اشاره: «با هم بنویسیم» عنوان سلسله تمرینهایی است که در آن با هم «آنافورا» مینویسیم. لطفاً پیش از نوشتن تمرین حتماً تعریف آنافورا را بخوانید.
و اما تمرین جدید:
اگر موبایل بودم…
اگر موبایل بودم، دوست نداشتم دم به دقیقه چشمت به من باشد.
اگر موبایل بودم شبها -زودتر از تو- خاموش میشدم.
اگر موبایل بودم، دوست داشتم گاهی اوقات توی خانه بمانم و تو تنها بیرون بروی.
اگر موبایل بودم، وسط گفتوگوی تو با دیگران نمیپریدم.
اگر موبایل بودم، بیشتر اوقات بیصدا میماندم، حتی بدون لرزش.
اگر موبایل بودم، نمیگذاشتم هر وقت حوصلهات سر رفت یا از چیزی عصبانی شدی، سراغ من بیایی.
اگر موبایل بودم، بین کتابهایت قایم میشدم تا به بهانۀ پیدا کردن من حال کتابهایت را بپرسی.
اگر موبایل بودم، تمام برنامههای اضافه را از روی خودم پاک میکردم.
اگر موبایل بودم، وقتی به تمرکز نیاز داشتی، بیرون اتاق میماندم و مزاحمت نمیشدم.
اگر موبایل بودم، به حریم خصوصی دیگران احترام میگذاشتم به هر جایی سرک نمیکشیدم.
اگر موبایل بودم، از تو خواهش میکردم مرا با خودت توی دستشویی نبری.
اگر موبایل بودم، نمیگذاشتم وقتی با کسی چت میکنی، مدام حواسش پرت شو و پیامهای دیگر را هم بخوانی.
اگر موبایل بودم، تمام پیجها و کانالهای جفنگی را که دنبال میکنی پاک میکردم.
اگر موبایل بودم، مجبورت میکردم بهجای مصرفکنندهبودن، خودت هم عکسها و نوشتههای مفید و خوب خلق کنی.
اگر موبایل بودم، هنگ میکردم تا دست از سرم برداری.

تمرین شما:
در بخش کامنتهای این مطلب جملاتی بنویسید که با کلمات زیر شروع بشود:
اگر موبایل بودم…
هر هفته از میان کامنتها، یکی از جملات به عنوان جملۀ برتر انتخاب خواهد شد؛ تا من بتوانم یکی از کتابهای محبوبم را از طریق پست، به نویسندۀ جمله تقدیم کنم.
فکر میکنم بعد از مطالعۀ این پست، خواندن لینک زیر هم برای شما سودمند باشد:
شاهین کلانتری در تلگرام | اینستاگرام | توییتر | ویرگول | لینکدین
122 پاسخ
اگر موبایل بودم بهترین جمله را مینوشتم تا ده تا از کتاب شعرهای کتابخانهی استاد را هدیه بگیرم. حالا نه اینکه چخوف نویسندهی بدی باشد، اما او بیش از شصت اثر ادبی دارد. ده تا کتاب شعر به اندازهی یکی از کتابهای او هم نمیشود. یعنی انگار من به ازای هر ده دانه کتاب شعر که دهیکم باشد، یک بیش از شصتمِ دانه چخوف هدیه گرفتهباشم. خیلی کم است نه!؟
اگه موبایل بودم بهت می گفتم یک شارژر کافی نیست. از خردادی ها یاد بگیر که از هر چیز چندتا دارند… به خاطر خودت من که اصلا نیازی به شارژر ندارم.
اصلا نمی دانم چطور شد سر از جیب مانتوی دختران هنرستانی و هزار جای دیگر سر در آوردم. البته غر زدن چه فایده به هم نوعانم فکر می کنم که داخل چاه فاضلاب اند همین لحظه ای که من دارم میگم یه شارژر کافی نیست.
اخیش حالم خوب شد اصلا. خب برم قراره یه سری برنامه هام اپدیت بشن. عه راست راستکی موبایل شدم.
الهی خراب شوم شاید تعمیر کارم تو باشی… ههه
وای از این موبایلام که از جمله و کلمات بقیه استفاده می کنم. دوباره غمگین شدم…😕
پس بهتره سایلنت باشم…
اگر موبایل بودم برایت تایم کاری تعریف میکردم و غیر از آن تایم بسته میشدم
اگر موبایل بودم فقط برای خوشحالی دیگران تماس میگرفتم
اگر موبایل بودم مکالمات را در چند کلمه مفید محدود میکردم
اگر موبایل بودم گاهی بقیه دوستام رو از دست دیگران صدا میزدم و باهم جمع میشدیم ،میگفتم انسانها نمی دانند که وقتی باهم هستند چه نعمتی دارند ،ما که میدانیم باهم بودن چه نعمتی است
اگر موبایل بودم هر روز زمان آلارم میگفتم بجای اینکه به فکر ارتقا من باشی که راضیت کنم ،ذهنت را ارتقا بده
اگر موبایل بودم زمان آلارم های اول صبح یک تشت آب روی سرت خالی میکردم
اگر موبایل بودم برایت ساعت تعیین میکردم تا وقت و بیوقت سراغم نیایی.
اگر موبایل بودم وقتی خودم را در دست کودکان میدیدم هنگ میکردم.
اگر موبایل بودم هرروز در ساعتی معین ناخوآگاه به مادرت زنگ میزدم تا خوشحال شود.
اگر موبایل بودم آخر هفتهها به خودم مرخصی میدادم و اجازه نمیدادم به من دست بزنی، تا تمام وقتت را با خانوادهات بگذرانی.
اگر موبایل بودم کلمات ناهنجار در مکالمات را حذف میکردم.
اگر موبایل بودم دلم میخواست به خواب بروم، و وقتی بیدار میشوم دورهی ماقبل موبایل باشد.
اگر موبایل بودم ه وقت دلم میخواست اجازه میدادم از من استفاده کنی
اگر موبایل بودم به کودکان اجازه ندادم از من استفاده کنند
اگر موبایل بودم اخبار بد را حذف میکردم
اگر موبایل بودم هر روز کتاب ورزش و سرگرمی را اجباری میکردم
اگر موبایل بودم فقط موسیقی زندگی وشال فقط مابقی ممنوع
اگر موبایل بودم ام اس ورود شخصی زندگی انسانها را درونم ممنوع میکردم
اگر موبایل بودم در روز فقط ساعات خاصی رو اختصاص به خودم میدادم
اگر موبایل بودم پیام شادی و عشق و دانایی را هر روز به انسانها هدیه میدادم
اگر موبایل بودم به همگان توصیه میکردم لذت کتاب خواندن را لمس کنند و کتاب درد دست بگیرند
اگر موبایل بودم من ، فضای پاکی رو برات ایجاد میکردم.
اگر موبایل بودم کاری میکردم که فقط بتونی به اونی که دوست داره پیام بدی
اگر موبايل بودم ، شارژرم را به او مي زدم تا هيچ وقت تمام نشود، پدرم را مي گويم ♥️
اگر موبایل بودم به پیج های مثبت ۱۸ سال نمیرفتم
اگر موبایل بودم دائم هنگ نمی کردم که اینقدر از دستم عصبانی نشوی.
اگر موبایل بودم فقط وقتی زنگ میخوردم که مادربزرگت بخواهد حالت را بپرسد
اگر موبایل بودم حتما صبح های زود بدون اینکه ازم بخواهی بیدارت میکردم تا طلوع آفتاب را از دست ندهی.
اگر موبایل بودم دایم بهت یاداوری میکردم که به جای نگاه کردن به من کتاب هایت را بخوانی
اگر موبایل بودم هر وقت که دلت نی گرفت و میخواستی الکی توی نت چرخ بزنی خاموش میشدم
اگر موبایل بودم حتماً ادب را رعایت میکردم
وسط حرف کسی نمی پریدم. پا تو کفش بزرگترها نمیکردم
در جمع بزرگترها گوشه ای خاموش می نشستم و گوش می دادم و به بهانه های جور واجور با شکستن حرمت مجلس عقده از دل باز نمیکردم
اگر موبایل بودم جایم معلوم بود و تایم خواب و بیداریم. بی شک دست هر کسی سرگردان و سفیر نبودم تا از زور بی مهری و گاه توجه زیاد سرگیجه بگیرم و در آغوش نامهربانان نامحرم تلوتلو بخورم
اگر موبایل بودم برنامههایم را به نسبت سن و شعور و درکم کم یا زیاد میکردم .
نور بعضی از اتاق ها را کم و حتی برخی راخاموش خاموش نگه می داشتم تا در بیدار باش اندیشه به خواب رفته ام آنها را روشن کنم
اگر موبایل بودم هفته ای دو روز برای خودم مرخصی استعلاجی رد میکردم تا فارغ از هیاهوی اطراف دمی بیاسایم جانی تازه کنم برای اضافه کاری های بی جیره و مواجبم!
اگر موبایل بودم، از تو خواهش می کردم به جز چشم دوختن به من و ارتباط با آدم های دنیای مجازی، به افرادی که کنارت هستن و مشتاقانه منتظر توجه تو، التفاتی داشته باشی.
اگر موبایل بودم، از تو خواهش می کردم اندکی از من فاصله بگیری و دنیای واقعی را لمس کنی.
اگر موبایل بودم، می گفتم من تنها دارایی تو نیستم.
اما اگر موبایل بودم مرا در جیبِ سمتِ چپِ پیراهنت می یافتی؛
تا لحظه ای به قلبت نزدیک تر شده باشم.
اگر موبایل بودم، هرگز جزء سرمایههای زندگیات نمیشدم.
اگر موبایل بودم، دستت را میگرفتم.
اگر موبایل بودم، انتظارت را درک میکردم.
اگر موبایل بودم، وقتی پدر زنگ میزد نامش را فریاد میکشیدم.
اگر موبایل بودم، کمتر بهت استرس وارد میکردم.
اگر موبایل بودم هرگز بی موقع خاموش نمی شدم.
اگر موبایل بودم به بچه ها می فهماندم که همنشین خوبی برایشان نیستم.
اگر موبایل بودم عصبانیت خود را به آنهائی که ساعتها از من دل نمی کنند ابراز می کردم.
اگر موبایل بودم به صاحبم می گفتم که جای من در آن جیب شلوار جینِ چسبیده به اندامت که تمام استخوانهایم را در هم می شکند نیست.
اگر موبایل بودم آرزو می کردم ای کاش نبودم.
اگر موبایل بودم هنگ میکردم خیلی باحاله
اگر موبایل بودم هر وقت حوصله ات سررفته بود، خودم را به موش مردگی میزدم .
اگر موبایل بودم هر هفته خودم ترتیب یک تماس تصویری را با خانواده ات میدادم .
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم وقتی عصبانی هستی اس ام اس های بد به کسی بفرستی.
اگر موبایل بودم هر روز برای مادرت پیام میفرستادم :دوستت دارم .
اگر موبایل بودم سایت های بد را مسدود میکردم .
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم نماز صبح خواب بمانی.
اگر موبایل بودم شب ها از اتاقت فرار میکردم تا دور از گزند امواجم راحت بخوابی .
اگر موبایل بودم دم به دقیقه شارژم تمام نمیشد .
اگر موبایل بودم گاهی اجازه میدادم به واقعیت نگاهی بیندازی.
اگر موبایل بودم در چشمان تو آنقدر زل می زدم تا باتری تمام کنم
اگر موبایل بودم فقط صبح ها بیدارت میکردم و زمانهایی را که تو می توانستی به نحو بهتری از وقتت استفاده کنی را خاموش میشدم ،اگر موبایل بودم مدام بادآوری می کردم که راه های بهتری برای گدراندن وقت و لذت بردن از زندگی است مثل کتاب خواندن ،نوشتن ، پیاده روی در سکوت ،اگر موبایل بودم می گفتم کاش مثل قدیم بود که همه بدون انکه تلفن ثابت و همراه داشته باشند نگران هم بودند و یکریگر را دوست داشتند
اگر موبایل بودم ساعاتی در روز خاموش میشدم تا نگاهی به واقعیت بیندازی.
اگر موبایل بودم حتما یکی از آن قدیمی های دکمه دار که فقط به درد زنگ زدن میخورد می بودم!
اگر موبایل بودم فقط صبح به صبح بیدارت میکردم و بعدخودم بقیه روز را میخوابیدم.
اگر موبایل بودم همیشه به محض ورودت دفترچه اولویت های زندگی ات را پیش رویت باز میکردم.
اگر موبایل بودم هر روز برایت پیغام میفرستادم که وبلاگت را به روز کنی .
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم شماره هیچکدام از اقوامت را گوشه جانم سیو کنی .
اگر موبایل بودم؛ حد و مرزی برای دیدارهایمان قائل میشدم.
اگر موبایل بودم؛ هر چه منفی را از حافظهام پاک میکردم تا آرامشت به هم نریزد.
اگر موبایل بودم؛ تو را اسیر خودم نمیکردم.
اگر موبایل بودم دوس داشتم هر از چند گاهی از هیاهوی فضای مجازی مرا رها کنی ، استوری کردن امور روزانه تو ربطی من و دیگر موبایل ها ندارد.
اگر موبایل بودم دوس داشتم فاصله اجتماعی را گاهی هم در فضای مجازی رعایت کنی و به احوال خودت نزدیک تر شوی.
اگر موبایل بودم دوس داشتم برای چند ساعت جای من با تو عوض میشد تا شاید درک کنی که گاهی من هم نیاز به استراحت دارم ، مثل خودت که روزی حداقل ۸ ساعت را در خواب سپری میکنی.
اگر موبایل بودم دوس داشتم کمی از موبایل های دیگر فاصله بگیرم تا مشکلات درون خودم برایم اولویت باشد ، شاید من هم لازم باشد صفحه نمایش ام را عوض کنم یا حافظه ام را از اراجیف تو خالی کنم.
اگر موبایل بودم دوس داشتم کنترل خودم را خودم در دست بگیرم و گاهی برایت کتاب نمایش بدم.
اگر موبایل بودم گهگاهی خودم را به زمین می انداختم تا بلکه کم کم دل از من بکنی و سراغ موبایل دیگری بروی
اگر موبایل بودم دوس داشتم موبایل نمی بودم.
اگر موبایل بودم،تو را با صفحات آموزنده در مجازستان آشنا میکردم.
اگر موبایل بودم،گاهی از تو میخواستم که مرا در حالت سکوت قرار دهی تا قدری از هیاهوی دنیای مجازی فاصله بگیرم و در خودم فرو روم.
اگر موبایل بودم از تو میخواستم ،هنگامی که به پیاده روی عصرگاهی میروی مرا در خانه تنها بگذاری تا هم خودت تمرکز بیشتری روی افکارت داشته باشی و هم من کمی دلتنگت شوم
اگر موبایل بودم از تو هفته ای یک روز مرخصی بدون نت میگرفتم و خاموش می ماندم تا صبح فردا،شاید این طوری قدرم را بیشتر بدانی
اگر موبایل بودم از تومیخواستم ساعاتی از روز مرا رها کنی وبجای من کتاب در دست بگیری.
اگر موبایل بودم به تو گوش زد میکردم که رهایم کن. بگذار چند ساعتی را در روز آرام و بیدغدغه نفس بکشم. بگذار چشمانم را ببندم و به هیچ کدام از مشکلات تو فکر نکنم. شاید گمان کنی من عاری از هرگونه احساساتم. بله هستم اما نیاز دارم تا به خواب بروم.
اگه موبایل بودم دوست داشتم گاهی واسه خودم تنهایی زندگی کنم انقد حواست به من نباشه و انقد دم به دقیقه منو چک نکنی..خودتو بزار جای من اگه یکی پیدا بشه هر ساعت چکت کنه چه احساسی پیدا میکنی..این حس آزادی که همه شما آدمای متمدن دوست دارین داشته باشین در ما موبایل ها هم وجود داره پس اگه میخواهی آه ما موبایل ها وجودتونو نگیره و از کار و زندگی نندازتتون..ما رو برای ساعت ها تنها بزارید.این صدای همه موبایل های دنیاست و من به نیابت از همگی شون با تو مریم حرف میزنم.پیاممون رو به آدمها برسون..قبلش هم سلام برسون
اگر موبایل بودم هروقت بچه ات میومد بغلت و تو محلش نمی کردی خاموش میشدم وشرط روشن شدنم توجه کافی به بچه ات بود.
اگر موبایل بودم گاهی خاموش می شدم تا در روشنایی های واقعی زندگی هم زندگی کنی.
اگر موبایل بودم هر ازچندگاهی از دسترست خارج می شدم تا در دسترس خودت باشی.
اگر موبایل بودم صفحات زرد و قرمز را از حافظه ام پاک می کردم تا فضای کافی برای دیدن صفحات سبز هم داشته باشی.
اگر موبایل بودم از نصب ویروس کش غافل نمی شدم تا کار از کار نگذشته و هنگ نکرده باشی.
اگر موبایل بودم برای بالا بردن سرعت برنامه هایت ،برنامه های اضافی حافظه ام را پاک می کردم .
اگر موبایل بودم وقتی مادر پیام میداد سریعا خودم دست به کار میشدم و با جواب دادنش او را از دلشور در میآوردم.
اگر موبایل بودم ساعت ۱۲ خاموشی میزدم تا تا دم صبح به من خیره نشوند!
اگر موبایل بودم یادآورهایم را برای تماس با دوستان قدیمی و رفع دلتنگی تنظیم میکردم.
اگر موبایل بودم در هنگام جلسات یا کارهای مهمتر، نوتیفهایم را در درونم میریختم و بروز نمیدادم
اگر موبایل بودم از دست بچههای کوچک فرار میکردم تا رویشان تاثیر منفی نگذارم
اگر موبایل بودم سر کلاسهای اساتید بی خاصیت دانشگاه، جذابترین محتواهایم را برایت رو میکردم.
اگر موبایل بودم شبها هنگام خواب، خیلی دور تر از تو جایم را پهن میکردم و میخوابیدم.
اگر موبایل بودم مرتب به تو اخطار نمیدادم که فضایم در حال پر شدن است!
اگر موبایل بودم هر بلایی که تعمیرکاران سرم آوردند را به تو میگفتم.
