اشاره: «با هم بنویسیم» عنوان سلسله تمرینهایی است که در آن با هم «آنافورا» مینویسیم. لطفاً پیش از نوشتن تمرین حتماً تعریف آنافورا را بخوانید.
و اما تمرین جدید:
خوشحالی یعنی…
خوشحالی یعنی پیادهروی بدون موبایل.
خوشحالی یعنی نوشتن بدون ترسیدن.
خوشحالی یعنی تمرکز کردن روی یک کار مهم و رها کردن بقیه کارها.
خوشحالی یعنی خواندن چندبارۀ کتابهایی که دوست داریم.
خوشحالی یعنی امیدوار بودن در دل تاریکی.
خوشحالی یعنی یادداشتنویسی روزانه.
خوشحالی یعنی کشف ایدههای تازه.
خوشحالی یعنی تمرین روزانۀ مهارتی که دوست داریم.
خوشحالی یعنی کشیدن یک نقاشی تازه.
خوشحالی یعنی شنیدن آهنگهایی که دوست دارم.
خوشحالی یعنی خیره شدن به حرکت ابرها.
خوشحالی یعنی خواندن یک مجموعۀ کلمات قصار.
خوشحالی یعنی آشنایی با آثار یک نویسندۀ تازه.
خوشحالی یعنی برنامهریزی برای روزهای بهتر.
خوشحالی یعنی همیشه عاشق بودن.
تمرین شما:
در بخش کامنتهای این مطلب جملاتی بنویسید که با کلمات زیر شروع بشود:
خوشحالی یعنی…
تمرینهای قبلی:
153 پاسخ
خوشحالی یعنی روزت را با نوشتن شروع کنی.
خوشحالی یعنی صبح بیدار بشی و ببینی عزیزانت کنارت هستن.
خوشحالی یعنی شاگرد استاد کلانتری باشی.
خوشحالی یعنی هر روز چیز تازهای بیاموزی.
خوشحالی یعنی صبح که بلند بشی ببینی نیم ساعت هم برای خوابیدن وقت داری.
خوشحالی یعنی بزرگشدن پسرت رو با عشق تماشا کنی.
خوشحالی یعنی تو دورههای محبوبتد ثبتنام کنی.
خوشحالی یعنی هر روز کتاب بخونی.
خوشحالی یعنی شبها با آرامش بخوابی.
خوشحالی یعنی در دوره نویسندگی خلاق شرکت کنی.
خوشحالی یعنی شاگرد استاد کلانتری باشی.
خوشحالی یعنی صبح رو با نوشتن شروع کنی.
خوشحالی یعنی هر روز چیز تازهای بیاموزی.
خوشحالی یعنی برای رسیدن به هدفت تلاش کن.
خوشحالی یعنی چیزهایی برای خوشحال شدن داشته باشی.
نمیدونم کامنت منم میخونید یانه ولی خیلی دوست دارم جوابشو بگیرم…! 🙂
خوشحالی یعنی به اون مرتبه درک رسیدی که دوستداری عکستو بالبخند واقعی از ته ته ،ته دل بزاری پروفایلت وبدون اینکه به فکر قضاوت ها و حرف و نظر بقیه اهمیت بدی.
خوشحالی یعنی وقتی رازی میدونی ،سکوت کنی تا متوجه بشی چقدر پخته ترشدی
خوشحالی یعنی وقتی میری کتابخونه وسط های راه متوجه میشی تلف همراهتو برنداشتی.
خوشحالی یعنی برات مهم نباشه نگاه خیره مردم موقع تردد که کتاب بدست میری ومیای .
خوشحالی یعنی میپذیری من منم ، من دوست داشتنی، منی که قرار نیست همه دوستش داشته باشند
خوشحالی یعنی یاد بگیری از مسئله هات درس بگیری نه غصه
و….
کامنت زیبای شما رو خوندم مائده عزیز.
خوشحالی یعنی مادر
خوشحالی یعنی پدر
خوشحالی یعنی دل شاد خواهر ، برادر ، همسر
خوشحالی یعنی لبی را به خنده نشستن
خوشحالی یعنی آینده خوب کودکان
خوشحالی یعنی دیدن برق چشم کودک کار که به آرزویش رسیده
خوشحالی یعنی لبهای خندان دختران ایران زمین که قهقهه خندهایشان برسد به قله کوه های مرتفع و از انعکاسش زمین روشن شود
خوشحالی یعنی دانستن
خوشحالی یعنی رها شدن
خوشحالی یعنی درباره خوشحالی ننوشتن
چرا که
خوشحالی یعنی اشکی از سر اندوه سرازیر نشدن ، زندگی بدون ترسیدن اظطراب کشیدن
خوشحالی یعنی بنده ی خدا بودن، خوشحالی یعنی شنیدن گریه نوزاد بعد از بدنیا امدن، خوشحالی یعنی دیدن لبخند مادرم،خوشحالی یعنی بوسیدن دست پدرم،خوشحالی یعنی سلامتی مردم دنیا،خوشحالی یعنی دیدن دل های شاد و دلگرم ،خوشحالی یعنی رسیدن یک هدیه که انتظارش را نداشتم ،خوشحالی یعنی بدست اوردن ثمره ی تلاش ها،خوشحالی یعنی ی خیال راحت ،خوشحالی یعنی پیدا کردن خودم،خوشحالی یعنی ایمان قوی به حضور خدا در تک تک لحظه هام 🌹
خوشحالی یعنی کنار عزیزانم باشم.
خوشحالی یعنی دیدن نفس کشیدن پدر و مادر پیرم.
خوشحالی یعنی آرامش کنار همسرم.
خوشحالی یعنی آرامش همسرت باشی.
خوشحالی یعنی بتوانی بنویسی.
خوشحالی یعنی خواندن دوباره رمانهای قدیمی.
خوشحالی یعنی نگران نباشی که آیا فرزندانت خوشحال هستند یا نه؟
خوشحالی یعنی افتخار بچههایت باشی.
خوشحالی یعنی دیدن دوست دوران مدرسه بعداز سالها.
خوشحالی یعنی رؤیای شیرین چاپ اولین کتاب.
خوشحالی یعنی خوشبین بودن.
خوشحالي يعني :هيچ كودك كاري رو سر چهار راه ها ،بساط كنار پياده روها،تو كوره پزخونه ها ….كه زحمت ميكشن مثل ادم هاي بزرگ زندگيشون پول حلال در بيارن نبيني خوشحالي يعني:هيچ پدري رو شرمنده خانواده اش باشه بابت خريد اصلي ترين مايحتاج كه نميتونه تهيه كنه وتا دير وقت خونه نميره تا چشمش به چشم بچه هاش نيافته نبيني خوشحالي يعني:چشم هيچ پدر ومادري به در سراي سالمندان نمونه تا اولادش از در وارد بشه وحال دل پدر ومادرشو خوب كنه خوشحالي يعني:هيچ بي سرپناهي نبيني كه تا صبح از سرما به خودش بلرزه خوشحالي يعني:هيچ پدر ومادري فرزندشو رو تخت بيماري نبينه خوشحالي يعني:از داشته هات لذت ببري
خوشحال یعنی آنقدر بخندی که اشکهایت سرازیر شود.
خوشحالی یعنی آن قدر بنویسی که از خواندن نوشته هایت لذت ببری
خوشحالی یعنی ایده هایت کاربردی شوند
خوشحالی یعنی کنار دریا توی نسیم ملایم راه بری و بدون غصه وغم نفس عمیق بکشی
خوشحالی یعنی دیدن خوشبختی و پیشرفت بچه هایت
خوشحالی یعنی پاییز پرباران و زمستان پربرف داشته باشی و از پشت پنجره و درکنار بخاری گرم با نوشیدن یک فنجان قهوه داغ نظاره گر بارش آن ها باشی
خوشحالی یعنی صبح که بیدار بشی ببینی سالمی و هنوز فرصتی برای زندگی کردن داری
خوشحالی یعنی بتونی زیبایی گلها و صدای پرندگان و خنده کودکان را ببینی و لمس کنی
خوشحالی یعنی کودکانه و بی دق دقه خندیدن
خوشحالی یعنی پس از سالها انتظار گرمی آغوش مادر چشیدن
خوشحالی یعنی چاپ اولین کتاب
خوشحالی یعنی باعث افتخار پدر بودن
خوشحالی یعنی .عاشقانه در کنار معشوق زیستن
خوشحالی یعنی همین که چشمانت رامی بندی وبعدازبازکردنش تمام وجودت،سرتاپایت راآرامش فرابگیردیک جورآرامش درونی که خودراسرکش سازد.خوشحالی یعنی اینکه باوجودتمام مشکلات توانست لبخندی ازعمق وجودزد.
خوشحالی یعنی در خواب دیدن باباجونت درحالیکه سه ساله که از کنارت پرکشیده و رفته
خوشحالی یعنی درست لحظه ای که ترس بهت نزدیکتر میشه یک نفر از راه میرسه و بوی امنیت میده
خوشحالی یعنی وقتی مادرجونت خبر استخدام شدنت رو میشنوه
خوشحالی یعنی صدای ساعت زنگدارت که میپیچه نگاه کنی و ببینی هنوز ۱۰ دیقه واسه خوابیدن وقت داری
خوشحالی یعنی پایان نامه ارشدت درباره «کامنت گذاری» باشه؛ از یکی از این کامنتها توی پایان نامه استفاده کنی و علاوه بر اون از کامنتهای دیگه کلی ایده بگیری.
سلام حمید جان
چه جالب
منو در جریان پایاننامه خودت بذار حتما. من این موضوع رو خیلی دوست دارم.
چند سال پیش هم اینو در این رابطه نوشتم:
کامنت نویسی
خوشحالي يعني وراجي كردن با يك دوست صميمي
خوشحالي يعني خواندن كتاب
خوشحالي يعني چيدن سفره براي آنكه دوستش داري
خوشحالي يعني همين چيزهاي كوچك
خوشحالی یعنی نگاه کردن هر روزه به چشم های پر از شوق زندگی دخترک
خوشحالی یعنی در آغوش گرفتن دخترک
خوشحالی یعنی لبریز از عشق بودن
خوشحالی یعنی قدم زدن زیر باران با دخترک
خوشحالی یعنی دویدن و خندیدن با ثدای بلند با زیباترین دخترک جهان
خوشحالی یعنی با او بودن
خوشحالی یعنی خوشحال کردن دخترک
خوشحالی یعنی با یک عطر بهارنارنج به لحضاتی سفر کنیم که از کنارشان ساده گذشته ایم….
خوشحالی یعنی ساختن امیدی تازه
خوشحالی یعنی نشاندن لبخندی به لبان عزیزانت
خوشحالی یعنی برآورده کردن آرزوی کوچک دیگران نه چندان آشنا
خوشحالی یعنی خواب مادرو دیدن
خوشحالی یعنی دادن اطمینان به خواهر عزیزتر از جانت
خوشحالی یعنی داشتن خواهر حامی، مهربان، همراه، پشتیبان
خوشحالی یعنی لذت بردن از خواندن کتاب
خوشحالی یعنی لذت بردن از نوشتن
خوشحالی یعنی حرکت تازه ای شروع کردن
خوشحالی یعنی چه؟
چه مدت است که انسان ها این سوال را از خود می پرسند:
خوشحالی یعنی چه؟
خوشحالی یعنی نگرانی نداشته باشی؟
خوشحالی یعنی کسی را از دست ندهی؟
خوشحالی یعنی گذشته اهمیتی نداشته باشد؟
خوشحالی یعنی همه چیز درست پیش برود؟
خوشحالی یعنی گوشی ات همیشه ۱۰۰ درصد باشد؟
خوشحالی یعنی به خودت بنگری و فقط افتخاراتت را ببینی؟
خوشحالی یعنی نمره امتحانی زیر ۲۰ نداشته باشی؟
خوشحالی یعنی پشت کردن به مشکلات؟
یا خوشحالی یعنی فرار از مشکلات؟
فرار از ضعف؟
فرار از خود؟
خوشحالی یعنی جهانی خوب، یا جهانی ناقص؟
خوشحالی یعنی چه؟
خوشحالی یعنی مهم ترین آرزو و نیاز؟ یا فقط بخشی از آن؟
خوشحالی یعنی چه؟
که می داند؟
شاید روزی، کسی دانسته؛ یا می داند؛ و یا بالاخره خواهد دانست.
ولی تا آن روز،
خوشحالی یعنی چه؟
خوشحالی یعنی اینکه:
من،زنم
خداوندگار مهر ،
و ، وجود بی بدیل حق ،
صدف قلبم را، با مرواید عشق ،آذین بسته است
نسیم خنجری ((هاویر))
نسیم خنجری ((خاویر))
خوشحالی یعنیاینکه.:
من زنم،
خداوندگار مهر،
که ، وجود بی بدیل حق،
صدفِ قلبم را ،با مروارید عشق ،آذین بسته است .
و خوشحالی یعنی…عشق دستان خونینش را دور گردن باریک عقل بیندازد
و خوشحالی یعنی…زمان پنجه هایش را برای لمس حال باز کند
و خوشحالی یعنی…من…فقط یکبار برای همیشه…سلام میکنم…و تا ابد…همان را ادامه می دهم
خوشحالی یعنی همین کلمۀ خوشحالی .. تا آدم با این کلمه برخورد می کند خود به خود خوشحال می شود.
خوشحالی یعنی پیدا کردن وظیفه اصلی زندگی و قدم گذاشتن در راه انجام آن.
خوشحالی یعنی یه رفیق خوب را همیشه همراهت ببینی : خودت
خوشحالی یعنی انجام تکلیف .
خوشحالی یعنی عزیزانت را خوشحال و سلامت در کنار خودت ببینی .
خوشحالی یعنی وقتی که شب سرت را روی بالش می گذاری و یک روز پرکار یا پر رنج را پشت سر می گذاری.
خوشحالی یعنی احساس سلامتی پس از گذروندن دورۀ سخت بیماری
خوشحالی یعنی خوشحالی…. دلیل می خواد؟ معنا می خواد؟ نه!! خوشحالی یعنی خوشحالی!!!
خوشحالی یعنی حس زنده بودن … همین که حس کنی زنده ای یعنی کلی معنا ، یعنی کلی خوشحالی!!!
خوشحالی یعنی صادرات 1 میلیون دلاری
خوشحالی یعنی قبل از این که چیزی را در زندگی به دست آوری ظرفیت داشتن آن را به دست آورده باشی
خوشحالی یعنی آدم های اطرافت آدم های تنگ نظری نباشند تا مانع رشد تو بشوند
خوشحالی یعنی کسی را داشته باشی که بتوانی با او هر حرفی را بزنی(گاهی ممکن است این شخص فقط خودت باشی)
خوشحالی یعنی مثل سنگ به خواب بروی و مثل پر بیدار شوی
خوشحالی یعنی بتوانی در زندگی روزمره و کسالت بار هر روزه یک احساس جدید کشف کنی
خوشحالی یعنی تغذیه ی سالم
خوشحالی یعنی بتوانی مسافرت بروی
خوشحالی یعنی احساسی که بعد از ورزش کردن داری
خوشحالی یعنی احساسی که بعد از خواندن یک جمله ی زیابا در یک کتاب یا دیالوگی در یک فیلم پیدا میکنی
خوشحالی یعنی یکی از دوستان قدیمیت را ببینی و حس کنی هنوز می توانید مثل گذشته ها با هم ارتباط برقرار کنید و همان حال و هوا را داشته باشید
خوشحالی یعنی از خوردن یک شکلات هم لذت ببری
خوشحالی یعنی احساسی که بعد از دیدن اجراهای زنده ی کنسرت و تئاتر به دست می آوری
خوشحالی یعنی …
خوشحالی یعنی :
داشتن کاری که همه تو را بخواهذ و تو با کمال میل خودت رو وقف آن کنی
خوشحالی یعنی :
داشتن خانه
خوشحالی یعنی:
هر روز تغییر کنی
خوشحالی یعنی :
داشتن 6 تا دوست
خوشحالی یعنی :
داشتن پارتنر سکسی و سکس خوب
خوشحالی یعنی:
کافه رفتن
خوشحالی یعنی :
سواحل مدیترانه
خوشحالی یعنی :
هر روز یه تیکه از خود واقعیت رو دیجیتال کردن
خوشحالی یعنی :
داشتن تجربه های اوج
خوشحالی یعنی مزّهی نُقلرنگیهای سوغاتیِ مادربزرگ.
خوشحالی یعنی بوسیدنِ زیر گردنِ خواهر کوچولو.
خوشحالی یعنی خوردنِ یک کاسه فرنیِ گرم بعد از مدرسه.
خوشحالی یعنی در یک شب بارانی، زیر یک پتوی گرم و نرم خوابیدن.
خوشحالی یعنی با دوچرخه، از دستِ سگهای روستا، فرار کردن.
خوشحالی یعنی گوش دادن به این آهنگ افتخاری: «پرده بردار ای حیاتِ جان و جان افزایِ من».
خوشحالی یعنی آمپول نزدن و قرص نخوردن و شربت ننوشیدن، به علّتِ سالم بودن.
خوشحالی یعنی نوشتنِ بنام خدا، با یک خودکارِ نو، در اوّلین صفحهی دفتر.
خوشحالی یعنی روسریِ پُر نقش و نگارِ مادر.
خوشحالی یعنی شیرینکاریهای مجیدِ قصّههای مجید.
خوشحالی یعنی دست پُر برگشتنِ یک پدر به خانه.
خوشحالی یعنی یک نماز جماعتِ دو سه نفره، در صبحِ ماه رمضان.
خوشحالی یعنی نان و پنیر و سبزیِ دمِ افطار.
خوشحالی یعنی تماشای غروبِ آفتاب در کنار شالیزار.
خوشحالی یعنی قفل کردنِ دست، توی دستِ گرمِ یار.
خوشحالی یعنی مزّهی نُقلرنگیهای سوغاتیِ مادربزرگ.
خوشحالی یعنی بوسیدنِ زیر گردنِ خواهر کوچولو.
خوشحالی یعنی خوردنِ یک کاسه فرنیِ گرم بعد از مدرسه.
خوشحالی یعنی در یک شب بارانی، زیر یک پتوی گرم و نرم خوابیدن.
خوشحالی یعنی با دوچرخه، از دستِ سگهای روستا، فرار کردن.
خوشحالی یعنی گوش دادن به این آهنگ افتخاری: «پرده بردار ای حیاتِ جان و جان افزایِ من».
خوشحالی یعنی آمپول نزدن و قرص نخوردن و شربت ننوشیدن، به علّتِ سالم بودن.
خوشحالی یعنی نوشتنِ بنام خدا، با یک خودکارِ نو، در اوّلین صفحهی دفتر.
خوشحالی یعنی روسریِ پُر نقش و نگارِ مادر.
خوشحالی یعنی شیرینکاریهای مجیدِ قصّههای مجید.
خوشحالی یعنی دست پُر برگشتنِ یک پدر به خانه.
خوشحالی یعنی یک نماز جماعتِ دو سه نفره، در صبحِ ماه رمضان.
خوشحالی یعنی نان و پنیر و سبزیِ دمِ افطار.
خوشحالی یعنی تماشای غروبِ آفتاب در کنار شالیزار.
خوشحالی یعنی قفل کردنِ دست، توی دستِ گرمِ یار.
سلام
خوشحالی یعنی زیر بارون توی بین الحرمین قدم بزنی
خوشحالی یعنی کنار رفیقات توی روضه بشینی
خوشحالی یعنی نگران فردا نبودن
خوشحالی یعنی توی این سایت بودن
خوشحالی یعنی نوشتن بدون ترسیدن…
امروزی مطلبی که ذهنم رو مشغول کرده بود نوشتم.یه اعتراض کوچک برای مخاطبین اندک.
اما ترسیدم و بعد از منتشر کردنش حذف کردم.
خوشحالی یعنی داشتن همراهترین همراهان “خدا” ولمسش هر لحظه از زندگی
و چقدر ناراحت شدم از این ترسم…
خوشحالی یعنی
خوشحالی یعنی روبرو شدن با ترس ها
خوشحالی یعنی استشمام هوای تازه .
خوشحالی یعنی بغل کردن نوزاد.
خوشحالی یعنی رسیدن به قله ی پیروزی .
خوشحالی یعنی لبخند پدر و مادرت.
خوشحالی یعنی آب دادن به گل ها.
خوشحالی یعنی خواستن و رسیدن.
خوشحالی یعنی لذت بردن از طبیعت .
خوشحالی یعنی صدای پرنده ها.
خوشحالی یعنی باور کردن خودت.
خوشحالی یعنی وقتی میخندم صدای خنده خودم هم می آید.
خوشحالی یعنی وقتی گریه میکنم تنها کسی که اشک هایم را پاک میکند خودم هستم
خوشحالی یعنی داشتنِ من دوست داشتنی
خوشحالی یعنی حضور در مدرسه نویسندگی، شاهین کلانتری و شاهین بلاگ.
خوشحالی یعنی خواندن خوشحالی های دوستان در اینجا و ذوق کردن از آنها.
سپاس از مهر تو فاطیما جان.
خوشحالی یعنی:
گپ و گفت با کسی که دوستش داری
عکاسی همراه با همسر
بوئیدن چای تازه دم اول صبح
شنیدن آواز شجریان و بنان و نوای ساز شهناز، عبادی، کسایی، لطفی، مشکاتیان، موسوی و …
گفت و گوی عمیق با کسی که هرگز تو را نمی شناسد، آنهم با جادویی به اسم نوشتن و کتاب
توانایی انتقال آنچه یاد گرفته ای به دیگران
رانندگی در جاده و گوش جان دادن به آنچه دوست داری
کودک شدن و بازی با کودک با تمام وجود
گیلاس و لیمو ترش و هندوانه تابستان
کاپوچینو در دل زمستان
خوشحالی یعنی حس خوب زندگی
خوشحالی یعنی مثبت اندیشی
خوشحالی یعنی برای موفقیت کار کردن
خوشحالی یعنی شب خوابیدن کنار دوستان.
خوشحالی یعنی شعاع های کمرنگ نور صبحگاهی روی تاروپود گلیم.
خوشحالی یعنی صدای گریه های نوزاد پشت در اتاق زایمان.
خوشحالی یعنی خبر انتشار جلد جدید از مجموعه داستان مورد علاقت.
خوشحالی یعنی یه لیوان بزرگ چای آلبالو تو گرمای تابستون.
خوشحالی یعنی صبح بیدار شدن با بوی بربری داغ.
خوشحالی یعنی، کاری که دوست دارم انجام بدم.
خوشحالی یعنی، تنهایی.
خوشحالی یعنی، داشتن یک سایت خوب.
خوشحالی یعنی، رامتین بودن.
خوشحالی یعنی، برادر داشتن.
خوشحالی یعنی، توانایی ریسک داشتن.
خوشحالی یعنی، طغیان کردن…
خوشحالی یعنی بودن در کنار همه کسانی که دوستشان داری.
خوشحالی یعنی خوردن یک فنجان چای یا قهوه گرم که مزه اش را حس کنی و خستگی را از تنت بیرون ببرد.
خوشحالی یعنی خدا را در نزدیکیه خودت حس کنی ، نزدیکـِ نزدیک.
خوشحالی یعنی خندیدن به بی مزه ترین لطیفه ها.
خوشحالی یعنی از پنجره عشق به بیرون نگاه کردن.
خوشحالی یعنی حس خوب دوست داشتن.
خوشحالی یعنی، دیدن یک شاخۀ درخت که بیهوا سرک کشیده و از پنجره نگاهت میکنه.
خوشحالی یعنی، شنیدن حرفهای قشنگ.
خوشحالی یعنی ترانۀ مورد علاقهات را ناگهان بشنوی.
خوشحالی یعنی خواندن یک شعر خوب.
خوشحالی یعنی دریافت یک نامه غیر منتظره از یک دوست.
خوشحالی یعنی شنیدن آواز بارون.
خوشحالی یعنی پیدا کردن لانۀ مورچهها.
خوشحالی یعنی شنیدن یه خبر خوب.
خوشحالی یعنی یه غافلگیری ساده.
خوشحالی یعنی پیدا کردن چیزی که خیلی دنبالش میگشتی.
خوشحالی یعنی تعریف کردن دیگران از مربای توت سیاهی که پختی، و خودت فکر میکردی بدمزه شده.
خوشحالی یعنی میزبان عزیزانت باشی.
خوشحالی یعنی پیچیدن عطر نعناع تازه چیده شده در خونه.
خوشحالی یعنی ببینی گلدونت گل داده.
خوشحالی یعنی شنیدن خبر سلامتی خانواده.
خوشحالی یعنی در اخبار اعلام کنند ویروس کرونا نابود شد.
خوشحالی یعنی ببینی یه یاکریم کنار پنجرۀ اتاقت لانه ساخته.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای یک پرندۀ کمیاب در صبح خیلی زود.
خوشحالی یعنی سفر به جایی که دوست داری.
خوشحالی یعنی دیدن یک دفعهای ماه تو آسمون.
خوشحالی یعنی شنیدن خبر موفقیت عزیزانت.
خوشحالی یعنی پخش مجدد سریال روزیروزگاری از تلویزیون.
خوشحالی یعنی خواندن کتابی که خیلی دنبالش گشتهای.
