
    اول از هر چیز بگم که اولین کلاس نویسندگی خلاق رو سال ۹۷ شرکت کردم! دوره‌ی الان به کل متفاوت شده و در یک کلام عالی و منحصربه‌فرد شده.(ولی همون دوره سال ۹۷ هم خیلی کمک کرد و سال ۹۹ اولین کتابم رو چاپ کردم.)
    خیلی خوشحالم که تونستم در این دوره شرکت کنم مخصوصا قسمت بازخورد به نوشته‌ها برای من خیلی مفید، انگیزه‌بخش و کاربردی بوده و هست. چه بازخورد به نوشته‌های خودم و چه دیگر دوستان خلاق باشه، همه‌ی توضیحات باعث می‌شه یک قدم بیشتر پیشرفت کنم و خیلی خیلی از شما بابت این فرصتی که به ما دادین و زمانی که شما به ما اختصاص می‌دید، تشکر می‌کنم و بی‌نهایت ممنونم🙏🏻🌹
    من قبلا در دوره‌های ۱۰۰ داستانک، داستان دو نفره، کمپ کتابخوانی، نویسنده کارآفرین هم شرکت کرده بودم و همشون نفش پررنگی در مسیر من داشتن. با ۱۰۰ داستانک چندتا از داستانک‌هایی که به نظرم خوب بودن و خودم دوست داشتم در‌ یک کتاب مشترک چاپ شد، با نویسنده کارآفرین یک کار در یک شرکت دیجیتال مارکتینگ به عنوان نویسنده و تولید محتوا پیدا کردم (البته الان از اون کار اومدم بیرون) ولی توان انجام این کارها به لطف استاد عزیز، دوره‌ها و انگیزه‌ دادن‌هاشون بود. خیلی خیلی ممنونم.

    با وجود اینکه یکم حضورم در جمع دوستان کم‌رنگ‌تر هست و شاید اسم من به خاطر شما نمونه ولی خیلی نقش بزرگی در پیشرفت من داشتین و خیلی از شما سپاس‌گزارم😍🙏🏻🌹

  18. استاد عزیزم، سلام.
    می‌خواهم ساده برایتان بنویسم.
    ساده و برآمده از قلب شبیه سه سالگی‌ام؛
    اگر الآن سه ساله بودم و خاله‌ام محض سرگرمی ازم می‌پرسید: «بزرگ شدی می‌خوای چی کاره بشی؟»
    می‌گفتم: «بزرگ شدم می‌خوام مثل شاهین کلانتری باشم.»
    این یک خط چاپلوسی و کمی ادابازی نیست، این یک خط عمق تاثیری است که شما روی مهسای سه ساله‌ی درون من گذاشته‌اید.

    در تمام سال‌هایی که هر روز برای بهتر زیستن، بهتر خواندن و نوشتن تلاش کرده، آموزش دیده و قلبم را به روی ناشناخته‌ها باز نگه داشته‌ام، یکی از بهترین تجربه‌هایم آشنایی با شما و درس پس دادن در حضور الهام‌بخش شما بود.
    شما من را به منبع الهامی عمیق وصل کرده‌اید، منبعی که قبلاً هم با آن ارتباط داشته‌ام اما حالا فراتر از ترس‌هایم به آن متصلم و همین اتصال گاهی سکوتم را پررنگ‌تر از کلماتم می‌کند؛
    و گاهی کلماتم را واضح‌تر از صدایم.
    قبلاً گفته و باز هم می‌گویم من کنار شما «تغییر برای نوشتن» را با تمام روحم زیسته‌ام و حالا دیگر هر روز نوشتن آرزویی نیست که برای تحقق بخشیدن به آن خودم را رنج بدهم، این روزها هر روز نوشتن و با کلمات خوش‌رقصی کردن لذتی است که هیچ دلم نمی‌آید از مهسای سرخوشِ درونم دریغش کنم.

    استاد محترم و خوش ذوقِ من؛
    قلبم با شماست و در تلاشم تمام آنچه از شما آموخته‌ام، هم برای نوشتن و هم برای زیستن، در زندگی به خدمت بگیرم چرا که این تازه شروع قصه‌ی مهساست و من می‌خواهم او را تا هر جا که بخواهد کنار شما همراه کنم.

    دوستدار و همراهتان، مهسا امیری‌راد
    شصت و پنجمین دوره‌ی نویسندگی خلاق

  19. سلام و درود بر شما استاد کلانتر عزیز شاید توی دوره ای که گذشت زیاد فعال نبودم و متن های زیادی رو بارگذاری نکردم و توی کلاس حرف زیادی نزدم
    ولی این رو بدونید که کلاس نویسندگی که با شما داشتم یک تجربه بسیار قشنگ و فوق‌العاده بود که من رو مجبور کرد بار ها به خواطر تمرین ها خودم رو به چالش بکشم و قلم دستم خیلی بهتر شد و شما عادت هایی در باری نوشتن رو توی من ایجاد کردید که قطعا بدون انجام اونها صبح من شب نمیشه
    و حتی جربزه این که کانالی رو درباری نوشته هام بزنم رو بهم دادید
    و بچه های کلاس بچه های خوبی بودن
    و خب امیدوار ام بتونم توی بقیه دوره هاتون شرکت کنم
    با افتخار

  20. شرکت در دوره‌ی نویسندگی خلاق، نگاه من به دنیای نوشتن را متحول کرد. آقای شاهین کلانتری دانش و تجربیاتش را با دست و دلبازی تمام در اختیار شاگردانش قرار می‌دهد بدون اینکه تاریخ انقضا و پایانی برای این امر در نظر بگیرد. قسمت جذاب شاگردی ایشان این است؛ دوره تمام می‌شود ولی استاد عزیز با خلاقیتی که خاص خودش هست رشته‌ی ارتباط با شاگردانش را حفظ می‌کند. این رشته هر روز تو را به دنیای نوشتن فرا می‌خواند. نمی‌گذارد کم بیاوری، دلسرد شوی و رها کنی. او همیشه کنارت هست.
    استاد عزیز قدردان مهرتان هستیم.
    زهرا شعله

  21. سلام.
    آیا تا کنون جهانی را تصور کرده‌اید که همیشه برایتان آرزویی دست‌نایفتنی باشد؟ یا رویایی را دیده‌اید که پس از بیداری آن را بارها و بارها در ذهنتان مرور کنید یا خیال واقعیت داشتنش را در سر پرورانده باشید؟
    برای من آن رویا، همین جهان نویسندگیست. تا پیش از ورودم، از نویسندگی تنها شنیده‌هایم بود و هاله‌ای وهم‌آلود. ناگفته نماند که گمان‌ میکردم خیلی هم تبحر دارم. اما جایی که اکنون ایستاده‌ام درست ابتدای جاده‌ی بی‌انتهای دانستن است. و پیمودنش هرچند سخت ولی شیرین و پر‌خاطره خاهد بود. روزی برای پیدا کردن دنیای تازه‌ام نمازی از جنس شکر اقامه کردم و در ادامه چشمانم به رد‌پای راهنمای این راهِ پر پیچ‌ و خمیست که شاهین نام دارد. تا او هست خاهم بود و خاهم رسید.

  22. سلام، نمی‌دونم چطور بنویسم که کلیشه‌ای یا تعریف و تمجید الکی به نظر نیاد، چون خود من بدون شناخت قبلی و با سرچ در گوگل به این سایت و «دوره نویسندگی خلاق» هدایت شدم و برای ثبت ‌نام هم تردید زیادی داشتم.
    از طرفی این جور وقتا خوندن کامنتهای بسیار مثبت شرکت‌کتندگان قبلی هم کمکی به از بین رفتن این تردید نمی‌کنه، چون مطمئن نیستی که آیا از صمیم قلب نوشتن یا از سر تعارف.
    امروز پس از آخرین جلسهٔ دوره، این دیدگاه رو می‌نویسم برای کمک به افرادی که در شرایط اون روز من هستند، شاید کمکشون کنه برای تصمیم‌گیری بهتر.
    امروز فکر می‌کنم این، یکی از بهترین تصمیمات زندگیم و یکی از پربارترین کلاسها و دوره‌هایی بود که شرکت کردم، تسلط زیاد آقای کلانتری بر کارشون، اشتیاق و علاقه‌شون به آموزش و اصلاح مسیر یادگیرندگان و اصولاً نقشه راه جذابی که برای تبدیل شدن علاقمندان به «نویسنده» تعریف کردن مثال‌زدنیه.
    از طرفی، بی‌دریغ و بدون محاسبهٔ سود و زیان مادی، زمان و دانسته‌هاشون رو در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌دهند.
    علاوه بر همهٔ اینها خودشون با وجود جوانی، بسیار روشن‌اندیش و پرمایه هستند و شما در کنار آموزش اصول نویسندگی حتی می‌تونید جهان‌بینی‌تون رو هم گسترش بدید.
    یکی از مواردی که در طول این دوره، بهش فکر کردم این بود که خدا رو شکر هنوز افرادی با طرز فکر شاهین کلانتری و حتی بعضی از شاگردانشون در ایران زندگی می‌کنند و میشه همچنان به آینده امیدوار بود.
    سپاسگزارم از جناب کلانتری بزرگوار و همکارانشون در مدرسه نویسندگی.

  23. استاد شاهین عزیز و یگانه
    سلام

    من همیشه حساسم به رعایت حق‌الناس، برای همین نمی‌دانم اگر آشنایی با شما و مدرسه‌ی نویسندگی را تولد دوباره‌ام بنامم، حق مطلب ادا شده یا نه؟ نکند «تولد دوباره»، اصطلاح دستمالی شده و کم‌مایه‌ای برای این اتفاق مبارک در زندگی‌ام باشد؟

    اما نه، به جرأت می‌گویم اگر پس از ۳۷ سال از ورودم به جهان خاکی، دوباره طعم تولد را چشیده باشم، آن هم تولدی که نه با گریه و آزار، که با شوقی ژرف، وصف‌ناپذیر و پایدار توأم بوده، همانا ورودم به مدرسه‌ی نویسندگی و شاگردی در محضر شما در دوره‌ی «نویسندگی خلاق» است. من در این دوره فقط نوشتن نیاموختم، زندگی کردن را فراگرفتم، خود گم‌شده‌ام را یافتم.

    لذت حقیقی از خاندن، نوشتن، دیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن، کمترین پاداشم از حضور در این مسیر با آموزه‌های شما است. من، یک بیگانه‌ی مطلق با دنیای داستان، ادبیات و نوشتن و حتا کمی دل‌زده از چنین جهانی، اکنون شیفته و غرق در آنم. چقدر خوش‌شانس بودم که مسیر حرکتم به این دنیا از مدرسه‌ی نویسندگی آغازید.

    همیشه دل و چشمتان پرنور باشه🤩

    مریم

  24. اما دوره‌ی نویسندگی خلاق
    ماجرا از پانزدهم شهریورماه راس ساعت ۸:۳۴ دقیقه‌ی شب شروع شد.
    از تعیین وقت مصاحبه‌ی تلفنی متوجه شدم. دوره‌ای را می‌آغازم که متفاوت از دیگر دوره‌هاست‌.
    چند دوره‌ی یک روزه با استاد کلانتری گذرانده بودم ولی این دوره بسیار متفاوت بود. شروعی شیرین با نوشتن خاطره‌ای به زبان شکسته که باعث شد احساس راحتی کنم. همانطور که حرف می‌زنم نوشتم، ساده و دوستانه.
    آموزش‌های خاص مدرسه‌ی نویسندگی خلاق دنیایی نو همراه با آموزشی نو برایم داشت.

    استاد هر جلسه نوشته‌هامان را میخانند بازخورد می‌دادند. نکات کلیدی را به ما گوشزد می‌کردند تا نثری الماس‌گونه داشته باشیم‌. کتاب‌هایی معرفی کردند که برایم غریب بودند. نویسندگانی که کمتر نامی ازشان شنیده بودم. همه چیز خاص پیش رفت.
    حتا فیلم‌های ارزشمندی را در کنار نوشتن و خاندن توصیه کردند.
    توجه‌شان به هنر برام جالب بود. دیدن نقاشی‌های کلاسیک و شنیدن موسیقی کلاسیک را بارها گوشزد کردند.

    دوره بعد از هشت جلسه پایان یافت ولی همانچنان هر روز راس ساعتی با استاد جلسه‌ی بازخورد داریم.
    حتا اگر نوشته‌ای ارسال نکنیم حضورمان در آن جلسات آموزنده و پربار است.
    از ایشان بسیار آموختم، بسیار می‌آموزم و بسیار خاهم آموخت. این ماجرا ادامه دارد.

    سپاسگزار استاد شاهین کلانتری هستم. بابت صبوری، دلسوزی‌شان و از همه مهم‌تر آموزش خلاقانه‌شان. پاینده باشید.

    سانیا بخشی
    شصت‌وچهارمین دوره‌ی نویسندگی خلاق

  25. سلام آقای کلانتری عزیز ، از اینکه دوره شما رو شرکت کردم خیلی خوشحال و راضیم. ملی چیز یاد گرفتم می دونین بیشتر از هزینه ای که کردم از کلاس استفاده کردم . از محبتتون هر چی بگم کم گفتم ، براتون آرزوی بهترین ها رو دارم و دلم می خواد این رابطه حفظ بشه تا هر روز کارم رو ارتقا بدم .

  26. سلام. من بعد از چند ماه از تموم شدن کلاس نویسندگی، اومدم و میخوام تو ابن صفحه یادگاریم رو بنویسم.

    نمیدونم چجوری از آقای کلانتری تشکر کنم.
    میدونید. انگار همه ی مسئله ی من این بود که بیام و از نداشته ها و داشته هام بگم. وقتی اونها رو مینویسی، میبینی کفه ی داشته هات سنگین تره… اونجاست که به معجزه ی نوشتن ایمان میاری.

    یادمه موقع کلاس نویسندگیمون، فکر میکنم دوزه ی شصتم بود. موقع بهار ۱۴۰۳ برگزار می‌شد و بیشتر موقع ها هوا بارونی بود.

    یادمه روزهای دوشنبه، تمام روز کلاس دانشگاه داشتم؛ از ساعت ۹ تا ۷ غروب…

    با کلی ذوق خودم رو به کتابخانه می‌رساندم تا آنتن دهی نسبتا خوبش استفاده کنم و تو کلاستون باشم؛ موقع پرسش و پاسخ که میشد، من تو اتوبوس هندزفری به گوش بودم و همزمان حواسم به راننده بود که از ایستگاه مقصدم رد نشه.

    یادمه حتی یه قسمتی از راه خونه رو هم پیاده میرفتم و تو اون دقایق هم داشتم برنامه میریختم که کی اون تکلیف های خفن نوشتن رو انجام بدم… هنور هم کلمه بازی رو انجام می‌دادم. یه لذتی به آدم میده که انگار بعدش مغزت حس بی حسی و اسفنجی به خودش میگیره و انگار تو خلأ به سر میبره و هیچ فکری از درونش نمیگذره.

    میخواستم بگم مممنوم ازتون. بهترین کسی که میتونست بهم بگه چجوری بنویس خودتون هستید. استاد کلانتری عزیز و دوست داشتنی و مهربون🙏🙏🙏🌻

    ازتون ممنونم.🪻
    راستی مامانم خیلی ازتون تشکر میکنه..
    یادمه اون اوایل، برای شرکت شک داشتم . فکر میکردم نتونم همزمان به دانشگاه و تکالیف کلاس نویسندگی برسم. وای مامان میگفت نویسندگی بهترین کاره. مثل خودتون میگفت نوشتن باعث میشه آدم خودش رو بشناسه.

    ممنونم ازتون
    براتون بهترین ها رو آرزو میکنم🙏
    شبتون زیبا🌌

  27. سلام و درود خدمت استاد گرامی
    روزی که کلاس نویسندگی خلاق رو ثبت نام کردم بی شک بهترین روز زندگی من بود هزاران بار سایت تون رو بالا پایین می کردم. چشمم به کانال تلگرام دوره خشک می شد تا شاید خبری از شروع کلاس ها بشه. یادمه وقتی قرار بود با من مصاحبه تلفنی داشته باشید قلبم تو حلقم بود از هیجان نمی دونستم چیکار کنم. اما کلاس نویسندگی ورای تصور من بود شما فقط به من نوشتن را نیاموختید من را به نوشتن و مطالعه کردن دچار کردید از شما که با عشق و بی منت به من آموختید و از من آدمی ساختید متفاوت از آنچه که بودم قدر دانم گر چه هیچ کلمه ای نمی تونه سپاس و قدردانی من رو نشون بده.
    از طرف شاگردی که عاشقی کردن با کلمات رو از شما آموخت.

  28. استاد گرامی، جناب آقای دکتر شاهین کلانتری،

    از زمانی که به کلاس‌های شما پیوستم، به‌طور کامل معنای یادگیری را درک کردم. شما نه تنها به ما مهارت‌های نوشتن آموختید، بلکه با شیوه‌ای خاص و جذاب، دنیای نویسندگی را به جایی تبدیل کردید که شوق کشف و خلق در دل هر یک از ما زنده شود.

    در کلاس‌های شما، همیشه چیزی بیشتر از یک معلم و شاگرد بودن حس می‌شد. با مثال‌های جالب و گاهی خنده‌دار، فضای کلاس را از هر نوع خستگی و کسل‌کننده بودن دور می‌کردید و در عین حال، هر کلمه‌ای که می‌گفتید، درسی برای زندگی بود. نمایش‌های شما، نه تنها یادگیری را آسان‌تر می‌کرد، بلکه یادمان می‌داد که یادگیری باید لذت‌بخش باشد، نه فقط تکلیفی سنگین.

    سپاسگزارم که با صبر و دلسوزی، در کنار تک‌تک ما بودید، بی‌آنکه چیزی را کم بگذارید. راهنمایی‌های شما به ما نشان داد که نوشتن تنها یک مهارت نیست، بلکه یک سفر است، سفری که با شور و اشتیاق می‌توانیم در آن پیش برویم.

    از شما که همیشه با انرژی و انگیزه، چراغ راه ما بودید، بی‌نهایت سپاسگزارم.

    با احترام و ارادت،

  29. با اینکه تولید محتوا میکردم اما اصل قضیه محتوا که فکر کردن خلاقانه بود رو جدی نمیگرفتم. حضور در این دوره من رو با کتاب‌های خوب واینکه واقعن نویسندگی یعنی چی آشنا کرد. حالا میدونم تو حوزه تولید محتوا و کپی رایتینگ چطور باید داستان گفت وحتا یک جمله نوشت. خلاصه اینکه دونستم با نوشتن جمله‌های خوب و داستان‌های خوب به زندگی نگاه بهتری پیدا میکنم ومیتونم بیان بهتری توی کارم و حتا ارتباط‌های خصوصیم داشته باشم. شاید میشه گفت: با اینکه می‌نوشتم اما نمیدونستم نوشتن یعنی چی. احتمالن از این به بعد احساس نیاز بیشتری برای حضور در دوره‌های شما میکنم.

  30. استادِ مهربونم، نمی‌دونم چه جوری باید از شما تشکر کنم. هر جلسه با شما یک دنیا درس و ایده بود. هیچ وقت، هیچ معلمی مثل شما نداشتم. جلساتی پر از حرف‌های قشنگ که نه فقط درس، بلکه زندگی رو هم یاد دادید. امیدوارم همیشه سلامت باشید. دلم همیشه برای این جلسات تنگ میشه.

  31. سلام استادِ گرامی
    من کلاس‌ها رو آنلاین بودم اما کتاب‌ها و فیلم‌ها رو همه ندیده بودم.
    حالا که مقداری از آن‌ها را خوانده‌ام. حس می‌کنم پا به اقیانوسی گذاشته‌ام که شما استادِ گذر کردن در آن هستید. و بی‌دریغ هدایتِ چنین مسیرِ روشن و درستی را عهده‌دارید.
    از لطفتان نهایت تشکر را دارم.
    به امید آن‌که بتوانم با قدردانی از آن‌ها در این مسیر جبران کنم.🙏🏻🌸

  32. تجربه هیجان انگیزی بود برای من . فکر نمی کردم کاری که هیچ تحرکی در خودش نداشته باشه بتونه اینقدر آدم رو سر وجد بیاره . مخصوصا کتاب هایی که خوانده میشه و یا معرفی میشه.
    البته با قسمت کانال ها مشکل داشتم کمی زیاد بود و برای آدم قدیمی مثل من سخت.
    بیشتر شبیه این کلیپ های بود که می گفت این و دادم به اون، اونو دادم به این ، اوونم ازونور کردم این تو.
    خلاصه شاهین جان با قدرت ادامه بده

  33. استاد کلانتری عزیز
    هرچقدر از محبت شما تشکر کنم ناچیز است، ارزش کلاس‌ها بسیار بسیار بیشتر از هزینه‌ای که پرداختیم بود.حضور در کلاس نویسندگی خلاق برای من مزایایی از جمله:نوشتن به صورت مستمر،کوتاه کردن جملات،عادت به مطالعه،آشنا شدن با مشاهیر جهان و انواع نوشته،رعایت نشانه‌گذاری در جملات،پیدا کردن دوستان خوب در دوره ،افزایش دقت به محیط اطراف و بسیاری مطالب دیگر داشته است . با کانالی که در تلگرام ایجاد کردم و مطالبی که منتشر می‌کنم اطرافیان نیز با بازخوردهایشان از پیشرفتم در این مدت می‌گویند.البته میدانم راه بسیاری در پیش دارم اما نسبت به گذشته‌ی خود پیشرفت چشمگیری داشتم و این را مدیون شما هستم. و اینکه این کلاس پایان ارتباط من با شما نبوده و تا جایی که اینجانب را به عنوان شاگرد بپذیرید از شما خواهم آموخت.

  34. قبل از کلاس، نوشتن برای من زنجیری سنگین بود که مرا به اعماق تاریکی می‌کشاند. حروف، اسیر قفس کاغذ بودند و جان کندن می‌کردند. ایده اما کلاس نویسندگی، دریچه‌ای به دنیایی تازه گشود. کنار نویسنده‌های دیگر، هرکدام با دنیایی از رویا و تخیل، احساس کردم به خانه رسیده‌ام. وقتی نوشته‌هایمان را می‌ خواندید و بازخورد می‌دادید، انگار که به عمق روحم نفوذ می‌کردند. تمرین‌های خلاقانه، مانند جرقه‌ای، آتش تخیلم را شعله‌ور کرد و به من آموخت که چگونه با کلمات بازی کنم. مهم‌ترین درس این بود: نوشتن یک سفر است، نه مقصد. دیگر از ترس قضاوت شدن، قلمم را زمین نمی‌گذارم. هر کلمه، آجری است در بنای دنیای من، و هر جمله، گامی به سوی کشف خودم. این کلاس، به من بال داد. حالا با اعتماد به نفس، نوشته‌هایم را به دنیا نشان می‌دهم. دیگر نه فقط یک نویسنده، بلکه انسانی کامل‌ترم.

  35. استاد کلانتری عزیز
    شرکت در دوره‌ی نویسندگی خلاق مرا به خواندن و نوشتن مشتاق‌تر کرد. درباره انتخاب واژه‌ها حساس‌تر شدم. تشویق‌های شما کمکم کرد خودباوری و جرات بیشتری برای نوشتن پیدا کنم و رها از بند خوب و بد شروع کنم. نگاه شما به نوشتن برایم بسیار الهام‌بخش و زیباست.
    و
    شما کمکم کردید تکه‌ای از وجودمو که قایم کرده بودم پیدا کنم.
    از شما ممنونم.

    1. من تمام مدت پس از آشنايی با شما مترصد فرصتی بودم، تا حضوری در کلاستون شرکت کنم ولی بخت یار نبود. و من فرصت ۶۴ از دست ندادم و با شما همداستان شدم. تمام این مدت دغدغه حضور در کلاس و بهره بردن هر چه بیشتر از آموزه های ناب و بکر شما خوشی لحظه های من بوده. و خدا را شاکرم به خاطر وجود نازنینتان که درسهای نویسندگی خلاق،گوشواره ای باارزش برای گوش نوشتن من بوده. مفتخرم به آشنايی و شاگردی شما استاد عزیز.
      وجودتان مانا و برقرار باشد. ارادتمند فهیمه گودرزی

  36. سلام استاد عزیزم.
    با اینکه سعادت این رو نداشتم به‌صورت آنلاین در کلاستون حضور پیدا کنم، اما ضبط شده‌ها رو گوش می‌دادم و چقدررررر به اطلاعاتم افزوده شد.
    من در زمان مصاحبه‌ام خدمتتون گفتم یکی از اهداف من برای شرکت در این دوره‌ی ارزشمند، آشنایی با کتاب‌ها و فیلم‌هاست، که در این دوره این نیازم کاملن برآورده شد.
    باز هم ممنونم بابت صبوری و بازخوردهای سازنده‌تون. ❤

  37. سلام استاد گرامی
    تابستان بود که راه و جای من توی کلاس شما پیدا شد. انقدر ذوق و شوق داشتم که انگار همان لحظه قله هیمالیا را فتح کردم. فکر می‌کردم که اگر کمی بگذرد عادت میکنم و مثل باقی کارها ادامه‌اش می‌دهم. اما امان از این دل که توی همان جلسه اول بند آب داد و عاشق شد. هر روزی که می‌گذشت با ذوق دیدار او به جلسات می‌امدم. هر جلسه هم حرف او بود. رفتارهایش و کارهایش. آدم سالم هم که باشی با آن چشمان مست مجنون میشوی. با هر کلماتی که بر لب می‌آورد، مهر تازه‌ای بر قلبم میفشرد و زخمش را کاری‌تر می‌کرد. جالب اینجاست که خودش هر زخمی را درمان است. اوایل اصلا پا نمی‌داد. هر چقدر از من اصرار بود از او انکار. باید با زور و ناز به حرف وادارش میکردم. اما کمی که گذشت نرم‌تر شد. هنوز هم آن ناز و کرشمه دارد ولی خب مثل روزای اول نیست. تصمیم گرفتم به زودی از او خواستگاری کنم. برایم دعا کنید تا پدر و مادرش مثل خودش آنقدر سختگیر نباشند. وگرنه من کارم زار است. شما که از اقوامشان هستید به او بگویید انقدر دلبری نکند. والا به آن که میپرستید شب و روز را از من گرفته است. به امید خدا به زودی کارت عروسی‌ام را برایتان میفرستم.
    راستی یادم رفت بگویم اسم دلبرک ما نوشتن است.
    خواستم همین جا ازتون تشکر کنم که ما را باهم آشنا کردین.
    دوست دار شما فاطمه

  38. قبل از شما، نوشتن برایم یک زندان تاریک بود. حروف روی کاغذ می‌خزیدند، بی‌جان و بی‌روح. ایده‌ها از دستم می‌گریختند و کلمات، ناتوان از بیان عمق احساساتم.
    اما شما، دریچه‌ای به دنیایی تازه گشوديد.کنار نویسنده‌های دیگر، هرکدام با دنیایی از رویا و تخیل، احساس کردم به خانه رسیده‌ام. وقتی نوشته‌هایم را می‌خوانديد و بازخورد می‌داديد، انگار که روحم را می‌ديديد.
    مهم‌ترین درس این بود: نوشتن یک سفر است، نه مقصد. دیگر از ترس قضاوت شدن، قلمم را زمین نمی‌گذارم. هر کلمه، یک آجر است که دنیای من را می‌سازد. هر جمله، یک قدم به سوی کشف خودم.
    این کلاس، به من بال داد. حالا با اعتماد به نفس، نوشته‌هایم را به دنیا نشان می‌دهم. دیگر نه فقط یک نویسنده، بلکه یک انسان کامل‌ترم.

  39. شاهین عزیز
    از تو ممنونم.
    اولین بار که دچار ادبیات شدم را بخاطر دارم. هر جمعه‌ از شیراز به اهواز می‌رفتم. برای فراگیری بازیگری. بخشی از کلاس آن دوره‌ی بازیگری «نگارش خلاق» بود. آنجا بود که با اولین مجنون ادبیات آشنا شدم. مهدی شفیعی زرگر (اگر مشتاق خواندش هستی کتاب وازمارمر را جستجو کن). موهایش روشن بود.چشم‌هایش قهوه‌ای روشن. وقتی از ادبیات حرف می‌زد چشمانش بدجور می‌رخشید. اولین باری که درگیر ادبیات شدم در کلاس او بود. جنون مهدی سرایت‌آمیز بود.
    و حالا در کلاس درس تو نشسته‌ام. تو دومین مجنونی هستی که دیدم.

    با مهر
    ری‌را

  40. من سال‌های زیادی درس خونده‌م و دوره‌‌های آموزشی مختلفی رو شرکت کرده‌م، استاد و آموزش خوب هم کم ندیده‌م، ولی به جرأت می‌تونم بگم کلاسای شما از جنبه‌های زیادی منحصربه‌فردن. اولیش و به نظر خودم مهمترینش ارتباط مستمریه که شما با شاگرداتون دارید. انجام کار جدی پیچیدگی‌ها و دشواری‌های خاص خودش رو داره، ولی تا می‌یام دلسرد و ناامید بشم و جاده‌خاکی برم، یه وبینار روزانه کافیه تا مثل یه طناب من رو بکشه تو مسیر و بگه هی، کجا داری می‌ری؟ از این‌ور بیا.
    جدای از این وبینارا اهمیت و ارزشی که شما برای کارتون و بچه‌ها قائلید می‌تونم بگم تابه‌حال نظیرش رو ندیدم، اینکه باوجود مشغله‌ی زیاد وقت می‌ذارید، تک‌تک با همه مصاحبه می‌کنید، از دغدغه‌ها می‌پرسید و مسیر کلاس یه مسیر پویاست تا بتونید این دغدغه‌ها رو پوشش بدید. برام خیلی جالب بود که تو جلسات بازخورد علاوه بر راهنمایی‌های دیگه به دغدغه‌ای که شخص تو مصاحبه مطرح کرده بود هم اشاره می‌کردید و متناسب با اون هم نکته‌هایی رو می‌گفتید.
    یه موضوع مهم دیگه که تو کلاسای نویسندگی خلاق خیلی پررنگه تنوع مباحثیه که مطرح می‌شه و نگاهمون رو به دنیا و نوشتن عوض می‌کنه. شما پای من رو به حوزه‌هایی باز کردید که اصلا فکرشم نمی‌کردم برام جذاب باشه.
    آشناشدن با مدرسه‌ی نویسندگی و شما استاد بزرگوارم یکی از بزرگ‌ترین هدیه‌هایی بود که خدا به من داد، امیدوارم بتونم طوری که شایسته‌ست ازش استفاده کنم.

  41. اگر. به نویسندگی علاقه دارید لحظه ای از شرکت کردن در این کلاس غافل نشید هر لحظه اش پر از حس خوب مثل چایی خوردن وسط سرمای زمستون
    مخصوصا داستان خوندنای وسط کلاس استاد کلانتری که کلا میری به دنیای دیگه فقط میتونم بگم این دوره به روح و روانتون جلا میده

  42. درود استاد گرامی
    هنوز به دوره‌های رسمی شما شرکت نکدم، ولی بی‌صبرانه مشتاق دوستی با شماستم.

  43. با سلام و احترام خدمت شما استاد بزرگوار
    بسیار مسرورم که در این مسیر کوتاه عمر با شما آشنا شدم و توانستم با راه‌ کارها و دوره‌های مفید شما استاد گرانقدر، راه اصلی‌ام در نوشتن را بیابم.
    من مدیون کسی هستم که شما بزرگوار را به من معرفی کردند و بسیار خرسندم که شاگرد، استادی چون شما هستم.
    متشکرم از نور بودنتان در تاریکی‌های مسیر نوشتنم.
    خوش بدرخشید استاد عزیز.

  44. جلسه‌ی واپسین دوره‌ی نویسندگی خلاق بود. یاد مصاحبه‌ی استاد قبل از شروع دوره افتادم. دلم برای آن روزهای ابتدایی تنگ شد. آن روزهایی که شوق آغاز دوره را داشتم. از همان ابتدا که وارد کانال دوره شدم، پیش‌نیازها و تمرین‌ها شروع شد. همان اولین جلسه شوق من به نوشتن و کتاب خواندن از قبل بیشتر شد و باعث شد کانالم را هم جدی‌تر بگیرم. هرجلسه با ایده‌ها و نکته‌هایی که دریافت می‌کردم، سعی می‌کردم در نوشته‌هایم به کار بندم و منتشر کنم. شوق استاد در پس هر آموزه باعث می‌شد شوقی عجیب‌تر در من شکل بگیرد. آموزه‌هایی که مقاله‌ها، کتاب‌ها، فیلم‌ها، داستان‌کوتاه‌ها، رمان‌ها، تمرین‌ها، آشنایی با نویسنده‌ها را در خود گنجانده بود.

    حرف‌های دلگرم کننده‌ی استاد، آن طنز میان حرف‌ها، آن القای امید و انگیزه‌ای که گاهی فروکش می‌کرد، آن مهربانی، آن حرف‌هایی که همیشه پاسخگوی سوال‌های ذهنم بود، آن بازخوردهایی که همیشه مناسب خودم هم می‌دانستم، همه و همه باعث می‌شد به راهی که انتخاب کرده بودم مطمئن شوم.

    همیشه دوست داشتم در این دوره شرکت کنم اما نمی‌توانستم، یعنی مشغله‌های جورواجور نمی‌گذاشت. نویسندگی خلاق در زمانی که به تازگی از سالها کارمندی فارغ شده‌بودم، بهترین یار بود، بهترین پشتوانه تا در مسیری که برگزیده‌بودم، قوی‌تر قدم بردارم. این دوره برای من تمام نشد، تازه شروع شده‌است و می‌دانم سالها با مطالب ارزشمند آن می‌توانم از آن بهره گیرم.

    و اتفاق خاص این دوره برای من پروژه‌ی پایانی بود. پروژه‌ای که از همان روز که استاد عنوانش کرد، استارت خورد و مرا مشتاق‌تر از قبل به نوشتن ترغیب کرده‌است. پروژه‌ای که تا قبل از آن فکر نمی‌کردم بتوانم از پسش بربیایم. اما امروز که 21 روز از نوشتن این پروژه می‌گذرد، 21 صفحه،21 جدول، 21 متن، 21 پیام برای استاد، 21 خاطره و هزاران حال خوب را در این چالش از آن خودم کردم. و امیدوارم این شوق تا پایان با من باشد و آن را به نتیجه‌ی مطلوبش برسانم.

    خیلی خوشحالم که در این دوره شرکت کردم و سپاس از سخاوت و مهربانی استاد کلانتری که همیشه مرا بیش از پیش مشتاق نوشتن می‌کند و همیشه با حرف‌های دلگرم کننده و انگیزه‌ای که می‌بخشند به من شوق نوشتن می‌دهند.
    در زمانی که بدون نوشتن شاید سخت از آن می‌گذشتم، این دوره صدها جان به جان‌هایم افزود و مرا به بودن در این مسیر مطمئن کرد.

  45. امیدوار بودم قبل از تماس استاد برای مصاحبه ،‌ بتوانم چراغ قرمز را رد کنم.همینطورهم شد. حوالی ساعت ۲۱بود.کنار پارک ملت، ورودی زیباشهر، دوبله پارک کردم.فلاشر را زدم.خیلی وقت بود شوق این مدل انتظارها از یادم رفته بود.
    گفتگویمان شروع شد.
    لحن استاد مثل همیشه آرام و دوستانه بود.
    اصلا من به خاطر همین آرامش و مهربانی استاد، جسارت شرکت در کلاس را پیدا کردم.
    تکلیفشان با خود و آنچه که میخواهند تدریس کنند،روشن است.
    سخاوتمندانه زمان را فدای شاگردان و کیفیت کلاس می‌کنند.
    مباحث را سلیس، کامل و البته مرتب با مثالهایی موجز و متنوع از کتاب و فیلم،در محیطی دلنشین آموزش دادند. با هم راه و رسم کتاب خواندن و فیلم دیدن را تمرین کردیم.
    خلاصه بگویم؛من به کمک استاد، توانستم دست علاقه ام را بگیرم و تاتی تاتی راه رفتنش را ببینم.
    اغراق نیست اگر بگویم من در این کلاس یکی از رویاهایم را زندگی کردم.
    استاد ارجمند،آقای کلانتری،ممنونم.

  46. با افتخار و اطمینان اعتراف می‌کنم مفیدترین دوره‌ی زندگانیم تجربه‌ی حضور در این دوره بود.

  47. چیزی به انتهای راه نمانده،

    پایان کلاس نویسندگی،

    جلسه پنجم را از سر گذراندیم و تا چَشم به هم زدنی جلسه هشتم از راه خواهد رسید و تمام.

    تمام را که می نویسم، مغشوش نگاهم را از کلمات میدزدم.

    مبادا آگاه شوند و دیگر کنار هم ننشینند!؟!

    چه زود گذشت…

    مدت آشنایمان کوتاه بود، برکتش اما بسیار،

    صبح امروز بود که با سروصدای ریزش کتابها از قفسه‌ی کتابخانه از خواب برخواستم و شتابزده پسرکم را که زیر انبوه‌ی از کتابها گیر افتاده بود، رهانیدم.

    به محض آغوش کشیدنش ساده دلانه با تلاشی مضاعف زمزمه وار گفت:
    «ماماش خواستم دفتر و کتاب مُعَمِمت(معلم) رو بیارم»

    اتفاق پیش رویم دلهر آور بود.
    اما شیرینی داشت که بی شک نمی‌توانستم آن را به کسی جز شما (استاد شاهین کلانتری) تعمیم دهم.

    نه اینکه پیش‌تر در خانه‌مان خبری از کتاب و این‌ها نباشد، نه!
    فقط به شکلی کنونی و آگاهی پسرک
    سه ساله ام که « مادر با کتاب و نوشتن سرمست است»
    نه، این نبود.

    به شکلی که همسر جان، شب هنگام خسته و بی جان، مشتاق به انتظار نوشته‌هایم بنشیند و بخواندشان و کِیفَش را کوک کند و یاد آوری کند، «ترشی نخوری یه چیزی میشی»
    این، نه نبود.

    از همه‌ی این موهبت‌ها که بگذریم، راستش قصد اعتراف دارم.

    اینجانب بهــــــار میــرزایــــــی،
    از همین دنیای مجازی اعلام میکنم،

    شما، فرشته‌‌ی الهامی بودید، که دستان مرا در دستان یار مهربان(کتاب و نوشتن) گذارید و به پاتیل نوشته هایم، فرصت بودن و تجربه کردن دادید.

    نوشتنی که پیش‌تر با احساس تزئینی می‌آمد و جولان می‌داد و بی‌آنکه قلمی تَر کند می‌رفت.

    راستی استاد برایتان گفتم، مادربزرگ به خوابم آمد و بابت آموزه‌های نوشتاری که از شما آموخته بودم و باعث شده بود اینبار مادربزرگ را به زیبایی هر چه بیشتر توصیف کنم، تشکر کرد.
    گفت: قَدرِ تان را بدانم.

    قدر دانتان هستم،
    بابت تک تک روزهای که دیدم برادرانه، در تکاپو برای ایمن نشان دادن پناهگاه نوشتن بودید.
    حقیقتا،
    فریادهای نیک خواهانه‌تان را که ملزمِمان
    به قفل زدن دَرِ صندوق ناامیدی ها و شوتشان به دریا می‌کردید را هم شنیدم.

    و در کلام آخر باید بگویم:

    از همین حال، دلم برای شما و مدرسه درخشان نویسندگیتان کلـی، کلــــــــــــــــی تنگ میشود.

    ✍️ بَـــهار میرزایی
    (دوره‌ی 61 نویسندگی خلاق)

  48. سلام آقای کلانتری
    من در کلاس شما بسیار آموختم نه فقط تمرین نویسندگی را، بلکه راه و روش زندگی و حمایت کردن را.
    شما بسیار دلسوزانه کل کلاس را حمایت کردید، من از شما سپاسگزارم و خوشحالم که شانس آشنایی با شما را داشتم.
    زندگی تون پر نور و پر از برکت 🌸

  49. درود بی پایان به استاد نوشتن و نوشتن و حس کردن
    از خیلی وقت پیش دوست داشتم،نویسنده بشوم اما هیچ وقت به طور جدی در این مسیر گامی برنداشتم.
    تا اینکه به طور کاملا اتفاقی،برای آشنایی با ادبیات کودکان به موتور جست و جو گر گوگل مراجعه کردم و با متنی فوق العاده کامل با توضیح تمامی جزئیات مواجه گشتم.نویسنده ی متن جناب آقای شاهین کلانتری بود.از همان جا مشتاق شدم با ایشان بیش تر آشنا شوم و همین آشنا شدن به شرکت در کلاس نویسندگی خلاق منجر شد.بسیار بسیار خرسندم که پروردگارم دستم را گرفت و مرا با شما آشنا نمود.در همان دوره ی اول بسیار آموختم.نشخوارهای ذهنی ام خیلی کم شدند،چون دائما به دنبال پیدا کردن موضوعی برای نوشتن بودم.
    برای بنده افتخار بزرگی ست
    در جوار شما بودن و از شما آموختن
    مارال هادی پور

  50. استاد کلانتری عزیز و همکاران مدرسه ی نویسندگی. اینجا می نویسم نه بعنوان یادگاری که بنویسم و بروم. بلکه برای اعلام، که اینجا هستم، می خواهم بمانم و از ماندنم بسیار خوشنودم. نوشتن، همیشه بخشی از زندگی من بوده است و در هر زمان به شکلی نوشته ام. نوشتن هایم همه خودجوش بوده و گرچه تشویق های اطرافیان و معلمین و خواندن کتاب‎ها، به ادامه ی راه کمک کردند، هیچکدام برای بهتر نوشتن، تاثیر مستقیمی نداشتند.
    دوره ی نویسندگی خلاق، به همراه روشِ تدریس و پایبندی استاد کلانتری به کلاس وشاگردانش ، به من یاد داد که نویسندگی، یک دانش و مهارت است که می توان یاد گرفت. آسان و یک شبه نیست، ولی شدنی ست. من از تمام لحظات کلاس، با تمام وجود لذت بردم و هر بار از وسعت مطالبی که یاد گرفتم مبهوت شدم. این دوره ی هشت جلسه‌ای به اندازه ی یک دوره ی دانشگاهی به من آموخت. با آنکه اولویت کامل به همراه ماندن با کلاس و مشق هایش داشتم، هنوز به کمتر از نصف تمرینات هر هفته نمی‌رسیدم. با این وجود کاملا می بینم که کیفیت نوشته هایم نه تنها در فارسی، بلکه در انگلیسی هم بهتر شده است. شعله و شوق نوشتن دَرَم پررنگ‎تر است و از همه مهمتر، نویسندگی که برایم آرزویی دست نیافتنی بود، دیگر بالای ابرها نیست. در ادامه ی راه می بینمش. ثبت نام در دوره ی نویسندگی خلاق یکی از بهترین کارهایی بود که برای خودم انجام دادم.

  51. سلاممم به استاد عزیزم؛

    دوره‌ی نویسندگی‌خلاق، مشوقِ بیدار کردن ذوق خفته‌ی من از نویسندگی بود.
    منی که نویسندگی را رها کرده‌بودم و فقط به خاطر قولی که برای برگشت به نویسندگی به خودم داده بودم، ثبت نام کردم؛ امروز در آخرین جلسه‌ی دوره ماتم گرفته بودم.
    چون حتی صدای گرم استاد هم برایم یک انگیزه بود. متن‌هایی که سرکلاس برایمان از کتاب‌های مختلف می‌خواند من را محو مانیتور می‌کرد.
    نکته‌ها و درس‌هایشان به هیچ وجه تکراری و کسل کننده نمی‌شد.
    فهمیدم وقتی ایشان می‌گفتند هر دوره‌ی من با دوره‌ی دیگر فرق دارد، به هیچ وجه دور از حقیقت نبود. چون استاد همیشه چیز تازه ‌ای در جیب داشتند. مثل خاله‌هایی که وقتی بچه‌ بودیم، هر بار یک شکلات جدید از کیف جادویی‌شان برایمان در‌می‌آوردند و ما هردفعه ذوق می‌کردیم.
    بگذریم. پرحرفی نکنم در کل،
    استاد عزیزم مرسی از این تجربه‌ی عالی.
    همیشه شاد و تندرست باشید ♡

  52. مدرسه‌ نویسندگی: تنها مدرسه‌یی که دلتنگش می‌شم.
    البته با برنامه‌های شما هیچ جوره از مدرسه نویسندگی دور نمی‌افتیم و این بی‌نظیره. از این دوره کلی یاد گرفتم و همه‌اش منتظر دوشنبه‌ها بودم که سر کلاس حاضر بشم. ممنونم از زحمات‌تون طی این دو ماه. بسیار قدردان شما هستم.

  53. علی عزیزم
    تو یکی از بهترین دوستان منی.
    خوشحالم که این دوره سبب شد با جوان نازنین و سختکوشی مثل تو آشنا بشم.
    به وجودت افتخار می‌کنم و با اشتیاق نوشته‌هاتو توی کانالت می‌خونم.

  54. سلام استاد عزیز
    خیلی وقت بود که دوست داشتم که در یک کلاس نویسندگی شرکت کنم که یک دوست شما را معرفی کرد. شیوه تدریس شما، انرژی و طنزی که در تدریس به کار می گرفتید خارق العاده بود و من را واقعا جذب می کرد. مطالب بسیار مفیدی از این کلاس فراگرفتم که حجم زیادی داشت به طوری که تا ماه ها راه را نشانم خواهد داد. امیدوارم بتوانم از همه این مطالب استفاده کنم. تشکر از سخاوتتان در آموزش.
    امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده باشید.

    1. سلام خانم غفوری نازنین و ارجمند
      بی‌اندازه سپاسگزارم از مهر شما.
      حضورتون برام خیلی عزیز و ارزشمند بود.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های جدیدتون هستم.

  55. خب، همین حالا جلسه هشتم برای من تمام شد ، تقریبا دو هفته از اخرین جلسه میگذرد ، شما شباهتی به معلمانی که تمام توجهشان به شاگردان به اصطلاح زرنگ کلاس بود، نداشتید، بارها حق دادین به هر شخصی که با فاصله کلاس را گوش میدهد ، کمال گرایی بیخودی را از ما گرفتید ، حق دادید که ممکن است گاهی از نویسندگی فاصله گفت ، و ماندگار کردید این جمله را در ذهن ،تو فقط نویسندگی را رها نکن .
    درود بر شما استاد

    1. سلام خانم م‍ظفری نازنین و عزیز
      قدردان مهر و توجه شما هستم.
      امیدوارم در مسیر نوشتن خوش بدرخشید و همیشه از خوندن نوشته‌هاتون لذت ببریم.

      1. آدمای کمی تو دنیا هستن که بتونن بهت چیزی اضافه کنن.
        استاد شاهین کلانتری، به نظر من شما قبل از اینکه معلم خوبی باشین، انسان پیشرویی هستین، کسی که می‌تونه مسیرهای جدید رو با شخم زدن، کندوکاو مشتاقانه و دلبری کردن با مسیر، احداث کنه و برای آدما چراغی روشن کنه تا مسیر رو اونجوری که هیچ وقت دیده نشده، ببینن.
        من تو این دوره دوماهه، بیشتر از اینکه نویسندگی یاد بگیرم، یاد گرفتم چطور به اطرافم نگاه کنم، چطور با جزئیات، ملاقات موشکافانه داشته باشم و دنیای اسرارآمیز اطرافم را کشف کنم.
        استاد عزیزم من از شما متفاوت دیدن، شنیدن، حس کردن و گوش دادن رو هدیه گرفتم.
        قطعا که اول راه هستم و در حال تاتی‌تاتی کردن، ولی کشف دنیایی که من رو در بر گرفته با ابزارهای ساده ولی در عین حال شگفت انگیزی که بهم هدیه دادین، خیلی برام هیجان انگیز خواهد بود.

        سپاس از وجودتون و صداقت و اشتیاقی که برامون گذاشتین.🙏🏼🌿

  56. استاد کلانتری بزرگوار!
    شرکت در دوره‌ی نویسندگی خلاق حسی به من داد که گویی پرنده‌ای هستم که به تازگی پرواز را آموخته. منِ پرنده‌ی تازه‌کار در آسمان بیکران نوشتار، با پرندگانی دیگر چون خود، شیفته‌ی پرواز آشنا‌شدم.
    با دیگر پرندگان پرواز را آغازیدم. شاهینی بلند‌پرواز، پیش آهنگ پرنده‌های کوچک بود که آرزوهایی بزرگ در پهنه‌ی این آسمان زیبا داشتند.
    بال‌هایمان خسته‌شد. در مسیر تندبادها، کرک‌ وپرمان ریخت.
    ولی شاهین تیزپرواز این قصه، هر‌بار برای رفع خستگی‌هامان، بال‌های قدرتمندش را سایبانی کرد تا پرِ پروازمان ماندگار بماند و در پهنه‌ی آسمانی از واژه‌ها به پرواز ادامه دهد.
    استاد، همراهی بی‌پیرایه و خستگی‌ناپذیرتان در مسیر نوشتن، به من یادآوری کرد هنوز رنگ و بوی خوبی و خوب بودن و خوب ماندن، در این عرصه ارزش خود را دارد.
    یاد گرفتم ساده بنویسم و احساسم را در هر لحظه با واژه‌ها بر روی صفحه‌ی کاغذ بریزم. خالی شوم از وسوسه‌ی شوم نا‌امیدی و نتوانستن و ننوشتن.
    انگار هر روز صبح، هنگام برآمدن آفتاب، عشق نوشتنم نیزطلوع می‌کند و کلمات ناخودآگاه صفحات کاغذ را درمی‌نوردند.
    به این باور قلبی رسیدم که: «من تنها نیستم چون، نوشتن را دارم.»
    سپاس بابت تک‌ تک ثانیه‌هایی که برای به ثمر‌نشستن این باور در قلب یک یک همراهان « دوره‌ی نویسندگی خلاق» وقت گذاشتید.
    «شاهین تیز‌پرواز، در آسمان خاطراتم، باقی خواهد ماند.»

    1. سلام خانم جلوانی عزیز و گرانقدر
      عملکرد شما در همین کوتاه مدت تحسین‌برانگیزه.
      لذت می‌برم این میزان ذوق و سختکوشی.
      از لطفتون سپاسگزارم و براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

      1. سلام استاد کلانتری ارجمند
        دیروز که عنوان کانالم را در لیست کانال‌های خوب مدرسه‌ی نویسندگی دیدم، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم. دلیل تمام این پشتکار و علاقه‌ی من به نوشتن، آموزش‌های بی‌نظیر و انگیزه‌بخش شماست. ایده‌های نابتان برای نوشتن و دست‌و‌دلبازیتان در انتقال مفاهیم به شاگردان مکتبتان، سرلوحه‌ی مشق‌های زندگیم خواهد بود.
        امیدوارم بتوانم در این مسیر مانا باشم و کم نیاورم.
        سپاس بابت زحمات ارزشمندتان در عرصه‌ی آموزش نویسندگی

  57. سلام استاد و دوستان عزیز
    اتفاقی با ورق زدن درصفحات اینستا با این کلاس آشنا شدم .بین دغدغه ها و کارها ی روزانه وسوسه ی تمرین نوشتن هم دغدغه ی جدیدم شد و بالاخره ثبت نام کردم .دراین دوره ی هشت جلسه ای مطالب ، موضوعات وکارها به صورت چکیده ،دقیق ،گزینشی ومتمرکز برهدف نویسندگی به زیبایی ارائه شدند و برای من تازه کار زمان میبرد تا این مطالب رابه مرور وکم کم هضم کنم .با تشکر از آقای شاهین کلانتری که با این دقت ، شور وعشق آموزش این حجم از اطلاعات را به بهترین شکل در اختیار فراگیران قرار میدهند .امیدوارم در فراز ونشیب این کار تاثیرگذار فرهنگی دلتون گرم ، تنتون سلامت و قلبتون پراز امید باشه.

  58. نوشتاری به یادگار برای شاهین کلانتری

    در یکی از دوره های پر تلاطم گذار درونی و شاید از سر استیصال، به سراغ نوشتن آمدم که در گذشته نیز بارها یاری ام کرده بود و از خاطرم گذشت که در یکی از دوره های آموزشی مدرسه نویسندگی و شاهین کلانتری که به گمانم لااقل پنج سال پیش یافته بودمش بروم.

    از نیک اقبالی ام بود که توانستم در این مورد گوش بر وراجی مداوم ذهنی ببندم و در کلاس نویسندگی خلاق نام نویسی کنم. شرکت در این کلاس مثل هوای تازه ای که به ریه های تنی بیمار جان بدمد، اندک اندک اشتیاقی در درونم برانگیخت… به تدریج گرم شدم و یادم آمد که چقدر نوشتن را دوست داشته ام. این روند شبیه ملاقاتی غیر منتظره با دوستی قدیمی و فراموش شده بود که ناگاه در لحظه ای فرخنده او را به جا آوری و از این بابت بی نهایت سپاسگزارم.
    آقای کلانتری به عنوان یک مربی و دوستی نو یافته، بسیار برایم الهام بخش و تحسین برانگیز است. صداقت ایشان را در نوشتن از خودشان و در تدریس و همچنین پیگیری پایمردانه ی امور، به شدت دوست دارم و برایم یک الگو بوده و خواهد بود.
    به نظر من در روزگاری که فردیت و برافراشتن پرچم فردی، چندان مرسوم و معمول نیست؛ جسارتی درخشان و عظیم می طلبد که خودت را پذیرفته و به جهان اطراف بنمایانی و این یکی از ویژگیهای آقای کلانتری ست که از قضا همین را نیز مستقیم و غیر مستقیم به هنرجوهایشان می آموزند. هزار زنده باد و باز هم بیش!

    شرکت در این کلاس بدون هیچ تردید، نقطه عطفی برجسته و درخشان در زندگیم است و خواهد بود. به تمامی دوستان همراهم در این کلاس نیز، شادباش و تبریک می گویم که در دورانی که فرو افتادن به ورطه ی ناامیدی و تاریک بینی و انتخابهای دم دستی رایج است؛ هنر و زیبایی و بیان خویش را برگزیده اند… انگیزه و امیدتان بیش باد و دلتان به دور از تشویش.

    آرزو می کنم که این بذر نو کاشته، درختی شود تناور و پر بار.
    آقای کلانتری عزیز، باز هم ممنونم از سخاوت و محبت بی دریغ شما و شادمانم از یافتن دوست و مربی نازنینی که شما باشید.

    مخلصم،
    شهاب

  59. من «نویسندگی خلاق» را با ندای قلبم شروع کردم و با وجودیکه اغلب جلسات را در بحبوحه‌ی کار گذراندم اما مطالب طوری در یک دسته‌بندی کاربردی و در عین حال دقیق و شفاف ارائه شدند که توانستند به ذهن پراکنده‌ی من نظم حساب شده‌ای بدهند تا بدانم چطور باید فکر و عمل کنم.

    صد البته که مطالب ارائه شده نیاز به سال‌ها تمرین دارند تا تبدیل به شیوه‌ی فکر کردن و عمل کردنم شوند اما وقتی مطالب در پی تجربه‌ای کارآمد ارائه می‌شوند حتی در زمان کوتاه هم می‌توانند پیش‌برنده باشند.

    اما گذشته از بحث‌های تخصصی در حوزه‌ی نوشتن و نویسندگی، این جلسات از نگاه من ریشه‌ در یک تجربه‌ی زیسته‌ و یک جهان‌بینی عمیق و دلنشین داشتند که در واقع شیوه‌ی تازه‌ای از اندیشیدن را به من آموختند. شیوه‌ای که بذر صبوری، آسایش خیال و تمرکز بر اصل را در درون من پرورش داد.

    در مدت این همراهی، خیلی زیاد از نگاه کردن به منش آقای کلانتری و همینطور از جهان‌بینی ایشان آموختم؛ از حضور دقیق و به موقع در جلسات و ارسال فایل‌ها بلافاصله بعد از کلاس گرفته تا به دور ماندن از حواشی و موارد بی‌اهمیت و تمرکز بر اصول کارآمد.

    تجربه‌ی همراهی من با دوره‌های آقای کلانتری بیشتر از چند ماه نیست اما در همین مدت کوتاه فهمیده‌ام که در آموزش‌های ایشان، اصل از فرع و سره از ناسره جدا شده‌اند.

    به قول خودشان شیوه‌های یاد گرفتن را به ما یاد می‌دهند و چه چیزی ارزشمند‌تر از این؟

    استاد جان، آموزش‌هایتان برایم بسیار جدی، مهم و با ارزش هستند و عمیقاً قدردان حضور شما در این مقطع از زندگی‌ام هستم.

  60. آقای کلانتری عزیز و نازنین
    درود
    این دوره برای من چالش‌هایی را ایجاد کرد و دل آن چالش‌ها، تجربه‌های نیکی به‌دست آوردم. تعهد و دقت نظر شما و همچنین تسلط خوب بر موضوعات، از جمله ویژگی‌های بارزی بود که من در این مدت در شما دیدم. یک نکته شایسته که کمتر در ایران شاهد آن هستیم، وقت شناسی حضرتعالی بود.
    ازآشنایی با شما خوشحال شدم، از شما بسیار آموختم، شما را دنبال خواهم کرد.

  61. این دوره پر از نکته و مطالب جدید و کاربردی بود. هرچقدر هم از نویسندگی بدونین این کلاس براتون تازگی داره. به معنای واقعی پایه نویسندگی هست.
    من که کلی لذت بردم، این کلاس کلی رو نوشته هام تاثیر گذاشت.
    با تشکر از استاد کلانتری عزیز

  62. سلام و درود خدمت استاد عزیزم🌸🤍✨ این دوره، ناخواسته همزمان شد با فشرده‌ترین دورهٔ کاری من. اولش خیلی ناراحت شدم چرا که نمی‌تونستم اون وقت کافی که خودم انتظار داشتم رو برای نویسندگی که عاشقانه دوستش دارم بگذارم اما کمی که گذشت، به‌خصوص بعد از دریافت دفترچه عملکرد فهمیدم دقیقا همین‌جا و همین روزها به نوشتن و در واقع پیوسته نوشتن نیاز داشتم🤍 دیگه ذوق و شوقم از بیدار شدن این بود که رخدادی از روز قبل بنویسم و تمرین واژگان و ازادنویسی انجام بدم و پله‌های نردبان رو یکی یکی هایلایت کنم و دقایقی برای خودم و ذهن درهمم وقت بگذارم. این کار علاوه بر این که بسیار نقش به سزایی در مهارت من داشت، ذهن من رو طی روز منسجم و ارام نگه می داشت🤍 تمامی جلسات اصلی رو شرکت کردم، چه حین رفت و امد، چه در دفتر کارم و چه در منزل چون علاوه بر بار علمی جلسات، انرژی شما استاد کلانتری عزیزم بسیار مثبت بود و کلاس حتی لحظه‌ای خستگی به همراه نداشت🤍
    فیلم ها و نوشته‌های بسیاری رو هم در این مسیر با شما دیدم و خواندم؛ شب‌های روشن، راشومون، ادم ها و سار بی بی خانم که باهاش قد یه دریا گریه کردم چون خودم هم پرنده دارم🩷 سپاس از این همه وقت و انرژی که برای ما گذاشتید، من به زودی دوباره از اول همه چیز رو گوش می‌دم و تمرین می‌کنم و صبورم چون حالا می‌دونم و می‌فهمم که مسیر نویسنده شدن، مسیر یک شبه نیست🌸

  63. من همیشه جز آرزوهام شرکت تواین دوره بودو حتی پولامو به خاطرش جمع کردم. واقعا هم ارزش داشت.
    قبل این دوره فکر میکردم داستان بدون طرح داستان میشه ولی الان فهمیدم از این خبرا نیست.

  64. سلام وقت گرانبهاتون بخیر استاد.چند سالی میشه که دوست دارم نویسندگی رو یاد بگیرم ولی هیچ وقت شجاعت این رو نداشتم که در دوره یا کلاس نویسندگی شرکت کنم .همیشه فکر می کردم بهتر از من در نوشتن هست و بهتره سمت نویسندگی نرم بااینکه علاقه ی شدیدی به کتاب ونویسندگی داشتم و دارم .اون روز دیگه طاقت نیوردم ودر گوگل کلاس نویسندگی رو سرچ کردم که با سایت وپیجتون آشنا شدم . امروز که این متن رو می نویسم دوره هشت جلسه رو تموم کردم از این موضوع خیلی ناراحتم ولی مطمعنم این آخرین بار نیست که شرکت میکنم .یکی از بهترین کارایی که برای خودم کردم همین دوره ی نویسندگی هستش .خوشحالم که با استادی همچون شما آشنا شدم وخوشحالم که زیر دست شما نویسندگی رو آموختم .کاملا با حوصله و آرامش زیاد مطالب رو آموزش می دهید طوری که گذر زمان رو حس نمی کنم .بنظرم تنها جلسات نویسندگی نیست بلکه نویسندگی به اضافه ی دوره ی تراپی به حساب میاد بهرحال ممنونم

  65. سلام استاد عزیز.
    از شما یاد گرفتم، زیاده گویی نکنم.
    پس بهتره بگم، جهانم قبل از آشنایی با کلاس شما با بعد از آشنایی، مثل تصاویر قبل از عمل و بعد از آن هست.
    اما سخته مختصر حرف زدن، و هی دلت میخواد بیشتر توضیح بدی.
    پس قبل از عمل رو میگم، چه شکلی بودم و الان چه شکلی شدم.
    در حالیکه علاقه به نوشتن داشتم، ولی نمیدونم چرا برام نوشتن، سخت و دشوار بود.
    و هی دلم میخواست ازش فرار کنم.
    و نمیدونم چرا موقع نوشتن، لذت نمی بردم.
    الان نوشتن برام، راحت و ساده و لذت بخشه.
    با عشق میرم سراغش، واقعا خسته نمیشم.
    قبل از عمل، زندگیم جهت و هدف سرراستی نداشت.
    الان در مسیر قرار گرفتم.
    قبل از عمل، سردرگمی و پریشانی داشتم.
    و الان پیدا کردن خودم، بهم آرامش و امنیت داده.
    قبل از عمل، معمولا تکلیف و تمرین در هر درسی، برام طاقت فرسا بود.
    و الان برام عجیبه که از داشتن تکلیف و تمرین لذت میبرم. و برای اولین باره در عمرم از دبستان تا دانشگاه، دارم با عشق و ذوق تکالیفی رو که استاد میگه انجام میدم.
    ببخشید می خواستم کوتاه و مفید بنویسم، ولی نشد.
    بی نهایت سپاسگزارم.

  66. در ادامه‌ی اولین‌ها می‌تونم بگم، موقع نوشتن اولین تمرین، وقتی چشمتون به صفحه‌ی سفید دفترم افتاد با یه ذره تشر گفتید :«چرا نمی‌نویسی؟ فکر نکن. بنویس.» از اون به بعد هر وقت تو اون حالت گیر می‌کنم شما رو بالا سرم می‌بینم و فقط می‌نویسم.
    با شما نگرشم خیلی به نویسندگی تغییر کرده و همیشه تشویق میشم جدی‌تر پیش برم.
    نویسندگی خلاق و همه‌ی دوره‌هایی که افتخار شاگردی شما رو در اون‌ها دارم، به خاطر شخصیت، خلاقیت و دانش‌ِ بی‌نظیر شما گیرا هستند.
    مدرسه‌ی نویسندگی جزو تاب‌ترین دارایی‌های ایرانه. پرمایه و امیدبخش. چیزی که خیلی نیازمندشیم.
    به حضور مستقل و فعالیت‌های ارزشمندتون افتخار می‌کنم.
    پایدار باشید استادِ عزیزم.

  67. درود بر استاد دوست‌داشتنی و عزیز!
    سلیقه‌ام نویسندگی بود. به دنبال آموزگاری می‌گشتم که بشه ازش چیزی آموخت. متحیر بودم؛ تا آ‌نکه دوستم کانال زیبای”مدرسه نویسندگی’ شما را برام فرستاد.
    سپاس‌گزار دوستم هستم که بنده‌را با شما و برنامه‌های پرمحتوا‌ی‌تون آشنا ساخت.
    برای منِ نویسنه‌ی تازه‌کار و مبتدی این دوره‌ی‌ کوتاه “خلاّق” دریچه‌ای بود برای بهره‌بردن از تجربه‌ها و آموخته‌‌های شما، و تغییرات اساسی را در قلمم احساس می‌کنم.
    تلاش می‌کنم آن‌چه را که آموزانده‌اید پله‌ به پله در مسیر نویسندگی تطبیق دهم ان‌شاءالله.
    شاگرد شما نیازمند هم‌کاری و‌ دست‌گیری بیشتری شماست.

    هیچ‌قنادی نشد استاد کار
    تا شاگرد شکر ریزی نشد.
    شاگرد شما “alemi” از دیار خراب شده‌ی افغانستان!
    با مهر

    1. درود بر شما آقای عالمی عزیز
      ممنون بابت کامنت خوبتون.
      خوشحال می‌شیم از حال و احوال این روزهای شما و قلمتون مطلع بشیم.
      لطفن در تلگرام با ما در ارتباط باشید و اگر دغدغه یا مشکلی دارد درباره‌اش برامون بنویسید.
      ‌@nevisandeganim

      و اگر مایل به مطرح کردن سوال یا مشکلی به صورت صوتی یا متنی با خود استاد هستید خوشحال می‌شیم اسمتون رو در وبینار نویسنده‌ساز ببینیم.
      https://shahinkalantari.com/ahleneveshtan/

  68. سلام استادمن اسال است دراینستاگرام فعالیت نویسندگی دارم وازقبل به صورت انلاین اموزش دیده بودم با چندجلسه
    میتونم مدرک نویسندگی بگیرم.

      1. سلام استاد عزیز. این کلاس دیدگاهمو نسبت به زندگی باز تر کرد. همراه با این کلاس زندگی کردم. ربط نویسندگی با روانشناسی و خودشناسی و توسعه فردی رو به وضوح دیدم. ذوقم بیشتر شد. با تمرینای چالشی قد کشیدم، با تمرینه ملال آور(سایه تن درشکه چی😅) مدارا کردن رو یاد گرفتم. تو مبحث هوش مصنوعی یه درس خیلی مهم یاد گرفتم، اینکه: «چیزای که هست هست، نمیتونم حذفش کنم یا ازش بترسم و فرار کنم، باید با چشم باز هوشمندانه ازش استفاده کنم.»
        (این درس خیلی ارزشمند بود چون تو زندگی هم کارآمده)
        تو مبحث پرهیز از کلیشه تو شخصیت سازی یاد گرفتم لزومی نداره من یا زندگی من حتما شبیه بقیه مردم باشه، و این متفاوت بودنش اتفاقا یه برگه برنده‌س. تو طول دوره صبر و استمرارو یاد گرفتم. مرحله به مرحله پیش رفتن، آروم آروم قدم های مطمئن برداشتن رو یاد گرفتم. کلی فیلم و کتاب جدید در اختیارم قرار گرفت. دوستای جدید پیدا کردم. ایده های جدید تو ذهنم شکل گرفت. سرتونو درد نیارم مجموعه ای از اتفاقات مکمل برام افتاد و از دانش شما و بودن تو همچین محیطی لذت بردم.
        امیدوارم این مسیر هیچوقت تموم نشه.

  69. سلام آقای کلانتری عزیز معلم دوست داشتنی بنده جواب ایمیل شمارا دریافت کردم و قسمت آخر آن واقعا من را شگفت زده کرد درحال حاضر دارم رمانی مینویسم که قصد دارم در سال های دور چاپ کنمش میدانم که مراحل خیلی سختی را باید پشت سر بگذارم از شما تقاضا میکنم در این راه کمکم کنید با اینکه میدانم همیشه در حق بنده لطف و مهربانی دارید .
    شاگرد سابق شما در دوره ی ۵۵ نویسندگی خلاق (نگین علیزاده)

    1. سلام نگین عزیز
      خوشحالم که فعالی و نوشتن رو دنبال می‌کنی.
      با کمال میل.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های جدیدت هستم.

  70. سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز
    سالها دلم می خواست در کلاس و دوره نویسندگی شرکت کنم.دوست داشتم در گروهی باشم که کتاب بخوانیم و کتابها و فیلم های خوب را تحلیل کنیم. در هر جلسه نویسندگی خلاق و یا حالا که در کارگاه تمرین نوشتن شرکت میکنم از انرژی و تلاش شما لذت می برم و حضور شما امید را در دل من زنده میکنه .امید به اینکه هنوز میشه به انسان هایی اعتماد کرد. و اینکه هر چقدر انسانی از لحاظ درونی غنی تر باشه دانسته های خودش که قطعا با زحمت و تلاش زیاد به دست آورده در اختیار دیگران قرار میده. با همه وجودم برای شما آرزوی سلامتی و شادی دارم. من خود در اول راه هستم. با مشغله های زیادی که دارم گاهی نمی رسم تمرینات رو کامل انجام دهم اما هر روز هر چند کوتاه سعی میکنم خودم را در مسیر حفظ کنم. من تازه عضو این مدرسه دوست داشتنی شدم و حس بسیار خوبی از شاگردی در این مدرسه دارم.
    سپاس از شما استاد بزرگوار
    سلامت و پیروز باشید .

    1. سلام خانم ندیمی نازنین
      وجودتون مایه افتخاره.
      نام شما به عنوان فردی خوش‌ذوق و نکته‌سنج در ذهن من ثبت‌ شده.

  71. باید بگویم که آشنایی با دوره نویسندگی برای من همچون باز شدن دری به سوی یک دنیای عجیب بود. دنیایی که تاکنون چشمم ندیده بود و گوشم از دور شنیده بود.
    من از نوشتن می‌ترسیدم.
    با ترس و کنجکاوی از لای در سرک کشیدم و ناگهان یک نفر مرا به داخل هول داد و تمام.
    همان یکی دو جلسه اول میلی ناتمام و شادی عمیقی در من جوانه زد.
    احساس کردم سالها بدون آنکه بدانم روحم اینجا را آرزو می‌کرده‌است.
    اینجا حسی شبیه خانه دارد. گرم، صمیمی و پر از شور زندگی.
    سپاس بی انتها از جناب شاهین کلانتری عزیز که مرا با دنیای زیبایشان مسحور کردند.

    1. سلام شیوا خانم صائبی نازنین
      شما بسیار انسان نازنینی هستید.
      یک جهان سپاس.
      امیدوارم همیشه در زندگی خوش بدرخشید.

      1. سلام استاد اول از همه تشکر فراوان بابت تمام زحمت و محبت شما از زمانی که دبیرستان رو تمام کردم بفکر شرکت در کلاس نویسندگی افتادم متأسفانه شرایط زندگی اجازه نداد تا اینکه از خوش شناسی‌ با شما آشنا شدم اصلا هدف من از نویسندگی اینکه زندگی نامه مو بنویسم جناب کلانتری اگر در این راه موفق بشوم هر جای که به زمان آشنایی با شما برسم اسم تون پررنگ‌ پررنگ می‌نویسم تا اگر کسی خوان بداند که شما باعث موفقیت من هستید لحظه حضور در کلاس واقعا برای من لذت بخش بود و آموزنده توضیحات بسیار کامل و عالی امیدوارم افتخار شرکت در کلاس حضوری شما رو پیدا کنم سپاسگزارم

        1. سلام خانم رئوفی نازنین و ارجمند
          خیلی خوشحال شدم از خوندن پیام شما.
          امیدوارم در تمام مراحل زندگی خوش بدرخشید.
          منو در جریان نوشته‌هاتون قرار بدید.

  72. سلام استاد عزیز
    وقتی تو کلاس شما ثبت نام کردم چیزی از نوشتن نمی‌دونستم. شما آنقدر مطالب رو خوب و شیرین توضیح دادید که ذوق نوشتن در من بیدار شد. به توصیه شما سایتم رو راه‌اندازی کردم. هر روز مطلبی رو منتشر می‌کنم. با آموزشهای شما نوشته‌هایم نسبت به روز اول بهتر شده. کتابهایی که معرفی کردید عالی بود.
    نوشته‌های شما همیشه منو سر ذوق میاره. ممنون از این همه سخاوتی که در آموزش دارید.
    براتون آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم.

    1. سلام خانم صفری خوش ذوق و عزیز
      ذوق و دقت شما در یادگیری تحسین‌برانگیزه
      اطمینان دارم که با تداوم در این مسیر سر از جاهای درخشانی در خواهید آورد.

  73. در باتلاق روزمرگی دکتری گیر کرده بودم و هرچه دست و ما میزدم‌ فشارها و غربت بیشتر من را می‌بلعید. جایی میان سردرگمی و پوچی پرسه میزدم که بعد از چند سال یاد نوشتن افتادم و در این کلاس ثبت نام کردم. اول فکر کردم شاید آن خرده ذوقی که در نوشتن دارم با فضایی آکادمیک تربیت شود و با نوشتنی حرفه‌ای و در چارچوب، چند دقیقه ای از این روزمرگی های فرسایشی دور شوم و بعد از چندی در کنار مقالات فیزیک و کشف و شهود رفتار جامدات، اثری لطیف و ماندگار خلق کنم. اما اوضاع جور دیگری چرخید. اولین جلسه که گذشت یک جان به جان‌هایم اضافه شد. در آن پرسه‌زنی‌ها، کورسوی نوری دیدم. هر جلسه که گذشت به نور نزدیک‌تر شدم. انگار که نور راهنمای رهایی من از این روزمرگی بود. روزمرگی‌هایم تبدیل به یادداشت روزانه شدند و رنگ گرفتند. کشف و شهود جامدات برایم رنگ و بوی تازه گرفتند که انگار راوی روایتند.
    هر جلسه درست مثل یک جلسه‌ی یک ساعت و اندی تراپی، بی اغراق ، روحم را جلا داد. بخشی از وجودم برای همیشه مطمئن شد، نویسندگی باید بخش جدا نشدنی زندگیم باشد. این کلاس به من یاد داد خلق یک اثر ماندگار سالها زمان میبرد ولی در عین حال نشانم داد که حتی مکالمه‌ی ساده با یک دوست، می‌تواند یک شاهکار داستانی باشد. به نظرم کم لطفی ست اگر بگویم در این کلاس یادگرفتیم دیالوگ چیست، شخصیت چیست، و روای کیست. البته که همه‌ی این‌ها را با بیان و شیوه‌ی استاد کلانتری آموختیم اما این کلاس در لابه لای همه‌ی نکات فنی و آکادمیک، چیزی فراتر بود.چیزی از جنس نور که راهنمای راه است. چیزی از جنس مرام تدریس که این روزها گوهری‌ست نایاب.

    1. سلام صبا جان
      بی‌اندازه سپاسگزارم از مهرت.
      من چقدر کیف می‌کردم همیشه از شنیدن نوشته‌های تو در جلسات بازخورد.
      بسیار خوش‌فکر و دقیق و خلاقی.
      مطمئنم نویسنده‌ی خوبی می‌شی، اگر دست از نوشتن نکشی.

  74. عرض سلام وادب خدمت استادعزیز
    شرکت دردوره نویسندگی خلاق افقی تازه درپیش چشمان من گشود.
    مطالب ارزنده وکتاب‌های معرفی شده دراین دوره بسیارمفید بودند.با نویسندگان و کتاب‌هایی آشنا شدم که تا به حال اسمشان را نشنیده بودم.
    حس وانرژی سراسرمثبت شما درجلسات انگیزه نوشتن رادرمن بیشتر زنده کرد.وتذکرات بجا ومحکمتان درطی کردن بهتر این مسیربسیار سازنده وراه گشاست .به امیدمجالی که بتوانم درکلاس حضوری شماهم شرکت کنم وبیشتر بیاموزم.

    برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.
    سلامت وسربلندباشیدوقلمتان سبزومانا.🌹🌹🌹🌹

    1. سلام خانم خوشگویان نازنین
      شما از بهترین‌ها هستید.
      من همیشه حضور مثبت و الهام‌بخش شما رو تحسین می‌کنم.
      از لطفتون بی‌اندازه سپاسگزارم.
      امیدوارم قلبتون همیشه سرشار از شادی باشه.

    2. عرض ادب وارادت خدمت استاد قلب وقلم جناب شاهین کلانتری ، جمله ی همیشگی من که الف تا ی ادبیاتم را به به ساده ترین شکل ممکن بمن شناساند👇
      درودها سپاس ها بر استاد گرانقدر که؛
      (( نون نوشتن را بر من آموختند))🙏✍️

      1. سلام خانم کافی نازنین و ارجمند
        بسیار بسیار ممنونم از لطف و مهر شما.
        امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید و دست به قلم.

  75. _از این وضعیت خسته نشدی؟ تاکی میخای همینجوری توخونه باشی، هی فیلم ببینی، کتاب بخونی. سعی کن تو زندگیت یه کودتا کنی(چه جمله عمیقی)من بعد از کلی سال الان تازه فهمیدم که چه کاری دوست دارم تو اشتباه نکن، به شرایط کار نداشته باش، کاری که دوست داری بکن. اینها حرف های خالم بود، خاله‌ی کوچیکم که ۱۲سال از من بزرگتره، رفته بودم خونشون که با دختر خالم بازی کنم و سرگرمش کنم تا او به کارای خونه برسه ، تویه آپارتمانم برای همین یک طبقه رفتم بالا. بگذریم چند روز بعد توی اینستاگرام می‌چرخیدم
    که چشمم به استوری پیج مدرسه نویسندگی افتاد، ثبت نام دوره نویسندگی خلاق. اولش گفتم بابا بیخیال من که کلی فیلم دیدم، کتابم که میخونم فیلمنامه یا نمایشنامه نوشتن کاری نداره، میشینی مینویسی دیگه. یه چند روزی درگیر بودم،تو فکر بودم،دو دل بودم ولی نه، حرف های خالم از تو مغزم بیرون نمی‌رفت. خودمم دوست داشتم این کارو ولی نمیدونم چی مرضی بود که مقاومت‌ می‌کردم. دست آ خر نشستم پشت موبایل و کلاس آقای کلانتری، چه کلاس‌هایی!
    به نظرم یکی از بهترین کارهای عمرم را کردم.
    [دوستدار شما محمد رضا شهریاری]

    1. سلام محمدرضا جان
      خیلی عزیزی برام.
      همیشه کیف می‌کنم از دیدن پیام‌هات.
      و چقدر خوشحالم که در جلسات «با من بنویس» مرتب حضور داری.
      امیدوارم خوش بدرخشی.

  76. سلام استاد کلانتری بزرگوار
    بسیار شکرگزار آن روزی هستم که دوستی لینک وبینار «اهل نوشتن» را برایم فرستاد. چرا که در صحبت قبل به او گفته بودم که به دنبال کلاس نویسندگی هستم تا بتوانم روزهای بازنشستگی خود را فعالانه سپری کنم و به آرزوی دیرینه‌ام که نوشتن باشد جامه عمل بپوشانم. آشنایی من با وبینار اهل نوشتن که همچنان ادامه دارد و تمام روزهای هفته را شرکت می‌کنم و به دنبال آن ثبت‌نام در آخرین دوره کمپ ایده‌پزی (غمگین‌م از دیر رسیدن) و سپس شرکت در کلاس «نویسندگی خلاق» مرا بسیار خرسند کرد. آشنایی با مدرسه نویسندگی سعادتی بود که همه عمر از خدواند برای منتی که بر من نهاد، سپاسگزارم. شوق و عشق جناب کلانتری به یاد دادن و احساس مسئولیت ایشان ستودنی است. و این حس را در فرد ایجاد می‌کند که شانه‌های شاگردانش را گرفته و محکم تکان می‌دهد و می‌گوید: بنویسید‌بنویسید! و من به این شوق غبطه می‌خورم. وقت‌شناسی ایشان وصف‌ناپذیر است. من به تبع شغلم سمینارها و وبینارهای مختلفی شرکت کرده‌ام اما اینوع وقت‌شناسی را فقط در مدرسه نویسندگی یافتم. از استاد کلانتری و ماهان عزیز به‌خاطر تمام زحماتی که برای دانش‌آموختگان مدرسه نویسندگی می‌کشند سپاسگزارم. استاد، اگر با نوشته‌هایم و خواندن آن در جلسات بازخورد ناامیدتان کردم عذر می‌خواهم اما این نوید را به شما می‌دهم مسیری را که آغازیدم به شرط بقا توقفی در آن نیست.
    به امید دیدار در دیگر دوره‌ها

    1. سلام خانم شیبانی نازنین
      وجود شما بسیار برای من عزیز و ارزشمنده.
      انسان بزرگوار و نازنینی هستید.
      دقت نظر و نکته‌سنجی شما رو تحسین می‌کنم.
      و چه خوب که انقدر پاکیزه و دقیق می‌نویسید.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  77. سلام و وقت بخیر
    متاسفانه در حال حاضر در غم انگیز ترین حالت ممکن قرار دارم و این واقعا فقط حرف نیست. با اینکه از ابتدا در جریان بودم که هشت جلسه کلاس داریم از دیروز که جلسه اخر برگزار شد عجیب افسرده شدم اینقدر حالم گرفته بود که تمام ساعت های بازخورد به صفحه گوشیم نگاه کردم و نمیدونم چرا نمیخواستم وارد جلسه بشم.
    دلم عجیب در همون جلسه آخر تنگ شد.در تمام دوره منی که سرشار از ایده و ذوق بودم و از آخرین سالهای دیبرستان دیگه دست به قلم نشده بودم لحظه لحظه اش برام شیرین بود.
    یکبار همسرم پرسید چیزی هم یاد میگیری؟ و من با ی لبخند عمیق گفتم حتی اگر چیزی هم یاد نگیرم این حس شیرینی که دارم بی نهایت برام ارزشمنده.
    ممنونم از شما بخاطر حس خوبی که منتقل کردید.
    شاد و موفق باشید🌷

    1. سلام خانم قاسمی نازنین
      مهر و محبتی که در پیام شما جاریه بسیار ارزشمند و دلگرم‌کننده‌ست برام.
      قطعن برای من مایه‌ی خرسندی و افتخاره که پس از دوره‌ها هم همراه شما باشم.
      امیدوارم در تمام عرصه‌های زندگی خوش بدرخشید.

  78. سلام استاد خسته نباشیید از اینکه وقتتون رو در میون گذاشتید تا اطلاعتون رو از نویسندگی به ما از شما سپاس گذارم .
    راستش من اولین باری که با خانوم علیزاده حرف زدم ک من میخوام در کلاس های نویسندگی شرکت کنم . از اون لحظه ای که یک نمونه از نوشته های خودم خواستند من خیلی هیجان زده شدم تا بهشون متنی رو فرستادم تا ایشون وقت بزارند و متنمو مطالعه کنند من کاا تو خودم نبودم تا ایشون بهم پیامی فرستادن متنم قابل قبول بود رسما تو خونه شدم شیطونکی که می پره اینو اون ور از شدت خوشحالی و عضو شدم
    نو کلاس نویسندگی . گرم بودن کلاس زحمتکش بودن استاد ها برای من یه حالی داد که اصلا نمیشه توصیف کرد .
    الان من بهونه ای دارم فقط برای نوشتن رسما تشویق شدم بعضا تو کاغذ می نویسم تو کاغذ نوشتن خود عالمی داره وقتی بوی کاغذ به مشامم میخوره رسما لذت میبرم بعضا هم که کاغذ دم دست نیست یادادشت گوشیم شده برام دفتر وشته هام.
    از زحمات بینهایت شما متشکرم از انرژی که به ما گذاشتید ممنونم . خدا قوت🌹♥️
    ایشالله روزی برسه بشه شمارو از نزدیک ببینمتون🥺

    1. سلام فاطمه جان
      شما بسیار عزیز و نازنینی
      چه پیام خوشگلی نوشتی.
      بی‌نهایت سپاسگزارم.
      امیدوارم قلبت همیشه سرشار از شادی باشه.
      مشتاق خوندن نوشته‌هات هستم.

      1. استاد سلام .
        سپاس از نگاه محبت امیزتون شما وافعا لطف کردید هم در تدریس و هم جواب دادن به پیام من . ومن هنوز هم هنوزه منتظرم تا نگاهی به متن هایی که فرستادم بندازید
        «یاعلی»

  79. سلام خدمت استاد عزیزم
    روزی که برای اولین بار تیتر “مدرسه نویسندگی شاهین کلانتری” رو از میون سرچ های تلگرامم به زور پیدا کردم یادم میاد که چه ذوق و شوقی تو هوای پاییزی شمال کشورم کنج اتاقک رنگی دلم برپا شد وقتی از مصاحبه قبول شدم بارها و بارها متن خانوم علیزاده رو خوندم و مثل بچه های کوچولویی که خرس پای ویترین بهشون داده میشه لبخند بزرگی به روی جز به جز صورتم پاشیدم … جوری که مدت ها بود بخاطر شرایط سخت کنکور ازش محروم بودم .. وقتی خانوم علیزاده درخواست کمکم رو پذیرفتن و با اطلاع شما وارد جمع دوستان شدم فکر کنم تا آخر عمرم این لطف یادم میمونه و هر باز با سینه ای ستبر و پر افتخار میگم از این موضوع که چقد انسان های “انسان” و مهربونی استادم بودن الگوم بودن ، هر هفته با افتخار و غرور دانشگاه میگفتم امروز کلاس نویسندگی دارم یا دیروز جلسه بازخورد داشتیم بیاید ببینید متنم چطوره … این مونولوگ هست نه این دیالوگه محتواشون فرق داره… من هرگز لطف شما رو فراموش نمیکنم و تا آخر هم تصمیم دارم تو کارهای مختلف مدرسه باشم همکاری کنم تا که بلکه یک روز بیام و حضوری ببینمتون استاد🥺❤️

    1. سلام صدف نازنین و مهربان
      چقدر پیام تو پرانرژی و دلنشین بود.
      خوشحالم که به واسطه‌ی این دوره دوستان خلاقی مثل تو رو شناختم.
      امیدوارم همیشه دلت شاد باشه و لبت خندون.

  80. سلام استاد
    یکی از بهترین کارهایی که کردم شرکت تو نویسندگی خلاق بود.
    همیشه دلم میخواست تو این دوره شرکت کنم اما همیشه تردید داشتم و هی به دوره ی بعدی موکولش میکردم. ولی ایندفعه که دوستم و هل دادم برای شرکت تو کلاس خودمم کشیده شدم سمتش. خوشحالم که تردیدم کنار گذاشتم. ( چون فکر میکردم باید خیلی خوب باشم تا بتونم تو این دوره شرکت کنم. همش حس میکردم خیلی کمبود دارم و نباید کمبود داشته باشم تا شرکت کنم. )
    برای این دوره خیلی هیجان داشتم و همونطوری که انتظار داشتم عالی بود خیلی عالی.
    تو این دوره خیلی چیز ها یاد گرفتم که نمی دونستم و خیلی بهم کمک کرد.
    تو این کلاس کاری رو انجام دادم که تو تمام عمرم انجام نداده بودم خوندن متنم تو یک جمع . من حتی تو مدرسه انشایی که نوشته بودم و نمیخوندم و میگفتم ننوشتم چون ترس از خوندن داشتم ولی این دوره مجبورم کرد این ترس و کنار بزارم و به خودم جرات دادم یکبار اینکارو انجام بدم هر چند خیلی سخت بود .
    نوشتن برام خیلی سخت بود و به خودم خیلی سخت میگرفتم همیشه میخواستم یه چیز خیلی خوب بنویسم و همین باعث شد که مدت طولانی ننویسم. ولی الان خیلی راحت تر شدم راحت تر مینویسم و نوشتن و راحت تر گرفتم چون میدونم بد نوشتن بهتر از ننوشتن.
    ممنون ازتون و دوره‌ی عالیتون
    همیشه از خودم به خاطر اون روز تو مرداد 98 که درباره‌ی آموزش نویسندگی سرچ کردم و شما رو پیدا کردم ممنونم.
    آشنایی با شما یکی از بهترین اتفاق‌های زندگیم بود.
    ممنون ازتون که روشن کننده‌ی راهم هستید و راه و بهم نشون میدید.

    1. سلام ندا احمدی عزیز و فوق‌العاده
      چقدر خوشحال شدم که سعادت دیدن روی ماهت در کارگاه خودزندگی‌نامه‌نویسی فراهم شد.
      انسان بسیار نازنینی هستی.
      امیدوارم هزار برابر جدی‌تر از همیشه به نوشتن ادامه بدی و خوش بدرخشی.

      1. منم خیلی خوشحال شدم تونستم شما رو ببینم.
        و تو کارگاه خودزندگی‌نامه‌نویسی شرکت کنم.
        خیلی عالی بود.
        روز فوق‌العاده ای بود.
        ممنون ازتون استاد

    2. ای یادش بخیر نویسندگی خلاق. چقدر خوب بود. دلم تنگ شد برای اون زمان.

        1. ممنونم استاد 😊😊 زیاد زیاد.
          ممنون به‌ خاطر دوره‌های فوق‌العاده‌تون. خیلی خوبه و خیلی خوش می‌گذره. 😍👍دست شوما مرسی

  81. با درود و سپاس ویژه خدمت استاد کلانتری گرامی
    سه ساله که در دوره‌های متفاوت و خلاقانه‌ی مدرسه نویسندگی شرکت می‌کنم. آشنایی با کتاب ها و نویسنده‌های ایرانی که در تمام کلاس‌ها، لایوها، وبینارها و دوره های متفاوت ارائه شده‌اند، برای من، همه‌ی آنها، پیش زمینه‌هایی برای آماده شدن در دوره نویسندگی خلاق بودند. نکات و مطالب در نوسیندگی خلاق بسیار تخصصی و ناب هستند و از نکات مهم این دوره:
    ۱- تمرین های گروهی روزانه در ۶ مرحله ۲۵ دقیقه نوشتن بود که یک فرصت عالی برای نظم بخشی برای نویسندگی ست.
    ۲- جلسه رفع اشکال و توجیه و بازنگری روی مطالب ارائه شده در جلسه هفتگی.
    ۳- جلسه خوانش متن های نوشته شده گروهی
    من از داستان نویسی بسیار دور هستم. خوشحالم که در این دوره شرکت کردم و توانستم با نکات ظریف نویسندگی بیشتر آشنا شوم.
    نحوه ارائه مطالب[ علیرغم گستردگی موضوع نویسندگی و ادبیات] توسط استاد کلانتری بسیار تحسین برانگیز است.
    شکوه دریا در کنار ساحل زیبای آن همچنان برای من وهم انگیز است خصوصا در تاریکی شب که حضورش اجتناب ناپذیر است.
    اما خوشحالم که فانوس دریایی وجود دارد و میتواند برای قلب‌های ترسویی همچون من، نیروبخش باشد.
    استاد کلانتری عزیز، شما مصداق فانوس دریایی برای مسافران در مسیر دریای زندگی نویسندگی هستید. مانا و دلگرم کننده.
    همیشه بدرخشید.

    1. سلام به روی ماه شما خانم صفائی عزیز و ارجمند
      وجود شما مایه‌ی افتخاره.
      خوشحالم که سعادت دوستی با انسان فرهیخته و هنرمندی چون شما رو دارم.
      براتون زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

      1. سلام. استاد.
        یکی از بهترین اتفاقات زندگی من آشنایی با سایت مدرسه‌ی نویسندگی بود و به دنبال آن شرکت در کارگاه صد داستانک. هر چه بیشترجلو می‌رفتم بیش از پیش با شیوه‌ی جذاب آموزشی شما آشنا می‌شدم و شوقم برای نوشتن و خواندن افزون می‌شد.

        بهترین روزها برخاستن پنج صبحم بود. بابت نوشتن صفحات صبحگاهی و شوق لایوهای شما. بعد هم که اتفاقات ۱۴۰۱ و آغاز وبینارهای شما در تلگرام. کارگاه خاطره‌نویسی و توصیه‌ی شما به زدن کانال شخصی. رسیدم به نردبان نوشتن و ایجاد حلقه‌های ادبی و باز هم نوشتن و باز شدن درهای تازه به رویم و همه از لطف وجودنازنین‌تان. آموزه‌هایتان سبب شد لایه‌های خاک‌خورده‌ی توانمندی‌‌های هرچند کوچکم را بیرون کشم و جلایش دهم و حال هم شرکت در نویسندگی خلاق و آموزه‌های خوب‌تان. استادجان اگر شوق یادگیری در من هویدا است بیشترش در اثر استاد توانایی چون شماست. به قول شاعر:
        درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی
        جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
        پایدار و سلامت باشید‌.

  82. سلام و ارادت استاد جان 🌹
    وقتی از اعماق وجودم خواستم بنویسم و خواستم که شخصی سر راهم قرار بگیرد که جان کلام را در نویسندگی برایم ارائه دهد، پیامدش شد یافتن بی‌واسطه ی استاد شاهین کلانتری در یک جستجوی اینترنتی.
    استاد جان تک تک لحظات کلاس شما را با جان و دل حضور داشتم و از تدریس گرم و گیرا و استادانه ی شما و نکات نقض و کاربردی کلاس شما بهره بردم نویسندگی خلاق برایم گوشه‌ای امن در برابر ناامنی‌های رسانه‌ای بود.
    سپاس برای وجود و حضور موثرتان🙏🏻 تلاش می‌کنم حق شاگردی شما را به جا آورم.
    هر آنچه به دل دارید بهترش را برایتان خواهانم 🙏🏻🌹

    1. سلام خانم شفیعی عزیز و مهربان
      شما با حضورتون جو کلاس رو زیباتر می‌کردید.
      به خاطر این وجود نیک و نازنین بهتون تبریک می‌گم.

      1. سلام و ارادت 🌹 💚
        عزیزید و بزرگوار استاد جان 😍 سپاس از نگاه و کلام پر مهر و روحیه ی سخاوتمندتان 🌹😍

  83. اعتقاد دارم زنها اگر بدانند،یک نسل میفهمند.همه می‌گویند برای دانستن باید مطالعه کرد،اما من میگویم تا دانسته هایت را ننویسی ،انتقال ندهی،چطور یک نسل را بیدار می‌کنی؟من‌همبشه می‌نوشتم اما مثل کودکی که تکه های پازل را داشت اما نمی‌دانست چطور پازلش را کامل کند ،در کلاسهای شما یاد گرفتم پازل وقتی‌چیده می‌شود دیدنش لذت بخش خواهد شد.
    در این دوره با تمرین سه جمله ای ها ،در هرجا و هر لحظه از نوشتن لذت بینهایت ببرم .
    یاد گرفتم دنیا را باید جور دیگر ببینیم، از کنار هیچ اتفاق کوچکی راحت رد نشوم ،هر اتفاقی ولو کوچک داستانی در خود دارد ویا حتی داستان‌هایی ، شخصیتها را آنقدر بشناسم تا با آنها یکی‌ شوم.انوقت می‌توانم بنویسیم ‌.
    روزمره نویسی را در کنار شما جدی‌تر وپررنگترین تمرین نوشتن یافتم.
    خلاصه که شما به من یاد دادید,قطعات پازلم شاید پر از رنگ و زیباست، اما فقط وقتی چیده شود زیباست شاید هم یک اثر هنری.
    بزرگترین افتخارم کنار شما بودن وشاگردی کردن در حضور شما بود.مممنونم استاد.
    ساده نوشتم اما با جوهر دل.
    شراره….

    1. سلام شراره گرامی
      چقدر زیبا نوشتید.
      ذوق شما در همین پیام هم هویداست.
      خوشحالم که به‌واسطه‌ی این دوره با ذوق و هنر دوستانی چون شما آشنا می‌‌‌شم.
      با آرزوی درخشش روزافرون شما.

      1. خیلی خوشحالم که در مسیر رویایی نوشتنم شاهین عزیز به مانند برادر و استاد همراهم بود.
        امیدوارم که همانطور که خودش گفت: پایان این دوره، آغازی برای دوستی عیق‌تر باشد

  84. اعتقاد دارم زنها اگر بدانند،یک نسل میفهمند.همه می‌گویند برای دانستن باید مطالعه کرد،اما من میگویم تا دانسته هایت را ننویسی ،انتقال ندهی،چطور یک نسل را بیدار می‌کنی؟من‌همبشه می‌نوشتم اما مثل کودکی که تکه های پازل را داشت اما نمی‌دانست چطور پازلش را کامل کند ،در کلاسهای شما یاد گرفتم پازل وقتی‌چیده می‌شود دیدنش لذت بخش خواهد شد.بزرگترین افتخارم کنار شما بودن وشاگردی کردن در حضور شما بود.مممنونم استاد.

  85. از وقتی خودم را شناختم از نوشتن میترسیدم مخصوصا در اولین انشاهای مدرسه .کتابی قدیمی که مادرم به من هدیه داده بود با نام اصول نگارش را ، راهنمای خودم کرده بودم.
    روزگار تحصیلی را با بهره گرفتن از همان کتاب گذراندم.در مقطع راهنمایی و دبیرستان، ترسم از اشتباه یا پرت نوشتن ، کمتر شده بود. از دید اطرافیان نوشته هایم جان دارتر شده بودند. در روزهایی که من و تقریبا همه ی مردم دنیا در حصر خانگی بودیم، تصمیم گرفتم تا نویسندگی را به عنوان پیشه ام انتخاب کنم. در همان سال در کلاس تولید محتوای مدرسه ی نویسندگی شرکت کردم . بقدری حضورم کمرنگ بود که بعید میدانم حتی کسی از آن دوره نام مرا دیده باشد.اما با همان آرشیوی که از اطلاعات دوره تا چند وقت در دسترسم بود ، آموختم که به جزئیات اهمیت بیشتر و وسواس گونه ای بدهم و جالب اینجاست که همان یک آموخته ام در دوره ی نویسندگی خلاق ، به چشم آمد و آقای کلانتری به آن اشاره کردند و فرصتی پیش نیامد که بگویم این توجه به جزئیات را از شرکت در همان دوره ی تولید محتوا ، دارم.
    دوره نویسندگی خلاق برای من فقط در هشت جلسه و چندین کتاب ارزشمند که در این دوره مطالعه کردم وحتی آشنایی با نویسندگانی که کمتر با آثار آنها آشنا بودم ، خلاصه نمیشود.
    هرچند که هرکدام از این درسها به تنهایی ارزشی بسیار دارند.
    شاهین کلانتری مرا با قسمتی از درونم آشنا کرد که شاید در ابتدا جرأت قدم نهادن در آن مکان را نداشتم، مکانی مخوف و تاریک که مثل محله های متروکه ی زاغه نشینان بود. در نور کم بی توجهی من به آن روز افتاده بود. درون سرم هرروز و هرشب ،هرلحظه ، اجازه ی حضور میخواست و من نمیدیدم. در آن مکان ،کلمات و نوشته هایم بودند که همچون فرزندانی یتیم که محتاج سرپرستی من و توجه و آغوش گرم کاغذهایم هستند به انتظار نشسته بودند.
    آنها هرروز متولد میشدند و شبها درست قبل ازینکه به خواب بروم، در جریان روزمرگی های مداومم سقط میشدند.حالا میدانم که در برابر همگی آنها مسئولم . من مادر
    بی نهایت کلماتی هستم که هرروز امکان تولد دارند و میتوانم در نور توجهم ،در الک قلبم ، بر صفحات دفترم یا روی یادداشت تلفن همراهم زایمانشان کنم. هرکدام از آن ها بعد از تولد درکنارهم ، از یکدیگر مراقبت میکنند باهم میرقصند و تا ابد زنده میمانند. من در این دوره حس مادر بودن را اینچنین جانانه درک کردم. فرزندان من میتوانند تا ابد زنده بمانند ، حتی اگر چاپ نشوند
    حتی اگر خوانده نشوند
    حتی اگر ناقص باشند.
    راهی که در آن قدم میزنم سرزمین عجایب است و بی انتها.
    این دست آوردها را مدیون جناب کلانتری عزیز و محترم هستم.
    قدردان زحمات گروه حرفه ای پشتیبانی و آقای ماهان ابوترابی و خانم علیزاده هستم.
    خوشحالم که این مدت در مصاحبت با شما بودم.

    از طرف نغمه فاطمی
    با قلبی قدردان و خوشحال 🙏🌺

    1. درود بر نغمه فاطمی عزیز و ارجمند
      شنیدن نوشته‌های شما در جلسات بازخورد برام بسیار دلچسب بود.
      شما ذوق وافری دارید که به شکوفایی روزافزونش باور دارم.
      بردم از خوندن پیام بی‌اندازه زیبای شما.

      1. من هم‌ از مصاحبت و آموختن در جوار شما، بی اندازه لذت بردم🙏🌺مستدام باشید استاد کلانتری

  86. امروز بعد تموم شدن آخرین جلسه از کلاسِ نویسندگی خلاق فهمیدم که چقدر بلد نیستم!
    و نوشتن اونطور که فکر می کنیم ساده و دم دستی نیست …
    دلم می خواد دنبالِ این قاصدکِ تو بادِ قلبم بدوئم این فضا برام قشنگه …
    بی انتهاس …
    اگه فکر کردن به اینکه این چیزا برام نون و آب نمیشه یا چه دردی ازم دوا می کنه و … نبود،
    الان شاید توی دنیای موازی می رفتم سراغِ ادبیات!
    سراغِ حافظ و سعدی …
    غرق در آثار شکسپیر …
    سعی در باز کردن کلافِ نگرش داستایوفسکی و میلان کوندرا …
    و …
    من دوست داشتم بجای خفه شدن توی دنیای رادیکال و جزر و ضرب و روابط مثلثاتی و جدول مندلیف …
    خودمو با فلسفه و ادبیات خفه کنم!
    با فیلم، با داستان …
    بماند …
    این دوره شبیه یه هدیه ی فوق العاده ای بود که می تونستم لا به لای روزمره ی زندگی به روح رنجیده و خستم بدم.
    خیالاتمو، دونسته های جسته گریختمو سامان داد.
    راهو نشون داد، لامپو روشن کرد و جرقه ای که باید رو توی درونم زد!
    حتی اگر نویسنده ی قابلی هم نشم، نگرشم تغییر کرد.
    کلامِ استاد نافذ، پراز آگاهی و آرامشه …
    ممنون از شما

    1. سلام فاطمه عظیمی نازنین
      چه پیام متفاوت و زیبایی نوشتی.
      نگاه خردمندانه‌ی تو رو تحسین می‌کنم.
      از لطفت هم سپاسگزارم.
      بی‌وقفه بنویس.

  87. استاد از اینجا بهتون سلام میکنم♥️
    این بهترین تجربه برام بود.
    وقتی به این کلاس آمدم تازه تونستم معنی واقعی نویسندگی رو درک کنم .
    با این کلاس با این استاد با این جو خوب و با این دوستان خوب میتونم با جرات بگم که دوره نویسندگی خلاق بهترین کلاس و دوره است.
    استاد از همین جا ازتون تشکر می کنم که یک دوره ی بی نظیر برامون گذاشتین.
    و اینکه من خیلی دوست دارم دوره های بعد هم شرکت کنم که حتما شرکت میکنم.
    فقط اگر می‌خواستین شرکت کنید و تردید داشتید تردید بزارین کنار حتما شرکت کنید مطمئن باشید پشیمون که نمی شوید هیچ تازه یک‌ علاقه‌ی به این دوره پیدا می کنید که دوست دارید فقط تو کلاس های استاد حضور داشته باشید .
    مرسی♥️🌺

    1. سلام نازنین زهرا جان
      تو محشری. چقدر کیف کردم من از دیدن ذوق و استعدادت.
      با قدرت به نوشتن ادامه بده.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های تازه‌ی تو هستم.

      1. سلام استاد
        مرسی ممنونم حتما این کار میکنم.🌺
        استاد داخل دوره ی جدید بازم میبینمتون خدانگهدار ❤️

  88. استاد کلانتری عزیزم سلام و درود منو بپذیرید به عنوان یکی از کوچکترین اعضای ۵۶ امین دوره نویسندگی‌خلاق ،آقای کلانتری از حدود ۱۲ و یا ۱۳ سالگی اولین رمانمو با ژانر ترسناک و جنایی خوندم به ی اشتیاق خاصی درونم پی بردم که داشت واسه داستان ها واسه فهمیدن سرانجام زندگی انسان ها نحوه برخوردشون هیجاناتشون نبض میزد … از اونموقع شروع کردم به خوندن هربار فاز عرفانی تری میگرفتم و دیدم به زندگی تحولی تر میشد .. انشاهای دوستامو مینوشتم و تخیل عجیبی داشتم … ولی هیچوقت نمیدونستم از کجا و چجوری با افراد هم زبان خودم ارتباط برقرار کنم این نهال استعداد رو آبیاری کنم … تا اینکه بالاخره ی روز شانس عدد۶ شو بهم نشون داد و مدرسه نویسندگی رو پیدا کردم… آزمون پذیرفته شدم و این برای من یک دنیا ارزش داشت اونروز هیچوقت فراموش نمیکنم تو هوای بهشتی شمال داشتم میخوندم و میرقصیدم … خوشبختی واقعی زمانی بود که وقتی به خانوم علیزاده گفتم خانوادم حمایتی برا استعدادم رو نمی‌کنند پذیرفتن ثبت نام کنم و من از ته دلم شاد شدم…. استاد عزیزم بابت همچی ازتون ممنونم من تو این دوره نحوه درست نگرش به هر‌متنی که میخوندم رو یاد گرفتم مهمتر شیوه خوندن شما بیش از پیش منو مجذوب هر متن هرچند ساده ای کرد و فهمیدم گاهی مهمتر از محتوا دیدگاه آدماس…این دوره درس عبرت های بزرگی برای من ۱۸ یا ۱۹ ساله داشت که تو زندگیم استفاده کنم و قطعا این آخرین همراهی ما نخواهد بود و من پس از این دوست دارم عضوی از خانواده باقی بمونم 🙂 سپاس از شما استادعزیزم ممنونم بخاطر لطف و محبتی که نسبت به من داشتین

    1. سلام صدف نازنین
      چقدر قشنگ از خودت نوشتی در این پیام.
      بسیار خوش ذوقی و خلاق.
      منتظر درخشش روزافزون تو هستم.

  89. آیدا سید‌حسینی| یادگاری برای شاهین کلانتری

    در کمپ ایده‌پزی شرکت کردم. یادداشت‌های روزانه‌ام را برای الهه نصیری فرستادم. به من گفت: «پیشرفت چشمگیری داری و بهتره نویسندگی خلاق شرکت کنی.» گفتم: «نه. درس‌هایی که ثبت نام کردم و هنوز شرکت نکردم دارن زیاد می‌شن. نمی‌خوام این بار رو سنگین کنم.» با عاطفه عطایی صحبت کردم و یکی از متن‌هایم را برایش فرستادم. به من گفت: «خیلی بهتر می‌نویسی و حتمن کلاس نویسندگی خلاق ثبت نام کن.»

    یک هماهنگی جالبی شکل گرفت. کمپ ایده پزی به پایان رسید و ثبت نام برای نویسندگی خلاق شروع شد. دیگر بهانه‌ای برای ثبت نام نکردن نداشتم. با خودم گفتم: «اگر تونستی کمپ رو مستمر پیش ببری، اینم می‌تونی.»

    ثبت نام را انجام دادم. کیفیت سطح آموزش کلاس، از تصوراتم بزرگ‌تر بود. در این کلاس، چراغ اتاقی را درون روانم روشن کردی. اتاقی که نویسنده‌ی درونم رو به آنجا هدایت کردی و به انواع کتاب و تمرین مجهز کردی.

    نویسنده‌ی درون من ذوق‌زده و فعال شروع به کار کرد. از تمام ثانیه‌های روز استفاده می‌کرد. برای خواندن در جلسات بازخورد ذوق داشت. برای گرفتن نظرات تو لحظه‌شماری می‌کرد و استرس می‌کشید. انگار که نویسنده‌ی درونم به هاواییِ نویسندگی رفته بود. در این هشت هفته چنان زنده و خلاق شده که خودش هم تصور نمی‌کرد. چنان بشاش و قبراق شده که دیگران هم متوجه تغییر در سبک نوشتن‌هایش شده‌اند. کلاس نویسندگی خلاق یکی از بهترین دوره‌هایی بود که تجربه کردم. هر بار به تو، ای خدای ایده‌ها درود می‌فرستم.

    پنجم آذر ماه هزار و چهارصد و دو

    1. سلام آیدا جان
      بسیار بسیار عزیزی. از اون آدم‌هایی هستی که با وجودشون هر جمعی رو زیباتر می‌کنن.
      من مشتاقانه نوشته‌هاتو می‌خونم و با رشد و جدیتی که از تو دیدم یقین دارم که نویسنده‌ی بسیاری خوبی خواهی شد.
      شاد باشی و برقرار.

      1. با سلام و عرض ادب؛

        شرکت در دوره های استاد کلانتری عزیز برای من بسیار جذاب و شیرین است.
        انرژی مثبت، مطالب جدید و کاربردی، ترسیم نقشه راه و … باعث افزایش اشتیاق من به دنیای نوشتن میشه.
        ممنون از زحمات شما.
        به امید موفقیت های روز افزون.

        1. سلام مهدی نازنین
          از لطقت بی‌نهایت سپاسگزارم.
          چند روز پیش داشتم تمرین‌هایی که در چالش استعاره نوشته بودی، باز می‌خوندم، و کلی کیف کردم و مشتاق‌تر شدم برای نوشته‌های آینده‌ی شما.

          1. بماند به یادگار برای استادی که کمکم کرد با ترس نوشتنم روبرو شوم
            سالها بود می نوشتم اما گاهی جرات خواندن نوشته های خودم را هم نداشتم یا از لپ تاپ پاک می کردم یا کاغذها را پاره پاره می کردم. لازم بود کسی باشد که دوستانه و دلسوزانه نهیب بزند که به خودم بیایم و اجازه دهم کسی نوشته هایم را بخواند. لازم بود کسی بیاید تا این آتش زیر خاکستر را روشن کند تا رویای دفن شده ام مثل گنجی از اعماق وجودم آشکار شود. لازم بود کسی بیاید تا کمک کند فارغ از هر زندگی ای که دارم، زندگی جدیدی را خلق کنم.
            تغییر و تحولی که این دوره در زندگی من به وجود اورد، همیشگی خواهد بود.
            به اندازه کلماتی که دور ریختم ، به اندازه کلماتی که منتظرم هستند تا به آنها زندگی ببخشم قدردان شما هستم.

          2. درود و سلام، بر استادی که شاگردانش را «همسفر» می‌خوانَد.
            کسی که این حقیر را از کنج اتاقی در قلب آسمان، به سرزمین‌های افلاک فرا خواند.
            پیش از آن روزها، هر بار درب یا پنجره آن اتاق را باز می‌کردم، شدت وزش باد، مرا می‌ترساند.
            پنجره‌ها را می‌بستم. درها را قفل می‌کردم. آن‌ اتاق تاریک را با شمعی روشن نگاه می‌داشتم.
            بیرون از اتاق می‌توانست هر جایی باشد. می‌ترسیدم. نمی‌دانستم.
            یک روز اما احساس حبس شدگی امانم نمی‌داد. فکری به سرم زد، کتابِ جهان نما را بیرون آوردم.
            خاک می‌خورد، کتاب در صندوقچه‌ای قدیمی که به دستِ نادانیِ من افتاده بود.
            به دنبال یک جمله گشتم: «دورهِ نویسندگی»
            به سراغ اولین بند رفتم: «دوره‌های نویسندگی شاهین کلانتری»
            کنجکاو شده بودم، اما برای رفتن به آنجا، باید در را باز می‌کردم.
            بعد از نشخوارهای فکری فراوان،
            بی‌توجه به ورزش باد، درب را گشودم.
            شناور بودند، ابرها. ملایم بود، نور خوشید. زیبا پرواز می‌کردند، پرندگان.
            اشک‌هایم جاری شدند اما زمانی که خواستم آن اتاق را ببینم، تنها یک صندوقچه پشت سرم بود.
            دیگر از خانه، خبری نبود، از احتیاط‌های افراطی.
            من اما آنجا تنها بودم. کجا باید می‌رفتم؟ چکار باید می‌کردم؟
            همان زمان بود که بوی قدم‌هایی مرموز به مشامم رسید.
            شخصی نزدیک شد. زمانی که لب به سخن گشود، سرمای رمز و راز به گرمای آرامش و اطمینان مبدل شد: «نگران نباشید، من اینجام تا کمکتون کنم. همسفران من. »
            روزها از آن اولین دیدار می‌گذرد اما، مگر می‌شود نوزاد فراموش کند، اولین ندای زندگی‌اش را. راهنمایِ زندگی در جهانِ جدیدش را؟ مگر می‌شود کسی که خانه را ترک کرده، فراموش کند، همسفرش را؟

            ارادتمند شما،
            مدادِ صورتی.

            1. خانم رضائیان عزیز، چقدر از خوندن کامنتتون لذت بردم و چقدر تجربه‌اتون من رو به یاد تجربه‌ی خودم انداخت.
              باعث افتخاره که بتونیم خدمتی و تصویری یا نور درستی به شما ارائه بدیم.
              امید که هرروز بیش از دیروز جهانِ تازه کشف ‌شده‌اتون رو صورتی رنگ کنید.💗😊🙏

          3. استاد کلانتری
            با شرکت در دوره نویسندگی خلاق ۶۲
            پاکیزه‌نویسی، کوتاه نویسی، دستور زبان پارسی را با روشی نوین و نوآورانه شیرین و آسان آموختم.
            هنوز هم قلمم به جوهر آموزش‌های ناب شما نیازمند است.
            هر چه در هوای آموزش‌های شما می‌آموزم، انگیزهی نوشتن برایم بیشتر می‌شود.

        2. چیزی به انتهای راه نمانده،

          پایان کلاس نویسندگی،

          جلسه پنجم را از سر گذراندیم و تا چَشم به هم زدنی جلسه هشتم از راه خواهد رسید و تمام.

          تمام را که می نویسم، مغشوش نگاهم را از کلمات میدزدم.

          مبادا آگاه شوند و دیگر کنار هم ننشینند!؟!

          چه زود گذشت…

          مدت آشنایمان کوتاه بود، برکتش اما بسیار،

          صبح امروز بود که با سروصدای ریزش کتابها از قفسه‌ی کتابخانه از خواب برخواستم و شتابزده پسرکم را که زیر انبوه‌ی از کتابها گیر افتاده بود، رهانیدم.

          به محض آغوش کشیدنش ساده دلانه با تلاشی مضاعف زمزمه وار گفت:
          «ماماش خواستم دفتر و کتاب مُعَمِمت(معلم) رو بیارم»

          اتفاق پیش رویم دلهر آور بود.
          اما شیرینی داشت که بی شک نمی‌توانستم آن را به کسی جز شما (استاد شاهین کلانتری) تعمیم دهم.

          نه اینکه پیش‌تر در خانه‌مان خبری از کتاب و این‌ها نباشد، نه!
          فقط به شکلی کنونی و آگاهی پسرک
          سه ساله ام که « مادر با کتاب و نوشتن سرمست است»
          نه، این نبود.

          به شکلی که همسر جان، شب هنگام خسته و بی جان، مشتاق به انتظار نوشته‌هایم بنشیند و بخواندشان و کِیفَش را کوک کند و یاد آوری کند، «ترشی نخوری یه چیزی میشی»
            این، نه نبود.

          از همه‌ی این موهبت‌ها که بگذریم، راستش قصد اعتراف دارم.

          اینجانب بهــــــار میــرزایــــــی،
          از همین دنیای مجازی اعلام میکنم،

          شما، فرشته‌‌ی الهامی بودید، که دستان مرا در دستان یار مهربان(کتاب و نوشتن) گذارید و به پاتیل نوشته هایم، فرصت بودن و تجربه کردن دادید.

          نوشتنی که پیش‌تر با احساس تزئینی می‌آمد و جولان می‌داد و بی‌آنکه قلمی تَر کند می‌رفت.

          راستی استاد برایتان گفتم، مادربزرگ به خوابم آمد و بابت آموزه‌های نوشتاری که از شما آموخته بودم و باعث شده بود اینبار مادربزرگ را به زیبایی هر چه بیشتر توصیف کنم، تشکر کرد.
          گفت: قَدرِ تان را بدانم.

          قدر دانتان هستم،
          بابت تک تک روزهای که دیدم برادرانه، در تکاپو برای ایمن نشان دادن پناهگاه نوشتن بودید.
          حقیقتا،
          فریادهای نیک خواهانه‌تان را که ملزمِمان
          به قفل زدن دَرِ صندوق ناامیدی ها و شوتشان به دریا می‌کردید را هم شنیدم.

          ببخشید مثل همیشه زیادی نگاشتم،
          پایانش می‌بخشم و کلام آخری خدمت محترمتان عرض میکنم:

          از همین حال، دلم برای شما و مدرسه درخشان نویسندگیتان کلـی، کلـــــــــــــــــــــی تنگ شد.
           

          ✍️ بَـــهار میرزایی
             ( دوره‌ی 61 نویسندگی خلاق)

        3. سلام و درود استاد عزیز
          اول از همه بگم که شرکت در این دوره را از بهترین تصمیم هایم می‌دانم.
          یکی از آن کارهایی که در آینده به خود می‌گویی اینجا بود که خیلی چیزا تغییر کرد. می‌شه گفت یک نقطه عطف.
          حقیقتش اول شک داشتم و نمی‌دانستم دوره چه قدر برایم کارایی دارد ولی از آنجایی که دوره دو نفره را شرکت کرده بودم، کیفیت کلاس ها و جو متفاوتی که آدم را به نوشتن وا می‌داشت، من را متقاعد کرد که در کلاس شرکت کنم. بابتش شکرگزارم و به نوعی آن را شانس می‌دانم. اولین دستاوردی که دوره برایم داشت نظم در نوشتن و اعتماد به نفسی بود که قبل‌تر به نوشته هایم نداشتم.
          من حالا شروع به نوشتن ایده هایی کرده‌ام که همیشه به آنها می‌گفتم بعدا.
          تشکر فراوان برای پیگیری ها و جدیت شما و برای جو دوست داشتنی و صمیمانه کلاس.
          از همان جو ها که هم شوخی و خنده است هم کار جدی. از همان کلاس به یاد ماندنی ها. منتظر کلاس های بعدی هستم و قدردان پیدا کردن شما🙏

          1. خانم ربانی عزیز. کامنتتون لبخند ریز ولی عمیقی رو به صورت من آورد.
            ممنونیم که برامون از تجربه‌اتون نوشتید و خداروشکر که دوره باعث چنین دستاوردها و احساسات مثبتی برای شما شده.
            من هم دوره‌ی نویسندگی خلاق رو شروع و منجیِ نویسندگیم می‌دونم🙂.

  90. آقای کلانتری دیدید در این دوره چی شد؟!
    حالا دیگر من هم بخواهم نوشتن را ول کنم او من را ول نمی‌کند و گلویم را چسبیده‌.
    به من گفت نمی‌توانی من را رها کنی، من از تو حامله ام! این شد که در پاییز ۱۴۰۲ خطبه‌ی ما را خواندید و  من گردن گیر شدم و مادر و فرزند را قبول کردم‌.عجیب است، آن هم منی که مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پریدم و خیلی پایبند به نوشتن نبودم.خب می‌دانید؟ جوانی است دیگر اما الان سرم به سنگ خورده.(البته به گمانم)
    اگر جنین دختر شد تصمیم گرفتیم اسمش را <> بگذاریم، ترکیبی از اسم او و من، نوشتن و فرشته. به نوشته  می‌گویم شما را عمو کلانتری صدا بزند.
    اگرچه معتقدم باید کلی کتاب بخوانم و کلاس های تربیت فرزند را بگذرانم و همسرداری را بیاموزم ولی قول می‌دهم در تربیت فرزندانم کوتاهی نکنم و سعی می‌کنم نوشتن را با توجهی حرص ندهم. می‌دانید که حساس است و باید نازش را کشید اما اهل زندگی است و دوستش دارم. باشد که به حول قوه‌ الهی فرزندان با ادب و خلف و حلالی را تحویل جامعه بدهیم، ان شاالله.
    سلامت و برقرار باشید.

    1. چقدر دلچسب و شیرین نوشتید. مثل نوشته‌هایی که تو کلاس ارائه می‌کردید.
      اسم به نیکی و زیبایی در ذهن من ثبت شده فرشته جان.
      بی‌صبرانه مشتاقم تا بیشتر و بیشتر بخونم از شما.

  91. اوایل تابستان بود که در نتیجه ی جستجو در تلگرام با کمپ ایده پزی آشنا شدم.
    و اینگونه شد که از کمپ دو همراهشان شدم.بواسطه ی شناخت کمپ با کلاسهای نویسندگی خلاق هم آشنا شدم، و دیگر نورعلی نور شد.
    شاهین کلانتری،پسر باسواد،پرشور،عمیق و البته شوخ طبع،کسی بود که مرا به نوشتن ترغیب کرد.
    پیگیری‌ها و جدیت او در کار از من آدم دیگری ساخت،من دیگر آن زن تک بعدی که فقط نقاشی می کرد نبودم.
    دید من حتی به خواندن هم عوض شد.دیگر مثل قبل سرسری کتاب نمی‌خوانم.
    به جمله ها دقت میکنم،کلماتی که برایم جدیدو جذاب هستند را یادداشت میکنم.
    به نظر من هر آدمی در زندگی اش به یک شاهین کلانتری احتیاج دارد‌.
    کسی که رشد تو دغدغه اش باشد.
    کسی که در مقام معلم در برابر تو احساس مسئولیت کند.
    کاش قابل تکثیر بود.
    ما به شاهین ها نیاز داریم تا آباد شود این خاک.
    او بسیار از من جوانتر است،اما عجیب در برابرش احساس بی سوادی دارم.و این شاید شیرین ترین ضعفی باشد که در زندگی احساس کردم،چون مرا وادار به آموختن می کند.
    بسیار دوست دارم او را از نزدیک ببینم.ا پسر بی‌نظیریست.
    دوستش دارم و برای من بسیار قابل احترام است.

    1. سلام خانم امیربیگی گرانقدر
      چقدر متن محبت‌آمیز شما به دلم نشست.
      وجودتون مایه‌ی دلگرمی و افتخاره.
      بی‌اندازه مشتاقم تا بیشتر و بیشتر بخونم از شما.
      شاد و سلامت و برقرار باشید.

  92. اون روزی که فهمیدم میتونم بالاخره بنویسم شوق عجیبی داشتم استاد *
    یجورایی کل وجودم تبدیل شده بود به ذوقی که توی این راه داشتم،اینقدر که هروز دربارش با دوستم حرف میزدم و تا خوده خونه میخندیدم.
    و من یروز تصمیم گرفتم با عشق به هدفم برسم.
    آقای ‌کلانتری عزیز ازتون ممنونم که یروز توی زندگیتون تصمیم گرفتید که به هدف هاتون برسید ازتون ممنونم که با رسیدن به هدف های قشنگتون تبدیل شدید به شخصی که همه از وجودش لذت می‌برند.
    و در آخر ازتون ممنونم که با رسوندن خودتون به هدف هاتون باعث رسیدن خیلی ها به هدف هاشون شدید.
    ازتون ممنونممم ممنونن🙂🌱🌸

    1. سلام نگین نازنین
      تو با حضورت شادی و پویایی به دوره آوردی.
      من این اشتیاق و ذوق تو رو از صمیم قلب تحسین می‌کنم.
      امیدوارم بدون وقفه بنویسی.
      شاد باشی و برقرار.
      منو در جریان نوشته‌های جدیدت قرار بده.

  93. ماجرای من از آن روز تابستان شروع می‌شود که در مبل فرورفته بودم و یک سخنرانی تد از یک مدرس نویسندگی را تماشا می‌کردم. او تعریف می‌کرد از دختری که در دوره شرکت کرده بود، و ابتدای کلاس گفته بود: “در خانواده‌ی من، نویسنده شدن مانند این است که بگویی میخواهم فضانورد شوم.”
    من همانجا مدتی به فکر فرو رفتم. با خودم فکر کردم من چند وقت است که دلم میخواهد این رویا را دنبال کنم و فرصتش پیش نیامده؟ در واقع شاید ماجرای من نه از آن روز تابستانی، بلکه از خیلی قبل‌تر شروع شده و خودم خبر نداشته‌ام. از همان روزهای دبیرستان که دفترهای کوچک پاپکو می‌خریدم و لای یک دفتر سیمی بزرگ فیزیک قایمش می‌کردم و می‌نوشتم. این شد که همانجا، نشسته روی همان مبل، گوشی را برداشتم و دنبال کارگاه‌های مرتبط گشتم. چشمم خورد به دوره نویسندگی خلاق. قبلا اسم شما را به‌همراه بازخوردهای مثبت از کسانی شنیده بودم اما تا آن زمان پیگیر دوره‌ها نبودم. در این چندخط نوشته، از جزییات چیزهایی که در کلاس شما یاد گرفته‌ام میگذرم چون دوستان به‌خوبی به بیشتر نکته‌ها اشاره کرده‌اند. یک جمله از شما اما بطور خاص در ذهنم مانده. یکی از جلسات، گفتید: “شما فکر می‌کنید در حد معقولی فارسی بلدید اما نویسندگی هرروز و هرروز به شما یادآوری می‌کند که چقدر دانش و سوادتان جای کار دارد. کمتر کسی تحمل این را دارد که هرروز یک نفر بهش بگوید بی‌سواد، بی‌سواد! و آن کسی که این چالش را تاب بیاورد، درنهایت موفق می‌شود.” در طی این مسیر، این اتفاق برای من هم افتاد و در عین دشوار بودن، یکی از زیباترین چالش‌هایی بود که می‌توانستم تجربه کنم. تصمیم دارم تا جایی که ممکن است در زندگی‌ام شرایطی پیش بیاورم که نویسندگی، هرروز این تلنگر را به من بزند.
    سخنران تد انتهای صحبتش گفت: “وقتی به آخر دوره رسیدیم، آن دختر موفق شده بود یکی از داستان‌های کوتاهش را چاپ کند. روز پایانی دوره او را دیدم و پرسیدم: “بگو ببینم، فضانورد بودن چه حسی داره؟”
    و شاید ماجرای من، واقعا از آنجا شروع شد که دنبال این رفتم که ببینم فضانورد بودن، چه حسی دارد.
    بابت همه‌چیز از شما ممنونم آقای کلانتری.

    1. سلام شبنم نازنین
      چقدر لذت بردم از خوندن این متنو
      همین نوشته هم ذوق وافر شما در نوشتن رو نشون می‌ده.
      من خیلی خوشحالم که دوستان خلاقی مثل شما دارم.
      امیدوارم همیشه خوش بدرخشی و بی‌وقفه بنویسی.

  94. نویسندگی تمام من بودو من متوجهش نبودم به اصرار خانواده در این دوره ی از هر نظر کامل شرکت کردم ، استاد کلانتری به عبارتی نه تنها به قلم من نظم دادند و قواعد نوشتن رو به من آموختن بلکه راه زندگی کردن با نوشتن رو به من نشون دادن
    ممنونم ازتون ، از استاد کلانتری و کادر عالی شون

    1. سلام آوا جان
      در همین مدت کوتاه اسم شما به عنوان یکی از دوستان جویا و پویا در ذهن من ثبت شده.
      خوشحالم که چنین حسی دارید.
      برای شما آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

  95. انسان ها زندگی میکنند . شیوه های مختلف زیادی برای زندگی کردنشون انتخاب میکنن . فیلم های زیادی میبیند که شاید ارزش دیدن داشته باشن یا نداشته باشن با آدم های زیادی آشنا میشن که ممکنه باز ارزش آشنا شدن داشته باشن یا نداشته باشن ولی من در جایگاهی نیستم که بخوام دیگران رو قضاوت کنم . برای من آشنا شدن با شما استاد کلانتری یک اتفاق بسیار خوب بود .شما استاد توانمندی هستید و البته دل سوز و این دو شاخصه شما در کنار یک دیگر به آدم حس خوبی میده که همیشه دلش بخواد پای کلاس های شما بشینه . منم امید وارم بتونم در آینده نزدیکسمینار های حضوریتون شرکت کنم البته اگر در اینده زندگی ما به همین منوال باشد . برای شما استاد کلانتری یک زندگی سرشار از موفقیت و آرامش آرزو میکنم . سرزنده و سرحال باشید

    فرزاد بارانی
    دوره ای 55 نویسندگی خلاق

    1. سلام فرزاد عزیزم
      چقدر من از حضور فعال تو در دوره لذت می‌بردم.
      تو انسان دغدغه‌مند و پرسشگری هستی. این ویژگی‌ها تحسین‌برانگیزه.
      همیشه مشتاق خوندن نوشته‌های تازه‌ی تو هستم.
      موفق باشی و پایدار.

  96. استاد عزیز!
    کلاس هاتون از جمله کلاس هایی بود که من با اشتیاق زیاد دنبال کردم و خودم و به در و دیوار میزدم که همه جلسات حاضر باشم.
    و واقعا ارزشش و داشت چون شما دلسوزانه حامی بچه های گروه بودیدن و بیش از آنچه که باید برای ما وقت گذاشتین، من از شما بی نهایت سپاسگزارم.
    درس های زیادی از شما یاد گرفتیم که امیدواریم بتونیم قدردانش باشیم🙏🏻🌹🌹🌹
    تنها نکته ای که میخواستم بگم اینه که من فکر میکردم که در این دوره درباره فیلنامه نویسی هم گفته میشه!
    آیا دوره جدایی برای فیلنامه نویسی و شعر نویسی هم دارید؟!
    🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    1. درود لیلا خانم نازنین
      ممنونم از لطفتون.
      وجودتون مایه‌ی دلگرمیه.
      امیدوارم همیشه قلب و زندگیتون سرشار از شادی و آرامش باشه.

      در رابطه با دوره‌هایی هم فرمودید این کارگاه رو پیشنهاد می‌کنم که مکمل دوره‌ی نویسندگی خلاقه و به شعر و فیلم‌نامه هم می‌پردازه:
      کارگاه تمرین نوشتن

  97. سلام استاد. من یک دختر هجده ساله هستم که در اوج اضطرابم برای کنکور با شما آشنا شدم و در دوره نویسندگی خلاق شرکت کردم. دوره پنجاه و چهارم! با شروع کلاس، با لحن و گفتارتون باعث شدید آرامش خاصی بگیرم. اگر قلمم کمی و کاستی ای داشت به بی نقص شدنش کمک کنم. فهمیدم راه زیادی برای رفتن دارم و عجله کردن در راه نویسندگی معنا ندارد. ممنونم که در راه نویسندگی دستم رو در بحرانی ترین روزها گرفتید.

    1. سلام آیه جان
      چقدر خوشحالم که به واسطه‌ی این دوره با دوستان خوش ذوقی مثل تو آشنا می‌شم.
      تو فوق‌العاده‌یی. اشتیاق بسیاری دارم برای خوندن نوشته‌های جدیدت.
      بی‌وقفه ادامه بده.
      خوش بدرخشی.

  98. استاد عزیزم شاهین کلانتری گرچه تهی دست تر از آنم که تحفه ای به یادگار بگذارم. اما از شما  وسایر همکاران فرهیخته تان خاطره ای در خاطرم نقش بست که انزوایم را به خطر انداخت.گرچه به روشنی معلوم نیست رودی که در آن شناورم کی مرا به ارامش اقیانوس می سپارد .اما اکنون دریافته ام که از این به بعد هیچ دانایی ،خامم نکند. هیچ بینایی، ماتم نکند .هیچ گویایی،  لالم نکند .وهیچ زنجیری رامم نکند.
       از خاطرت بر خاطرم خوش خاطری حک میشود
    صد پیچ وتاب دلنشین مهمان پیچک می شود

    1. سلام خانم فردیان گرانقدر
      سپاسگزارم از مهرتون.
      چقدر دلنشین و زیبا نوشتید.
      امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگی خوش بدرخشید.
      مشتاق خوندن نوشته‌هاتون هستم همیشه.

  99. آرزوی نویسنده شدن از نوجوانی شاید هم قبل تر از کودکی همراه من بوده. حتی زمانی که سواد نداشتم برای مادرم قصه میگفتم. در این مدت گاه و بیگاه به دفترچه سری میزدم و چیزکی می‌نوشتم اما درس و کتاب و شیطنت باعث شده بود از این فضا دور بشم. پس از سالها با حضور در کلاس شما آرزوی کودکی من و شغل رویایی ام حان گرفت. دوباره نوشتم و نوشتن شد شغل من و موفق شدم یک داستان کوتاه را به سرانجام برسانم و خیلی خوشحالم و از شما معلم گرانقدر تشکر میکنم . مانا باشید

    1. سلام خانم هاشملو عزیز
      شما حضور بسیار مؤثر و مثبتی در دوره داشتید.
      من بی‌اندازه مشتاقم از شما بیشتر بخونم.
      قدردان مهر شما هستم.
      با آرزوی شادی و شگفتی برای شما.

  100. من در آخرای راه زندگی، در ابتدای راه نویسندگی قرار گرفتم.
    در تمام عمر دوست داشتم یاد بگیرم و حالا شما هستید، کسی که به خوبی یاد می دهد.
    این گوی و این میدان.
    شما با دستی پُر از به روزترین اطلاعات، با درجه هوشی بسیار بالا، زبده و کار آزموده، اطلاعات و دانستنیهای خود را بی دریغ در اختیار همه، بخصوص شاگردان خود، قرار می دهید.با سن کمتون بسیار در امر آموزش، جدی، بی ادعا و توانا و متخصص هستید.
    باید اعتراف کنم با صبر و درایت وصف ناپذیر و سکوت و متانت و خونسردی در مقابل سوال های پرت و اظهار نظرهای بی مورد، کنار آمده و با تکرار و تکرار گفته های خود شاگردان را از سردرگمی نجات می دهید.
    حس میکنم روی کانال اصلی قرار گرفتم و خوشحالم در این مسیر دست توانمندی هست تا در تمام راه پیش رو، بدون منت، دستم را بگیرد و به جلو هدایت کند و من با امیدواری بیشتر ادامه بدهم.
    امیدوارم در آینده ای نزدیک با نوشته هایم، خستگی زحماتتان را از تنتان در بیاورم.
    با سپاس همیشگی از شما🌹

    1. سلام خانم پزشکیان نازنین
      شما شخصیت تحسین‌برانگیز و الهام‌بخشی دارید.
      به داشتن دوست مهربان و فرهیخته‌یی مثل شما افتخار می‌کنم.
      با اشتیاق در انتظار نوشته‌های تازه‌ی شما هستم.
      خوش بدرخشید.

  101. یکی از چیزهای قشنگی که این دوره به من اضافه کرده اینه که الان من با دید جدیدی کتاب می‌خونم. بیشتر متوجه زحمتی که نویسنده کشیده میشم. حتی حواسم هم موقع مطالعه بیشتر جمعه. قبلاً کتاب‌هام خیلی تمیزتر بودن😂 الان هروقت یه کلمه ناآشنا میبینم یا یه تشبیه قشنگ، زیرشو با مداد خط می‌کشم یا اون پایین صفحه یه یادداشت کوچولو می‌نویسم. الان می‌فهمم که یک کتاب خوب می‌تونه یک کلاس درس خوب هم باشه که به لطف آقای کلانتری کلی کتاب خوب بهمون معرفی و فرستاده شد. همه چیزایی که گفتم در مورد فیلم دیدنم هم صدق می‌کنه. یک دنیا سپاس آقای کلانتری عزیز🌹🙏🏼

    1. جناب واحدی نازنین
      این یکی از خوشحال‌کننده‌ترین پیام‌هایی بود که خوندم.
      هدف اصلی یک کلاس نویسندگی خوب باید تربیت خوانندگان خوب باشه.
      چه خوب که شما حس می‌کنید بهتر از قبل می‌خونید.
      وجودتون مایه‌ی دلگرمیه.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های جدید شما هستم.

  102. تصور می‌کنم پیش از ورود به دوره نویسندگی خلاق، کوله‌ای بر پشت داشتم؛ پر از معلومات ناقص و کج و کوله‌، درباره نوشتن.
    سالها این اطلاعات درهم را از هرطرف جمع کرده بودم و در کوله‌ام خاک می‌خورد.🎒

    روزی برگ سبزی، سوار بر نسیم، در مقابلم چرخید و به دنبال آن وارد دوره نویسندگی خلاق شدم.🍃
    کوله سنگینم را کنار گنجه‌های رنگارنگ آن بر زمین گذاشتم. در سرسرا دوری زدم و تک تک آن دانسته‌های سنگین و بلااستفاده را بیرون ریختم.🪴🕯
    هم اکنون در کنار استادی توانمند، کوله خود را از توشه‌ای منسجم و کارآمد، از نو چیده‌ام، تا با خیال راحت در مسیر نویسندگی به راه بیفتم.🛤

    نویسندگی خلاق ایستگاهی‌ست در مسیر نوشتن، که آرزو می‌کنید هیچ‌گاه به پایان نرسد.🥰

    از استاد ارزشمندم، شاهین کلانتری که قدم زدن در جهانی نو را به من هدیه کردند، بی‌اندازه سپاسگزارم.🌸
    بهترین ها روزی‌تان.🌿

    1. المیرا جان
      یکی از بهترین بخش‌های این دوره آشنایی با استعداد درخشانی مثل تو بود.
      سرعت رشد و انعطاف‌پذیری تو در یادگیری رو تحسین می‌کنم.
      امیدوارم هزار برابر بیشتر از قبل بنویسی.

  103. تنها چیزی که میشه گفت این هستش که
    قطعا از بین تمامِ موج های افکاری یه کلاس راس ساعت ۷ روز های شنبه برام شبیه به یه جزیره برای فرار بود:)
    و علاوه بر تموم نکات فوق العاده برای قلم بهتر ، فهمیدم پشت سیستم هم میشه لبخند و خاطرات کوچولو رقم زد چون تو این هفته ها به لطف شما رقم خورد🦋
    واقعا کلاس هارو دوست داشتم، ممنون از همه ی زحماتتون استاد کلانتری عزیز”)🦋

    1. درود بر تو نازنین جان
      ممنونم از مهرت.
      امیدوارم زندگیت همیشه پر از شادی باشه.
      با قدرت به نوشتن ادامه بده.
      منو در جریان نوشته‌هات بذار.

  104. درود استاد مهربان و مهر ورز
    مگر می شود اول مهر باشد،آخرین جلسه دوره ۵۴ نویسندگی خلاق باشد و من از مهر استاد نگویم .من چندسال بود که با پیج استاد در “اینستاگرام ” آشنا بودم .در لایو صبحگاهی ایشان شرکت می کردم . لایوهایی که شوق نوشتن و سودای نویسنده شدن را در من تقویت می کرد .بعد از کش و قوسی چندساله چونان صیادی طماع به دنبال در گرانبهای نوشتن دل را به دریا زدم و زیر لب گفت یا بخت و یا اقبال . چه اقبال بلندی داشتم که با شما و دوستان مشتاق نوشتن آشنا شدم . باید با رو راستی تمام بگویم .در حقیقت اعتراف کنم که این دوره آموزشی نگاه ساده لوحانه من به خودم و نوشته هایم را مانند دیواری سست بر سرم آوار کرد .پرده های توهم و خوش خیالی فرو افتاد و منظره شفاف شتر در خواب بیند پنبه دانه نمایان شد.به قول معروف چی فکر می کردم و چه شد. فکر می کردم با این دوره نویسنده شدم و خلاص .خودم را نه هم طراز نویسندگان به نام که همین پایین پایین ها می دیدم که دارد پز اولین کتابش را می دهد. راه سخت و دشواری را پیش رو می دیدم .در تمام طول دوره ایموجی هایی که دوستان عزیزم در پای متن هایم می گذاشتند مرا مانند بادکنکی باد می کرد .اما امروز که استاد به پروژه ام بازخورد داد متوجه شدم که زهی خیال باطل . به خودم گفتم دختر این ره که تو می روی به ترکستان است نه قله نویسندگی . این راه یعنی راه درست نوشتن و خلاقانه نوشتن گاو نر می خواهد و مرد کهن .خلاصه سرتان درد نیاورم .استاد گرامی مرسی که هستین. مرسی که چشم های من را به دنیای نوشتن باز کردید . ممنون که با نور دانش و آگاهی تان چاله چوله های مسیر را به من نمایاندید. چیزی که تلاش می کنم همیشه با من باشد پشتکار و شکیبایی است . امیدوارم این دو مانند بال فرشته مرا به هدفم برسانند. حرفی نمی ماند جز سپاسی نیلوفرانه از شما استاد گرامی .به قول خودتان “زنده باشید ” .

    1. خانم حسینی عزیز
      شما بسیار خلاق هستید و خوش ذوق.
      ذهن و قلم شما جاری و پر مایه‌ست.
      امیدوارم با قدرت و جدیت به نوشتن ادامه بدید.
      من با اشتیاق در انتظار مطالعه‌ی نوشته‌های شما هستم.
      زنده باشید و برقرار.

