با نوشتن فهرستی از اشیای دور و برمان میآغازیم:
گوشی/ساعت مچی/دستبند/سهپایه/میکروفن/لپتاپ/قهوهساز/صابون/شامپو/دوش حمام/چراغ مطالعه/ماژیک/مداد نوکی/عینک/دمپایی/صندلی/تخت/بالش طبی/کارت عابربانک/مودم/شارژر/هندزفری/دفترچه/پارچ/کیسهی پارچهیی/سطل آشغال/جاکلیدی/شوفاژ/ادکلن/چوب لباسی
سپس به رابطهی خودمان و اشیا میاندیشیم، به زندگی خودمان، بی و با آنها.
اشیا تصویرسازند. کافیست به متنی انتزاعی نام چند شیء را بیفزایید تا درجا جان بگیرد.
ایرج ضیایی نوشته بود:
«مقابل انتظار پنهانیِ اشیا
چه میتوان کرد
قرقرهی خالیِ پرت شده
نخ و بادبادکش را به دست که سپرد
انتظار این جهانیِ او
آویخته از بال قاصدک و
نخهای رهایی که میان شاخهها
آویزان ماندهاند
تنها کودکان راه به کارگیری اشیاء بیمصرف را میدانند.*»
و تو نویسندهیی اگر که کودک باشی، کودکی اگر که نویسنده باشی.
*از دفتر شعر «حرکت ناگهانی اشیا»، ۱۳۷۳
2 پاسخ
موبایل سایه ای که به دلخواه اورا دنبال خودت میکشی وگاهی اوقات ازتو جلو میزند و فرمان را ازدست تو میکیرد
دقیقن من هم همین امروز به این فکر میکردم که گوشیها قرار بود ابزاری برای بهتر زندگی کردنمون باشن، اما این روزا افراد زیادی دنیای اصلیشون داخل موبایله.
ممنون از کامنتتون خانم سجادی عزیز🙂🙏.