خوشحالی یعنی هم مسیر شدن با یه رودخانۀ مواج.
خوشحالی یعنی کوهستان گردی.
خوشحالی یعنی دعوت شدن به یک پیادهروی طولانی.
خوشحالی یعنی شنیدن خبر یک تولد.
خوشحالی یعنی دیدن یه قاصدک یا یک پروانه.
خوشحالی یعنی دیدن شادی دیگران.
درود و سلام بر شاهین عزیز
خوشحالی یعنی دعوت کردن یک دوست به خانه
خوشحالی یعنی ص ص رو اول صبح نوشتن
خوشحالی یعنی خوشحال کردن مادر بزرگ
خوشحالی یعنی فیلسوف زندگی خودت باشی و در پی حصول و حفظ ارامش باشی
خوشحالی یعنی خواب کافی
خوشحالی یعنی دیدن کتاب های خوانده شده در کتابخانه.
خوشحالی یعنی هر چقدر کتاب بخوانی باز هم کتابی برای خواندن هست.
خوشحالی یعنی میتوانی هر چقدر که میخواهی بنویسی و قلم و کاغذ خسته نشوند.
خوشحالی یعنی خنک شدن هوا در زل تابستان.
خوشحالی یعنی خواهرزاده ام اسمم را با زبان کودکانه به زبان بیاورد و صدا کند.
خوشحالی یعنی رفیقی داشته باشی که همیشه به یادت باشد.
خوشحالی یعنی خواهر زاده ام طوطی وار هر کلمه ای که بگویی تکرار کند.
خوشحالی یعنی تنمان همیشه سالم باشد.
خوشحالی یعنی عزیزانمان حالشان خوب باشد.
خوشحالی یعنی وقتی بر ادرزاده هفت ساله ات کلاس موسیقی میگذارد بهش نه نگویی و در کلاسش ثبت نام کنی .
خوشحالی یعنی حس خوب زندگی
خوشحالی یعنی به هدفت رسیدن
خوشحالی یعنی سوالها را بی دغدغه پرسیدن.
خوشحالی یعنی جوابها را صادقانه شنیدن.
خوشحالی یعنی به باطنها فکر نکردن.
خوشحالی یعنی سخت نگرفتن.
خوشحالی یعنی ساده انگاریدن.
خوشحالی یعنی بازیهای ویدیویی را با فراق بال بازی کردن.
خوشحالی یعنی با پدر فوتبال تماشا کردن.
خوشحالی یعنی با زندهها زندگی کردن.
خوشحالی یعنی از تنهایی لذت بردن.
خوشحالی یعنی فیلمها را برای تماشا زیر و رو کردن.
خوشحالی یعنی دیدن و کیف کردن.
خوشحالی یعنی قهوهای پر کافئین را چشیدن.
خوشحالی یعنی خلق کردن.
خوشحالی یعنی با نوشتن جملهای احساس غرور کردن.
خوشحالی یعنی اول صبح نیمرو خوردن.
خوشحالی یعنی برای سفر به فضا تایید صلاحیت شدن.
خوشحالی یعنی خندههای دلبر سابقت را که نمیتوانستی شادش کنی، دیدن.
خوشحالی یعنی اشکها را ندیدن.
خوشحالی یعنی بدون زجر، اشک ریختن.
خوشحالی یعنی با دوپا آب را لمس کردن.
خوشحالی یعنی حسرت نخوردن.
خوشحالی یعنی به موقع پشیمان شدن.
خوشحالی یعنی به تکههای طنز سریالهای مهران مدیری، خندیدن.
خوشحالی یعنی بدون ترس حرف زدن.
خوشحالی یعنی آرزو نکردن.
خوشحالی یعنی دلیل وجود انسان را دانستن.
خوشحالی یعنی بعد از نامیدی امیدوار بودن.
خوشحالی یعنی به قصد کشتن دیکتاتور درونت، نوشتن.
خوشحالی یعنی فراموشی گرفتن.
خوشحالی یعنی دیوانه بودن.
خوشحالی یعنی برای دیدن خدا سفر کردن.
خوشحالی یعنی پدر و مادرت را شاد دیدن.
خوشحالی یعنی نوشتن…
خوشحالی یعنی فکری پر از دغدغه اما تهی از نا آرامی
خوشحالی یعنی خط خطی کردن کاغذکنار دستت
خوشحالی یعنی نوشتن شعری از شاعر مورد علاقه ات، در گوشه کتاب یا دفتر درسی
خوشحالی یعنی حافظه ای که پر است از شعر های معنادار
خوشحالی یعنی داشتن ایده
خوشحالی یعنی تو، بودن در کنارِ تو
خوشحالی یعنی دانستن اینکه داری رشدمی کنی.
خوشحالی یعنی اینکه راه رسیدن به کمال رابدانی ودراین راه هرروزیک قدم به جلوبروی.
خوشحالی یعنی حرفهایت راباقلم وکاغذبزنی نه بازبان.
خوشحالی یعنی برای موفقیت ات مهلت تعیین کنی ونزدیک شدن به رویایت راهرروز بیشتراحساس کنی.
خوشحالی یعنی کتابی راورق بزنی ودرلابلای صفحاتش زندگی کنی.
خوشحالی یعنی داشتن کسی که حرفتو بشنوه و بفهمه.
خوشحالی یعنی گوش دادن اهنگ مورد علاقهات و غرق شدن تو رویاهای شیرین.
خوشحالی یعنی تو باشی و یک یخچال پر از گیلاس و بستنی.
خوشحالی یعنی تو حرفه مورد علاقهات بهترین باشی.
خوشحالی یعنی بغل کردن مامان و بابا.
خوشحالی یعنی هرچی دوست داشته باشی بتونی برا خودت بخری.
خوشحالی یعنی هرچقدر غذا بخوری، چاق نشی.
خوشحالی یعنی باشگاه رفتن.
خوشحالی یعنی هیچوقت اینترنتات تموم نشه.
خوشحالی یعنی مقدار زیادی شلیل شیرین در یخچال.
خوشحالی یعنی خواندن یک کتاب جنایی جذاب .
خوشحالی یعنی این که خواهر یک ماهه ات با نگاه تو رو دنبال کنه.
خوشحالی یعنی گرفتن یک عروسک اسب تک شاخ .
خوشحالی یعنی ۴ دور بازی( سیلور باندل)رو بردن.
خوشحالی یعنی به عنوان عیدی بری کتاب فروشی.
خوشحالی یعنی تو بازی مافیا ،مافیا بشی.
خوشحالی یعنی دیدن لبخند مادر .
خوشحالی یعنی خوردن سیب گلاب.
خوشحالی یعنی بازی با خانواده .
خوشحالی یعنی صحبت با دوستان .
خوشحالی يعنی کیک پختن .
خوشحالی یعنی همین حالا رو زندگی کنی .
خوشحالی یعنی همین لحظه !.
خوشحالی یعنی دویدن باهاش
دویدن با آهنگ توی گوشت
خوشحالی یعنی لبخند بزرگ بی صدا
خوشحالی یعنی خوابش رو دیدن و یادش موندن تو بیداری
خوشحالی یعنی دیدنش
خوشحالی یعنی بودنش تو حقیقت به اندازه ی رویا
خوشحالی یعنی گیر کردن دو نگاه با هم
خوشحالی یعنی دویدن و تو راه شاد بودن
خوشحالی یعنی بیشتر شنیدن
خوشحالی یعنی صداش رو شنیدن
خوشحالی یعنی رفتن پی کارت
خوشحالی یعنی دوست داشتن خودِ حالا و خودِ فردات
خوشحالی یعنی چشمان منتظر وبی قرار معشوق
خوشحالی یعنی دلی پراز شورعشق
خوشحالی یعنی دیدن شادی و خنده ی فرزندان
خوشحالی یعنی نقاشی یک تابلو
خوشحالی یعنی توانایی کارکردن
خوشحالی یعنی خنده ی بی غم
خوشحالی یعنی بیدارشدن هرصبح بدون درد
خوشحالی یعنی رسیدن به چیزهای خوب زمینی مثل مادیات وچیزهای دلچسب فیزیکی است ولی شادی خوبیهای معنوی ومتافیزیکی است .پس بر اساس این تعریف :
خوشبختی یعنی رسیدن از مرتبه مادیات به مرتبه والای معنویات است پس:
خوشبختی یعنی رسیدن از کمیت به کیفیت است .
خوشبختی یعنی در کلاس صد داستان استاد شاهین کلانتری شرکت کنی واو با شعار زیاد نویسی ولو شلخته نویسی به تو جرات بده که با یه جهش فوری بتونی از سکوی کمیت به سکوی اول کیفیت ارتقای مرتبه بدی .
خوشحالی یعنی با این ارتقا وایستادن در جایگاه خوب هم خدا وهم استادت از تو خشنود باشن وهم خواننده ات از کار با کیفیتت از تو راصی .
خوشحالی یعنی من هم سپاسگزار خداوند وکل فرزندانش باشم .آمین امین
خوشحالی یعنی شنیدن صدای مادرم که دیگر نه درد جسمی دارد و نه روحی
یعنی گپ و گفت با پدرم که در حال خط و نشان کشیده برای کسی نیست
خوشحالی یعنی نشنیدن خبر جدایی ها این روزهای تنهایی و قرنطینه
خوشحالی یعنی من و تو پسرک لپ قرمزمان
خوشحالی یعنی کافه رفتن های بعد کلاسمان
خوشحالی یعنی نهار های بی نمکمان
خوشحالی یعنی دور دور های نیمه شبمان
خوشحالی یعنی آواز مرغ عشق های همسایه مان
خوشحالی یعنی در چشم هم زل زدنمان
خوشحالی یعنی بی هوا جیغ زدنمان
خوشحالی یعنی-با تمام بدبختی ها-صبرمان
خوشحالی یعنی دادن آخرین قسط یخچالمان
خوشحالی یعنی حرف زدن بی وقفه مان
خوشحالی یعنی زیر نور ماه خوابیدنمان
خوشحالی یعنی کارخوب کردن بی ریایمان
خوشحالی یعنی چشم های قهوه ای مان
خوشحالی یعنی حس خوبِ عشق ورزیدنمان
خوشحالی یعنی تمام دار و ندارمان
خدایمان
زندگی مان
خوشحالی یعنی زیر باران ، ته یک کوچه خلوت، هرم موسیقی بدود در پیاده رو و یاد او مستت کند
خوشحالی یعنی “او” می داند و می خواهد
خوشحالی یعنی بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود،همان که منزوی گفت…
خوشحالی یعنی گو بیا امید و پارویی بگیر،همان که شاملو گفت…
خوشحالی یعنی راستی آیا شاید شرری هست هنوز، همان که اخوان گفت…
خوشحالی یعنی بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین، همان که حافظ گفت…
خوشحالی یعنی همین کورسوی امید که از محفل دوستان دیده و نادیده مانده است، این را من می گویم…
خوشحالی یعنی کتاب، کاغذ، صدای شجریان
خوشحالی یعنی درخت، باران، کمانچه ی کیهان
خوشحالی یعنی زیستن
خوشحالی یعنی جستجوی میان تلخ زیستن
خوشحالی یعنی این که زندگی را مثل قهوه ببینی و به قدر نیاز شیرینش کنی
خوشحالی یعنی بیداری، نوشتن، تحمل…
خوشحالی یعنی خواب دیدن، رویا، تخیل…
خوشحالی یعنی خوشحالی از بودن در زمانه شجریان ها و بیضایی ها و شعله ور ها
خوشحالی یعنی امکان خواندن شاملوها و فرسی ها و معروفی ها
خوشحالی یعنی تبر راسکولنیکوف وقتی داستایفسکی تصویرش می کرد
خوشحالی یعنی تحیر از ایبسن و حضور زن
خوشحالی یعنی گریستن از شکوه شکسپیر
خوشحالی یعنی خنده ی تلخ به انسان و چخوف
خوشحالی یعنی ادبیات از ابتدا تا انتهایش
خوشحالی یعنی هنر از رنگ ها و صداهایش
خوشحالی یعنی بودن ما کنار نوشتن
خوشحالی یعنی سگ دو زدن ما برای خواندن و ذوب کردن
خوشحالی یعنی تلاش ما برای ضرب زدن سکه خود در این تاریخ مبتذل
خوشحالی یعنی نیمه ی پر لیوان شکسته.
خوشحالی یعنی بیدار شدن قبل از طلوع خورشید و شنیدن صدای خدا.
خوشحالی یعنی دیدن انوار طلایی خورشید وقتی از پشت کوهها سرک میکشد و بالا میآید.
خوشحالی یعنی خندههای بلند پسرم.
خوشحالی یعنی هر روز یک چیز تازه نوشتن.
خوشحالی یعنی نفس کشیدن یعنی اینکه هنوز زندهام و زندگی میکنم.
خوشحالی یعنی دیدن پدر و مادرم که سالمند و سرحال.
خوشحالی یعنی داشتن یک دختر.
خوشحالی یعنی با کمترین امکانات، بهترین تفریحها را کردن.
خوشحای یعنی هر عصر جمعه کوه رفتن.
خوشحالی یعنی دیدن لبخند سادهی دخترک سوزندوز بلوچ.
خوشحالی یعنی دادن یک بطری آب خنک به کارگر زحمتکش پشت پنجره.
خوشحالی یعنی همیشه خوشحالی کردن با کوچکترین چیزها.
خوشحالی یعنی دیدار دوباره دوستان و عزیزان
بدون کینه بودن
وجودت پر از عشق باشد
خوشحالی یعنی بدونی سختی ها برای قوی کردنت هستند
خوشحالی یعنی تو سختی ها تنها نیستی
خوشحالی یعنی سختی ها تمومی ندارند، پس میتونی دائما رشد کنی
خوشحالی یعنی بهترین مشوقت خودتی
خوشحالی یعنی …
خوشحالی یعنی مقدار زیادی شلیل شیرین در یخچال .
خوشحالی یعنی دیدن خواهر .
خوشحالی یعنی دیدن یک کتاب جنایی جذاب .
خوشحالی یعنی خطور کردن یک ایده ی جدید برای نوشتن به ذهنت .
خوشحالی یعنی رفتن به کتابفروشی.
خوشحالی یعنی دیدن یک گل زیبا .
خوشحالی یعنی پیاده روی با خانواده .
خوشحالی یعنی صبح که بیدار میشی بارون بیاد .
خوشحالی یعنی لبخند مادر .
خوشحالی یعنی درست کردن اوریگامی پرنده ی درنا .
خوشحالی یعنی بازی با خانواده .
خوشحالی یعنی داشتن یه روز عالی .
خوشحالی یعنی لذت بردن از لحظه لحظه زندگی .
خوشحالی یعنی با یه چیز مادی ودنیوی وفیزیکی وجسمی خوشحال شدن.
خوشحالی یعنی ما بتونیم از این امتیازات دنیوی فراتر رفته وبه شادی واقعی که رضایت معنوی و روحی ومتا فیزیکی است برسیم
خوشحالی یعنی کمیت در برابر شادی که کیفیت است
خوشحالی یعنی از کمیت به کیفیت رسیدن .
خوشحالی یعنی در کلاس صد داستان استاد شاهین کلانتری شرکت کنی وبا نوشتن تعداد زیاد و نیز شلخته داستان ، که شعار این استاده وروش تدریسش است یک شبه از طریق یادگیری از ایشون از سکوی کمیت به کیفیت پریدن.
خوشحالی یعنی با نوشتن داستانهای با کیفیت در مسیر درستی قرار بگیرم انچنان که خدایم واستادم ومخاطبینم ازمن خشنود باشندومن از نوشته ها وتعهدم سرمست وشاد .آمین وآمین
خوشحالی یعنی بالخره تو مسیر درست قرار گرفن
خوشحالی یعنی در حال انجام کار مورد علاقه زمان رو احساس نکنی
خوشحالی یعنی با بقیه فرق داشتن
خوشحالی یعنی راه جدید کشف کردن
خوشحالی یعنی داشتن استاد کار بلد مثل شاهین کلانتری
مثل نگاربی ریا
که آموزش درست و اصولی دارن
لطف دارید شما نسرین عزیز و مهربان
خوشحالی یعنی برق خونه ات رفته بعد نگاه میکنی می بینی برای کوچه روبرویی هم رفته
خوشحالی یعنی توی دستشویی گیر کردی آب قطع بعد یهویی صدای توی لوله آب می شنوی که آب میخواد بیاد
خوشحالی یعنی یه کار خنده دار انجام بدی بعد یهویی خودت و همسرت بزنید زیر خنده تا اشکتون دربیاد
خوشحالی یعنی وقتی همسرت می فرستی خرازی یا لوازم التحریر فروشی می دونی بهت زنگ میزنه سوال پیچت کن
خوشحالی یعنی خوردن شله مشهدی
خوشحالی یعنی اوردن نذری همسایه در خونه
خوشحالی یعنی همسرت با گل سوپرایزت کن
خوشحالی یعنی پدرت به خاطر تو بره بیرون سیگار بکش
خوشحالی یعنی یه روز ببینی فقیری وجود نداره
خوشحالی یعنی روزی که دست دزد ها و اختلاس گرها قطع بشه
خوشحالی یعنی روزیکه یه رئیس جمهور کار بلد داشته باشیم
خوشحالی یعنی روزی بیاد که ظلمی نبینی
خوشحالی یعنی ناقوس چشمان آهویت باشم الگوی دنباله نگاهت من باشم
خوشحالی یعنی شبان که شمع وجودم را روشن میکنم و کنار پنجره منتظر می مانم، پروانه ام بیاید
خوشحالی یعنی روزی که آسمان دلم آفتابی است، چرا که تو برای استراحت پایین دلم فرش پهن میکنی
خوشحالی یعنی صدای ضربان قلبت لالایی شبانه ام شود و من در کنار تو به خواب عمیقی فرو بروم
خوشحالی یعنی یه هوای بارونی و خنک تو چله تابستون
خوشحالی یعنی بوی چای دم کشیده یه عصر جمعه خونه بی بی
خوشحالی یعنی یه عالمه لاک رنگارنگ
خوشحالی یعنی بوسیدن دست های کوچولو یه نوزاد
خوشحالی یعنی غریزی که دیگه عمرش به دنیا نیست بایک معجزه برگرده به دنیا
خوشحالی یعنی دست عزیزت روبکنین بگیری واز دردورنج تن وروحش آزادش کنی
خوشحالی یعنی با مادرت یک دل سیر بخندی
خوشحالی یعنی مادرت باشه که نباشی کنارش
خوشحالی یعنی میم
میم یعنی مادر
خوشحالی یعنی تابسواری.
خوشحالی یعنی کشیدن نقاشی.
خوشحالی یعنی دریافت پیام واریز.
خوشحالی یعنی شنیدن یه تعریف.
خوشحالی یعنی گرفتن نمرهٔ بیست.
خوشحالی یعنی صبح زود بیدار شدن.
خوشحالی یعنی دیدن دوستای مجازی.
خوشحالی یعنی نوشتن صد تا داستان.
خوشحالی یعنی رفتن به نمایشگاه کتاب.
خوشحالی یعنی بیدار شدن از یه کابوس.
خوشحالی یعنی رسیدن نامه از یه دوست.
خوشحالی یعنی پیدا کردن شبدر چهار برگ.
خوشحالی یعنی آشتی کردن بعد از یه قهر طولانی.
خوشحالی یعنی یه چرت کوتاه بعد از یه روز کاری.
خوشحالی یعنی هر چی خواستی بخر به حساب من.
خوشحالی یعنی قدم برداشتن در راه رسیدن به اهداف.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای شکستن تخممرغ وقتی مامان میخواد نیمرو درست کنه.
خوشحالی یعنی پیدا کردن چیزی که خیلی وقته گمش کردی.
خوشحالی یعنی خریدن جورابای گوگولی و لباسای رنگارنگ.
خوشحالی یعنی محرم امسال بهجای قیمه کتاب بدن.
خوشحالی یعنی صبح خروس خوان کلمات در درون تو قبل از خورشید بیدار شده اند و حالا دورت نشسته اند و با لبخند بیدارت می کنند
خوشحالی یعنی زمانی که وجودم سرشار از لحظه ی اکنون است و لحظه ی اکنون زمانیست که وجودم انگونه احساس میکند که خالق افریده است
خوشحالی یعنی دلت بلرزد و بدنت برقصد.
خوشحالی یعنی غلتیدن روی همه تپه های سی سالگی.
خوشحالی یعنی دوستی با سگ ها، گربه ها، شاپرک ها.
خوشحالی یعنی خواندن و آموختن.
خوشحالی یعنی رفتن و رفتن.
خوشحالی یعنی مثلا من بعد ۱۲سال بفهمم مامان شدم..خوشحالی یعنی ینفر واقعا بخاطر خودت دوستت داشته باشه..خوشحالی یعنی خوردن شاه توت از دستای قرمز یار..خوشحالی یعنی لبخند مامانت،بابات و حاج خانوم مادربزرگت..خوشحالی یعنی لبخند ..خوشحالی یعنی لبخند خدا به زمین..خوشحالی یعنی همین الان که من اینجا می نویسم ..خوشحالی یعنی تموم شد دفترچه قسطای بانکت..خوشحالی یعنی زندگی یعنی من
خوشحالی یعنی دامن کشیدن خورشید لبخند بر پیچک صورت مادرم .
خوشحالی یعنی آب دادن به مار سبز ساقه های گلدان که کنج خانه بست نشسته اند .
خوشحالی یعنی تراوش فریادهای فروشنده برای جنس های همزاد . خوشحالی یعنی وجود . وجود رویایی برای آغاز ، وجود مسیری برای رفت ، وجود عشقی برای رشد .
خوشحالی یعنی مزه کردن زمزمه کیک های تابستانی خواهرم .
خوشحالی یعنی چیدن خوشه شادی بر گندمزار چهره کودکان .
خوشحالی یعنی پر زدن شاپرکها از قفس کدر دستها .
خوشحالی یعنی فراخنای مردمک رقصان پدر .
خوشحالی یعنی ژرفنای ساز نوازنده در خیابان .
خوشحالی یعنی همرنگی سایه ها در کوچه سرد آزادی .
خوشحالی یعنی نفس عمیقی که کل وجودت رو آرامش بده.
خوشحالی یعنی خوردن غذای سالم و ارگانیک.
خوشحالی یعنی سلامتی تک تک سلولهات.
خوشحالی یعنی بلد باشی زندگی کنی
خوشحالی یعنی دیدن موفقیت پسرت خواهرت برادرت همسرت خودت اطرافیانت
خوشحالی یعنی رضایت از لحظهای که توشی
خوشحالی یعنی نوشتن کتاب
خوشحالی یعنی یادگرفتن محتوای درست از یک متخصص
خوشحالی یعنی خواندن کتاب
خوشحالی یعنی ساختن ایدههات
خوشحالی یعنی هر روز بهتر از دیروز
خوشحالی یعنی داشتن استاد کلانتری برای باسواد شدن
خوشحالی یعنی پدر موز کال سبز دلخواه را بخرد. خوشحالی یعنی پاییز باشد، مادر در حمام را بزند و یک ظرف نارنگی و انار دان شده بمن بدهد و من پوست نارنگی ها را کف حمام بریزم. خوشحالی یعنی روی پله های ساختمان سه طبقه باز هم بالا و پایین بدوییم و ارکان ساختمان به لرزه در بیاید. خوشحالی یعنی عکس کباب کوبیده و سنگک که در سفره مهمانخانه مادربزرگ بود. خوشحالی یعنی بعد از عروسی حرفهای زن زوله ای بزنیم. خوشحالی یعنی تابستان با سس گوجه و دلستر با سارا در پشت بام برنز شویم. خوشحالی یعنی فشار دادن پنبه ( طوطی ام) مابین دو دست و جیغ کشیدنش. خوشحالی یعنی شاهین کلانتری دایرکتش را چک کند. خوشحالی یعنی پنج شنبه بعد از ظهر، راه مدرسه و پسرهای راه مدرسه. خوشحالی یعنی بوی خوب رژ نارون، خوشحالی یعنی اولین باری که پایت را توی دریا گذاشتی
خوشحالی یعنی:
سلامتی و خوشحالی پدر و مادرم
حال خوب و موفقیت همسر و فرزندم
حال خوب یعنی سلامتی یعنی جواب تمام آزمایشها خوب باشه …
خوشحالی یعنی: دلیل حال خوب دیگران باشی و ارزش آفرین باشی
خوشحالی یعنی کتابهای خوب بخونی و لذت ببری
خوشحالی یعنی زیباییهای دنیا را ببینی و حس خوب دریافت کنی
خوشحالی یعنی شکرگزاری …
خوشحالی یعنی با آدمهای خوب آشنا بشی و مطالب مفید یاد بگیری
خوشحالی یعنی : بودن اساتید خوبی مثل شما
خوشحالی یعنی بر طبق برنامه عمل کردن
خوشحالی یعنی معنی نگاهت را بفهمند
خوشحالی یعنی سر قولهایت به خودت بمانی
خوشحالی یعنی همه را دوست بداری
خوشحالی یعنی همه دوستت بدارند
خوشحالی یعنی پختن یک کیک
خوشحالی یعنی ماندن سر وزن ایده آل🤓
خوشحالی یعنی کسب درآمد از ایده و ذوقت
خوشحالی یعنی شرکت در این آنافورا
خوشحالی: یعنی گوش دادن به آوازه پرندگان
خوشحالی یعنی حس خوب زندگی
خوشحالی یعنی همه چیز را خوب دیدن
خوشحالی یعنی خوبیها را دیدن و از بدیها چشم پوشی کردن
خوشحالی یعنی وجود
خوشحالی یعنی زندگی کردن با باطن آدمها
خوشحالی یعنی باهم بودن
خوشحالی یعنی جواب به چرایی ها
خوشحال یعنی امروز ، دیروز ، فردا
خوشحالی یعنی عطر خوش
خوشحالی یعنی جان دادن به حال خوب درونت
خوشحالی یعنی …
خوشحالی یعنی تابسواری.
خوشحالی یعنی کشیدن نقاشی.
خوشحالی یعنی دیدن پیام واریز.
خوشحالی یعنی شنیدن یه تعریف.
خوشحالی یعنی گرفتن نمرهٔ بیست.
خوشحالی یعنی صبح زود بیدار شدن.
خوشحالی یعنی دیدن دوستای مجازی.
خوشحالی یعنی نوشتن صد تا داستان.
خوشحالی یعنی رفتن به نمایشگاه کتاب.
خوشحالی یعنی بیدار شدن از یه کابوس.
خوشحالی یعنی رسیدن نامه از یه دوست.
خوشحالی یعنی پیدا کردن شبدر چهار برگ.
خوشحالی یعنی آشتی کردن بعد از یه قهر طولانی.
خوشحالی یعنی یه چرت کوتاه بعد از یه روزِ کاری.
خوشحالی یعنی هر چی خواستی بخر به حساب من.
خوشحالی یعنی قدم برداشتن در راه رسیدن به اهداف.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای شکستن تخممرغ وقتی مامان میخواد نیمرو درست کنه.
خوشحالی یعنی پیدا کردن چیزی که خیلی وقته گمش کردی.
خوشحالی یعنی خریدن جورابای گوگولی و لباسای رنگارنگ.
خوشحالی یعنی محرم امسال بهجای قیمه کتاب بدن.
خوشحالی یعنی تابسواری.
خوشحالی یعنی کشیدن نقاشی.
خوشحالی یعنی دیدن پیام واریز.
خوشحالی یعنی شنیدن یه تعریف.
خوشحالی یعنی گرفتن نمرهٔ بیست.
خوشحالی یعنی صبح زود بیدار شدن.
خوشحالی یعنی دیدن دوستای مجازی.
خوشحالی یعنی نوشتن صد تا داستان.
خوشحالی یعنی رفتن به نمایشگاه کتاب.
خوشحالی یعنی بیدار شدن از یه کابوس.
خوشحالی یعنی رسیدن نامه از یه دوست.
خوشحالی یعنی پیدا کردن شبدر چهار برگ.
خوشحالی یعنی آشتی کردن بعد از یه قهر طولانی.
خوشحالی یعنی یه چرت کوتاه بعد از یه روزِ کاری.
خوشحالی یعنی هر چی خواستی بخر به حساب من.
خوشحالی یعنی قدم برداشتن در راه رسیدن به اهداف.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای شکستن تخممرغ وقتی مامان میخواد نیمرو درست کنه.
خوشحالی یعنی پیدا کردن چیزی که خیلی وقته گمش کردی.
خوشحالی یعنی خریدن جورابای گوگولی و لباسای رنگارنگ.
خوشحالی یعنی محرم امسال به جای قیمه کتاب بدن.
خوشحالی یعنی تابسواری.
خوشحالی یعنی کشیدن نقاشی.
خوشحالی یعنی دیدن پیام واریز.
خوشحالی یعنی شنیدن یه تعریف.
خوشحالی یعنی گرفتن نمرهٔ بیست.
خوشحالی یعنی صبح زود بیدار شدن.
خوشحالی یعنی دیدن دوستای مجازی.
خوشحالی یعنی نوشتن صد تا داستان.
خوشحالی یعنی رفتن به نمایشگاه کتاب.
خوشحالی یعنی بیدار شدن از یه کابوس.
خوشحالی یعنی رسیدن نامه از یه دوست.
خوشحالی یعنی پیدا کردن شبدر چهار برگ.
خوشحالی یعنی آشتی کردن بعد از یه قهر طولانی.
خوشحالی یعنی یه چرت کوتاه بعد از یه روزِ کاری.
خوشحالی یعنی هر چی خواستی بخر به حساب من.
خوشحالی یعنی قدم برداشتن در راه رسیدن به اهداف.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای شکستن تخممرغ وقتی مامان میخواد نیمرو درست کنه.
خوشحالی یعنی پیدا کردن چیزی که خیلی وقته گمش کردی.
خوشحالی یعنی خریدن جورابای گوگولی و لباسای رنگارنگ.
خوشحالی یعنی محرم امسال بهجای قیمه کتاب بدن.
خوشحالی یعنی:
هوس گوش کردن آهنگ عشق
خوشحالی یعنی:
با تو بودن میدهد معنی بهشت
خوشحالی یعنی:
لبخند زیبای تو در کنج لبت
خوشحالی یعنی:
خندهٔ طناز تو در باغ بهشت
خوشحالی یعنی:
رقص تو در باغ سرنوشت
خوشحالی یعنی:
دست در دست تو زیر باران سرنوشت…
(گُلِ مریم)
خوشحالی یعنی ببینم حال پدر و مادرم خوبه . خوشحالی یعنی یه روزی ببینم کتاب هام چاپ شدن . خوشحالی یعنی ببینم درون ذهنم دغدغه فردا رو ندارم . خوشحالی یعنی وقتی دارم چای میخورم اونقدر ذهنم آروم باشه که طعم و عطر چای رو بفهمم . خوشحالی یعنی امروز خودم باشم ، برای خودم زندگی کنم و برای خودم نفس بکشم.
خوشحالی یعنی ذهنی بی دغدغه داشتن
خوشحالی یعنی در عمق وجودت به دنبال کودک درونت بگردی و پیداش کنی
خوشحالی یعنی یه نویسنده بشی و آثارت به چاپ برسن
خوشحالی یعنی برق در یه مغازه کتاب فروشی و کتابت رو در بین کتابهای پرطرفدار ببینی
خوشحالی یعنی به همه نشون بدی که تو هم میتونی
خوشحالی یعنی بدون ترس تصمیم بگیری و اجرا کنی
خوشحالی یعنی گوشی رو برداری ببینی اسم کسی که منتظر تماسش بودی روی گوشیته
خوشحالی یعنی زندگی در آرامش
خوشحالی یعنی بدونی خداوند تو رو بخشیده و ازت راضیه
خوشحالی یعنی لبخند شیرین کودکانی که عاشقشونی
خوشحالی یعنی انقدر پول داشته باشی که دیگه نگاه قیمت چیزی نکنی
خوشحالی یعنی یه کار پراز آرامش و رویایی داشته باشی
خوشحالی یعنی کمک کردن به هر کسی که نیاز مالی دارد
خوشحالی یعنی رسیدن به هدف هات.
خوشحالی یعنی اینکه هر روز ببینی داری به هدفت نزدیک تر میشی.
خوشحالی یعنی در مسیر درست بودن.
خوشحالی یعنی بعد از برگزاری جلسه حس خوبی داری و مخاطب مطلب جدید و کاربردی یاد گرفته.
خوشحالی یعنی ،نفس کشیدن بدون محدودیت ،خوشحالی یعنی بو کشیدن بدون ترس ،بوسیدنو در آعوش کشیدن ،خوشحالی یعنی دویدن میان طبیعت ،دست کشیدن و لمس کردن هستی و زندگی ،خوشحالی یعنی دیدن لبخند فرزند و دیدن اشک شوق در چشمانش ،خوشحالی یعنی خداحافظی با هر گونه اضطراب و نگرانی
خوشحالی یعنی تبسم یک کودک پس از فهمیدن درد نداشتن آمپول
خوشحالی یعنی توانایی فراموش کردن چیزهایی که نشد …
خوشحالی یعنی اصلا مهم نیست فردا چی میشه مهم اینه که الان زنده ام و دارم می نویسم
خوشحالی یعنی یهو بیاد سمتت درست وقتی که فکر می کنی یه امر محاله …
خوشحالی یعنی ابراز محبت هم مثل خودت به آدمیزاد نرفته …
خوشحالی یعنی وقتی بهت فکر می کنم می تونم عمیقا بفهمم که آدرنالین خونم زیاد میشه …
خوشحالی یعنی وقتی دوستات دیر جواب میدن تو انقدر با معرفت و بی توجه به بچه بازی ها باشی که پیامشونو سریع جواب بدی …
خوشحالی یعنی دیدن لبخند پدر
خوشحالی یعنی خوردن لواشک های مورد علاقت
خوشحالی یعنی خوندن دوباره ی «قصر آبی»
خوشحالی یعنی خریدن بسته ی اینترنتی بعد از چندروز بدون اینترنت بودن
خوشحالی یعنی دیدن فیلم مورد علاقت برای چندمین بار
خوشحالی یعنی خریدن کتاب
خوشحالی یعنی پایبند بودن به ریزعادتها
خوشحالی یعنی یافتن هدف
خوشحالی یعنی همه چی بر وفق مرادت نباشه ولی حال دلت خوب باشه
خوشحالی یعنی دوروز دیگه عیدغدیر باشه
خوشحالی یعنی به افکار دیگران درباره ی خودت اهمیت ندی
خوشحالی یعنی فقط برای خودت زندگی کنی
خوشحالی یعنی وقتی از بیرون میای خونه میبینی مامانت غذایی که دلت کشیده بود رو درست کرده
خوشحالی یعنی گوشیت ریجستری بشه و راحت بشی
خوشحالی یعنی انگیزه داشتن
خوشحالی یعنی بدون اینکه با کسی کاری داشته باشی باهاش تماس بگیری
خوشحالی یعنی آزادی از هر چه مرا در بند اسارت می کشاند.
خوشحال یعنی یک زندگی پر از آرامش و معمولی ولی لبریز از عشقمان باشد.
خوشحالی یعنی برگردم به دوران کودکی وخود را در میان باغچه ی بزرگ مدرسه خرد بیابم و دقیقا همان جا زمان بایستاد.
خوشحالی یعنی فقط من میدانم چیست وقتی سالهاست که با حسرت و درد و غم مأنوس هستم.
خوشحالی یعنی به همه بفهمانی ما یک بار فرصت زندگی کردن داریم و هی تو را به جبر و صبر بی معنی دعوت نکنند.
خوشحالی یعنی به مردم بفهمانی حق بهترین زندگی را داری وهی از تو نخواند خیانت های پی در پی همسرت را ببخشی.
و ای خوشحالی تو چقدر با زندگیم عجیب و غریبی.
خوشحالی یعنی دیدن برگ های سبز درخت حیاط پشتی خونمون ک بادیدن سبزیشون چشمام آبی میشن فکرام سفید واسه شنیدن حس های تازه م .خوشحالی گوش دادن سکرت گاردن روی جهت گرفتن معکوس سبزه ها ست خوشحالی یعنی شانه زدن پیچ های گیسوی دختری با پوست جو گندمی خوشحالی یعنی دراز کشیدن رو حصیر زبر و نارنجی پشت بوم درست وقتی که سیر ستاره ها شش هایت را حجیم تر می کند.
خوشحالی یعنی بوی خاک نم خورده بعد بارون
خوشحالی یعنی دیدن لبخند امید بخش مادر بعد ی روز کاری سخت و طاقت فرسا
خوشحالی یعنی نگاه های افتخار آمیز پدر بعد رسیدن به اهداف
خوشحالی یعنی در مسیر بودن و متوقف نشدن
خوشحالی یعنی تن سالم و سرزنده
خوشحالی یعنی ی گردش و پیاده روی ساده با دوستات
خوشحالی یعنی وجود قلب تپنده به عشق
خوشحالی یعنی در لحظه زیستن
خوشحالی یعنی قرار گرفتن در جمع افرادی که از دیدن آنها شاد می شوی و آنها، هم، شادی ماندگاری را به تو هدیه می دهند.
خوشحالی یعنی با کلام زیبای خود غم را از دل افراد بزداییم و شادی را مهمان قلبهای بی قرارشان کنیم.
خوشحالی یعنی تا انتهای جاده های تاریک یاس و ناامیدی پیش برویم اما، توکل به خدا و نور امیدی که خداوند به قلب سیاه ما می تاباند باعث شود امید به زندگی و شوق دیدن فردایی بهتر ما را به شکرگزاری از نعمتهای پروردگار دعوت کند و قدر لحظه لحظه ی زندگیمان را بدانیم.
خوشحالی یعنی دریافت یک کتاب از بهترین دوستمان که با نگاه کردن به آن، خوبی هایش و خاطرات خوشی را که با هم سپری کردیم در ذهنمان تداعی کند.
خوشحالی یعنی شاد باشیم و این حس خوبمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم.
خوشحال یعنی یکی را کنارت داشته باشی که تو همانطور که هستی قبول کند و درکت بکند
خوشحالی یعنی دنیای بدون ماسک
خوشحال یعنی رسیدن به چیزی که سال ها برایش دویدی
خوشحالی یعنی یک دفتر دراز ایده ها و داستان های ناب
خوشحالی یعنی همین که دستمون به نوشتن بنده.
خوشحالی یعنی ورق زدن آلبومهای قدیمی
خوشحالی یعنی لبخندی که ناخودآگاه از یادآوری خاطرهای روی لبت میشینه
خوشحالی یعنی استرس اولین دیدار
خوشحالی یعنی نتیجه گرفتن یک فروش
خوشحالی یعنی داشتن کلی برنامهی تفریحی
خوشحالی یعنی جمع شدن دور هم رفقای قدیمی
خوشحالی یعنی موفقیت یکی که دوستش داشتی و …هنوز داری از دورادور ببینی
خوشحالی یعنی رهایی از بندهای ذهن
خوشحالی یعنی دونستن یه قدم بعدت رو
خوشحالی یعنی ته اش رو اولش ببینی و از مسیر لذت ببری
خوشحالی یعنی اعتماد به راننده اتوبوس که خداست و من مسافر فقط باید لذت ببرم تا به مقصد برسم
خوشحالی یعنی من تو او کنار هم و یه خنده بدون کینه
خوشحالی یعنی نگاه کردن به چشمهای فرزندت.
خوشحالی یعنی به آغوش گرفتن تن کوچیک فرزندت.
خوشحالی یعنی هر روز چیزهای جدید یاد میگیری.
خوشحالی یعنی میدونی امیدت زندست
خوشحالی یعنی خوردن پیتزا بدون عذاب وجدان!
خوشحالی یعنی ببینی حرفات تاثیرات بزرگ و مثبت میزاره.
خوشحالی یعنی وقتی میبینی تو رو به خاطر خودت و کارهات دوست دارن.
خوشحالی یعنی رها کردن گذشته.
خوشحالی یعنی هر روز با امید ساختن روزی پربار بیدار میشی.
خوشحالی یعنی نوشتن یک استعاره!
…
خوشحالی یعنی داشتن حال خوش
خوشحالی یعنی دانستن معنای زندگی
خوشحالی یعنی فهمیدن عمق دنیا
خوشحالی یعنی پرواز درون کتاب ها
خوشحالی یعنی پریدن از روی موانع
خوشحالی یعنی دویدن روی چمن های خیس
خوشحالی یعنی تنفس هوای بارانی
خوشحالی یعنی دوری از روزهای غمناک
خوشحالی یعنی گذر ایام جوانی
خوشحالی یعنی رفتن پی چیزهای قشنگ
خوشحالی یعنی لباس های رنگارنگ
خوشحالی یعنی آنافورا
خوشحالی یعنی جمله قبلی کلیشه ایست
خوشحالی یعنی بدونی برای چی از خواب بیدار میشی
خوشحالی یعنی هزار ایده نو برای نوشتن داشته باشی
خوشحالی یعنی راهت سخت باشه اما دلت پرامید
خوشحالی یعنی آخر شب دستاتو بزاری زیر سرتو بگی خدایا شکرت
خوشحالی یعنی هر وقت دلت خواست به دوستت زنگ بزنی و بگی دلم تنگه
خوشحالی یعنی تمام داشتههاتو بخاطر نداشتههات از دست ندی
خوشحالی یعنی اینجام و میتونم بنویسم
خوشحالی یعنی حال خوب تو
حال خوب من
خوشحالی یعنی یک راه برای رفتن
یک هدف برای رسیدن
یک قلم برای نوشتن
و یک امید برای زندگی
خوشحالی یعنی شنیدن اسمت برای اولین بار از زبان یه کودک
خوشحالی یعنی قدم زدن تو رودخونه تو دل گرمای تابستون
خوشحالی یعنی یه پیک نیک ۲نفره
خوشحالی یعنی یه عالمه شکلات هدیه بگیری
خوشحالی یعنی کتابی که تو اوج خستگی از سر جذابیت نذاره بخوابی
خوشحالی یعنی پیدا کردن هدفت
خوشحالی یعنی رقصیدن دسته جمعی
خوشحالی یعنی دیدن صورت قشنگ خورشید خانم تو آسمون
خوشحالی یعنی دیدن اسمت روی جلد یه کتاب
خوشبختی یعنی احساس رضایت داشتن از چیزهایی که داریم.
خوشبختی یعنی حضور پدر و مادر.
خوشبختی یعنی زندگی بدون بیماری.
خوشبختی یعنی خواندن چند بیت شعر یا غزل در ابتدای روز.
خوشبختی یعنی انتظار داشتن به یافتن واکسن کرونا.
خوشبختی یعنی زندگی بدون استرس.
خوشبختی یعنی نشستن روی نیمکت پارک بدون ماسک نفس کشیدن.
خوشبختی یعنی داشتن دوست خوب.
خوشحالی یعنی آگاهی داشتن از افکار و احساسات خودم برای ساختن زندگی پر بار و با معنا
خوشحالی یعنی زندگی در لحظه ی اکنون …
خوشحالی یعنی سکوت و دیدن زیبایی ها…
خوشحالی یعنی میتوانم بخندم .
خوشحالی یعنی داشتن کسانی که بتوان به آنها عشق ورزید.
خوشحالی یعنی خوشی هایی که حالمان را خوب میکنند.
خوشحالی یعنی دیگر احساس بیهودگی نکنی .
خوشحالی یعنی پیدا کردن هدفی برای زندگی .
خوشحالی یعنی حال خوب با نوشتن.
خوشحالی یعنی من بنده ی آن دمم که ساقی گوید، یک صفحه دگر نویس و من بتوانم .
خوشحالی یعنی تلاش برای رسیدن .
خوشحالی یعنی ورق زدن کتاب های نو .
خوشحالی یعنی لذت بردن از تک تک لحظات
خوشحالی یعنی دیدن خنده های پدر و مادر
خوشحالی یعنی سپاسگزاری از پروردگار
خوشحالی یعنی نوشتن
خوشحالی یعنی امیدواری
خوشحالی یعنی ببینی حیوانی از دستت سیر غذا می خورد.
خوشحالی یعنی اراده کنی جور دیگری -یک جور خوب- باشی.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای چشمه سان مادرت که سیر و زنده ات می کند.
خوشحالی یعنی با معشوقت بی دغدغه نگاه دیگران در خیابان راه بروی. بدوی. بلند بلند بخندی. سر یک میدان بزرگ در روشن ترین زمان روز از بوسه عمیق هم مست شوید…
و خییییییلی چیزهای دیگر.
خوشحالی یعنی دراوردن درست دسر از قالب
خوشحالی یعنی خوردن چای دورهمی
خوشحالی یعنی تمیز کردن خونه
خوشحالی یعنی همسر خوب داشتن
خوشحالی یعنی همسایه برات آش بفرسته😉
خوشحالی یعنی خوردن فلافل
خوشحالی یعنی ناامید نشدن
خوشحالی یعنی نداشتن فکر کمال گرایی لذت بردن از لحظات زندگی و پیش رفتن
خوشحالی یعنی پذیرفتن اینکه دیگران همینند
خوشحالی یعنی بی خیال حرص و طمع
خوشحالی یعنی لذت بردن از داشته ها
خوشحالی یعنی پدربزرگ برات تاب درست کن
خوشحالی یعنی عاشق شدن
خوشحالی یعنی دوست داشتن
خوشحالی یعنی دیدن طبیعت زیبا
خوشحالی یعنی شنیدن آواز پرنده ها
خوشحالی یعنی امیدوار بودن به آینده
خوشحالی یعنی شکرگزاری
خوشحالی یعنی سلامتی
خوشحالی یعنی دیدن حال خوب مامان
خوشحالی یعنی کشیدن نقاشی
خوشحالی یعنی قبول کردن اینکه بدون اشتباه نیستی
خوشحالی یعنی راکد نبودن و حرکت داشتن
خوشحالی یعنی پایان شب سیه سفید است
خوشحالی یعنی خدا هست و خدا هست و خدا هست😊😉
خوشحالی یعنی هرم نفس های گرم کیش روی صورتم.
خوشحالی یعنی چین های دامن مادرم که در باد میرقصند.
خوشحالی یعنی دوچرخه سواری طولانی در هوای گرم.
خوشحالی یعنی تجربه چیزهای شگفت انگیز.
خوشحالی یعنی یه دوست خوب.
خوشحالی یعنی روی صخره بشینی و به آب که مثل یه موجود زنده و وحشی حرکت میکنه نگاه کنی.
خوشحالی یعنی پدر.
خوشحالی یعنی مادر.
خوشحالی یعنی کتابهات رو با خودت ببری ماجراجویی.
خوشحالی یعنی غذا دادن به گربه های لاغر و چشم خوشگل.
خوشحالی یعنی پوشیدن لباس های دهه ۹۰ میلادی.
خوشحالی یعنی دور شدن از بوی سیگار و نفس در هوای پاک.
خوشحالی یعنی عکس گرفتن توی مغازه شیک مبل فروشی.
خوشحالی یعنی دستات از سرمای یخمک درد بگیره ولی تسلیم نشی و دست از خوردن نکشی.
خوشحالی یعنی دیدن فرش نیمه بافته مادربزرگم.
خوشحالی یعنی جمع کردن برگ های خشک پاییزی.
خوشحالی یعنی خشک کردن گل لای صفحات کتاب موردعلاقت.
خوشحالی یعنی خریدن جورابای رنگی.
خوشحالی یعنی آشنایی با آدم های جدید.
خوشحالی یعنی یاد گرفتن یه غذای خوشمزه.
خوشحالی یعنی گرفتن قاصدک ها در کوچه پس کوچه های کودکی ام.
خوشحالی یعنی قرمه سبزی مامان پز.
خوشحالی یعنی هذیان نویسی.
خوشحالی یعنی خواندن داستان های هزار و یک شب و همراهی با شهرزاد قصه ها.
خوشحالی یعنی خوابیدن روی مبل، توی پذیرایی، جلوی کولر.
خوشحالی یعنی رها کردن آدم های بی ارزش به حال خودشان.
خوشحالی یعنی صبح بتونی با روشنایی خورشید چشم هارو باز کنی و نفس بکشی.
خوشحالی یعنی زندگی کردن، واقعا زندگی کردن.
خوشحالی یعنی ته باغ گردو روی تخته سنگ قدیمی و محبوب بشینی و از ته دل جیغ بزنی، بعد کامیون ها برات با ریتم بوق بزنن.
خوشحالی یعنی نقاشی کشیدن روی دیوار با آب رنگ.
خوشحالی یعنی درست کردن عروسک.
خوشحالی یعنی خوندن زیست.
خوشحالی یعنی تشریح قلب.
خوشحالی یعنی یه مسئله سخت ریاضی یا فیزیک رو حل کنی.
خوشحالی یعنی رفتن به شهر کتاب.
خوشحالی یعنی قدم زدن در خیابان انقلاب.
خوشحالی یعنی همبرگر.
خوشحالی یعنی خواندن شعر های ابتهاج محبوبم.
خوشحالی یعنی دوستت عاشق نوشته هات باشه.
خوشحالی یعنی هرچی این لیست رو میخوای تموم کنی نشه.
خوشحالی یعنی…
خوشحالی یعنی قبل از اینکه تلفنت زنگ بخورد از خواب بیدار شوی.
خوشحالی یعنی در سکوت عالم تو در غوغای درونت مشغول کار باشی.
خوشحالی یعنی صبح که از خواب بیدار می شوی ببینی که شاهین جان کلانتری پست تازهای هوا کرده.
خوشحالی یعنی ببینی که همه چیز همانطور که می خواهی به پیش می رود.
خوشحالی یعنی نداشتن زمان برای خاراندن سر.
خوشحالی یعنی بدانی امروز روزی بزرگ تر از دیروز است.
خوشحالی یعنی پرداختن به خود و آنچه که بدان می بالی.
خوشحالی یعنی آرامش خاطر از آنکه تمام کردن کارهایی که مقرر کرده ای.
خوشحالی یعنی با ماژیک روی چک لیست خط کشیدن و گفتن این جمله «تمام شد!»
خوشحالی یعنی فهمیدن و لمس و درک معنای این جمله: «پاداش نوشتن در خود نوشتن است.»
خوشحالی یعنی بخواهی و بتوانی انجام دهی هر آنچه را که قلبت میطلبد….. بدون ترس و بدون حتی ذره ای تردید از قضاوت شدن و سرزنش دیگران!!!
خوشحالی یعنی حالِ خوش عمیق قلبت
خوشحالی یعنی صدای وجودت را می شنوی
خوشحالی یعنی می توانی دیگران را بفهمی و درک کنی
خوشحالی توان همدلی و همدردی را داری
خوشحالی یعنی برای سلام کردن مشتاق تری
خوشحالی یعنی صلح درونی
خوشحالی یعنی تماشای دنیا با لنز عشق چشم هایت
خوشحالی یعنی تو قدردان و شکرگزاری
خوشحالی یعنی قدم اول برای تکامل
خوشحالی یعنی به آغوش گرفتن دردها و رنج هایت و ادامه دادن
خوشحالی یعنی معرفت و آگاهی
خوشحالی یعنی هم صحبتی با خود
خوشحالی یعنی عشق هنوز جریان دارد که دلتنگی
خوشحالی یعنی خودشناسی
خوشحالی یعنی خودآگاهی
خوشحالی یعنی صدای پای دویدن های کودک همسایه ات را هنوز می شنوی
خوشحالی یعنی درک معنای زندگی
خوشحالی یعنی تجربه رفاقت با خدا
خوشحالی یعنی حس گرمای چشمان فرزندانت
خوشحالی یعنی برای خوب شنیدن و دیدن آماده تری
خوشحالی یعنی حسی لطیف برای فرد هایی احساسی خوش حالی یعنی ویژگی که در وجود هر کسی جریان دارد خوشحالی یعنی احساسی که در مواقعی خاص پیش میاید خوش حالی یعنی به چیز های دوره برت اهمیت بدی خوشحالی یعنی حسی که من به نوشتن دارم خوش حالی برای همه پیش میاید فقط کافیست به ان حس باور داشته باشی امیدم ان است که همه ما هر روز خوشحال باشیم شاد باشید 😊😊😊
خوشحالی یعنی بغل کردن مامانت بعد یه دوری طولانی
خوشحالی یعنی یه جاده بی انتها و یه انرژی نامحدود برای راه رفتن
خوشحالی یعنی دیدن دوباره طلوع خورشید
خوشحالی یعنی خریدن کتابی که خیلی وقته دنبالشی…
خوشحالی یعنی دیدن پیام یه دوست قدیمی روی صفحه گوشیت
خوشحالی یعنی اینکه بتونی همه رو دوست داشته باشی
خوشحالی یعنی کمک کردن به از خودت نیازمندتر
خوشحالی یعنی نگاه به آینه و لبخند واقعیت
خوشحالی یعنی بتونی عاشق بشــی
خوشحالی یعنی بتونی آفتاب رو از آسمون پایین بکشـی
خوشحالی یعنی بتونی روی ماه رو ببوسی
خوشحالی یعنی جواهر رو از آسمون بچینی
خوشحالی یعنی بتونی همه این کارارو خودت انجام بدی
خوشحالی یعنی کار کردن
خوشحالی یعنی دست به کیبورد شدن
خوشحالی یعنی ورق زدن صفحات
خوشحالی یعنی پیدا کردن چنتا کتاب خوب توی یه کتابخانه عمومی
خوشحالی یعنی سکوت
خوشحالی یعنی نشنیدن
خوشبختی یعنی در روزهایی که درمانده بودی بعد از گذشت دردهایت به این رسیده باشی که بزرگ شدی و بپذیری رشد کرد های خوشبختی
بله درست میفرمایین👌
خوشحالی یعنی دیدن عبور یک شهاب تو دل سیاهی شب
خوشحالی یعنی مهربونی آدمها به همدیگه اونم بدون توقع
خوشحالی یعنی رسیدن اسفندماه و حال و هوای نابش که روح رو پرواز میده
خوشحالی یعنی دیدن آدمهایی که تو اوج سختیهای زندگی خودشون به بقیه هم فکر میکنند.
خوشحالی یعنی صدای قهقهی از ته دل بچهها
خوشحالی یعنی دیدن بچه گربهی بازیگوشی که دم خودش رو دنبال میکنه.
خوشحالی یعنی شنیدن صدای بارون وقتی که داری آمادهی خواب میشی.
خوشحالی یعنی دیدن غنچههای تازهی گلی که پرورش میدی.
خوشحالی یعنی دیدن جوونههای گیاهی که فکر میکردی خشک شده.
خوشحالی یعنی خوندن جملات ناب و جذاب تو کتابی که داری میخونی.
خوشحالی یعنی پیدا کردن آدمهایی همفکر و ساعتها نشستن و گپ زدن و لذت از همصحبتیشون.
به نام خدا
خوشحالی یعنی نوشیدن یک فنجان قهوه توی هوای پاک و تمیز یک دشت پر از درخت کنار کسی که جان بدهی به جانش.
خوشحالی یعنی بی پروا خندیدن به تمام مشکلات.
خوشحالی یعنی زندگی کردن، زندگی کردن و زندگی کردن…
خوشحالی یعنی خوابیدن زیر پتوی گرم روی ایوان خانه ی کاهگلی مادربزرگ و استشمام بوی عطر گل نرگس و یاس و نسترن.
خوشحالی یعنی بوسیدن دست های پدر و مادر از عمق وجود.
خوشحالی یعنی قدم زدن زیر باران بهاری همراه یک دوست همیشگی.
خوشحالی یعنی چشم بسته سخن گفتن با خدا در دل شب.
خوشحالی یعنی دویدن زیر سقف آسمان خدا، دویدن میان گندم زار ها.
خوشحالی یعنی…
خوشحالی یعنی: وقتی صبح خیلی زود بدون زنگ ساعت از خواب بیدار میشی و جلوی پنجره اتاق صبحانه می خوری و شاهد طلوع آفتابی. 🛌🏻🕓🌄
خوشحالی یعنی: وقتی یه رمان زیبا را می خری و دلت می خواهد هرچه سریع تر به خانه برگردی و آن را شروع کنی. 📙⏮
خوشحالی یعنی: وقتی کاری را انجام می دهی و از طرف کسانی که خیلی برات مهم هستند و دوستشان داری تشویق می شوی.❤
خوشحالی یعنی: ترس نداشتن از صحبت کردن جلوی جمعیت. 🙃👩🎓
خوشحالی یعنی: روزی که به طبیعت خودت برمیگردی و می فهمی که چه چیزی هستی.👩🐾
خوشحالی یعنی: از زمانت به بهترین شکل ممکن استفاده کنی که دیگر حسرتی برایش نداشته باشی. ⏳⌛
خوشحالی یعنی: پیدا کردن کلمات جدید روزانه برای بهتر بیان کردن موضوعات.🎙♣️
خوشحالی یعنی: داشتن آروزهای بزرگ و هدف های، کوتاه، میان و بلند مدت.👒🎓⛑💭
خوشحالی یعنی: وقتی قهرمان زندگی ات را میبینی و از طرف او مورد تشویق قرار میگیری.😍
خوشحالی یعنی: وقتی که بتوانی از خودت در برابر مشکلات، سختی ها و شکست ها دفاع کنی و تسلیم نشوی.💣💥
خوشحالی یعنی: انجام یک بازی دسته جمعی با خانواده و یا دوستانه صمیمی ات. 😙👩👧👩🔬👩🎤🙎♀️👸🙆♂️
خوشحالی یعنی: روزی که نه از گوشی و نه از اینترنت خبری باشد، فقط خودت باشی و…😄📵
خوشحالی یعنی: وقتی با دوستانت به تعطیلات میروی و باهم توی یک خانه و یا هتل زندگی می کنی.🏞🏝🏜🏖
خوشحالی یعنی: وقتی پدر و مادرت از تو رازی باشند.😍👔👜
خوشحالی یعنی: روزی که هوا خیلی گرم است و یک دفعه بارانی با هوای خنک از راه میرسد.💨💦🌞⛅⛈🌧
خوشحالی یعنی بتونی خدا رو همیشه صدا کنی و به یادش باشی.
خوشحالی یعنی هر روز صبح طلوع خورشید رو ببینی.
خوشحالی یعنی هر روز صدای پدر و مادرت رو بشنوی.
خوشحالی یعنی هر روز همسرت رو بدرقه کنی و شب به استقبال ورودش به خونه بری.
خوشحالی یعنی بچه هاتو تو آغوش بکشی و براشون قصه بخونی تا شب با آرامش بخوابن.
خوشحالی یعنی خواهر و برادر هایی داشته باشی که جونت به جونشون وصل باشه.
خوشحالی یعنی سلامت باشی.
خوشحالی یعنی هر روز کتاب بخونی و بنویسی.
خوشحالی یعنی هر روز منتظر باشی تا یه مطلب رو برای شاهین کلانتری بنویسی.
خوشحالی یعنی آشنا شدن با افراد جدید و مفید.
خوشحالی یعنی خواندن کتاب هایی که ماه هاست در مرز خواندن مانده اند.
خوشحالی یعنی رفتن میان بچه ها برایِ بهتر شدن حالمان.
خوشحالی یعنی نوشتن.
خوشحالی یعنی یادگیری.
خوشحالی یعنی دیدن ، شنیدن و آموختن.
خوشحالی یعنی فعال بودن.
خوشحالی یعنی در صفحات صبحگاهی پیاده روی کنیم.
خوشحالی یعنی خواندن وبلاگ شاهین کلانتری (که تمامی هم ندارد😉)
خوشحالی یعنی تمرینِ روزانهی استعداد هایمان.
خوشحالی یعنی گرفتن کتاب به عنوان هدیه.
خوشحالی یعنی یک قلم و چند برگ کاغذ داشته باشی.
خوشحالی یعنی دوست عزیزی مثل شاهین خان کلانتری داشته باشی.
خوشحالی یعنی قبل از مرگ،انسانهای ناب را بشناسی.
خوشحالی یعنی یک داستان از جناب بیژن نجدی ارجمند بخوانی.
خوشحالی یعنی قهوه بخوری و به طلوع صبح بنگری.
خوشحالی یعنی قلم را برداری و شروع کنی؛خودش تو را میکشاند آنجا که میخواهد.
خوشحالی یعنی بدانی،میتوانی.
خوشحالی یعنی خودشانس باشی.
خوشحالی یعنی هر روز یک شعر از زندگی چشیده باشی.
خوشحالی یعنی همسفرت،همراه باشد.
در قرنطینه آموختم،چقدر زود دیر میشود.
در قرنطینه آموختم،چه انسانهای بی نظیری در همین نزدیکیها نفس میکشند.
در قرنطینه آموختم، هیچ مانعی وجود ندارد،رود که باشی جاری میشوی.
در قرنطینه آموختم، یک آغوش چقدر طبع گرمی دارد.
در قرنطینه آموختم، انسان در محدودیت شکوفا میشود.
در قرنطینه آموختم، چقدر تواناییهای پنهان دارم.
در قرنطینه آموختم، زندگی با دورههای شاهین خان کلانتری چقدر لذتبخش است.
در قرنطینه آموختم،دوستان صمیمی تر از کاغذ و قلم وجود ندارد.
در قرنطینه آموختم،چه نویسندگان کمیابی هست که من از آنها بی خبرم.
در قرنطینه آموختم،طلوع خورشید یکی از زیباترین موهبتهای خداوند است.
خوشحالی یعنی مریم راهش رو پیدا کرده
خوشحالی یعنی چن تا کتاب رو همزمان بخونی
خوشحالی یعنی با امیرالمؤمنین دوست باشی
خوشحالی یعنی حضرت علی اجازه بده کتابش رو بخونی
خوشحالی یعنی یه نفر با یه دعوت خوشحالت کنه
خوشحالی یعنی دوستت رو بعد دو سال ببینی
خوشحالی یعنی سراسر احساس باشی
خوشحالی یعنی هنرمند باشی
خوشحالی یعنی استاد خوبی مثل استاد کلانتری سر راهت قرار گرفته باشن
خوشحالی یعنی زندگی با امید
خوشحالی یعنی حس خوب زندگی
خوشحالی یعنی زلال باشی مثل آب
خوشحالی یعنی یک روز دوست دوران راهنماییت بهت پیام بده و بگه برو تو دوره صدداستان استاد کلانتری ثبتنام کن، اولش بگی برو بابا اینام برای خودشون دکون باز کردند😁 بعد که ثبتنام کردی و دوره رو گذروندی تازه میفهمی اینایی که یاد گرفتی رو توی هیچ دکون و مغازهی واقعی نمی فروشند و نخواهند فروخت.
خوشحالی یعنی خوشحالم که مسیر جدیدی توی زندگی به نام نوشتن آغاز شده …
خوشحالی یعنی به خود متعهد بودن.
خوشحالی یعنی در حال زندگی کردن.
خوشحالی یعنی درست کردن لواشک در عصر تابستان.
خوشحالی یعنی زمان را در دست داشتن.
خوشحالی یعنی به خود دروغ نگفتن.
خوشحالی یعنی قدم های کوچک برای رسیدن به آرزوها.
خوشحالی یعنی بازی کردن با کودکان.
خوشحالی یعنی صدای جوشیدن آب در صبح.
خوشحالی یعنی نان داغ به همراه پنیر و گردو.
خوشحالی یعنی رها کردن گذشته.
خوشحالی یعنی زیبا دیدن.
خوشحالی یعنی دوچرخه سواری در شب.
خوشحالی یعنی برنامه ریزی برای فردایی نو.
خوشحالی یعنی رضایت از خود.
خوشحالی یعنی دنیای واقعی را به دنیای مجازی ترجیح دادن.
خوشحالی یعنی انجام درست مسئولیت ها.
به قول مهندس های صنایع خوشحالی یعنی
کارایی +اثربخشی
۱. خوشحالی یعنی رسیدن به هدفی که روزی، از راهِ دور و با حالتی ناممکن به آن نگاه میکردی.
۲. خوشحالی یعنی، پر شدنِ هر روزهی چک لیستها
۳. خوشحالی یعنی، پیدا کردن ِ کتابی حجیم که تا پایانش، آن را زمین نگذاری.
۴. خوشحالی یعنی صبح ِ زود از خواب برخیزی و با بوی ِ نمِ خاکِ باران خورده، بنشینی پای نوشتن.
۵. خوشحالی یعنی، انسانها نویسنده خطابت کنند.
۶. خوشحالی یعنی، باد بوزد و پردهی اتاق را تکان دهد.
۷. خوشحالی یعنی، روزی تلفن را روشن کنی و پیامی از انسانی که دوستش داری را ببینی.
۸. خوشحالی یعنی، پاییز از راه برسد.
۹. خوشحالی یعنی، کشیدن ِ یک نقاشی ِ خیالی..
سلام
خوشحالی یعنی زدن از خونه و رفتن به دشت .
خوشحالی یعنی دیدن بارور شدن دانه های زرد و یاقوتی برنج شالیزار .
خوشحالی یعنی استشمام بوی خاک گرفته از باران تازه .
خوشحالی یعنی چرخیدن و چرخیدن و رقصیدن کنار درختان تنومند .
خوشحالی یعنی داشتن خانواده .
خوشحالی یعنی داشتن کتابخونه پراز کتابهای رنگی .
خوشحالی یعنی بودن در کنار همه ی خوشحالی ها و غمهای که گذشت .
خوشحالی یعنی چیدن میوه ای که سالها منتظر بارورشدنش نشسته ای.
خوشحالی یعنی نشستن کنار پنجره و دیدن پدر.
خوشحالی یعنی دیدن رنگین کمان بین هوای گرگ و میشی .
خوشحالی یعنی امید و روئیدن ما.
خوشحالی یعنی خوشحالی دیگران .
خوشحالی یعنی فکرهای که هرلحظه مثل بادبادکی به اسمان پرواز میکندوما مثل نخی به دنبالش در جریانیم.
خوشحالی یعنی تو ،یعنی من ،یعنی ما
– خوشحالی یعنی هر گوشه ی خونه یه بسته دستمال کاغذی باشه
– خوشحالی یعنی بدن ات هیچ نخاره
– خوشحالی یعنی چلوکباب
– خوشحالی یعنی همبرگر توپ
– خوشحالی یعنی… ولش کن بذارم خوشحال بمونید (الان اون پیر خرابات ببینه میگه سه نقطه و عسل!)
خوشحالی ،یعنی در لحظه حال زیستن ،شاهد و ناظر بودن ،پذیرفتن ،سپردن …وهیچ
تمرین سوم 1399/5/15
-خوشحالی یعنی: از خودت راضی باشی، نهکه ازخودراضی باشی.
-خوشحالی یعنی: خوردن غذایی که دوستش داری.
-خوشحالی یعنی: سفر،رانندگی توجاده در شبِ مهتابی با همراهی نمنم باران.
-خوشحالی یعنی: کارِت را دوست داشته باشی و ازآن لذت ببری.
-خوشحالی یعنی: خستگیِ بعدازورزش.
-خوشحالی یعنی: وقتی کسی راکه دوستش داشتی از این دنیا رفت، در زمانِ حیاطش، دوست داشتنِ تورا باور کرده باشد.
-خوشحالی یعنی: کمترازچند دقیقه در رختخوابت خوابت ببرد.
-خوشحالی یعنی: شاهد موفقیت و خوشحالی کسی باشی که روزی درحد بضاعتت به او کمک کردی.
-خوشحالی یعنی: بعداز یک ربع که توی جکوزی خوب پُخته شدی،بپری توی حوضچه آبِسرد بعد بیای بیرون و خودت رو بندازی روی تختِماساژ و یکساعت ماساژ بگیری.
-خوشحالی یعنی: خوردن یک فنجان قهوه و خواندنِکتاب مورد علاقهات.
-خوشحالی یعنی: پیادهروی توی فصلِپاییز.
-خوشحالی یعنی: پرسه زدن توی کتابفروشیها.
-خوشحالی یعنی:همه کارهای توی چکلیست روزانهات تیک بخورد.
-خوشحالی یعنی: کتابی که مدتها دنبالش بودی پیدا کنی.
-خوشحالی یعنی: ازخوشحالی دیگران خوشحال بشی.
خوشحالی یعنی رسیدن در اوج نا امیدی.
خوشحالی یعنی ساختن از دل نداشتن ها.
خوشحالی یعنی نبض پر خروش زندگی.
خوشحالی یعنی لبخند از عمق وجود.
خوشحالی یعنی داشتن قلبی مملو از مهربانی.
خوشحالی یعنی بایستن در اوج نتوانستن.
خوشحالی یعنی دیدن روزنه امید از دل مه آلود امروز.
خوشحالی یعنی پروردن عشقی به زلالی آب در دل.
خوشحالی یعنی داشتن آرزویی در دل.
خوشحالی یعنی شنیدن آواز چکاوک در هیاهوی روزمرگی.
خوشحالی یعنی لبخند خدا.
خوشحالی یعنی خندیدن از صمیم قلب
خوشحالی یعنی کسانی را داشته باشی که همان گونه بدون هیچ چشمداشتی دوستت داشته باشند.
خوشحالی یعنی سفر در زمان و مکان با مطالعه کتاب
خوشحالی یعنی یک کتابخانه پر از کتاب داشته باشی
خوشحالی یعنی این که کلی ایده برای نوشتن داشته باشی
خوشبختی یعنی داشتن برادر
خوشبختی یعنی یافتن دوست خوب و وفادار
خوشبختی یعنی خواب راحت
خوشبختی یعنی هر جا رفتی، دلت را نیز با خودت ببری
خوشحالی یعنی پیاده روی و نفس کشیدن در هوای پاک
خوشحالی یعنی در آرامش شب نوشتن، خوشحالی یعنی نوازش نسیم شب های تابستان از کنار پنجره، خوشحالی یعنی دستی که دور گردنت حلقه میشود، خوشحالی یعنی دیدن دوباره طلوع خورشید، خوشحالی یعنی چای تازه دم سر صبح، خوشحالی یعنی بوی قورمه سبزی، خوشحالی یعنی دویدن پای به پای پسربچه ای که از ته دل قهقهه میزند، خوشحالی یعنی سطرهای کتاب خواب از سرت بپراند، خوشحالی یعنی صندلی روبرویت خالی از دوست و چای و لبخند نباشد، خوشحالی یعنی حافظه ای که هنوز دوست داشتنی ها را به خاطرم می آورد.
سلام استاد بزرگوار :
خوشحالی یعنی : کسانی باشند که بتوان از ته دل دوستشان داشت ….خوشحالی یعنی : دلی باشد که برای تو بتپد ..خوشحالی یعنی زیر باران قدم زدن .خوشحالی یعنی کوچه ایی پراز عطر یاس وشب بو …خوشحالی یعنی اینکه صفحه ایی باشد تا یه عالمه رفیق باهم درباره خوشحالی هامون بنویسیم …خوشحالی یعنی هدف وانگیزه داشته باشی برای آینده …خوشحالی یعنی وقتی تلاش میکنی که حتما ساعت ۵صبح بیداربشی ودیگه نخوابی …خوشحالی یعنی شنیدن موسیقی …یعنی خواندن کتاب های متنوع وپراز محتوا …خوشحالی یعنی همراه بودن با استاد عزیزی همچون شاهین کلانتری …خوشحالی یعنی حال خوب همین حالای من😄😄😄
تماشای خاله بازی بچه ها
خوشحالی یعنی تموم کردن درس و دانشگاه
خوشحالی یعنی یاد گرفتن یه موضوع جدید
خوشحالی یعنی کار کردن کنار یک آدم باتجربه
خوشحالی یعنی زندگی در هرجا اما با هدف بزرگ
خوشحالی یعنی همین تمرینهای کوچک اما قشنگ
خوشحالی یعنی بودن در کنار عزیزانت و نزدیک خانواده
خوشحالی یعنی خواندن کتابی که دوست داری
خوشحالی یعنی میدونی چطور باید بنویسی
خوشحالی یعنی سالم بودن و نفس کشیدن
خوشحالی یعنی سایت خوب شما
خوشحالی یعنی نفس کشیدن
خوشحالی یعنی اتمام کار
خوشحالی یعنی اتمام خواندن متن این صفحه
خوشحالی یعنی با تمام خستگی هات الان داری می نویسی
خوشحالی یعنی تجربه سختی ها با تمام توان
به نام خدا
خوشحالی یعنی نوشیدن یک فنجان قهوه توی هوای پاک و تمیز یک دشت پر از درخت کنار کسی که جان بدهی به جانش.
خوشحالی یعنی بی پروا خندیدن به تمام مشکلات.
خندیدن یعنی زندگی کردن، زندگی کردن و زندگی کردن…
خندیدن یعنی خوابیدن زیر پتوی گرم روی ایوان خانه ی کاهگلی مادربزرگ و استشمام بوی عطر گل نرگس و یاس و نسترن.
خندیدن یعنی بوسیدن دست های پدر و مادر از عمق وجود.
خندیدن یعنی قدم زدن زیر باران بهاری همراه یک دوست همیشگی.
خندیدن یعنی چشم بسته سخن گفتن با خدا در دل شب.
خندیدن یعنی دویدن زیر سقف آسمان خدا، دویدن میان گندم زار ها.
خندیدن یعنی…
خوشحالی یعنی دیدن پیام استاد کلانتری در کانال مدرسه نویسندگی و تمرین نوشتن🌺
خوشحالی یعنی نوشتن روزانه
خوشحالی یعنی تولید محتوا
خوشحالی یعنی پا گذاشتن تو مسیری که دوست داری
خوشحالی یعنی به کسی فکر کنی و بهت زنگ بزنه
خوشحالی یعنی شنیدن موفقیت بهترین دوستت
خوشحالی یعنی خنده پدر و مادر
خوشحالی یعنی آرامش دل
خوشحالی یعنی آرزوت برآورده بشه
خوشحالی یعنی دیدن معجزه شفای یک بیمار
خوشحالی یعنی دیدن شادی دیگران
خوشحالی یعنی ببینی خدا هواتو داره
خوشحالی یعنی پیدا کردن دوستان خوب در دوره محتوا تیم
خوشحالی یعنی یادگیری روزانه
خوشحالی یعنی موبایلم را بتونم به راحتی روی سکوت بذارم و چند ساعتی ازش دور باشم.
خوشحالی یعنی خوششانس بودن در زندگی.
خوشحالی یعنی کسی هست که براش بسیار ارزشمندی و تحت هر شرایطی دوستت داره …
خوشحالی یعنی لذت کتاب خواندن.
خوشحالی یعنی با نوشتن،حال بد خودت را درمان کنی.
خوشحالی یعنی علیرغم خستگی مچ دستت باز هم از نوشتن سیر نشوی و از آن دست نکشی.
خوشحالی یعنی بیدغدغه بخندی.
خوشحالی یعنی حرفای دیگران را نشنوی و مصمم به راهت ادامه بدی.
خوشحالی یعنی روزبهروز حس کنی به اهدافت نزدیکتر میشوی.
خوشحالی یعنی استادی به خوبی شاهین کلانتری داشته باشی.
خوشحالی یعنی برای کلاس آنلاین روزهای زوج لحظهشماری کنی.
خوشحالی یعنی خداروشکر که با شما و مدرسه نویسندگی آشنا شدم.
خوشحالی یعنی انگیزه و امیدی که شما به همه ما میدهید استاد جان🌹😍
محبت داری شقایق عزیز
خوشحالی یعنی داشتن دوستان نازنینی چون شما.