  105. سلام من قبل از دوره ی نویسندگی خلاق گیج و سرگردان از این کتاب به اون کتاب در رفت وآمد بودم بدون هدف مشخص،فقط می دانستم دلم می خواهد بخوانم و بنویسم بعد از دوره ی شما دیگر گیج نیستم ،می دانم چی بخوانم ،چطور بخوانم ،من قبلا به جزئیات اطرافم توجه نداشتم،با حواس پنجگانه ام بیگانه بودم اما الان کاملا می توانم با تمان حواسم با محیط ارتباط بگیرم ،از فیلم دیدن که نگم ،چنان با توجه به جزئیات داستان و شخصیت ها غرق در فیلم می شوم که گویی قرار است بعدش من فیلم نامه بنویسم خلاصه که جناب شاهین کلانتری دم شما گرم

    1. زنده باشید خانم عزیزی نازنین
      شما بسیار خوش ذوقید.
      مشتاق خوندن نوشته‌های جدیدتون هستم.
      امیدوارم همیشه در اوج خوشبختی باشید.

  106. پر پرواز
    وقتی نوشته هتل هایت را برای دوستم خواندم، کاملاً مشخص بود، که محو شنیدن است. چنان ذوق زده شده بود، که پشت سر هم فقط می‌گفت: عالی بود شهره، عالی بود. اشکم را درآوردی. کاملا حس و حالت را درک کردم. تو زیبا می‌نویسی. اینها را کتاب کن. تو خیلی خوب می‌نویسی. و چقدر خوب که نوشتن را انتخاب کردی. آری چقدر خوب شد، که نوشتن را انتخاب کردم. آفرین بر من و آفرین بر کائنات که مرا به این سو کشاند. از شاهین کلانتری بابت لایو هایش ممنونم. او بود که قلم را با دستانم آشنا کرد، خصوصاً در مورد صفحات صبحگاهی اینک هر صبح حداقل ۳ صفحه مینویسم.
    با نوشتن قبل از شروع روز، خود را تخلیه می‌کنم و به استقبال یک روز عالی می‌روم.
    حقیقتاً این روزها هر روز برایم عالی بوده. و بی‌نهایت حس رضایت و شادمانی دارم. شاهین کلانتری برکت را به زندگیم آورد. او صبوری را به من آموخت. از او چیزهای زیادی یاد گرفتم. و هنوز بایستی بیاموزم. خودم را چندین بار به خودم نشان داد. او ضعف‌هایم را، سکوت را، خلا ذهنی را، بطالت را، و از همه مهمتر زندگی کردن را به من نشان داد.
    آری شاهین کلانتری به من راه رفتن را آموخت. زمانی که به زمین می‌خوردم بدون توجه به راهش ادامه می‌داد. با وجود گریه هایم، اخمهایم، ترشرویی ام و فریاد هایم اما او باز به راهش ادامه می‌داد. من خود را مانند کودکی بر زمین می‌انداختم، دست و پایم را با فریاد تکان می‌دادم، اما او مانند یک دوست عاقل و دلسوز فقط نگاهی به من می‌انداخت و بی‌هیچ حرفی باز به راهش ادامه می‌داد.
    انگار او می‌دانست که روزی برخواهم خاست و به دنبالش روانه خواهم شد. من توجهش را می‌خواستم و او رشد مرا می‌خواست. ایگوی من چنان قوی بود که در مقابل او مقاومت زیادی نشان می‌دادم، اما ایگوی او غالب بود. و بالاخره او بود که پیروز شد.
    من از لاک کودکی لجباز، بهانه گیر، لوس و … درآمدم. پیله خود را شکافتم. پرهای پروازم را باز کردم. و وارد دنیایی پر از نور و روشنایی شدم. او بود که با مکثش به من اجازه داد تا خود از پیله‌ام خارج شوم، نه با دستی خارج از پیله.
    من بارها از پیله‌ام خارج شده بودم اما با دستی از بیرون، و به همین دلیل، هر بار پروانه‌ای بودم بی بال، گاهی خوش آب و رنگ، گاهی بی‌ر نگ. اما پروانه بی‌بال، کرمی بیش نیست، و من کرم شده بودم. در حالی که رویای پرواز کردن را در سر می‌پروراندم. پروانه‌ای بی‌بال بودم که فقط به اوج آسمان‌ها با حسرت می‌نگریست اما حق پرواز یا توان پرواز را نداشت. من که خود پیله‌ام را نشکافته بودم و به دیگران این اجازه را داده بودم. دیگرانی که هیچ علاقه‌ای به پرواز من نداشتند. از ناکاملی من لذت می‌بردند. آنها حسرت و عذاب را به من هدیه داده بودند. پروانه‌ای زمین گیر، پر بودم از حسرت و آه و عذابی بی‌پایان.
    اما این بار تفاوت داشت. شاهین دستانش را مخفی کرد پیله‌ام را نشکافت. بیرون از پیله حتی شعار نمی‌داد. ساکت ایستاد و فقط تماشا کرد. فقط منتظر ماند. عرق ریختنم را، گریه‌هایم را، تنبلی‌هایم را، بازیگوشی‌هایم را، دید و شکایتهایم را شنید. اما باز سکوت اختیار کرد. چه هوشمندانه بود این رفتار. و من ناامید از دستی که از غیب برون آید و کاری بکند، به کند و کاو پرداختم. خود را به در و دیوار این پیله ابدی می‌زدم. تصور می‌کردم باز نشدنیست. سال‌ها در آن خفته بودم. و به تاریکی و بی‌هوایی‌اش عادت کرده بودم. تصور می‌کردم دنیای بیرون بی هیچ مراقبی قطعاً خطرناک است.
    این بار کسی پیله‌ام را نگشود و من می‌بایست خود دست به کار می‌شدم. اشک هایم چنان احاطه‌ام کرده بود که گویی مرگ را ترجیح می‌دادم بر هر نوع تغییری. اما باز صدای وبینارهای شاهین در گوشم طنین می‌انداخت هر روز ساعت ۶ عصر. او مرا نشانه گرفته بود، بی ذکر نام. او همه را نشانه گرفته بود. او به من این فرصت را داد تا برای اولین بار فکر کنم و تصمیم بگیرم.
    آیا در پیله‌ام بمانم تا تمام شوم یا با تکیه بر خود، از پیله‌ام خارج شوم،
    بدون هیچ نیروی خارجی، و این بار با بال‌هایی برای پرواز.
    مدت‌ها طول کشید تا شاهین مرا از نیروی خارجی ناامید کرد. و تازه تقلای من برای خروج از این جای تاریک و نمور آغاز شد. من خود را به در و دیوار می‌کوبیدم. چنان کش و قوسی در اندامم می‌دادم که پیله تاب نیاورد. من اندکی رشد کرده بودم و دیگر در آن پیله کوچک جا نمی‌گرفتم. می‌بایست بیرون می‌آمدم. بال‌هایم جوانه زده بود و بزرگ و بزرگتر می‌شد، و آماده پرواز.
    پیله با آخرین حرکت شکافته شد. نوری از روزنه اولیه راه خود را باز کرد. چشمانم را بستم. من به تاریکی عادت کرده بودم. چشمانم نور را نمی‌شناخت. نور ‌قوی تر و قوی‌تر شد، تا اینکه تمام وجودم را فرا گرفت. حال با چشمان بسته از شدت نور پرهایم را به حرکت درآوردم. باور کردنی نبود. من پنجاه سال در پیله‌ای پر از تاریکی دست و پا زده بودم. طی این مدت چندین بار پیله ام شکافته شده بود، و من بی بال و پر باز وارد تاریکی شدم، تاریکیی با شدت بیشتر و پر از حسرت و آه.
    اما این بار این تولد رنگی دیگر داشت. پر پرواز داشت. شیوه‌ای نو در پیش داشت. من پروانه شده بودم، پروانه‌ای با بال‌هایی قوی و زیبا. من برای اولین بار پرواز کردم. سفری غیر قابل وصف کلمات را برای ادامه توصیفش نمی‌یابم.
    سپاس شاهین کلانتری عزیز🙏🌹

    1. خانم حجری عزیز و هنرمند
      این یکی از زیباترین نوشته‌هایی بود که تا حالا دریافت کردم.
      شما انسان بسیار شریف و خوش‌قلبی هستید.
      ذوق و هنر شما رو با تمام وجود تحسین می‌کنم.
      امیدوارم همیشه قلبتون پر از شادی و آرامش باشه.

  107. سلام استاد مهربانم
    یه جمله فی البداهه براتون می نویسم
    امدم که در این وادی عشق بمانم .
    من با شما وارد یک دنیای زبا زیبایی ها شدم .
    _مدبری به من یاد داد ، زندگی همه ما ارزش نوشتن دارد .
    _مدبری به من یاد داد اگر جنگی وجود نداشته باشد ، هرگز داستانی بوجود نخواهد امد.
    _مدبری به من یاد داد زندگی ام داستانی ست که ارزش خواندن دارد . مدبر عزیزم تا بی نهایت سپاس گزارم🙏
    #طاهره_ناصری

      1. سلام و احترام خدمت استاد گرامی.
        چند سال پیش اوایل دوره‌ی کرونا پیج مدرسه‌ی نویسندگی رو پیدا کردم. با اینکه هنوز قصد شرکت در کلاس یا جدی نوشتن رو نداشتم اسم و فعالیت مدرسه انقدر برام جالب بود که دنبال کردمش. گذشت و سالِ کنکور یک وقفه‌ی بزرگ بین من و نوشتن انداخت، تا یک سال بعدش در نوشتن ناتوان شده بودم و این قضیه آزارم می‌داد. یک شب به طور اتفاقی تو اینستاگرام پوستر دوره‌ی جدید نویسندگی خلاق رو دیدم و فکر کردم که دیگه وقتشه.
        بعد از اولین جلسه مطمئن بودم این همون دوره‌ای هست که نیاز داشتم. تو کل دوره حس می‌کردم دقیقا همون چیزهایی که نیاز داشتم بشنوم رو دارم میشنوم. دقیقا نقطه ضعف‌هایی که داشتم بهش اشاره میشد و این موضوع خیلی خیلی برام خوشایند بود و اینجاد انگیزه می‌کرد. شرکت کردن در این دوره‌ و کمپ‌های ایده‌پزی بسیار برام مفید بوده و بیش‌تر از چیزی که فکر میکردم از شما یاد گرفتم. بی‌شک از به یادماندنی‌ترین دوره‌های آموزشی‌ای بود که گذروندم و اگر بخوام از خودم توصیفی داشتم باشم در این زمینه، توصیفم به قبل و بعد حضورم در این دوره تقسیم میشه.
        خیلی خوشحالم که در حوزه‌ی نوشتن چنین محیطی وجود داره و به ابعاد مختلف نوشتن خیلی جدی، دقیق و بسیار شیرین پرداخته میشه.
        در آخر خیلی خیلی ممنونم از شما و زحمات ‌بی‌دریغتون و همینطور از همکاران گرامیتون.

        1. سلام ریحانه جان
          سعادتی بود برام بودن در خدمت شما.
          خیلی خوشحالم که دوست نیکی مثل شما دارم.
          با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
          مشتاقانه در انتظار نوشته‌های تازه‌ی شما هستم.

    1. ممنون استادی هستم که! به من ماهیگیری یاد داد. تا حالا هر کارگاهی که استادکلانتری برگذار کردند واقعا عالی بوده است. من خیلی سال است که می نویسم “همسر، دوستان و فرزندانم به من می گویند. نوشته هایت جان گرفتند از استاد کلانتری بزرگوار ممنونم .‌

    2. دلم برای شنبه‌ها تنگ می‌شود.
      برای ساعت ۷عصر که از صبح رسیدنش را انتظار می‌کشم.
      برای آشنایی با کتاب‌های ناب
      برای شنیدن از نوشتن
      برای پنجره‌هایی که از تصویرهایی تازه با من سخن می‌گویند.
      دلم برای شنبه عصرها تنگ می‌شود.
      برای نشستن سر کلاسی که گذر زمان را از یادم می‌برد‌.
      همیشه یکی از آرزوهایم این بود که یک نویسنده و کتاب‌شناس به من تازه‌های نشر را معرفی کند. همان‌هایی که از ارزش چندبار خواندن را دارند و حالا من کوهی کتاب خوب دارم که می‌توانم تا سال‌ها از خواندنشان به پرواز درآیم.
      شما من را با بهترین‌ها آشنا کردید.
      اولین بار در کمپ ایده‌پزی سر کلاستان نشستم.
      از توسعه‌ی فردی می‌گفتید و من به همین دلیل تا کمپ ده همراهتان شدم.
      آن‌زمان آنقدر نوشتن برایم مسأله نبود، ولی حرف‌هایتان به جانم می‌نشست و من نمی‌توانستم حتی یک جلسه را از دست بدهم.
      من پله‌پله از شما آموختم. نوشتن بلد شدم، قواعد نگارشی، خوشه‌سازی، مدیریت دانش شخصی.
      یاد گرفتم چطور پروژه‌ی شخصی داشته باشم که قابل به‌روز رسانی باشد. گاه‌شمار نویسی یاد گرفتم. با پومودورو تمرکزم بیشتر شد و از چندکارگی دست کشیدم. طی چهار ماه یک سررسید قدیمی را با صفحات صبحگاهی سیاه کردم و با آزادنویسی آموختم چطور ذهنم را خالی کنم. جرات انتشار نوشته‌هایم را پیدا کردم و حالا یک سایت شخصی دارم.
      من همه‌ی اینها را مدیون آموخته‌های شما هستم. برایتان خواهان بهترین‌ها هستم.

      1. خانم خواجه محمود نازنین
        شما یکی از خوش‌قلب‌ترین آدم‌هایی هستید که من در زندگی دیدم.
        در تمام کلاس‌ها با حضورتون فضا رو زیباتر و پویاتر می‌‌کنید.
        همیشه با لذت و دقت نوشته‌هاتون رو در سایت و کانال زیباتون می‌خونم.
        امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.

  108. سلام استاد کلانتر
    من اصلا فکر نمی کردم این کلاس اینقدر پربار باشه برای من همون اول می خواستم پولمو پس بگیرم اما همین که جلسه اولو گوش کردم گفتم خدا رو شکر چقدر گشتم اینبر و اونبر که یاد بگیرم چطور باید بنویسم اما همه میگفتن فقط بنویس مهم نیست چجور باشه چی باشه فقط بنویس اما شما واقعا یه طور یادم دادین چطور باید بنویسم که واقعا یه دنیا ازتون متشکرم و بهتون مدیونم ازون ادم مبتدی خیلی پیشرفت کردم و دلم می خواد داخل همه وبینار و دوره هاتون شرکت کنم در کنار اینکه خیلی ازتون یاد میگیرم و روحم به ارامش میرسه جلساتتون خیلی صمیمیت داره
    بابت همه چیز ازتون تقدیر و تشکر می کنم .

    1. سلام طاهره عزیز
      خوشحالم که چنین حسی دارید.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های شما هستم.
      با آرزوی بهترین‌ها

  109. قبل از آشنایی باشما من یه آدم سرگردان بودم که فقط می‌نوشتم آشنایی با شما زندگی منو عوض کرد.

    1. هستی عزیز
      از بهترین‌هایی و می‌دونم که با تداوم می‌تونی به جاهای بسیار درخشانی برسی.

  110. قبل از بحث درمورد نوشتن و این دوره ناب نویسندگی،لازم دانستم این موضوع را به شما استاد گرانبهایم بازگو کنم
    قبل از شرکت در کلاس های نویسندگی حس بی اعتمادی زیادی را از فضای مجازی به دست آورده بودم و به علت ضربه هاییی که از آدم های مشهورسود جویش ،بر تمام روح و روانم وارد شده بود،بیزاری می جستم تاکه وارد این مجموعه ی زیبا شدم که برای من
    بسان کلبه ی چوبیی بوددر یک جنگل پر از انبوه که خود را درآن گم کرده بودم
    آشنایی با شما به من یادداد که دنیا هنوز آدم های پراز مهر و ارزشمندی که می توان به آن هااعتماد کرد،به ما هدیه می دهد و این حس زیبایی بود که در اخر دوره گرفتم
    و برای نوشتن هم باید بگویم یک گنجینه از یادگیری سودمندرا در دستان خود به یادگار برداشته ام و تا حافظه یاری کند یادومحبتتان فراموش نخواهد شد

    1. سلام به روی ماه شما آمنه خانم رواندی عزیز
      بی‌اندازه خوشحالم از اینکه چنین حسی رو تجربه کردید.
      مهر شما برام بسیار ارزشمنده.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌هاتون هستیم.
      امیدوارم همیشه در زندگی خوش بدرخشید.

  111. مدت ها بود که می خواستم درباره خلاقانه نوشتن چیزهایی در اینترنت جستجو کنم اما یا وقتش را نداشتم یا یادم می رفت. تا اینکه جمعه ای را برای این کار گذاشتم. تازه فهمیدم اصلا نویسندگی خلاق یک ترم جا افتاده در دنیاست. در وبگردی هایم با موضوع نویسندگی خلاق با سایت آقای شاهین کلانتری آشنا شدم. از آن همه مطلب مفید که ایشان سخاوتمندانه در سایتش گذاشته بود در شگفت ماندم. تصمیم گرفتم در کلاس نویسندگی خلاق ایشان شرکت کنم. از دوران دبیرستان تاکنون می نویسم واین اولین کلاسی بود که برای نویسندگی شرکت می کردم. از نتیجه کلاس همین را بگویم که ایشان به شهروندی من در آبادی نوشتن رسمیت داد. سپاسگزار و قدردان ایشان هستم.

    1. آقای جوادیان عزیز
      بدون اغراق یکی از بهترین‌ها بودید.
      من هر هفته به شوق شنیدن نوشته‌های جدید شما وارد جلسه‌ی متن‌خوانی و بازخورد می‌شدم.
      امیدوارم همیشه خوش بدرخشید.

  112. سلام و علیکم
    هنوز هنرجوی شما نشدم اما خیلی دلم‌میخواد به سرعت این تجربه و داشته باشم .
    اگه میشه درباره اینکه چجوری یه رمانی بنویسیم که جذابیت و در عین حال اینکه چجوری باید اونو با سلیقه مخاطب یکی کنیم یکم بیشتر تو کلاس صحبت کنید.
    خیلی ممنون

    1. سلام به روی ماهت نگار عزیز
      این سؤال خیلی کلی و بزرگه و برای رسیدن به جوابش باید سال‌ها زمان صرف کرد.
      پیشنهاد می‌کنم که مطالب سایت رو به‌مرور بخونی و به‌طور مداوم تمرین کنی.

  113. سلام استاد. من توی یکی از دوره های نویسندگی خلاق شرکت کردم و برام دوره جذابی بود. هنوز هم از تمرینات اون دوره برای بهتر شدن نوشته هام استفاده می کنم. میخواستم یه کاری رو شروع کنم و درمورد اون نیاز به مشورت با شما دارم. میخوام یکی از متون ادبی قدیمی رو به فارسی روان برگردونم. خواستم ببینم پیشنهاد شما برای این کار کدوم کتاب و متن قدیمی هست. ممنون میشم راهنماییم کنید 🌹🌹🌹

    1. سلام خانم محرابی عزیز
      چقدر عالی.
      مداومت شما جای تحسین دارد.
      سراغ کتاب‌های متعدد می‌توان رفت. پیشنهاد من این است که سراغ کتابی مانند «تفسیر عتیق نیشابوری» بروید که درس نثرنویسی هم هست.

  114. نامه ای به یک نویسنده (استاد کلانتری )
    درس معلم گر بود زمزمه محبتی
    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پا را
    یادم می اید دوران دبیرستان بودم که متوجه شدم به نوشتن علاقمند هستم. مادرم شکایت به معلم می برد که چقدر این شبها مشق می نویسد و معلم در جواب می گفت: این خودش علاقه به نوشتن دارد و جریمه های همشاگردیهاش را می نویسد. کم کم دور از چشم همه خاطره نویسی می کردم. می نوشتم و پنهان می کردم و هیچگاه دوباره مرور نمی کردم. بعد هم پاره می کردم و دور می ریختم. چون علم نوشتن را نمی دانستم و بنظرم نوشته هایم بی سر و ته بود.
    سالها گذشت . همیشه فکر می کردم کی نوشتن را شروع کنم . کلی درس و ورزش های متنوع و کارهای اجتماعی در کنار بچه داری و کار هه ای خانه انجام داده بودم ولی یک گوشه دلم برای یادگیری نوشتن خالی بود . بالاخره اوایل دوران شروع کرونا ، یعنی اواخر زمستان ۱۳۹۹ برای رسیدگی به کارهایی به ایران سفر کردم . بر حسب اتفاق با نویسنده جوانی که داستان‌های کوتاهش معروف شده بود اشنا شدم و متوجه شدم که بخاطر اوضاع پاندامیک کلاس آنلاین برقرار کرده است. با اشتیاق نام نویسی کردم و آماده فراگیری نوشتن شدم . بالاخره روز آموزش رسید . روزهای دوشنبه ساعت پنج و نیم صبح قهوه بدست پشت میز کنار پنجره می نشستم و همراه روشن شدن هوا و بالا آمدن خورشید به درس‌های استاد در مورد چگونه نوشتن گوش می دادم. یکی از کالیفرنیا ، دیگری از اسپانیا و شیراز و دزفول . همه آنلاین مشتاق نوشتن و دانستن فن و فنون نویسندگی در کلاس بودیم بدون آنکه چهره یکدیگر را ببینیم. اما باید بگویم که در میان ترم تقریبا همه ناامید از ادامه کلاس شده بودیم. کلاس کاملا آکادمیک بود و هیچ تشویقی در میان نبود و فقط ایراد بود و یاس و ناامیدی و در انتها حتی بد و بیراه های مودبانه که نثار نوشته ها می شد. چند جلسه کلاس بخاطر کوه نوردی و دیر رسیدنهای استاد به تعویق افتاد . نوشته های ما را قابل خواندن نمی دانست و می گفت؛ ازمن نخواهید وقت بگذارم. صحبتهای آکادمیک پیچیده ایشان هزاران سوال پی در پی در ذهن همه ما ایجاد می کرد که بدون پاسخ به انها به انتهای ترم رسیدیم . هیچکس قصد ادامه دادن نداشت. با خود فکر کردم : کتاب نوشتن و تعلیم دادن دو شغل متفاوت است. من نیاز به معلم دارم. پس بدنبال استاد نویسندگی روی اینترنت رفتم. یکبار دیگر گوگل بمن یاری داد . جستجو کردم و چهره جوانی را یافتم که کلاس آنلاین برگزار می کرد. سایتش را باز کردم . در اینستگرام او را دنبال کردم . کارش مثل یک مدرسه نویسندگی بود. صدها صفحه درس و تمرین. اواخر سفر بود. مصاحبه ای تلفنی انجام دادم و خوشحال مجددا نام نویسی کردم.
    روش شیوای آموزش او صدها دانش اموز را سر ساعت پای کامپیوتر جمع می کرد . او از ابتدا مثل یک کودک که هیچی نمی داند بما شیوه نوشتن و روش کتاب خواندن و علم نویسندگی را توضیح داد . ما را تشویق به اعتماد بنفس داشتن و پشتکار کرد و وادار نمود مرتب بخوانیم و بنویسیم تا کم کم راه بیافتیم. بارها و بارها آیه یاس و ناامیدی شاگردان را می شنوید و لی دلگرمی می داد و تشویق به حرکت و نوشتن و تمرین کردن می کرد .
    بزودی سه سالی می شود که در کلاسهای تولید محتوی و نویسندگی شرکت کرده ام . به خاطر اختلاف ساعت گاهی ساعت ده و نیم شب به وقت ونکوور با یک لیوان چای انلاین می شوم و تا پاسی از شب می شنوم و می نویسم. در زندگی داشتن استاد با علم و عمل یک پیروزی است . حال نوشتن برای من عادت روزانه شده . قلم در دستم می رقصد و واژه های فراموش شده در ذهنم روشن می شود و در کنار هم روان و گویا کاغذ را سیاه می کند. که هیچ نقاشی با نگاه کردن و هیچ موسیقی دانی با گوش دادن هنرمند نشد. من هم با ابزارهای کمکی مثل خواندن و گوش دادن و فیلم دیدن ٬ نوشتن را برای خود یک عادت کرده ام . هدفم از نوشتن ؟؟؟ تاریخ زندگی و سفرها ، دغدغه ها و دیدارها و ایستادگی ها و شکست ها و پیروزی ها را با متد درست در کنار هم قرار دهم و صفحات کتابم را پر کنم . بنویسم و بازنویسی و مرور کنم. پاک کنم و اضافه کنم تا احساس رضایت در وجودم پدیدار شود .

    از گوگل ممنونم که شما را بمن معرفی کرد . استادی دلسوز برای حفظ فرهنگ و سخن فارسی . سایت تعلیمی پر محتوای شما جوانان را راهنمایی می کند که استفاده از زبان بیگانه بپرهیزند . در و دیوار کوچه ها و خیابان‌ها با اسامی زبانهای بیگانه پر شده. نام فروشگاهها. رستوران‌ها و حتی در حین سخن گفتن ‌براحتی از لغات بیگانه استفاده می کنند و آن را بفارسی می نویسند. شما بعنوان استاد سخن فارسی با نوشتن و گفتن سعی در زنده نگه داشتن زبان مادری و هویت این سرزمین برای فرزندان و آیندگانش دارید. تلاش شما روی دستور زبان و ایجاد لغات و واژه های جدید قابل قدردانی است .

    1. درود بر خانم لطفی‌ نیا نازنین و ارجمند
      چقدر لذت بردم از خواندن نامه‌ی مهرآمیز و پر مایه‌ی شما.
      تک تک واژه‌هایتان برایم عزیز و شیرین است.
      نوشتن هیچ چیزی هم به من نداده باشد، بزرگ‌ترین دستاوردش آشنایی با دوستان شگفت‌انگیزی مثل شماست.
      از لطف شما بی‌اندازه سپاسگزارم.
      برایتان آرزوی شاد و آرامش روزافزون دارم.

      1. سلام استاد عزیز.
        من نوشتن رو اتفاقی شروع کردم، برای نجات دادن خودم. بعدش فهمیدم که می‌تونم آرامش و شادی رو زمان نوشتن حس کنم و فکر می‌کنم این همون چیزی بود که شما بهش نوشتاردرمانی می‌گفتید. پیج و کانال کوچکی دارم و وقتی دیگران می‌گفتن: «انگار داری از زبون من حرف میزنی.» یا «داری چیزهایی که همیشه حس می‌کردم و هیچوقت نتونستم بیان کنم رو میگی.» فهمیدم می‌تونم با نوشتن نه فقط خودم بلکه بقیه رو هم آروم کنم و این پیام که تنها نیستیم و همدیگر رو می‌فهمیم رو بهشون برسونم. دلم می‌خواست درست و حسابی این‌کار رو یاد بگیرم و فکر کنم بهترین استاد رو هم پیدا کردم. طی کلاس‌ها شوقی که برای آموزش داشتید و جوری که دانسته‌هاتون رو بی‌دریغ در اختیارمون گذاشتید باعث می‌شد دائم فکر کنم جای درستی هستم. منابعی که معرفی کردید و تمارینی که در نظر گرفتید تا همین‌ حالا هم باعث شده نوشتن توی زندگیم پررنگ‌تر بشه و این یعنی شادی و آرامش خودم و اطرافیانم هم بیشتر شده. حیف که چیزی جز تشکر خشک و خالی ندارم که تقدیمتون کنم. سعی می‌کنم با تمرین مستمر آموزه‌هاتون رو حیف‌ومیل نکنم. بسیار بسیار ممنونم.

        1. چقدر خوب و دلگر‌م‌کننده ساجده عزیز
          به خاطر رسیدن به این نگرش خردمندانه بهتون تبریک می‌گم.
          با آرزوی بهترین‌ها

  115. سلام استاد کلانتری عزیز
    میدونید از وقتی با شما و مدرسه نویسندگی آشنا شدم، هر وقت خواستم از فکر کردن و نوشتن فرار کنم به یه شیوه متفاوت و خلاق هر دوشون دادید دستم و زندگی رنگ و بوی خاطره انگیزی داره برام و اصلا دلم نمیخاد یادم بیاد قبلش چی بوده ، برای ثبت تک تک خاطره ها در ذهنم و جان دادن به قلم خشکم ممنونم، من به واسطه شما و دوره هاتون کلی دوست بی نظیر پیدا کردم و الان دلم میخواد یجا همشونو بغل کنم
    خیلی دوستتون دارم
    پنج شنبه پیش برام مثل یه رویا در واقیعت بود که رخ داد، دیدار دلنشین و مهربان و صمیمی شما و دوستان

    1. سلام منیره نازنین و ارجمند
      شما از بهترین‌ها هستی. اسمت به‌نیکی ثبت شده در ذهن من.
      خیلی خوشحالم که در جمع ما هستی.
      برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم همیشه.

  116. با سلام و درود خدمت استاد کلانتری نازنین
    دوره نویسندگی خلاق بهترین دوره آموزشی در طول عمرم بود و آشنایی با شما و تیم قدرتان باعث افتخار من هست،خواستم از شما تشکر کنم بابت این دری که برای رشد و محقق شدن رویاهایمان توسط شما باز شد و البته تا همیشه نام و یاد شما در قلبم باقی میماند استاد عزیز،آرزوی سلامتی و درخشش برایتان دارم

    1. سلام مهرنوش گرامی
      مهر و توجه شما برام خیلی عزیز و ارزشمنده.
      امیدوارم همیشه تو زندگی خوش بدرخشید.
      مشتاق شنیدن خبر موفقیت‌های روزافزون شما هستم.

  117. سلام عرض ادب خدمت استاد گرامی،
    فاطمه هستم از افغانستان.
    من دوست دارم هر اتفاقی که در زندگیم می افتاد دوست داشتم بنویسم وقتی مینوشتم یک آرامش عجیبی را احساس میکردم فقط روان مینوشتم از اینکه زندکی پر ماجرا داشتم شروع کردم به نوشتن زندگی نامه خویش وبعد سرکارم با کتابی آشنا شدم از جولیا کامرون گفته شده بود شروع نویسندگی فقط با نوشتن صفحات صبح گاهی شروع میشود تا به یک عادت تبدیل شود در دغ دغه زندگی نوشتن را فراموش نکنیم و حالا بیشتر از دو هفته صفحات صبح گاهی ام را مینویسم باعث شد در کلاس های شما عضویت بگیرم و امیدوارم به همکاری شما بتوانم به اهدافم برسم.

    1. سلام فاطمه گرامی
      چه زیبا از تجربه‌ی خودتان نوشتید.
      آن روز که متنتان را در جلسه‌ی بازخورد خواندید بی‌اندازه لذت بردم.
      اگر وبلاگی ساختید لینک آن را برای من ارسال کنید.

  118. درود استاد گرانقدرم
    در سفر سبز نویسندگی دریچه ای زیبا به روی من باز کرده اید. آموخته های شما در تمام زمینه ها راهگشای من شده است. عادت به نوشتن و ماندن در این مسیر لذتبخش توسط شما در من بیش از پیش شکل گرفته که خلاقانه و سخاوتمندانه به آموزش هنرجویانی چون من مشغولید. با تشویق های به جا و نقد صحیح، امید به پیشرفت را در من تقویت کرده اید. مطمئنم کارمای خود را به زیبایی در تمامی ابعاد زندگی دریافت خواهید کرد. من و دیگر همراهان که پیرو راه شما هستیم از هیچ طوفانی نمی هراسیم چون کشتی بانی مانند شما در این مسیر ما را رهبری می کند. امیدوارم خوشه های نور بر زندگی تان بتابد و همواره تندرست و دل آرام باشید.قدردان زحمات شما هستم🌹🌹❤️

    1. درود خانم بوستانی عزیز و مهربان
      شما انسان بسیار نازنین و شریف هستید.
      سعادتی بود آشنایی با شما با واسطه‌ی این دوره.
      برایتان بهترین و زیباترین لحظه‌ها را آرزو می‌کنم.

  119. سلام استاد عزیز وگرانقدرم
    کلاسهای نویسندگی خلاق یک اتفاق ناب در زندگی من بود.هم در نوشتن کمکم کرد.هم خیلی زیاد باخودم مواجهم کرد.مثل یک روانشناس لایه های درونی منو بیرون کشید.مهمتر اینکه شما شخصا وقت میگذاشتید وبه نوشته های ما گوش میدادید.برخورد شما انقدر بامتانت و صمیمیت بود که همه با اعتماد به نفس نوشته هایمان را می خواندیم.تمام تلاشم را میکنم که زحمات شما ان شاءالله یک روز به بار نشیند.سلامت و پر روزی باشید💐🙏

    1. سلام به روی ماه شما خانم غزالی نازنین
      شما از بهترین‌های کلاس بودید.
      من همیشه کیف می‌کردم از شنیدن نوشته‌هایی که در جلسات بازخورد می‌خواندید.
      به آینده‌ی شما در نویسندگی بسیار امیدوارم.

    1. سلام امیرعلی عزیز
      تو نوجوان تحسین‌برانگیزی هستی.
      از میزان استعداد و سختکوشی تو در حیرتم.
      با قدرت ادامه بده.

  120. سلام استاد وقت بخیر من از شرکت کنندگان دوره ۵۱ هستم. اینقدر آشنایی با شما و مسیر نویسندگی در زندگی من تاثیر گذار بوده و به یکی از ابعاد مهم زندگی من تبدیل شده که دلم میخواد پای همه مطالب شما کامنت تشکر بذارم در واقع بعضی حس ها حتی اگر به زبان بیان یا به رشته تحریر دربیان باز حق مطلب رو ادا نمیکنه من واقعا نمیتونم در قالب کلمات حسی که با شروع این دوره پیدا کردم رو به تصویر بکشم فقط بی نهایت سپاسگزارم و خداوند رو خیلی شاکرم که بهترین واسطه که شما باشید رو به من نشون داد. دوره ما تموم شده ولی هرگز حاضر نیستم روزی از گروه فاصله بگیرم هر روز سایت ها و کانال ها رو چک میکنم مثل یه کار روتین. هر چند تو مسیر نویسندگی خیلی مبتدی هستم ولی دارم یاد میگیرم.
    استاد دو تا سوال دارم. من دقیقا متوجه تفاوت جستار نویسی مقاله نویسی یا کوتاه نویسی یا تولید محتوا نشدم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
    دوم اینکه از طرفی تو کلاس ها گفتین اگر نوشته ایی داشته باشیم میتونیم اینجا و یا زیر هر پستی بذاریم که شما بخونید و بازخوردبدید از طرفی من یه مطلب تو سایت خوندم درباره بازخورد گرفتن نویسنده های مبتدی که گفته بودین اصلا کار خوبی نیست. حالا نمیدونم بذاریم خوبه یا نذاریم. البته میبینم که شما خیلی خوب و با حوصله همه رو میخونید و جواب میدید شخصا برای خود منم بازخورد شما یه انگیزه خیلی قوی برای نوشتن بیشتر هست اما از طرفی دلم نمیخواد وقت شما رو بگیرم.
    من برای اینکه گفتین انتشار خیلی میتونه به رشد ما کمک کنه یه کانال هم ایجاد کردم و به نوعی دارم تمرین نویسندگی میکنم اما بعید میدونم که شما فرصت فالو کردن کانال داشته باشید.‌

    1. سلام نیلوفر کاظمی عزیز و ارجمند
      از مهر شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
      ۱. برای دریافت پاسخ سؤال نخست این دو مطلب را بخوانید:
      مقاله‌‌نویسی خلاق
      جستار چیست
      ۲. هیچ اشکالی ندارد که در پی بازخورد باشید. فقط باید برخورد صحیحی با بازخوردها داشته باشید. هر بازخوردی را به محرکی برای بیشتر نوشتن تبدیل کنید.
      مشتاق خواندن نوشته‌های شما هستم.

  121. با سلام خدمت شما استاد عزیز.
    استاد من از کودکی نوشتن رو دوست داشتم و تا الان این دوست داشتن تغییر نکرده. مدرسه که می رفتم می نشستم یک گوشه و می نوشتم و تو دنیای خودم غرق می شدم. اما از یک جایی نوشتن برام به حاشیه رفت. حضور داشت اما با بی مهری به گوشه ای تبعید شده بود. عاشق خوندن رمان های آب دوغ خیاری بودم. نمی دونستم کتاب خوب چیه و من کجام. از یک جایی مسیر رو پیدا کردم و به کلاس های نویسندگی و همخوانی کتاب های خوب رفتم و بعد این که کلاس ها تموم شد. من باز منفعل شدم. تا اینکه یکی از دوستام گفت نوشتن رو سرچ کنم و پیج اینستای شما رو دیدم . لایو های هفت صبح تون رو شرکت کردم.
    و فهمیدم که نباید منتظر پیدا شدن زمان یا الهام نسخه بهترین متن باشم. فهمیدم که باید صادقانه از خودم و اطرافم روایت کنم. از چرت و پرت گفتن هم لذت ببرم و بی هیچ تفکری بنویسم. خود نفس نوشتن.
    مهم ترین درس شما به من استمرار بود استاد. اینکه در کلاس نویسندگی شرکت کردم و وبینار هر روز شما هستم باعث افتخار منه و باعث جلو رفتن در نوشتن.
    فهمیدم چقدر یک حرکت جمعی ماثره و الان یک گروه در تلگرام دارم که هر شب جمله می نویسیم و انتشار هر روزم در وبلاگ از اول امسال.
    ممنون استاد از همراهی تون در این مسیر. امیدوارم من رو به عنوان شاگرد دائمی تون بپذیرید.

    1. فائزه اعظمی عزیز
      یکی از بهترین اتفاقات ماه‌های اخیر من آشنایی با نوشته‌های توست.
      انعطاف‌پذیری تو را تحسین می‌کنم و امیدوارم با همین سرعت و کیفیت به رشدت ادامه بدهی.

  122. با درود خدمت استاد عزيزم،
    هميشه نوشتن را تنها راه بيان احساسات دروني ام ميدانستم كه به شكل دلنوشته هاي روزانه و شعر بيان مي شدند، اما انچه مرا در اين مسير سرخورده ميكرد بازخواني دوباره نوشتن هايم بودكه از خواندشان انگونه كه بايد رضايت نداشتم و احساس ميكردم نوشته هايم با من رشد نكرده اند.
    اين حس نازيبا براي من كه عاشق نوشتن هستم اصلن خوشايند نبود.
    از اين روي در فكر چاره اي برايش بودم كه با “دوره نويسندگي خلاق” شما اشنا شدم.
    يك همزماني زيبا و شگفت انگيز.
    استاد عزيز، بسيار سپاسگذارم از اينكه بمن اموختيد تا پازلهاي درست نوشتن را به زيبايي در كنار هم بچينم و با واژگاني لطيف نوشته هايم را از كسالت و ملال در اورم و از زاويه هاي متفاوت به موضوع بنگرم و هدفمند بنويسم و بي نهايت نكته هايي ديگر كه از چيدمانشان در كنار هم نوشته هاي زيبايي خلق كنم كه از دوباره خواندنشان لبخند رضايت را مهمان چهره ام بسازم .
    از انجاييكه هميشه در طي اموزش تاكيد داشتيد كه براي خوب نوشتن بايد زياد كتاب بخوانيم، از اين جهت براي مقيد كردن خودم در اين راستا جلسات كتابخواني را راه اندازي كرده ام كه تنها يكي از دستاوردهاي كلاس نويسندگي شما براي من است .
    استاد عزيز، بينهايت از تلاش خالصانه تان در طي دوره ” نويسندگي خلاقانه” از شما سپاسگذارم.
    📚📚

    1. سلام فاطمه عزیز
      به چه نکته‌ی مهم و خوبی اشاره کردید.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های جدید شما هستم.
      و چه کار تحسین‌برانگیزی انجام دادید؛ برگزاری جلسات کتابخوانی عالیه.

  123. سلام استاد عزیزم؛ وقتتون به خیر باشه🌹
    در کانال تلگرامتون فرموده بودین که تنها راه ارتباطی با شما، اینجاست😊.
    راستش یه کمی هول شدم و نمی‌دونم چه طوری درخواستم رو مطرح کنم.🙃
    بذارین از اول بگم… کلاسِ حضوریِ سه نفره شما و نقطه‌ی عطفِ زندگیِ من. به خاطر دارین؟ به همراه خانم علی‌زاده در کلاسِ شما شرکت می‌کردیم؟😊
    اگر یادتون باشه من چیزکی نوشته بودم و بسیار موردِ تشویقِ شما قرار گرفتم. (شما زحمت کشیده بودین و نوشته‌های من رو پرینت کرده بودین و برای من و خانم علی‌زاده می‌خوندین و من روی ابرها راه می‌رفتم. حتی گفتین امکانِ چاپ هم وجود داره!)
    قرار بر این بود که من نوشته‌هام رو بسط بدم و دوباره برای شما ارسال کنم. و یک بار هم از من پرسیدین که چی شد؟ اما متاسفانه من این فرصت رو از دست دادم
    (بزرگترین پشیمونیه زندگیم) اما دلیلم موجه بود. عملِ جراحیِ بسیار سخت و طاقت فرسایی رو پیش‌رو داشتم. که البته نیاز به آمادگی بالای ذهنی و روحی داشت. بنابراین نوشتن رو کنار گذاشته بودم.

    استاد در حال حاضر به نقطه‌ی رسیدم که طرحِ داستانیِ بسیار جامع و کاملی رو در دست دارم؛ که حاصل تلاش‌های شبانه روزیم هست🤭 واقعن شبانه روزی!

    فقط می‌خوام قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم؛ در موردش با شما صحبت کنم.
    نمی‌دونم فرصت‌هایی که از دست می‌رن؛ قابل برگشت هستند یا نه.
    اما می‌دونم که اگر من این کتاب رو بنویسم و قبلش با شما صحبت نکرده باشم؛ پشیمونیه عذاب‌آوری یقه‌‌ام رو خواهد گرفت.

    مشغله‌ها و حجمِ کاریِ شما غیر قابلِ بحث هست و کاملن درک می‌کنم که هیچ وقت فرصتش نباشه. اما اگر لطفِ بزرگی در حقِ من بکنید و من بتونم فقط نیم ساعت وقتِ شما رو به صورتِ حضوری بگیرم و کتاب رو فقط براتون توضیح بدم؛ شانسِ این رو پیدا می‌کنم که دوباره روی ابرها راه برم…

    (همه چیز رو به طورِ خلاصه و با نقاشی و شکل روی چند تا برگه نوشتم؛ ارائه‌ی راحتی میشه استاد.)

    امیدوارم پیامم رو ببینین.✨
    و امیدوارم یک فرصتِ دوباره به من بدین.
    پشیمونتون نمی‌کنم.😊🌱🌹

  124. با درود حضور استاد محترم وهم نوردهای عزیز در مسیر پرپیچ وخم ولی زیبا ومفرح نویسندگی
    من همیشه فکرمیکردم نویسنده ها یک جای خلوت ویا یک پنجره روبه دریا ویا جنگل وکوه پیدا میکنند باارامش خیال مینشینند و مثل آب روان هرانچه در ذهنشان میگذرد برروی کاغذ جاری میکنند وسپس انرا دست ناشر میدهند وناشر چاپ میکند وما انرا از کتاب فروشی میخریم ومیخوانیم وکیف اش را میبریم ولی وقتی با شما آشنا شدم ودرسهای نویسندگی را سپری کردم فهمیدم نویسندگی هم مثل همه مهارت های دیگر آموختنی ست و پوست نویسنده ها کنده میشود تا یک نوشته ای به ثمر برسد وبه نام کتاب به دست ما برسد .ودریافتم نویسندگی یعنی کندن لایه هایروی زخم‌ها ومرهم گذاشتن برانها
    من شوق نوشتن را ازخیلی سالها پیش داشتم ونوشتن انشاهای همه بچه های همسایه گواه آن است ولی چون دراین مورد هیچ نمیدانستم خیلی زود ناامید شدم ودست کشیدم وغیر از مواقعی که می باید چیزی بگویم که گفتن یاریم نمیکردبه نوشتن روی می آوردم وحالا که باشما آشنا شده ام روزنه جدیدی به رویم گشوده شده ،میخواهم هرانچه در کلاس شما آموختم سرمایه ای سازم برای غنی ساختن دوران بازنشستگی ومعنی دادن به آن ،از آشنایی باشما خوشحالم وبرای تلاشی که درراه رشد زبان ،فرهنگ واگاهی میکشید سپاسگزارم

    1. سلام خانم پیروی نازنین و ارجمند
      چقدر زیبا نوشتید.
      به چه نکته‌ی مهمی اشاره کردید.
      از صمیم قلب خوشحالم از آشنایی با شما.
      باز هم برای من بنویسید.
      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های شما هستم.

  125. درود برشما ،من از شرکت کنندگان پنجاه ویکمین دوره نویسندگی خلاق بودم .راستش من همیشه فکر میکردم نویسنده ها از مادر نویسنده به دنیا آمده اند وهمینطوری قلم به دست گرفته اند وتراوشات ذهنی خودرا راحت وروان روی کاغذ ریخته اند وبعد هم داده اند دست ناشر که چاپش کند وهمین …واصلا فکر نمیکردم که نویسندگی هم یادگرفتنی است وشرکت دراین کلاس روزنه تازه ای به روی من گشودو مطالب ناب ‌جدیدی در باره نوشتن وحواشی آن به من آموخت .کاش زودتر فرصت آشنایی با شما را داشتم .همیشه دلم میخواست تجربه و‌احساسم را با نوشتن بیان کنم ولی هم بلد نبودم آنطور که میخواهم بنویسم وهم زمان ما ،«حداقل برای ادمهای اطراف ما»نوشتن کار معمولی نبود واغلب از طرف اطرافیان (هم کلاسی ویا حتی خواهروبرادر)مورد تحقیر تمسخر ویا بی اعتنایی قرارمیگرفت .گفتم زمان ما ،باید توضیح بدهم که من خیلی زودتراز شماها به دنیا آمده ام ،من نسل چراغ گردسوز وقلم ودوات هستم.
    من عشق به نوشتن را خیلی جدی نگرفتم گاهی دلنوشته ای ویا مطلب کوتاهی به مناسبتی مینوشتم و…
    اما آشنایی با شما وثبت نام در این کلاس دوباره شوق نوشتن را درمن بیدارکرده وبه زندگیم به نوعی هیجان وشور وامید را اضافه کرده .
    اگرچه من خارج از ایران زندگی میکنم وهرروز نزدیک دوازده ساعت کار میکنم وبه دلیل تفاوت ساعت اغلب نمیتوانم به طور زنده در کلاس حاضر باشم بااینحال از شرکت دراین کلاس خوشحالم .وبه خودم قول داده ام که از این کلاس برای رسیدن به هدفم «همان نوشتن وخوب نوشتن است»نهایت استفاده را ببرم .از تلاش خالصانه شما برای رشد فرهنگ ،زبان ،عشق ومهربانی وامید ….سپاسگزارم .

  126. قبل از کلاس، نوشتن و نویسندگی آرزویی بود طوری که با خود می گفتم:(یعنی می توانم نویسنده باشم؟ اصلا این نویسنده بودن چه معیار هایی دارد؟) و کلاس های استاد شاهین کلانتری کلاسی منعطف، زیبا و دلنشین بودند برایم که مهمتر از همه بهم نشان دادند نویسنده شدن و بودن چیزی عجیب و غریب و یا دور نیست. و من نیز می توانم! و حالا کمابیش می توانم این اسم را روی خودم بگذارم، هر چند که مطمئنا مسیر بسیاری در این راه پیش رو دارم.
    بسیار بسیار از استاد ممنونم که چنین کلاس خوبی گذاشتند و فرصتی تازه به ما دادند و مطمئنم نویسنده بودن رنگ و مسیر من را به طرزی عجیب و شکوفاکننده به سمتی جالب، طوری سوق خواهد داد که بگویم این بینش، این آگاهی و این حس قدرت و کنترل بر روند را از عینک نویسندگی و نویسنده بودن مدیون هستم. عینکی که استاد شاهین کلانتری گفتند همگی در دست داریم و از تجارب خودشان از زدن این عینک به ما آموختند؛ و ما هم عینک زدن را آموختیم و می آموزیم. و باز هم ممنونم که عینک را نشانمان دادید و بهمان معرفی کردید. بصیرت نویسندگی هدیه ای بس گرانقدر است و طلایی؛ و همچنین درخشان. سپاس!

    1. مارینا جان
      اسم شما به عنوان یکی از بهترین و خلاق‌ترین‌ها در ذهن من ثبت شده.
      چقدر کیف می‌کردم توی کلاس از دیدن کامنت‌های شما.
      شما با ذوقی که دارید می‌تونید نویسنده‌ی فوق‌العاده‌یی بشید.

      1. خیلی ممنونم⚘.واقعا باعث افتخار و خوشحالیه این حرفتون برام. خودم هم امیدوارم همینطوری بشه که گفتید ^-^. بازم بابت همه چیز ازتون متشکرم♡

    2. سلام آقای کلانتری
      وقتتون بخیر
      من از طریق یوتیوب با شما آشنا شدم ، یه سوالی برام مطرح شده ، کی خواستم بدون که تو دوره هایی که برگزار کردید، فراگیرهایی داشتید که به چاپ کتاب و هدفشون رسیده باشن؟؟

      1. دورد نازنین گرامی
        نمونه‌ها بسیار زیاد هستند و دستاوردها فراتر از چاپ کتاب بوده.
        بخشی از دوستان را در پیج اینستاگرام مدرسه نویسندگی معرفی کرده‌ایم. پست‌های قدیمی‌تر را ببینید.
        وب‌سایت دوستان را هم می‌توانید در لینک زیر مشاهده کنید:
        نویسندگان خلاق

  127. استاد عزیزم وقتتان بخیر ایّام به کامتان باشد انشالله.
    شبی که خواندن نوشته ام در مورد «ماشین بافتنی» را برای شما و دوستانم در جلسه بازخورد شروع کردم، با هزار مکافات بر روی اضطرابم مسلّط شدم و تا آخر متن با تمام قوای لرزانم ادامه دادم. چه خوب بود آن شب! همه چیز عالی بود و من انتظار تأیید و تشویق شما و دوستان را به آن اندازه نداشتم. آن شب نخوابیدم و تا صبح خیال بافی کردم. حصارهای ذهنم را که طی سالیان گذشته با دستان خودم تقویت کرده بودم را شکستم و تا صبح روی رویاهای شیرینم که مثل نوارهای رنگی و افسارگسیخته به این طرف و آن طرف میلغزیدند موج سواری کردم…
    امّا تنها چند روز بعد از این خوش گذرانی، یک تصادف آن چنان من را از جمع دوستانه شما دور کرد که حالا بعد از گذشت چندین ماه دوباره توانستم به سمتتان برگردم. صد حیف که دیر شد. جا ماندم دلم سوخت اما از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که در این مدّت با حجم وسیعی از اتفاقات نا به هنگام دست و پنجه نرم کردم و پیروز شدم. امید دارم که این مسیر دوست داشتنی را با همراهی شما برای خودم هموار خواهم کرد.
    به ما از قدیم گفته بودند که آزمایشات سخت الهی برای به راه آوردن بنده ای است که شاید از مسیر خارج شده! تا دوباره دست حاجت به سمت پروردگارش دراز کند. بله شاید
    اما من چیز دیگری دیدم در این ایّام سخت!
    من مریمی را دیدم که خدایش با اطمینان رو به او می گوید: «دیدی توانستی! من را ببخش که اذیّت شدی امّا باورکن که ارزشش را داشت این طور نیست؟». و او لبخند می‌زند و بیشتر عاشق خدایش می شود…
    شما را و این محفل را رها نمی کنم. نقطه عطف زندگی ام وقتی کنار شما بودم علامت گزاری شده! با شما ادامه خواهم داد تا ببینیم بعد از این خاکستر چه چیزی به پرواز در خواهد آمد…

    ارادتمند شما
    مریم رئوف شیبانی

    1. سلام خانم رئوف شیبانی عزیز و نازنین
      چقدر این متن رو زیبا نوشتید.
      وجودتون مایه‌‌ی افتخاره.

      از اینکه با موفقیت از پس بحران بر اومدید بهتون تبریک می‌گم.

      بی‌صبرانه مشتاق خوندن نوشته‌های جدید شما هستم.
      براتون بهترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  128. سلام و درود بر شما انسان بزرگوار استاد شاهین کلانتری .
    جلسه اضافه نطلبیده مراده!
    به عشق پیدا کردن راهی برای بیان افکارم در دوره شما شرکت کرده ام .دوره اخیر که قرار بود تاالان تمام شده باشد ولی هنوز ادامه دارد .با فضای آموزش کشور و دنیا آشناهستم و خوب می دانم 5جلسه اضافه بدون افزایش هزینه آن هم به صورت سورپرایز و بعد از ثبت نام معنایی جز عشق به آموزش ندارد .خوشحالم که باانسانی بزرگ در دنیای آموزش آشنا شدم که به من ثابت کردهنوز در این دنیا هستند کسانی که ارزشهایشان باتعداد فالور و قیمت دلار بالا وپایین نمی رود و کیفیت به معنای واقعی نه شعار در برنامه هایشان حرف اول را می زند.انشالله که الگو باشید

    1. سلام خانم شریفی نازنین و ارجمند
      لطف و مهر و توجه شما برام بی‌اندازه عزیز و ارزشمنده.
      من چه خوشبختم که دوست فرهیخته‌یی چون شما دارم.
      براتون بهترین و زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  129. نمیدانم چه بنویسم ، مطمئنا یادگاری نوشتن دوران دبستان با یادگاری نوشتن برای استاد کلانتری خیلی متفاوت است. تا به حالا برای هیچ استاد عزیزی یادگاری ننوشتم ، با اینحال فقط میتوانم بگویم ؛ از صمیم قلب متشکرم.
    به یاد دارم ، اولین باری که به یکی از دوستانم درباره ی ثبتنامم در کلاس نویسندگی استاد کلانتری گفتم ، متعجب شد : مگر نوشتن هم کلاس دارد؟ مگر نوشتن نباید کاملا از ذوق و استعداد نشات بگیرد؟
    جوابی به او ندادم ، حقیقتا با چنین افرادی بحث نکنید. هرچقدر از مفید بودن این دوره بگویم کم گفتم. گمان میکنم تا شرکت نکنید متوجه نمیشوید. به کلی درک متفاوتی نسبت به ادبیات ، دقت در خواندن و خلاقیت در نوشتن پیدا میکنید. آرزو داشتم این کلاس تا ابد ادامه داشت.
    دوره ۵۰ نویسندگی خلاق / ۱۴۰۱

    1. سلام سلام هانیه عزیز و ارجمند
      شما از افرادی هستید که اسمشون به نیکی و خلاقیت در ذهن من ثبت شده.
      خوشحالم که دوست هنرمندی مثل شما دارم.
      امیدوارم در مسیر نوشتن و زندگی خوش بدرخشید.

  130. آقای کلانتری عزیز
    خیلی ممنون از آموزش های خلاق شما،
    کلاس هاتون انگیزه ی نوشتن را در من تقویت کرد.
    قدردان زحماتتون هستم💖🦋

    1. درود بر شما
      یک جهان سپاس از مهر نابتون.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم و مشتاق خوندن نوشته‌هاتون هستم.

  131. که عشق آسان نمود اول…
    همیشه وقتی شروع می‌کردم به نوشتن و دست به قلم می‌شدم، قلم روی کاغذ جلوتر از خودم می‌رفت. به همین سادگی. ولی وقتی برمی‌گشتم تا نوشته‌هایم را مرور کنم، دل‌زده می‌شدم از آنچه نوشته‌ام.
    پیش‌ترها تصور می‌کردم نویسنده‌ها قلم به دست می‌گیرند، جلوی پنجره‌ای باز می‌نشینند بعد شاهکار می‌سازند. افسوس می‌خوردم که چرا من این استعداد را ندارم. تا اینکه چندین ماه قبل تصمیم گرفتم از گوگل کمک بگیرم برای چگونه نوشتن. فقط در قسمت سرچ نوشتم« نویسندگی.» بعد، معجزه شد.
    مگر نویسندگی هم مدرسه دارد؟! مگر نویسندگی هم اصولی دارد؟!
    این سوالاتی که بعد از دیدن« مدرسه‌ نویسندگی» روی صفحه‌ی گوگل به ذهنم رسید، باعث شد کار هر روزه‌ام گشتن در کوچه‌ پس‌ کوچه‌های سایت شما باشد.
    جمله‌ی( اول تحقیق کن) در ضمیر ناخود آگاهم جلوی زود اعتماد کردن را گرفت.
    تصمیم گرفتم با وبینارها شروع کنم.
    نمی‌دانم چه اهرمی من را به سمت ثبت نام کردن در مدرسه‌ی نویسندگی برد. در جریان رودخانه قرار گرفته بودم. رودخانه‌‌ای زلال با بوی مطبوع کتاب و قلم.
    درحال‌حاضر من در دو دنیا زندگی می‌کنم. دنیایی که همه در آن می‌زیند. قبلتر هم زیسته‌اند، بعدتر هم خواهند زیست.
    و دنیایی که من خالقش هستم آنهم فقط با یک قلم.
    البته می‌دانم الان کلاس اولی‌ای هستم که راه طولانی پیش رو دارد، اما خوشحالم که این راه را همراه استادی دلسوز با اطلاعات تخصصی بالا شروع کردم.
    آقای کلانتری بزرگوار از شما متشکرم که من را جلوی پنجره نشاندید و رقصاندن قلم بر روی کاغذ را یادم دادید.

    1. سلام شیما جان
      چقدر پیامتون رو دوست دارم.
      شما بسیار مستعد و خوش ذوق هستید.
      تا اینجا که هر بار متن خوندید من بسیار لذت بردم.
      با شوق و جدیتی که دارید می‌تونید به درجات بالایی از هنر نویسندگی برسید.

  132. سلام و درود به استاد عزیز
    خیلی ازتون ممنونم که در این راه بلند و پر پیچ و خمه رویای نویسندگی من را یاری کردید. فکر می کنم با درس های آموزنده و حرف های تاثیر گذار شما هر روز یک قدم به آرزوی قلبیم یعنی نویسنده شدن نزدیک تر میشم.
    شما اعتماد به نفس و باور من به خودم را چند برابر کردید.
    من تو کلاس های شما فقط میتونم خودم باشم.
    خیلی خیلی ازتون سپاسگزارم🙏🌹🌹🌹

    1. سلام به روی ماه شما خانم شکری عزیز
      همیشه از دیدن اسمتون در کلاس خوشحال می‌شدم.
      آشنایی با دوست عزیزی چون شما مایه‌ی سعادته.
      مشتاقانه در انتظار خواندن نوشته‌هاتون خواهم بود.
      با قدرت ادامه بدید.

      1. خیلی مچکرم آقای کلانتری عزیز، سعادت از منه، نوشتن تا همیشه همراه من میمونه.
        قوی تر پیش میرم و ناامیدتون نمیکنم🤍

  133. سلام استاد
    استاد حداکثر سن برای شرکت در دوره چقدر هست؟ چون دیدم دوستان حداقل رو پرسیده بودند.

  134. فقط میتونم بگم بهترین اتفاق سال ١۴٠١ زندگیم آشنایی با شما استاد عزیز بود. یادمه اولین بار که درباره نویسندگی سرچ کردم کیلیپی از تدریس شما در گوگل دیدم و انقدر حس و انرژی مثبت از شما دریافت کردم که بیصبرانه فقژ منتظر شروع شدن کلاس‌های شما بودم… شخصیت دلنشین شما و طنز‌هایی که در کلاس‌‌ها دارید و حتی سبک کتاب خوندنتون واقعا خاص و متفاوت از بقیه بود برای من… سر کلاس‌های شما تنها ساعاتی هست که دلم نمیخواد اصلا زمان بگذره…. امیدوارم مثل همیشه خوش بدرخشید و باعث افتخار ما هستید…

    1. سلام الهه خانم حاجی حسینی عزیز
      شما فوق‌العاده‌اید.
      همیشه با کامنت‌هاتون زیبایی و حس خوب خلق می‌کردید تو جلسات.
      می‌دونم که می‌تونید در نوشتن از بهترین‌ها باشید.
      براتون شادی و موفقیت روزافزون آرزو می‌کنم.

  135. سلام جناب کلانتری
    حداقل سن برای شرکت در دوره ی نویسندگی خلاق چیست
    ؟

  136. سلام آقای شاهین کلانتری از اینکه با مدرسه نویسندگی آشنا شدم خیلی خوشحالم چون مسیر زندگیم را تغير داد وتمام کلاس های شما حتی وبینارهای رایگان ، هیچ کدام تکراری نیستند و هر کدام مسیر و هدف خاص خودش را دنبال می کند .در این مدرسه خواهم ماند تا رشد و شکوفایی خودم را نظاره گر باشم

    1. سلام به روی ماه شما خانم باغبان نازنین
      من بسیار خوشبختم که تونستم در این دوره با انسان خوش‌قلبی چون شما آشنا بشم.
      شما دریای ذوق و مهربانی هستید.
      لطف و مهر شما رو هرگز فراموش نخواهم کرد.
      با استعدادی که در شما سراغ دارم مطمئنم که طی سال‌های آتی به نویسنده‌ای فوق‌العاده تبدیل خواهید شد.

  137. کلاس نویسندگی خلاق دقیقن همونی بود که میگفتین.حجم مطالب بالا بود وما کم کم با استفاده از تحلیل‌ها وکتابها وفیلمها تونستیم تاحدی روی غلتک بیوفتیم ولی این کلاس برای من مثل یک نقطه عطفی توی نویسندگی بود.چون من فکر میکردم منم میتونم نویسنده باشم.ساز ناامیدی نمیزنم.من متوجه شدم.کار هرکس نیست خرمن کوفتن.گاونر میخواهد ومردکهن.
    شاید این مثل مصداق تعبیر درستی باشه.ولی هرچه بیشتر میفهمم که نمیدونم که نمیدونم بیشتر شیفته نویسندگی میشم.دوست دارم تمام تلاشمو بکنم تا یک روزی در مقابل خودم شرمنده نشوم.تا میتونم مینویسم وتلاش میکنم ومیدونم میشه اونی که باید بشه.ممنون که شما مثل یک عصای موسی دریای نویسندگی رو برای مشتاقان شکافتید تا، از اهریمن توهم، بدور شوند وازجویبار کلمات، کلمه بچینند. وجملات طلایی بسازند.
    ممنونم استاد کلانتری عزیز.شما نمونه یک نویسنده قدر هستین.
    هر روز تان را با الماس یقینتان بشکافید وبا دل وطینت پاکتان حرکت کنید تا یاقوت ومروارید بر پهنه زندگیتان، جاده شما باشد برای حرکتی هوشمندانه……
    عذرخواهی که سالادی از کلمات را سرو کردم.
    وسع من همین سالاد بود😅😂😉

    1. سلام ندا جان
      تو عالی هستی.
      تو یکی از مهربان‌ترین آدم‌هایی هستی که تا حالا شناختم.
      حضورت توی تمام کلاس‌ها و جلسات برام بی‌اندازه ارزشمند و دلگرم‌کننده‌ست.
      امیدوارم زندگیت همیشه سرشار از خوشی باشی دوست همیشه عزیزم.

  138. سلام آقای کلانتری.شما بهترین هستین.قدرت بیانتون عالیه و پر از انرژی.فروتن و دلسوز.من قبلا چندین کلاس نویسندگی رفته بودم .اما با کلاسای شما که البته پربارتر و با هدف و برنامه بود .تو نوشتن سر درگم نیستم .الان میدونم چطوری شروع کنم و اعتماد به نفسم بیشتر شده.و منابع و و کتابا و فیلمهایی که معرفی شد در دوره عالی بود.من وقتی همه منابع رو خوندم .از اول فایلهای جلسه رو گوش میدم و به قول شما یه اگر خلاقانه میگم که اگر تمام نکته ها و برنامه های آقای کلانتری رو انجام بدم چی میشه.
    امیدوارم شما رو از نزدیک ببینم.
    افسون زارعی هنر جو دوره ۴۸ از بوشهر

    1. سلام خانم زارعی نازنین و ارجمند
      پیامتون سرشار از حس خوبه.
      من چقدر خوشبختم که دوست مهربانی چون شما دارم.
      امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگی خوش بدرخشید.
      راستی، من دوستان بوشهری نابی دارم که حالا شما هم به جمع اون‌ها پیوستید.

  139. به نام تواناترین

    سلام و عرض ادب خدمت استاد توانا، مهربان و دانشمندم جناب کلانتری

    بی‌تاب بودم برای نوشتن و تشنه بودم برای آموختن. آنچه از دریای نوشتن می‌دانستم، تنها کفی بود بر سطح. با هر تپش، احساس از عمق قلبم فوران می‌کرد. اما دانشی برای عرضه نبود و اگر بود بسیار ناچیز.
    کودک خیالم صفحه‌ای سپید می‌جست تا جوهر ذهن را بر آن نقش کند. ایده‌ها می‌آمدند. مواج و ملتهب. اما رقص ناقص قصه‌ها نشتری به روح من می‌فشرد. باید می‌آموختم. باید می‌نوشتم. باید نقش می‌زدم عنصر خیال را.
    انتهای نوجوانی، ابتدای قصه‌نویسی‌ام بود. اما داستان‌هایم فقط در پیله‌ی خاطره ماندند و پر پروازشان خشکید.
    درنگ جایز نبود. باید معلمی می‌یافتم.
    در کشاکش جستجوهای بی‌ثمر، ناگهان درخشش نور امیدی پیدا شد:
    «مدرسه‌ی نویسندگی، شاهین کلانتری.»
    هیجانم به اوج رسید و دقیق‌تر شدم. خودش بود. ناخدای آگاه. اما اگر همراه و هم‌دل نبود، چه؟! اگر ذوق نیمه‌جوشان مرا با حرف‌هایش می‌خشکاند چه؟!
    از این آشنایی دیر زمانی نگذشت که همه چیز بر من آشکار شد. دریافتم که ثمره‌ی تحقیق من یافتن نقادی بی‌دانش و بی‌رحم نیست. یافتن مرشدی است همراه. یافتن استادی است دانا.
    من ناخدای آگاه و همراه دریای دلپذیر نوشتن را یافته بودم.

    سپاس از شما و تیم حرفه ای همراه که افق های جدید نویسندگی را به رویم گشودید، به مهر. دست مهربان خداوند همراهتان باد.

    با احترام
    علی محقق

    1. درود بر شما آقای محقق عزیزم
      پیام زیبای شما رو چندین بار خوندم و لذت بردم.
      هیچوقت داستان کوتاه محشری که برامون خوندید تو کلاس فراموش نمی‌کنم.
      یقین دارم که شما بزودی آثار درخشانی رو منتشر خواهید.
      به دوستی با شما افتخار می‌کنم و مشتاقانه در انتظار خوندن نوشته‌های جدیدتون هستم.

  140. نمی دانم! شاید ریشه‌ی هر نوشتنی بر اثر زخم‌هایی هست که بر جان آدمی نشسته است. نوشتنِ من، اول از ثبت خاطراتِ خوب و بد شروع شد؛ که ناخوشی‌هایش بیش از خوشی‌هایش بود. همیشه بدلیل اینکه نمی‌توانستم حرفم را به یک پشتیبان بزنم، به نوشتن مشغول می‌شدم. و خودم را برای رها شدن، بر سر دفتری خالی می‌کردم. الان که به آن خاطرات سر می‌زنم، بیشتر خوشی ها را می‌بینم. چون بدیهایش را مهدوم کرده‌ام.
    بزرگتر که شدم و شور جوانی برسرم جوانه زد؛ سرِ آن شور و جهلِ جوانی، شعر هم سرودم.
    ولی کسی جز مادر و دو خواهرم، همه مسخره می‌کردند و مرا لایق شاعر شدن نمیدیدند.
    دیگر نوشتن برایم،حس رهایی و فرار از، ناملایمات را داشت.
    باز نمی‌دانم که چند تن از نویسندگان، با این حال من نزدیکند، ولی بی‌شک می‌دانم، بیشتر آنها یک کاستی‌ای در زندگی داشته‌اند، که هر آنچه در واقعیت محقق نشده، در خیالشان به قلم می‌آورند.
    زندگی بی روح و با نوشتن‌های من و داستانهایم در خفا ادامه داشت. تا اینکه از طریق گوگل جان، با عزیزترین‌ها آشنا شدم، با کسی که با رفتارو منشش، حسِ یک برادر دلسوز درونش روشن بود و درون ما را نیز روشن کرد. برادری که نداشتم و آرزویش را داشتم.
    بخدا چاپلوسی نیست. لحظه‌‌ی خداحافظیِ جلسه‌ی آخر مرا چنان منقلب کرد. من قرار بود بخوانم و خودم را آماده کرده بودم که متنی را بخوانم. وقتی از ایشان شنیدم که جلسه‌ی آخر است؛ چنان بغضی گلویم را فشار می‌داد، که دیگر توان خواندنم را گرفته بود.

    استاد جان، برادر جان، آقای شاهین کلانتری جان، یکی از خوشی های زندگی‌ام این بود که با شما آشنا شدم. نوشتن را ادامه می‌دهم به امید روزی که پشتیبانی شما و زحمت شما را جبران کنم. کاش راه نزدیک بود و می‌توانستم حضوری خدمت برسم و تحفه‌ای برای یادگار تقدیمتان کنم.

    یک شعری تقدیمتان میکنم، باشد که این چیز ناقابل را از خواهر کوچکتان بپذیرید.

    اوج گریه

    دراوجِ گریه‌هایم، گویا کسی صدا زد

    گویا کسی در آنجا، بر طبلِ آشِنا زد

    با اشک‌هایِ جاری، دنبالِ آن صدایی

    کز ناله‌هایِ زارم، آمد مرا صدا زد

    من مات بودم انگار، او غرق در نگاهم

    با هر نگاهِ پاکش، او حرفی از وفا زد

    آری که چشمهایم، در انتظارِ او بود

    باید که صبر کردن، این حرف را صبا زد

    من صبر کرده بودم، با اشک‌هایِ جاری

    آمد همان و مرهم، بر زخم قلبِ ما زد

    موفق باشید و پایدار
    اعظم کمالی

    1. سلام خانم کمالی نازنین
      زیبا نوشتید.
      شما در همین مدت کوتاه ثابت کردید که در نوشتن بسیار جدی هستید.
      و مطمئنم اگر با همین جدیت پیش برید به جاهای بسیار خوبی می‌رسید.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  141. از شما بسیار آموختم .از کلیشه هام فاصله گرفتم.قلم و ذهنم رو در وادی های جدید درگیر و امتحان کردم .تغییر سخت بود و ترس داشت ولی نتیجه عالی بود‌.درست کتاب خواندن رو یاد گرفتم و مطالعه بخش جداناپذیر روزمرگی هام شده .قبلا قلم با دستم بیگانه نبود ولی الان قلم در دستم جا خوش کرده. ممنون بخاطر همه چیز .مرسی از بودنتون .براتون سلامتی آرامش و عشق آرزو میکنم

    1. شوق و مداومت شما رو تحسین می‌کنم خانم طالع‌زاری نازنین
      همیشه از دیدن اسمتون خوشحال می‌شم.
      امیدوارم همیشه با قدرت و لذت به نوشتن ادامه بدید.

  142. فکر می کنم ۱۳ یا ۱۴ ساله بودم که داستانی کوتاه نوشتم اما حیف که از همان موقع آن را به جد ادامه ندادم. یادم می آید ۱۵ ساله بودم، کلاس زبان انگلیسی می رفتم، استاد کلاس که قامتی کشیده و استخوانی داشت، درحالی که با چشمان از حدقه درآمده خود به من و هم‌کلاسی هایم نگاه می کرد، ادعا نمود که(به قول خودش) روانشناسی بلد است و می تواند پیش بینی کند که هرکس چه‌کاره می شود. خلاصه به من گفت که نویسنده می شوی! خداوند روحش را قرین رحمت کند، پیش بینی‌اش تقریباً درست از آب در آمد و من الآن در کنار کار اصلی خود، نویسندگی هم می کنم و چند سالی است که روی یک داستان مشغول به کارم! هربار خواستم آن را بازبینی کنم، مثل تراکتور آن را شخم زده و زیر و رو کردم. فکر می کنم الان که داستان رو به اتمام است، شکل بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده! اما نکته ای که بسیار برای من حائز اهمیت و در واقع دلیل اصلی من برای شرکت در کلاس های نویسندگی خلاق بود، بحث توصیف درست و شخصیت پردازی(به شکلی قابل درک برای خواننده) است. اما در کنار اینها نکات بسیار جالبی ازجمله تکنیک های ایده یابی، باز نویسی و… در کنار تمرین های نوشتن خاطرات روزانه به صورت دیالوگ، نوشتن خواب های که دیده ایم، نوشتن مقاله ای درمورد دلیل شروع نویسندگی و… در کنار کتاب های که در این دوره معرفی شد ازجمله کتاب بیست کهن الگوی پیرنگ، کمک زیادی به من کرده‌اند. مطمئنا داستانی را که در شرف خاتمه آن هستم، به زودی تمام کرده و سپس با کمک تمام ابزارهایی که در این دوره به من یاد داده شد، آن را با تمام وجود بازنویسی خواهم کرد. در انتها از آقای کلانتری سپاس ویژه‌ای دارم بابت زحماتشان در این دوره.

    1. سلام بر محمد دشتی‌پور عزیزم
      به به. چقدر این پیام عالی بود. بسیار زیبا و دلچسب نوشتید. شادم کردید.
      خیلی خوشحالم که دوستی چون شما دارم.
      امیدوارم جدی‌تر از همیشه به نوشتن ادامه بدید.

  143. همیشه از نوشتن متنفر بودم. و همیشه احساس میکردم که استعداد نویسندگی ندارم.
    از نوشتن میترسیدم. فراری بودم.
    تا اینکه تصمیم گرفتم با این ترسم روبه رو شم.
    و چقدر تصمیم خوبی گرفتم که دوره ی شما رو انتخاب کردم. به بهترین شکل ممکن مسیرو بهم نشون دادین. چراغ راهم شدین.
    تازه اول راهم امیدوارم بتونم این مسیرو ادامه بدم.
    بابت آموزش خوبتون ممنونم. واقعا یکی از بهترین کاراهایی که تو این چن سال اخیر انجام دادم شرکت تو‌ کلاس شما بود.
    زندگیتون پر از نورو روشنایی باشه.

    1. سلام غزال نازنین
      چقدر خوشحالم که چنین حسی دارید.
      برای من باعث افتخاره که تو این دوره با شما آشنا شدم.
      با قدرت ادامه بدید.
      مشتاق خوندن نوشته‌هاتون هستم.

  144. آقا معلم
    امشب آخرین شب از امسالمه.
    یک شب دیگه،
    دوباره زاده میشم.
    بدنیا میام.
    می خوام بدونی
    که خوشحالم که شناختمت.
    و
    خوشحالم که منو شناختی.
    این تلاقی
    درین زمان
    و
    درین مکان
    بهم حس خوشبختی میده.
    ممنونم ازت.
    قدردان بودنت هستم شاهین کلانتری.
    ممکن بود هرگز نشناسمت.
    ممکن بود تو مسیر زندگی هرگز بهت برنخورم.
    ممکن بود تو قاب گوشی فقط برام یه تصویر مجازی می بودی.
    اما زندگی همیشه برای من سخاوتمند بوده.
    و این تلاقی
    در درست ترین زمان
    و
    درست ترین مکان
    اتفاق افتاد.
    با تو یه بار دیگه به اوج خودم رسیدم
    و حس، در اوج بودن رُ تجربه کردم
    و
    بادبادکم هر قدر که خواست بالا رفت.
    امشب آخرین شب کلاس بود.آخرین عصر یکشنبه های طلایی.
    بخودم که آمدم دیدم، از دست رفته ام. دیدم
    بغض دارم.
    ازین تمام شدن.

    زری دی ماه ۱۴۰۱

  145. شاهین کلانتری!

    می خوام بدونی
    کاملا اتفاقی،
    کاملا زیر پوستی،
    منُ مبتلا کردی.

    اون روز گرم تابستون
    که زیر باد کولر
    لم داده بودم رو مبل سبزم
    خیلی اتفاقی اکسپلورر تو اینستا
    لایوت رو جلوم گذاشت، هیچ نمی شناختمت
    هیچ جدی نگرفتمت…..
    فقط از نوشتن حرف زدی.
    دغدغه  و عشق همیشگی م.
    موقع ثبت نام تو کلاس نویسندگی شهریور ماه
    خانم ارغوان رو رسما کچل کردم تا اعتماد کنم و
    شوخی شوخی ثبت نام.
    جلسات اول کلاس ت انقد
    شوخی بود برام،
    که کلا مشغول هزار تا کار میشدم….از آشپزی تا لاک زدن….
    به زور گوش میدادم و فقط نقاشی می کشیدم.
    شانس آوردی کلاست حضوری نبود.
    ذله ت می کردم ینی!

    حالا هدیه تولدم دی ماه امسال
    کلاس توئه.
    می بینی چه اتفاقی
    چه زیر پوستی
    چه از سر حادثه
    مبتلا شدم؟
    و شدی آقا معلم من!
    اونم جدی جدی.
    زندگی عجیبه!
    شوخی هایی که جدی میشن
    و
    جدی هایی که شوخی.
    هنوزم زیاد نمی شناسمت البته.
    حتی درباره ت هیچی نخوندم.
    اما عشق همیشگی م نوشتن
    منو به سمتت کشونده.
    و
    منه گریز پا و عصیان گر رُ
    مبتلا کرده.

    زری
    ۲۷ آذر ۱۴۰۱

    1. زری جان
      پیام‌ها رو نگه داشته بودم که سر حوصله با دقت بخونم.
      یکی از بهترین اتفاقات امسال برای من آشنایی با شما بود.
      بسیار انسان شریف و نازنین و خلاق و خوشفکری هستید.
      امیدوارم همیشه قلبتون پر از شادی باشه و با قدرت بنویسید.

  146. ما همچون برکه ای بودیم راکد، شما خود دریا و هم مسیری برای پبوند ما به دریای بیکران نوشتن. سلام و درود بر استاد عزیز آقای شاهین کلانتری. من قبل از اینکه با شما آشنا بشم و کلاس های پر از محتوای شما رو شرکت کنم خالی خالی بودم. هرچند بارها جرقه نویسندگی در ذهنم شکل میگرفت اما جدی نبودم. و فقط یک بار ناخودآگاه شروع کردم به نوشتن داستان و آنقدر علاقه داشتم که گاهی یک روز بی وقفه مینوشتم بدون انتخاب قبلی ایده یا موضوع آن داستان. فکر کنم ۵۰ صفحه ایی در دفتر نوشتم اما متاسفانه شخصی توی ذوقم زد و به دلایلی با تنفر و با دید منفی نسبت به نوشته های خود همه را پاره کردم. تا اینکه بعد از چهارپنج سال که با یک شکستی در زندگی ام مواجه شدم و کمی در لاک خود فرو رفته بودم. باز به فکر نویسندگی افتادم اما متاسفانه مطالعاتم در سالهای اخیر خیلی کم بود چون بیشتر کتابهای درسی میخوندم. از این رو تصمیم گرفتم در یک دوره نویسندگی شرکت کنم و اصلا نمیدانستم همچین دوره آنلاینی هست. به طور اتفاقی در گوگل سرچ کردم و وقتی سایت شما رو دیدم خیلی خوشحال شدم. ابتدا وبینارهای شما رو رو گوش دادم، و علاقمند شدم سپس در کلاس ثبت نام کردم. الان هم که کلاس شما رو به اتمام رسوندم با خیلی کتابهای مفید آشنا شدم و از شما خیلی ایده ها و خلاقیت هایی گرفتم که در نوشتن بهم خیلی کمک بزرگی کرده و مصمم هستم که این ایده ها رو به کار ببرم تا در نوشتن بهتر شوم. من سپاسگزارم که سخاوتمنداته دانسته های خود را در اختیارمون قرار دادین. امیدوارم پیروز و تندرست و جاویدان باشید.

    1. سلام نسرین نازنین
      پیام شما برام بی‌نهایت ارزشمنده.
      چقدر زیبا نوشتید.
      من خیلی خوشبختم که دوستانی چون شما دارم.
      امیدوارم همیشه در نوشتن و زندگی خوش بدرخشید.

  147. خوب این کلاس و این دوره برای من فراتر از یک دوره آموزشی صرف بود، عمق و‌حجم مطالب به اندازه یک دهه بود و شاهین کلانتری عزیز سخاوتمندانه تمام تلاش رو‌ کرد تا موتور نویسندگی ما رو روشن کنه و موفق هم شد. تمرین ها کاربردی بودند و مشخص بود که اثر بخشیشون ثابت شده بودند. به علاوه توی این دوره به این باور رسیدم که چقدر نیاز به تمرین آگاهانه و استمرار دارم. پیش از این فکر میکردم که نویسندگی یک کار جوششی و دلی هست. از پشتیبانی دوره خانم فرناز بسیار تشکر میکنم.

    1. درود بر شما علی عزیزم
      حضورتون برای من بسیار عزیز و ارزشمند بود.
      مشتاقانه در انتظار خوندن نوشته‌هاتون هستم.
      امیدوارم همیشه خوش بدرخشید.

  148. ما همچون برکه ای بودیم راکد، شما خود دریا و هم مسیری برای پبوند ما به دریای بیکران نوشتن. سلام و درود بر استاد عزیز. من قبل از اینکه با شما آشنا بشم و کلاس های پر از محتوای شما رو شرکت کنم خالی خالی بودم. هرچند بارها جرقه نویسندگی در ذهنم شکل میگرفت اما جدی نبودم.‌ و فقط یک بار ناخودآگاه شروع کردم به نوشتن داستان و آنقدر علاقه داشتم که گاهی یک روز بی وقفه مینوشتم بدون انتخاب قبلی ایده یا موضوع آن داستان. فکر کنم ۵۰ صفحه ایی در دفتر نوشتم اما متاسفانه شخصی توی ذوقم زد و به دلایلی با تنفر و با دید منفی نسبت به نوشته های خود همه را پاره کردم. تا اینکه بعد از چهارپنج سال که با یک شکستی در زندگی ام مواجه شدم و کمی در لاک خود فرو رفته بودم. باز به فکر نویسندگی افتادم اما متاسفانه مطالعاتم در سالهای اخیر خیلی کم بود چون بیشتر کتابهای درسی میخوندم. از این رو تصمیم گرفتم در یک دوره نویسندگی شرکت کنم و اصلا نمیدانستم همچین دوره آنلاینی هست. به طور اتفاقی در گوگل سرچ کردم و وقتی سایت شما رو دیدم خیلی خوشحال شدم. ابتدا وبینارهای شما رو رو گوش دادم، و علاقمند شدم سپس در کلاس ثبت نام کردم. الان هم که کلاس شما رو به اتمام رسوندم با خیلی کتابهای مفید آشنا شدم و از شما خیلی ایده ها و خلاقیت هایی گرفتم که در نوشتن بهم خیلی کمک بزرگی کرده و مصمم هستم که این ایده ها رو به کار ببرم تا در نوشتن بهتر شوم. من سپاسگزارم که سخاوتمنداته دانسته های خود را در اختیارمون قرار دادین. امیدوارم پیروز و تندرست و جاویدان باشید.

    1. سلام به روی ماه شما خانم نیامدپور نازنین
      اول از همه بگم که چقدر در طول کلاس‌های از خوندن کامنت‌های پرمغز و دقیق شما کیف می‌کردم.
      اسم شما به نیکی در ذهن من ثبت شده و طی ماه‌‌ها و سال‌های آتی مشتاقانه انتظار خوندن نوشته‌هاتون رو می‌کشم.
      شاد باشید و برقرار.

  149. سلام استاد من اوائل که تو دوره ها شرکت می کردم از جمله حرکت صد داستان و سمپوزیوم نویسندگی (مخصوصا تو سمپوزیوم) چون صبح بود و می رفتم سرکار می اومدم فایلها رو دانلود می کردم و خیلی پایبند نبودم که حتما شرکت کنم. ولی الان فهمیدم همون لحظه باید حضور داشته باشی و کارهات رو هم انجام بدی. علاوه بر محتواهای خوب تعهد بر انجام تکالیف برام جالب است و ان شاالله انجامشون می دم. مخصوصا که قرار شده هر روز روی پروژه کار کنم و نگذارم بمونه . ممنونم برای آزموش خوبتون

    1. درود بر شما خانم قهرمانی عزیز
      آشنایی با شما و دیدن فرد سختکوشی چون شما برای من بسیار عزیز و الهام‌بخشه.

  150. داستان نویسندگی من از یک شب مهتابی شروع شد. من ۸ساله بودم و بزور کتاب را از دستم گرفتند که وقت خواب است. غافل از این‌ که من در افسون گفتگوی بین نیلوفر و جویبار شناور بودم.گفتگویی که من را اسیر کتاب کرده بود و در ذهنم ادامه یافته بود.از آن موقع تا به حال این گفتگوهای ذهنی ادامه دارد و گهگاهی روی کاغذ سر می خورد. همیشه دنبال مرشدی بودم که دست مرا بگیرد و راه بلد من باشد.ناگهان معجزه به وقوع پیوست و ناگهان استاد کلانتری بسیار بسیار اتفاقی در دنیای نوشته های من پیدا شد و رنگ واقعیت به خیالات درونی من زدند.تا همیشه این آذرخش بزرگ زندگیم را گرامی میدارم.دستانتان پرتوان و لبتان خندان

    1. چه پیام زیبا و دلنشینی.
      حمیده خانم نازنین و گرامی
      شما از بهترین‌های دوره بودید و خوشحالم که از طریق این کلاس با دوست گرانمایه‌ای چون شما آشنا شدم.
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار باشید و با عشق و لذت بنویسید.

  151. سلام استاد عزیز
    من از وقتی که در دبستان تحصیل می‌کردم کمی به نوشتن علاقه داشتم اما خیلی جدی نبود. کم کم با مطالعه زیاد بسیار به نوشتن علاقه‌مند شدم. تقریبا دو یا سه سالی می‌شه که تصمیم گرفتم جدی علاقم رو دنبال کنم اما اصلا اعتماد به نفس نوشتن رو نداشتم. نگران بودم که نتونم نوشته‌ی خوبی بنویسم. اگر هم تلاش می‌کردم با دیدن نتیجه‌ی درب و داغونش دلسرد می‌شدم و تا مدت‌ها دست از نوشتن می‌کشیدم. اما این علاقه به نوشتن هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد، پس دنبال یک کلاس نویسندگی گشتم تا جدی این راه رو پیش برم و اونجا بود که با شما و مدرسه‌ی نویسندگی آشنا شدم. برای شرکت در دوره نویسندگی خلاق خیلی دودل بودم. نگران بودم که نکنه استعداد نداشته باشم یا حتی نکنه توی مصاحبه‌ی تلفنی قبول نشم. اما بلاخره بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم ثبت نام کردم. مصاحبه‌ی تلفنی با شما خیلی به من قوت قلب و اعتماد به نفس داد و باعث شد علاقه‌م به نوشتن و اومدن در این مسیر خیلی بیشتر بشه.
    شرکت توی این دوره واقعا بهترین کار بود. بسیار از این دوره و شما آموختم و تونستم بر ترس‌هام توی مسیر نوشتن غلبه کنم‌. و میتونم پیشرفتم رو توی نوشتن احساس کنم.
    ممنون از شما استاد کلانتری عزیز🌸💓

    1. سلام به روی ماهت پریا جان
      خیلی خوشحال شدم از خوندن پیامت.
      اون روز که تو جلسه‌ی بازخورد از نوشته‌هات خوندی، بی‌اندازه کیف کردم. نشون داری که استعدادی نابی داری. ذوق و تلاش تو رو تحسین می‌کنم.
      خیلی عالیه که موسیقی رو هم دنبال می‌کنی.
      می‌دونم که آینده‌ی درخشانی داری.

  152. درود استاد عزیزم.
    چقدر گفتن کلمه ی استاد برای من در وصف شما به جانم می نشیند و احساس می کنم خون تازه ای در رگهایم جاری می شود. در تمام دوران سال های تحصیلم هر آنکس که مرا اموخت استاد بود ولی نه اینگونه که من امروز شما را میدانم و خطاب میکنم. چقدر خوشحالم که نعمت سفره ی زندگی من شدید و من با حضورتان به خودم به وجودم و به ارامشی که گمش کرده بودم یک پله نزدیکتر شدم. دوباره قلم دست گرفتم. می نویسم. اشتی کرده ام و انگار چیزی در من تازه متولد شده است. و چون هر روز به وقت بیداری و خواب بهترین های خدا را برایتان آرزو می کنم.

    1. سلام خانم عباسپور عزیز و ارجمند
      لطف و محبت شما برایم بسیار بسیار ارزشمنده.
      خوشحالم که چنین حسی دارید و امیدوارم از این به بعد هزار برابر قبل، از نوشتن بیشتر لذت ببرید.
      شاد و سلامت و برقرار باشید.

  153. باسلام.داستان نویسندگی من از یک شب مهتابی شروع شد.من 8ساله بودم و به اجبار کتاب را از دستم گرفته بودند که بخوابم.غافل از اینکه من در افسون گفتگوی نیلوفرو جویبار شناور بودم.از آن زمان من بودم و خطوطی که هراز گاهی در دنیای خیالی تایپ می شد و گهگاهی روی کاغذ سر می خوردند.این کشمکش من و من ادامه داشت و در انتظار مرشدی برای هدایت لحظه شماری می کرد.تا این که آقای کلانتری در اتفاقی بسیار بسیار تصادفی معجزه وار وارد دنیای من شد و کلیدی برای باز کردن کردن دنیای خطوط و کلمات شدند.تاهمیشه این اتفاق زیبا رو شکرگذارم.آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون برای شما دارم.

  154. سلام.
    نمیدانم چطور شد که به صورت کاملا اتفاقی با صفحه ی شما در اینستاگرام آشنا شدم. انگار نوشتن طوری در ناخودآگاه من ریشه دوانده، که اگر دنبالش نباشم هم، او به دنبالم می دود و من چقدر این قایم باشک بازی را دوست دارم!
    میگویم قایم باشک بازی، چون هر از گاهی انگیزه ی نوشتن را از دست میدهم و این کلمات هستند که گوشم را می کشند و به دستم قلم می هند . می نویسم و می نویسم و می نویسم ….
    کاش در این کشمکش منو نوشتن ، او همیشه ببرد و من همچنان ببازم !
    از شما هم برای روشن نگه داشتن جرقه ی کم سوی نگاشتن و نشان دادن راه و روشش، ممنونم

    1. سلام
      مایه‌ی خوشحالی منه که اینجا هستید.
      قایم باشک تعبیر خوبیه برای رابطه‌ی نویسنده و نوشتن.
      امیدوارم بازی نوشتن براتون روز به روز شیرین‌تر بشه و بیشتر از همیشه بنویسید.

  155. سلام
    مدتها بود که دوست داشتم با قلم و کاغذ،
    بیشتر از ارتباط معمولی روزانه‌ام انس بگیرم.
    دوست داشتم نحوه صحیح استفاده از آنها را بیاموزم، مطمئنا” آن چیزی نبود که من به‌کار می‌گرفتم. حتما” ارزش والاتری داشت که خداوند به آن قسم یاد کرده بود.
    به راستی که اینقدر قلم و نوشته‌هایش مقدس است که خیلی زود راه این انس و الفت را یافتم و با مدرسه نویسندگی استاد شاهین کلانتری آشنا شدم و در مسیر یادگیری و کسب آگاهی افتادم.
    آموزه‌های مفید و سرشار از ایده و انگیزه ایشان مرا پیش برد و به افکارم شکلی نوین بخشید و به قلمم جانی تازه اهدا کرد.
    اینک با پایان یافتن دوره نویسندگی خلاق جا دارد که از ایشان بابت همه مهربانی‌ها و راهنمائی‌هایشان سپاسگزار باشم.
    استاد گرامی برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.

    1. سلام بر خانم امام‌جمعه‌ نازنین
      این مایه‌ی سعادت من بود که تونستم با انسان نازنین و بزرگواری چون شما آشنا بشم در این دوره.
      همیشه از خوندن نوشته‌ها و پیام‌های شما لذت می‌برم.
      برات آرزوی شادی و سلامتی روزافزون دارم.

  156. این‌که یه جایی یه روزی یه کسی یه چراغی بده دستت و بگه دنبال من بیا و بعد که به منطقه امن رسیدی بگه این جاده‌ی که دنبالش بودی برو، اگه حال خوب نیست پس چیه؟ تازه هر چی جلوتر میری هنوز سوی چراغش پشت سرته که نکنه مسیر رو گم کنی.

    1. سلام اسماعیل عزیزم
      من بی‌اندازه دوست دارم.
      انسان بسیار شریف و نازنینی هستی.
      همیشه دیدن اسمت خوشحالم می‌کنه.

  157. همیشه برای نوشتن و به اشتراک گذاشتن نوشته هام دو به شک بودم.اما این دفعه یک تصمیم مصمم گرفتم که این دوره رو شرکت کنم. دیروز که این دوره تقریبا تموم شد کاملا حس کردم قراره یک سفره تازه رو در مسیر نویسندگی شروع کنم.سفری که شکست بخش شیرینی ازش محسوب میشه.سفری که تمرین تمرین و تمرین بخش جدانشدنی ازش هست.
    به نظرم این دوره نگاه منو نسبت به نوشتن عوض کرد و باعث شد بیشترو بیشتر عاشق نوشتن بشم.

    1. سلام کیمیا جان
      مایه‌ی خوشحالی منه که این حس رو در شما شکل گرفته.
      خیلی خوبه که چنین نگرشی به تمرین دارید.
      امیدوارم همیشه عشق نوشتن در زندگی شما جاری باشه.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.

  158. با دوره نویسندگی خلاق متوجه خیلی از مشکلاتم شدم
    فهمیدم ضعفم کجاست؟و باید کجا وقت بیشتری بزارم .
    نوشتنم تغییر کرده،دیگه ترسی از اینکه دیگران منو به چشم قاتل و دزد یا خائن ببینن ندارم .
    هرچی دوست دارم، می‌نویسم.
    از نوشتن لذت میبرم.
    حالا فکر میکنم وقتی بامن مصاحبه کردین، انگار یه مقصد توی ذهنم بود.یه چیزایی ام میدونستم .
    یک مسیر پر از مه، پر از ابهام
    بعد از اینکه این دوره رو گذروندم، انگار ابر و مه کنار رفتن. مسیر برام واضح شده.
    حالا میدونم میخوام چیکار کنم و باید کجا برم؟
    واقعن متشکرم ‌
    هم شخصیت فوق العاده ای دارین و هم تدریس فوق العاده ای
    شما مثل پدری هستین که مهارت زندگیش،مهارت پرواز و مقابله با سختی هارو به ما یاد میدین و همچنین مادری که دلسوزانه حواستون هست که از مسیر خارج نشیم و حتمن به مقصد برسیم
    حالا دوست دارم شاهین وار زندگی کنم و اوج بگیرم هرچقدر بیشتر اوج میگیرم بیشتر عاشق پرواز میشم
    و باید بگم بدون هیچ مبالغه ای بهترینین

    1. سلام محبوبه خانم نیری نازنین
      من چقدر خوشبختم که دوست مهربان و ارجمندی چون شما دارم.
      امیدوارم زندگیتون به زیبایی قلبتون باشه.
      با لذت و قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      مشتاقانه انتظار خوندن نوشته‌هاتون رو می‌کشم.

  159. سلام.
    حالا که این متن رو مینویسم چند وقتی از به پایان رسیدن کلاس گذشته. تصمیم دارم بیشتر از گذشته به خودم و به پروسه ی نوشتن اعتماد کنم. از شما ممنونم که مسیر نوشتن رو برام روشن تر کردید.

    1. سلام شقایق نازنین
      چقدر این جمله‌ی شما رو دوست دارم:
      «تصمیم دارم بیشتر از گذشته به خودم و به پروسه ی نوشتن اعتماد کنم.»
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  160. استاد عزیز، من از دورهٔ نویسندگی خلاق مطالب بسیار مفیدی یاد گرفتم و با چیزهای جدیدی آشنا شدم که برام بسیار خوشایند بودن. هر هفته‌ی من با شوق رسیدن به جمعه‌های نویسندگی خلاق سپری می‌شد.
    این دوره برای من یه نقطه آغاز شگفت‌انگیز بود، تا من با انگیزه، علاقه‌م رو دنبال کنم.
    بسیار ازتون سپاسگزارم.🙏

    1. سلام به روی ماه شما جناب مهزاد عزیز
      محبتتون برام بی‌نهایت ارزشمنده.
      چقدر خوشحالم که چنین حسی دارید.
      امیدوارم نوشتن زندگیتون رو سرشار از شگفتی کنه.

    2. “خویشتن را در نوشته هایم جستجو میکنم”
      استاد گرامی!
      بر این باورم: آنان که با خویش بیگانه اند، با نوشتن قهرند. تشویق و تعلیم شما به نوشتن نشانه آن است که مهربانی و آشنایی با خویش را به دیگران نیز مشق می کنید تا آنها نیز عالَم خویش را بیابند و از تنهایی بدر آیند.

      1. چه زیبا نوشتید خانم حسینی نازنین
        امیدوارم زندگیتون سرشار از زیبایی باشه.
        خوش بدرخشید.

    3. سلام استاد گرامی!
      چه حسی ازین بهتر که از همون جلسه ی اول با خودم گفتم : پشیمون نیستم که ثبت نام کردم.
      جلسات پرباری بود که من رو با کتاب های مهم، اشخاص مهم، جملات و دیدگاه های مهم و حتی فیلم های خوبی آشنا کرد. تا قبل از این دوره، نویسندگی رو در پیچیده نویسی و دلنوشته خلاصه کرده بودم که پس از آموزش های دوره، نگاه روشن تری پیدا کردم.
      بیان شما و مطالب اون قدری منسجم بود که برای لحظه ای تمرکزم رو در کلاس ها از دست ندادم. به قدری دوست داشتم کلاس هارو که جلسه ی آخر واقعا ناراحت شده و گریه کردم. کاش هیچ وقت تموم نمیشد؛ حداقل به این زودی.
      به هر حال ممنون از شما و پشتیبانی خوب دوره. خیلی خوشحالم که با شما و مدرسه ی نویسندگی آشنا شدم.
      عمر پر دستاوردی براتون آرزو میکنم.

      1. سلام خانم امانت نازنین
        چقدر خوشحالم که این احساس رو دارید مهسا جان.
        برای من شیرین‌ترین لحظات زندگی بودن در کنار عزیزان خوش‌ذوقی مثل شماست.
        امیدوارم در نوشتن و سایر عرصه‌های زندگی خوش‌بدرخشید و به همه‌ی آرزوهای قبلی خودتون برسید.

  161. سلام استاد عزیزم!
    من با شرکت در دورهٔ نویسندگی خلاق با نوشتن آشنا شدم و از طریق نوشتن با خودم و دنیای خودم. قبل از شرکت در کلاس‌های شما من نویسندگی را یک موهبت آسمانی فکر می‌کردم که برای هرکس دستیابی به آن میسر نیست، اما با شما آموختم که نه این طور نیست! بلکه هرکس می‌تواند نویسنده شود در صورتی که با آموختن و تمرین کردن پیش برود.
    برعلاوهٔ نویسندگی از کلاس نویسندگی خلاق مطالعه را نیز یاد گرفتم و با کتاب‌های زیادی آشنا شدم که می‌توان گفت مسیر زندگی مرا تغییر داد.
    بعد از کلاس نویسندگی خلاق در کلاس‌های دیگر شما هم شرکت کردم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. اینجا که جای پرگوئی نیست ولی اگر بخواهم از تمام تأثیرات مثبت این دوره بگویم فکر کنم باید کتابی در این مورد بنویسم.

    1. محمدعمر عزیزم
      یکی ار بهترین اتفاقات این دوره برای من آشنایی با عزیزی چون شما بود.
      شما انسان شریف و ارجمند و نازنینی هستی.
      و باید از تو متشکر باشم به خاطر معرفی دوستان مستعد بسیاری به مدرسه نویسندگی.
      امیدوارم تو زندگی به همون چیزایی برسی که از صمیم قلب دوست داری.

  162. سلام اقای کلانتری حرفه ای و خوش ذوق من با شرکت در دوره های شما واقعا مسئله های ذهنیم درمورد نویسندگی برطرف شد فوق العاده ترین و بهترین اتفاق زندگیم بود و الان با کیف و شوق بیشتری می نویسم و برای منی که فک کنم کم سن ترین فرد دوره بودم خیلی خوب بود و خیلی چیزهای زیادی از شما و بچه ها اموختم
    خودم رو باورکردم و مسیر سرنوشتم روشن تر و هموارتر شد
    باعث افتخاره برام که با شما آشنا شدم و از شما خیلی چیزها یاد گرفتم.

    1. سلام عارفه ماه و نازنین
      تو فوق‌العاده‌ای.
      من همیشه کیف می‌کردم از دیدن ذوق و دقت تو در کامنت‌ها.
      خوشحالم که چنین حسی داری.
      می‌دونم که می‌تونی از بهترین‌ها باشی. با قدرت به نوشتن ادامه بده.

    1. سلام مهدیه عزیز
      مخبت شما برام خیلی ارزشمنده.
      امیدوارم در تمام مراحل زندگی خوش بدرخشید.

  163. سلام خدمت استاد عزیز وتوامند
    باید بگم که شرکت در کلاسهای شما یکی از بهترین تجربه های من تو کل عمرم بود،
    نوشتن یکی از شیرین ترین‌ دغدغه های زندگیم بود که با کلاس نویسندگی خلاق شکل و نظم گرفت
    من اکنون در حال نوشتن کتاب هستم و این رو واقعا مدیون کلاس های نویسندگی شما وآشنایی با استادی چون شماست ممنون بابت زحماتتون🌺🌺

    1. سلام خانم سیدی نازنین
      ممنونم از مهرتون.
      چقدر خوشحالم از اینکه دارید کتابتون رو می‌نویسید.
      روی کمک من هم حساب کنید.
      براتون بهترین و زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  164. کلاس چهارم دبستان بودم. غروب یک پنجشنبه پدرم از مسافرت چندروزه آمد و بی مقدمه گفت:«از شنبه در شهر دیگری به مدرسه می روی».
    همین. بهت زده نگاهش کردم. گفتم:«دوستانم، معلمم. من خداحافظی نکردم»
    بدون توجه رویش را برگرداند و به اتاق رفت.
    همین حس را وقتی نتوانستم در جلسه اخر شرکت کنم دوباره تجربه کردم، دوباره اختیار از من سلب شد. اینبار هم کسی نپرسید، نگفت نظری داری؟ فقط گفت نت را مختل می کنیم فکر دیگری برای ارتباطهایتان، دوستی هایتان، شغل هایتان، مقاله های نیمه کاره تان بکنید.
    البته در این ۴۳ عمر دیگر یاد گرفته ام چگونه پنجره ای به سمت ارزوها و فرداهایم باز کنم، پس دیگر تصمیمات آنهایی که در هر مقطعی قدرتی دستشان است ناامیدم نمی کند. من ساعات شیرینی و تجربه های نابی را دراین دوره وکنار شما استاد عزیز ودوستان داشتم واجازه نمی دهم مزه تلخ روزگار این شیرینی را از خاطرم ببرد.
    با ارزوی صبحی روشن برای همه

    1. چقدر متأثر شدم ار این پیام شما خانم پاداشی عزیز
      یکی از اتفاقات مبارک این دوره این بود که من سعادت آشنایی با دوست ارجمندی چون شما رو پیدا کردم.
      مشتاقانه انتظار خوندن نوشته‌های شما رو می‌کشم.
      به امید روزهای بهتر

  165. سلام-
    اگر بخوام تو یه جمله براتون بگم، جمله‌ی « این کلاس برام درخشان بود » رو انتخاب می‌کنم. دیدم که استاد چند بار از این صفت استفاده کردن و خیلی خوشم اومد. لحن حرف زدن و کلماتی که استفاده‌ای می‌کنید برام یکی از جذابیت‌های این دوره بود. هر چند تو کلاس‌ها فعال نبودم یا به طور کامل شرکت نکردم ولی خودم رو به تک تک جلسات رسوندم. باید بگم قبل از این دوره تقریبا هیچی از نوشتن نمی‌دونستم، و این موضوعو بعد از شرکت در دوره فهمیدم. وجود آدم‌ها، کتاب‌ها و هزاران چیز دیگه که عاشقشون بودم، منتها هنوز باهاشون آشنا نشده بودم. ممنون:)

    1. سلام خانم شهدادی نازنین، دوستی با قلبی درخشان
      لطف و توجه شما برام بسیار ارزشمنده.
      اسم شما رو به نیکی به خاطر سپردم.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      مشتاق دیدن موفقیت‌های شما هستم.

  166. استادگرامی،آقای کلانتری عزیزو بزرگوار، درکنار شماو ازشماآموختن، افتخاربزرگی بود که شکر خدای بزرگ،
    نصیبم شد.برای من که مدتهای زیادی شوق نوشتن داشتم ولی نمی دانستم چطور وچگونه واز چه باید بنویسم ،تجربه ی شرکت در کلاسهای شما ،یکی از بهترین و موثرترین ودلچسب ترین تجربه های زندگیم شد.شما مسیر سبز را نشانم دادید. گرچه هرچه بیشتر آموختم از راه درازی که درپیش دارم،هم ترسیدم وهم خود را تشنه تر ومشتاق تر دیدم.لحظاتی که
    در کلاس بودم چنان پراز انرژی و شور نوشتن بودم و مصرانه وپیگیر
    می نوشتم که انگار هرگزدر طول زندگی چیزی را اینچنین نمی خواستم ولی متاسفانه از وقتی که کلاسها تمام شدانبوه مشکلات فردی و اجتماعی از مسیردورم کرد.
    می شود لطفی کنید و دستان ما تشنگان را رهانکنید تا به هدف و مقصود مطلوبمان برسیم ؟
    تا همه ی عمر سپاسگزارو مدیون آموزه ها و انرژی خوب شما هستم والبته بی شک همچنان طالب شاگرد شمابودن وکنار شما بالنده شدن.
    برقرار و سلامت باشید .
    درپناه امن خداوندباشید.

    1. سلام سلام آیدا جان
      آیدا جان شما با ذوقی که داری می‌تونی نویسنده‌ی بسیار خوبی بشی.
      خوشحالم که برای دنبال کردن هدفت جدی هستی.
      از لطفت بی‌اندازه سپاسگزارم. نظر شما برام بسیار ارزشمنده.
      و بله. چی از حفظ ارتباط با شما دوستانم ارزشمندتر.
      از هفته‌ی بعدی می‌خوام یه سری وبینار روزانه‌ی رایگان هم بذارم تا موتور نوشتن همه‌مون روشن بمونه.

  167. سلام.بعد سالها حس کردم برای علاقه م به نوشتن بایدکاری انجام بدم.از طریق جستجو تو اینترنت با این جلسات آشنا شدم.هزینه ای که پرداخت کردم در برابر چیزهای که یادگرفتم بسیار ناچیزه.مثلاسالها ارزو داشتم هرروز مطالعه کنم.این استاد عزیز چیزهای روبا خلاقیت و اگاهی کشف کرده که من بدون اینکه بفهمم اتفاقات ارزشمندی تو وجودم افتاده.یک انسان بسیار بی نظیر.یه انسان بسیار آگاه و موثر که ازش وجودش هدیه های دریافت می کنی که تا همیشه بحز خاطره خوب برات تا ابد به یادگار می مونه.مثل لذت مطالعه.مثل لذت خلاق بودن مثل لذت بااخلاق بودن مثل لذت مثبت بودن وآگاه بودن حتی در شرایط بد.خداروشکر وخداروسپاس که گاهی اتفاقات مهمی توزندگیم میفته و آدمهای بی نظیری تو مسیر زندگیم قرار میگیرن که چیزهای مهمی رو بهم یاد میدن.

    1. سلام خانم کیوان نازنین و ارجمند
      شنیدن این حرف‌ها از دوست فرهیخته‌ای چون شما برام بی‌نهایت مسرت‌بخشه.
      از لطفتون سپاسگزارم.
      داشتم سایتتون رو می‌دیدم؛ چقدر خوب و زیبا می‌نویسید. نگرشتون رو دوست دارم.
      امیدوارم با جدیتی مضاعف به وبلاگ‌نویسی ادامه بدید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  168. سلام و وقت بخیر
    این دوره بی‌شک بهترین دوره‌ای بود که تو تمام این مدت شرکت کردم و به همه دوستان هم پیشنهاد میکنم. تمام آموزش‌هایی که در طی چهارسال از اساتید مختلف گرفتم تو ده جلسه بسیار جامع‌تر استاد توضیح دادن. شیوه آموزش و تمرین‌ها فوق العادس هم از لحاظ موثر بودن و هم آموزش سریع. محیط کلاس هم واقعا دوستانس و همین صمیمیت بین شاگرد استادی خیلی دست آدمو تو گفتن نظراتش باز میذاره. همیشه موفق باشید استاد خوبم

    1. سلام بهار نازنین و فوق‌العاده
      اسم شما به عنوان فردی خوش‌ذوق و مهربان در ذهن من ثبت شده بهار جان.
      چقدر خوشحالم از اینکه چنین حسی دارید.
      امیدوارم همیشه قلبتون پر از شادی باشه و زندگیتون پر از خوندن و نوشتن.

  169. ۲۳مهر ماه سال ۱۴۰۰، اولین جلسه کلاس نویسندگی خلاق شروع شد. به جز یک جلسه‌ که در سفر بودم و که آن هم درمیان قطع‌و‌وصلی پی‌در‌پی اینترنتِ جاده‌ای، در بین تکان‌های ماشین و هندز‌فری در گوش، یادداشت برمی‌داشتم، نگذاشتم حتا یکی‌‌ از آن ۳۷ جلسه‌ی بعدی از کفم بیرون برود.
    از آن به بعد تمامی برنامه‌های من برای ۵ عصرهای پنج‌شنبه به مدت یک سال کنسل شد و همه این را می‌دانستند.

    من و گیابند پایه‌ ثابت لایوها و کلاس‌ها شدیم. از اینکه بعضی‌ها یکی درمیان کلاس‌ها را شرکت می‌کردند تعجب می‌کردیم. برای ما مجانین نوشتن، جلسات شاهین کلانتری بهترین محفل بود. او آموزش می‌داد و ما نکته برمی‌داشتیم. کتاب‌ می‌خواند و سراپا‌گوش می‌شدیم و تک‌تک آن لحظات ناب را مشتاقانه و با بی‌قراری می‌بلعیدیم.
    بعد از آن تا ۲ صبح و وقتی بچه هایمان خواب بودند، در مورد طرح هایی که استاد از ما خواسته‌ بود چت می‌کردیم و لذت می‌‌بردیم.
    این کلاس برایمان حیاتی بود. ما تشنه‌ی نویسندگی بودیم و به دریا رسیده‌ بودیم.
    درک می کردیم که استاد چقدر عاشقانه و دلسوزانه وقت می‌گذارد و آموزش می‌دهد و پرتوهای این انرژی از کیلومترها دورتر و حتا از پس آن صفحه‌ی گوشی به ما ساطع می‌شد.
    بعدها متن‌های آن دوره را می‌خواندم و از خودم می‌پرسیدم استاد چگونه خودش را کنترل می‌کرد و بعد از خواندن طرح‌های باسمه‌ای ما کلام دلسرد‌کننده‌ای بر زبان نمی‌آورد؟
    حتا ایراد گرفتن‌هایش هم توام با احتیاط بود، مبادا ما تازه قلم به دست‌های نوپا دلزده شویم.
    کافی بود یک بار تشویق و تعریفی از نوشته‌مان کند. ما از آن سرخوشی و شوق سرمست می‌شدیم.
    همیشه خود را مدیون شاهین کلانتری می‌دانستیم. چگونه می‌خواستیم به تنهایی با این‌همه نویسنده درخشان آشنا شویم؟
    معلوم نبود سر از کجا در می‌آوریم و خدا می‌داند که راه چقدر طولانی‌تر می‌شد. شاهین، نمونه‌ی یک معلم منحصر به فرد با عشقی دیوانه‌وار به آموزش بود و چقدر من و گیابند از اینکه با او هم عصر بودیم شاکر.
    ‌پس از آن، تمامی دوره‌های فوق‌العاده‌اش را یکی پس از دیگری شرکت کردیم. کارگاه محتوا، دوره بی نظیر نویسنده کارآفرین و صد داستانک. مشتاق و آماده تا ببینیم چراغ بعدی که برایمان روشن می‌کند ما را به کدام مسیر خواهد برد. همیشه از حجم این همه خلاقیتش در طراحی و محتوای آموزش‌هایش، شگفت زده می‌شدیم.

    ویژگی یگانه‌ی کلاس‌های شاهین کلانتری در یک جمله‌:

    اگر می‌خواهید در مسیر نویسندگی و رشد شخصی، ده‌ها برابر از آنچه انتظار دارید بیاموزید و پیشرفت کنید جای درستی قدم گذاشته‌اید.

    1. سلام خانم دکتر دادآفرید نازنین
      خدای من، چه پیام نابی.
      نوشته‌ی ارزشمند شما برام یه هدیه‌ی به‌یادماندنیه.
      همیشه با تمام وجود شما رو تحسین می‌کنم.
      شما جزو افرادی هستید که در زمانی بسیار کوتاه رشد حیرت‌انگیزی در کارشون داشتن و این به خاطر ذوق و همت درخشان شماست.
      از لطفی که به من دارید بی‌نهایت سپاسگزارم و براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  170. سلام به استاد عزیز جناب اقای شاهین کلانتری
    خیلی خوشحالم از اشنایی با شما به عنوان یک فرد مثبت نگر و اثر گذار و کاریزماتیک ،
    من در تمام طول عمرم به دلیل پویایی ذهنم در محضر اساتید بزرگی چیزهای زیادی یاد گرفته ام ،و شما به درستی از برجسته ترین اساتیدی هستید که داشته ام .
    روحیه و طبع لطیف شما به جهان ،امید را در دل انسان بیدار می کند و چون کمک میکنید دنیای بهتری را متصور شویم ،انگیزه زیادی برای عبور از ترسهایمان پیدا می کنیم .
    برای من آشنایی با شما ،آغاز ورود به دنیای جدیدی از زندگیم‌ شد که بتوانم هر انچه درون ناخوداگاهم هست را با نوشتن بیرون بکشم و به کاغذ بیاورم تا خود بهتری از خودم را ببینم و زندگی کنم .
    لایوها و کلاس های انلاین شما هر روز انگیزه نوشتن را در من بیدار می کرد و باعث می شد ترس من از نوشتن کم شود و پیج و سایتی راه اندازی کنم که هیچ وقت فکر نمیکردم در این مدت کوتاه بتوانم از پس ان بربیایم‌ و تصمیمم برای نوشتن در سالهای اینده قطعی تر شد .
    نقطه قوت دیگر شخصیت شما که برایم بسیار جالب است شما به تمام موارد یک زندگی سالم و‌روان سالم‌ اشاره می کنید و بقیه را ترغیب به بهترین روش زندگی سالم میکنید و این نشاندهنده وسعت مطالعات و نگرش شما به زندگی است . .درود به شما دوست و استاد عزیز🌹🌹

    1. سودابه نازنین
      چقدر خوشحالم کردید با این پیام زیبا و پر از مهرتون.
      لطف شما برای بی‌اندازه ارزشمنده.
      مایه‌ی سعادت منه که دوست خوشفکر و مهربانی چون شما دارم.
      امیدوارم به تمام آرزوهای قلبی خودتون برسید.

  171. سلام خدمت استاد عزیز
    یکی از بهترین تجربه های امسالم آشنایی با شما و شرکت در کلاس نویسندگی خلاق بود. هر جمعه ام را با عشق کلاسی سرشار از حس خوب، نکات کلیدی، ایده برای نوشتن سپری کردم. کلاس های جمعه تنها ساعاتی بود که اصلا متوجه گذر زمان نمیشدم. توانستم به کمک شما نوشتن را یاد بگیرم و بدون ترس بنویسم. قطعا پیگیر سایر کارگاه های آموزشی شما خواهم بود و از همراهی با شما لذت میبرم.
    باعث افتخار بنده است که شاگرد چنین استادی باشم.

    1. سلام الهام خانم حسنی عزیز و ارجمند
      چقدر برام عزیز خوندن این سطرها از شما.
      شما بسیار خوش‌ذوق هستید.
      برای من بودن در خدمت دوستی چون شما مایه‌ی افتخاره.
      امیدوارم همیشه در مسیر زندگی و نوشتن خوش بدرخشید.

  172. سلام خیلی اتفاقی با استاد آشنا شدم و خیلی خوشحالم از اینکه با اومدن استاد در مسیر نوشتن ام متحول شد و دیگه از آنچه مینویسم ابایی ندارم و بسیار خودافشاگری میکنم نوشتنم عمق پیدا کرده و روزانه نویسی و منتشر کردن رو دارم به عادت تبدیل میکنم و این ارزشمندترین کاری بود که استاد برام انجام داد

    1. سلام طاهره خانم عزیز
      سعادتی بود برای من آشنایی با شما.
      اسمتون به نیکی در ذهنم ثبت شده.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      مشتاق خوندن آثار شما در ماه‌ها و سال‌ها آینده خواهم بود.

    2. درود بر استاد گرامی جناب آقای کلانتری بزرگوار…. بسیار خرسندم سعادت حضور در کلاسهای پویا و خلاق و پر از درس و محتوای غنی را داشته ام که دانسته های ارزشمندش را به شیوه ای دلنشین و مانا به ما آموخت … هر گاه که از نوشتن دور شده ام، با گوش دادن به بخشی از فایلها یا خواندن نکات یادداشت شده ام، مجدد به نوشتن برگشته ام. اثرگذاری ماندگار. وجودتان برای همه دوستداران مسیر اندیشه و قلم بسیار ارزشمند است. آرزوی توفیق روزافزونتان .

      1. سلام خانم رنجبر نازنین
        خوشحالم که چنین حسی دارید.
        امیدوارم همیشه شاد و برقرار باشید.

  173. سلام وقت بخیر خسته نباشید خدمت استاد عزیز وتوانمندم.
    تقریبا دوسالی از حضور من در دوره نویسندگی خلاق گذشته است .
    به جرئت می توانم بگویم این دوره شروع جدیدی در زندگی من بود و شاید در بیان دیگر تولدی دوباره .
    بعد از گذشت دوسال خوشحالم که هنوزبه سایت دسترسی دارم و می توانم مروری بر مطالب داشته باشم.شرکت در دوره نویسندگی خلاق مثل یادگرفتن الف -با- برای هر علاقه مندی به ادبیات خواندن و نوشتن واجب است .

    1. سلام ملیکا جان
      شما یکی از افرادی هستی که از صمیم قلبم به وجودشون افتخار می‌کنم.
      شما در همین مدت کوتاه انقدر عالی و جدی پیش رفتی که من یقین دارم با تداوم بیشتر می‌تونی به جاهای درخشانی برسی.

  174. سلام خدمت شما استاد گرامی و عزیز
    من قبل از شروع دوره ی نویسندگی خلاق رویاهای زیادی در سر داشتم برای چاپ کتاب و نوشته هایم
    از وقتی با شما آشنا شدم و وارد دوره ی نویسندگی خلاق شدم مسیر نویسندگی من روشن تر، هموارتر و دقیق تر شد و من متوجه شدم در این مسیرکجا ایستاده ام و خودم را پیدا کردم
    و در حال حاضر مصمم تر از قبل در حال پیگیری هدفم هستم
    ضمن اینکه بعد از اتمام دوره نوشته هایم را که می‌خواندند دعوت شدم به همکاری با شبکه ی خبری شهرمان برای نویسندگی.
    من از شما بسیار آموختم نه تنها محتوای آموزشی شما بلکه آرامش رفتار و گفتار شما برای من پیام های بسیاری داشت
    امیدوارم بتوانم در این مسیر باز هم از شما بیاموزم
    سپاسگذارم بخاطر تمام زحمات،محبتها و وقت ارزشمندتان که برای آموزش خوب در اختیار ما قرار دادید
    موفق و سربلند در اوج بدرخشید.

    1. سلام به روی ماه شما خانم موسوی نازنین
      اسم شما به نیکی در ذهن من ثبت شده.
      مهرتون برام بی‌نهایت ارزشمنده،
      بهتون تبریک می‌گم. امیدوارم همکاری ثمربخشی باشه براتون.
      با آرزوی بهترین‌ها

    2. سلام و درود و سپاس استاد کلانتری عزیز
      همیشه فکر می کردم اگر کلاسی باشد که سبب شود نوشته های پیشینم را سر و سامان دهم کار تمام است، اما تجربه کلاس های شما برایم شروع دنیای جدیدی بود که انتها ندارد. بسیار آموختم و می آموزم.

      1. سلام خانم ناصری عزیز
        خوشحالم که چنین حسی دارید.
        برای من باعث افتخار بود حضور شما در این کلاس.
        امیدوارم در مسیر زندگی و نوشتن به بهترین‌ها برسید.

  175. از کودکی به نوشتن علاقمند بودم. حتی حروف الفبا رو با علاقه به نوشتن، قبل از اینکه مدرسه برم یاد گرفتم. اما هیچ‌وقت کلاسی برای نوشتن شرکت نکردم. همیشه دنبال استادی می‌گشتم که حلقه آموزش رو بسته نگه نداره. بتونه ارجاعم بده به منابع دیگه،آدم‌های دیگه و سبک‌های دیگه‌ای غیر از سبک خودش. استادی که دغدغه داشته باشه و نویسنده پرورش بده نه صرفا کسب درآمد از این راه…
    تا اینکه 3-4 سال قبل از طریق اینستاگرام با شما آشنا شدم. وقتی صفحه شما و مدرسه نویسندگی رو دنبال می‌کردم متوجه شدم شما همون استادی هستید که دنبالش می‌گشتم. اگرچه در طول این چند سال به‌خاطر بحث هزینه و شرایط خانوادگی‌م نتونستم در کلاس‌ها شرکت کنم اما مباحث پیج و سایت رو دنبال می‌کردم تا امسال که بلاخره تونستم شرکت کنم و حقیقتا به این شاگردی افتخار می‌کنم.
    متاسفانه پیش از این فقط نقاط قوت نوشته‌هام رو می‌دیدم اما الان با گذروندن این دوره می‌تونم به وضوح مشکلاتم در نوشتن و نواقصم رو حس کنم و برای بهتر شدن تلاش کنم. چرا‌که تا زمانی که نواقصت رو ندونی نمی‌تونی پیشرفتی داشته باشی.
    قطعا این دوره برام از با ارزش‌ترین دوره‌های کل زندگیم هست چرا‌که دیدم به نوشتن رو به کلی تغییر داد.
    عذرخواهم که طولانی شد. خدا حفظ‌تون کنه استاد🌹

    1. سلام به روی ماه شما صدف کامرانی نازنین
      چقدر خوشحالم کردید با پیام ارزشمندتون.
      من خیلی خوشبختم که دوست عزیزی مثل شما دارم.
      امیدوارم همیشه در زندگی و نوشتن خوش بدرخشید و قلبتون پر از شادی باشه.

  176. سلام . استاد عزیز .بسیار ازشما آموختم . سادگی وروانی گفتار شمار بر دل می نشیند . در کلاس شما حس معلم ، شاگردی به حس دوستی تبدیل می شود که برای یادگیری ارزشمند است . قبل از کلاس برایم نوشتن متن کوتاه سخت وغیر قابل تصور بود اما در طول دوره همواره متن کوتاه نوشتم و یاد گرفتم که بنویسم . برایتان زندگی سرشار ازشادی وموفقیت آرزو مندم . سپاسگزار شما .

    1. درود جناب شاهین بناء نازنین
      حضور عزیز گرانمایه‌و ارجمندی چون شما در این کلاس مایه سعادت و افتخار من بود.
      شما انسان خوش‌قلب و فرهیخته‌ای هستید.
      و من چقدر لذت بردم از خوندن و شنیدن نوشته‌های شما در جلسات بازخورد.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  177. سلام بر استاد عزيز و گرانقدر
    مدتي بود به دنبال يادگيري نويسندگي بودم كه با جستجو در گوگل به مدرسه نويسندگي برخوردم با خوندن چند مقاله از سايت مشتاق شدم در كلاس نويسندگي خلاق شركت كنم و چقدر عالي كه شركت كردم .
    استاد عزيز بسيار متشكرم ازمطالب نابي كه به من آموختيد واز معرفي كتابها و منابعي كه از شناختن و خواندنشون بسيار خوشحالم ، همچنين سپاسگزارم از تعهد و مسئوليت پذيري كه نسبت به شاگردانتان داريد.
    در دوران تحصيل هميشه استادان و آموزگاراني بودند كه از تمام شدن دوره كلاس با آنها غمگین ميشدم و بعد تحصيل اين تجربه با هيچ دوره آموزشي ديگري تكرار نشد تا كلاس نويسندگي خلاق و آن هم به دليل دانش و تجربه بسيار شما و مهارتتان در تدريس و انتقال مطالب است و کاش این کلاس همیشگی بود .
    همواره شاد باشید و پر توان استاد عزيز .

    1. سلام شیده خانم نازنین
      شما بی‌نهایت عزیز هستید برای من.
      از افرادی هستید که با دیدن اسمشون بسیار خوشحال می‌‌شم.
      حضور مثبت و فعال شما در این کلاس مایه‌‌ی دلگرمی من بود.
      می‌تونم که با تداوم در مسیر نوشتن به جاهای خیلی خوبی می‌رسید.

  178. درود بر استاد پر عشق و توانا🌺
    من با پریدن در دل ترس از نوشتن که سالهای زیادی همراهم بود خوشحال هستم. پرش در این ترس اولین قدم بنده بود و همراهی پر عشق شما آن را آسان تر کرد. مرسی که این تنها کلاس نویسندگی نبود بلکه مکتب عشق و انسانیت هم برای من زنده نمود. سپاس از روح بزرگ شما که بیش از بیش برای من این درس را داشت که انسانهای بزرگ می‌توانند در مسیر زندگی من هم باشند و مجدد بهم در این مکتب یاد آوری شد که در این جهان هستی جا برای تمام موجودات هست.

    1. چه پیام پرمهر و ارزشمندی
      نگار گرامی و نازنین
      شما بی‌نهایت خوش قلب و مهربان هستید.
      سعادتی بود آشنایی با شما در این دوره.
      براتون زیباترین و بهترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  179. درود بر استاد عزیز. راستش شروع علاقه‌مندی من به نوشتن از ترجمه شروع شد. در طول ترجمهٔ دو کتاب فهمیدم دیوانهٔ نوشتن به فارسی‌ام. شیفتهٔ آفرینش. همیشه از وقتی یادم میومد یه شوق داستان‌نویسی تو وجودم وول می‌خورد. ولی من کجا و داستان کجا؟ من که استعداد نویسندگی نداشتم. تا اینکه یه روز تو اینستاگرام شما سر راهم سبز شدین و گفتین استعداد؟ استعداد دیگه چیه؟ بنویس، بد نویس، زیاد بنویس. و نوشتم و فهمیدم من از همون اول راهو اشتباه رفتم و باید فقط می‌نوشتم. فهمیدم هیچ‌وقت دیر نیست و قد یک عمر وقت دارم تا با نوشتن حال خودمو خوب کنم. بله. بعد از سی و شش سال آزگار خود گمشده‌مو تو این دوره، به کمک شما و سخاوت شما در آموزش و پیدا کردم. الآن هم نمی‌دونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم که اون روز تو اینستاگرام سر راهم سبز شدین.😊🙏🌷

    1. آرام عزیز
      اون روز وقتی متن شما رو توی جلسه‌ی بازخورد خوندم، شگفت‌زده‌شدم از این همه ذوق و سلیقه.
      شما مایه‌ی کار رو به خوبی دارید و من مشتاقانه انتظار خوندن نوشته‌های بعدی شما رو می‌کشم.
      بی‌نهایت خوشحالم از آشنایی با شما.
      مهرتون برام خیلی ارزشمنده.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  180. آنچه در آینده خواهم نوشته برگرفته از علمیست که عالمش شما بودید. امیدوارم شاگردی خوب خودم را ماهرانه در جملات هویدا کنم. دست چین ها را در طبق اخلاص گذاشته و پیش استاد ببرم تا باشد که گشاده رو بازآیم.

    1. سلامت باشید خانم محجوب نازنین
      شما انسان شریف و بسیار نازنینی هستید.
      آشنایی با شما مایه افتخاره منه و همیشه از خوندن نوشته‌هاتون لذت می‌برم.
      شاد و برقرار و سلامت باشید.

  181. با تقدیم بهترین درودها خدمت استاد کلانتری مهربان
    من در دوره آنلاین شما فقط نوشتن یاد نگرفتم در کنار آن، مهربانی، دلسوزی، وجدان کاری، و هر آنچه که در آینده مرا بهتر کند، از شما آموختم.
    شما فقط یک مبلغ ناچیز برای دوساعت در هر هفته دریافت کردید ولی هر روزه مارا با لایوها به خواندن و نوشتن ترغیب کردید. با چک لیست مهندسی شده‌تان نظم را به ما هدیه دادید که من این نوع زندگی کردنِ با برنامه را تا پایان عمر مدیون شما هستم. با کارگاه تولید محتوا ما را در اندرون خودمان غوطه‌ور ساختید و با دریای کتاب‌ها و نوع نوشتاری آشنا ساختید‌. امید که در سایه سار پروردگار تنی سالم، روحی پرفروغ و قلمی نافذ داشته باشید.
    ارادتمند همیشگی شما
    سیما چراغی

    1. سلام سیما خانم چراغی نازنین
      چقدر این پیام شما برایم عزیز و ارزشمنده. اینکه آدم چنین پیامی رو از دوست فرهیخته‌ای چون شما دریافت کنه مایه‌ی سعادت و افتخاره.
      اسم شما به نیکی در ذهن من ثبت شده.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم و مشتاقانه در انتظار موفقیت روزافزون شما هستم.

  182. استاد عزیز . درپیرانه سری شوق کودکانه ای در جانم می ریخت با کلام شما . تمام هفته را در خیال پنجشنبه برمیگردم وهمه اعضا خانواده را دستپاچه میکردم تا تدارک نمایند ملزومات ساعت سه را . درکنار دوستان جوان ازخود به در می آمدم جادوی کلام شما در جانم می نشست وراه را روشن میکرد وروندگان به سر می دویدند. تا قبل از پیدا کردن شما می نوشتم اما با شرکت در کلاس ها پی به اشکالات خود بردم . قبل از کلاس توانایی نوشتن متن های کوتاه را نداشتم اما در طول دوره تقریبا هرروز متنی هرچند دوسه خط در گروه نوشتم و این میسر نشد الا با قوت قلب و راهنمایی شما . امیدوارم بتوانم با آموزش های شما نوشته های سابقم را اصلاح کنم اما به جد اعتقاد دارم هنوز هم باید ازشما بیاموزم و محتاج آموزش های شما هستم و امیدوارم بتوانم لایق دوستی شما باشم و همواره سپاسگزار شما خواهم بود . برای من نوشتن گذر اررنج هایی است به درازای همه عمر شما توانسته اید این رنج را کاهش دهید . روزگارتان خوش .کلامتان دلنشین

    1. شما فوق‌العاده‌ هستید جناب شاهین بناء. وجودتون الهام‌بخش و انرژی‌زاست.

  183. سلام استاد شاهین کلانتری. امروز و پایان کارگاه نویسندگی خلاق را یک آغاز پربار برای خودم می‌بینم. انگار جیب و چمدان‌هایم را از آموزه‌ها پر کرده‌ام و با اندوخته‌ای ارزشمند گام‌های نخست را برمی‌دارم. از شما برای آفرینش این ساعات دلچسب و پربار سپاسگزارم.

    1. سلام سارا خوشابی نازنین و ماه
      اول از همه بگم که چقدر من این فعال بودن شما در جلسات رو دوست داشتم.
      شما از افرادی هستید که با حضورشون یک جمع رو پویاتر می‌کنن.
      و چه زیبا می‌نویسید. متنی که در جلسه‌ی بازخورد ارائه کردید نشان از مایه‌ی ناب شما در نویسندگیه.
      امیدوارم روز به روز بیشتر و بیشتر شکوفا بشید.

  184. سه ماه گذشت.سه ماهی که برای من خیلی زود گذشت😔استاد باور بفرمایید خودم هم دلیل وابستگی به این کلاس رو نمیفهمم.حضورغیابها،عدد یک فرستادن ها،کی تجربه ی این حس رو داشتنها و عدد یک فرستادن…همه فقط خاطره شدن .نظراتی که دوستان می‌فرستادند وگاهی قهقه ی مارو در فضا پخش میکردندو حتی اون پیامی که صبح پنج شنبه میومد و ماروباخبر می‌کرد برای شیرین‌ترین دور همی همه قشنگای زندگی بودن.ازتون نهایت تشکر رو دارم برای این باهم بودن و این حجم دانشی که هرهفته دراختیارمون میذاشتیم.الان دست به قلممون ملستر شده😄بی شک مدیون شماست آثاری که روی کاغذ میاد. یه عمر جاویدان همراه با خنده ی سرمستی براتون آرزومندم جناب کلانتری عزیز😍😍

    1. سلام خانم جمالی‌مهر مهربان و نازنین
      چه کامنت خوشگلی. تو تک تک کلمه‌هاتون حس خوب و محبت می‌بینم.
      شما انسان انسان بسیاز عزیز و ارجمندی هستید.
      حضورتون در این کلاس مایه‌ دلگرمی من بود.
      با اشتیاق انتظار خوندن نوشته‌هاتون رو می‌کشم.
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار باشید.

  185. درود بر شما وهمه ی عاشقان نوشتن 🌸
    بعد از حدود یک ماه که دوره ی ۴۴ نویسندگی خلاق به پایان رسیده می خواهم از حس وحالی که هنوز همراه من هست برایتان بنویسم .ما یکبار متولد نمی شویم ما بارها متولد می شویم والفبای زندگی را می آموزیم و من با آشنایی با این دوره دوباره متولد شدم ودرحال یادگیری راه رفتن وشناخت خودم هستم .خدا رو هزاران بار شکر می کنم که هم قدم های با نشاطی دارم و کمکم می کنند تا بیاموزم و حرکت کنم .
    تلاش می کنم هر روزم متفاوت وپراز تجربه های شیرین باشد وقلبم تنها برای صلح ودوستی بتپد.
    نوشین عابدین
    ۱۴۰۱/۵/۵

    1. سلام خانم عابدین نازنین
      اسم زیبای شما به نیکی در ذهن من ثبت شده.
      نگاه شما به یادگیری جای تحسین داره.
      امیدوارم روز به روز بیشتر و بیشتر بدرخشید و قلبتون همیشه پر از شادی و آرامش باشه.

  186. درود به استاد کلانتری عزیز
    این کلاس برای من شروع خوبی بود برای آنکه بدانم چطور باید کار کنم چه بخوانم و چگونه یاد بگیرم.اعتماد به نفس مرا در نوشتن داستان زیاد کرد و فهمیدم که تازه اول کار من است و بسیار باید تلاش کنم و بخوانم و بنویسم تا روزی کتابی در خور چاپ کنم .اما استاد جان به نظرم تا اینجای کار را در ۷ جلسه اول آموختم و توانستم از دل خاطراتم یک داستان هر چند بسیار بد بیرون بکشم.برای من چالش بزرگی بود انگار که تازه در مسیر قرار گرفتم.اما سه جلسه آخر که مهمترین مطالب کلاس را با خود به همراه داشت چیزی جز فهرست کتاب و فیلم و نمایشنامه که خود باید مطالعه کنیم و از آنها یاد بگیریم نبود. درست است که راه را نشان داد اما حتی فرصت فهمیدن مطالب کلاس هم پیش نیامد برای صحنه پردازی دیالوگ نویسی و پیرنگ شاید لازم بود هر کدام پنج شش جلسه وقت گذاشته میشد تمرین می‌کردیم مینوشتیم و ایرادات مان برطرف میشد.من واقعا هیچ چیز از اینکه مطلب هنوز نمیدانم .درست است در ده جلسه نمیشود همه این مطالب را گفت اما چه کسی گفته که کلاس باید فقط ۱۰جلسه باشد.شما اگر برای همین سهمطلب یکدوره پیشرفته بگذارید مثلادر ۲۰ جلسه من حتما شرکت میکنم چون احساس نیاز میکنم.دیروز یک داستان شروع کردم اما اصلا نتوانستم هیچ صحنه ای یا هیچ دیالوگی بنویسم .بنابراین پروژه ای که با هم شروع کردیم اصلا پیش نرفته است.شما استاد بسیار دلسوز و با تعهدی بودید و دوست دارم در کلاس های دیگر شما هم شرکت کنم.ممنونم

    1. درود فاطمه تهرانی نازنین
      بی‌نهایت سپاسگزارم از مهر شما،
      شما همیشه با کامنت‌‌های خوبتون باعث شکل‌گیری بحث‌های تازه‌ای می‌شدین تو کلاس.
      نکته‌ای که می‌فرمایین درسته. من هم موافقم. در حال طراحی سطح دو کلاس هستم و شما دو هم در جریان خواهیم گذاشت تا در دوره‌ی پیشرفته شرکت کنید.
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار و سلامت باشید و خوش بدرخشید.

  187. استاد کلانتری عزیز کلاس شما باعث شد باور کنم که میتوانم خلاق باشم و میتوانم کتاب بنویسم و همچنین بفهمم که در اول راه هستم. و بسیار باید تلاش کنم.در ضمن روند کلاس مرا به سمت شناخت دنیای داستان نویسی کشاند.از شما ممنونم

    1. لطف شما برام خیلی ارزشمنده فاطمه خانم عزیز و ارجمند
      مشتاق خوندن نوشته‌های شما در ماه‌ها و سال‌های آتی هستم.

  188. واقعا نه تنها با نوشتن دوست شدیم کلی هم دوست خوب پیدا کردیم ممنون برای کارگاههای خوبتون. البته من دوره نویسندگی خلاق رو یک دوره اومدم فعلا با کارگاههای محتوا زندگی می کنم.

    1. سلامت باشی خانم قهرمانی نازنین
      حضور شما در این دوره برای من بی‌نهایت عزیز و ارزشمند بود.

  189. سلام استاد بزرگوار
    بسیار خوشحال هستم از اینکه با انسان فرهیخته و اهل قلمی چون شما آشنا شدم. از نوجوانی می نوشتم ودر خیال
    نو جوانی ام آرزو ها و رویا پردازی برای آینده داشتم. اما به یک باره مسیر زندگیم
    تغییر کرد و من سالها از نوشتن دور ماندم
    یعنی راستش را بخواهید دیگر انگیزه ای برای نوشتن نداشتم. با فرو کش کردن توفان زندگیم و تشویق بهترین رفیق زندگیم شروع به نوشتن کردم. باشرکت در کلاسهای شما شوق نگارش در من صد چندان شد. شاکر خداوند مهربان هستم که در مسیر نوشتن دوباره با شما آشنا شدم. قدرت وجسارت دست به قلم شدن
    را در من زنده کردید. معلمی دلسوز، وقت
    شناش، سر زنده وبشاش و باسواد شوق ماندن در کلاس یک ونیم ساعت را برایم جذاب و دلچسب میکرد و اصلا گذشت زمان را احساس نمیکردم.
    چندین بار وقت مصاحبه را تغییر دادم تا در شرایط مناسب وبهتری باشما صحبت کنم یا در محل کار، در بیمارستان بودم یا تو باشگاه سر تمرین بودم . آخرشم اصلا اون روز مناسب جور نشد ومن از ترس اینکه وقت مصاحبه دیگر بهم ندهید. باور کنید تو سالن بیمارستان با شما مصاحبه کردم. ان روزسخنان وصحبت های شما انگیزه مرا برای نوشتن بیشتر کرد.
    من همه پادکست های شما را هرروز گوش می دهم وامیدوارم روزی شما را از نزدیک ببینم. و خبرهای خوبی از نوشتن
    برایتان داشته باشم.
    عمرتان پر برکت
    برقرار باشید . یا حق

    1. سلام به روی ماه شما خانم منصوری نازنین
      چقدر خوشحالم از اینکه دوست نازنینی چون شما دارم.
      بی‌شک حضور شما در این دوره‌ی مایه‌ی سعادت من بود.
      اسم شما به نیکی در ذهن من ثبت شده.
      مشتاقانه در انتظار خوندن نوشته‌های شما خواهم بود.

  190. سلام استاد عزیز.
    اولین بار به طور اتفاقی در اینستاگرام چهره‌ی شاد و خندان شما رو در حالی که کتاب شاهراه تاثیرگزاری در دستتون بود و داشتید خبر به چاپ رسیدن کتاب رو میدادید دیدم. من که مدتی بود در حسرت انتشار کتابم بودم، چند دقیقه‌ای محو تماشای هیجان شما و اشتیاقتون در معرفی کتاب شدم و با شما همذات پنداری کردم و به خودم گفتم اگه کتاب من هم به چاپ برسه حتمن همینقدر خوشحال میشم. بعد به پیجتون سرک کشیدم و متوجه شدم شما استاد نویسندگی هستید. من هم که در ابتدای راه نویسندگی بودم از همون روز شاگرد شما شدم و از درسهای شما آموختم. شاگردی شما استاد گرانقدر و مهربان باعث افتخار منه و همیشه به خاطر این آشنایی به خودم میبالم. برای شما آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم شاهد موفقیتهای روز افزون شما باشیم.
    🙏🏻💐🙏🏻

    1. سلام خانم کناری نازنین و فوق‌العاده
      چقدر خوشحال شدم از خوندن پیام ارزشمند شما.
      به وجود دوست نازنین و پرتلاشی مثل شما افتخار می‌کنم. شما از بهترین‌هایید.
      این روزها دارم کتاب خوب شما رو می‌خونم و چقدر کیف می‌کنم. مشتاقانه در انتظار انتشارش هستم.

  191. سلام استاد بزرگوار.
    داستان آشنایی عجیب و غریب من با مدرسه نویسندگی وقت گیره بمونه برای روزی که در صفحه اول اولین کتابم شرح بدم و تقدیمتون کنم:)
    بنظرم نویسندگی غول چراغ جادوست.میتونه تو رو در عالم خیال به هر جایی ببره و بر هر مسندی بنشونه..استاد شاهین ممنون که در مدرسه هری پاتری تون ما رو پذیرفتین. ممنون که از قلمامون مراقبت می کنید تا آرزوهامون رو در آغوش بگیریم. روزگارتون پر نور 🙂

    1. سلام خانم عیدی نازنین و ماه
      حضورتون در این دوره برای من بسیار عزیز و ارزشمند بود.
      مرسی به خاطر این پیام زیبا.
      بی‌صبرانه مشتاق انتشار کتاب شما در حوزه‌ی «پرسنال برندینگ» هستم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.

  192. دوست و استاد عزیزم شاهین کلانتری سلام
    از یافتن شما در این دنیای شلوغ و پرهیاهو بسیار خرسندم. زمان استراحتِ آخرین جلسه‌ی دوره، در دفترم نوشتم: آدم‌های صادق و درستکار دنیا را جای زیباتری برای زندگی می‌کنند، شاهین کلانتری یکی از آنهاست و کاش من هم باشم.
    بارها و بارها در یادداشت‌های روزانه‌ام نوشته‌ام: چقدر خوشحالم که مدرسه نویسندگی شاهین کلانتری رو انتخاب کردم.
    نویسندگی برای من کاری بود که بعد از شناختِ خودم آمدم سراغش، از همین جهت برایم بسیار محترم و دوست‌داشتنی‌ست.
    شما هر روز در خانه‌ی ما حضور دارید، فایل‌های کلاس را گوش می‌دهم و بیشتر دلم گرم می‌شود به نوشتن و زندگی.
    احتمالن دخترم بزرگ بشود همیشه دست به قلم خواهد بود چرا که با شنیدن مزیت‌های نوشتن رشد می‌کند و می‌بیند مادرش هر روز می‌نویسد. شما در پرورش نسل آینده‌ هم تاثیرگذار هستید.
    خدا را شاکرم از کسب این آگاهی و همچنین یافتن شما.
    از شما دوست عزیزم، نه تنها درس نویسندگی بلکه درس زندگی آموختم و می‌آموزم.
    برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.
    شاد و سلامت باشید.
    دوست و شاگرد همیشگی شما، بهار الماسی.
    هفت/تیر/ هزار و چهارصد و یک خورشیدی
    ساعت ۱۶:۵۶
    اصفهان

    1. سلام خانم الماسی نازنین
      اول از همه بگم که بی‌نهایت قدردان شما هستم. لطفی که به من دارید مایه‌ی خرسندی و افتخار منه.
      شما رو به خاطر ذوق و عزمی که در نوشتن دارید تحسین می‌کنم. چقدر خوشحال‌کننده‌ست اینکه زندگیتون رو اینطور عجین کردید با نوشتن.
      برای دختر نازنین شما زیباترین آینده رو آرزو می‌کنم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت و برقرار باشید.

  193. برای من نوشتن سال ها یک حسرت مانده بود. رویای نویسندگی زندگی نزیسته ای بود که خودم را محکوم به تحملش می دانستم. اما نوشتن از هر چیزی قدرتمندتر بود. در بزنگاه های مختلف خودش را به من می نمایاند به این امید که شاید این بار جدی گرفته شود. آخرین بار سی سالم تمام شده بود و مدرک دکتری در دست دنبال کار می گشتم به گمانم بحران سی سالگی را هم طی می کردم و احوالی نامیزان داشتم. در اینستاگرام اتفاقی به صفحه ی نویسنده ای برخوردم که بعدا فهمیدم از قضا نویسنده ی اسم و رسم داری است و در باب نوشتن داستان کتاب نوشته، در یک رشته استوری لیستی از کتاب ها و رمان های معروف و غیر معروف (برای من در آن زمان) ردیف کرده بود که اگر کسی تا قبل بیست و پنج سالگی این ها را نخوانده باشد دیگر از او نویسنده یا رمان نویس در نخواهد آمد . با دیدن آن رشته استوری من برای آن ور ذهنم که هی نه و نو می کرد و نا امید بود دلیل محکمی پیدا کرده بودم که: دیدی دیر شده. برو به همان دکتریایت برس. تا چند ماه پیش که باز آن رویا خودش را به من نمایاند. این بار اما داستان جور دیگری رقم خورد. در جست و جوهایم در گوگل باز دنبال این بودم که به خودم ثابت کنم که در میانه ی دهه ی چهارم زندگی بالاخره می توانم به این رویا بپردازم و البته سری توی سرها دربیاورم و نویسنده بشوم؟ که برخوردم به عبارت “تست آنلاین استعداد نویسندگی”. خدای من! خودش بود. دیگر از این بهتر چه می خواستم؟ جادوگری پیدا شده بود که با پرسیدن چند سوال تکلیف مرا با خودم روشن می کرد…ادامه اش را خودتان بهتر می دانید شاهین خان 🙂
    من بیش و البته پیش از هر چیز از شما امید آموخته ام بر پایه ی ذهن باز و روشنی که دارید. به من با آن مطلب (تست آنلاین نویسندگی) آموختید که خواستن توانستن است…نویسنگی مهارت است و مهارت کسب کردنی …بعدترش با معرفی کتاب هایی مثل “دیرشکوفا شدگان” یا “جوهره” و مواردی از این دست این آموخته در من ریشه دارتر شد.
    من شاید پیرنگ و عناصر داستان و نویسندگان نامدار و تاثیرگذار ایرانی و فرنگی را از آدم ها و اساتید دیگری می آموختم ولی به گمانم در کشور ما با سطح امید به زندگی بسیار پایین با این تفکر رایج که نهایتا تا سی سالگی دیگر باید هر چه می خواستی بشوی را بشوی و بعدش فقط باید برداشت کنی، کسی جز شما نمی توانست دلم را قرص تر از اینی که هست بکند که کافیست بخواهی و برنامه داشته باشی و تلاش کنی تا مهارتت (همان مثال همیشگی نوزاد تازه متولد شده) را آرام آرام به ثمر برسانی.
    از شما بسیار آموختم دوست داشتم یکی یکی نام ببرم و برای هر کدام دانه‌ی تشکری بکارم که نمی‌شود مجال ما این همه نیست… علی الحساب برای همه ی امیدهایی که در دلم روشن کردید…ممنونم
    خیلی طولانی شد… پر حرفم و تعداد کلمه ی زیاد در پایین صفحه word روشنم می دارد 🙂
    در کنار مادر بزرگوار سالم و برقرار باشید…

    1. سلام زینب خانم عبیری نازنین
      گفتگویی که پیش از دوره داشتیم رو به نیکی در خاطر دارم؛ ذوق شما در رویاپردازی و علاقه‌تون به فیلم‌نامه‌نویسی و…
      همون گفتگو سبب شد که دلم بخواد با اشتیاق مسیر شما رو در نویسندگی دنبال کنم.
      امیدوارم همیشه شاهد موفقیت‌های شما باشم.
      از مهری که به من دارید بی‌نهایت سپاسگزارم.
      جهان با آدم‌های مهربان و خلاقی مثل شما زیباتره.

  194. سلام شاهین گرامی
    من از هفت‌سالگی تا الان (۳۴ سالگی) همیشه در حال آموختن بودم، با استادها و معلم‌های خیلی زیادی در ایران و خارج از ایران کار کردم و از اونها آموختم اما به جرات میگم که هیچ‌کدام به اندازه شما حرفه‌ای نبودن، حرفه‌ای بودن فاکتورهای زیادی داره که من اکثرش رو در شما دیدم. از این بابت خوشحالم که هم با شخصیت تاثیرگذار خود شما و هم با کلاس‌هایتان آشنا شدم. تو دنیای این‌روزها دیدن جان شریفی که برای زبان فارسی و نویسندگی اینجوری تلاش می‌کنه برای من خیلی با ارزشه. ممنونم که نقشه راهی به من نشان دادید که با استفاده از آن حال و آینده و مسیر نویسندگی برام روشن شد، دقیقا همان چراغ را در ذهنم روشن کردید، وجودتان پر برکت و راهتان روشن.

    1. سلام سارا افراسیابی نازنین و فرهیخته
      سارای عزیز حضور شما در این دوره مایه‌ی افتخار من بود.
      مشی و نگرش شما رو تحسین می‌کنم. شما نویسنده‌ی دغدغه‌مندی هستید.
      از مهری که به من دارید بی‌نهایت سپاسگزارم.
      بی‌صبرانه مشتاق انتشار آثار جدید هستم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  195. سلام خدمت استاد صبور وتوانمندم
    از نوجوانی علاقه خاصی به نوشتن، گوش دادن به محیط و توجه به احساسات بقیه داشتم. دنبال کوچکترین جرقه در تخیلاتم بودم که آنها را تبدیل به شعر و نوشته‌هایی به زبان مادری کنم و برای خودم بخوانم. از افتادن برگ‌های خشک در هوای پاییزی گرفته تا جاری شدن اشک روی گونه‌های دختری تنها، همه‌چیز برایم جالب و شوق‌آور بود و ارزش نوشتن داشت. زندگی اما به سرعت همه‌چیز را دگرگون کرد و نویسندگی و قدرت تصور را برای مدت‌ طولانی از دست من گرفت. بعد از سالها کاملا شانسی پیج تونو دیدم و لحظه ای به خودم امدم، هدف من چی شد، کجای زندگیم گم شد،همان لحظه به خودم قول دادم که هرجا باشه پیداش کنم و هدفمند دنبالش برم وناباورانه انگار هدیه ای از طرف کائنات برای من معرفی پیج شما بود .با اموزش های شما دونستم که قدرت داستان نویسی هم دارم به امید روزی که بتونم به بالاترین درجه خودم برسم واین را مدیون شما هستم 🙏

    1. سلام خانم احمدنژاد عزیز
      حضور شما در این دوره مایه‌ی خوشحالی من بود.
      شما با نظرات خوبتون دو طول جلسات باعث پویایی کلاس می‌شدین.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید،
      مشتاقانه کارهای شما رو دنبال خواهم کرد.

  196. آقای کلانتری عزیز، استاد گرامی
    نوشتن برای استادی که فوت و فن های نگارش را خوب می داند، دشوار است. ولی شوقِ درمیان گذاشتنِ یک تجربه ی خوب، مرا واداشت که نظر خودم و کمی فراتر از آن، احساس خودم را درباره ی دوره ی نویسندگی خلاق با شما و سایر دوستان علاقمند به اشتراک بگذارم.
    من از کودکی به نوشتن علاقمند بودم. در خانواده ای ادب دوست و عاشق کتاب بزرگ شده ام. هیچوقت نوشتن را کنار نگذاشته بودم. اما هرگز به نوشتن، به عنوانِ جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی ام نگاه نمیکردم. گاهی در مسیرِ زندگی علاقمند می شدم که روایتی یا داستانی از تجربه های خودم بنویسم. اما قطعا نه برای چاپ.
    مسیر کاری من طوری بود که نوشته های من به سمت تحلیل و نگارش مطالب علمی- اجرایی سوق پیدا کرد. کمتر از حس و اندیشه های شخصی رنگ و بو داشت.
    امسال به پیشنهاد یکی از دوستانم در دوره ی نویسندگی خلاق، شرکت کردم.
    اعتراف میکنم با شروع کلاس و دیدن چهره ی جوان شما، انتظار نداشتم کلاس پرباری پیش رویم باشد. اما به آشنایی با آدم های جدید و بودن در محیطی متفاوت، سخت نیاز داشتم.
    به تدریج که کلاس پیش می رفت، بیشتر متوجهِ دانشِ همراه با تجربه ی شما می شدم. این موضوع نه تنها بر ارزش گذاریِ من در مورد کلاس تاثیر داشت، بلکه خوشحال شدم که در کشورم انسان هایی علاقمند و دلسوز وجود دارند. مایه ی دلگرمی و مباهات.
    به طور خلاصه ویژگی های این دوره به نظر من به شرح زیر هستند:
    ۱- بیانِ نکته های کاربردی در بهبود مهارت نوشتن. اساسا تاکید بر اینکه نوشتن، مهارتی است که با تمرین بهبود می یابد.
    ۲- معرفی ده ها کتاب، فیلم و مثال های متنوع که اگر چه من فرصت مرور همه را نداشتم، اما بسیار علاقمند شدم تا به تدریج همه آنها را بخوانم و ببینم.
    ۳- طرح کردنِ تمرین هایی که استادانه انتخاب کردید و من هر کدام از آنها را که انجام دادم، از خلقِ نوشته ی خودم – هرچند هنوز خیلی ابتدایی- لذت بردم. تفاوت را احساس کردم.
    ۴- حُسن برخورد، توجه و متعهد بودن شما نسبت به آنچه قبول مسئولیت کرده اید.
    تنها موردی که به نظر من – مثل خیلی های دیگر- جای خالی اش را احساس کردم، ارائه یا وجودِ مقیاسی برای سنجیدنِ پیشرفت خودم بود. علیرغم تاکید شما بر اینکه نوشته های ما در مرحله نوزادی است، و اینکه می دانم حجم دریافتِ مطالب دوستان بسیار بالا است و منطقا نمی توان همه ی آنها را خواند، اما باز هم نیاز به سنجش مهارت مان، هست. مطمئن هستم، شما با استعدادی که دارید، برای این موضوع هم چاره ای می اندیشید.
    مثلا همیاریِ همکلاسی ها به صورت گروه های دونفره. یا نظرِ دوستانی که از دوره های قبل بوده اند و پیشتر هستند.
    و … و … و …
    به هر صورت، برای اوقات خوش و مفیدی که به ما ارائه دادید، ممنونم. امیدوارم این مسیر، همچنان زیبا و نفس گیر و پرهیجان ادامه داشته باشد.
    تندرست و دل خوش باشید.

    1. سلام خانم تاج‌بخش نازنین
      چقدر خوندن پیام زیبای شما برام عزیز و ارزشمد بود.
      ممنونم که انقدر دقیق همه‌ی نکات رو برام نوشتید.
      باعث افتخاره منه که در این دوره با دوست فرهیخته‌ای چون شما آشنا شدم.
      و درباره‌ی سنجش متن‌ها، پیشنهاد شما جذابه.
      امیدوارم در جلسات پیگیری بتونیم این موضوع رو جدی‌تر پیگیری کنیم. توی پیج اینستاگرام دوره یه برنامه‌ای برای این کار داریم.

      براتون زیباترین و بهترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  197. سلام خدمت استاد گرانقدر
    بسیار مشعوف هستم که توانایی شرکت در دوره جذاب و مفید نویسندگی خلاق زیر نظر شما استاد گرانمایه را داشتم.
    نویسندگی برای من همیشه آرزویی محال مینمود چراکه استعدادی درخود نمی‌دیدم.
    در این دوره و تحت تاثیر آموزش‌های بی‌دریغ شما آموختم که هیچ‌وقت برای تحقق بخشیدن به علایق و آرزوها دیر نیست، و اینکه هر کاری فقط و فقط با تلاش و پشتکار و صد البته آموزش درست قابل انجام است.
    از تمام لطف، محبت و حمایت‌های بی‌دریغتان کمال تشکر را دارم و امیدوارم بتوانم با آموخته‌های ارزشمند این دوره گامی به سوی موفقیت بردارم.

    1. سلام خانم مرتضی پور ارجمند
      بسیار خوشحالم که چنین حسی دارید.
      امیدوارم از این به بعد نوشتن بتونه بخشی از زیباترین لحظه‌های زندگی شما رو بسازم.
      براتون شادی و سلامتی روزافزون آرزو می‌کنم.

  198. درود بر شاه شاهان، استاد شاهین کلانتری عزیز و‌دوست داشتنی😊 بابت تمام زحماتتون بی نهایت سپاسگزارم.به نظر من شما تنها استادی هستید که تمام توان و علم بی کران و‌تجربه های ارزشمندتون رو در نهایت اخلاص به شاگرداتون ارئه میدین و باور دارم شرکت در کلاس های شما سرمایه گذاری ارزشمند زندگیم خواهد بود. هرچند به خاطر مشغله کاریم کمی کند پیش میرم، ولی مطمعنم همراهی با شما یکی از بهترین تصمیم های امسال من بوده. بمونید برامون سلااامت و موفق.

    1. سلام دوست همیشه خوبم، یاسمن نازنین
      یاسمن جان تو آدم خوش‌قلب و نازنینی هستی،
      همیشه از دیدن اسمت در جلسات خوشحالم.
      همیشه برات بهترین و زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  199. سلام و هزاران آرزوی خوب برای شما استاد شایسته و گرامی
    استاد حس و حالم از شرکت در این دوره و آشنایی با شما در واژه نگنجد.
    بی اغراق در کلمه جای نمی گیرد ولی مرا همین بس که بعد از چندین سال دور ماندن از اصل خویش معتقدم که با هدایت کائنات، با شما و کلاس پربارتون آشنا شدم تا بتونم دوباره به علاقه و خواسته ی دیرینه ام بپردازم.
    با اهمیتی که شما برای نوشتن و هنرجوهاتون قائل هستید
    پیگیری ها و هیجانی که همیشه و هر لحظه در کلاس ودر بازخوردهاتون در جریانه
    ایجاد انگیزه و منش ناب شما سبب شد که بیش از پیش مصمم بشم تا راهی رو که مدتها رها کرده بودم بهتر از قبل طی کنم
    باور دارم انسانیت و طبع بزرگ و دل مهربان شما تاثیر آموزه هاتون و کلاس و توصیه هایی که بی چشمداشت در اختیار قرار می دید رو دو چندان کرده و من تا همیشه برای شما احترام قائلم و به نیکی ازتون یاد خواهم کرد.
    در هر لحظه از زندگی سلامت و شاداب باشید.

    1. سلام خانم سلامی نازنین و مهربان
      لطف شما برام بسیار عزیز و ارزشمنده.
      خوشحالم که به واسطه‌ی این دوره با دوست گرانقدری چون شما آشنا شدم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  200. سلام و درود خدمت استاد گرامی،من قبل از آشنایی با شما و مدرسه نویسندگی به خاطر به دنیا اومدن پسرم خانه نشین شده بودم و افسرده،خصوصا اینکه تولدش دقیقا همزمان با شیوع کرونا بودو ترس و خانه نشینی اون روزها روحم را بیشتر آزار میداد و هر روز خودم رو به خاطر اهداف نصف و نیمه ای که رها کرده بودم سرزنش میکردم و حس میکردم از همه دوستانم عقب افتادم ولی حالا خدارو شکر میکنم که با استاد شریف و فرهیخته ای چون شما آشنا شدم و افتخار این رو داشتم که شاگرد شما باشم،نویسندگی خلاق بهترین کلاسی بود که من در تمام دوران تحصلیم چه مدرسه و چه دانشگاه در اون شرکت کردم،از شما خیلی چیزها یادگرفتم و مهمتر از همه اینکه بر ترسم غلبه کردم و نوشته هامو منتشر کردم و امیدوارم با ممارست در تمرین هایی که از شما یاد گرفتم روزی برسه که به عنوان یک نویسنده حرفه ای باعث افتخار شما و مدرسه نویسندگی باشم
    همیشه شاگردتون میمونم و براتون موفقیت و سعادت همیشگی رو از خداوند منان خواهانم.

    1. سلام خانم رضائی نازنین و ارجمند
      چقدر خوشحالم از خوندن پیام مهرآمیز شما.
      شما انسان نیک و خوش‌قلب و خلاقی هستید.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن و زندگی خوش بدرخشید.

  201. سلام استاد گرامی
    افتخار میکنم که با شما آشنا شدم راستش دوستم پیشنهاد داد که آنلاین توی کلاس نویسندگی شما شرکت کنم به خاطر علاقه زیادی که به نوشتن دارم. کلاس نویسندگی خلاق رو با عشق و شور وصف نشدنی شرکت کردم و تا آخر عمرم دعاگوی شما هستم چون من یه نفر رو توی زندگی نیاز داشتم که راه درست نوشتن رو به من نشون بده و اون یک نفر شما بودین، ولی یه انتقاد کوچولو از کلاس داشتم من چون در ابتدای راه نوشتن هستم دوست داشتم بعضی از تکالیفم بازخورد بگیرند مثل صحنه نویسی از خواب یا مونولوگ از زبان حیوانات ، قصه گویی و بخصوص پروژه کتابم که در حال نوشتنش هستم .
    ان شاالله شاد و تندرست باشین

    1. سلام خانم دره شوری نازنین و ارجمند
      ارادتمندم.
      مهر شما برام بسیار ارزشمنده.
      بابت خونده‌شدن نوشته‌ها هم خیالتون راحت.
      هر چیزی توی پیج یا وبلاگتون منتشر کردید تو همین سایت لینکش رو به من بدید تا بخونم.
      شاد و سلامت و برقرار باشید.

  202. نقش استاد در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد،
    آن که دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد.
    با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی. امیدوارم حالتان خوب و دلتان گرم و همیشه سلامت باشین.
    از شما قدردانم به خاطر تمام لحظات لذت بخشی که برام ساختین.
    در تمام دوران مدرسه و دانشگاه استادی چون شما ندیدم از خدواند برایتان سعادت و موفقیت های پی در پی خواستارم.

    1. نیلوفر عزیز
      شما فوق‌العاده‌اید.
      به دوستی با شما افتخار می‌کنم.
      یک جهان سپاس از مهر شما.
      شاد و سرزنده باشید.

  203. 📎بهترین تجربه‌ی من از دوره‌ی نویسندگی خلاق این بود که برای وقت مصاحبه ام زنگ زدم و شماره‌ی شما اشغال بود، چون مصاحبتون با نفر قبلی تموم نشده بود. به همین خاطر چند دقیقه‌ی بعد خودتون شماره‌م رو گرفتیدو من از این‌که شما تماس گرفته بودید، انقدر شگفت زده بودم که قبل از پاسخ دادن، اسکیرین شات گرفتم.

    استاد جانم سلام، اولش فقط یه پیج خوب نویسندگی پیداکردم بودم با جمله هایی که دوستشون داشتم. مدرسه‌ی نویسندگی. از این اسم خیلی خوشم اومد. بعد رفتم و پیج های دیگرو که در مورد نویسندگی داشتم و بررسی می‌کردم رو آنفالو کردم. گاها اون ها هم خیلی خوب بودن، اما من برای بهتر نتیجه گرفتن سعی کردم بهترینشو نگه دارم. اولش نمی‌تونستم اعتماد کنم، شناخت کافی هم نداشتم. کلاس‌هارو شرکت نمی‌کردم. و حتی توی ذهنم این بود که اگه بعد مدتی از مطالب پیج به قدر کافی راضی نباشم پیج رو آنفالو می‌کنم. یک ماه گذشت، هر روز لایوهای ذخیره شده رو می‌دیدم و بیشتر به جمله‌ی این همونیه که من می‌خواستم نزدیک می‌شدم. از اونجا به اسم و پیج و بعد سایت شاهین کلانتری رسیدم.
    پاییز و زمستان ۱۳۹۸ بود. مجبور شده بودم هنر رو کنار بذارم. چند ماهی بود ک سفارش کار نمی‌گرفتم.چند تا از کافه های شهر دست سازه هامو برای فروش گذاشته بودن. چند جای دیگه هم تقاضا کرده بودن تا براشون تابلوهای کلاژ از سنگ و کاغذ و نقاشی با تعداد بیشتر ببرم. من تازه داشتم توی کاری که بهش علاقه داشتم دیده می‌شدم و به در آمد می‌رسیدم که به‌ دلایل جبری مختلف (موقتا)کنار گذاشته شد. نویسندگی همیشه توی زندگیِ من بود، ولی جدی بهش نمی‌‌پرداختم. مثلا هر سشنبه انجمن ادبی می‌رفتم ولی پیگیر استاد و معلم نبودم. با معلم‌ و اساتیدی که اتفاقی آشنا می‌شدم صحبت می‌کردم، دوست می‌شدم.  ولی هرچند ماه یه داستان کوتاه می‌نوشتم.
    از هنر که فاصله گرفتم، باید نویسندگی رو جدی تر پیگیری می‌کردم، تا ارتباطم با دنیا رو بفهمم و آرامش داشته باشم‌. موقعی که با مطالب اینستاگرام و سایت شما آشنا می‌شدم، با خودم گفتم فکرمی‌کنم این پیج یه پیجه فقط عرضه محتوا و بازاری نیست. بسیار علمی و پر محتواست. ۲ماه گذشت. آموزش‌های رایگان خیلی زیادی داشتید. اون قدر لایوهای پیج شما رو دوست داشتم که حالا می‌تونستم اعتماد کنم و یکی از دوره‌های کلاس‌هاتونو که هزینه کمی داشت شرکت کنم. دوره‌ی جمله ورزی.
    و بعدش نظم شخصی رو شرکت کردم. بعد کلاس تولید محتوا و کارگاه محتوا.
    یکبار توی مصاحبه گفتم هدفم شرکت توی دوره‌ی نویسندگی خلاقه. خیلی منتظر بودم شرایط شخصی خودم آماده بشه و بالاخره شرکت کردم. از کلاس‌های شما انقدر مطلب می‌شه دریافت کرد که می‌تونم بگم فقط مطالب جلسه‌ی اول اندازه‌ی کل مطالبی بود که توی چند سال از آدم‌های مختلف دریافت کرده بودم. چیزی ک من از شما برداشت کردم اینه که دلسوزانه و تا حد امکان علمتون رو منتشر می‌کنید‌ که بیشترشون هم رایگان یا با هزینه‌ی کم. در حالی که من افرادی رو می‌شناختم که ساده ترین راهنمایی هارو با خساست بالا انتقال می‌دادن. یکی از نگرانی‌هام اینه که شما یک روز از ایران برید. و یکی از شکرگزاری‌هام اینه که شما به دنیا اومدید. من با شما آشنا شدم. گرچه دیر، ولی بالاخره آشنا شدم.چند سالی توی خیابان طوس،میدان فلسطین، خونه‌ی دایی‌ام رفت و آمد زیادی داشتم. جایی نزدیک خیابان ایتالیا، ولی از مدرسه نویسندگی بی‌خبر بودم.
    حالا شما که منو می‌شناسین. قطعا و خیلی زیاد راضی بودم. و البته اگه بتونم طوری ادامه بدم که شما هم راضی باشید از شاگردتون. استاد، تمام آدم ها نیاز دارن یه راهنما داشته باشن. تمام آدم ها خودآگاه یا ناخودآگاه دنبال مرشد می‌گردن. یه کسی مثل شمس برای مولانا. یه کسی که بشه توی علم و سبک زندگی ازش پیروی کرد. فکر می‌کنم علت اینکه آدم ها اصرار دارن دینی داشته باشن هم همیچین چیزیه. آدم ها خواه ناخواه دنبال یه رهبر می‌رن. گاهی درست می‌رن گاهی غلط. اغلب هم چندین مسیر مکمل همدیگه هستن.
    ولی چون همچین عالمی زود به زود پیدا نمیشه، مرید و مرشد واقعی کمه. آدم ها دنبال چند معلم هستن تا نیازشون در شاخه های مختلف برطرف بشه. من تا این سن معلم های مختلفی داشتم که دوسشون دارم. و قطعا بازم اساتید خوب دیگه سر راهم قرار می‌گیره. اما تا این سن هیچ استادی اندازه‌ی شما مقبول و محبوب من نبوده.
      شاید این حس یکطرفه باشه این چیزی که من می‌خوام بگم، اما از طرف من این جوریه که حس می‌کنم با هیچ کس اندازه‌ی شما حس هم‌فکری و هم عقیده‌ بودن ندارم. فکر می‌کنم خیلی زیاد بیشتر یا همه ی ایده هاتون رو دوست دارم. فکر می‌کنم خیلی با شما هم اندیشه‌ام. شاید شما این فکر رو نکنید و این یک طرفه باشه چون شما خیلی زیاد کامل تر از منید. و البته من رو هم نمی‌شناسین، اما این حس و فکریه که من دارم. خیلی ایده هاتون رو دوست دارم، به شکلی که فکر می‌کنم ایده‌های آینده‌ی خود منند. یا ایده های اجرا نشده‌ی الانم. یا ایده‌هایی که شخصی اجرا می‌کنم و مثل شما گروهی از آدم‌ها رو با خودم همراه ندارم. شغلتون، همین سخنران و معلم بودن ( در نویسندگی و رشد فردی)شغل مورد علاقه‌ی من هم هست. بخش هنری و ادبی زندگی شما رو کاملا دوست دارم. تمام کاریکاتور هاتون رو. سبک شخصی صحبت کردنتون توی لایوها و پادکست‌ها، شما برای مدرس محبوب اجتماعی بودن یه پکیج کامل هستین.
    مثلا اگه یجور دیگه صحبت می‌کردید یا یه جور دیگه انتشار محتوا داشتید( خیلی زرد یا کلیشه ای یا…)، اگر انقدر مسلط و فوق العاده نبودید،اگر توی مدیریت کلاس‌هاتون، برنامه‌ریزی تمام کارهاتون( دوره‌های مختلف آموزشی، محتوای پیج، محتوای تک تک شبکه هایی که کار می‌کنید و انتشار دارید، اینکه تکراری نیستن، این‌که همشون مهم و مفیدن، این‌که انقدر با برنامه حتی کامنت جواب می‌دید و جواب مخاطب رو می‌دید، بگراند قشنگ پشت سرتون تو لایوها، تغییر رنگ لباس ها و ماگ ها، تغییر به موقع پشت سرتون، ترکیب نقاشی و آموزش و نوشتنو خیلی چیزای دیگه) انقدر ساده و شیک و آروم و دلنشین و سنجیده و دقیق نبودید، بازم مدرس خوبی بودید ولی مدرس محبوب من که همیشه پیگیرش باشم نبودید. من از دوران دبیرستان و همیشه ارتباطم با معلم هام برام مهم بوده. یعنی وقتی انقدر معلم‌ها زیادند و معلم خوب هم کم نداریم، باید بهترینشو انتخاب کنم. تو این موضوع کمال گرا هستم. و شما دقیقا اون معلمی هستید که باید خلق می‌شد. هرچند انتخاب سلیقه ای و شخصیه ولی من فکر می‌کنم همه‌ی آدم ها در مورد شما این برداشت رو داشته باشند. بخش زیادی‌ش رو توی دوست و شاگردهاتون دارم می‌بینم.(اگرم کسی اینجوری فکر نمی‌کنه، اون ما نیست😉)
    اصلا فکر می‌کنم اگر مرد بودم و تا اندازه ی شما تا این سنِ خودم به موفقیت شما بودم، یا خود شما می شدم (با شخصی‌سازی های خودم) یا نزدیکترین و صميمي ترین دوست شما. و ازین‌جهت خیلی دوست دارم از نزدیکترین دوستاتون باشم. و می‌دونم و فکر می‌کنم یکی از شرایطش اینه که تلاش کنم از بهترین شاگردهاتون باشم.
    ارادتمند، شاگرد همیشگی و دوستدار شما: سیما.حسینی

    1. سلام سیما جان، سیمای نازنین و ماه
      نمی‌دونم چطور قدردان تو باشم به خاطر این نامه‌ی مهرآمیز و شگفت‌انگیز.
      تو یکی از خوش‌قلب‌ترین و خلاق‌ترین افرادی هستی که می‌شناسم.
      همیشه از صمیم قلبم برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.
      امیدوارم دلت همیشه پر از شادی باشه.🌷

  204. سلام و عرض ادب خدمت استاد کلانتری
    من با شرمندگی فراوان بدلیل مشغله های زیادی که داشتم خیلی از گروه عقب افتادم ولی از اموزه ای شما هرزمانی که فرصت پیدا کنم بهره برداری میکنم و واقعا از شما سپاسگزارم که بی ریا و با گشاده دستی دانسته های خود را در طبق اخلاص گذاشته و پابه پای اموزشیاران خود پیش می روید پایدار و مانا باشید و خدا نگهدارتان باشد .

    1. سلام به روی ماه شما خانم مهرنگی عزیز
      برای من مایۀ افتخار بود که تونستم در خدمت دوست فرهیخته‌ای چون شما باشم.
      من با کمال میل در خدمتم. هر کمکی در مسیر نوشتن لازم بود ما رو در جریان بگذارید.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  205. سلام خدمت استاد شاهین کلانتری عزیز
    دوره نویسندگی خلاق ساختار محکم و درستی دارد. از معرفی پازل نویسندگی شروع میشود که یک تصویر بزرگ از کاری که یک نفر علاقمند به نویسندگی باید انجام بدهد تا در این حوزه ریشه بدهد و جایی برای خودش باز کند.
    موضوعات درسی و تمرین ها حاوی مهمترین مواردی هستند که باید به آنها پرداخته شود. از هجو و زواید در این دوره خبری نیست. تمرین ها نیز واقع بینانه و موثر بودند. گستردگی دانش، تجربه و قدرت بیان و انتقال استاد کلانتری باعث جلب اعتماد و همراهی دانشجو با ایشان شده است. جو کلاس با بیان طنز آلود استاد تلطیف شده بود و مانع از خستگی و یا حواس پرتی دانشجو می شد.
    پشتیبانی پس از دوره و حفظ ارتباط با دانشجویان نیز نشان از حس مسئولیت جناب کلانتری است زیرا که اتمام دوره آغاز حرکت در مسیر نویسندگی و طبعاً مواجهه با چالشهای بسیار است و این کانال ارتباطی بسیار دلگرم کننده است.
    بنظرم دوره ای مفید و اثر بخشی است از استاد عزیز تشکر می کنم و برای موفقیت روزافزون او دعا می کنم.

    1. درود بر سعید محمدصادق نازنین
      شنیدن این حرف‌های مهرآمیز از دوست گرانمایه‌ای چون شما مایۀ سعادت و افتخار و ماست.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن خوش بدرخشی سعید عزیز.
      🌸

  206. سلام.از این دوره بهره بسیار بردم.به نسبت شهریه ای که دریافت شدواقعا کارگاه غنی و پر محتوایی بود…من فقط علاقمند به نوشتن بودم ولی هیچ وقت جرات نوشتن یک صفحه را نداشتم ولی الان ایده های بسیار دارم و در هر زمینه ای که پیش بیاید به راحتی می‌نویسم. وبسایتم را برای انتشار مطالبم فعال کردم.واقعا از جناب آقای کلانتری نهایت سپاس و تشکر را دارم.

    1. سلام خانم حسینی نازنین
      چقدر خوشحالم که چنین حسی دارید.
      امیدوارم در مسیر نوشتن بدرخشید.
      با قدرت ادامه بده.
      مشتاقانه در انتظار توفیق بیشتر شما هستم.

  207. درود بر استاد ارجمند آقای شاهین کلانتری عزیزم.ضمن تشکر از زحمات فراوانتان در طی دوره مدرسه نویسندگی خلاق، بسیار خوشحال هستم که با تجربه های زیبا و حضور گرمتون تا به این لحظه اوقات شادی را برایمان رقم زدید. من تا قبل از اینکه وارد دوره نویسندگی بشم دوران سختی داشتم. افسرده شده بودم و از خود فراری بودم. مادرم بود که این دوره را به من هدیه دادند. ایشون حتم داشتند با ثبت نام کردن من در این دوره می‌توانند مرا به کاری مشغول کنند که برایم مفید خواهد بود و به راستی که اینطور هم بود. من با شرکت در این دوره فقط اصول نوشتن را یاد نگرفتم، این دوره برای من حکم دوره روان درمانی داشت. با پی‌بردن به قدرت نوشتن دریافتم چگونه نوشتن راهیست برای تسلی دادن به افکارم، ذهنم و روحم که تا قبل از این دوره مرا آزار می دادند. یوهووااا

    1. سلام نگین وندادی نازنین
      همیشه از خوندن نظرات شما در کلاس لذت می‌بردم.
      چقدر خوشحالم که حس و حال خوبی دارید.
      با لذت به نوشتن ادامه بدید نگین جان.
      امیدوارم همیشه قلبتون پر از شادی باشه.
      به مادر بزرگوارتون هم سلام برسونید از طرف من.
      یوهوآ 😉

  208. سلام استاد عزیز….
    یاد آوری نام شما برای من تداعیِ آشتی با قلم و کاغذ، آشتی باکتاب و نوشتن، آشتی با خودِ فراموش شده ام همراه است. می خواستم بنویسم، اما ترس از قضاوت شدن و ترس از خوب نبودن، همیشه رویای زیبای مرا را در هم می شکست.گاهی دلم می خواست کاری انجام دهم، فکر می کردم فقط باید بخوانم وبیشتر بخوانم، اما نمی دانستم که خواندن بی هدف و بدون نوشتن بی فایده است. وخواندن فقط برای مقایسه خود با دیگران نابود کننده است. …ولی آشنایی با شما به من شهامت داد که خودم را
    بپذیرم. با همه نقطه ضعفها و نکات مثبتم. و فقط خودم باشم وبرای رشد قدم بردارم. و به پایان راه و دیدگاه دیگران کاری نداشته باشم. راستش را بخواهید در این یک ماه گذشته حال بدِ بسیار کمتری داشته ام. و احساس سرگردانی و استیصال کمتری را تجربه کرده ام. گویی تمام تاملات درونم در جوهر قلم ذوب می شود و بر دل خطوط کاغذ می نشیند. و قلبم سبک میشود. ومن حس می کنم آرامشی را که همیشه بدنبال آن بوده ام. و این برای من مسیر زیبایی بود که از میان کلام شما گذشت. ممنونم که با من همراه شدید. ودر کوچه های تاریک ذهن من، نور را میزبانی کردید. آنچه که کام جانم را شیرین میکند، حس این نکته است، که مینویسم آنچه را که پرده های روحم را مرتعش می کند، واین تنها یادگاری ایست که از من خواهد ماند. و شاید روزگاری در شادی و لذت حاصل از مرور نوشته هایم در قلبهای دیگران، برای لحظاتی هرچند کوتاه دوباره زندگی کنم.
    همیشه موفق و پویا وتندرست باشی …استاد عزیزم …

    1. سلام فاطمه فیضی نازنین
      چقدر زیبا حس و حالتون رو توصیف کردید فاطمه جان.
      شما از بهترین‌ها بودید در کلاس.
      مشتاقانه در انتظار موفقیت‌های روزافرون شما هستم.
      🌸

  209. بسیار خوب بود تن صدای شما ملایم و لحن گفتارتان دوستانه بود. سر وقت ویا حتا زودتر کلاس شروع میشد و این نظم و دقت شما رو نشون میده احساس مسولیت فوق العاده ای داشتید سعی میکردید همه مطالب مفید رو ب جا بیان کنید .ب امید موفقیت شما در تمام مراحل زندگی

    1. سلام مریم خانم نازنین
      مهر شما برام بسیار عزیز و ارزشمنده.
      چقدر خوشحالم که دوست نازنینی چون شما دارم.
      امیدوارم همیشه بهترین‌‌ها سر راهتون قرار بگیره.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.

  210. سلام استاد عزيز و بزرگوار🦋🌱✨
    چيزي كه بعنوان يادگاري قراره اينجا بنويسم فقط يك جمله هست. 
    يادگاري يعني خداحافظي
    من طاقت خداحافظي ندارم.
    پس يادگاري نمينويسم .
    و همچنان در باقي كلاسها، دوره ها و كارگاه هاتون شركت خواهم كرد.🦋🌱✨
    البته به اميد خدا🙏

    1. سلام المیرا طایفه هندی نازنین
      شما از آدم‌هایی هستید که با حضورشون یک جمع رو پویاتر و زیباتر می‌کنن.
      و بله، من هم با شما موافقم.
      پایان کلاس، آغاز دوستی عمیق‌تر ماست.
      امیدوارم همیشه شاد باشید.

  211. بی تردید. گنجی بی پایان در وجود ما نهفته است. گنج یابی متبحر را باید تا گنج پنهان استحصال نماید. شاهین عزیز و مهربان. استاد بی بدیل دنیای نویسندگی، تو را سپاس که در های بسته منتهی به گنج پنهانم را یکی پس از دیگری بی دریغ گشودی، نور علمت، ذهن خسته از مشغله ام را به جشن نور دعوت کرد. تو هدایتگری بی همتا، انسانی صبور،مخلص، و عاشقی ایثار گر که دانش خود را به همگان هدیه میکند. بسیار خرسندم که به وجود گرانبهایت دست یافتم. به یقین جایی کنار فرزندانم در قلبم به شما اختصاص دارد. همیشه تو را می ستایم و از خداوند متعال برایت سعادت، سلامتی و سر افزاری آرزومندم. 💝🌺🙏

    1. درود بر معلم نازنین، انسان فرهیخته و گرامی، سرکار خانم یزدان‌پناه
      یکی از خوشبختی‌های من اینه که سعادت دوستی با عزیزانی چون شما رو دارم.
      همیشه از دیدن اسم شما خوشحال می‌شم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید و در مسیر نوشتن بدرخشید.

  212. سلام. من در ابتدای این دوره، وضعیت روحی خوبی نداشتم. نمی‌خوام بگم به دلیل شرکت در این دوره حالم خوب شد، اما از این حیث که الان حالم خوبه (که بی هیچ تعارفی یه بخشش بخاطر همین دوره‌ست)، این دوره برام عزیز هستش. در مجموع من بسیار چیزها، هم از کلاس و هم از خودتون، آموختم. امیدوارم همیشه همینجور مصمم به راهتون ادامه بدید و شاهکارهای خودتون و شاگردهاتون رو توی کتابخونه‌ی خونه‌هامون ببینیم. دوست‌دارِ شما، محمدصالح مهدوی.

    1. سلام محمدصالح عزیز
      بی‌نهایت برای من عزیزی و دوستت دارم.
      حضورت تو کلاس برای من مایۀ دلگرمی بود.
      دقت تو در طرح سوال رو دوست دارم.
      با قدرت در مسیر نوشتن پیش برو. تو می‌تونی به جاهای فوق‌العاده‌ای برسی.
      بهترین‌ها رو برات آرزو می‌کنم.

  213. جناب کلانتری بزرگوار،اشنایی باشمابزرگترین خوش اقبالی من بود وچقدر خداروشاکرم بابت حضورتون🌼وجودتون سلامت ومانا،بابت دوره های محتوا و نویسندگی خلاق هم من خیلی خیلی راضیم خیلی ازتون یادگرفتم ومدیونتونم،بمانید به روشنی ومهر

    1. نسیم نازنین
      آشنایی با شما هم برای من مایۀ خرسندیه.
      خوشحالم که دوست نازنینی چون شما دارم.
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار باشید

  214. سلام به استاد عزیز که واقعا با جون و دل هرآنچه را بلد هستید در اختیار هنرجویان می گذارد.
    من متاسفانه جلسه آخر به خاطر سفری که برام پیش آمد در کلاس آنلاین حضور نداشتم. بعدا کلاس را گوش کردم. تشکر فراوان از آموزش های عالی شما و انگیزه ای که برای نوشتن در ما ایجاد کردید. تصمیم دارم به صورت جدی دوباره آموزش های شما را گوش داده و بنویسم.
    بهترین هارو براتون آرزو دارم بهترین استاد🌹🌹🌹

    1. درود بر شما لیدا جان
      محبت دارید به من.
      کم‌سعادتی من بوده که نتونستم در جلسۀ آخر در خدمتتون باشم. هر سوال یا نکته‌ای داشتید با ما در میون بذارید.
      امیدوارم همیشه در مسیر زندگی خوش بدرخشید.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      🌸

  215. سلام استاد کلانتری مهربان و بخشنده، به جرات میتونم بگم شما یکی از بهترین افرادی بودید که خدا سر راهم قرار داد. از وقتی که با شما آشنا شدم و توی کلاس نویسندگی خلاق هم شرکت کردم نوشتن برام معنایی دیگه ای پیدا کرده. قبل از این به نوشتن مثل یک سرگرمی نگاه می کردم. اما حالا برام به یک حرفه ی جدی تبدیل شده، حرف های امید بخش شما به من این جسارت رو داد تا نوشته هام رو بدون ترس در معرض دید دیگران قرار بدم. و به نوشتن بیشتر از قبل علاقه مند بشم. نوشتن به من قدرتی داده که تا قبل از این نداشتمش. بی نهایت سپاس بابت این همه لطف و بخشندگی شما که خیلی از آموزه هاتون رو بدون چشم داشت و به رایگان در اختیار ما قرار میدید.

    1. سلام هدی خانم العمری بزرگواری و ارجمند
      من همیشه ذوق و اشتیاق شما در پیگیری نوشتن رو تحسین می‌کنم.
      چقدر خوشحالم که چنین حسی دارید.
      امیدوارم در مسیر زندگی و نوشتن بهترین‌ها براتون اتفاق بیفته.
      شاد و برقرار باشید.

  216. سلام استاد امیدوارم روز و روزگارتون خوش باشه.
    خیلی خوشحالم که با شما و مدرسۀ نویسندگی آشنا شدم‌. شما مسیر زندگی من رو تغییر دادین. کلاس نویسندگی خلاق تنها کلاسی بود که با وجود مشغله‌هایی که داشتم براش لحظۀ شماری میکردم؛ به دلیل وجود استاد خوش‌‌طبعی مثل شما. امیدوارم یه‌روزی برسه که بهم افتخار کنید.

    1. سلام هانیه اکبری نازنین
      باعث افتخار منه که علیرغم مشغله‌ها در کلاس حضور داشتید.
      قدردان مهر شما هستم هانیه جان.
      شما انسان نازنینی هستید.
      امیدوارم همیشه خوش بدرخشید.