اگر موبایل بودم اگه می گفتی موبایل فلفل می ریختم تو دهنت که نگی موبایل
بگی گوشی
که دست کم پارسی تر باشه
اگه گوشی بودم سپیده دم که می زد و من زنگ می خوردم تا بلند شی و تو با چشم بسته دکمه ی خاموش زنگ هشدار رو می زدی و دوباره می خوابیدی با همین دستام خفه ات می کردم تا خواب به خواب بری
اگه گوشی بودم نمی ذاشتم راست راست توی روز بچرخی و دویست و یک بار یک آهنگ رو گوش بدی و شب زمانی که پاتو می ذاری تو تختت به خودت بگی که چرا امروز هیچ کاری نکردم؟
حالا برای فردا چه گلی به سر بگیرم؟
اگه گوشی بودم یه مشت آبدار می زدم بر سرت که سرت رو بیاری بالا تا ببینی دور و برت چه خبره
تا یه کاری بکنی
تا کمتر بیخیال باشی
اگه گوشیت بودم ازت فرار می کردم
می رفتم تا بدونی که نباید به هیچ چیز توی این هستی وابسته بود وگرنه نیست می شی
اگه گوشیت بودم ازت دور می شدم تا بیشتر قدرم رو بدونی
اگه گوشیت بودم از پایان هر روز و آغاز یک روز دیگه و با روزمرگی زندگیت سرم رو می کوبوندم تو دیوار
و به جای دل سنگ تو زار می زدم
زار می زدم برای حال تو
برای آینده ی بی رنگی که با خرج همه ی رنگ ها داره بهت نزدیک میشه
اگه گوشی بودم ازت خواهش می کردم که دیگه عاشقم نباشی
می دونم که عشق درد بی درمونیه ولی اینجا تنها کسی که داره آسیب می بینه تویی
اگه گوشی بودم تو رو با همه ی این بدبختی ها رها می کردم تا به خودت بیای
اگه گوشی بودم دلم برات تنگ می شد
اگه گوشی بودم یا نبودم همیشه دوستت دارم
اگر موبایل بودم با نوتیفیکیشن هایم تا اعماق ذهنت را آشفته نمی کردم
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم در خیابان، لُخت مرا در دست بگیری تا بیم افتادن و ضربه مغزی شدن داشته باشم
اگر موبایل بودم هر وقت میخواستی عکس های خاک بر سری نگاه کنی داغ میکردم و در دستت آتش می گرفتم
اگر موبایل بودم صبح ها به جای اینکه صورت مبارک مرا ببینی،مجبورت میکردم بروی و دو تا بربری بگیری
اگر موبایل بودم یک اتاقی برای خودم دست و پا میکردم تا شب ها هر کدام مان جدا بخوابیم و انقد بیخ گوشم نبودی
اگر موبایل بودم آن هندزفری لامصب را همیشه در سوراخم نگه میداشتم تا مردم بدبخت مجبور نباشند هر چرندی که تو گوش میدهی بشنوند
اگر موبایل بودم پای درد و دل هایت می نشستم و نمیگذاشتم پیش هر کس و ناکسی سفره دلت را باز کنی
اگر موبایل بودم روزی نیم ساعت میرفتم پیش بابایت تا بفهمد که تو اینجا داری درس میخوانی و هیچ غلط اضافه ای نمیکنی
اگر موبایل بودم وقتی میدیدم بیست و چهاری به من زل زده ای، باتری ام را در آن چشم هایت فرو میکردم تا کمی آدم شوی
اگر موبایل بودم صدایت میکردم تا کمی به حرف های این شاهین کلانتری بی نوا گوش کنی و محتوای به درد بخور تولید کنی
حالا که فعلا موبایل نیستم تو لطف کن و این کار ها را انجام بده به حق نان و نمکی که با هم خورده ایم.
اگر موبایل بودم نمی گذاشتم موبایل صدایم بزنی باید بگی گوشی که دست کم پارسی تر باشه
اگه موبایل آخ ببخشید اگه گوشی بودم اندرزت م کردم که کمتر خودتو با خوندن پیام های صد من یه غاز همکلاسیات تو گروه کلاستون زمان رو بکش
اگه گوشیت بودم زمانی که سپیده دم می زد و منم زنگ می خوردم تا بیداربشی اگه دکمه ی خاموش زنگ هشدار رو می زدی و دوباره می خوابیدی با پشت پا دستتو قلم می کردم
اگه گوشیت بودم دو تا می زدم تو سرت تا که مخ تاب خوردت برگرده سرجاش تا یکم اون بی شمار ویدئویی که از ریاضی بارگیری کردی و هنوز نگاه هم بهش ننداختی بری ببینی
آخ که تو هرگز حالیت نخواهد شد حجم من داره لبریز میشه
اگه من گوشیت بودم نمی ذاشتم هر روز هزار و یک دونه آهنگ گوش بدی که در پایان هم زمانی که رفتی رو تخت که بخوابی با خودت بگی ای داد بی داد هیچ کاری نکردم حالا چه گلی به سر بگیرم
اگه گوشیت بودم از دستت فرار می کردم که این همه به پر و پام نپیچی تا بدونی تا بگیری که نباید به هیچ چیز تو این هیتی وابسته بود وگرنه نیست میشی
اگه گوشیت بودم می رفتم و تنهات می ذاشتم تا قدرمو بیشتر بدونی
اگه گوشیت بودم از بیخیالیت سرمو می کوبوندم تو دیوار و تا اونجایی زار می زدم که دیگه نتونم زار بزنم و در پایان خودم رو از دیت توی جانی نجات می ادم
آره اگه من گوشیت بودم خودم رو از دست تو می کشتم.
اگر موبایل بودم تو دهنت فلفل می ریختم اگه یه بار دیگه می گفتی موبایل
باید بگی گوشی تا دست کم پارسی تر باشه
اگه گوشیت بودم یکم اندرزت می کردم تا به جای کشتن زمان بدبخت با خوندن پیام های صد من یه غاز بچه ها تو گروه یکم به کارت برسی
اگه من گوشیت بودم زمانی که سپیده دم می زد و من هم زنگ می خوردم تا بلند بشی اگه با چشم بسته دکمه ی خاموش زنگ هشدار رو می زدی تا دوباره بری بخوابی با همین دستام خفه ات می کردم تا خواب به خواب بری
اگه من گوشیت بودم دو تا مشت آبدار می زدم بر سرت که یه کوچولو هم به فکر اون بیشماری ویدئو های ریاضی و فیزیکی که توی من انبار کردی باشی و لطف کنی و منت بر سر ما بذاری بشینی ببینی
اگه من گوشیت بودم همه ی آهنگ هایی که روزی دویست و یک بار گوش می دی رو پاک می کردم تا دل بکنی
تا بدونی تا بگیری که نباید به هیچ چیز توی این هستی وابسته بود
ای وای که از دست بیخیالی تو من پیر شدم
اگه گوشیت بودم ازت قرار می کردم
می رفتم یه جای دور که دیگه نتونی به پر و پام بپیچی تا یاد بگیری که قدرمو بدونی
پس تو کی می خوای یاد بگیری؟
اگه گوشیت بودم به جای تو که چشمت رو روی همه چی بستی چشمم رو باز می کردم و به جات یه دل سیر زار می زدم
به حال تو زار می زدم
تا اونجایی که دیگه نتونم زار بزنم
و سرمو می کوبوندم تو دیوار تا دست از سرم برداری
وای که اگه من گوشیت بودم از دست تو خود کشی می کردم
هیچ کس به اندازه ی من نمی دونه که تو چه عجیب الخلقه ای هستی
پس می رفتم تا خودت با خودت رو به رو شی و اینو دریابی
آره تو باید بدونی که همیشه من نمی تونم بهت بگم چی کار کنی
پس خودت پاشو
و یاد بگیر چیز هایی رو که باید و چیز هایی رو که نباید
من می دونم که عاشقمی ولی این رو بدون که در پایان کسی که آسیب می بینه تویی
پس بذار برم و آزادم کن
اگه من گوشیت بودم خیلی دلم برات تنگ می شد
دوست دارم
اگر موبایل بودم قفل قلبم را جز برای تو به روی هیچ کس دیگری باز نمیکردم حتی اگر خودت کلیدش را به او داده بودی
اگر موبایل بودم هر وقت حوصله ات سر میرفت موزیک مورد علاقه ات را پخش میکردم
اگر موبایل بودم پیام های ناراحت کننده را از تو پنهان میکردم تا ناراحتت نکنم
اگر موبایل بودم زیبا ترین سلفی ها را از تو میگرفتم
و اگر موبایل بودم ، هزاران اتفاق دیگر ممکن بود در وجودم رخ دهد
اگه موبایل بودم لحظه های خوش زندگی هنگ میکردم تا بتونی لحظه ها رو واقعی زندگی کنی.
اگه موبایل بودم زمانی که بیش از حد از من استفاده میکردی بوست میکردم و میگفتم بسه بلند شو زندگی کن.
اگه موبایل بودم برنامه های الکی رو پاک میکردم .
اگه موبایل بودم موقع خواب میگفتم منو کنار مغزت نزار بلکه چند متر با فاصله از خودت بزار تا خواب راحتی داشته باشی.
اگه موبایل بودم پیام ی که میفرستادی رو زود جواب میدادم که چشم انتظار جواب نمونی .
اگه موبایل بودم میگفتم توی این شرایط کرونا مستقیم روی من الکل نریز یه دفعه دیدی منفجر شوم .
اگر موبایل بودم عاشقانه ها را در خود ذخیره میکردم
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم شارژم از صد پایین تر بیاید
اگر موبایل بودم، دائم الخمری میشدم از مزخرفات و کلمات درشتی که آن آدم زیر پستهای دیگران مینوشت و به خورد من میداد و آن وقت تمام آن نجسیها را به رویش بالا میآوردم و ریست میشدم تا درس عبرتی برایش شود!
اگر موبایل بودم همان پیامی که خیلی وقت است منتظرش هستی را نشانت میدادم.
اگر موبایل بودم وقتی به من زل میزنی و اشک میریزی به جای آن نامرد آب میشدم.
اگر موبایل بودم اشک های روی گونه ات که موقع حرف زدن تمام بدنم را خیس می کند را پاک می کردم.
اگر موبایل بودم باز هم پای تک تک شب نخوابی هایت می ماندم.
اگر موبایل بودم باز هم آرزوی خنده های بین خواندن پیام های عاشقانه ات را می کردم.
اگر موبایل بودم همینقدر عاشقانه مثل الان تا تو نخوابی من هم نمیخوابیدم.
اگر موبایل بودم نمی گذاشتم هر پیامی دلت را بلرزاند و اشکات را بیاورد.
اگر موبایل بودم باز هم سنگ صبور تمام روزهای سختی میشدم که هیچ کس از آنها خبر ندارد.
