میراثخواران
افسوس که برخی آثار ارزشمند ادبیات روزگار ما کمتر دیده و خوانده میشوند. «میراثخواران» یکی از این آثار است؛ کار مترجمی که با این داستان
افسوس که برخی آثار ارزشمند ادبیات روزگار ما کمتر دیده و خوانده میشوند. «میراثخواران» یکی از این آثار است؛ کار مترجمی که با این داستان
گاهی از اینکه بیحوصلگی لازم برای انجام برخی از کارهای گذشته را نداریم افسوس میخورم. گوشی هوشمند هزار خوبی دارد، اما اینکه هیچوقت مجال بیحوصلگی
آیا تاکنون به گفتگو با کلمات اندیشیدهاید؟ بله؛ میدانم که همیشه با استفاده از کلمات گفتوگو میکنیم. این که بدیهی است. اما منظور من حرف
بیش از دو ماه است که هر شب، رأس ساعت 11 لایو هوا میکنم. اول اصلاً به فکر برگزاری لایو منظم و روزانه -آن هم
▽ بهروز صفدری با چه جملۀ زیبایی سایتش را معرفی کرده: میل به اشتراک و تقسیمِ شیفتگیها که همیشه برای من انگیزهی نوشتن و ترجمه
توی یکی از لایوها از نوشتن جستار شخصی حرف زدیم. نتیجه مثبت بود. بعد از این لایو بازخوردهای خوبی دریافت کردم. گروهی نوشتند و به
–مارکز تو مصاحبه با یکی از دوستاش که اونم نویسندهس میگه فکر کردن و تحقیق کردن دربارۀ «صدسال تنهایی» پونزده سال طول کشیده، و میگه
این هفته هر شب رأس ساعت یازده «لایو» هوا کردم. یکی از بخشهای برنامۀ زندۀ من «باهمنویسی» است. در باهمنویسی با الگوی «5 دقیقه» پیش
دو سال پیش از اسکات آدامز (کارآفرین، سخنران و هنرمند) راه درست اولویتبندی را یاد گرفتم: بالاترین اولویت تو در زندگی باید خودت باشد. اگر
تصور کنید توی یک کتابفروشی خلوت من و شما اتفاقی همدیگر را میبینیم. شما کمی مرا میشناسید و من اصلاً شما را نمیشناسم. لبخند میزنید
دوستی زیر نامۀ «کلید موفقیت یک وبلاگ شخصی» نوشته: «واقعاً نوشتن دربارۀ یک موضوع مشخص و ثابت بسیار سخت است، چه کنیم سادهتر شود؟» من
«ریچارد براتیگان به سخاوتمندی شهره بود اما وقتی مجبور بود از دوستانش پول قرض بگیرد در پسدادنش تأخیر میکرد. معمولاً سعی میکرد قرضهایش را با
برخی از ما جملات انگیزشی و الهامبخش روی در و دیوار میچسبانیم. من قبلاً این جملۀ جُرج اُرول را چسبانده بودم روبروی میز کارم: «برای
این پاره از «شب هول» هم برایم الهامبخش است: هنوز چند هفتهای از شروع کلاسها نگذشته بود که من، و شاید اکثر همکلاسیهایم دریافتیم محمد
روی تابلویی بر دیوار خانه موزه بتهوون، دستخط بهرام بیضایی را دیدم. چند وقت بود دلم میخواست بروم سراغ نثر بیضایی. دربارۀ زبانآوری او چیزهای
بهگمان من رشد حقیقی ما از وقتی شروع میشود که در ابعاد گوناگون زندگی پایبندی عملی خودمان به این ضربالمثل را نشان میدهیم: «جلوی ضرر
نویسندۀ دیوانه نوشت: «ما مینویسیم؛ همیشه مینویسیم. و هیچ چیزی سد راه ما نیست. ایدهها پایانناپذیرند. ما هرگز کمبود ایده را بهانۀ ننوشتن نمیکنیم. ما
یکی از راههای دوامآوردن در مسیر نوشتن، تجربۀ مداوم پاداش نوشتن است. پاداش نوشتن فقط با انتشار اثر و قدر دیدن و بر صدر نشستن
یکی از توانمندیهای مهم یک نویسندۀ حرفهای و زبانآور استفادۀ متنوع و وسیع از فعلهاست. اما برای آشنایی با افعال گوناگون چه باید کرد؟ مسلماً
بعد از کتابفروشی، عاشق پرسه در پلاستیکفروشیام. چند وقت پیش رفتم پلاسکوفروشی و یک ظرف چهارطبقۀ چوبی خریدم که سه طبقۀ آن سبد است و