نویسنده: شاهین کلانتری

سطر اول

الوین بروکس وایت در آغاز مقاله‌ی «ابهام شعر» می‌نویسد: «زنم از اتاق دیگر فریاد کشید، ”کاش شاعران می‌توانستند روشن‌تر سخن بگویند.”» در اینجا می‌‌بینیم که

ادامه »

تکرار نیک

به این حرف سعید عقیقی بسیار میندیشم: «در فاصله‌ی زندگی تا مرگ، فقط باید چند کار را به طور مداوم تکرار کرد. مشکل این است

ادامه »

ذهن پرورده

فرض کنید از شما می‌پرسند: «به‌توانمندی‌هایت بیشتر میندیشی یا ناتوانی‌هایت؟» به این سؤال به چند شیوه می‌توان پاسخ داد:  ۱. توانمندی‌هایم (یا ناتوانی‌هایم). ۲. نمی‌دانم.

ادامه »

چرایی

این جمله‌ی معروف نیچه را شاید شنیده‌اید: «کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت.» به همین سیاق دایان روایچ می‌گوید:  آنکه

ادامه »

آخرین روانپزشک

رضا براهنی می‌گوید «نویسنده مانند یک انسان عادی افسرده نیست که برای درمان نزد روان‌پزشک برود. وی قادر است با نوشتن بر افسردگی خود مسلط

ادامه »

جالب‌شدن

محمدرضا شعبانعلی هم در افزایش علاقه‌ام به جدی‌گرفتن کلمات مؤثر بود. یکبار نوشت:‌ «…به نتیجه رسیده بودم – و هنوز هم بر همان باور هستم

ادامه »

داستان از دست دادن

با از دست دادن چه چیزی یا چه کسی شدیدترین احساسات را تجربه کردید (خشم، اضطراب، اندوه و…)؟  زخم کدام باختِ کهنه هر بُرد تازه‌یی

ادامه »

شوخی

در برخی کارها اگر خوب یا عالی نیستی چه بهتر که اصلن انجامشان ندهی. حالیا منظورم فقط کارهای خطیری مانند جراحی قلب و خلبانی نیست،

ادامه »

هوایی‌زدن

شاید اصطلاح «هوایی‌زدن» را شنیده باشید؛ در توییتر فارسی رایج‌تر است. مال وقتی‌ست که کسی خطاب به‌دیگری چیزی می‌نویسد اما بی‌ اشاره‌ی مستقیم به نام

ادامه »

نوشتار دیده‌گشا

زمانی می‌توانیم از انتخاب صحیح‌ اولویتمان مطمئن باشیم که به خاطر انجام نشدن سایر کارها خودمان را سرزنش نکنیم. مثلن اولویت من نوشتن روزانه‌ی یادداشتی

ادامه »

مچالگی

در مسیر نویسندگی برخی به‌جای مچاله کردن کاغذهای بی‌شمار، خود مچاله می‌شوند. تفاوت در این است: خودتان را مچاله می‌کنید یا چرک‌نویس‌هایتان را؟ وقتی نگرانید

ادامه »

لولوی انتخاب

تاکنون از سرگردان ماندن بین گزینه‌های مختلف لذت هم برده‌اید؟ و آیا همین لذت عامل تعلل و مانع تصمیم‌گیری ما نیست؟ مثلن یک روز به

ادامه »

زندان‌های من

گاهی فکر می‌کنم نوشتنْ چیزی جز نقشه‌کشیدن برای فرار از زندان نیست؛ نقشه‌یی برای فرار از زندان بطالت، روزمرگی، تنهایی،‌ اندوه، ‌افسردگی و… .  اگر

ادامه »

تغییرطلبی

تغییرطلبیِ شدید سبب شده در بیشترینه‌ی روزنوشته‌هایم فقط برای تغییر زندگی‌ام نقشه بکشم.  به‌گمانم هر تغییرخواهی بهتر است حواسش به دو نکته باشد: یک) تغییرطلبی

ادامه »

چقدر بخوانیم؟ چقدر بنویسیم؟

«پنج برابر آنچه می‌‌خوانی بنویس.» آن موقع اصلن اکبر رادی را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم روزی یکی از نویسندگان محبوبم خواهد بود. مجله‌ی فیلم‌نگار را می‌خواندم به

ادامه »

اولین آجر

این حرف هرمز انصاری از حرف‌هایی‌ست که بلافاصله بعد خواندنش حس کردم باید آن را نقل کنم و چیزکی برایش بنویسم: «خیلی‌ها اجتماع را ناسالم

ادامه »

یک ساعت نوشتن

چندی پیش در وبینار اهل نوشتن از ایده‌‌ی «یک ساعت نوشتن در روز» گفتم. یک ساعت آزادنویسی در روز می‌تواند از هر تمرین دیگری برای

ادامه »

خواندنوشتن

در وبینار اهل نوشتن دوستی گفت «من دایره‌ی لغاتم کمه. به نظرتون بهتر نیست یه مدت به‌جای نوشتن، بیشتر بخونم؟» گفتم: این تصور صحیحی نیست

ادامه »