تمرین دوم 1399/5/12
اگر موبایل بودم: در دورهمیها روشن نمیشدم
اگرموبایل بودم: مارک خودم را پنهان میکردم و اجازه فخرفروشی نمیدادم
اگرموبایل بودم: وسط صحبت کردن دو نفر سکوت میکردم
اگرموبایل بودم: کامنتهای فحش و تهمت را ارسال نمیکردم
اگرموبایل بودم: زنگ ساعتم را قطع میکردم تا به این خاطر مرا به اتاق خواب نبری
اگرموبایل بودم: در سفرتفریحی اینترنتم را قطع میکردم
اگرموبایل بودم: شارژ باطری را تا ابد پُرنگه میداشتم
اگرموبایل بودم: دست غریبه به من میخورد جیغ میزدم
اگرموبایل بودم: با دیدن اولین خمیازه خاموش میشدم
اگرموبایل بودم: صبح پس از بیدار شدن تا یکساعت روشن نمیشدم.
اگر من موبایل بودم ، به رسم ادب تو مراسم خصوصی و اتفاقهایی که برای افراد می افته؛ سرجای تو جیبت می موندم ، تا احساس امنیت رو از دیگران نگیرم .
اگر موبایل بودم ، یواشکی و سینه خیز خودم رو می رسوندم به چمدان داداشت، و باهاش می رفتم اون دور دورا ؛ تا دیگه دستت بهم نرسه و بری تمام اون فکرهای خوبی رو که داری عملی کنی.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که نوشتههایت را منتشر میکردم.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که ثبت کنندهی شیرین ترین لحظه هایت هستم.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که صدای عزیزترین کسانت را منتقل میکردم.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که فاصلهها را آنقدر برایت کم کردم که هیچ مسافتی احساست را خراش ندهد.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که در مواقع ضروری به یاریت می شتابم و واسطه میشوم به خریدهای برسی.
اگر موبایل بودم،به خود میبالیدم که دوست تو هستم؛گاهی خاموش ،گاهی مهربان،گاهی عاشق
اگر موبایل بودم به همه مخاطبانم پیام دوستت دارم می فرستادم
اگر موبایل بودم برنامه های ادیت عکس زیادی می داشتم تا تو هوس کنی از خودم زیاد عکس بگیری و من از تو رد بیشتری در خودم داشته باشم
اگر موبایل بودم برای لحظه به لحظه ی موزیک گوش دادنت ویبره میرفتم …:/
اگر موبايل بودم رويايم بودن در دستان تو بود تا ذره ذره جوارحم انگشتانت را احساس كند …
اگر موبايل بودم نهايت خوشبختي را در مقابل چشمان سياهت آنگاه كه بي وقفه درمن چشم ميدوزي لمس مي كردم…
اگر موبايل بودم حتما مخاطب
روي خوش و لبخندت بودم آنگاه كه درون من تصوير معشوقه ات را ميديدي…
اگر موبايل بودم ناخواسته در كانون توجهت بودم…
اگر موبايل بودم هميشه من همراهت بودم…
اگر موبايل بودم كاش موبايل تو بودم….
اگر موبایل بودم سعی میکردم انسان ها تحتی کنترول من نباشن من تحتی کنترول آنها باشم دراین دو زمانه موبایل انسان هارا کنترول می کنه زمان انسان تحتی کنترول من است اما سهولت های زیاد برای انسان به ارمغان آورده ام
اگر موبایل بودم، برای تمام مخاطب هایم پیام های محبت آمیز مخصوص به خودشان را میفرستادم تا صاحبم با آن هایی که قهر است، آشتی کند و با آنهایی که دوست است، صمیمی تر شود و عشقش بیشتر. من واسطهی مهر او می شوم تا خوشحالش کنم.
با احترام؛ موبایلی که از عمق باتری اش و با تمام قطعات الکترونیکی درونش، عاشق صاحبش است!
اگر موبایل بودم ، حق خودم را رعایت می کنم .
اگر موبایل بودم ، آدم ها را می شناختم .
اگر موبایل بودم ، سعی می کردم که از چشمانت تو را بشناسم و با همان حس باطنی ات ، قفل گوشی را باز کنم .
اگر موبایل بودم ، نمی گذاشتم سراغ حال بد کن ها بروی .
اگر موبایل بودم ، به هنگام زیاده مصرف کردنم ، زود خاموش می شدم .
اگر موبایل بودم ، نوعم برایم مهم نبود ، بگ گراند صفحه مهم نبود ، چون فقط مالکم او را می بیند و این ، بس است…
اگه موبایل بودم…سعی میکردم به حرفهای آدم ها خوب گوش بدم و سنگ صبور اونها باشم ..اگه موبایل بودم…سعی میکردم از لحظات خوشی و شادی آدمها بیشتر عکس و فیلم بگیرم..اگه موبایل بودم ..سعی میکردم که کتابهای خوب و سایتهای مفید را معرفی کنم تا از بودن در دنیای من لذت ببری..
اگر موبایل بودم نمیگذاشتم وابستهام شوی
اگر موبایل بودم گاهی خودم را به خاموشی میزدم تا کمی رهایم کنی
اگر موبایل بودم روی خودم تایمر خواب تنظیم میکردم.
اگر موبایل بودم اجازه بیهدفگردی در خودم را به کسی نمیدادم
اگر موبایل بودم حواسم به محتوای بچهها بیشتر بود
اگر موبایل بودم گاهی تنهایت میگذاشتم
اگر موبایل بودم صبح زود اگر کسی پس از بیداری اولین کارش با من بود هنگ میکردم
اگر موبایل بودم میرفتم از شهر به روستایی(آنجا که اینترنت روزی یک ساعت در دسترس باشد)
اگر موبایل بودم از شاهین کلانتری خواستگاری میکردم.(بس که آقاست)
اگه موبایل بودم خیلی از نرمافزارها رو به خونم راه نمیدادم.
اگه موبایل بودم موقع شکار دستشوییم نمیگرفت(شارژ باطری در شرایط حساس)
اگه موبایل بودم اهنگ گذاری رو تماسها رو قدغن میکردم.
اگه موبایل بودم به نصب هر نرمافزار مربوط به کتاب جایزه میدادم
اگه موبایل بودم قیمتم که میره بالا خودمو خراب نمیکردم
اگه موبایل بودم(ببین یه جمله اگه موبایل بودم کجاها ما رو برد…)
اگه موبایل بودم خودمو به همه فقرا هدیه میدادم
اگه موبایل بودم زیاد که باهام ور میرفتی سرت داد میزدم
اگه موبایل بودم جد پدریم آلکاتل بود
اگر موبایل بودم، تا زمانی که به برنامه روزانه ات نمیرسیدی، قفلم را باز نمیکردم.
اگر موبایل بودم، وقتی پسر کوچکت با تو حرف میزد، خاموش میشدم.
اگر موبایل بودم، وقتی داری هشتصد تا پیام نخوانده جفنگ را زیر و رو میکنی، هنگ میکردم و برنامه را میبستم و همه شان را پاک میکردم.
اگر موبایل بودم، برای تمام پیام های محبت آمیزی که به دوستانت میفرستادی، برایت یک امتیاز ثبت میکردم و با زیاد شدن تعداد امتیازهایت، به تو کتاب هدیه میدادم.
اگر موبایل بودم، هر یک ساعت یکبار با صدای بلند اعلام میکردم، توی دنیای مجازی، بدون تو، هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده تا با خیال آسوده به زندگی ات برسی.
اگر موبایل بودم، خودم برای تمام نوشتن هایت ذوق میکردم، تا دغدغه خوانده شدن، تو را اسیر خودش نکند.
اگـر مــوبایل بودم سر ساعـت میخوابیدم
اگر موبایل بودم اجازه دسترسی به من را شرط صداقت میگذاشتم.
اگر موبایل بودم زمانیکه با تمام جان و دلت مشغول صحبت بودی هرگز تماس پشت خطی را برایت آشکار نمیکردم
اگر موبایل بودم به زودی خودکشی میکردم تا انسان از شر من راحت شود
اگر موبایل بودم
همیشه از جلوی چشمت دور میموندم.
اگر موبایل بودم وقتی کسی برای هم صحبتی به تو نیاز داشت و تو بی اعتنا چشمت به من بود و تظاهر به گوش دادن میکردی، برای 10دقیقه خاموش میشدم.
اگر موبایل بودم قبل از اینکه دیر بشود به هر بهانه عکس های خانوادگی از تو میگرفتم.
اگر موبایل بودم قربان صدقه ها و دوستت دارم های الکیت را تایپ نمیکردم تا انتقال دهنده ی احساس دروغین تو نباشم.
۱. اگر موبایل بودم، هر روز قبل از بیدار شدنت خودم را مخفی میکردم تا تو در هنگامهی صبح به کارهای مهم و اولویتت برسی.
۲. اگر موبایل بودم، برای برنامههایی که وقت گذراندنت در آنها زیاد است، ساعت ورود و خروج میگذاشتم. طوری که دلبخواهِ تو نباشد، که هر وقت بخواهی وارد یا خارج شوی!
۳. اگر موبایل بودم، هر وقت که دلت از زندگی به سر میآمد، روشن میشدم و صفحهی نوت را باز کرده و تو را به نوشتن دعوت میکردم!
۴. اگر موبایل بودم شبها راسِ ساعتِ ده، اینترنتم را خاموش میکردم. تا زودتر بخوابی و یا به خواندن و نوشتنت برسی!
۵. اگر موبایل بودم، خنده و گشاده رویی را به تو یادآوری میکردم، چون میبینم که وقتی غرق من میشوی، چطور اخمهایت در هم میرود!
اگر موبایل بودم، کاری روانجام
می دادم که
هم موبایلیام انجام میدن.
خب ، موبایلم دیگه.
خلاقیت نمی خواد که.
اگر موبایل بودم دوربین جلو را گاهی برایت باز میکردم تا خودت را هم ببینی و میان بی توجهیهایی که به خودت میکنی گاهی خودت را هم نوازش کنی !
اگر موبایل بودم صبح ها که آلارمم را روشن میکردم بهت میگفتم بیدار شو وقت دوست داشتن خودته!
