اگر هر روز یک جمله می‌نوشتی

اگر هر روز یک جمله می‌نوشتی چه می‌شد؟

هر روز یک جمله از کتابی که تمنای نوشتنش را داری.

اصلاً آیا می‌شود هر روز یک جمله از یک کتاب را نوشت؟

شاید ده سال و سه ماه و هفت روز وقت ببرد. شاید بین چند هزار جمله دو هزار و صد و نوزده جملۀ بی‌ربط هم پخش و پلا باشد؛ چه باک.

کاچی به از هیچی. روزی یک جمله، فقط روزی یک جمله می‌تواند به تو حسی از حرکت بدهد. می‌تواند چشم‌هایت را باز کند. می‌توانی به همه پُز بدهی که بالاخره داری داستان خودت را می‌نویسی.

به جملۀ امروزت فکر کن. نگو چی‌ بنویسم. بنویس. با نوشتن به نوشته شکل بده. نه با خیالبافی دربارۀ نوشتن.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

21 بهمن 1403

21 بهمن 1403

12 اردیبهشت 1401

12 اردیبهشت 1401

4 پاسخ

  1. من هم داشتم یک داستان مینوشتم .
    درمورد یک دختر مئ فرفری نصفه رهایش کردم . امروز کمد هایم را گشتم و دفتر ها را بیرون اوردم و شروع کردم بخواندن .
    راستی آقا شاهین تو به من انرژ دادی . حالا تا پایان سال داستان را تمام میکنم . خیلی عالی هست . بیشتر به سایتت سر خواهم زد . جزو برنامه های روزانه ام قرار می دهم .
    ممنونم از توکه هستی .

    1. سلامت باشید فتانه جان.
      چه خوب که مجدد به داستان‌تون برگشتید. موفق باشید. 🌼😍

  2. نزدیک بود که به بهانه کافی نبودن اطلاعات نوشتن کتاب رو متوقف کنم، اما این جملات یادم اومدن. پس ادامه دادم. هر چند گاهی کم پیش می ره، ولی به هر حال بهتر از اینه که کلا پیش نره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *