دسته‌بندی: از نوشتن

از لغت‌مایه‌ها

  یک پوشه هم دارم در یادداشت‌گاهِ گوشیم به نام «لغت‌مایه‌ها»؛ مجموعه‌یی‌ست از واژه‌ها و پیشوندها و پسوندهایی که گاهِ‌ واژه‌سازی پی‌شان می‌روم. بخشیش فعلن

ادامه »

آرزوی شاعر

  نادر نادرپور سروده بود:   «ای اشکِ مهربان! چشمِ مرا نگاهی چون کودکان ببخش!»   دیدم برای خودم و شما چی آرزو کنم از

ادامه »

سلام طدیب ساعدی

  یک‌سری کوچه و خیابان هم در ذهنمان داریم. ترکیبی از آنچه در واقعیت دیده‌ایم، اما با فاصله‌های نامعمول؛ اینطور که در ذهن تو کوچه‌یی

ادامه »

کلمه+کلمه+کلمه+کلمه=کلمه

  کلاف کلماتم که سردرگرم شود، از کلافگی کرور کرور کلمه ‌را با علامتِ به‌اضافه وصل می‌کنم به هم؛ پنداری هر واژه عددی‌ست (که هست)

ادامه »

در واژه می‌فرساییم

  حوصله‌ی کلمات را سر برده‌ایم. حالا این وسط یکی عذاب وجدان می‌گیرد و دست به هر جنگولکی می‌زند تا دل واژه‌ها واز شود. اسمش

ادامه »

از سخا و سخن

  گاه‌گاهی تنها به شوقِ یافتن واژه‌‌های ترکیبیِ نغز و ناب سر می‌زنم به دیوان شاعران کهن. امشب هوس سنایی غزنوی کردم و همان اول

ادامه »

واژه‌های خطرپوش

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

نویساپَز

  گفت:‌ تو منتظری خوب بشوی که بنویسی و من می‌نویسم که خوب بشوم. این خوب گاهی ناظر بر حس‌وحال است و گاه مهارت. در

ادامه »

ضرر ننوشتن

  گاه که ‌کمتر می‌نویسم، و سپس پشیمان به درگاه پُرنویسی بازمی‌گردم، به این نتیجه می‌رسم:   ضرر کم خاندن را با نوشتن می‌توان جبران

ادامه »

فواید لغوی

  دیدم یکی از دلایلم برای رفتن سراغ برخی کتاب‌ها فقط «فواید لغوی» است. این عبارت را اول بار در برخی تحصیح‌های ایرج افشار از

ادامه »

نوشتن برای خودخنده‌زنی

  برای خندیدن به خودتان نوشته‌اید تا حالا؟ اصلن چه چیزی خنده‌دارتر از خودمان. لااقل تو خلوت که می‌توانیم به ریش خودمان بخندیم. هیچ تضادی

ادامه »

تن به توصیف

  گاه در آغازِ نوشتن جز وصفِ خودم راهِ دیگری نمی‌یابم:   «ولو شده‌ام روی تختم و شونصد تا کتاب را ریخته‌ام دور و برم

ادامه »

سنجه‌یابی در گزین‌گویه‌ها

  هرازگاهی در پاره‌های #تردیدار از سنجه‌هایم می‌نویسم، یعنی متر و معیارم در عرصه‌های گوناگون زندگی. یکی از منابعم در سنجه‌یابی گزین‌گویه‌هاست. البته نه اینکه

ادامه »

غرغنده در کلمات

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

نوشتارپریشی‌های یک قلم‌شیدا

  لذت این روزهایم: تولید و تماشای خرچنگ قورباغه. قلم‌شیدا بودم قلم‌شیداتر شده‌ام. مدام ماژیک به‌ دستم و کاغذ پُر می‌کنم. آرامشم می‌دهد. در همین

ادامه »

روی د‌ور نوشتن

  نوشتن یعنی تماشای زندگی روی دور آهسته.   اما پاسخ هر نویسنده‌یی به این‌ پرسش متفاوت است: چرا آدم باید زندگی‌اش را روی دور

ادامه »

بازیابی در نوشتن

  آیا نوشتن چیزی گمشده را به تو باز می‌گرداند؟   پاسخ آری به این پرسش، به این حس و تنها همین حس، ضامن تداوم

ادامه »

دوستان متن‌گستر

  از شیوه‌های متن‌گستر بسیار گفته‌ایم و خاهیم گفت. اینبار نوبت «دوستان متن‌گستر» است. شده هنگام گفت‌وگو با دوستی حس کنید کلید ماجرایی گشوده شده

ادامه »