اگر موبایل بودم شبها زودتر از تو میخوابیدم و میگفتم میشه منو با خودت به رختخواب نبری؟
اگه موبایل بودم برات یه ساعت زنگ دار خوشگل میخریدم که صبحها بعد از آلارم گوشی توی رختخواب نیم ساعت صفحات مختلف رو بالا و پایین نکنی.
اگر موبایل بودم،در کنارت بیشتر خاموش میماندم تا در سکوت، بتوانی بازتاب نگاهت را در صفحه من ببینی.
اگر موبایل بودم، فقط ساعت های خاصی به تو اجازه دسترسی می دادم.
اگر موبایل بودم، در ابتدای هر دیدارمان از تو میخواستم برنامه ها و مدت زمان دیدار را مشخص کنی و بیش از آن به تو اجازه نمی دادم.
اگر موبایل بودم دوست داشتم وقتی توی شارژ هستم، مزاحمم نشوی. دارم انرژی رفتهام را بازیابی میکنم و دوست دارم اندکی با خودم تنها باشم.
اگر موبایل بودم هر ماه خودم را آپدیت میکردم، ویژگیها و تواناییهایم را افزایش و ارتقا میدادم.
اگر موبایل بودم روی خودم رمز میگذاشتم تا هر کسی نتواند توی زندگیام سرک بکشد و از کارم سر در بیاورد.
اگر موبایل بودم بهجای برنامههای غیر رسمی و مخرب، عکسها و مطالب مبتذل، حافظهام را پر میکردم از محتوا و مطالب مفید و کاربردی.
اگر موبایل بودم آنتیویروس روی خودم نصب میکردم تا تحتتاثیر هر واکنشی قرار نگیرم و از هر گونه تهدید و آسیبی در امان بمانم.
اگر موبایل بودم بیشتر از ظرفیتم خودم را تحت فشار قرار نمیدادم مبادا باتریام خراب بشود و از کار بیفتد.
اگر موبایل بودم با احتیاط به اینترنت وصل میشدم و مراقب سلامت روحوروان و جسمم بودم.
اگر موبایل بود هر وقت که حوصله نداشتم خودم را از دسترس خارج میکردم.
اگر موبایل بودم، برای فرار از تنهایی، به بلوتوث هر موبایلی وصل نمیشدم.
اگر موبایل بودم فقط از موفقیتها و پیشرفتهای خودم اسکرینشات میگرفتم و سرم توی کار خودم بود.
اگر موبایل بودم، برای حال خوب و عمر بیشتر، هر روز خودم را تقویت و شارژ میکردم.
اگر موبایل بودم عصبانی که میشدم خاموش میشدم.
اگر موبایل بودم بیشتر اوقات سایلنت بودم.
اگر موبایل بودم بهت از ارزش زمان های که با خیر شدن به من از دست دادی میگفتم
اگر موبایل بودم وقتی کنار خانواده ات بودی کار نمیکردم
اگر موبایل بودم برات برنامه ای نصب می کردم تا به تو اموزش درست استفاده کردن از من را بدهد
اگر موبایل بودم فقدر به افرادی اجازه استفاده از خودم رو میدادم که استفاد درست وصحیح را از من میدلنستند
اگر موبایل بودم هر ماه خودم را آپدیت میکردم، ویژگیها و تواناییهایم را افزایش و ارتقا میدادم.
اگر موبایل بودم روی خودم رمز میگذاشتم تا هر کسی نتواند توی زندگیام سرک بکشد و از کارم سر در بیاورد.
اگر موبایل بودم بهجای برنامههای غیر رسمی و مخرب، عکسها و مطالب مبتذل، حافظهام را پر میکردم از محتوا و مطالب مفید و کاربردی.
اگر موبایل بودم آنتیویروس روی خودم نصب میکردم تا تحتتاثیر هر واکنشی قرار نگیرم و از هر گونه تهدید و آسیبی در امان بمانم.
اگر موبایل بودم زیاد به خودم فشار نمیآوردم مبادا باتریام خراب بشود و از کار بیفتد.
اگر موبایل بودم با احتیاط به اینترنت وصل میشدم و مراقب سلامت روحوروان و جسمم بودم.
اگر موبایل بود هر وقت که حوصله نداشتم خودم را از دسترس خارج میکردم.
اگر موبایل بودم برای فرار از تنهایی به بلوتوث هر موبایلی وصل نمیشدم.
اگر موبایل بودم فقط از موفقیتها و پیشرفتهای خودم اسکرینشات میگرفتم و سرم توی کار خودم بود.
اگر موبایل بودم هر روز خودم را تقویت و شارژ میکردم.
اگر موبایل بودم عصبانی که میشدم خاموش میشدم.
اگر موبایل بیشتر اوقات سایلنت بودم.
اگر موبایل بودم هر ماه خودم را آپدیت میکردم، ویژگیها و تواناییهایم را افزایش و ارتقا میدادم.
اگر موبایل بودم روی خودم رمز میگذاشتم تا هر کسی نتواند توی زندگیام سرک بکشد و از کارم سر در بیاورد.
اگر موبایل بودم بهجای برنامههای غیر رسمی و مخرب، عکسها و مطالب مبتذل، حافظهام را پر میکردم از محتوا و مطالب مفید و کاربردی.
اگر موبایل بودم آنتیویروس روی خودم نصب میکردم تا تحتتاثیر هر واکنشی قرار نگیرم و از هر گونه تهدید و آسیبی در امان بمانم.
اگر موبایل بودم زیاد به خودم فشار نمیآوردم مبادا باتریام خراب بشود و از کار بیفتد.
اگر موبایل بودم با احتیاط به اینترنت وصل میشدم و مراقب سلامت روح و روان جسمم بودم.
اگر موبایل بود هر وقت که حوصله نداشتم خودم را از دسترس خارج میکردم.
اگر موبایل بودم برای فرار از تنهایی به بلوتوث هر موبایلی وصل نمیشدم.
اگر موبایل بودم فقط از موفقیتها و پیشرفتهای خودم اسکرینشات میگرفتم و سرم توی کار خودم بود.
اگر موبایل بودم هر روز خودم را تقویت و شارژ میکردم.
اگر موبایل بودم عصبانی که میشدم خاموش میشدم.
اگر موبایل بیشتر اوقات سایلنت بودم.
اگر موبایل بودم بهت از ارزش زمان های که باخیره شدن به من از دست دادی می گفتم
اگر موبایل بودم وقتی در کنار خانواده ات بودی کار نمی کردم
اگر موبایل بودم برایت برنامه ای نصب میکردم تا به تو اموزش درست استفاده کردن از من را بدهد
اگر موبایل بودم فقدر به افرادی اجازه استفاده از خودم را میدادم که استفاده درست وصحیح را از من میدانستند
اگر موبایل بودم، هر زمان تصمیم داشتی مطلبی را کپی کنی، آن را به روی تو قفل میکردم
اگر موبایل بودم گاهی برایت موزیک ملایم پخش میکردم تا یاد خودت بیفتی.
اگر موبایل بودم موقعی که داخل شارژ میگذاشتی ام میخوابیدم و اجازه نمیدادم کسی بامن کار کند.
اگر موبایل بودم فقط صفحات مفید را باز میکردم
اگر موبایل بودم گاهی میرفتم روی گزینه دوربین سلفی تا خودت را ببینی.
اگر موبایل بودم جواب مسیجهایش را میدادم و میگفتم چرا رفتم و تنهایش گذاشتم و این همه توی دلهره و سکوت اضطراب نمیگذاشتماش، آخر آدمِ ناحسابی با سکوت کردن که چیزی حل نمیشود
اگر موبایل بودم هر کسی که به من نگاه می کرد اینه خودش می شدم و هر طوری که با هر شخصی رفتار می کرد و یا عکس العملش در مقابل مشکلات را به شکلی نشان مید ادم که متوجه بشه عه این تصویر مثل اون رفتار می کنه و باعث فکر کردن به خودش و کارهاش باشه
اگر موبایل بودم کار زیادی از خودم نمیکشیدم تا از خستگی بیهوش شم.
اگر موبایل بودم گاهی دور از آدمای بی معرفتی که فقط در فضای آنلاین خودشون رو خوب نشون میدن، میشستم و استراحت میکردم.
اگر موبایل بودم چیزای اضافهای که فقط به صاحبه من اجازه حرکت نمیدن رو پاک میکردم تا بتونم یه نفس راحت بکشم.
اگر موبایل بودم گاهی خاموش میشدم تا صاحبم دقایقی رو خارج از فضای آنلاین و اینترنت به سر کنه.
اگر موبایل بودم صاحبمو مجبور میکردم تنها برای نوشتن به من سر بزنه نه سر بازی و شبکههای اجتماعی که فقط وقتش رو میگیرن.
اگر موبایل بودم حتما یه روزی میرفتم سراغ اون آدمی که صاحبمو اذیت کرده و یه دل سیر میزدمش.
شاید هم اگر موبایل بودم یه گوشه مینشستم و تنها به رفیقای خودم نگاه میکردم و داستانی از خودم و اونا رو برای شما مینوشتم
شعری اندر فضیلت علم آموزی:
اگر من موبایل بودم به دست
بگفتم که برخیز تا وقت هست
رها کن فضای مجازی، عزیز
همه نور چشمت به پایش مریز
بکن از بر علم و دانش تلاش
که هر راز پنهان شود بر تو فاش
اگر موبایل بودم، دلت که گرفته بود یا از همه عالم که بریده بودی وقتی دلت پر میکشید برای این که کسی حالت را بپرسد و بی هوا سراغت را بگیرد تماس با آن که دلت میخواهد را برقرار میکردم و میگذاشتم یک دل سیر با او حرف بزنی…
اگر موبایل بودم هر از چند گاهی خودم را گم میکردم…قایم میشدم پشت قاب عکسی، بالای کمدی، جوری که نا امید از پیدا کردنم که شدی سری بزنی به کتاب های خاک خورده ی آن کتابخانه ی قدیمی…
اگر موبایل بودم:
به مهندسین هوش مصنوعی نخبهٔ جهان در تمام صفحه های مجازی که امروزه وجود دارند، پیام میدادم که:
روز به روز، بیش از پیش تمام سیستمهای من را ارتقا دهند چون زندگی فقط محدود به زمین نیست…🌏
اگر موبایل بودم از دست اخبار، حاشیه های زندگی خودم را از دسترس خارج می کردم
اگر موبایل بودم بهت از ارزش زمان های که با خیره شدن به من از دست دادی میگفتم
اگرموبایل بود فقدر به افرادی اجازه استفاده کردن از خودم رو میدادم که استفاده درست وصحیح را از من می دانسنتد
اگر موبایل بودم زمانی که کنار خانوادت هستی کار نمی کردم
اگر موبایل بودم به تو اموزش درست استفاده کردن از خودم را میدادم
اگر موبایل بودم بهت یاد میدادم استفاده از من در جمع خانوادت بی احترامیه
اگر موبایل بودم میگفتم خیله خوب تو که دست از سر ما برنمیداری حداقل بیا مثل دوتادوست خوب باهم پیشرفت کنیم مگه بهترین دوستها کسایی نیستن که باعث پیشرفت هم بشن منم میشم بهترین دوستت با من مفید شو اگر حوصلت نمیاد دفترو قلم بگیری دستت، داستان بنویسی، بسم الله شروع کن من هستم اگر دلت میخواد با کشورای دیگه اشنا بشی بسم الله من هستم! ولی… اگر فقط میخوای تو اینستاگرام بگردی ،اگر میخوای بازی کنی و الکی چت کنی دور مارو خط بکش قربونت! که منم به عنوان یک وسیله برای انرژی خودم ارزش قائلم و دوست ندارم سر چیزای الکی هدرش کنم..پس توام به عنوان یه انسان سعی کن مفید باشیو منم قول میدم کنارت باشم و در راه پیشرفت کمکت کنم.
اگر موبایل بودم؛ بسان یک پدرِ سحر خیز به جای عطر نان، با آهنگم بیدارت می کردم….
اگر موبایل بودم؛ همچو معلمی دلسوز می آموختمت.
اگر موبابل بودم؛ همانند مادر، مهر و صبوری ام را همگام قدم هایت می کردم که پیگیر آموزش و فراگیری باشی.
اگر موبایل بودم؛ ریتم هیجان انگیز لحظه های تتدرستی ات می شدم.
اگر موبایل بودم؛ لحظه های ناب زندگی ات را به تصویر ثبت می کردم تا کنار عشق ات با نوازش آهنگ من، محبوب ات را می بوسیدی.
اما… نازنینم
اگر موبایل بودم؛ تمام این لحظات را با واقعیتی ملموس جایگزین کرده و به دنیای خویش عزیمت می کردم.
ای کاش می دانستی که من هرگز جای خانواده ات را نمی توانم پر کنم.
اگر موبایل بودم ، کسی را داشتم تا صبح تا شب چشم از من برندارد و همیشه مورد توجه او می بودم.
اگر موبایل بودم، کسی را داشتم تا در دستانش حس امنیت را بارها و بارها تجربه نمایم.
اگر موبایل بودم، کسی را داشتم تا نگران شکستن دل من باشد و با وسواس زیاد از من مراقبت کند.
اگر موبایل بودم کسی را داشتم تا کمتر زمانی احساس تنهایی کنم و در هر زمان و مکانی او را در کنار خود میداشتم.
اگر موبایل بودم، کسی را داشتم تا هوایم را داشته باشد و نگران تمام شدن شارژم باشد.
اگر موبایل بودم چقدر خوشبخت بودم و زندگی شیرین تر بود…
چگونه موبایل اینقدر آهسته و بی سر و صدا جای انسان را در روابط انسانی گرفت و حالا انسان تنهاتر از همیشه عشق و توجه خود را به این شی گرانبها معطوف نموده و از عشق انسانی و روابط انسانی فاصله گرفته است. تا جایی که انسان امروز آرزو می کند ای کاش موبایلی باشد در دستان معشوق…
اگر موبایل بودم حرف های توهین امیز به دوستم نقل نمی کردم اگر موبایل بودم دوستم را در سخت ترین وضیت رها نمی کردم اگر موبایل بودم خود را از دوستم جدا می کردم و می گذاشتم اوقات خود را با خانواده اش سپری کند اوج دوستی هنگامیست که خوبی دوستت را بخواهی حتی اگر موبایل باشد
اگر موبایل بودم خودم را گاهی به عدم اتصال به شبکه میزدم تا صاحب من چشمش استراحت کند.
اگر موبایل بودم هرروز شماره ی عزیزان صاحبم را میگرفتم تا بلکه احوالی از دیگران بپرسد.
اگر موبایل بودم میگفتم جای این همه چت،یک جا بشینید با هم حرف بزنید.
اگر موبایل بودم میگفتم من مزایای دیگری هم دارم انقدر توی اینستاگرام نگردید.
اگر موبایل بودم هرروز یک بکگراند میگذاشتم تا صاحبم بفهمد روز جدیدی شده است و تغییری در سبک زندگی اش بدهد.
اگر موبایل بودم همه ی اتصالات را فقط برای عشق برقرار می کردم.
اگر موبایل بودم روزی ۶ ساعت خاموش میشدم تا صاحبم دنبال کارهایش برود.
اگر موبایل بودم از استفاده صحیح دارنده گوشی کیف می کردم و از استفاده غلطش دق مرگ می شدم.
اگر موبایل بودم هرروز به دارنده ام یاد آور میشدم بدو برو به کارهای نصفه نیمه ت برس،من همین جام.
اگر موبایل بودم دلم میخواست بیشتر آهنگ های شاد و انرژی بخش پخش کنم تا آهنگ های ماتم زده.
اگر موبایل بودم از خودم بعنوان وسیله ی انتقام جویی بهره نمیبردم،هرروز یک استوری نمیگذاشتم تا چشم دوست و فامیل را در بیاورم.
اگر موبایل بودم همه را تشویق میکردم که یک درآمد خوب در فضای مجازی برای خودشان ایجاد کنند.
اگر موبایل بودم از نوویز های مخبرم اخطار میدادم تا یکم دورتر از من بنشینند.
اگر موبایل بودم آرزو میکردم که موبایل نباشم😊
اگر موبایل بودم دوست داشتم در دستان تو باشم تا هر روز چهره زیبایت را ببینم
اگر موبایل بودم دوست داشتم شماره تو روی صفحه ام بیفتد
اگر موبایل بودم دوست داشتم انگشتان تو نوازشگر صفحه کلید م باشد
اگر موبایل بودم اسکرین شات های لبخندت را در حافظه پنهان خود دفن میکردم
اگر موبایل بودم چت های تو در تلگرامم هک میکردم
اگر موبایل بودم اگر موبایل بودم همیشه در دسترسم بودی و هیچ گاه وقتی زنگ میزدم جمله مشترک مورد نظر در دسترس نیس را نمیشنیدم
اگه موبایل بودم وقتی خسته و کوفته خودم رو میرسوندم به شارژر نمیذاشتم بشینی و بازم ازم استفاده کنی
اگه موبایل بودم هیچوقت نمیذاشتم حافظه ام پر بشه.
اگه موبایل بودم هیچوقت موقع غذا خوردن سر و صدا نمیکردم تا مجبور شی منو ببری نزدیک خودت.
اگه موبایل بودم به طور خودکار سایت و پیج هایِ مورد علاقت رو دنبال میکردم.
اگه موبایل بودم هرموقع میخواستی از اون پیامایی بدی که قراره بعدش پشیمون بشی اون پیام رو نمیفرستادم.
اگه موبایل بودم همیشه در مواقع حساس صدایِ خودم رو خفه میکردم.
اگه موبایل بودم وقتایی که خیلی کار داری میرفتم تو کمد و در رو قفل میکردم.
اگه موبایل بودم ساعت دوازده شب خاموشی رو میزدم.
اگه موبابل بودم وقتایی که تو عصبانیت میخوای تمام پیام هایِ دوستات رو پاک کنی ، پاک نمیکردم.
اگه موبایل بودم وقتایی که بیشتر بهم نیاز داری دیرتر شارژم رو تموم میکردم.
اگه موبایل بودم وقتایی که عجله داری زود شارژ میشدم.
اگر موبایل بودم
بهت یاد میدادم تا کلمات محبت آمیزی را که مینویسی و پست میکنی را به دیگران به زیبایی بگی و عمل کنی و الا خاموش می شدم و دیگه روشن نمیشدم
اگر من موبایل بودم گاهی روی صفحه به مالک کوشی هشدار می دادم که کاربر گرامی محض رضای خدا دیگران هم هستند پاشو من را بگذار داخل کشو و برو پیش بقیه من جایی نمیرم..
اگر موبایل بودم مهمان سفره و تخت خوابت نمی شدم.
اگر موبایل بودم باعث قهرتو با مهمانی ها نمی شدم
اگر موبایل بودم فرنگ استفاده از ادم هارا نشر میدادم
سلام خدمت استاد عزیز
اگر موبایل بودم خودمو میسوزوندم و به بعضی مامانا می گفتم به بچه هات بیشتر توجه کن لحظات با بچه ها بودن دیگه تکرار نمیشه و تنها لحظه های قشنگ یه مادر هست.
اگر موبایل بودم توی جیب پیرهنت، جایی کنار قلبت، با خوبی و خوشی یا چیزی شبیه به آن زندگی می کردم و کاش من موبایل بودم و تو عاشق فرانک سیناترا بودی و من عاشق تو که با لباس هاوایی خنکی که پوشیدی چرخ می زنی و باد می پیچد تو موهایت!
چون اگر من موبایل بودم و تو عاشق فرانک سیناترا بودی، وقت و بی وقت می آمدی سراغم تا برایت ” fly me to the moon ” پخش کنم و ببینم از لذت چشم هایت را می بندی و از آن لبخندهای کج می زنی که یک ور لپت خط می افتد و من شیشه ام ترک بر می داشت از دیدن این صحنه؛ چون موبایل ها نمی توانند ببوسند، ترک برمیدارند و ترک برداشتن برای آنها واکنشی شاعرانه به زیبایی و غم است.
واما من اگر موبایل بودم هنگ می کردم بسیار هم هنگ می کردم و آنقدر کله خراب بودم که موقع هنگ کردنم چیزی جلو دارم نبود. …موقع هنگ کردن دیوانه میشدم و هر کاری که دلم می خواست می کردم.
یک آن موقع هنگ کردن به سمت خانه تلگرام می رفتم و درش را با لنگر میکوبیدم. …سراغ چت ها میرفتم و یک به یک آنها را از نظر میگذراندم و یکی از قدیمی ترین هایشان را انتخاب می کردم. …سراغ صاحب همان صفحه چتی می رفتم که روزگاری شب های تو تا وقتی که او شب بخیرهایش رابا یک قلب خوش رنگ کنارش برایت نمی فرستاد بخیر نمی شد …همان که مدت هاست عکسش را ساعتها نگاه میکنی و آنقدر با آنها حرف میزنی که من عاشقانه هایت را ازبرم. …به صفحه چت او می رفتم و آنقدر شدید هنگ میکردم که حروف جمله دلم برایت تنگ شده است را به طور خودکار می نوشتم و برایش می فرستادم…
شاید یک روز که حسابی قاطی می کردم سراغ یادداشت های قدیمی ات می رفتم …همان یادداشت های قشنگی که آخر شب ها رویاهایت را می نوشتی …همان یادداشت هایی که در آنها به خودت قول داده بودی از شنبه شروع کنی و همچنان به آن شنبه نرسیدی ….هنگ میکردم و آنها را میکوبیدم روی صورتت و برای چند ساعت فقط آنها را نشانت می دادم. ..کاش می شد صدای ذهنم هم برایت ضبط میکردم و در آن سرت داد میکشیدم و می گفتم پس آن شنبه لعنتی چه زمانی خواهد رسید. …
و یا شاید یک روز که هنگ میکردم بی اراده دستم روی شماره ای که آن را مامان ذخیره کرده ای می رفت شماره اش را برایت می گرفتم و تو میگفتی مامان گوشیم هنگ کرد خودش تورو گرفت. …شاید همین بی بهانه زنگ زدن باعث میشد از دل تنگش سراغی بگیری ..
من اگر گوشی موبایل می شدم هنگ می کردم …بسیار هم هنگ می کردم و موقع هنگ کردنم هر کاری که از آن می ترسی یا از آن فرار می کنی یا باکمال خود خواهی هر کاری که به نظر خودم برایت بهتر است را بدون مزد برایت انجام میدادم. …
خدارا چه دیدی …شاید یک روز یک نوع گوشی موبایل با برند هنگی به بازار آمد و خیلی بیشتر از گوشی های سر به راه امروزی به درد خورد…
اگر مبایل بودم میگفتم من و از دست این مریم نجات بدین کلافه م کرد.از بس من و دستش میگیره قولنج کردم یکی بیاد قولنج من بشکونه.
اگر مبایل بودم گاهی نگران مریم میشدم که چرا همش من و تو دستش میگیره
اگر مبایل بودم دوست داشتم یه مهمونی دوره ای با رفیقام بگیرم.
اگر مبایل بودم دلم میخاست اساسی حال بعضی ها رو بگیرم مثلا خاموش میشدم و دیگه روشن نمیشدم
و اما… من اگر موبایل بودم هنگ می کردم بسیار هم هنگ می کردم و آنقدر کله خراب بودم که موقع هنگ کردنم چیزی جلو دارم نبود. …موقع هنگ کردن دیوانه میشدم و هر کاری که دلم می خواست می کردم.
یک آن موقع هنگ کردن به سمت خانه تلگرام می رفتم و درش را با لنگر میکوبیدم. …سراغ چت ها میرفتم و یک به یک آنها را از نظر میگذراندم و یکی از قدیمی ترین هایشان را انتخاب می کردم. …سراغ صاحب همان صفحه چتی می رفتم که روزگاری شب های تو تا وقتی که او شب بخیرهایش رابا یک قلب خوش رنگ کنارش برایت نمی فرستاد بخیر نمی شد …همان که مدت هاست عکسش را ساعتها نگاه میکنی و آنقدر با آنها حرف میزنی که من عاشقانه هایت را ازبرم. …به صفحه چت او می رفتم و آنقدر شدید هنگ میکردم که حروف جمله دلم برایت تنگ شده است را به طور خودکار می نوشتم و برایش می فرستادم…
شاید یک روز که حسابی قاطی می کردم سراغ یادداشت های قدیمی ات می رفتم …همان یادداشت های قشنگی که آخر شب ها رویاهایت را می نوشتی …همان یادداشت هایی که در آنها به خودت قول داده بودی از شنبه شروع کنی و همچنان به آن شنبه نرسیدی ….هنگ میکردم و آنها را میکوبیدم روی صورتت و برای چند ساعت فقط آنها را نشانت می دادم. ..کاش می شد صدای ذهنم هم برایت ضبط میکردم و در آن سرت داد میکشیدم و می گفتم پس آن شنبه لعنتی چه زمانی خواهد رسید. …
و یا شاید یک روز که هنگ میکردم بی اراده دستم روی شماره ای که آن را مامان ذخیره کرده ای می رفت شماره اش را برایت می گرفتم و تو میگفتی مامان گوشیم هنگ کرد خودش تورو گرفت. …شاید همین بی بهانه زنگ زدن باعث میشد از دل تنگش سراغی بگیری ..
من اگر گوشی موبایل می شدم هنگ می کردم …بسیار هم هنگ می کردم و موقع هنگ کردنم هر کاری که از آن می ترسی یا از آن فرار می کنی یا باکمال خود خواهی هر کاری که به نظر خودم برایت بهتر است را بدون مزد برایت انجام میدادم. …
خدارا چه دیدی …شاید یک روز یک نوع گوشی موبایل با برند هنگی به بازار آمد و خیلی بیشتر از گوشی های سر به راه امروزی به درد خورد…
اگر موبایل بودم دوست نداشتم انقدر میان انگشتانت قلقلکم بدی. آخه منم هوشمندم دگه:)
اگر موبایل بودم…. میخواستم مال تو باشم تا عکس چشمانت را در آینه صفحه من ببینی…
من اگر موبایل بودم تقویم محبت میشدم. راس ساعت ، کنار خانواده بودن ، تولد عزیزترین ها ، احوال پرسی از مهربانان و انیس دوستان شدن را یادت می انداختم. همه را دانه به دانه . تاریخ به تاریخ . من اگر موبایل بودم حافظه تاریخی محبت و دلدادگیت به عزیزانت میشدم.
راستی اگر موبایل بودم خودم را گموگور میکردم.
مثلا خودم را در تاکسیهای زردِ میدان انقلاب جا میگذاشتم تا هرگز دستات به من نرسد و نتوانی وقت و بیوقت سراغم بیایی و یک کوه چرندیات فرو کنی توی مغزت. میدانم غمات میشود و روزها اشک میریزی برای عکسهایی که توی تنهاییات از اینجا و آنجا گرفتهای، اما آخر آن کاغذ و قلم را که آن گوشه رهایشان کردهای ببین! گناه دارند خوب!
میدانی چند روز است که هیچ چیز ننوشتهای؟
اصلا دیشب را خاطرت هست که من را دست گرفتی و فیلم اقتباس را دیدی؟ خاطرت هست که برای ننوشتنهایات چقدر خودت را سرزنش کردی؟
بس کن دیگر. اصلا همین امروز خودم را توی فلان ایستگاه جا میگذارم و تو را که خیلی هم دوستات دارم، میسپارم به کاغذ و قلمات. راستی ای کاش هیچ وقت موبایل نبودم.
اگر موبایل بودم زودتر از آنچه که فکر کنی با نویسندگان و هنرمندان آشنایت می کردم
اگر موبایل بودم هر روز دفترچه یادداشت را نوتیفیکیشن خود قرار می دادم تا فراموش نکنی نوشتن را…
اگر موبایل بودم چیزی جز آموخته هایت را در خود ذخیره نمیکردم
اگر موبایل بودم ترا آن قدر در مطالب جذاب غرق می کردم تا بدانی که در دنیای وسیع علم، تکنولوژی و هنر ذره ای هستی و با خسته کردن چشمهایت به تو هشدار می دادم که دریچه ای را که در دنیای مجازی به رویت گشودم باز کن وآن چه را
می خواهی با مطالعه کتابهای گوناگون تجربه کن و با نوشتن همه چیزهای خوب آنها را برای خودت جاودان کن و برای رهایی از سکون به پیشرفت تکنولوژی بنگر و برای خودت بخوان:
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی؟
با این ندا، همیشه پویا و دینامیک خواهی بود چون هیچ وقت، پیشرفت تو همگام با تکنولوژی نخواهد بود. پس، همیشه، با امید، در حال تلاش باش.
سلام .من اگر موبایل بودم، خوشحال بودم که بوسیله من تووهزاران نفردیگر از راه دور باهم آشنا شده اید وبرای پیشرفت هم تلاش می کنید …من اگر موبایل بودم به خودم می بالیدم که در دوران قرنطینه باکمک من توانستید فرزندان عزیزتان را به علم آموزی تشویق کرده ومدرسه ایی دیگر درمنزل بسازید …ومن اگر موبایل بودم ازاینکه باعث شدم تا تو با مدرسه نویسندگی دوست بشوی وهمین حالا به صورت دسته جمعی تمرین به جای من بودن را انجام بدهی به خودم افتخار میکردم …..
زنده باد سمیه خانم نازنین
اگر موبايل بودم، لحظاتى را كه بايد به خانواده ت اختصاص بدى و به اونها عشق هديه بدى، از دستت ميپريدم بيرون و يه تلنگر بهت ميزدم كه “آهاى حواست باشه، دارى كم كم ازشون فاصله ميگيرى! حواست باشه دير بجنبى از دستت رفتن، پس لحظات عاشقانه تو فداى من نكن و از بودن كنار عزيزانت لذت ببر!”
و اما…
من اگر موبایل بودم هنگ میکردم …بسیار هم هنگ میکرون و آنقدر کله خراب بودم که وقت هنگ کردنم چیزی جلو دارم نبود…یک آن میدیدی هنگام هنگ کردن در تلگرام را با لنگر میکوبیدم. …چت ها را یک به یک از نظرم میگذراندم وبه سراغ یکی از قدیمی ترینشان می رفتم. …سراغ صاحب همان صفحه چتی که روزگاری شب های تو تا وقتی که او شب بخیرش را باهمان قلب خوش رنگ کنارش به تو نمیگفت بخیر نمی شد …همان که روزهاست عکسش را در من میبینی و با او حرف میزنی. ..دقیقا همان. ..سراغش میرفتم و آنقدر شدید هنگ میکردم که درست حروف جمله ی دلم برایت تنگ شده است را تایپ میکردم و برایش می فرستادم…
یا شاید موقع هنگ کردنم دیوانه وار به سمت یادداشت های قدیمی میرفتم. ..همان رویاهای قشنگی که آخر شب ها مینوشتی. ..همان کارهایی که به خودت قول داده بودی از شنبه شروع کنی و همچنان آن شنبه نیامده…میرفتم و آنها را به صورتت میکوبیدم ….کاش میشد صدای ذهنم را هم برایت ضبط میکردم و بلند سرت داد میزدم پس آن شنبه لعنتی که سالها پیش دریادداشتها نوشتی کی فرا خواهد رسید….
وشاید یک بار که هنگ میکردم انگشتم بی اراده روی شماره مادرت می رفت…با او حرف می زدی…صدایش را میشنیدی و می گفتی مامان گوشیم هنگ کردخودش تورو گرفت! شاید همان موقع سر موضوع باز میشد و از دل تنگش سراغی می گرفتی. …
من اگر گوشی موبایل بودم هنگ میکردم. ..بسیار هم هنگ میکردم و در موقع هنگی هرکاری که تو از آن میترسی یا از آن فرار میکنی یا با کمال خودخواهی کارهایی که خودم تشخیص میدادم به نفعت است بی مزد برایت انجام میدادم…
خدارا چه دیدی شاید روزی روزگاری موبایلی با برند هنگی به بازار آمد و بیش تر از موبایل های سربه راه امروز به درد خورد…
اگر موبایل بودم، ترجیح میدادم ساعات خاصی روشن باشم نه هر دقیقه و به هر بهانه ای.
اگر موبایل بودم، ترجیح میدادم مطالب درستی را در خود ذخیره کنم.
اگر موبایل بودم، ترجیح میدادم از مکان های ناب طبیعی عکس بگیرم نه اینکه عکسهای دیگران را ذخیره کنم.
اگر موبایل بودم، ترجیح میدادم با عزیزانم بیشتر در تماس باشم نه فقط از طریق برنامه های مجازی.
اگرموبایل بودم گوگل فعال و ماجراجویی داشتم.
اگر موبایل بودم همین که یه قاب امن داشته باشم، برام کافی بود، قابهای گرانقیمت و فانتزی را دوست نداشتم.
اگر موبایل بودم اجازه نمیدادم اخبار تلخ را سرچ کنی، اما خبرهای خوب را خودم یه جوری به گوشت میرسوندم.
اگر موبایل بودم ترجیح میدادم وقتی مهمانی میروی من را با خودت نبری، آخه من هم دوست دارم گاهی تنها باشم.
اگر موبایل بودم دلم نمیخواست وقتی خیلی نیازم داری، شارژم تمام شود.
اگرموبایل بودم نورم را کمتر میکردم تا چشمهایت اذیت نشوند.
اگر موبایل بودم صدایم را روی قشنگترین ملودی انتخاب میکردم که گوشهایت مشتاق شنیدن صدایم باشند.
اگر موبایل بودم دلم نمیخواست زیاد کنارت باشم تا از چشمت بیفتم.
اگر موبایل بودم شبها که قرار بود من در حال پرواز باشم و تو خواب، حسابی دلم برات تنگ میشد.
اگر موبایل بودم و یک روز من را میدزدیدند، هرگز دیگه روشن نمیشدم.
اگر موبایل بودم
تو را طوری گرفتار می کردم که،شب ها اسیرم شوی و روزها درگیرم من محو چشمان تو میشدم تو معتاد این روزهای من
اگر موبایل بودم از افرادی که تماس می گرفتند می پرسیدم کارتان واجب هست یانه
در هرصورت دو دقیقه صحبت کنید
اگرموبایل بودم “هرروز”یک پیامک به تومی دادم بااین مضمون “صاحب گرامی امروز و فقط امروز رابدون من وباکتابهایت بگذران”
اگرموبایل بودم، ازدست این نت ضعیف تا به حال چندین ترکیده بودم.
اگرموبایل بودم ازسرراه دیدوبازدیدها کنارمی رفتم ومانع این کارنمی شدم.
اگرموبایل بودم گاهی شماره ای راکه به نام مادرذخیره شده میگرفتم تاتومجبورشوی بااوحرف بزنی.
اگرموبایل بودم به زیرهجده ساله ها خدمات محدودتری می دادم.
اگر موبایل بودم از صاحبم می پرسیدم الان که من پیشت هستم،داری برای رسیدن به اهدافت ازم استفاده میکنی؟
چقدر جوانمردانه و بدون ترس رفرنس میدی
به همین بهونه با خیلی اسامی آشنامون می کنی
هم اخلاقی هم انسانی هم آکادمیک
سلام فرید جان
محبت داری.
تمام تلاشم این بوده چیزی رو هرگز پنهان نکنم.
سپاس از تو.
👍👍👍
اگر موبایل بودم قطعا هر آن آرزو میکردم چیز دیگری باشم! آخر میدانید وسیله بودن برای تحقق اهداف دیگران به من حسی از انزجار و کسالت را می دهد. به هر حال آرزوهای موبایل ها هم مانند آرزوهای انسان ها عجیب و دست نیافتی است، اما شاید دست از خیال پردازی بر نمی داشتم، شاید با جست و جو در اینترنت چراغ جادو را پیدا میکردم و از غول آن می خواستم دو پا به من بدهد. آن گاه از دست صاحبم به سوی دور دست ها فرار می کردم.
خزان که مال ما شد ، بهار مال شما
صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟
اگر موبایل بودم، به تو گوشزد می کردم که خانواده ای هم داری تا وقتت را با آنان سپری کنی.
اگر موبایل بودم، به تو می گفتم که مرا برای چه ساخته اند. می گفتم مرا ساخته اند تا فاصله ها کم شود نه زیاد، کار های مفیدی را می توانی با من انجام دهی که تا دیروز نمی توانستی. می توانی وقتی در راه هستی بنویسی، طراحی کنی، به مادرت بگویی امشب به دیدنش می روی. می توانی کتابخانه های نزدیکت را پیدا کنی خلاصه کتاب هایی را که برای خریدنشان می روی بخوانی و خیلی کار های خوب دیگر که هیچ کدام را از من نمی خواهی.
زنده باد محمد عزیز
خوب نوشتی.
سلام استاد عزیز جناب کلانتری بزرگوار
خیلی متن قشنگ و تاثیرگذاری بود. و یک هشدار برای آدمایی که از موبایل بیش از حد استفاده میکنند یا در مکانها و شرایط نادرست استفاده ی نادرست میکنند.
من خودم از اون دسته آدمایی هستم که در حال ترک موبایلم و روی آوردم به کتاب خوندن و مطالعه، البته با تاثیر گرفتن از شما استاد عزیز و سایت پربارتون.
پاینده باشید.
سلام مریم جان
چقدر خوشحالم که چنین تصمیمی داری.
شاد باشی و سرشار از انرژی
سلام
وقت بخیر
بسیار زیبا بود
من هم اگر مبایل بودم فقط تو دست آدمهای خوب که ازم درست استفاده می کردند میموندم و بهشون خدمت میکردم و به محض اینکه میفهمیدم صاحبم میخواد ازم استفاده های نادرست کنه خود کشی میکردم و میسوختم
زنده باد بهار عزیز
من هم اسم اینجور نوشته رو گذاشتم به در می گه تا دیوار بشنوه
با خوندن متنتون دلم برا موبایل سوخت . من با قاطعیت میگم هیچکس صدای زنگ موبایل من رو نشنیده ، همیشه سایلنت اونقدر که همیشه دوستان شاکی هستن که چرا جوابشون رو ندادم و البته بعد از یه دوره شلوغ مدتی میشه که از تلگرام فاصله گرفتم و از گزوهها بیزار شدم چون واقعا وقت گیر هستن اما به عنوان یک وسیله که به اینترنت وصل میشه بازم زیادی تو دستمه و معمولا هر وقت حوصله نشستن پشت کامپیوتر رو نداشته باشم گوشی دستمه . این اعتیاد به کوشی نیست اعتیاد به اینترنته که نمی دونم چطوری ترکش کنم؟
زنده باد سعید عزیز
راستش تا حدی گریزی از این ماجرا نیست.
به هر حال اینترنت به بخش مهمی از زندگی ما تبدیل شده، و حقیقتاً خوب و مفید هم هست در خیلی از مواقع.
سعی کن برای خودت یک زمانهای آفلاینی رو هم در نظر بگیری. همین کافیه.