  217. درود برشما استاد گرامی
    همیشه از کودکی چیزی که بیشتر از آموختن واسم مهم بود اخلاق و نحوه ی تدریس معلمم بود. اونقدری که حتی از دروسی که بیزار بودم بخاطر رفتار خوب معلم با اشتیاق دنبال میکردم. حس میکردم اگر کوتاهی کنم بجز خیانت در حق خودم، به معلمم هم توهین بزرگی کردم که قابل بخشش نیست. از شما ممنونم که با صبوری و متانت و آرامش هرآنچه که میدانستید به ما یاد دادید. و چقدر دانش آموز بدی خواهم بود اگر هر روز یک پله از روز قبل جلوتر نرم. ممنونم بابت تمام ساعات قشنگی که به ما یاد دادید و انگیزه و حس خوب منتقل کردید. ممنونم از اینکه پل بزرگی شدید بین ما و تمام دوستان مشتاق به نوشتن. ممنونم که برای ما یک خانواده دست به قلم درست کردید و بابای خونه شدید و همون قدر دلسوزانه حواستون بهمون بود و هست. امیدوارم همیشه تنتون سلامت باشه و بیش از پیش مارو حمایت کنید تا بتونیم به اهدافمون در نوشتن برسیم و با افتخار بگیم که داشن آموخته ی مدرسه ی نویسندگی شما بودیم. و چقدر غمگینم از اینکه کلاس تمام شد و حس آخرین امتحان خردادماه سوم راهنمایی رو گرفتم که کلی از دوستانم به مدارس دیگه یا شهر و کشورهای دیگه‌ مهاجرت کردن. حتی دیگه معلم هامونم ندیدیم. دیگه حرفی ندارمو میرم تو یه غروب غم انگیز میشینیم و نون و ماستمو میخورم. مرسی.اَه

    1. سلام زهرا جان، دوست خوب و فوق‌العادۀ من
      تو رو تحسین می‌کنم همیشه.
      تو خیلی فعال، خوش ذوق و خوش قلبی.
      حضورت همیشه باعث میشه کلاس‌ها و لایوها پرجنب‌وجوش‌تر باشه.
      برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

      1. ممنونم از محبت همیشگیتون استاد🤩 من ذوق‌زده‌ترینم بخاطر این لطف شما🌱🙏🏻🙂

  218. سلام استاد کلانتری عزیز
    اگر مرا به یاد بیاورید من هم شاگرد کوچکتان هستم و متاسفانه به دلیل بیماری و عمل جراحی حضور در کلاس برایم میسر نشد اما تمام درسهایتان را با اشتیاق دنبال کرده ام و از آموزش کاربری شما نهایت استفاده را کردم و از این بابت تا همیشه از شما سپاسگزارم
    از شما آموختم که اگر نویسنده را یک ماهیگیر و کلمات را ماهی فرض کنیم هرگز با قلاب ماهیگیری نکنیم که شاید بیشتر از یک کفش کهنه چیزی در قلابمان گیر نکند ، تور پهن کنیم و آزادانه هر چه میخواهیم کلمات راصید کنیم و از این صیادی لذت ببریم و بعد بنشینیم سر فرصت ماهیهای دلخواه خودمان را از تور جدا کنیم …
    ممنونم به خاطر زحمات بی دریغت
    شاگرد شما عباس قرایلو

    پ.ن : یک متن به عنوان تکلیف درسی در اینستاگرامم انتشار دادم خوشحال می شوم اگر نظر بدهید @virgul53

    1. سلام عباس نازنین
      چقدر خوشحال شدم از خوندن پیام شما.
      براتون آرزوی سلامتی روزافزون دارم.
      خوشحالم که دوست عزیزی مثل شما دارم.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.

  219. سلام استاد کلانتری عزیز
    کلاس خوب، حرفه ای و حساب شده
    استاد با اخلاق که در واقع نوشتن را به صورت یه سبک زندگی آموزش میدن
    فقط من شاگرد خوبی نبودم و نتونستم اون طوری که می خواستم استفاده کنم.
    خیلی دلم می خواست بگم کاش جلسات یک هفته در میون بود. کاش انجام کارها بیشتر اجباری بود و کاش نوشته ها بدون اسم مورد بررسی افراد گروه قرار می گرفت.
    کلا دوست دارم جلسات ادامه دار می بود.
    ازتون ممنونم و آرزوی سلامتی دارم.

    1. سلام خانم آشوری نازنین
      از مهر شما بی‌نهایت سپاسگزارم.
      همیشه از خوندن پیام‌های شما در کلاس لذت می‌بردم.
      مرسی از پیشنهادهای خوبتون.
      رابطۀ ما ادامه خواهد داشت.

  220. دوره بسیار عالی. واقعا خیلی خوشحالم که این دوره رو شرکت کردم. از همون روز مصاحبه که باهاتون صحبت کردم. فهمیدم که انتخابم درست بوده. حس امیدواری و احترامی که به آدم میدین واقعا ستودنی هست. ذوق و خلاقیتی که توی کلاس به همه منتقل می‌کردین باعث می‌شد به خودم امیدوار بشم. یه چیزی که من توی کمتر استاد و آموزشگری دیدم فالو کردن شاگردان و لایک و کامنت گذاشتن زیر پست شاگردانش بوده. این اخلاق و رفتار شما به من ثابت کرد که هنوز آدمهای مهربانی هستند که انسانیت در وجودشون موج می‌زنه.🌹🌹
    با شرکت در کلاس شما فهمیدم که برای نویسنده شدن هیچ وقت دیر نیست. مانا باشید استاد نوشتن، سخن و اخلاق💜💜

    1. سلام خانم روئین تن نازنین و ماه
      من چقدر خوشبختم که دوست خوش‌قلبی چون شما دارم.
      از افرادی هستید که دیدن اسمشون آدم رو خرسند می‌کنه.
      امیدوارم همیشه قلبتون پر از شادی و آرامش باشه و در مسیر نوشتن بدرخشید.
      برای من افتخاره که نوشته‌های شما دوستان خوش ذوقم رو بخونم.

  221. کلاس نویسندگی خلاق یکی از بهترین دوره هایی بود که گذراندم. اگر بخوام توصیفش کنم مثل چاشنی بود توی یه دیگ غذا. من خیلی می‌نوشتم اما متن‌هام چاشنی نداشت. کلاس شما اون چاشنی را بهش اضافه کرد. فکر میکردم اینجا خیلی بنویسم اما از وقتی شروع کردم به نوشتن حس میکنم هر چی بگم زیاده گوییه. ممنون بابت اینکه سخاوتمندانه اطلاعاتتون رو در اختیار ما قرار دادید. امیدوارم به زودی از نزدیک ببینمتون.

    1. سلام بر شما دوست ارجمندم، خانم خلیلی خو
      برای من مایۀ دلگرمی بود که دوست هنرمند و فرهیخته‌ای چون شما در این دوره حضور داشت.
      در طول دوره از خوندن پیام‌های دقیق و هوشمندانۀ شما لذت بردم.
      مشتاقانه در انتظار خوندن نوشته‌های شما خواهم بود.
      شاد و برقرار باشید.

  222. سلام به استاد گرامی که در کارش بی‌نظیر هستند.
    شرکت در این دوره یکی از بهترین تصمیمات سال 1400 بود.
    وقتی به نویسندگی فکر میکردم همین که می‌نویسم کافيست. هیچ هدف معین و دقیقی نداشتم، نه رسانه شخصی، نه معرفی خودم، نه انتشار و بازخوردی، نه حتی شناخت کافی از خودم داشتم. این دوره نه اون ماهی بود بلکه اصل یاد دادن ماهیگیری بود. و مسیری را برای من باز کرد، به امید خدا تا آخر عمرم میتونم برم. در من انگیزه، تعهد، عشق به نویسندگی را ایجاد کرد.و به من یاد داده شد که نویسندگی را چطور میتونم به یک لذت تبدیل کنم و همیشه پویا و سرزنده قلم بزنم. و چگونه از خودم اثری ماندگار خلق کنم. و یاد داده شد که چگونه داشتن یک سایت خوب و یک پیچ عالی میتواند در پیشبرد اهدافم به من کمک کنه. و تازه فصل تمرین کردن و مهارت پیدا کردنم شروع شده، شما استاد عزیز خیلی بیشتر از بهایی که پرداختم، برایم ارزش ساختید. و اینکه اینگونه متعهدانه ارتباطات تان را با ما حفظ کردید، برام فوق‌العاده و خارج از انتظار بود. بابت این آشنایی همیشگی سپاسگزارم 🙏 و به این آشنایی افتخار میکنم.

    1. سلام زهره خانم نبی زاده نازنین
      پیام پر مهر شما برام خیلی خیلی ارزشمنده.
      شما انسان بسیار شریف و نازنینی هستید.
      حضور مثبت شما در کلاس باعث می‌شد حس خوبی به جلسات داشته باشم.
      امیدوارم همیشه در مسیری که هستید بدرخشید.
      با آرزوی بهترین‌ها.

  223. استاد اخرین کلماتش را هم میگوید و دراخر خداحافظی می کند .انگار دنیا برایم تمام شده است ودیگر چیزی نیست که به آن دل خوش باشم .بغض گلویم را می فشرد .معمولا از هندزفر ی استفاده نمی کنم .آن را با اشک از توی گوشم در می آورم واز کلاس اسکای روم خارج می شوم . پنداری که دیگر اورا نخواهم دید اما فکر دوهفته دیگر روز دوشنبه به من جانی دوباره می بخشد .
    استاد شاهین کلانتری عزیزو بزرگوار این کلاس خیلی خوب بود حس می کنم ی ادم دیگه ای شدم با اطلاعات بهتر در مورد نویسندگی که می تواند بهتر بنویسد اما قطعا این کافی نیست وباید تلاش کنم که در این عرصه جزءبهترینها باشم .
    استاد عزیزو ارجمندم ، اگر کلاس به سمت عملی تر پیش برود ،بهتر از این هم می شود ، وچقدر عالیه که کلاس پیرنگ رو در تابستان قرار تشکیل بدید .این کلاس واقعا روحیه ام رو دگرگون کرد بازهم ممنون از تدریس عالی شما .🌹🙏🙏

    1. سلام مژگان خانم حاتمی عزیز و نازنین
      من شما رو تحسین می‌کنم. جدیت شما، پیگیری شما، ذوق شما بسیار درخشانه.
      پایان این کلاس آغاز دوستی ماست. و من با تمام توانم در کنار شما دوستانم خواهم بود.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      امیدوارم قلبتون همیشه پر از شادی باشه.

  224. استاد شاهین کلانتری عزیز بابت دوره ی نویسندگی خلاق، درس خودشناسی به من دادید که من رو به آرزوهایم نزدیک تر کرد. ممنونم که انقدر استاد خوب و صبوری هستید. 😍❤️
    با تموم شدن این دوره اول خیلی غصه دار شدم اما بعد با یاد آوری شرکت در دوره های دیگرتون غصه رو تموم کردم. ممنون از آموزش های فوق العاده ی شما💙

    1. سلام پریان ماه و عزیز
      تو خیلی خوش ذوق و خلاق و پرشوری.
      از آدم‌هایی هستی که با حضورشون در یک فضا اونجا رو پویاتر می‌کنن.
      اسم زیبای تو رو در ذهنم ثبت می‌کنم و بی‌صبرانه انتظار خوندن نوشته‌های خوب تو رو می‌کشم.
      شاد و برقرار باشی.

  225. ساعت ۷ و نیم صبح ، روز شنبه ! ذهن من امروز روزه گرفته و باید تا موقع افطار صبر کند چیز هایی که روزه جسم را ، باطل می کند خوردن و اشامیدن ،
    چیز هایی که باعث می شود‌ ذهن من را در گیر خود کند دیدن فیلم ، خواندن کتاب ، اخبار و پرسه زدن در کوشی موبایل ، یادش بخیر ! اولین سالی که به سن تکلیف رسیدم پدرم گفت : طاهره !
    باید امروز روزه ی گنجشکی بگیری ! اگر تا ظهر اذیت نشدی روزه ات را ادامه بده من هم ، امروز می خواهم ذهنم ازاد باشد و گاهی هم بنویسم این اولین چالش من است باید یکروز کامل ، از اخبار و فیلم دیدن و توی واتساپ و اینستاگرام چرخیدن ، پرهیز کنم قلم و کاغذ را برمی دارم شروع می کنم به نوشتن ، مثل اینکه واژه ها منتظرمن بودند همه یک لبخند خاصی برلب دارند و به من خوش امد می گویند من به انها گفتم از استاد کلانتری تشکر کنید که این چالش را برای ما گذاشتند برای من که خیلی جالب بود موبایلم ، تعجب کرده بود حتی در بدترین شرایط من انرا فراموش نکرده بودم مرتب بااو بودم بروم تا وقت است بنویسم (نام داستانک یکروز بدون دغدغه)
    طاهره ترسلی

  226. سلام و درود فراوان بر استاد نازنینم
    این کارگاه آنقدر برای من الهام بخش بود که کلمات از بیانش قاصرند.
    مرسی که دغدغه ی نوشتن را در ذهن ما کاشتید. امیدوارم که بتوانم پرورنده ی خوبی باشم.
    آنقدر این مدت با نویسندگی زیسته ام که قلم و دفترم را با خود به رختخواب میبرم و در خواب هم به نوشتن می اندیشم.
    مامان خانه را با جارو برقی تمیز میکند و من در خواب خلا جارو برقی را بسان مغز انسان ها میبینم که پلشتی ها و کثافط ها را میبلعد.
    در پیاده روها که قدم میزنم با دیدن لاستیک ماشین ها به یاد تردمیل زمان می افتم. به فکر اینکه چقدر قربانی عجله ایم. و خیابان، رفتن و نماندن را در ذهنم تداعی میکند. اینکه اگر نجنبی هر آن ممکن است زیر گرفته شوی.
    در این مدت کوتاه که البته درازای آن قابل وصف نیست، رفاقت با قلمم را بیشتر کرده ام و اگر صفحات را روزانه یکی پس از دیگری سیاه نکنم انگار آن روز را به بطالت گذرانده ام.
    تجربه ی شما آقیانوس بود و ما در برابرش قطره ای. امیدوارم این قطره پس از رسیدن به آبیِ آب، دریا شود.
    مرسی که در این مسیر همواره همراه ما بودید و ما را ساختید. زیبایی های زندگی رفیقتون.
    سایتون مستدام. شاگرد همیشگی شما مریم پاچنگ

    1. سلام مریم نازنین
      شما از بهترین‌ها بودید در این دوره.
      من همیشه لذت می‌بردم از دیدن نظرات و پرسش‌های شما.
      چقدر لذت بردم از خوندن این پیام زیبای شما.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن و همینطور زندگی خوش بدرخشید.

  227. با سلام استاد عزیز
    شرکت در دوره نویسندگی خلاق برایم بهترین اتفاق سال ۱۴۰۰ بود.
    قبلی از این دوره، نمی‌دانستم از کجا شروع کنم برای این که بتوانم نویسنده شوم. ذهنم آشفته بود. این دوره با تمرین های فوق العاده و طبقه بندی شده به ذهنم نظم داد. تمرین هایی که مختص به دوره‌ خاصی نیستند و همچنان ادامه دارند. اولین جلسه یادم هست گفتید که با این دوره میتوانید مربی نویسندگی خودتان شوید که برایم جالب بود و الان متوجهش شده ام.
    ممنونم که این فرصت درخشان رو به من دادید.
    امیدوارم که همیشه سلامت و شاد باشید.

    1. سلام ساقی خانم محمدی گرامی
      خوشحالم که چنین حسی به دوره دارید.
      شما انسان بسیار شریف و نازنینی هستید.
      افتخاری که تونستم به واسطۀ این دوره با شما آشنا بشم.
      نگاه شما به تمرین‌ها جای تحسین داره.
      با قدرت ادامه بدید.
      با آرزوی بهترین‌ها.

  228. عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی
    مدتها بود شاید بیش از یک سال که صفحه شما رو دیده بودم و میخواستم حتما در دوره شما شرکت کنم اما شرایط جور نمیشد. حدود سه ماه قبل از ثبت نام دوره، بسته کپی رایتینگ رو خریداری کردم و واقعا از محتوای کاربردی و بی نظیرش لذت بردم و بهم خیلی امید داد که بتونم در کلاستون خیلی چیزهایی رو که آرزوی یادگیری اش رو داشتم تا بتونم بنویسم یاد بگیرم. روز مصاحبه خیلی هیجان داشتم. وقتی باهاتون صحبت کردم و در انتها پرسیدم آیا میتونم وارد کلاستون بشم؟ شما خیلی با امید باهام صحبت کردید و واقعا برام دلگرمی بود. کلاسها فوق العاده بودند. از اواسط دوره از اینکه بالاخره این کلاس تموم میشه دلم میگرفت. اما تعهد شما برای تربیت کسانی که بتونند بنویسند انقدر زیاد بود که امیدوار بودیم این ارتباط دائمی باشه و همینطور هم بود. نوید باز هم کنار هم بودن و باز هم نوشتن. از این همه دلگرمی، شور، امید، این همه حرفه ای بودنتون، این همه مطالب ارزشمند و کاربردی که بهمون دادید و هیچوقت نگذاشتید دچار ترس و یاس بشیم بینهایت ازتون ممنونم. ما راه رو تازه شروع کردیم و من خیلی به این شروع امیدوارم. ترس از نوشتن بخصوص برای من که سراغ رمان نوشتن نمیرفتم در من ریخت. الان با تکنیک هایی که بهمون یاد دادید و دامنه مطالعاتی که در اختیارمون گذاشتید امید دارم بتونم با تمرین و مطالعه به زودی رمان بنویسم. ممنون. ان شاء الله نتایج زحمات شما برای همه شاگردهاتون نوشته های با کیفیت و درخشان باشه. خیلی ارادت داریم. پیروز و سربلند باشید.

    1. سلام زهرا خانم سالاریان نازنین
      خیلی خوشحالم شدن از خوندن این پیام از مهر شما.
      من هر وقت توی کلاس چشمم به اسم شما می‌افتاد خوشحال می‌شدم.
      مطمئنم که شما با ذوق و همتی که دارید می‌تونید یه رمان خیلی خوب بنویسید.
      با آرزوی بهترین‌ها.

  229. سلام جناب کلانتری.
    من عاشق گوش دادن به پادکست هستم. یک روز داشتم پادکستی گوش می دادم که سخنور این موضوع را بررسی میکرد که آدم ها چرا تلاش می کنند؟ بعد مثال زد یک مجسمه ی سنگی در زمانی ساخته شده که انسان حتی تا آن موقع گِل را هم کشف نکرده بود! چطور این وسط یکی حاضر میشود احتمالا همه عمرش را پای چیزی بگذارد که به معنای واقعی هیچ نتیجه و سودی نداشته؟!
    انسان چرا تلاش می میکند؟
    از اینجا به این جمع بندی رسید که انسان ها تلاش میکنند چون فارغ از نتیجه، از تلاش کردن کیف میکنند!
    اگر بگویم از آگاهی به این موضوع اشکم درآمد اغراق نکردم. من در آن موقعیت از غمی عظیم رنج میبردم. برایم هیچ چیز معنی نداشت حتی بودن خودم. من هیچوقت فکر نکرده بودم چیزهایی که خوشحالم میکنند می‌توانند وجود داشته باشند صرفا چون خوشحالم میکنند! من همیشه اینطور فکر میکردم که کاری که میکنم یا باید پولساز باشد یا تایید و تشویق دیگری را بگیرد. در غیر این صورت چرا تلاش کنم؟!
    اما با شنیدن آن صحبتها فکر کردم خب این همه بیرون از خودت دنبال خوشحالی بودی چه شد؟
    میخواهم بگویم من به جایی رسیده بودم که جز انتخاب خوشحالی ای که از درون بجوشد انتخاب دیگری نداشتم.
    این شد که نشستم و فکر کردم چه چیزهایی مرا زمانی یواشکی خوشحالم میکرده اما چون به نظرم بیهوده بوده رهایش کردم.
    اولش سخت بود. هیچی به ذهنم نمی آمد. حس گمشدگی داشتم. بعد کم کم لیستی که مینوشتم زیاد و زیادتر شد. بین همه ی اینها با نوشتن خاطرات بیشتری داشتم. به یاد روزهایی افتادم که چیزهایی شبیه شعر میگفتم. به یاد آن روزی که میخواستیم از مشهد به شهر دیگری مهاجرت کنیم و بخاطر اینکه نتوانسته بودم بین کتابهایم انتخاب کنم همه شان را در چمدان چپاندم و اضافه بار خوردیم!
    به یاد دفترهایی افتادم که دوست داشتم فقط برای نوشتن بخرم.
    نوشتن همیشه جلو دیدم بود اما نمی دیدمش! عجیب نیست؟
    این شد که یک شب به سرم زد واژه “نویسندگی” را در کست باکس جست‌وجو کنم. هرچند از ذهنم رد شد: “آخه نوشتن چه ربطی به پادکست داره که دنبالش بگردی” .
    ولی با کمال تعجب دیدم یک نفر با هزار و اندی فالوور رادیو نویسندگی را، راه انداخته. فقط گوش دادن به اولین قسمت و صدای دلنشین و گرمتان کافی بود تا با شوق به پیج و سایتتان یورش ببرم!
    یک هفته به لایو های شما گوش دادم و در طول روز 5 دقیقه تا یک ساعت مینوشتم. از خودم و از این همه حرفی که داشتم تعجب میکردم. مثل کسی که سالها گرسنه است و تازه به غذا رسیده.
    بعد از آن یک هفته در کلاس نویسندگی خلاق اسمم را ثبت کردم. دروغ چرا ده بار پشیمان شدم. اهریمن درونم هی میگفت: ” تو را چه به نوشتن؟ فقط داری پولت را هدر میدهی! چند ماه هم است که سرکار نمیروی. حالا همین چندرغاز هم که داری هدر بده!” محلش نمیدادم. بغضم میگرفت اما محلش نمیدادم.
    تا روزی که وقت مصاحبه با شما رسید. نفس تنگی، تپش قلب، حالت تهوع و ترس همه ی احساساتی بود که داشتم. اولین خواست شما این بود که خودم را معرفی کنم. هیچی به ذهنم نمی رسید. جوابم، جوابی کلیشه ای بود مثل همه وقتها. ماه گل مرتضایی 26ساله از مشهد…
    سوال های سوال برانگیزی می پرسیدید و من فهمیدم چقدر هیچی درمورد خودم نمیدانم. اما یادم است وقتی پرسیدید: “میخواهی با نوشتن به کجا برسی؟” اینبار کلیشه ای جواب ندادم. گفتم: “میخواهم با نوشتن بتوانم به خودم اعتماد کنم. این تنها چیزی است که این روزها به آن احتیاج دارم” . این جواب از ته دلم برخواست.
    گاهی با اینکه تمرینات کلاس برایم دشوار بود (مخصوصا قسمت انتشار) اما به یاد هدفم، قدم به قدم با شما پیش آمدم.
    و این شد که بی شعار، من با نوشتن به خودم متعهد شدم. تعهدی که در پی آن نه کسی مرا تشویقی میکند نه در قبال آن پاداش و مزدی میگیرم. من می نویسم چون دریافته ام تعهد به خودم یکی از چیزهایی است که از درون مرا خوشحال نگه میدارد.
    در آخر جملاتی از خودتان را میگویم که در ذهنم همیشه هستند:
    -رشد، حلزونی اتفاق می افتد.
    -از بد نوشتن نترسید.
    -حس آبکی بودن نوشته هایت تا ابد با تو خواهد ماند.
    -تا سالها هیچ کس نوشته های تو را نخواهد خواند.
    -نوشتن فقط برای نویسنده شدن نیست.
    خلاصه ممنون که این راه را انتخاب کردید و بی خیال نشدید.

    پ.ن: این چندمین بار است پیام را برایتان در سایت می نویسم اما ثبت نمی شود.
    بعضی از دوستان دیگر هم این مشکل را داشته اند.
    امیدوار اینبار حرفهام به دستتان برسد!

    1. سلام به روی ماهت ماه گل نازنین
      چقدر من لذت بردم از خوندن این نوشتۀ درخشان.
      یک روایت جذاب و شیرین و الهام‌بخش.
      همین نوشته به وضوح ذوق و مایۀ شما در نوشتن رو نشون می‌ده.
      و این جمله چقدر عمیق و درخشانه: «می‌خواهم با نوشتن بتوانم به خودم اعتماد کنم.»
      من امیدوارم همیشه خوش بدرخشی ماه گل نازنین.

  230. استاد واقعا ممنونم از برگزاری این دوره و نکاتی که گفتید. در طول این ده جلسه انگار که هفتهٔ من از پنجشنبه‌ها شروع شد و روزهای دیگه که تمرین‌هارو انجام می‌دادم حس رضایت داشتم از خودم. درواقع فکر می‌کردم نوزادی هستم که تازه داره راه رفتن یاد می‌گیره و تجربه می‌کنه تا راه بیفته.
    و اینکه به وضوح دارم تغییری که تو قلمم ایجاد میشه رو حس می‌کنم و هر بار که بیشتر می‌خونم و می‌نویسم، این تغییر واضح تر و روشن تر میشه برام. و البته اعتماد به‌نفسی به برای انتشار نوشته‌هام پیدا کردم خیلی بیشتر از سه، چهار ماه گذشته‌ست.
    من از اول دوره یه پیجی ساختم اما تازه این یکی دو هفته پنج‌تا پست توی صفحه اینستاگرامم منتشر کردم و این از نظر خودم پیشرفت بزرگیه.
    خیلی خیلی ممنون از انگیزه‌ای که ایجاد کردید و مطالب ارزشمندی که بی‌دریغ دراختیارمون گذاشتید😍🌸

    1. سلام مبینا جان
      تو از تحسین‌برانگیزترین افراد نسل خودت هستی.
      من همیشه از خوندن کامنت‌های دقیق و خلاقانۀ تو لذت می‌بردم.
      مطالب تو اینستا رو هم خواهم خوند.
      با قدرت ادامه بده مبینای خلاق.

  231. سلام جناب آقای کلانتری. من دوره چهل رو با شما گذروندم. با چیزهایی که از شما آموختم می‌تونم با انسجام بیشتر و خطای کمتر بنویسم. دوره‌ی ما تموم شده اما با شما و هم‌چنین هم‌دوره‌ای هامون دوست هستیم و تبادل نظر می کنیم. شما مسیر کوتاه‌تر و درست را به من آموختید.

    1. سلام مجتبی جانم
      حضور شما مایۀ افتخار من بود.
      شما از عزیزترین دوستان من هستی.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی.

  232. سلام و درود بر استاد کلانتری گرامی
    خیلی خوشحالم که پس از مدتها پیگیری آثارتان افتخار شاگردی شما نصیبم شد. در تمام جلساتی که موفق به شرکت در کلاستان شدم، به معنای واقعی کلمه از تک‌تک لحظات حضور در کلاستان درس گرفتم و لذت بردم. امیدوارم بتوانم این فوت‌وفن‌های نویسندگی را در ترجمه‌هایم به خوبی پیاده کنم و قلم زیباتر و تراشیده‌تری داشته باشم.

    برای من که سالها معلمی کرده‌ام و با شگردهای تدریس و معلمی آشنا هستم، روش کلاس‌داری شما و جاذبه و دافعه‌ هوشمندانه‌ای که در کلاس داشتید بسیار جذاب و دلنشین بود. با اینکه محتوای جذاب و پربار کلاس را به اشتراک می‌گذارید روزهایی که موفق به شرکت در کلاستان نمی‌شدم افسوس می‌خوردم. چون شرکت در کلاس شما برایم مثل شرکت در یک بازی هیجان‌انگیز بود. و من که سالهاست در تلاشم درس و مدرسه را به یک بازی هیجان‌انگیز تبدیل کنم، ارزش این کار را به خوبی می‌دانم.

    چند خاطره جالب از کلاستان دارم، که یکی از آنها را دوست دارم در اینجا بنویسم؛ یک بار دخترم، که در دبیرستانی در کانادا تحصیل می‌کند، چند عکس نشانم داد که معلم ریاضی‌‌اش در کلاسشان به اشتراک گذاشته بود. عکس‌هایی خانوادگی که در بیمارستان همراه همسرش و نوزادشان گرفته بود. و من در دلم این صمیمیت کانادایی را تحسین کردم. چند روز بعد، شما هنگام بحث در مورد داستان «آلبوم» از مهشید امیرشاهی، عکس‌هایی خانوادگی از دوران کودکی به اشتراک گذاشتید. چقدر برایم جذاب و تحسین‌برانگیز بود که به فاصله چند روز، یک حرکت صمیمانه از دو معلم جدی و خلاق در دو سر دنیا مشاهده کردم.

    با تشکر از درس‌های ارزنده شما
    هانیه علیایی
    معلم ریاضی، مترجم انگلیسی

    1. سلام خانم علیایی عزیز و ارجمند
      من خیلی خوشبختم که دوست فرهیخته و نازنینی چون شما دارم.
      کاش توی دنیا آدم‌های مثل بیشتر و بیشتر بودن.
      حضور شما برای من مایۀ سعادت و افتخار بود.
      چقدر لذت بردم از خوندن این پیام ناب شما. چقدر این خاطره شیرین بود برام.
      امیدوارم همیشه و همیشه و همیشه خوش بدرخشید.

  233. دوره ی بسیار عالی و جالبی بود حال هوای نوشتن را در من عوض کرد.
    قبلا از نوشتن فراری بودم اما الآن برای نوشتن شوق و ذوق دارم.
    استاد کلانتری شما واقعا عالی هستید.
    بسیار متشکرم🌹

    1. سلام فاطمه منظوری نازنین
      چقدر خوشحالم که چنین حسی داره.
      جای تبریک داره به نظرم. چون این خیلی مهمه تو مسیر نوشتن.
      امیدوارم که همیشه با همین جدیت و اشتیاق به نوشتن ادامه بدید.
      مشتاق دیدن موفقیت‌های روزافزون شما هستم.

  234. درود استاد گرامی
    حضور من در کلاس نویسندگی خلاق در
    کنار دوستانی که هدفی مشترک ما را به هم پیوند می داد بزرگترین شانس زندگی من بود و شاگردی در محضر شما از مصادیق بارز نغز بازی روزگار.
    نامتان را به عنوان یکی از تاثیرگذاران مسیر زندگی‌ام هیچگاه فراموش نخواهم کرد.
    سخاوت و صمیمیت شما در عرضه ی دانسته هاتون ستودنی ست. و امیدوارم فارغ از آموزش های پر بار شما در خصوص نویسندگی، از حسن خلق و سخاوت شما نیز بیاموزم.
    فایل های ذخیره شده ی جلسات کلاس مثل گنجینه ای ست که همیشه همراهم خواهد بود و قصد دارم در یک فرصت استثنایی دوباره از ابتدا با تمرین ها همراه شوم.
    بی نهایت سپاس از اینکه مسیر یادگیری_ این امر مقدس- را برایمان هموار می کنید.

    1. سلام خانم توکلیان پور عزیز و خوش قلب
      اسم شما در ذهن به نیکی و مهربانی ثبت شده.
      افتخار من بود که تونستم در این دوره با عزیز گرانمایه‌ای چون شما آشنا بشم.
      از صمیم قلبم براتون زیباترین و بهترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

    1. چون لایوهای هفت صبح یه مشوقیه برای سحرخیزی. ضمن اینکه جنس موضوعات جوریه که بهتره صبح دریافت بشه.

  235. درس معلم گر بود زمزمه محبتی
    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
    مطمئنا درس شما زمزمه محبت بود.درسته بنا به شرایطی من نتونستم در تمام جلسات شرکت کنم.ولی از شما درسهای زیادی گرفتم.آرامش شما موقع تدریس برای همیشه در ذهن من ماندگار خواهد ماند.
    با تقدیم قشنگترین آرزوها برای شما استاد ارجمندم جناب آقای کلانتری
    ارادتمند شما باران

    1. سلام باران عزیز و ارجمند
      خوشحالم که چنین حسی دارید.
      شما انسان بسیار شریف و نازنینی هستید.
      با قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      هر جا هر مسئله‌ای بود که حس کردید کمک من می‌تونه مفید باشه به من بگید.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  236. سلام خدا قوت مهربان استادم
    خدا رو سپاس که در این دهه از زندگی هم چون کودکی ابتدایی بر روی نیمکت کلاست نشستم و تو چون بهترین معلمانم با صبر و طمانینه یاد دادی چگونه قلم در دست بگیرم و بنویسم .معلمم تو را سپاس

    1. سلام خانم ایرانپور نازنین و ارجمند
      سعادتی بود برای من آشنایی با عزیزی چون شما.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن و زندگی بدرخشید.

  237. هیچ وقت اهل خاطره نویسی نبودم. به خاطر نوع حافظه، همه چیز از کودکیم مثل فیلم همراهمه. شاید اصلا دوست ندارم شما برام خاطره بشین، بیشتر دلم میخواد تا زمانی که مینویسم حضور شما تو صفحات نوشته هام حس بشه. ممنون از تمام محبتتون و هر آنچه بدون ذره ای تردید به ما آموختین. یادگاری من شاید روزی کتابی باشد که به کمک شما مینویسم ،حتی شاید خیلی سالهای دور.
    امیدوارم روزی جزئی از شاگردان موفق شما باشم.

    1. دوست خوب و نازنین من، المیرا جان
      یکی از بهترین اتفاقات این دوره حضور شما بود.
      شما جزو افرادی هستی که بسیار خلاقانه و دقیق در بحث‌ها مشارکت می‌کنن.
      می‌دونم که می‌تونی نویسندۀ فوق‌العاده‌ای باشی.
      امیدوارم همیشه خوش بدرخشی.

  238. سلام اقای کلانتری.
    فقط خواستم بگم سایت شما چنان جوش وخروش و حرکتی تو دل آدم میندازه که نمیدونم چه جوری توصیفش کنم.
    از صمیم قلب براتون آرزوی سلامتی و دل خوشی میکنم.

    1. سلام به روی ماه مریم خانم رحمانی
      خوشحالم که به اینجا چنین حسی داره.
      من این سایت رو دوست دارم، چون واسطۀ آشنایی با عزیزان خوش قلب و مهربانی مثل شماست.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

  239. با سلام و درود
    استاد نمی دانم با چه زبان و بیانی از شما تشکر کنم !
    جلسات نویسندگی خلاق برای من بسیار پر بار و مفید بود
    من نه فقط که در مورد نویسندگی آموختم ؛ از بیان ،حوصله ،ادب ،صبر ، احساس مسؤلیت بالا وجدان کاری ،آرامش ،خوش خلقی شما درس گرفتم
    من که فکر می کردم برای هر کدام از ضعفهایم باید یک دوره آموزشی را بگذرانم با حضور در این کلاس توانستم به خودم بگویم که می توانم و این حس قدرت و توانایی بزرگی به من بخشید از شما سپاسگزارم و آرزوی موفقیت در تمام عرصه های زندگی را برایتان از خداوند مهربان مسئلت دارم
    خدایا شکرت برای همه نعمتهایت🙏🌸

    1. سلام خانم زرلانی نازنین و ارجمند
      شما به من محبت دارید. نظر لطف شماست.
      از اینکه دوست فرهیخته‌ای چون شما دارم خیلی خوشحالم.
      امیدوارم زندگیتون همیشه سرشار از شادی و سلامتی باشه و بتونید با تمام وجود از خوندن و نوشتن لذت ببرسید.
      ارادت بسیار.

  240. سلام و عرض ادب و احترام
    استاد ارجمند
    شاهین کلانتری گرامی
    قبل از آشنایی با دوره ، نوشته هایم در حد متون دانشگاهی و متون حقوقی بود ، بعد از فارغ التحصیلی و ورود به دنیای کار ، با سبک و سیاق نوشته های حقوقی بیشتر آشنا شدم و دیدم اگر در یک لایحه یا متن حقوقی ، هر چقدر از کلمات دور از ذهن و سنگین تری ، استفاده می شد ، ظاهرا آن متن برجسته تری قلمداد می شد .
    همیشه برایم سوال بود ، چرا علما و اساتید علم حقوق سعی نمی کنند با زبان ساده تری کتابهایشان را بنویسند ،چرا قانونگذاران از گذشته قوانین را با کلمات و جملات پیچیده ای نوشته اند که اکنون باید صدها جلد کتاب در شرح و تفسیر قوانین نوشته شود و جدال بین علما و اساتید علم حقوق ، در اینکه کدام تفسیر از قانون ، مد نظر قانونگذار است ، تا ابد ادامه داشته باشد .
    اما بعد از گذراندن دوره ، به یقینم افزوده شد که همه اینها قابلیت این را دارد که ساده نوشته شوند و قابل فهم برای عموم باشد .
    بیشتر از قبل دانستم که این هنر نویسنده است که بتواند مطلبی تخصصی را هم به زبانی ساده بنویسد .
    کل دوره تجربه شیرینی بود ، در دنیاهایی سیر کردم ، لذت بردم . میخواهم مزه مزه اش کنم . از هر لحظه اش کیف کنم .
    بیش از هر چیز از نوشتن قطعات مسرور می شوم . از آغاز دوره تا کنون علاوه بر نوشتن صفحات صبحگاهی ، نوشتن قطعه را هم ترک نکرده ام .
    از ساده نویسی خیلی لذت می برم ، کاری که سالها ، به جبر زمانه ، خلافش را انجام دادم .
    خدا را سپاس که با شما و دوره آشنا شدم و قدم به قدم در مسیر جلو رفتم ، دیگر نوشتن یکی از دلخوشی های من در زندگی است .

    همیشه شاد و پرتوان در راه اعتلای فرهنگ این مرز و بوم بدرخشید .

    🌿🌿🌿

    1. سلام به روی ماه شما خانم گلچیان بی‌نظیر
      چه نگاه درست و فوق‌العاده‌ای. بسیار لذت بردم از خوندن این پیام جذاب و هوشمندانۀ شما.
      چقدر خوب که شما این نگرش رو به سادگی در نگارش دارید.
      من براتون آرزوی موفقیت‌های روزافرون دارم، و مشتاقانه در انتظار انتشار آثار شما هستم.
      شاد و سلامت باشید.

  241. سلام استاد گرامی. چند ماه پیش چند وقتی بود که حس می کردم باید بنویسم. باید برای این ذوقی که در دلم می جوشید کاری می کردم.در گوگل سرچ کردم کلاس نویسندگی.اولین سایت را باز کردم و ثبت نام کردم. چقدر خوش بخت بودم که اولین انتخابم مرا به اینجا هدایت کرد. هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم من اکرم..عاشق علم فیزیک روزی آنچنان شیفته نوشتن شوم که هر روز صبح ساعت ۶ آماده شوم برای لایو و صفحات صبحگاهی هر روز و بنویسم از زبان درخت و گنجشک و دیوار و کوچه و… قبل از آن مرده بودم مرده ای که راه می رود می خورد می پوشد صحبت می کند زنده شدم با خواندن و نوشتن روزانه حالا هدف دارم و می خواهم با شما تا آخر همراه باشم. سپاسگذارم از تلاش تان در راه رشد آگاهی که مطمئنا کائنات پاسخی سزاوار نصیبتان خواهد کرد.
    شاگرد شما اکرم.

    1. سلام اکرم عزیز و ارجمند
      سعادتیه برای من که با دوست نازنینی مثل شما آشنا شدم.
      چقدر خوشحال شدم از خوندن کامنت زیبای شما.
      امیدوارم همیشه در مسیر نوشتن بدرخشید.

  242. من از استاد کلانتری ارجمند ممنونم که ! راه نوشتن را به من یاد داد من خودم احساس می کنم که نوشته ها یم با من حرف می زنند امروز از همسرم شنیدم که گفت : نوشته هایت جان گرفتند من در برنامه ام است که یک رمان ، داستان های کوتاه و خاطرات کودکی خودم را به صورت کتاب در بیارم از جناب استاد کلانتری که ، چراغ راه نویسندگی را ، برای من روشن کرد ممنون و سپاسگزارم

    1. سلام خانم ترسلی عزیز
      شما از بهترین‌هایید.
      حضورتون در دوره مایۀ دلگرمی من بود.
      شما از افرادی هستید با حضور خودشون در جمع، جمع رو زیباتر می‌کنن.
      امیدوارم همیشه خوش باشید و بدرخشید.

  243. سلام و درود بی پایان بر حضور شما،حرف هایتان و دوستانی که در این دوره از زندگی به من هدیه داده شد پایانی نیست و همیشه با من خواهند ماند. خوشحالم این شانس رو داشتم و ممنون که باعث شدید با قلمم دوستی صمیمانه تری تجربه کنم.

    1. سلام خانم سجادیان عزیز و ارجمند
      من همیشه کیف می‌کردم از دیدن کامنت‌های شما در کلاس.
      شما بسیار خوش ذوق و دقیق هستید.
      امیدوارم قلبتون همیشه پر از شادی باشه.

  244. سلام به استاد مهرو جان آقای کلانتری نازنین ،
    پیش از آشنایی با شما و شرکت در کلاس نویسندگی خلاق ، درسته که می نوشتم و دو‌ کتاب مشترک منتشر کردم اما همیشه قدم هایم نامطمئن و همراه با ترس بود ، همیشه از انتشار می ترسیدم ، اعتماد به نفس لازم برای این کار را نداشتم و جالبه که داستان و نوشتن رمان را دوست داشتم اما برایم غیرقابل دسترس بود و هیچ گاه در خودم نمی دیدم که داستانی حتی از نوع کوتاهش بنویسم ، و جسارت انتشارش را هم داشته باشم ، اما هم نوشتم و هم به مرحله چاپ رسوندم
    ،از جلسه اول تمام کتاب های معرفی شده و تمرینات را در کنار کارم خواندم و انجام دادم و حس می کنم به آموزشی که از شرکت در کلاس مدنظرم بوده رسیده ام ، اگرچه به علت تفاوت زمانی که با تهران داشتم در کنار کار پرمشغله ،دوسه جلسه ای را نتوانستم شرکت کنم اما با عشق و علاقه همه تمرین ها و درس ها رو یادگرفتم و انجام دادم ، هنوز اول این راه هستم ، و با جدیت تمامی فایل ها و درس های ذخیره شده را مرور می کنم ، نکته بسیار قابل توجه در کلاس شما که منو ترغیب به شرکت در کلاس های دیگر شما می کند ، انرژی فوق العاده خوبتون ، طرز بیان روان و در عین حال پرمحتوایی است که همیشه دارید ، کتاب هایی که بصورت سازمان یافته و متناسب با هر درسی به ما معرفی شد ، بویژه دوست همیشگی من ، کلمه برداری نازنین از بطن اون کتاب های خاص که شیفته این کار شده ام 🌺🌺
    و در آخر تاکید بسیار شما بر نوشتن ، فارغ از دغدغه چه نوشتن 👍و خیلی ایده جالبی که منو متعجب کرد و کلی ذوق کردم ، این ارتباطیه که قطع نمیشه ، که برای من بسیار حیاتی و باارزشه ، مثل یک انجمن بین المللی فرهنگی از سراسر دنیاست و بنظرم کار بسیار گرانبها و پر ارزشیه 🙏🌹🌹
    غیر از کلاس نویسندگی برای من کلاس فرهنگی و توسعه فردی هم بود. سپاس فراوان برای این همه دانش و توانایی که دارید و خالصانه در اختیار ما می گذارید🙏🙏🙏🙏🌺🌺🌺
    یکی از جملاتی که از شما همیشه توی ذهنم ماندگار شد و باعث تحول بزرگی در من شد :
    هنرمند می بخشه ، اینقدر غنی کار کنید ، که نگران این نباشید که حالا نوشته ای از شما بدون ذکر نامتون برداشته میشه ، این جمله ای بود که مثل جرقه ای بطور کلی فضای فکری منو تغییر داد و تمام تلاشم در حال حاضر فقط برای تولید است و استمرار بر نوشتن .
    پروژه های زیادی توی ذهنم دارم و تلاش می کنم که بهشون برسم
    در پایان فقط میتونم بگم عالی هستید و ممنونم بابت درس هایی که ازتون یاد گرفتم استاد 🌺🌺چه در راستای توسعه فردی ، اخلاقی و بویژه در زمینه نوشتن و خواندن 🙏🙏🙏
    کلی ببخشید ، فکر کنم خیلی طولانی شد 🙂اما حیفم اومد کوتاه بنویسم اگرچه بازهم نمی توانم حق مطلب را به جا بیارم 🙏🌺🌺
    بی صبرانه منتظر دوره های بعدی هستم ، سالم و پایدار باشید 🌺🌺

    1. سلام سلام خانم حسینی نازنین
      خدای من، چه نوشتۀ زیبایی.
      نمی‌دونم چطوری حسمو نشون بدم. خیلی کیف کردم. امیدوارم شایستۀ مهر و محبت شما باشم.
      شما انسان بسیار شریف و نازنینی هستید.
      تو دوره از دیدن اسم شما همیشه خوشحال می‌شدم.
      امیدوارم تو مسیر نوشتن روز به روز بیشتر بدرخشید.

  245. شما و دوره هایی که برگزار می کنید، لایوهایتان، سایتتان از قشنگ ترین لبخندهای خدای خوبم زندگی من هستند. من روستازاده ای بودم با شناسنامه ای بزرگتر از خودم برای همین سال اول مدرسه چون نه فارسی بلد بودم نه اسم شناسنامه ای ام را جا ماندم. اما لطف خانم معلم سال دوم کلاس اول و مهربانیش نجاتم داد. بعدها توانستم بخوانم ولی نوشتن مخصوصا نوشتن انشای خوب برایم آرزو شد. بعدها پراکنده می نوشتم. حتی کتاب هم چاپ کردم. البته ادعایی برای نویسنده بودن نداشتم. اما دوره صد داستان شما برایم شروع نوشتن جدی روزانه بود. بعدا صفحات صبحگاهی را جدی گرفتم و هر روز نوشتم. کم مانده هر روز نوشتنم یک ساله شود. بعدها سمپوزیوم نویسندگی بود. دوره خوبی بود ولی چون ساعت 7 صبح بود. بعضی روزها جا می ماندم و بعضی روزها راهی سرکار رفتن بودم خیلی مطلب را نگرفتم. ولی این را فهمیدم که اثر کلاس حضوری چیز دیگری است. شاید به همین دلیل حال دانشجویانم را که درس افلاین می گرفتند و امتحان آنلاین می دادند را تازه متوجه می شدم. اما دوره نویسندگی خلاق چون حالا اهمیت حضور در کلاس را فهمیده بودم. بجز کلاس فوق العاده همه را خدا رو شکر بودم. بعضی جلسات را مجدد گوش می دادم. در کنار اینکه یک دفتری با عنوان دفتر تمرینات دوره نویسندگی خلاق دارم که تویش هم یادداشت برداری می کنم و هم تمرینها را انجام می دهم. ممنون که رهامان نکردید و نشان دادید آموزش مداوم به معنی درست یعنی چی؟
    اگر بخواهم این همه را در یک جمله خلاصه کنم. شما هم معلم نجات دهنده من هستید. خدا را شاکرم که شما را در مسیر زندگی من قرار داد.

    1. سلام خانم قهرمانی عزیز و مهربان
      شما شخصیت ناب و تاثیرگذاری دارید.
      از افرادی هستید که حس و نظرشون برای من خیلی اهمیت داره.
      من سختکوشی و جدیت شما رو تحسین می‌کنم.
      باعث افتخار هستید.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت و برقرار باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *