مارتابه‌های خسته‌خال

➖نویسنده که سانسور شد، سانسور نویسنده شد.

 

➖کلمات را وقتی دوست داشت که جور دیگری تلفظشان کند،‌ نادرست.

 

➖دیده بود که گاه دوباره‌‌چینیِ کتاب‌ها در قفسه ایده‌زاتر از خاندن آن‌هاست.

 

➖برای تمرین یک هنر می‌توان هنرهای دیگری را هم تمرین کرد؛ برای مثال‌ موسیقی نواختن یا نقاشی کشیدنِ یک نویسنده را هم می‌توان بخشی از تمرین نویسندگی او دانست. (امروز در سمپوزیوم نویسندگی وحشیانه طراحی کردیم.)

 

➖گاهی که کم‌تمرکزم واژه‌های بی‌معنا می‌سازم تا قلم غلیان کند، البته با استفاده از عناصر فعال زبان؛ چند نمونه از یاوه‌پردازی‌های امروزم:
خسته‌خال-مارتابه-توزتاب-خارپینه-پرسش‌گور-سربرنج-شیرشاعر-شب‌لابه-شیرازخم-زخمازه

 

➖این نوشته به‌تدریج در طول روز کامل می‌شود.

 

➖کماکان منتظر دیداریادهای شما هستم:
nevisandesaz.ir/2025/11/01/didaryad/

 

➖کانال‌های برتر همسفران مدرسه نویسندگی بشناسید:
@behnevisa

 

➖اگر مشتاقید درباره‌ی دغدغه‌هایتان گپ بزنیمِ پرسش‌هایتان را در وبگاه نویسنده‌ساز بنویسید(هر سؤال در صفحه‌ی مخصوص خودش):
Nevisandesaz.ir

 

➖پرهیزیات امروز:
-اینستاگرام و توییتر و…

 

➖کلاس‌های امروز:
-کلاس حضوری پایه
-کلاس حضوری پیشرفته (سمپوزیوم نویسندگی)

 

 

➖دوره‌های توراهی:
-دوره‌ی آنلاین نویسندگی خلاق (دوره‌ی اصلی و پایه)
-دوره‌ی پیشرفته‌ی نویسندگی خلاق (متمرکز بر نثر ادبی)
-دوره‌ی آنلاین شعرماهی (متمرکز بر شعر کوتاه و مدرن)
اطلاعات بیشتر در کانال دوره‌ها:
@kelasenevisandegi

 

➖تنها کافی‌ست نام و نام‌خانوادگی‌تان را برای شماره‌ی زیر پیامک کنید تا عضو پیامک‌نامه‌ی نویسنده‌ساز بشوید:
50002710041185

 

➖کتاب‌های تازه در کتابفروشی نویسنده‌ساز:
@nevisandesazshop

 

➖از بیدل دهلوی:
بیدل تو جنوی کن و زین ورطه بدَر زن
عالم همه زندانی تقلید و رُسوم است

 

➖مَثَل‌های فراموش (نقل از فرهنگ جامع ضرب‌المثل‌های فارسی):
ظلمِ امروز ظلمت فرداست.
فقیرِ خشنود به از دولتمندِ ناراضی.
گُل راضی، بلبل راضی،‌ باغبان ناراضی.

 

➖کلمه‌برداری از دفتر شعر «خواب-بیدار» نوشته‌ی پری‌رخ رضا:
برگریزِ‌ بی‌امان
جوانی/در رگه‌های سنگ/دویده
شوری خفته در نگاه
ای هذیان هم از خواب خالی‌ست
جان می‌دهی به سکوت/سکوت مرهمی‌ست سفید بر تنت.
ناپیگیر/در پیکارها
گیلاس‌های سرخ/گوشوار می‌شود
شبحی می‌شویم پوینده
شام‌های به‌سحر رسیده‌ی چشم‌هایم
منظرِ شکسته
بریدگیِ دست‌هایم آواز می‌خوانَد
سوتِ سکوت بیدارم می‌کند
پرونده‌های روشن/در آرزوهای آبی/خوابند.
عطارها در خوابی سُکرآورند
مشام/پُرِ  عطرِ‌ گُل
نه پیکره‌ای انسانی/نه پیکی/نه پیکاری
گل‌های بی‌مرگی
پلکانی پُرپیچ و باریک به قعرِ زمین
آوازی به وضوحِ گلِ سرخ
وصله‌های پیراهنِ بختم
شاید توری سپید/با بتّه جقّه بر پیشانیِ ماه
با خط‌های لَک و لُکنت/و میلِ شکست
زمین‌های خُنَکِ خِنگ
جعبه‌ای از دوست داشتن را در گنجه‌ی قلب نگه داشته‌ام
نگاه/همیشه/کجاوه می‌سازد برای گردش/در چشمِ فرزندان
قدم‌ها بر سرتاسرم
سفیدِ یخی/سیاهِ‌ تلخ/قهوه‌ایِ تلخ/نارنجیِ خیس
ماه لیمویی لبخند می‌زند
جوانی/ساعت پیری را کوک می‌کند
پشت‌ میله‌های آویخته بر چفته‌های مُو
عشق را قفس دیدی/ویار را در خیال
زینتی بر گلمیخ/شمشیر در غلافِ زرنگار
با نقشِ‌تازیان و شکار
چهره‌شان هم مهتابی
پریشانِ هذیان‌گویِ خفته بر دامنِ آسمان

شاهین کلانتری

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

24 اردیبهشت 1397

24 اردیبهشت 1397

11 شهریور 1396

11 شهریور 1396

14 بهمن 1403

14 بهمن 1403

16 آبان 1401

16 آبان 1401

27 خرداد 1402

27 خرداد 1402

20 فروردین 1404

20 فروردین 1404

12 آذر 1395

12 آذر 1395

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *