در ابتدا بگویم که کپیرایتینگ (Copywriting) ربطی به کپیرایت (copyright) ندارد، اولی یعنی تبلیغنویسی، دومی به حق نشر مربوط است.
و بگویم که کپیرایتینگ فقط به معنای نوشتن شعارهای اغراقآمیز برای تبلیغ چیپس و پفک و ماست و شامپو نیست.
درک همین نکته سبب میشود بتوانید از قدرت بیاندازهی این مهارت در عرصههای گوناگون زندگی -شفاهی و مکتوب- بهرهمند شوید.
بهمن فرسی در جایی از سفرنامهی «جور هندُستان» دربارهی بازدیدش از آرامگاه گاندی با گلایه میگوید کاش بهجای آنکه بگویند کفشهایتان را در بیاورید و وارد شوید، «بردبار و بسنده، با خط درشت و ناشیانه» به دیوار مینوشتند: «شما به یادگاه مردی قدم میگذارید که پابرهنهها را پذیرفتنی کرد. محض چند لحظه همگامی با جنبش آرام آن مرد در راه شرف و حقوق آدمی، با پای برهنه به دیدارش بروید.»
این هم یعنی کپیرایتینگ. یعنی جوری بگو و بنویس که آدمها بهتر و سریعتر ترغیب شوند.
پیشنهاد: اگر مشتاق آموختن اصولی کپیرایتینگ هستید در وبینارهای رایگانی که ناهید عبدی در مدرسه نویسندگی برگزار میکند شرکت کنید (اطلاعات ورود).
4 پاسخ
چقدر با این جمله “کپیرایتینگ فقط به معنای نوشتن شعارهای اغراقآمیز برای تبلیغ چیپس و پفک و ماست و شامپو نیست. ” حال کردم.
یعنی حرف دل خیلی از تبلیغ نویسا را رک و پوست کنده گفتی
درود بر شما حسین عزیز. موفق باشید. 🌼
درود شاهینِ عزیز
نگاه عمیق و اصیلِ تو به کپیرایتینگ ستودنیست.
عزیزمی مرتضی جان
کجا بودی مرد جوان؟
چه خبرا؟