فردیت یگانۀ ما
این پاره از «شب هول» هم برایم الهامبخش است: هنوز چند هفتهای از شروع کلاسها نگذشته بود که من، و شاید اکثر همکلاسیهایم دریافتیم محمد
این پاره از «شب هول» هم برایم الهامبخش است: هنوز چند هفتهای از شروع کلاسها نگذشته بود که من، و شاید اکثر همکلاسیهایم دریافتیم محمد
با کتاب «زبان زنده» اتفاقی آشنا شدم. چند لحظه ورق زدن این کتاب کافی بود که بفهمم به گنج رسیدهام. با خواندن این کتاب، دربارۀ
توی پرسههایم در فیسبوک با سایت فرهاد بابایی آشنا شدم. کنجکاوانه مجموعه داستان جدیدش را دانلود کردم و داستان اول این مجموعه چنان جاذبهای داشت
با همرسانیِ چیزهایی که دوست دارم انگار بهرۀ بیشتری از آنها میبرم. حالا برویم سراغ یکی از پیوج اینستاگرام: در میان صفحاتی دنبال میکنم، کپشنهای
انتشار ویدیو در یوتیوب را دوباره شروع کردم. اگر عضو کانال یوتیوب مدرسه نویسندگی بشوید در جریان انتشار ویدیوهای بعدی هم قرار خواهید گرفت. اما
پیشحرف: یکی از علایق من یافتن استدلالهای گوناگونی است که دربارۀ اهمیت داستانسرایی اقامه شده. بهزعم من دانستن چراییِ قصهورزی کمک میکند تا با جدیت
اولین صفحۀ دفتر که نانوشته بودنش هنوز وحشتزدهام میکرد، مثل منظرۀ زردی از ابدیت، مقابلم گشوده بود. چطور باید به لحظۀ نوشتن رمان میرسیدم؟ غرق
اشاره: این یادداشت را برای آلبومی اینستاگرامی نوشتم، اما اینجا کلمات خودم را با شما بهاشترک میگذارم. هر روز یک کلمه انتخاب کنید. در انتخاب
توضیح: متن زیر نخستین بار در اینجا منتشر شده است. من از گردانندگان «کتابخانۀ بابِل» اجازه کردم تا این مطب را در این وبلاگ بازنشر
چگونه روی مهم بودن یک چیز تأکید کنیم؟ استدلال کنیم؟ پند و اندرز بدهیم؟ قصه بگوییم؟ از تشبیه و تمثیل و استعاره استفاده کنیم؟ یا…
در بخشهایی از یکی از مقالات مهشید امیرشاهی جملاتی خواندم که از میان یادداشتهای او بر حاشیۀ کتابی دستچین شده بود. این باعث شد برای
ضربالمثلها سرشار از خلاقیت کلامیاند. اگر به نوشتن جستار و یادداشت علاقه دارید میتوانید از مثلها بهرۀ زیادی ببرید، حتی گاهی میتوانید ضربالمثلی را به
قصۀ روز: «شاندرو پتوفی» شاعر نامدار مجار زمانی دچار فقر مالی شدید بود، روزی میخواست از رودخانهای بگذرد اما پولی نداشت که به قایقران بدهد،
قصۀ روز: گروهی از شیاطین سعی داشتند تا در روح مردی روحانی که در قاهره زندگی میکرد، نفوذ کنند. آنان سعی کردند با زن، خوراک
گزارش روز: امروز یک کارگاه سه ساعته داشتم. تمام این سه ساعت با نهایت انرژی پیش رفت. قبل از اجرای کلاس تصور نمیکردم هنگام برگزاری
مونتنی با نوشتن دربارۀ نقلقولها به جستارنویسی رسید. به نظرم رسید برای یادداشتهای روزانه بهتر است همین روش را در پیش بگیرم. و صد البته
پیشحرف: مهران موسوی زیبا و خلاقانه مینویسد. کانال او (خللفرج) از معدود جاهایی است که بهمحض تازهشدن سراغشان میروم. او در معرفی کانالش نوشته: این
یادداشتهای روزانه من از پارههای بیربط تشکیل میشود. بنابراین اگر پیش شروع هر پاراگراف یک دایرۀ توخالی دیدید بدانید که موضوع عوض شده. روزانهنویسی به
بدیهیات: آیا میدانستید آدمیزاد کلا حدود 22 هزار روز ناقابل عمر میکند؟ (البته اگر این وسط بلایی سرش نیاید) خب، و چون وقتی اینجوری به